بهر جهت این کلمه و واژه در قرآن در معانی تحت به عمل رفته میباشد: شماره مسجد توفیق مشهد
۱. لوح محفوظ (۱ توشه)؛ «و تمام شی ء احصیناه فی امام مبین» [۱]
«و هر چیزی را در کارنامهای پرنور برشمردیم».
۲. جاده و راه و روش (۱ توشه)؛ «و انهما لبامام مبین» [۲] رزرو مسجد توفیق مشهد
«و آن دو (شهر، در حال حاضر) بر رمز راهی آشکار میباشد».
۳. تورات یا این که کتاب و پیشوا (۲ توشه)؛ «و اینجانب قبله کتاب موسی اماما و رحمة»[۳][۴]
«قبل از او (نیز) کتاب موسی کاپیتان و مایه عفو بوده میباشد».
۴. پیشوایان الهی و پارسا (۵ توشه)؛ «قال انی جاعلک للناس اماما» [۵]
«فرمود: اینجانب تورا پیشوای عموم قراردادم». آدرس مسجد توفیق مشهد
«و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا» [۶][۷][۸]
[۹]
«و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت میکردند».
۵. پیشوایان بی دینی و ضلالت (۲ توشه)؛ «فقاتلوا ائمة الکفر» [۱۰][۱۱]
«پس با پیشوایان بی دینی بجنگید».
۶. معنی کاملی که پیشوایان هدایت و ضلالت را هر دو مشتمل بر میشود (۱ آیتم)؛ «یوم ندعوا تک تک اناس بامامهم» [۱۲]
«خاطر کن روزی را که هر گروهی را با پیشوایان فرا میخوانیم».
۲ - معنای امام در لغت
[دستکاری]
واژه و کلمه امام که از ماده «ام» هست اصولا به معنای «قصد کردن» میباشد. این کلمه و واژه در کتاب ها لغت به معانی مختفی آمده، برای مثال:
۱. هر کس به وی اقتدا می شود و در امور پیشواست.
۲. پیشوا؛ ۳.استاد؛ ۴. جاده و منش؛ و مانند آن.
ظاهرا ریشه کلیه آنان «قصد کردن یار و همدم با دقت خاص» میباشد؛ لذا به مامان و اصل و محور چیزی «ام» گویند؛ به دلیل آنکه آیتم اعتنا بشر میباشد یا این که به مقتدا و پیشوا و رهبر «امام» گویند؛ زیرا عموم با اعتنا خاص به سراغ وی میایند. [۱۳][۱۴][۱۵][۱۶].
۳ - امام در اصطلاح
[دستکاری]
از تک تک آیاتی که بیان شد ـ به یاری معانی لغوی ـ این برداشت را میاقتدار کرد که: امام در اصطلاح اسلامی و مسلمین به «کسی یا این که چیزی میگویند که با امر الهی، راهنما و هدایتگران ما به خط مش خداست خواه بشر باشد (مثل آیاتی که فرمود: «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا» و «انی جاعلک للناس اماما») یا این که کتاب باشد (مثل آیهای که می فرماید: «و اینجانب قبله کتاب موسی اماما و رحمة»).
همینطور این نکته بدست می آید که: امام در اسلام بایستی یک شرط داشته باشد و آن اینکه در شرایطی که امام «کتاب» باشد می بایست از جانب پروردگار بر فرستاده حق نازل گردیده باشد (در جهت هدایت عموم). در حالتی که «آدم» باشد، اولا: می بایست از جانب خدا مشخص و معلوم گردیده باشد؛ به این دلیل که تفسیر گردیده به «انی جاعلک للناس اماما» یا این که «و جعلنا هم ائمة» و ثانیا: معصوم باشد و به صورت مطلق ستمگر نباشد (چه نسبت به خویش، چه سایر افراد)؛ به این دلیلکه فرمود: «لا ینال عهدی الظالمین» [۱۷]
«عهد و پیمان اینجانب به بیدادگران نمیرسد».
۴ - خلاصه
[بازنویسی]
امام در اصطلاح اسلامی (از بینش قرآن) دو کاربرد دارااست:
۱. کتابی خانه از جانب آفریدگار بر پیامبر الهی برای هدایت عموم؛
۲. آن بشر رقم خورده از جانب آفریدگار برای هدایت عموم که دارنده منزلت طهارت باشد.[۱۸][۱۹]
مختصات و ویژگیهای امام و منزلت امامت:
از رسیدگی آیهها بدست میاید که کسی که دارنده این منصب الهی میباشد، می بایست دارنده صفات و خصوصیتهای پایین ـ لا اقل ـ باشد:
۱. جایگاه طهارت: به جهت آیه ۱۲۴ سوره بقره «لا ینال عهدی الظالمین»؛ یعنی، دور از هر سیرتکامل ظلم (ظلم به پروردگار، خویشتن و دیگر افراد) باشد. [۲۰]
۲. رده طاقت: هنگامی امام، این جایگاه را دارا خواهد بود که: دارنده منزلت طاقت (آن هم طاقت مطلق که مشمول گونه های امتحانات و تستها میگردد) باشد؛ «و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا ب آیاتنا یوقنون» [۲۱] «و زیرا طاقت کردند و به نشانهها ما اعتقادوباور داشتند بعضا از آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما (عموم را) هدایت میکردند».
۳. منزلت اعتقادوباور: امام، قبل از رده طاقت بایستی دارنده جایگاه باور باشد؛
«و کانوا بآیاتنا یوقنون» که در پی آیه قبلی آمده.
یا این که درباره حضرت ابراهیم ـ قبل از وصال به رده امامت ـ می خوانیم «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السماوات و الارض و لیکون اینجانب الموقنین» [۲۲] «و این سیرتکامل ملکوت آسمانها را به ابراهیم نمایاندیم تا از جملة باور کنندگان باشد». از این آیه ها درمی یابیم که درون و واقعیت دنیا برای امام مکشوف میباشد و از انجام و دلهای عموم آگاه می باشد.
۴. منصب الهی (انتخاب از جانب معبود)؛ به جهت آیاتی زیرا:
«انی جاعلک للناس اماما» [۲۳]، و «جعلناهم ائمه» [۲۴]، «و نجعلهم ائمه» [۲۵]، و مانند این آیه ها.
۵. هدایت گری: امام برحق کارش هدایت و رهبری جامعه به سوی هدف ها و آرمانهای الهی و روشن بختی میباشد که از «فقیه فرمان» امر میگیرد. «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا»
[۲۶] «و جعلنامنهم ائمة یهدون بامرنا»
[۲۷].
دانا دستور، به عبارتی عالم جبروت میباشد که خدا در مکان دیگر میفرماید:
«انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون ـ فسبحان الذی بیده ملکوت تمام شی ء و الیه ترجعون»
[۲۸][۲۹] «زیرا به چیزی عزم فرماید کارش این بس که می گوید: باش پس (بی تفکر) مو جود میگردد، پس منزه میباشد آن هر کس ملکوت هر چیزی در اختیار اوست و به سوی اوست که بازگردانیده میشوید».
طبق این نشانهها، امام کسی میباشد که جنبة ملکوتی موجودات را رهبری نماید و جامعه ها بشری را نیز به مقصد آخری خود، یعنی شناخت با خداو احیای قیمتهای الهی برساند و خوشبختی آنهارا ضمانت نماید.
۶. واسطه سود پروردگار: امام بر حق واسطه نتیجه الهی در اموری زیرا: اعمال دادن خیر و خوبیها، برپاداشتن نماز، پرداخت زکات و عبادت هستند؛ «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة و کانوا لنا عابدین» [۳۰]. «و آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت میکردند و به وی ایفا دادن شغل های نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنها پرستندة ما بودند.
۵ - اصول مسائل امامت
[بازنویسی]
از نظارت آیة ۱۲۴ سوره بقره و بقیه آیهها مرتبط با امامت، میاقتدار اصول زیر را سود گرفت:
۱. امامت یک منصب مجعول و قرار دادی از سوی پروردگار میباشد؛
۲. امام بایستی معصوم به پاکی الهی باشد؛
۳. هر فرصت که مردمی روی زمین معاش مینمایند می بایست امامی در بین آنان باشد؛
۴. امام می بایست از طرف خداوند پذیرش گردد؛
۵. انجام عموم از امام مخفی وجود ندارد؛
۶. امام بایستی همه اموری را که در جهان و آخرت گزینه احتیاج عموم میباشد، بداند؛
۷. محال میباشد بین عموم کسی پیدا گردد که در فضیلت ها نفسانی از امام رفیعتر باشد.[۳۱][۳۲]
۶ - سود
[دستکاری]
جایگاه امام و امامتی که در قرآن مطرح میباشد (امام به معنای پیشوای بر حق و عادل ره یافته)، مقامی بس گرانقدر و بهتر میباشد که صرفا برخی از پیامبران بدین منصب الهی دست می یابند (لذا در آیه ۲۴ سوره سجده تعبیر و تفسیر به «منهم»؛ یعنی بعضا ازآنها گردیده «و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا»؛[۳۳] همچنان که حضرت ابراهیم (علیهالسّلام) با اینکه جایگاه نبوت را دارا بود بعداز امتحانات و تستهایی که سربلند از آنان خارج آمده، بدین جایگاه می رسد (قل انی جاعلک للناس اماما).
امام کسی میباشد که دارنده روحیه حوصله بلند و باور و کشف و شهودات میباشد و عالم لاهوت را مشاهده مینماید، باران و بخشش ونعمتهای الهی به واسطه وی نازل می گردد، حجت زمین و مجال میباشد.
این جایگاه واپسین مرحله سیر تکاملی بشر میباشد و به تفسیر قرآن «پیمان» خداست که به «جعل» و اعتقاد و باور الهی میباشد ـ خیر به رای و شورا و تعیین عموم ـ حتی فرستاده پروردگار (صلیاللهعلیوآله) هم مستقیما نمیتواند امام را معرفی نماید؛ بلکه به دست سازنده دنیا میباشد.
دیگر اینکه، امامت فقط رهبری ظاهری شرعی و مادی وجود ندارد، بلکه عالم آفرینش و شکل گیری را ذیل لحاظ دارااست. جایگاه امامت در واقع تحقق بخشیدن به نرم افزار ی الهی، اعم از حکومت و اجرای احکام الهی و تربیت و رویش نفوس انسانی، در ظواهر و درون میباشد.
بهر جهت این کلمه و واژه در قرآن در معانی تحت به عمل رفته میباشد: شماره مسجد توفیق مشهد
۱. لوح محفوظ (۱ توشه)؛ «و تمام شی ء احصیناه فی امام مبین» [۱]
«و هر چیزی را در کارنامهای پرنور برشمردیم».
۲. جاده و راه و روش (۱ توشه)؛ «و انهما لبامام مبین» [۲] رزرو مسجد توفیق مشهد
«و آن دو (شهر، در حال حاضر) بر رمز راهی آشکار میباشد».
۳. تورات یا این که کتاب و پیشوا (۲ توشه)؛ «و اینجانب قبله کتاب موسی اماما و رحمة»[۳][۴]
«قبل از او (نیز) کتاب موسی کاپیتان و مایه عفو بوده میباشد».
۴. پیشوایان الهی و پارسا (۵ توشه)؛ «قال انی جاعلک للناس اماما» [۵]
«فرمود: اینجانب تورا پیشوای عموم قراردادم». آدرس مسجد توفیق مشهد
«و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا» [۶][۷][۸]
[۹]
«و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت میکردند».
۵. پیشوایان بی دینی و ضلالت (۲ توشه)؛ «فقاتلوا ائمة الکفر» [۱۰][۱۱]
«پس با پیشوایان بی دینی بجنگید».
۶. معنی کاملی که پیشوایان هدایت و ضلالت را هر دو مشتمل بر میشود (۱ آیتم)؛ «یوم ندعوا تک تک اناس بامامهم» [۱۲]
«خاطر کن روزی را که هر گروهی را با پیشوایان فرا میخوانیم».
۲ - معنای امام در لغت
[دستکاری]
واژه و کلمه امام که از ماده «ام» هست اصولا به معنای «قصد کردن» میباشد. این کلمه و واژه در کتاب ها لغت به معانی مختفی آمده، برای مثال:
۱. هر کس به وی اقتدا می شود و در امور پیشواست.
۲. پیشوا؛ ۳.استاد؛ ۴. جاده و منش؛ و مانند آن.
ظاهرا ریشه کلیه آنان «قصد کردن یار و همدم با دقت خاص» میباشد؛ لذا به مامان و اصل و محور چیزی «ام» گویند؛ به دلیل آنکه آیتم اعتنا بشر میباشد یا این که به مقتدا و پیشوا و رهبر «امام» گویند؛ زیرا عموم با اعتنا خاص به سراغ وی میایند. [۱۳][۱۴][۱۵][۱۶].
۳ - امام در اصطلاح
[دستکاری]
از تک تک آیاتی که بیان شد ـ به یاری معانی لغوی ـ این برداشت را میاقتدار کرد که: امام در اصطلاح اسلامی و مسلمین به «کسی یا این که چیزی میگویند که با امر الهی، راهنما و هدایتگران ما به خط مش خداست خواه بشر باشد (مثل آیاتی که فرمود: «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا» و «انی جاعلک للناس اماما») یا این که کتاب باشد (مثل آیهای که می فرماید: «و اینجانب قبله کتاب موسی اماما و رحمة»).
همینطور این نکته بدست می آید که: امام در اسلام بایستی یک شرط داشته باشد و آن اینکه در شرایطی که امام «کتاب» باشد می بایست از جانب پروردگار بر فرستاده حق نازل گردیده باشد (در جهت هدایت عموم). در حالتی که «آدم» باشد، اولا: می بایست از جانب خدا مشخص و معلوم گردیده باشد؛ به این دلیل که تفسیر گردیده به «انی جاعلک للناس اماما» یا این که «و جعلنا هم ائمة» و ثانیا: معصوم باشد و به صورت مطلق ستمگر نباشد (چه نسبت به خویش، چه سایر افراد)؛ به این دلیلکه فرمود: «لا ینال عهدی الظالمین» [۱۷]
«عهد و پیمان اینجانب به بیدادگران نمیرسد».
۴ - خلاصه
[بازنویسی]
امام در اصطلاح اسلامی (از بینش قرآن) دو کاربرد دارااست:
۱. کتابی خانه از جانب آفریدگار بر پیامبر الهی برای هدایت عموم؛
۲. آن بشر رقم خورده از جانب آفریدگار برای هدایت عموم که دارنده منزلت طهارت باشد.[۱۸][۱۹]
مختصات و ویژگیهای امام و منزلت امامت:
از رسیدگی آیهها بدست میاید که کسی که دارنده این منصب الهی میباشد، می بایست دارنده صفات و خصوصیتهای پایین ـ لا اقل ـ باشد:
۱. جایگاه طهارت: به جهت آیه ۱۲۴ سوره بقره «لا ینال عهدی الظالمین»؛ یعنی، دور از هر سیرتکامل ظلم (ظلم به پروردگار، خویشتن و دیگر افراد) باشد. [۲۰]
۲. رده طاقت: هنگامی امام، این جایگاه را دارا خواهد بود که: دارنده منزلت طاقت (آن هم طاقت مطلق که مشمول گونه های امتحانات و تستها میگردد) باشد؛ «و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا ب آیاتنا یوقنون» [۲۱] «و زیرا طاقت کردند و به نشانهها ما اعتقادوباور داشتند بعضا از آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما (عموم را) هدایت میکردند».
۳. منزلت اعتقادوباور: امام، قبل از رده طاقت بایستی دارنده جایگاه باور باشد؛
«و کانوا بآیاتنا یوقنون» که در پی آیه قبلی آمده.
یا این که درباره حضرت ابراهیم ـ قبل از وصال به رده امامت ـ می خوانیم «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السماوات و الارض و لیکون اینجانب الموقنین» [۲۲] «و این سیرتکامل ملکوت آسمانها را به ابراهیم نمایاندیم تا از جملة باور کنندگان باشد». از این آیه ها درمی یابیم که درون و واقعیت دنیا برای امام مکشوف میباشد و از انجام و دلهای عموم آگاه می باشد.
۴. منصب الهی (انتخاب از جانب معبود)؛ به جهت آیاتی زیرا:
«انی جاعلک للناس اماما» [۲۳]، و «جعلناهم ائمه» [۲۴]، «و نجعلهم ائمه» [۲۵]، و مانند این آیه ها.
۵. هدایت گری: امام برحق کارش هدایت و رهبری جامعه به سوی هدف ها و آرمانهای الهی و روشن بختی میباشد که از «فقیه فرمان» امر میگیرد. «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا»
[۲۶] «و جعلنامنهم ائمة یهدون بامرنا»
[۲۷].
دانا دستور، به عبارتی عالم جبروت میباشد که خدا در مکان دیگر میفرماید:
«انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون ـ فسبحان الذی بیده ملکوت تمام شی ء و الیه ترجعون»
[۲۸][۲۹] «زیرا به چیزی عزم فرماید کارش این بس که می گوید: باش پس (بی تفکر) مو جود میگردد، پس منزه میباشد آن هر کس ملکوت هر چیزی در اختیار اوست و به سوی اوست که بازگردانیده میشوید».
طبق این نشانهها، امام کسی میباشد که جنبة ملکوتی موجودات را رهبری نماید و جامعه ها بشری را نیز به مقصد آخری خود، یعنی شناخت با خداو احیای قیمتهای الهی برساند و خوشبختی آنهارا ضمانت نماید.
۶. واسطه سود پروردگار: امام بر حق واسطه نتیجه الهی در اموری زیرا: اعمال دادن خیر و خوبیها، برپاداشتن نماز، پرداخت زکات و عبادت هستند؛ «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة و کانوا لنا عابدین» [۳۰]. «و آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت میکردند و به وی ایفا دادن شغل های نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنها پرستندة ما بودند.
۵ - اصول مسائل امامت
[بازنویسی]
از نظارت آیة ۱۲۴ سوره بقره و بقیه آیهها مرتبط با امامت، میاقتدار اصول زیر را سود گرفت:
۱. امامت یک منصب مجعول و قرار دادی از سوی پروردگار میباشد؛
۲. امام بایستی معصوم به پاکی الهی باشد؛
۳. هر فرصت که مردمی روی زمین معاش مینمایند می بایست امامی در بین آنان باشد؛
۴. امام می بایست از طرف خداوند پذیرش گردد؛
۵. انجام عموم از امام مخفی وجود ندارد؛
۶. امام بایستی همه اموری را که در جهان و آخرت گزینه احتیاج عموم میباشد، بداند؛
۷. محال میباشد بین عموم کسی پیدا گردد که در فضیلت ها نفسانی از امام رفیعتر باشد.[۳۱][۳۲]
۶ - سود
[دستکاری]
جایگاه امام و امامتی که در قرآن مطرح میباشد (امام به معنای پیشوای بر حق و عادل ره یافته)، مقامی بس گرانقدر و بهتر میباشد که صرفا برخی از پیامبران بدین منصب الهی دست می یابند (لذا در آیه ۲۴ سوره سجده تعبیر و تفسیر به «منهم»؛ یعنی بعضا ازآنها گردیده «و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا»؛[۳۳] همچنان که حضرت ابراهیم (علیهالسّلام) با اینکه جایگاه نبوت را دارا بود بعداز امتحانات و تستهایی که سربلند از آنان خارج آمده، بدین جایگاه می رسد (قل انی جاعلک للناس اماما).
امام کسی میباشد که دارنده روحیه حوصله بلند و باور و کشف و شهودات میباشد و عالم لاهوت را مشاهده مینماید، باران و بخشش ونعمتهای الهی به واسطه وی نازل می گردد، حجت زمین و مجال میباشد.
این جایگاه واپسین مرحله سیر تکاملی بشر میباشد و به تفسیر قرآن «پیمان» خداست که به «جعل» و اعتقاد و باور الهی میباشد ـ خیر به رای و شورا و تعیین عموم ـ حتی فرستاده پروردگار (صلیاللهعلیوآله) هم مستقیما نمیتواند امام را معرفی نماید؛ بلکه به دست سازنده دنیا میباشد.
دیگر اینکه، امامت فقط رهبری ظاهری شرعی و مادی وجود ندارد، بلکه عالم آفرینش و شکل گیری را ذیل لحاظ دارااست. جایگاه امامت در واقع تحقق بخشیدن به نرم افزار ی الهی، اعم از حکومت و اجرای احکام الهی و تربیت و رویش نفوس انسانی، در ظواهر و درون میباشد.

مسجد توفیق مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب این مسجد جهت برگزاری مراسم