loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 23
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 14:31


بنأ در آن وقت خداوند در کجا بود و چیگونه بود؟

پس آیه (۱۱-شوری) با صراحت میگوید که الله ماده وجود ندارد و فزیک هم این مسجد طالقانی مشهد مورد را ثابت می نماید.

پس الله متعال تولید کننده مجال و جای میباشد. پژوهشگران درخصوص عظمت دنیا هستی گفته اند که هر کهکشان از میلیارد ها ستاره ایجاد شده است و دو هزار میلیارد کهکشان تا هنوز کشف گردیده است و آدم توانسته میباشد که تا به اندازه نود شماره مسجد توفیق مشهد میلیارد سال نوری ارتفاع و پهنا عالم هستی را کشف نمایند و تا هنوز از کشف نخستین و انتها عالم با این ابزار دست داشته خویش عاجز باقی‌مانده اند. رزرو مسجد توفیق مشهد

هم اکنون این پرسش پیش می‌آید بشریکه تا هنوز نتوانسته مقدار حقیقی و واقعی و ارتفاع و پهنا دنیا هستی را که عبد معبود میباشد فهم نماید می‌تواند به آشنایی تولید کننده آن دست یابد؟

آیا اصولأ می اقتدار جهانی را که در آن خیر وقتی وجود دارااست و خیر هم مکانی و خیر آدرس مسجد توفیق مشهد شرقی و غربی و خیر هم جنوب و شمالی و خیر دریک سمت و سوئی ادراک کرد؟

آیا میتوانیم با توان تخیلی که داریم لحظهٔ خویش را در آن عالم بی سو و نا کجا فرض کنیم و هجرت کنیم؟

آیا تفکر می‌توانیم بکنیم که هزاران دنیا دیگر وجود داشته باشند که حتی از تخیل ما خارج باشند مانند بشر های پنچصد سال قبلی که در صورتی کسی برای آنان می ذکر کرد که در دنیا امواج رادیوئی و تلویزیونی وجود دارا هستند که هر یک به مثابه یک عالم غیروابسته میباشد اطمینان نمی کردند و گوینده را کم عقل پندار می کردند.

آیا فکر‌می‌کنید‌ که ما هم مانند بشر های پنج صد سال پیش از رمز ها و اکتشافات صد سال سپس بی خبر هستیم؟

حال چه میدانیم که در آتی چه اختراعات و کشفیات حیرت آور بوقوع می پیوندد.

میگویند شاگردان دانشمند بلندمرتبه انیشتین فی مابین خویش راجع‌به وجود آفریدگار اختلاف کردند و بالاخره به توافق رسیدند که نزد انیشتین مدرس خویش بروند و از وی بپرسند. نزد مدرس رفتند و مورد را مطرح کردند معلم پس از شنیدن پرسش آنها سیگرت را که در اختیار داشت به دهن موفقیت و دود بزرگ به سینه کشید و آن دود را بطور رینگ رینگ به هوا رها کرد و به شاگردان خویش اظهار‌کرد به‌این رینگ ها نگاه نمایید و هر رینگٔ دود را یک کهکشان فرض کنید. می‌دانید در عالم هستی صد ها میلیارد کهکشان وجود داراست در حالتی که هر ذرهٔ دود را یک ستاره و یا این که سیاره فرض کنیم ما فعلأ در یکی‌از این ذره ها قرار داریم و تا هنوز نتوانستیم از نظام خورشیدی خویش بالاتر مسافرت کنیم و ما هیچگاه نخواهیم توانست که به کهکشان شیری که در آن نظام خورشیدی ما قراردارد هجرت کنیم چه برسد به دیگر کهکشان ها.

این زمین ما در قبال کهکشان شیری یک ذرهٔ بی مقدار میباشد و همچنان کهکشان شیری ما در قبال کهکشان های دیگر نیز به مانند یک ذرهٔ بی مقدار خواهد بود. اکنون تصور کنید جانور خرد و بی مقدار که بنام آدم درین کرهٔ خاکی معاش می نماییم خواهیم توانست اسرار این عالم هستی را مشاهده و فهم و شعور کنیم. ؟ابدأ. پس گفت و گو در امر آفریننده باعظمت که‌این عالم گسترده را آفریده میباشد ناشی از نترسی متکبرانهٔ ما میباشد.

و معلم خاطرنشان کرد که در حالتی که اینجانب بتوانم یک مایکروسکوپ قادر بسازم و با آن با یک میکروب که در یک تار مو سر رمز اینجانب معاش می کند سخن نمایم و در‌حالتی که از وی بپرسم که تو در کجا معاش می نمائی؟ وی برایم خواهد اظهار‌کرد که اینجانب بالای یک درخت سابق سالی که بر یک کره والا روئیده میباشد معاش مینمایم. و اینجانب در شرایطی که برایش بیان کنم که خیر این درخت وجود ندارد بلکه یک تار مو رمز اینجانب میباشد و این کرهٔ تعالی وجود ندارد بلکه راز اینجانب میباشد و مانند اینجانب میلیون ها بشر وجود داراست. آن میکروب فوری از کلیه این حقایق انکار خواهد کرد چون وی فراتر از عالم خویش نمی تواند اندیشه نماید و فهم و شعور نماید. ما آدم ها کوچکتر از آن میکروب هستیم و نمی توانیم آنچه را که در کهکشان های دیگر میباشد فهم و شعور کنیم. و اظهار‌کرد که بروید و به خداوند ایمان بیاورید.

مذهب ها اسلامی خصوصأ فرقه های کلامی در امر صفات آفریدگار اختلاف کرده اند که آنان را می شود به یک‌سری گروپ تقسیم کرد.

۱- گروپ اولیه میگویند در صورتیکه الله متعال در آیه (۱۱-شوری) اشاره فرموده میباشد که الله مانند هیچ شی دنیوی وجود ندارد و در اخیر فرموده میباشد که الله شنوا و بینا میباشد. الله متعال در عین هم اکنون که خویش را مانند هیچ شی نمی داند البته صفت شنوا بودن و بینا بودن را در همین آیه بیان می نماید و اثبات می نماید.

چیگونه آفریدگار می شنود و چیگونه می بیند ما آن را نمی دانیم و به همین طور مورد استوا بر اسمان و داشتن دست و.... کلیه از صفات میباشد که الله برای خویش بیان کرده و ما موظف هستیم که کلیه صفات را که الله برای خویش در قرآن بیان نموده قبول کنیم البته چگونگی آن را ما نمی دانیم و درخصوص آن پرسش هم نمی‌‌کنیم.

۲- گروپ دومین می‌گویند برخی از صفات نام برده در قرآن را می بایست آن طور که نام برده قبول کرد. مثلأ الله سمیع و بصیر میباشد در صورتی‌که عکس آن را بگوییم و یا این که توجیه کنیم ما یحتاج می‌آید که الله شنوا وجود ندارد و بینا وجود ندارد این در معنای انکار مصرح از قرآن میباشد.

ولی صفت دست و دستان، استوا بر اسمان مثلا موضوعات اند که می بایست تعبیر و تفسیر و تأویل شوند.

۳- گروپ سو‌مین آن های اند که صفات پروردگار را عین ذات پروردگار میدانند بنأ می‌گویند که در امر صفات آفریدگار هر تصویریکه در ذهن ما اخلاق و رفتار می‌گردد زیرا زاده و بنده ذهن انسان میباشد پس اطلاق آن به خداوند غلط میباشد و آنچه را که در ذهن ما از صفات آفریدگار صورت میگیرد نسبت دادن به معبود خرد ساختن پروردگار تا حد ذهن و تخیلات انسان میباشد که‌این صحیح وجود ندارد و به همین ترتیب همگی صفات معبود را نفی می نمایند و گفت و گو روی آن را از اقتدار انسان بیرون میدانند.

۴- گروپ چهارمین آنهای اند که الله متعال را مانند انسان دارنده جسم و دست ها و پا ها و گوش ها و چشمان میدانند. اکنون آن تیم منقرض گردیده اند و وجود ندارند.

درنگ میکنم که هم اکنون فرصت آن رسیده میباشد که پرسش دوم را مطرح کنم.

پرسش دوم ؛- آفریدگار در کجاست؟

این پرسش اساسأ و اصولأ صحیح وجود ندارد چون زاده ذهن ما بشر ها میباشد که در محدودهٔ جای و فرصت معاش میکنیم و برای آن های که درین حدود و چوکات وجود دارا‌هستند این پرسش صراحت دارد ولی برای هر که خارج از این حدود و چوکات وجود داشته باشد این پرسش سنجیده وجود ندارد. زیرا خارج از محدودهٔ جای و مجال جهت و کجائی نیست که پرسیده خواهد شد که پروردگار در کجا میباشد.

این پرسش برخواسته از ذهن و عقل قاصر و محصور ما میباشد که میخواهیم بر خداوند نیز زور کنیم. این پرسش بر موجودات که در محدودهٔ فرصت و جای محدود اند صحت می نماید البته بر ذات که خویش تولید کننده جای و مجال میباشد یک پرسش کاملأ کودکانه میباشد.

آن ذات که جای و مجال را آفرید پیش از رفتار جای و مجال در کجا بود؟ لفظ کجا در جای بکار می رود چون در محدودهٔ جای جهت وجود داراست. شرق، غرب، جنوب و شمال تمامی به تاثیر تکان زمین دور خورشید مضمون‌ پیدا می نمایند در غیر آن بی مضمون‌ خواهند بود. در خارج از جو زمین خیر شرقی وجود داراست خیر هم غربی، خیر بالائی و خیر هم آخری، این ها همگی معانی موقعیت های حرکات زمین دور آفتاب اند.

آن گاه که فرصت و جای اخلاق نشده بود می قدرت بیان کرد که آفریدگار کجا بود؟ در آن حالا خیر روز و شبی وجود داشت و خیر هم راستا و بالا و نهایی

در حالتی که پرسیده خواهد شد که معبود در آن درحال حاضر در کجا بود؟ به کار گیری کلمه و واژهٔ کجا گشوده هم بیان کنده کوتاهی حرف میباشد چون ما فراتر از این واژه و لفظ نمی توانیم به آن معانی لامکانی، لازمانی، نا کجائی و بی سویی نامگذاری کنیم.

صرفا می قدرت با اشارات گنگ و مغلق ذکر کنیم که خداوند پیش از رفتار فرصت و جای در ناکجا بود و هم اکنون هم در ناکجا میباشد اصلأ بود و میباشد زادهٔ ذهن ما میباشد چون وی بلندمرتبه روز ازل و روز ابد را خلق و خوی نموده است بنأ نمی اقتدار اظهار کرد که وی بود و حال میباشد. وی بزرگ بود و میباشد و خواهد بود را خویش کردار فرموده میباشد که‌این شرایط ها بر ما صحت می کنند خیر بر خدای فقیه. بنأ نسبت دادن مجال و جای به آفریدگار بی معنا میباشد.

آن هایکه همت می نمایند به آفریدگار، جای و فرصت گزینش نمایند اصلأ آفریدگار را مانند خویش محدود محدودهٔ خرد در طول و جای فکر می‌کنند.

در قبل بشر های آن روز گار در صورتیکه اینگونه تصور کودکانهٔ از الله متعال داشتند تقصیر شان کمتر بود نسبت به بشر های مدرن. در صورتیکه بشر معاصر که از علم ها روز درایت داراست گشوده به عبارتی کلام های ناسنجیده گردیده آدم های آیین ستیز دیروزی را تکرار نمایند تحجر آن‌ها را نماد می‌دهد.

برخی ها می‌پندارند که خداوند در ذات تمامیٔ اشیأ و موجودات دنیا وجود داراست این فرضیه را علمای یونان و هند در قدیم ارائه داشته اند. می‌گویند که راما کرشنا به فراگیر اش یک قطعه خرد نمک را با یک گیلاس آب بخشید و اعلام‌کرد این قطعهٔ نمک را در گیلاس بیانداز. فراگیر اش اینگونه کرد. فردا راما کرشنا به فراگیر خویش اذعان کرد که آن گیلاس آب را با قطعه نمک نزد اینجانب بیاور. محصل اش نمک را در باطن آب گیلاس نیافت و صرفا گیلاس آب را آورد و اظهار‌کرد که معلم نمک را نیافتم. راما کرشنا به محصل اش اعلام کرد که نمک در آب گیلاس حل گردیده است این به‌این معنا میباشد که نمک در ذات آب وجود داراست و بنأ آفریدگار هم در ذات همگیٔ شی ها و اجسام وجود دارااست پس تمامی شی ءها را می اقتدار خداوند ذکر کرد، کوه ها خداوند اند، درخت ها، حیوان‌ها، آدم ها کلیه خداوند اند.

این فرضیه را وحدت الوجود می‌گویند.

آن‌ها میگویند که در شرایطی‌که کسی گوید که اینجانب آفریدگار را شناختم مرتکب بی دینی شد‌ه‌است چون به دوگانگی عالم اعتراف نموده است یعنی اولیه به وجود آنکه می شناسد و دوم بوجود آنکه شناخته می گردد اعتراف نموده است.

این فرضیه را اکثریت عارفین پذیرفته اند. روحانی محی الدین عربی مشهور به روضه خوان الاکبر، مولوی جلال الدین محمد بلخی وغیره وحدت الوجودی بوده اند. و آن‌ها آیه های از قرآن را که در آن‌ها آمده میباشد که هر کجائی که شما میباشید وی با شما میباشد (۴-الحدید) و ما از فرمان روا رگ گردن شما به شما مجاورت خیس‌ هستیم اشاره می نمایند و میگویند که معبود در ذات ما وجود داراست چون به ما از فرمانروا رگ گردن تزدیکتر میباشد و هر کجائی رفتیم وی با ما میباشد آنان این معیت را جسمی میدانند در حالیکه این معیت قربت از پاد شاه رگ کردن در معنای فقیه بودن الله در همگیٔ درحال حاضر ها از ما میباشد.

و مجموعه دیگر بدین نظریه اند که گاهی معبود به آدم ها حلول می نماید و بشر ها پروردگار می‌شوند مانند حضرت عزیر (ع)، عیسی (ع) و منصور حلاج . در اخیر در شرایطی‌که گفته گردد که پروردگار پیش از انفجار تعالی (بیگ بانگ) که خیر هنگامی وجود داشته میباشد و خیر هم مکانی در آن عالم وجود داشته میباشد و وجود دارااست خیر می شود به وی جای معین را معلوم کرد و خیر هم می اقتدار جهت و سو را به وی نسبت اعطا کرد و خیر هم می شود به وی فرصت مشخص را مشخص و معلوم کرد. پس در یک حرف آفریدگار در ناکجا و نا مجال و نا سو وجود داراست. زیرا تمامیٔ این ها بنده وی اند و وی خارج از محدودهٔ مخلوقات خویش میباشد. این پاراگراف از لحاظ بعضا ها بی مفهوم جلوه می نماید چون ما نمی توانیم فراتر از محدودهٔ مکانی و هنگامی خود اندیشه کنیم مانند آن میکروب که روایت اش در ابتدا بیان شد.

دلایل ثابت وجود آفریدگار :-

روزگاری در فابریکه جرقدوق شبرغان شغل می‌کردم روزی انجینر روسی گروپ ما به اینجانب اذعان کرد که به دیدن انجینر عظیم روسی می‌رویم. رفتم آنان برایم یک کاسه دمنوش پیش کردند اینجانب از میل کردن آن زیرا روزه بودم امتناع ورزیدم. آنان سماجت کردند در‌این حالت انجینر گروپ ما که از روزه بودنم اگاهی داشت به حاضرین بیان کرد که وی (اشاره به اینجانب) روزه گرفته میباشد. این صحبت برخی از حاضرین را به تعجب وا داشت. آن انجینر عظیم روسی با به دست آوردن یک ژست خاص از اینجانب پرسید که برای کی روزه می‌گیری؟ اینجانب گفتم برای معبود می‌گیرم زیرا وی تبارک برایم روزه را فرض گردانیده میباشد.

ناگهان دیدم خندهٔ بلند کرد و اعلام‌کرد آفریدگار کجا میباشد بمن علامت بده و علاوه کرد که فضانوردان روسی به خارج از جو زمین پرواز کردند در آنجا آفریدگار را نیافتند. اینجانب دیدم که‌این مرد غایت سطحی فکرمی‌کند و می‌خواهد الله متعال را با چشمان خویش به مانند یک آدم ببیند. خاستم او‌را در نزد تمامی انجینران روسی که در محل کار اش حضور داشتند خرد بسازم و متوجه سبکی حرف اش بسازم در پاسخ اش گفتم که‌این پرسش شمارا بشر های یک هزار سال پیش از تولد می نمودند و برای بشر مدرن لایق وجود ندارد دربارهٔ آفریدگار اینگونه پندار نماید و پرسش نماید دیدم که دیگر افراد که برخی از آنان که از تاتارستان و مسلمان بودند اورا سرزنش کردند و اینجانب هم از محل کار اش خارج شدم.

امروز هم اکثریت آیین ستیزان در زمینه ی پروردگار اینگونه رویت کرد سطحی و کودکانه دارا‌هستند در حالیکه برای ثابت وجود معبود در زمان تاریخ همگی بشر هایکه به وجود آفریدگار ایمان داشته اند دلایل زیاد را ارائه کرده اند.

دربین آنان بویژه مسلمان‌ها دلائیل زیاد ارائه کرده اند. اینجانب از تکرار آنها جلوگیری می‌نمایم و چندین ادله را که در ذهن ام وجود داراست تحت عنوان مشت مثال از خروار بیان می‌نمایم ؛-

الف : فزیکدانان مدرن میگویند که‌این دنیا در آغاز به اندازهٔ یک دانه چهاز مغز خرد بوده و ناگهان انفجار گرانقدر صورت داده و به گذر زمان فرصت این عالم را با آن عظمت اش ساخته میباشد. پس مبنی بر فرضیهٔ آنها نقطه تکامل امروزین دنیا را با فرصت سپری گردیده می اقتدار اینگونه رسم کرد. زیرا آن‌ها اعتقاددارند از فرصت انفجار گرانقدر تا اکنون پانزده میلیارد سال سپری گردیده و خورشید ما پنج میلیارد سال قدمت نموده است.

پنچ میلیارد سال قبلی خورشید ما و بعضا از ستاره گان مانند آن به جهان آمده اند پس درصورتی که از t1 به t2 به عقب هجرت کنیم خورشید را با ستاره گان دیگر نمی یابیم و در صورتی‌که از t2 به t3 به عقب بر گردیم اکثریت کهکشان ها وجود نخواهد داشت. و در‌صورتی‌که از t3 به t4 عقب بر گردیم به انفجار گران قدر می رسیم که‌این نقطهٔ صفر میباشد به طور همزمان صفر میباشد و هم جای و هم نیروی تکامل درین مرحله صفر میباشد.

زیرا در ضابطه فزیک اثبات گردیده‌است که هیچ حرکتی فارغ از نیروی فرنگی بوجود نمی آید.

و همچنان هیچ مادهٔ از هیچ بوجود نمی آید.

و همچنان میگویند که مقدار ماده و انرژی در دنیا اثبات میباشد بطور نمونه در شرایطی که شما یک لیتر تیل پطرول را در جنلیتر برق بسوزانید به به عبارتی مقدار انرژی که در تیل که ماده کیمیاوی میباشد انرژی حرارتی بدست میاورید و یا این که انرژی روشنائی (فروغ و روشنایی) بدست می‌آورید خیر کمتر و خیر هم اضافتر.

بازدید : 20
يکشنبه 6 آبان 1403 زمان : 9:57


مضمون‌ «عبادت» در استفاده متداول و شايع آن تا حدودى آیتم اختلاف میباشد و مسجد طالقانی مشهد در اين زمينه تعدادی لحاظ وجود داراست:

۱.۱ - غایت فروتنی
به عبارتی معناى اصلى، يعنى خشوع يا نهايت خضوع و خشوع. اين مضمون‌ مقبول اكثر شماره مسجد توفیق مشهد کلمه شناسان میباشد.[۹][۱۰][۱۱]همانطور كه گفته شد اكثر كتابهاى لغت و بسيارى از كتاب‌هاى تعبیروتفسیر همين مضمون‌ را آیتم تأييد قرار داده‌ اند.

۱.۲ - اطاعت و فرمانبرداری
اطاعت و فرمانبرداری[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]برخى نيز «عبادت» رزرو مسجد توفیق مشهد را «اطاعت خاشعانه» دانسته‌اند [۱۶]

۱.۳ - معانی گوناگون به تناسب مفاد
معانى گوناگون به تناسب موردها [۱۷] (مثل فروتنی، اطاعت و ...)

۱.۴ - فعالیت مقرون به قصد نزدیکی
عملى كه هم پا با «قصد نزدیکی» و انگيزه الاهى میباشد.
با تمرکز در معنی و كاربردهاى واژه و کلمه «عبادت» پر‌نور مى‌گردد كه هر یکسری عبادت نوعى خضوع و خشوع و خضوع میباشد، ولی هر خضوعى عبادت نيست. بی‌شک كسى كه در قبال شخصى تواضع و فروتنی مى‌كند نمى‌گويند اورا عبادت كرده میباشد. همچنين هرگونه «اطاعت» و فرمانبردارى مصداق عبادت نيست. اينكه در اسلام عبادت غير آفریدگار حرام میباشد ولی تواضع و اطاعت ديگرى روا میباشد.
دليل بر اين مقاله میباشد كه عبادت مرادف اين دو کلمه و واژه نيست. آدرس مسجد توفیق مشهد بنابراين، معناى نخستین و دوم گزینه تأييد نيست.

۲ - محاسبه تعاریف
[بازنویسی]
نظريه سوم، كه عبادت را یکسری مفهومه گرفته میباشد، هر تعدادی ممكن میباشد صحيح باشد، ولی سؤال اصلى اين میباشد كه معنی اولى و شايع عبادت كدام میباشد؟
به عبارت ديگر، عبادت ممكن میباشد معناى حقيقى اولى و ثانوى داشته باشد، در اين شکل بايد مضمون‌ متداول و نخستين آن كه فارغ از قرينه از آن فهميده مى‌گردد پر‌نور خواهد شد.
نظريه چهارم، يعنى عملى كه با قصد نزدیکی و جهت‌گيرى الاهى باشد، مقبول اكثر عالمان فقه و اصول[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲] و برخى ديگر میباشد. خیال علامت مى‌خواهد شد، غرض اكثر عالمان فقه و اصول از اين تعريف، عبادتى میباشد كه در اسلام مطرح میباشد، خیر دقيقا بيان معناى لغوى آن (چنان كه در متن توضيح داده گردیده است)به حیث مى‌برسد اين معنی مجاورت‌ترين مضمون‌ به معنا عبادت باشد، با اين توضيح كه، بنابر اينكه معنی اصلى عبادت خضوع و خشوع و خضوع و خشوع باشد، مراد از آن خضوعى میباشد كه هم پا با نوعى «تقديس» هدف از «تقديس» هرگونه تقديسى نيست (مثل تقديس امام يا پيامبر»، بلكه هدف قداستى میباشد كه جنبه الوهيت و ربوبيت داشته باشد.باشد، يعنى خضوعى كه با یقین به الوهيت و ربوبيت آفریدگار اعم از اينكه خداى حقيقى باشد يا پندارى و اعم از اينكه رب مطلق باشد يا رب النوع و ... صورت پذیرد. اين تفسير از عبادت را «علامه بلاغى»[۲۳] و همچنين «شهید مطهری»[۲۴] ، بيان كرده میباشد مرحوم حاج مصطفى خمينى نيز در تفسير خویش آن را به ‌تیتر «اوضاع تعينى» (و خیر تعيينى» براى عبادت تأييد مى‌كند. زيرا درصورتی که خضوع توأم با تقديس (به مفهومى كه بيان شد) نباشد، برای مثال در قبال انسانى سوای یقین به ربوبيت وىخضوع كند، مصداق «متانت» و احترام میباشد، خیر «عبادت». شايد غرض برخى اهل لغت و تفسير كه عبادت را به معنی «نهايت خضوع و خشوع»[۲۵][۲۶] يا «اطاعت خاشعانه» [۲۷] دانسته‌اند نيز همين معنی باشد. لسان العرب» در يك آیتم، «بنده» را به «تأله» تفسير كرده كه شايد به مفهومى كه گفته شد نزديك‌خیس باشد.
اين مضمون‌، لااقل معناى حقيقى اولى و شايع عبادت میباشد عبادت مى‌تواند معناى «نام مصدرى» داشته باشد، كه بدين مفهوم بر نماز و روزه و مانند آن اطلاق مى‌خواهد شد و مى‌تواند «مصدر متعدى» باشد كه به معناى «عبادت كردن» (بجا آوردن نماز و ...» میباشد و چنانچه معنايى درگير زیرا خضوع و خشوع، اطاعت و ... دارااست، معناى حقيقى ثانوى (يا مجاز) میباشد (كه نياز به قرينه دارااست). مؤيد اين مقاله، حرف امام درستگو عليه‌السلام درباره حقيقت عبادت میباشد كه فرمود: «نيت بهتر - قصد نزدیکی - داشتن در اطاعت، آن‌سیرتکامل كه خداوند امر داده میباشد»[۲۸]

۳ - عبادت از لحاظ امام خمینی
[دستکاری]
امام خمینی عبادت را مطلق ثنای حق تبارک می داند و اعتقاد دارد واقعیت عبادت، شیوع دادن ثنای حق تا نشئه عوالم دنیوی و تن میباشد؛ چون برای هریک از مراتب انسانی در‌این عبادت منفعت‌ای است. همچنان که عقل، منفعت‌ای از معارف و ثنای ربوبیت دارااست، قلب، صدر و تن نیز منفعت‌ای از آن دارا هستند. سود تن از این حمد همین عبادات و نسک میباشد.[۲۹] به اطمینان امام خمینی هر عبادتی ثنای خدا به وصفی از اوصاف و اسمی از اسمای حق والا میباشد و کسی نمی‌تواند واقعیت کیفیت عبادت و ثنای خداوند را فهم نماید؛ چون این واقعیت و کیفیت عبادت همچون معرفت ذات، صفات و کیفیت رابطه عوالم غیب و شهید شدن، قابل آشنایی وجود ندارد و فقط از روش وحی و الهام الهی قابل آشنایی میباشد؛ از این روی به اعتقادوباور امام خمینی تک تک عبادات از جانب حق والا، متعین و توقیفی می‌باشند و کسی نمی‌تواند از پیش خویش، عبارتی را تشریع و ساخت‌و‌ساز نماید.[۳۰]
حضرت امام باز کردن باب عبادت را یکی نعمت‌های بزرگی می داند که کل موجودات را دربر گرفته و کسی نمی‌تواند شکر این نعمت را به مکان آورد.[۳۱] به اطمینان امام، عبادت اسراری دارااست که نباید از آن غافل شد و آحاد اسرار و هدف ها عبادت به فعلیت رساندن کمالات بشر و الهی شدن بشر میباشد.[۳۲] به عنوان مثال اسرار و هدف ها عبادت آن میباشد که داخل نفس، شکل عبودیت بگیرد، یعنی قلب و نفس نورانی شود.[۳۳][۳۴] به اعتقاد و باور امام خمینی اجرا دادن عبادت با سکونت و اعتقادوباور قلبی منجر حضور قلبی میباشد؛ ولی در صورتی‌که عبادت با درحال حاضر اضطراب و تزلزل خیال بجا آورده گردد، آثاری از آن در ملکوت قلب نتیجه ها نمی شود و همین سبب ساز میشود عبادت به نشئه ملکوت بالا نرود و ممکن میباشد در سکرات مرگ و اوضاع و احوال و مصیبت‌های بعد از مرگ، شکل آن عبادت از شیت قلب محو و بشر با دست خالی در پیشگاه حق گرانقدر حاضر شود.[۳۵]

۴ - معنی قصد نزدیکی
[دستکاری]
خواسته از «قصد نزدیکی» در تعريف عبادت، آن میباشد كه شغل، انگيزه و جهت الاهى داشته باشد، اعم از اينكه به خیال محبت و رضاى حق باشد يا امتثال امرا و يا شكرگذارى به درگاه وی يا دستيابى به پردیس يا فرارو گریز از عذاب و ....

۵ - هم اندازه فارسی عبادت
[بازنویسی]
مساوی فارسى لفظ عبادت را برخى «بندگی» و «پرستش» دانسته‌اند.[۳۶] ولی فرهنگ وتمدن معين عبادت را به طور مصدر متعدى مضمون‌ كرده میباشد، يعنى پرستش كردن، بندگى كردن. [۳۷] همان گونه كه توضيح داده شد، واژه و کلمه عبادت، بر نوعى «تقديس» دلالت داراست، در حالى كه کلمه و واژه «بندگى» (فارغ از قيد) فاقد اين ويژگى میباشد، از اين رو درباره ی بندگى بشر‌ها نسبت به يكديگر نيز فراوان استفاده مى‌گردد، كه مرادف «بردگى» و «غلامى» میباشد لفظ «بندگى» در واقع بيشتر، هم اندازه واژه و کلمه «عبودیت» میباشد، خیر «عبادت» . ولی در صورتیکه از کلمه و واژه «بندگى»، بندگى خاص، يعنى «بندگى پروردگار» عزم خواهد شد، دلالت بر تقديس مى‌كند، لكن چنين معنايى از لفظ «بندگى» (سوای قيد) فهميده نمى‌گردد. البته كلمه «پرستش»، به مضمون‌ عبادت نزديك‌خیس میباشد، زيرا شامل ويژگى «تقديس» نيز می باشد.دستکم بخشى از عبادت (همان گونه كه امام خمينى در تهذيب الاصول فرموده میباشد مساوی پرستیدن (مصدر متعدى) میباشد.
کلمه «عبوديت» نيز (همچون عبادت) اساسا، به حیث بسيارى از واژه و کلمه‌شناسان، به معنی «فروتنی» میباشد.[۳۸][۳۹] و در به کار گیری متداول آن، معانى متعددى زیرا خضوع و خشوع [۴۰] (كه به عبارتی معناى اصلى میباشد)، اطاعت، [۴۱] پرستش اورده شده میباشد. [۴۲] برخى نيز «عبوديت» را مرادف با «عبادت» دانسته ‌اند.[۴۳][۴۴] همان گونه كه هر «اطاعتى» نيز عبوديت نيست (هر یکسری عبوديت سوای اطاعت مضمون‌ ندارد). لحاظ ديگر، كه عبوديت را مرادف عبادت دانسته میباشد، نيز با كاربردهاى اين واژه و کلمه سازگار نيست. زيرا لفظ «عبادت»، در به کار گیری شايع آن، نوعا درباره آفریدگار به كار مى‌رود، ولی کلمه عبادت و مشتقات آن در زمینه‌ی غير پروردگار هم استفاده شد‌ه‌است، لكن يا حقيقت ثانوى میباشد يا مجاز. [۴۵] درحالى كه لفظ «عبوديت» در ارتباط بشر نيز فراوان به کار گیری مى‌گردد. در برخى دعا ها آمده میباشد «... اى كسى كه يوسف را پس از عبوديت (بردگى) پيامبر قرار دادى».[۴۶]
همچنين در امر «زيد» كه در سرویس فرستاده بود و بابا و مامان وى او‌را از پيامبر خواستند، ولی زيد سرویس‌گزارى نزد آن حضرت را بر رفتن به نزد والدین ترجيح اعطا کرد، به وی گفتند: «اتختار العبودية»، يعنى: آيا عبوديت را بر آزادى ترجيح مى‌دهى .... [۴۷]
در كتابهاى فقهى نيز عبوديت راجع به غلام و برده استفاده گردیده است. به‌تیتر نمونه در كتب فقه آمده میباشد: «و لا يجوز رد الحر الى العبودية»، يعنى، روا نيست آدم حر و آزاد گردیده را به بردگى و عبوديت برگرداند [۴۸]

بازدید : 17
شنبه 5 آبان 1403 زمان : 9:22


بى شک وتردید از مصادیق اهل بیان که در قرآن دستور به سوال از آن‌ها داریم: «...فاسئلوا اهل الذکران کنتم لاتعلمون»(5)، اهل بیت (ع) مى‏باشند.
از حضرت امام على بن موسى الرضا(ع) داستان گردیده که: «نحن اهل الذکر و مسجد طالقانی مشهد نحن المسئولون؛(6)ما اهل ذکریم و می بایست از ما سؤال گردد.»
در روایتى از حضرت امام باقر(ع) مى‏خوانیم: «الذکر القرآن و آل الرسول اهل الذکر شماره مسجد توفیق مشهد و هم المسئولون؛(7) بیان، قرآن میباشد و اهل بیت... اهل ذکرند می بایست از آن‏ها سؤال کرد.»
در بسیارى از تفاسیر و کتاب ها اهل سنت نیز روایاتى به همین مضمون مى‏خوانیم مثلا در تفسیر رزرو مسجد توفیق مشهد هاى دوازده‏گانه دارای شهرت اهل سنت(8) از ابن عباس در پایین آیه فوق اینگونه گفته شده که، اعلام‌کرد: «محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسین(ع) اهل الذکر و العقل و البیان ؛اینان محمد و على و فاطمه و حسن و حسین میباشند آدرس مسجد توفیق مشهد آن ها اهل ذکرند و اهل عقل و ذکر.»(9)
و این حقیقت بى شک وتردید میباشد که در صورتیکه کوشش وسیع اهل بیت(ع) خلا امروز چیزى از اسلام ناب محمّدى(ص) با تفسیرى که آورنده آن یعنى نبى اکرم(ص) داشت، به دست ما نمى‏آمد. در برخى از فرازهاى زیارت جامعه کبیره که آیتم مشاجره قرار دادیم به طور مشروح این مشاجره مطرح شد. حامی این پناهنگاه‏
اهل بیت (ع) هرچه دارا هستند از حضرت حق جلّ اسمه دارا‌هستند. در اصلً اولیاء خداوند هرچه دارا‌هستند از اوست. حضرت عیسى(ع) که معجزات دیده‏گیر آنچنانى دارااست همگی‏اش قید «اجازه اللّه» را دارااست یعنى آن توان از ذات مقدّس ربوبى میباشد.
«... و اذ تخلق اینجانب الطین کهیئة الطیر باذنى فتنفخ فیها فتکون طیراً باذنى و تبرى‏ء الاکمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى؛(10) ... و هنگامى که مى‏آفریدى از گل مانند پیکر پرنده به اجازه اینجانب پس مى‏دمیدى در آن پس مى شد پرنده‏اى به اجازه اینجانب و بهبودى مى‏دادى کور و پیس را به اجازه اینجانب و هنگامى که برون آوردى مردگان را به اجازه اینجانب...».
اهل بیت «کهف الورى» می‌باشند زیرا خویش در امان ذات مقدّس ربوبى بوده و سنگرنشین «کهف ذات مقدّس ربوبى‏اند که مطمئن‏ترین پناهگاه» میباشد. امیرمؤمنان(ع) به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: «...و الجى‏ء نفسک فى امورک تک تکّها الى الهک فانک تلجئها الى کهف حریز و بازدارنده عزیز...؛(11)...در آحاد امور خودت را به خدایت بسپار که خویش را به پناهگاهى مطمئن و نیرومند ودیعت‏اى...».
معبود در مناجات حضرت موسى با حضرتش به وی فرمود: «یا این که موسى!... انا ذوالفضل العظیم و کهف الخاطئین؛(12) اى موسى... اینجانب مالک فضل و ادب وسیع و پناهگاه اشتباه کارانم». در دعائى که از حضرت امام رضا(ع) بیان شده و در سجده شکر نماز شب خوانده مى‏گردد: «یا این که کهف اینجانب لاکهف له؛(13) اى پناهگاه کسى که پناهگاه ندارد.»
امام حسین (ع) نیز دعائى از امیرمؤمنان (ع) نقل کرده که‌این پاراگراف در آن آمده میباشد.(14) در دعائى که از نبى اکرم(ص) رسیده میباشد آمده:
«یا این که اینجانب هو کهف لاهل السموات والارض...؛(15) اى کسى که پناهگاه اهل آسمانها و زمین هستى».
در دعائى که از امام رضا(ع) یا این که امام کاظم(ع) رسیده آمده میباشد: «آویت الى رکن شدید و التجأت الى کهف رفیع منیع...؛(16) به رکن محکمى مأوا گرفتم و به پناهگاه مستحکمى نگهبانی آورده‏ام».
بدین ترتیب پناهگاه اصیل و ذاتى پروردگار جلّ اسمه میباشد. امامان نور و روشنایی هم از آن رو که بندگان برگزیده ذات مقدّس ربوبى می‌باشند تجلّى کهف ربوبى می‌باشند. به این ترتیب پناهندگى به آن‌ها در واقعیت پناهندگى به ذات مقدّس ربوبى میباشد زیرا آنان هم به اجازه وی تامین مى‏دهند. اینجاست که آمیختگى توحید و ولایت معنی مى‏یابد از یک سو در حدیث مشهور سلسلة الذهب مى‏خوانیم: «کلمة لا اله الّا اللّه حصنى؛واژه و کلمه توحید دژ اینجانب آفریدگار میباشد»(17) و از سوى دیگر مى‏خوانیم: «ولایة على بن ابى طالب حصنى؛(18) ولایت حضرت مولى على(ع) دژ اینجانب میباشد».
به تعبیر و تفسیر عالم متأله آیة اللّه جوادى آملى.
«...زیرا انسانهاى معصوم و بی نقص خلیفه تام خدایند ولایت آن ها دژ الهى میباشد و خویش آن ذوات مقدّس دژبانان حصن خدایند و ورود به آن، باعث مصونیت از هر آسیبى میباشد چون هر کس در داخل آن حصن رصین میباشد از حقد،کینه، ظلم و تعدى مصون میباشد و هیچکس از خارج اقتدار نفوذ ندارد. براین اساس به مثابه پردیس عدن، مأمن خواهد بود.»(19) پناهندگى عملى‏
آنچه در نقطه پایان این نوشته ی علمی گفتنى میباشد این میباشد پناهگاه ابزار نگهداری میباشد می بایست به سراغ آن رفت، می بایست براستى رفت و پناهنده شد، پناهندگى به آفریدگار با شعار وجود ندارد با فعالیت میباشد و استعاذه به معبود هم فقط گویش قال وجود ندارد بلکه گویش فعالیت میباشد.
«فاذا قرأت القرآن فاستعذ باللّه اینجانب الشیطان الرجیم؛(20) هنگامى که قرآن مى‏خوانى از شرّ شیطان مطرود گردیده به آفریدگار تامین بر». پر‌نور میباشد که‌این پناهندگى صرفا نباید محصور به لفظ باشد بلکه می بایست در اعماق روح و جان نفوذ نماید به سیرتکامل‏اى که بشر هنگام قرائت قرآن از خوهاى شیطانى مستقل شود و به صفات الهى مجاورت گردد تا مانع ها ادراک حرف حق از اطراف اندیشه وی بر خیزد و جمال دل آراى واقعیت را بدرستى ببیند.
پناهندگى به اهل بیت(ع) که بندگان پارسا خدایند صرفا با شعار وجود ندارد بلکه با تمسّک به طریق و خط مش این گلهاى بى خار عالم هستى میباشد.
در حدیث مشهور ثقلین آمده میباشد: «...ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدى به هیچ عنوانً...؛ تا زمانى که شما تمسک به قرآن و عترت داشته باشید، هیچ زمان پس از اینجانب منحرف نخواهید شد.» تمسک به معناى به چنگ آوردن و چسبیدن به چیزى براى نگهداری و نگهدارى آن مى‏باشد.
«والّذین یمسکون بالکتاب و اقاموا الصلوة انا لا نضیع ثواب المصلحین؛(21) کسانى که تمسّک به کتاب خداوند جویند و نماز را برپا دارا‌هستند(جایزه بزرگى خواهند داشت چون ما) مشوق مصلحان را ضایع نخواهیم ایجاد کرد.»
این تمسک به کتاب و عترت به معناى پایبندى جدّى به خطى میباشد که قرآن و عترت رسم نموده‏اند. پناهندگى به عترت فقط دم زدن از آن‏ها وجود ندارد بلکه ضمن این تر و تمیز شدن به فضائلى میباشد که از شیعه‌ها خویش مى‏طلبند.
آنچنانکه تمسّک به کتاب این وجود ندارد که آدم صفحه ها قرآن را سفت گرفته و در حراست، جلد و ورقه آن بکوشد(گرچه اینهم یک تکلیف فقهى میباشد که حتى براى صفحه و جلد قرآن هم بایستی حریم قائل بود).
بلکه تمسّک واقعى فعالیت به قانون ها نورانى قرآن کریم ومهربان و سعی در تحقق مفاهیم نورانى آن در همگی عرصه‏هاى فردى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و... و... مى‏باشد.

بازدید : 66
پنجشنبه 3 آبان 1403 زمان : 9:52

پیدایش گنبد و گلدسته
متأسفانه هنوز بعضي از معماران عزيز از فلسفه گنبد و گلدسته مسجد طالقانی مشهد ، اگاهی ندارند؛ هنوز از سر پردازيهاي مسجد، بي خبرند؛ هنوز نمي دانند که محراب، نمادي در غار حراست و هنوز … وآن وقت براي طراحي مسجد، مداد مي زنند و گنبد در مدرسه معماري مسلمان ها، معنايي از غرض و درجه رسيدن به مقصود، يعني شماره مسجد توفیق مشهد الله را داراست. کارشناسان براي گنبد و گلدسته که يکي از اصلي ترين راز پردازي ها در مساجد میباشد، رموز و دلايل خاصي را مطرح کرده اند؛ بعضي مي گويند که گنبد مانند سرانسان میباشد و دو گلدسته، مانند دو دست که رزرو مسجد توفیق مشهد به موقعیت التجا و التماس و خواهش در کنار راز، رو به عرش و رو به ذات اقدس الهي بلند گردیده‌است؛ مانند کسي که دست هايش را در جلوي رمز و شکل، حتي از رمز فراتر هم برده میباشد و دعا مي نماید گرچه اين تشبيه جالبي میباشد، امام فلسفه ي اصلي گنبد و گلدسته، بالاتر از اين میباشد و خلال اين، اهل تسنن که يک گلدسته در آدرس مسجد توفیق مشهد مساجد مي سازند ، مقاله فوق را تا حدي بي اعتبار مي نماید. بعضي از صاحب و مالک نظران، گلدسته ها را استدلال ايستايي و ايستادگي در کنار ايوان هاي بلند، براي مراقبت ايوان ها مي دانند تا از در رفتگي ايوان ها جلوگيري گردد. گرچه وجود گلدسته ها تا حدودي براي مراقبت ايوان ها بي تأثير نيست، ولي دليل اصلي اجراي گلدسته، آنهم دو تا نمي باشد؛زيرا ما ايوان هاي رفيع و بسيار بلندي را مي بينيم که فارغ از داشتن گلدسته در کنارشان، صدها سال سوای هيچ عيبي دوام آورده و حتي تعداد زيادي ز‌لزله را هم پشت راز گذارده اند؛ مانند ايوان بلند شبستان اصلي مسجد امام کرمان، ايوان هاي بلند حضرت ثامن الحجج(ع) در مشهد در واقع، معمار خوش ذوق و سلیقه و متبحر ايراني، با گذاشتن پايه هايي ضخیم، آن هم به صورت مخفي، در کنار ايوان هاي بلند نياز خویش را در مواقع غير ضروري، آن هم به طور ارزان خیس، حل کرده است.


پس اين مقاله هم نمي تواند دليل اصلي اجراي گلدسته ها باشد. جمع اي ديگر گنبد و گلدسته را شاخص هايي بلند براي ديد، شکوه سازي و راهنمايي از بدور دانسته اند؛ ولي آن چه در مشاجره گنبد و گلدسته بايد در لحاظ داشت، اين میباشد که طبق حیث پيش کسوتان معماري، ايده آل قضيه در ارکان معماري اين میباشد که هر عنصري در معماري، بايد هم کوشش و هم زيبايي داشته باشد. مطالب فوق، گرچه مورد نیاز و تا حدي صحت دارد، ولي کافي نيست و دلايل ديگري تکمیل کننده دليل اخير میباشد و از طرفي، در‌صورتی‌که فقط چنين باشد، صرفا يک تک مناره هم مي تواند مورد ديد و راهنمايي به طرف مسجد را حل نماید و ديگر نيازي به تشکیل داد گنبد و مناره اي ديگر نيست. بعضي ديگر، گنبد و گلدسته را براي قبله يابي مي دانند در مدرسه تشيع، خطر عمود منصف بر خط واصل دو گلدسته را ، تأمين کننده جهت قبله مي دانند. در مدرسه معماري اهل تسنن، خط زود گذر از گنبد و گلدسته (تک گلدسته)، جهت قبله را مشخص و معلوم خواهد کرد. سر پردازي فوق، صحت دارد و در بسياري از جاها، ایفا گرديده میباشد؛ ولی هنوز انگیزه دو گلدسته بودن در مذهب تشيع و تک گلدسته بودن در مذهب تسنن ارائه گردیده است.

درستی مقاله فوق را در یکسری آیتم بیان مي کنم تا به دقیق شدن معماران خوش ذوق و سلیقه ايراني اعتنا خواهد شد. در بقعه مطهر حضرت معصومه(س)، گر چه گلدسته هاي با شکوه و بلند کنار ايوان آيينه آن حضرت در صحن اتابکي ، تحت عنوان پرتناسب ترين و زيباترين گلدسته هاي دنيا، دیده هر بيننده اي را خيره مي نماید، ولي اينها گلدسته هاي اصلي نيستند که ترکيب فوق گنبد را تشکيل دهند؛ بلکه گلدسته هاي اصلي، به عبارتی دو گلدسته کوتاهتري می باشند که در دو صحن عتيق (صحن کهنه) کنار ايوان طلا و جواهرات قرار دارا هستند و با ترکيب گنبد، جهت قبله را تعيين مي نمایند. اتفاقاً معمار با سليقه، کلاهک بالاي اين دو گلدسته را هم طلا و جواهرات نموده است تا همخواني و با هم کارکردن اين گلدسته ها را با گنبد آرم دهد از مثال هاي ديگر، گنبد و گلدسته آقا امام حسين (ع) و آقا حضرت عباس(ع) در کربلا مي باشند که معمار خوش سلیقه صفوي، به سیرتکامل اي بسيار زيبا و ماهرانه، کج بودن قبله نسبت به بين الحرمين را حل نموده است و با علامت گنبد و گلدسته ، جهت قبله را به خوبي به زائرين نمايانده میباشد. اجراي کج حرمين، دليلي جز اين مقاله نداشته میباشد. بزرگ براي وی بسيار شل خیس و زيبنده خیس بود که گلدسته ها را در جهت بين الحرمين در طرف دو بقاع قرار دهد.


فیض گیری
همانطور که گفته شد، گنبد و گلدسته، شاخص و مونومان و از رموز مساجد مي باشند. گنبد مونوماني از غرض، يعين خداست و گلدسته ها، مونوماني از دو يار واقعي معبود، دو آفريده بی نقص حق، يعني محمد و علي مي باشند. در روايت داريم که پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود: يا علي! کسي خداوند را نشناخت؛ جز اینجانب و تو. کسي تو‌را نشناخت؛ جز پروردگار و اینجانب و کسي منرا نشناخت؛ جز پروردگار و تو. هم اکنون گنبد و گلدسته ، يعني خداوند و محمد و علي کنار هم قرار گرفته اند. همان طور که محمد(ص) و علي (ع) در کنار خداوند مضمون‌ مي يابند، گلدسته هم در کنار گنبد معناي گلدسته و گروه گل مي گيرد. سوای گنبد، مناري بيش نيست؛ حتي در حالتی که دوتا باشد. در مذهب تسنن که حساسيت بر روي مولاي متقيان علي (ع) دارا‌هستند تک گلدسته مي گذارند؛ يعني تنها گنبد و يک گلدسته (الله و محمد(ص)). هر چه از بخش ها شيعه نشين به سمت بخشها سني نشين مي رويم، مي بينيم که از تعداد مساجد دو گلدسته کاسته و بر تعداد مساجد تک گلدسته اي افزوده مي خواهد شد. به همين خیال و خاطر میباشد که تأکيد مي خواهد شد که خلال رعايت و مراقبت معاني قبلي گنبد و گلدسته، به ويژه جهت قبله، قطعاً و به صورت مؤکد ، مورد ي دو گلدسته اي بودن رعايت شود تا حتي از مسافت هاي بسيار بدور هم نوع مذهب ديگري به وسيله اين موادتشکیل دهنده معماري تداعي نگردد. اين سه عنصر را حرکتي نمادين براي بيان اين اساسی مي دانند. به اين نظر، در مدرسه تشيع، در صورتی‌که تمکن مالي نیست، بايد تنها گنبد ساخته گردد؛ زیرا گنبد سوای گلدسته، گشوده معناي خویش را دارااست که معناي آن ازلي بودن آفریدگار میباشد؛ ولي گلدسته سوای گنبد، معنايي ندارد؛ يعني محمد(ص) و علي(ع)، در کنار معبود و با وی می‌باشند که مفهوم مي گيرند و مجموع بها محمد (ص) ون علي(ع) و مدرسه و مذهبشان، اتصال بی نقص به حق تعالي میباشد و در شرایطی‌که تمکن مالي وجود دارااست، مسلماً دو گلدسته ساخته خواهد شد. متأسفانه در بعد از ظهر ما میباشند معماراني که سوای هيچ اطلاعي از رمزپردازي هاي مسجد، در تعداد گلدسته ها و جهت آنان، خطا مي نمایند و می باشند کساني که هنوز نمي دانند که محراب در معماري ايراني، نمادي از غار حراست و خيلي چيزهاي ديگر را نمي دانند؛ ولي دست به طراحي ظريف ترين و پرمغزترين فضاي معماري مي زنند.

بازدید : 21
يکشنبه 29 مهر 1403 زمان : 9:33


منزل‌‌های امن جمهوری اسلامی برای تروریست‌های خودی
جمهوری اسلامی طی سال‌های حیات خویش در کوشش برای سرکوب مسجد طالقانی مشهد معارضان خویش در فارغ کشور‌ایران بوده میباشد و آن را با اجرا ترور به ثمر رسانده میباشد.

با آغاز اولیه ترورها، سفارت‌منزل‌های کشور‌ایران پایین شماره مسجد توفیق مشهد ذره‌دربین دولت‌های اروپایی قرار گرفت اما مرکزها اسلامی همچنان از لبه امن بهره مند بودند و میهمان‌های خویش را زیر‌تیتر معلم دانش کده برای برگزاری گردهمایی‌های علمی وارد کشورهای اروپایی می‌کردند. رزرو مسجد توفیق مشهد

محمد کریمی، خبرنامه‌نگار و عضو جمعیت آزادی خواستار فرانکفورت میگوید: «مرکز ها اسلامی هم بازوهای تبلیغاتی رژیم در آن سوی مرز و هم فاز تحقیقاتی آن ها محسوب می شوند و هم تحت عنوان دست گشوده آدرس مسجد توفیق مشهد جمهوری اسلامی برای لابی‌های سیاسی یعنی ارسال کردن اشخاص معتمد خودشان در پوسته احزاب برای لابی‌‌های سیاسی قراردادهای اقتصادی،‌ سازماندهی دانشجوها در پوسته انجمن‌های اسلامی و رصد اطلاعاتی فعالین و مخالفین حکومت می‌باشند. در واقع دسته‌ای تحت عنوان منزل‌های امن، محلی برای سازماندهی و گردهم داخل شدن نیروهای متعهد جمهوری اسلامی در آن سوی مرز.»

به نام اسلام بر علیه شهروندان معترض حکومت
به گفته محمد کریمی، در باب مرکز ها اسلامی متفاوت داده ها مختلفی درز نموده است البته در لوای سایه امنی که‌این اشخاص در تحت اشاعه شعائر اسلامی و بازی با احساسات مسلمانها و اشخاص ساکن‌ ناحیه اعم از مسلمان ها اهل ایران و مسلمانها شیعه کشورهای دیگر داشته‌اند، نهفته گردیده‌اند. در عین اکنون پاره ای هم از ضوابط آزادی ادیان در اروپا سوءاستفاده کرده‌اند.

مرکزها اسلامی درپی چه می باشند؟
مرکز ها اسلامی زیرا به طور تشکل‌های عموم‌بنیان تصویب می شوند با سرگرم کردن نیروهای مستقر، نوعی مصونیت برای خویش ساخت و ساز می‌نمایند.

این شرکت‌ها عموما معاف از مالیات می باشند و به گفته محمد کریمی، فعال سیاسی، کار‌های اقتصادی آنها پیگیری نمیشود. در عین اینکه زیرا به طور سازمان عموم بنیان تصویب گردیده‌اند، یک دارایی غیروابسته‌ای در کشورهای اروپایی به آنها تخصیص پیدا می‌نماید. یعنی از مرز و بوم صاحب خانه هم پول می گیرند و از دو طرف به کارگیری می‌نمایند؛ هم از دارایی دولت جمهوری اسلامی ایران و هم دولت صاحبخانه.

چرا راس اسلامی فرانکفورت در سایه میباشد؟
محمد کریمی می گوید: «با اعتنا به مستنداتی که در مشت داریم راءس اسلامی فرانکفورت بیشتر در جناح انقلاب فرهنگی شغل می‌نماید.»

در حالی که راس اسلامی هامبورگ به جهت شغل تبلیغی رئیس آن بیشتر در ابتدا خبرها و گزینه دقت مردم میباشد. منظور جمهوری اسلامی هم دقیقا همین بوده که راس اسلامی هامبورگ تحت عنوان سیبل قرار بگیرد که کلیه نگاه‌ها و اعتنا‌ها به آن‌جا توده خواهد شد.

آقای کریمی میگوید با یه خرده مسافت جمهوری اسلامی یک راس دیگری را احداث کرده که مسلما گام‌های جلوتری در راستای وصال به هدف ها حکومت کشور ایران در آن سوی مرز برداشته میباشد.

جمهوری اسلامی برای مدیران مرکزها اسلامی، خرج می‌نماید
اشخاصی که تحت عنوان رئیس مرکزها اسلامی به فارغ کشور‌ایران اعزام میشوند، نیروهای آیتم اتکا و عموما دارنده سابقه و پست‌های حساس در باطن جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند.

محمد کریمی میگوید: «این‌ها شاگرد‌های معمولی منطقههای علمیه نیستند بلکه تحت عنوان مبلغین قابل پشت گرمی، معمولا از شاگردان مراجع تاسی والا گزینش می شوند که جمهوری اسلامی سال‌ها وقت و پول برای آن ها صرف نموده است».

این اشخاص عموما سوابق حضور در بدنه اساسی حوزه علمیه و سازمان تبلیغات اسلامی را دارا‌هستند. از فیلترهای مختلفی رد گردیده‌اند و تربیت اینگونه شخصی دستکم یک‌سری سال مجال و هزینه برای جمهوری اسلامی درپی داراست و خیلی اساسی میباشد که‌این اشخاص کمتر شناخته شوند و مهره سوخته نشوند که بدون چاره نباشند به جمهوری اسلامی ایران بازگردانده شوند. روحانی محمود خلیل‌زاده، مدیریت راس اسلامی فرانکفورت و رییس مجلس شیعه‌ها آلمان یک کدام از اشخاص میباشد.

محمود خلیل‌زاده، رئیس فراگیری و بازرسی رادیو قرآن در صدا و سیما بوده میباشد. وی همینطور رئیس راس اسلامی ایرانیان برلین و رئیس راس شرعی و فرهنگی اهل بیت در زوریخ را داشته میباشد.

در سندها و گزارش‌های سازمان مدد از قانون اساسی کشور آلمان، مدیریت راءس اسلامی فرانکفورت و رئیس گذشته جامعه شیعه‌ها اروپا تحت عنوان یک پژوهشگر و یک شخص بانفوذ، مجاورت و هم‌لحاظ با حکومت جمهوری اسلامی معرفی گردیده‌است.

به گفته محمد کریمی،‌ این شخص تحت عنوان مدیریت جامعه شیعه‌ها اروپا بضاعت این را داراست که ۱۵۷ جامعه شیعه از کشورهای متفاوت اروپایی را در پوسته یک سازمان عده نماید و آن را مجمع شیعه‌ها اروپا نامگذاری نماید. این فعالیت یه خرده وجود ندارد خلال اینکه بخشید و ستدهای مالی اکثری هم پشت این شغل‌ها وجود دارااست.

شغل‌های غیر روشن و ترساندن معترضان در خاک آلمان
به گفته محمد کریمی، کار مرکزها اسلامی در پوشش تیتر فرهنگی بیشتر سیاسی و ایدئولوژیک میباشد. اکثری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی که در اعتراضات اخیر کمپانی کرده بودند، بوسیله اشخاص ناشناس در آلمان ارعاب شدند.

ترددهای غیرشفاف مقامات اهل ایران به باطن خاک اروپا که با هماهنگی مرکز ها اسلامی جاری ساختن می گیرد مثلا دیگر عمل‌های این مرکزها میباشد. به عنوان مثال ورود آیت‌الله هاشمی شاهروی به آلمان که یک‌سری سال پیش بسیار پرسش برانگیز شد و مشخص و معلوم شد که از روش خاک ایتالیا و زمینی وارد آلمان گردیده بود.

این خبرنامه‌نگار می گوید به اسامی اشخاصی دست پیدا کرده‌ایم که خویش را تحت عنوان پناهنده معرفی کرده‌اند و در غایت به مرکز ها اسلامی رسیده‌اند و الان بازوهای جمهوری اسلامی در در فضای مجازی در آن سوی مرز می‌باشند.

نان چرب حکومت کشور ایران در پیاله دولت‌های اروپایی
مدیران مرکز ها اسلامی از سوی جمهوری اسلامی منصوب میشوند البته دولت‌‌های اروپایی علی‌رغم کارایی معترضان برای توقف عمل این مرکز ها همچنان آنها را به رسمیت شناخته و اذن ادامه کار به آن ها می دهند.

محمد کریمی می گوید:‌ «دعوا منافع ملی دولت‌ها مطرح میباشد. از سوی دیگر تا شکایتی علیه مرکزها اسلامی تصویب نشود و مادامی که از مقررات دولت آلمان تخطی نکنند، دولت سراغ آن ها نمی‌رود.»

وی توضیح میدهد: «ما به دولت آلمان از ورود و خروج اشخاص باطن نظام و در حدود رهبر جمهوری اسلامی به مرکز ها اسلامی در اروپا خبر داده‌ایم. به عنوان مثال این اشخاص محسن قمی، عضو جامعه روحانیت اهل جنگ، نماینده عموم استان طهران در مجلس خبرگان رهبری و نائب رئیس پیوندها میان‌الملل دفتر کار رهبر جمهوری اسلامی ایران میباشد.»

آقای قمی، سال ۲۰۱۶ برای سخنرانی به فرانکفورت هجرت کرد. فیس‌هایی از این دست بسیار زیاد در رفت‌وآمد به کشورهای اروپایی می‌باشند، عده ای که علیه عموم کشور ایران در رده نماینده مجلس نطق‌های آتشین کرده‌اند.

آقای کریمی میگوید: «تاهنگامیکه مجموعه‌هایی نظیر ما نام‌و‌نشان حقیقی وواقعی این اشخاص را برای دولت‌ها معین نکنند، دولت‌‌ها هم بر شغل مرکز ها اسلامی حساس نشده و تحقیق نمی کنند.»

بازدید : 24
شنبه 28 مهر 1403 زمان : 9:08


بارگاه یحیی تعمید دهنده (یا این که حضرت یحیی) در درون نمازخانه مسجد
در سال 634 دمشق بوسیله سپاهیان اسلام به رهبری خالد بن الولید محاصره شد مسجد طالقانی مشهد و خالد برنده شد آن را با متانت به مرز و بوم های اسلامی الحاق نماید. تعدادی دهه بعداز فتح دمشق , خلافت اسلامی ذیل حکومت بستگان اموی قرار گرفت که دمشق را تحت عنوان پایتخت اداری عالم اسلام گزینش کردند . ششمی خلیفه اموی، ولید بن عبدالملک (705-715 بعداز به دنیاآمدن)، صنعتگران و مهندسان را مأمور تشکیل داد این مسجد د شماره مسجد توفیق مشهد ر محل کلیسای بیزانسی در سال 706 بعداز ولادت کرد. تا قبل از این، کلیسای جامع هنوز بوسیله مسیحیان محلی آیتم استعمال قرار می گرفت، البته یک نمازخانه (مصلا) برای مسلمان‌ها در بخش جنوب شرقی ساختمان درست شده بود. الولید که شخصاً بر این پروژه بررسی می‌کرد ، فرمان تخریب بیشتر کلیسای جامع مثلا نمازخانه را صادر کرد و طرح ساختمان تماما رزرو مسجد توفیق مشهد تغییر و تحول کرد تا تحت عنوان یک مسجد تعالی برای نماز همگانی آیتم استعمال قرار گیرد. برای شهروندان دمشق و یک نتقطه اوج مذهبی برای شهر دمشق، مسیحیان به‌این تکان اعتراض کردند، در جواب به‌این اعتراض، الولید امرکرد تا کلیه کلیساهای مصادره گردیده در شهر تحت عنوان غرامت به مسیحیان بازگردانده شوند. تشکیل داد مسجد در سال 715 آدرس مسجد توفیق مشهد بعداز تولد ، اندکی بعد از مرگ ولید تمام شد و سلیمان بن عبدالملک (715-717 بعد از تولد) به توان رسید.

به گفته مورخ قرن دهم، ابن الفقیه ، فی مابین 600000 تا 1000000 دینار برای این پروژه هزینه شد که صنعتگران قبطی و همینطور کارگران اهل ایران ، هندی و یونانی که نصیب عمده ای از پرسنل 12000 نفر را تشکیل می دادند، به فعالیت دریافت شد. ابن الفقیه همینطور اشاره می نماید که کارگران در هنگام تشکیل داد مسجد غاری وابسته به کلیسای بیزانسی را یافتند و این غار دربردارنده باکس ای بود که بر پایه ی باور مسیحی دربردارنده راز قدیس جان باپتیست بود. رسول یحیی بن زکریا در اسلام ولید دستورداد آن را به درحال حاضر خویش رها نمایند و ستونی بر بالای غار تحت عنوان نشانه مشخص و معلوم تشکیل داد و تابوتی بر بالای آن قرار اعطا کرد که اسم حضرت یحیی (ص) را بر آن داشت .


گنبد در سال 780 ساخته شد
بعد از قیامی که به حکومت بنی امیه در سال ۷۵۰ بعداز به دنیا آمدن به دست عباسیان نقطه نهایی بخشید، خلافت اسلامی پایین حاکمیت قوم و قبیله عباسی قرار گرفت که پایتخت خلافت را از دمشق به بغداد منتقل کردند . به غیر از شرایط استراتژیک و تجاری دمشق ، عباسیان هیچ منافعی در دمشق نداشتند . در فیض، مسجد امویان ابتدا حکومت آنان زخم مشاهده کرد، با کار ساختمانی پاره ای تصویب گردیده فی مابین قرن 8 و 10. با این اکنون، عباسیان مسجد را آرم اساسی برد اسلام می‌دانستند و بنابراین مسجد از حذف سیستماتیک ارثیه امویان در شهر دمشق جان سلامت به در موفقیت. . الفضل بن با تقوا بن علی، حکم دهنده عباسی در دمشق ، در سال 780 بعداز تولد گنبدی در نصیب شرقی مسجد تشکیل داد . خیر سال بعد از آن، وی آغاز به ایجاد کرد گنبد مال همه مردم برای صرفه جویی در مخارج مسجد کرد در خاطرات جغرافیدان اورشلیم آمده میباشد که عباسیان مناره شمالی (" مناره عروس ") را ساختند. ) مسجد در سال 831 در طول خلیفه مأمون (813-833). مأمون امرکرد کتیبه‌های اموی مسجد را برداشته و جایگزین نمایند. تا قرن دهم میلادی، ساعتی گسترده در ورودی بخش غربی دیوار جنوبی مسجد (باب زیاد) نصب گردیده بود که به حیث میرسد این ساعت در میانه قرن دوازدهم بعداز به دنیا آمدن فعالیت خویش را متوقف نموده است.


گنبد بانک، درست شده در 789 بعد از تولد
حکومت عباسیان بر شام در طی قرن دهم متزلزل شد و در دهه‌های بعد از آن، شام ذیل حکومت شاهزادگان محلی قرار گرفت و تنها به طور اسمی تابع خلافت عباسی بود . در سال 970 بعد از به دنیا آمدن ، فاطمیان مصر به دمشق حمله کردند و فاطمیان تعدادی توسعه و گسترش تصویب گردیده در مسجد جاری ساختن دادند. به ساکنان دمشق اذن داده شد تا مذهب سنی خویش را در مسجد اموی در اسکان اجرا دهند و این قابلیت را به آن ها اعطا کرد تا استقلال نسبی خویش را از مرجع مذهبی شیعه فاطمی نگهداری نمایند. در سال 1069 بر تاثیر قیام اهل یک محل شهر دمشق بر ضد سپاه فاطمیون در تاثیر حمله ها پادگان فاطمیون به ساکنان، نصیب‌های متعددی از مسجد به‌ویژه دیوار شمالی در حریق سوزی ویران شد. دمشق

بعدازظهر سلجوقیان و ایوبیان
در سال 1078 میلادی ، ترکان سلجوقی شهر دمشق را از دست فاطمیان بازپس گرفتند و دمشق فقط به اسم متعلق به خلافت عباسی شد. شاه سلجوقی تیش بن آلپ ارسلان (حک 1079-1095) برای ترمیم ضرروزیان ناشی از حریق سوزی مسجد در سال 1069 مبادرت کرد. [ سال 1082 میلادی ، ابونصر احمد بن الفضل ، وزیر سلجوقی تیش ، گنبد مرکزی را به صورت چشمگیرتری نوسازی کرد. وی همینطور دو شالوده نگهدارنده را نوسازی کرد و موزاییک‌های مهم اموی نمای داخلی شمالی مسجد را مرمت کرد. رواق شمالی در سال 1089 میلادی تجدید بنا شد . در سال 1110 میلادی ، ظهیرالدین طغتکین (متوفی 1104-1128)، یک کدام از رعایا سلجوقی در دمشق ، دیوار شمالی را تعمیر کرد و دو کتیبه را به وی نثار کرد که بالای یک ورودی درج شده بود. در سال 1113 شرف الدین مودود (حک 1109-1113)، یکی سلسله های سلجوقی، در موصل در مسجد اموی ترور شد. با ارتقاء زد خورد در میان دمشق و صلیبیون در وسط قرن دوازدهم میلادی، مسجد اموی تحت عنوان نقطه تجمع اساسی برای دعوت از مسلمان ها برای پشتیبانی از شهر و بازگرداندن اورشلیم به دست مسلمان‌ها کار کرد. ابن عساکر یک کدام از امامان پر رنگ به‌حساب می‌آید که در سال 1148 صلیبیون به سوی دمشق جلو رفتن کردند ، ساکنان شهر به دعوت های جهاد جواب دادند. در سود، ارتش صلیبی در سود مقاومت قهرمانانه ساکنان دمشق عقب نشینی کرد .


مسجد اموی در دمشق
در سال 1154 بعد از به دنیا آمدن، در حین سلطنت نورالدین زنگی ، دومی ساعت عتیقه به اسم ساعت آبی رنگ Giron به پیشنهاد فردی نورالدین ساخته شد. ساعت سوا ورودی شرقی مسجد ( باب گیرون ) پیش از اینً به وسیله معمار محمد الساعتی بعداز حریق سوزی مسجد در سال 1167 ساخته و نوسازی گردیده بود. در غایت بوسیله پسرش رضوان تجدید بنا شد . در اوایل قرن سیزدهم از حریق سوزی جان تندرست به در پیروزی جغرافی دان عرب در سال 1154 از مسجد اموی بازدید کرد .

در زمانه ایوبیان، دمشق شاهد تأسیس اکثری از مؤسسات مذهبی بود و مسجد اموی تحت عنوان راءس معاش مذهبی درین شهر برپا می شد. سیاح اندلسی ابن جبیر مداقه مسجد را تحت عنوان یک راس جامع علم ها فقاهتی با دقت به اینکه دارنده زوایای گوناگون مطالعات فقهی و قرآنی میباشد، اظهار کرد . در سال 1173 ، دیوار شمالی مسجد توشه دیگر در تاثیر حریق سوزی زخم روئت کرد و بوسیله فرمان روا صلاح الدین ایوبی (ح. 1174-1193) به یاور مناره عروس [ در حریق سوزی سال 1069 ویران گردیده بود، نوسازی شد. بعداز ولادت ، در جریان تضارب‌های داخلی فی مابین شاهزادگان ایوبی، شهر دمشق به جهت این تضارب‌ها جراحت متعددی روئت کرد و در سال 1245 میلادی ، مناره شرقی مسجد، مشهور به مناره عیسی ، قرار گرفت. بوسیله الصالح ایوب، هفتمی خلیفه بنی ایوب در مصر ، در طول محاصره دمشق در طی آل با تقوا، شاهزاده ایوبی دمشق ، ویران شد . مناره بعداً با دست‌کم تزئینات اضافه گردیده تجدید بنا شد.

صلاح الدین ایوبی هم پا با بخش اعظمی از جانشینانش در نزدیکی مسجد اموی به خاک ودیعت شد .

دولت ممالیک

مناره قیتبای در سال 1488 به امر مملوک فرمان روا قیتبای ساخته شد.
در سال 1260 م . مغولان به رهبری کتبوغه با نیروهای صلیبی متحد شدند و دمشق را از دست ایوبیان تصرف کردند، بوهموند ششم، شاهزاده امارت انطاکیه ، دستورداد مراسم عبادت کاتولیک در «مسجد اموی» برگزار خواهد شد. با این هم اکنون، ممالیک به رهبری قطوز و بایبرس توانستند شهر دمشق را در اواخر به عبارتی سال پس بگیرند. در سال 1270 ، بایبارز امر نوسازی کلان مسجد، به ویژه از سنگ مرمر، موزاییک، و ارمنیت را صادر کرد. به گفته ابن شداد ، گستردن هم اکنون بایبر ، هزینه تعمیرات انجام یافته در طول بایبرس 20000 دینار بوده میباشد. از تبارک‌ترین قطعاتی که به مسجد اضافه شد، قطعه موزاییکی به ارتفاع 34.5 متر و پهنا 7.3 متر بود که در رواق غربی نصب گردیده و به آن تابلوی پاپیروس می گویند . این قطعه موزاییکی که مسجد را تزئین میکرد، بخشی از پروژه مرمتی بود که مشتمل بر مسجد میشد و تأثیر متعددی بر معماری ممالیک در مصر و شام داشت .

بازدید : 73
پنجشنبه 26 مهر 1403 زمان : 9:11


به نقل از دسته ترجمه خبرگزاری «حوزه» به گزارش punchng، یک سازمان بشردوستان از زنان مسلمان در نیجریه با اسم «خواهران جنت» از دولت فدرال این مرز و بوم خواستند تا یک راءس آدرس مسجد توفیق مشهد غربالگری بدون پول سرطان در‌این مرز و بوم فعال سازی نماید.

راماتو علیا، مدیر این سازمان زنان مسلمان در اجلاس سران برای فراخوان روز جهانی سرطان در سال 2019 که شنبه در مسجد ملی در ابوجا برگزار شد، این بیانیه را خواندن کرد. مسئله اجلاس رزرو مسجد توفیق مشهد ذکر شده «تأثیر سرطان بر بسط ملی» بود.

عالیا در سخنانش اذعان کرد: ساخت راءس غربالگری سرطان بدون پول شماره مسجد توفیق مشهد معیار مرگ و میر زنان در تاثیر این بیماری را کاهش میدهد.

او اعلام کرد: غرض از این اجلاس ساخت‌و‌ساز درایت در عموم به ویژه زنان میباشد که مسجد طالقانی مشهد دست‌کم یک توشه در سال به غربالگری سرطان مراجعه نمایند.

عالیا اظهار کرد که‌این کنفرانس با مقصود تشویق دولت برای تقابل با این بیماری میباشد که تخت گاز جلو رفتن می نماید.

او ابراز امیدواری کرد که رایزنی ها و سفارش های این اجلاس در راستای ریشه کن کردن سرطان از روش نرم افزار دور اندیشی منظم و مداوم صورت پذیرد.

مریم ، همسر فرمان‌دار ایالت سوکوتو در نیجریه ، امین التامبووال ، که مسئله این اجلاس را به جا و به موقع تعریف کرد ، از این سازمان برای این خلاقیت تشکر کرد.

بازدید : 73
چهارشنبه 25 مهر 1403 زمان : 9:06


مسجد مباهله

مکانی منحصربه‌فرد برای زیارت شیعه‌ها اهل ایران مسجد طالقانی مشهد میباشد که در مسافت بیش تر از یک کیلومتری مسجد نبوی و حدودا در سوی شمال شرقی آن قراردارد. این مسجد که امروزه به اسم "الاجابه" اسم‌گذاری گردیده، موازی بعضی از احادیث محل ملاقات خاص فرستاده(ص) با مسیحیان نجران بود. رزرو مسجد توفیق مشهد

مسیحیان که در تایید حقانیت آیین اسلام شک داشتند، به حکم قرآن به مباهله (نفرین یک دیگر مطابق باورهای فقهی) دعوت شدند و در‌این مسیر، نبی خداوند(ص) با امام علی، حضرت فاطمه، امام حسن آدرس مسجد توفیق مشهد و امام حسین(ع) پیش آمد و زمانی بزرگان مسیحی این صورت‌ها را دیدند نترسی مباهله را از دست دادند و خویش را کنار کشیدند. طبعا شیعه ها به عذر و بهانه این جای حقانیت نحوه خود را گوش زد می‌نمایند. شماره مسجد توفیق مشهد

مساجد سبعه

مساجد سبعه (هفتگانه) از مساجد مشهوری میباشند که حاجیان اکثری به زیارت آن می روند، این مساجد در دامنه غربی کوه «سلع» واقع گردیده‌اند و در شمال غربی مسجدالنبی (ص) قرار دارا‌هستند.

این کوه مشرف بر خندقی بوده میباشد که مسلمانها در مبارزه احزاب در شمال مدینه حفر کردند و در دامنه آن ۶ مسجد در کنار یکدیگر قرار دارا‌هستند که به حیث برخی از دانشمندان، هفتمی آنها، مسجد ذوقبلتین میباشد که به جهت مجاورت بودن به آن، همگی این مساجد به مساجد سبعه معروف گردیده‌اند.

مساجد سبعه دربرگیرنده مساجد فاطمه الزهراء (علیها درود) امام علی‌بن ابی طالب (ع) فتح، سلمان فارسی، ابوبکر، قدمت و ذوقبلتین میباشد.

مسجد ذوقبلتین

این مسجد نیز در شمال غربی مدینه منوره واقع گردیده است و از مساجدی میباشد که حاجیان به زیارت آن می روند.

مسجد ذوقبلتین، مسجدی میباشد که در آن مسلمان‌ها هنگام اقامه یکی نمازهای ظهر، قبله خویش را از بیت‌المقدس به کعبه تغییر و تحول دادند، این چنین که رسول اکرم (ص) دو رکعت از نماز ظهر را به سوی بیت‌المقدس و دو رکعت دیگر را به سوی کعبه گزاردند.

بعد ها اسم این مسجد به ذوقبلیتن (دوقبله‌ای) تغییر و تحول یافت.

مسجد ضرار

دیگر اثرها بسیار که یا این که امروزه اثری از آن ها وجود ندارد یا این که قابلیت دیدنشان میسر نمی شود، مثل مسجد بنات بنی نجار، مسجد بنی قریظه، مشربه ام ابراهیم و مناطقی زیرا بدر، موته و تبوک و فدک خویش مبحثی دیگر میباشد، البته نمی‌قدرت از مدینه و نبی(ص) کلام به در بین آورد از مسجد ضرار یادی نکرد. این مسجد بوسیله عده ای از منافقین در بحبوحه نبرد تبوک در سال نهم هجری سازه گردیده بود به عذر این که اشخاص ناتوان و محتاج در شب بارانی و فصل‌زمستان بتوانند در آن نماز گزارند و هجران منش آن ها را از سود اقامه در مسجد گشوده ندارد، البته در واقع اقدامی در رقابت با بنی عمرو بن عوف بود که مسجدشان در قبا اهمیتی ویژه نزد فرستاده(ص) و مسلمان‌ها یافته بود. بانیان مسجد بعد از اتمام فعالیت از پیامبر آفریدگار خواستند تا در آن نماز نماید و آن حضرت که سرگرم فراهم‌سازی مبارزه تبوک بود آنها را به مجال دیگر حواله بخشید و آن‌ها که خویش را موفق می‌پنداشتند به تضعیف مسلمان ها روی کردند و مسجد خویش را به صورت آن ها می‌کشیدند به زعم آن که توانستند در عرصه مظاهر فقاهتی پیش افتند، ولی غافل از آن که پروردگار این مسجد را مایه ضرار و بی دینی و تفرقه خواند و نبی را به تخریب آن دستور اعطا کرد و آن حضرت نیز اشخاصی را به سوی آن ارسال کرد تا منهدمش سازند و به‌این سیرتکامل درس بزرگی برای مدام تاریخ بر مکان ماند که حتی در‌صورتی‌که مهمترین مظهر دیانت بخواهد مایه رقابت و تفاخر و در غایت تفرق جامعه خواهد شد، نباید بر زمین بماند.

بازدید : 32
يکشنبه 22 مهر 1403 زمان : 9:48


از مساجد مشهور و تاریخی مرز و بوم بنگلادش می توان به مسجد بیت المکرم، مسجد ستاره، مسجد بیگم بازار، مسجد هفت گنبد، مسجد غوث الاعظم، مسجد شصت گنبد، مسجد طلائی مسجد طالقانی مشهد کوچک، مسجد هفت گنبد بل بازار، مسجد خواجه، مسجد دیوانه، باگا مسجد اشاره کرد که در پایین شرح داده شد‌ه‌است:

مسجد بیت المکرم

این مسجد که در منطقه پورانا پالتان در داکا واقع هست، مسجدی ملی شماره مسجد توفیق مشهد است و شهرت خاصی داراست. مسجد بیت المکرم گران قدر‌ترین مسجد در بنگلادش می‌باشد. این مسجد به سبک مسجدالحرام و فارغ از گنبد و مناره ساخته شده است. در اوایل سال 1960 م خانواده باوانی (بوانی)، که یکی از تعالی‌ترین خانواده‌های رزرو مسجد توفیق مشهد فئودال پاکستانی بود، در ملک شخصی خود این مسجد را با استعمال از سنگ مرمر که در آدرس مسجد توفیق مشهد بنگلادش (پاکستان شرقی وقت) بسیار گران بود، تشکیل داد.

از زمان شروع ایجاد کرد تا نقطه نهایی کار حدود سه سال طول کشید و در 26 ژانویه 1963 م رسماً بهره‌برداری شد. پس از استقلال بنگلادش به امر شیخ مجیب الرحمان این مسجد، مسجد ملی شناخته شد و مدیریت آن با مطالعه دولت به بنیاد اسلامی‌ (اسلامیک فاوندیشن) سپرده شد.

مسجد ستاره

مسجد ستاره یکی مشهورترین مساجد دیرین‌ در داکا می‌باشد. این مسجد در طول حکومت مغول در بنگال ساخته شد و در آن هنگام اسم مسجد، میرزاغلام پیر بود. اما چون بر روی 3 گنبد این مسجد ستاره‌های زیادی زینت داده شده است، دربین مردم به مسجد ستاره (به زبان بنگالی «ترا مسجد») معروف شد.

مسجد بیگم بازار

این مسجد یک کدام از کهن‌ترین مساجد داکا هست که به دستور نواب مرشد قلی خان قاضی بنگال وقت در حین سال‌های 1700 تا 1704 ساخته شد. استارت این مسجد به نام مسجد فعالیت طلب خان دارای شهرت بود، ولی به دلیل واقع شدن درمنطقه تجاری بیگم بازار به نام مسجد بیگم بازار شهرت یافت. ویژگی این مسجد به دلیل سبک معماری آن می باشد.

مسجد هفت گنبد

این مسجد در قسمت غرب منطقه محمدپور در شهر داکا در نخستینِ خیابان سات مسجد (یعنی هفت مسجد) قرار دارد.

مسجد دارای هفت گنبد می‌باشد و از این رو به سات گامبوج مسجد (مسجد هفت گنبد) مشهور گردیده‌است. طراحی بنا به سبک مغولی اسلامی‌ هند است و بنای آن مربوط به فرصت حکومت مغول در بنگال است.

مسجد غوث الاعظم

این مسجد در خیابان و محله \" ماها خالی \" داکا واقع شده و یکی مجلل‌ترین مساجد در داکا هست. در طی مبارزه عراق علیه ایران، با پول صدام حسین رئیس جمهور عراق و به منظور جلب جانبداری مردم بنگلادش علیه کشور‌ایران، این مسجد ساخته شد. بنیان گذار آن مولانا عبدالمنان، صاحب و مالک امتیاز مجله انقلاب می باشد.

مسجد شصت گنبد

خواجه جهان دارای اسم و رسم به خان فقیه علی خان این مسجد را واقع در شهرستان باغرهات در نصیب جنوبی بنگلادش توسط در سال 1459 م ساخت. این مسجد جزو قدیمی‌ترین مساجد بنگلادش می باشد. خان جهان علی خان، هم صوفی و هم فرماندار حوزه‌ بود. وی امرکرد این مساجد را به خواسته مرکزی دینی وسیاسی بنا کنند. بعد از مسجد بیت المکرم، این مسجد از گرانقدر‌ترین مساجد بنگلادش محسوب می‌شود. بر بالای سقف مسجد، 77 گنبد درست شده، البته چون کل بنا روی 60 ستون احداث گردیده است، دربین مردم به مسجد شصت گنبد پر اسم و رسم هست.

مسجد طلائی کوچک

این مسجد یکی‌از قدیم‌ترین مساجد این مرزوبوم می باشد و در زمان حکومت علاء الدین حسین شاه حاکم بنگال (1493 - 1519م) ساخته شد. چون قسمت داخلی گنبدهای این مسجد مطلا میباشد، به سونا مسجد (طلایی مسجد) دارای شهرت گردیده است. جانشینان حسین پادشاه نیز به تقلید حسین پاد شاه مسجد دیگری ساختند (1525م) و همچنان بخش‌های داخلی گنبد را مطلا کردند. چون مسجد اول کوچک‌تر و دومی‌ والا‌تر بود، به ترتیب به نام سوتر سونا مسجد (مسجد طلائی کوچک) و بارا سونا مسجد (مسجد طلائی بلندمرتبه) دارای اسم و رسم شده‌اند. مسجد کوچک طلائی در شهرستان نواب گنج واقع در غرب بنگلادش و مسجد گران قدر طلائی در آن طرف مرز (در بنگال غربی هند) تشکیل‌شده‌اند.

بازدید : 21
شنبه 21 مهر 1403 زمان : 9:09


بناهای تاریخی و معماری مدام شاهکارهایی از تبدیلات فرهنگی و مذهبی مسجد طالقانی مشهد در طی تاریخ بوده‌اند. یک کدام از این شاهکارها که هم‌در حال حاضر تحت عنوان مسجد سلیمیه در شمال قبرس شناخته می گردد، در قبل تحت عنوان کلیسای سنت صوفیا شناخته میشد. تاریخچهٔ این سازه خیر فقط نمایانگر تحولات فقهی شماره مسجد توفیق مشهد و معماری، بلکه نمادی از تبدیلات بزرگ‌ای میباشد که در حین تاریخ درین حیطه چهره داده میباشد.

نقش کلیسایی در زمانه مسیحیت: مرکزی از ایمان و فرهنگ وتمدن رزرو مسجد توفیق مشهد
کلیسای سنت صوفیا در شمال قبرس به زمان قرن‌ها تحت عنوان یک راءس مذهبی و معنوی در زمان مسیحیت شناخته میشد. این کلیسا با معماری قشنگ و عنایت مذهبی خویش، محل جذب مسیحیان و زائران بود. آدرس مسجد توفیق مشهد وجود این کلیسا تحت عنوان مرکزی بنیادی در شمال قبرس، نقش مهمی در اشاعه اعتقادات مسیحی و تعمیق فرهنگ و تمدن مسیحیت در‌این حیطه داشت. اثرها هنری، نقوش مذهبی و معماری زیبای این کلیسا نمایانگر عنایت و بها آن در روزگار مسیحیت هست.

تبدیل از کلیسا به مسجد: تحولی تاریخی و فرهنگی
تحولات تاریخی و فقاهتی مثلا وقایعی می‌باشند که تأثیر عمیقی بر جوانب معماری و فرهنگی یک حوزه‌ می گذارند. در سال ۱۵۲۳ میلادی، بعداز فتح قبرس به وسیله امپراتوری عثمانی، کلیسای سنت صوفیا به مسجد سلیمیه تبدیل شد. این تبدیل خیر صرفا علامت‌ای از تغییرات شرعی و مذهبی میباشد، بلکه نمایانگر تبادل فرهنگی و تعاملات در بین اسلام و مسیحیت در‌این حوزه‌ میباشد. این دگرگونی تاریخی نمادی از همزیستی اجتماعی و فرهنگی در حین تاریخ میباشد که تأثیرات وسیع‌ای را در معماری و تجربیات‌های فقهی ناحیه به یار و همدم داشته میباشد.

معماری منحصر مسجد سلیمیه: تلفیق هنرهای گوناگون
یکی‌از جنبه‌های فرهنگی و تاریخی مسجد سلیمیه، معماری مخصوص آن میباشد. این مسجد با ترکیبی از فوت و فن معماری اسلامی و غربی، بیان کنده همزیستی و تعامل این دو فرهنگ و تمدن میباشد. ارتفاعات مختلف، ردیف‌های قشنگ با نقوش هنری، پنجره‌ها و قوس‌های شگفت‌انگیز، تنوعی از عنصرها معماری درین مسجد را علامت میدهد. معماری مسجد سلیمیه نماینده‌ای از تلفیق هنرهای اسلامی و معماری گوتیک شرقی میباشد و نشانه از تأثیرات و تبادل ایده‌های فرهنگی درین حوزه‌ داراست.

التفات تاریخی و فرهنگی
مسجد سلیمیه به‌تیتر یک علامت از تاریخ و تبدیلات فرهنگی در ناحیهٔ شمال قبرس، التفات ویژه‌ای دارااست. این سازه خیر صرفا به‌تیتر راس مذهبی و تاریخی اسلامی، بلکه به‌تیتر نماینده‌ای از تبدیلات فقاهتی و تعاملات فرهنگی دربین آیین‌ها و جامعه ها متعدد در طی تاریخ، التفات دارااست. همینطور، قیمت هنری و معماری این مسجد سبب ساز گردیده تا به‌تیتر یک مقصد توریسم اصلی در حوزه‌ شناخته گردد.

مسجد سلیمیه در شمال قبرس خیر صرفا یک سازه ارزشمند معماری میباشد، بلکه نماینده‌ای از تاریخچهٔ فرهنگی، تعامل فقاهتی، و تغییرات اجتماعی در‌این نقطهٔ استراتژیک میباشد. مداقه این جای تحت عنوان یک علامت از پیشین و تحولات فرهنگی خیر صرفا برای اهل یک محل ناحیه، بلکه برای همگی عشق و علاقه‌مندان به تاریخ، معماری و تبادلات فرهنگی از عنایت ویژه‌ای برخوردار‌است.

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه