loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 28
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 14:31


بنأ در آن وقت خداوند در کجا بود و چیگونه بود؟

پس آیه (۱۱-شوری) با صراحت میگوید که الله ماده وجود ندارد و فزیک هم این مسجد طالقانی مشهد مورد را ثابت می نماید.

پس الله متعال تولید کننده مجال و جای میباشد. پژوهشگران درخصوص عظمت دنیا هستی گفته اند که هر کهکشان از میلیارد ها ستاره ایجاد شده است و دو هزار میلیارد کهکشان تا هنوز کشف گردیده است و آدم توانسته میباشد که تا به اندازه نود شماره مسجد توفیق مشهد میلیارد سال نوری ارتفاع و پهنا عالم هستی را کشف نمایند و تا هنوز از کشف نخستین و انتها عالم با این ابزار دست داشته خویش عاجز باقی‌مانده اند. رزرو مسجد توفیق مشهد

هم اکنون این پرسش پیش می‌آید بشریکه تا هنوز نتوانسته مقدار حقیقی و واقعی و ارتفاع و پهنا دنیا هستی را که عبد معبود میباشد فهم نماید می‌تواند به آشنایی تولید کننده آن دست یابد؟

آیا اصولأ می اقتدار جهانی را که در آن خیر وقتی وجود دارااست و خیر هم مکانی و خیر آدرس مسجد توفیق مشهد شرقی و غربی و خیر هم جنوب و شمالی و خیر دریک سمت و سوئی ادراک کرد؟

آیا میتوانیم با توان تخیلی که داریم لحظهٔ خویش را در آن عالم بی سو و نا کجا فرض کنیم و هجرت کنیم؟

آیا تفکر می‌توانیم بکنیم که هزاران دنیا دیگر وجود داشته باشند که حتی از تخیل ما خارج باشند مانند بشر های پنچصد سال قبلی که در صورتی کسی برای آنان می ذکر کرد که در دنیا امواج رادیوئی و تلویزیونی وجود دارا هستند که هر یک به مثابه یک عالم غیروابسته میباشد اطمینان نمی کردند و گوینده را کم عقل پندار می کردند.

آیا فکر‌می‌کنید‌ که ما هم مانند بشر های پنج صد سال پیش از رمز ها و اکتشافات صد سال سپس بی خبر هستیم؟

حال چه میدانیم که در آتی چه اختراعات و کشفیات حیرت آور بوقوع می پیوندد.

میگویند شاگردان دانشمند بلندمرتبه انیشتین فی مابین خویش راجع‌به وجود آفریدگار اختلاف کردند و بالاخره به توافق رسیدند که نزد انیشتین مدرس خویش بروند و از وی بپرسند. نزد مدرس رفتند و مورد را مطرح کردند معلم پس از شنیدن پرسش آنها سیگرت را که در اختیار داشت به دهن موفقیت و دود بزرگ به سینه کشید و آن دود را بطور رینگ رینگ به هوا رها کرد و به شاگردان خویش اظهار‌کرد به‌این رینگ ها نگاه نمایید و هر رینگٔ دود را یک کهکشان فرض کنید. می‌دانید در عالم هستی صد ها میلیارد کهکشان وجود داراست در حالتی که هر ذرهٔ دود را یک ستاره و یا این که سیاره فرض کنیم ما فعلأ در یکی‌از این ذره ها قرار داریم و تا هنوز نتوانستیم از نظام خورشیدی خویش بالاتر مسافرت کنیم و ما هیچگاه نخواهیم توانست که به کهکشان شیری که در آن نظام خورشیدی ما قراردارد هجرت کنیم چه برسد به دیگر کهکشان ها.

این زمین ما در قبال کهکشان شیری یک ذرهٔ بی مقدار میباشد و همچنان کهکشان شیری ما در قبال کهکشان های دیگر نیز به مانند یک ذرهٔ بی مقدار خواهد بود. اکنون تصور کنید جانور خرد و بی مقدار که بنام آدم درین کرهٔ خاکی معاش می نماییم خواهیم توانست اسرار این عالم هستی را مشاهده و فهم و شعور کنیم. ؟ابدأ. پس گفت و گو در امر آفریننده باعظمت که‌این عالم گسترده را آفریده میباشد ناشی از نترسی متکبرانهٔ ما میباشد.

و معلم خاطرنشان کرد که در حالتی که اینجانب بتوانم یک مایکروسکوپ قادر بسازم و با آن با یک میکروب که در یک تار مو سر رمز اینجانب معاش می کند سخن نمایم و در‌حالتی که از وی بپرسم که تو در کجا معاش می نمائی؟ وی برایم خواهد اظهار‌کرد که اینجانب بالای یک درخت سابق سالی که بر یک کره والا روئیده میباشد معاش مینمایم. و اینجانب در شرایطی که برایش بیان کنم که خیر این درخت وجود ندارد بلکه یک تار مو رمز اینجانب میباشد و این کرهٔ تعالی وجود ندارد بلکه راز اینجانب میباشد و مانند اینجانب میلیون ها بشر وجود داراست. آن میکروب فوری از کلیه این حقایق انکار خواهد کرد چون وی فراتر از عالم خویش نمی تواند اندیشه نماید و فهم و شعور نماید. ما آدم ها کوچکتر از آن میکروب هستیم و نمی توانیم آنچه را که در کهکشان های دیگر میباشد فهم و شعور کنیم. و اظهار‌کرد که بروید و به خداوند ایمان بیاورید.

مذهب ها اسلامی خصوصأ فرقه های کلامی در امر صفات آفریدگار اختلاف کرده اند که آنان را می شود به یک‌سری گروپ تقسیم کرد.

۱- گروپ اولیه میگویند در صورتیکه الله متعال در آیه (۱۱-شوری) اشاره فرموده میباشد که الله مانند هیچ شی دنیوی وجود ندارد و در اخیر فرموده میباشد که الله شنوا و بینا میباشد. الله متعال در عین هم اکنون که خویش را مانند هیچ شی نمی داند البته صفت شنوا بودن و بینا بودن را در همین آیه بیان می نماید و اثبات می نماید.

چیگونه آفریدگار می شنود و چیگونه می بیند ما آن را نمی دانیم و به همین طور مورد استوا بر اسمان و داشتن دست و.... کلیه از صفات میباشد که الله برای خویش بیان کرده و ما موظف هستیم که کلیه صفات را که الله برای خویش در قرآن بیان نموده قبول کنیم البته چگونگی آن را ما نمی دانیم و درخصوص آن پرسش هم نمی‌‌کنیم.

۲- گروپ دومین می‌گویند برخی از صفات نام برده در قرآن را می بایست آن طور که نام برده قبول کرد. مثلأ الله سمیع و بصیر میباشد در صورتی‌که عکس آن را بگوییم و یا این که توجیه کنیم ما یحتاج می‌آید که الله شنوا وجود ندارد و بینا وجود ندارد این در معنای انکار مصرح از قرآن میباشد.

ولی صفت دست و دستان، استوا بر اسمان مثلا موضوعات اند که می بایست تعبیر و تفسیر و تأویل شوند.

۳- گروپ سو‌مین آن های اند که صفات پروردگار را عین ذات پروردگار میدانند بنأ می‌گویند که در امر صفات آفریدگار هر تصویریکه در ذهن ما اخلاق و رفتار می‌گردد زیرا زاده و بنده ذهن انسان میباشد پس اطلاق آن به خداوند غلط میباشد و آنچه را که در ذهن ما از صفات آفریدگار صورت میگیرد نسبت دادن به معبود خرد ساختن پروردگار تا حد ذهن و تخیلات انسان میباشد که‌این صحیح وجود ندارد و به همین ترتیب همگی صفات معبود را نفی می نمایند و گفت و گو روی آن را از اقتدار انسان بیرون میدانند.

۴- گروپ چهارمین آنهای اند که الله متعال را مانند انسان دارنده جسم و دست ها و پا ها و گوش ها و چشمان میدانند. اکنون آن تیم منقرض گردیده اند و وجود ندارند.

درنگ میکنم که هم اکنون فرصت آن رسیده میباشد که پرسش دوم را مطرح کنم.

پرسش دوم ؛- آفریدگار در کجاست؟

این پرسش اساسأ و اصولأ صحیح وجود ندارد چون زاده ذهن ما بشر ها میباشد که در محدودهٔ جای و فرصت معاش میکنیم و برای آن های که درین حدود و چوکات وجود دارا‌هستند این پرسش صراحت دارد ولی برای هر که خارج از این حدود و چوکات وجود داشته باشد این پرسش سنجیده وجود ندارد. زیرا خارج از محدودهٔ جای و مجال جهت و کجائی نیست که پرسیده خواهد شد که پروردگار در کجا میباشد.

این پرسش برخواسته از ذهن و عقل قاصر و محصور ما میباشد که میخواهیم بر خداوند نیز زور کنیم. این پرسش بر موجودات که در محدودهٔ فرصت و جای محدود اند صحت می نماید البته بر ذات که خویش تولید کننده جای و مجال میباشد یک پرسش کاملأ کودکانه میباشد.

آن ذات که جای و مجال را آفرید پیش از رفتار جای و مجال در کجا بود؟ لفظ کجا در جای بکار می رود چون در محدودهٔ جای جهت وجود داراست. شرق، غرب، جنوب و شمال تمامی به تاثیر تکان زمین دور خورشید مضمون‌ پیدا می نمایند در غیر آن بی مضمون‌ خواهند بود. در خارج از جو زمین خیر شرقی وجود داراست خیر هم غربی، خیر بالائی و خیر هم آخری، این ها همگی معانی موقعیت های حرکات زمین دور آفتاب اند.

آن گاه که فرصت و جای اخلاق نشده بود می قدرت بیان کرد که آفریدگار کجا بود؟ در آن حالا خیر روز و شبی وجود داشت و خیر هم راستا و بالا و نهایی

در حالتی که پرسیده خواهد شد که معبود در آن درحال حاضر در کجا بود؟ به کار گیری کلمه و واژهٔ کجا گشوده هم بیان کنده کوتاهی حرف میباشد چون ما فراتر از این واژه و لفظ نمی توانیم به آن معانی لامکانی، لازمانی، نا کجائی و بی سویی نامگذاری کنیم.

صرفا می قدرت با اشارات گنگ و مغلق ذکر کنیم که خداوند پیش از رفتار فرصت و جای در ناکجا بود و هم اکنون هم در ناکجا میباشد اصلأ بود و میباشد زادهٔ ذهن ما میباشد چون وی بلندمرتبه روز ازل و روز ابد را خلق و خوی نموده است بنأ نمی اقتدار اظهار کرد که وی بود و حال میباشد. وی بزرگ بود و میباشد و خواهد بود را خویش کردار فرموده میباشد که‌این شرایط ها بر ما صحت می کنند خیر بر خدای فقیه. بنأ نسبت دادن مجال و جای به آفریدگار بی معنا میباشد.

آن هایکه همت می نمایند به آفریدگار، جای و فرصت گزینش نمایند اصلأ آفریدگار را مانند خویش محدود محدودهٔ خرد در طول و جای فکر می‌کنند.

در قبل بشر های آن روز گار در صورتیکه اینگونه تصور کودکانهٔ از الله متعال داشتند تقصیر شان کمتر بود نسبت به بشر های مدرن. در صورتیکه بشر معاصر که از علم ها روز درایت داراست گشوده به عبارتی کلام های ناسنجیده گردیده آدم های آیین ستیز دیروزی را تکرار نمایند تحجر آن‌ها را نماد می‌دهد.

برخی ها می‌پندارند که خداوند در ذات تمامیٔ اشیأ و موجودات دنیا وجود داراست این فرضیه را علمای یونان و هند در قدیم ارائه داشته اند. می‌گویند که راما کرشنا به فراگیر اش یک قطعه خرد نمک را با یک گیلاس آب بخشید و اعلام‌کرد این قطعهٔ نمک را در گیلاس بیانداز. فراگیر اش اینگونه کرد. فردا راما کرشنا به فراگیر خویش اذعان کرد که آن گیلاس آب را با قطعه نمک نزد اینجانب بیاور. محصل اش نمک را در باطن آب گیلاس نیافت و صرفا گیلاس آب را آورد و اظهار‌کرد که معلم نمک را نیافتم. راما کرشنا به محصل اش اعلام کرد که نمک در آب گیلاس حل گردیده است این به‌این معنا میباشد که نمک در ذات آب وجود داراست و بنأ آفریدگار هم در ذات همگیٔ شی ها و اجسام وجود دارااست پس تمامی شی ءها را می اقتدار خداوند ذکر کرد، کوه ها خداوند اند، درخت ها، حیوان‌ها، آدم ها کلیه خداوند اند.

این فرضیه را وحدت الوجود می‌گویند.

آن‌ها میگویند که در شرایطی‌که کسی گوید که اینجانب آفریدگار را شناختم مرتکب بی دینی شد‌ه‌است چون به دوگانگی عالم اعتراف نموده است یعنی اولیه به وجود آنکه می شناسد و دوم بوجود آنکه شناخته می گردد اعتراف نموده است.

این فرضیه را اکثریت عارفین پذیرفته اند. روحانی محی الدین عربی مشهور به روضه خوان الاکبر، مولوی جلال الدین محمد بلخی وغیره وحدت الوجودی بوده اند. و آن‌ها آیه های از قرآن را که در آن‌ها آمده میباشد که هر کجائی که شما میباشید وی با شما میباشد (۴-الحدید) و ما از فرمان روا رگ گردن شما به شما مجاورت خیس‌ هستیم اشاره می نمایند و میگویند که معبود در ذات ما وجود داراست چون به ما از فرمانروا رگ گردن تزدیکتر میباشد و هر کجائی رفتیم وی با ما میباشد آنان این معیت را جسمی میدانند در حالیکه این معیت قربت از پاد شاه رگ کردن در معنای فقیه بودن الله در همگیٔ درحال حاضر ها از ما میباشد.

و مجموعه دیگر بدین نظریه اند که گاهی معبود به آدم ها حلول می نماید و بشر ها پروردگار می‌شوند مانند حضرت عزیر (ع)، عیسی (ع) و منصور حلاج . در اخیر در شرایطی‌که گفته گردد که پروردگار پیش از انفجار تعالی (بیگ بانگ) که خیر هنگامی وجود داشته میباشد و خیر هم مکانی در آن عالم وجود داشته میباشد و وجود دارااست خیر می شود به وی جای معین را معلوم کرد و خیر هم می اقتدار جهت و سو را به وی نسبت اعطا کرد و خیر هم می شود به وی فرصت مشخص را مشخص و معلوم کرد. پس در یک حرف آفریدگار در ناکجا و نا مجال و نا سو وجود داراست. زیرا تمامیٔ این ها بنده وی اند و وی خارج از محدودهٔ مخلوقات خویش میباشد. این پاراگراف از لحاظ بعضا ها بی مفهوم جلوه می نماید چون ما نمی توانیم فراتر از محدودهٔ مکانی و هنگامی خود اندیشه کنیم مانند آن میکروب که روایت اش در ابتدا بیان شد.

دلایل ثابت وجود آفریدگار :-

روزگاری در فابریکه جرقدوق شبرغان شغل می‌کردم روزی انجینر روسی گروپ ما به اینجانب اذعان کرد که به دیدن انجینر عظیم روسی می‌رویم. رفتم آنان برایم یک کاسه دمنوش پیش کردند اینجانب از میل کردن آن زیرا روزه بودم امتناع ورزیدم. آنان سماجت کردند در‌این حالت انجینر گروپ ما که از روزه بودنم اگاهی داشت به حاضرین بیان کرد که وی (اشاره به اینجانب) روزه گرفته میباشد. این صحبت برخی از حاضرین را به تعجب وا داشت. آن انجینر عظیم روسی با به دست آوردن یک ژست خاص از اینجانب پرسید که برای کی روزه می‌گیری؟ اینجانب گفتم برای معبود می‌گیرم زیرا وی تبارک برایم روزه را فرض گردانیده میباشد.

ناگهان دیدم خندهٔ بلند کرد و اعلام‌کرد آفریدگار کجا میباشد بمن علامت بده و علاوه کرد که فضانوردان روسی به خارج از جو زمین پرواز کردند در آنجا آفریدگار را نیافتند. اینجانب دیدم که‌این مرد غایت سطحی فکرمی‌کند و می‌خواهد الله متعال را با چشمان خویش به مانند یک آدم ببیند. خاستم او‌را در نزد تمامی انجینران روسی که در محل کار اش حضور داشتند خرد بسازم و متوجه سبکی حرف اش بسازم در پاسخ اش گفتم که‌این پرسش شمارا بشر های یک هزار سال پیش از تولد می نمودند و برای بشر مدرن لایق وجود ندارد دربارهٔ آفریدگار اینگونه پندار نماید و پرسش نماید دیدم که دیگر افراد که برخی از آنان که از تاتارستان و مسلمان بودند اورا سرزنش کردند و اینجانب هم از محل کار اش خارج شدم.

امروز هم اکثریت آیین ستیزان در زمینه ی پروردگار اینگونه رویت کرد سطحی و کودکانه دارا‌هستند در حالیکه برای ثابت وجود معبود در زمان تاریخ همگی بشر هایکه به وجود آفریدگار ایمان داشته اند دلایل زیاد را ارائه کرده اند.

دربین آنان بویژه مسلمان‌ها دلائیل زیاد ارائه کرده اند. اینجانب از تکرار آنها جلوگیری می‌نمایم و چندین ادله را که در ذهن ام وجود داراست تحت عنوان مشت مثال از خروار بیان می‌نمایم ؛-

الف : فزیکدانان مدرن میگویند که‌این دنیا در آغاز به اندازهٔ یک دانه چهاز مغز خرد بوده و ناگهان انفجار گرانقدر صورت داده و به گذر زمان فرصت این عالم را با آن عظمت اش ساخته میباشد. پس مبنی بر فرضیهٔ آنها نقطه تکامل امروزین دنیا را با فرصت سپری گردیده می اقتدار اینگونه رسم کرد. زیرا آن‌ها اعتقاددارند از فرصت انفجار گرانقدر تا اکنون پانزده میلیارد سال سپری گردیده و خورشید ما پنج میلیارد سال قدمت نموده است.

پنچ میلیارد سال قبلی خورشید ما و بعضا از ستاره گان مانند آن به جهان آمده اند پس درصورتی که از t1 به t2 به عقب هجرت کنیم خورشید را با ستاره گان دیگر نمی یابیم و در صورتی‌که از t2 به t3 به عقب بر گردیم اکثریت کهکشان ها وجود نخواهد داشت. و در‌صورتی‌که از t3 به t4 عقب بر گردیم به انفجار گران قدر می رسیم که‌این نقطهٔ صفر میباشد به طور همزمان صفر میباشد و هم جای و هم نیروی تکامل درین مرحله صفر میباشد.

زیرا در ضابطه فزیک اثبات گردیده‌است که هیچ حرکتی فارغ از نیروی فرنگی بوجود نمی آید.

و همچنان هیچ مادهٔ از هیچ بوجود نمی آید.

و همچنان میگویند که مقدار ماده و انرژی در دنیا اثبات میباشد بطور نمونه در شرایطی که شما یک لیتر تیل پطرول را در جنلیتر برق بسوزانید به به عبارتی مقدار انرژی که در تیل که ماده کیمیاوی میباشد انرژی حرارتی بدست میاورید و یا این که انرژی روشنائی (فروغ و روشنایی) بدست می‌آورید خیر کمتر و خیر هم اضافتر.


بنأ در آن وقت خداوند در کجا بود و چیگونه بود؟

پس آیه (۱۱-شوری) با صراحت میگوید که الله ماده وجود ندارد و فزیک هم این مسجد طالقانی مشهد مورد را ثابت می نماید.

پس الله متعال تولید کننده مجال و جای میباشد. پژوهشگران درخصوص عظمت دنیا هستی گفته اند که هر کهکشان از میلیارد ها ستاره ایجاد شده است و دو هزار میلیارد کهکشان تا هنوز کشف گردیده است و آدم توانسته میباشد که تا به اندازه نود شماره مسجد توفیق مشهد میلیارد سال نوری ارتفاع و پهنا عالم هستی را کشف نمایند و تا هنوز از کشف نخستین و انتها عالم با این ابزار دست داشته خویش عاجز باقی‌مانده اند. رزرو مسجد توفیق مشهد

هم اکنون این پرسش پیش می‌آید بشریکه تا هنوز نتوانسته مقدار حقیقی و واقعی و ارتفاع و پهنا دنیا هستی را که عبد معبود میباشد فهم نماید می‌تواند به آشنایی تولید کننده آن دست یابد؟

آیا اصولأ می اقتدار جهانی را که در آن خیر وقتی وجود دارااست و خیر هم مکانی و خیر آدرس مسجد توفیق مشهد شرقی و غربی و خیر هم جنوب و شمالی و خیر دریک سمت و سوئی ادراک کرد؟

آیا میتوانیم با توان تخیلی که داریم لحظهٔ خویش را در آن عالم بی سو و نا کجا فرض کنیم و هجرت کنیم؟

آیا تفکر می‌توانیم بکنیم که هزاران دنیا دیگر وجود داشته باشند که حتی از تخیل ما خارج باشند مانند بشر های پنچصد سال قبلی که در صورتی کسی برای آنان می ذکر کرد که در دنیا امواج رادیوئی و تلویزیونی وجود دارا هستند که هر یک به مثابه یک عالم غیروابسته میباشد اطمینان نمی کردند و گوینده را کم عقل پندار می کردند.

آیا فکر‌می‌کنید‌ که ما هم مانند بشر های پنج صد سال پیش از رمز ها و اکتشافات صد سال سپس بی خبر هستیم؟

حال چه میدانیم که در آتی چه اختراعات و کشفیات حیرت آور بوقوع می پیوندد.

میگویند شاگردان دانشمند بلندمرتبه انیشتین فی مابین خویش راجع‌به وجود آفریدگار اختلاف کردند و بالاخره به توافق رسیدند که نزد انیشتین مدرس خویش بروند و از وی بپرسند. نزد مدرس رفتند و مورد را مطرح کردند معلم پس از شنیدن پرسش آنها سیگرت را که در اختیار داشت به دهن موفقیت و دود بزرگ به سینه کشید و آن دود را بطور رینگ رینگ به هوا رها کرد و به شاگردان خویش اظهار‌کرد به‌این رینگ ها نگاه نمایید و هر رینگٔ دود را یک کهکشان فرض کنید. می‌دانید در عالم هستی صد ها میلیارد کهکشان وجود داراست در حالتی که هر ذرهٔ دود را یک ستاره و یا این که سیاره فرض کنیم ما فعلأ در یکی‌از این ذره ها قرار داریم و تا هنوز نتوانستیم از نظام خورشیدی خویش بالاتر مسافرت کنیم و ما هیچگاه نخواهیم توانست که به کهکشان شیری که در آن نظام خورشیدی ما قراردارد هجرت کنیم چه برسد به دیگر کهکشان ها.

این زمین ما در قبال کهکشان شیری یک ذرهٔ بی مقدار میباشد و همچنان کهکشان شیری ما در قبال کهکشان های دیگر نیز به مانند یک ذرهٔ بی مقدار خواهد بود. اکنون تصور کنید جانور خرد و بی مقدار که بنام آدم درین کرهٔ خاکی معاش می نماییم خواهیم توانست اسرار این عالم هستی را مشاهده و فهم و شعور کنیم. ؟ابدأ. پس گفت و گو در امر آفریننده باعظمت که‌این عالم گسترده را آفریده میباشد ناشی از نترسی متکبرانهٔ ما میباشد.

و معلم خاطرنشان کرد که در حالتی که اینجانب بتوانم یک مایکروسکوپ قادر بسازم و با آن با یک میکروب که در یک تار مو سر رمز اینجانب معاش می کند سخن نمایم و در‌حالتی که از وی بپرسم که تو در کجا معاش می نمائی؟ وی برایم خواهد اظهار‌کرد که اینجانب بالای یک درخت سابق سالی که بر یک کره والا روئیده میباشد معاش مینمایم. و اینجانب در شرایطی که برایش بیان کنم که خیر این درخت وجود ندارد بلکه یک تار مو رمز اینجانب میباشد و این کرهٔ تعالی وجود ندارد بلکه راز اینجانب میباشد و مانند اینجانب میلیون ها بشر وجود داراست. آن میکروب فوری از کلیه این حقایق انکار خواهد کرد چون وی فراتر از عالم خویش نمی تواند اندیشه نماید و فهم و شعور نماید. ما آدم ها کوچکتر از آن میکروب هستیم و نمی توانیم آنچه را که در کهکشان های دیگر میباشد فهم و شعور کنیم. و اظهار‌کرد که بروید و به خداوند ایمان بیاورید.

مذهب ها اسلامی خصوصأ فرقه های کلامی در امر صفات آفریدگار اختلاف کرده اند که آنان را می شود به یک‌سری گروپ تقسیم کرد.

۱- گروپ اولیه میگویند در صورتیکه الله متعال در آیه (۱۱-شوری) اشاره فرموده میباشد که الله مانند هیچ شی دنیوی وجود ندارد و در اخیر فرموده میباشد که الله شنوا و بینا میباشد. الله متعال در عین هم اکنون که خویش را مانند هیچ شی نمی داند البته صفت شنوا بودن و بینا بودن را در همین آیه بیان می نماید و اثبات می نماید.

چیگونه آفریدگار می شنود و چیگونه می بیند ما آن را نمی دانیم و به همین طور مورد استوا بر اسمان و داشتن دست و.... کلیه از صفات میباشد که الله برای خویش بیان کرده و ما موظف هستیم که کلیه صفات را که الله برای خویش در قرآن بیان نموده قبول کنیم البته چگونگی آن را ما نمی دانیم و درخصوص آن پرسش هم نمی‌‌کنیم.

۲- گروپ دومین می‌گویند برخی از صفات نام برده در قرآن را می بایست آن طور که نام برده قبول کرد. مثلأ الله سمیع و بصیر میباشد در صورتی‌که عکس آن را بگوییم و یا این که توجیه کنیم ما یحتاج می‌آید که الله شنوا وجود ندارد و بینا وجود ندارد این در معنای انکار مصرح از قرآن میباشد.

ولی صفت دست و دستان، استوا بر اسمان مثلا موضوعات اند که می بایست تعبیر و تفسیر و تأویل شوند.

۳- گروپ سو‌مین آن های اند که صفات پروردگار را عین ذات پروردگار میدانند بنأ می‌گویند که در امر صفات آفریدگار هر تصویریکه در ذهن ما اخلاق و رفتار می‌گردد زیرا زاده و بنده ذهن انسان میباشد پس اطلاق آن به خداوند غلط میباشد و آنچه را که در ذهن ما از صفات آفریدگار صورت میگیرد نسبت دادن به معبود خرد ساختن پروردگار تا حد ذهن و تخیلات انسان میباشد که‌این صحیح وجود ندارد و به همین ترتیب همگی صفات معبود را نفی می نمایند و گفت و گو روی آن را از اقتدار انسان بیرون میدانند.

۴- گروپ چهارمین آنهای اند که الله متعال را مانند انسان دارنده جسم و دست ها و پا ها و گوش ها و چشمان میدانند. اکنون آن تیم منقرض گردیده اند و وجود ندارند.

درنگ میکنم که هم اکنون فرصت آن رسیده میباشد که پرسش دوم را مطرح کنم.

پرسش دوم ؛- آفریدگار در کجاست؟

این پرسش اساسأ و اصولأ صحیح وجود ندارد چون زاده ذهن ما بشر ها میباشد که در محدودهٔ جای و فرصت معاش میکنیم و برای آن های که درین حدود و چوکات وجود دارا‌هستند این پرسش صراحت دارد ولی برای هر که خارج از این حدود و چوکات وجود داشته باشد این پرسش سنجیده وجود ندارد. زیرا خارج از محدودهٔ جای و مجال جهت و کجائی نیست که پرسیده خواهد شد که پروردگار در کجا میباشد.

این پرسش برخواسته از ذهن و عقل قاصر و محصور ما میباشد که میخواهیم بر خداوند نیز زور کنیم. این پرسش بر موجودات که در محدودهٔ فرصت و جای محدود اند صحت می نماید البته بر ذات که خویش تولید کننده جای و مجال میباشد یک پرسش کاملأ کودکانه میباشد.

آن ذات که جای و مجال را آفرید پیش از رفتار جای و مجال در کجا بود؟ لفظ کجا در جای بکار می رود چون در محدودهٔ جای جهت وجود داراست. شرق، غرب، جنوب و شمال تمامی به تاثیر تکان زمین دور خورشید مضمون‌ پیدا می نمایند در غیر آن بی مضمون‌ خواهند بود. در خارج از جو زمین خیر شرقی وجود داراست خیر هم غربی، خیر بالائی و خیر هم آخری، این ها همگی معانی موقعیت های حرکات زمین دور آفتاب اند.

آن گاه که فرصت و جای اخلاق نشده بود می قدرت بیان کرد که آفریدگار کجا بود؟ در آن حالا خیر روز و شبی وجود داشت و خیر هم راستا و بالا و نهایی

در حالتی که پرسیده خواهد شد که معبود در آن درحال حاضر در کجا بود؟ به کار گیری کلمه و واژهٔ کجا گشوده هم بیان کنده کوتاهی حرف میباشد چون ما فراتر از این واژه و لفظ نمی توانیم به آن معانی لامکانی، لازمانی، نا کجائی و بی سویی نامگذاری کنیم.

صرفا می قدرت با اشارات گنگ و مغلق ذکر کنیم که خداوند پیش از رفتار فرصت و جای در ناکجا بود و هم اکنون هم در ناکجا میباشد اصلأ بود و میباشد زادهٔ ذهن ما میباشد چون وی بلندمرتبه روز ازل و روز ابد را خلق و خوی نموده است بنأ نمی اقتدار اظهار کرد که وی بود و حال میباشد. وی بزرگ بود و میباشد و خواهد بود را خویش کردار فرموده میباشد که‌این شرایط ها بر ما صحت می کنند خیر بر خدای فقیه. بنأ نسبت دادن مجال و جای به آفریدگار بی معنا میباشد.

آن هایکه همت می نمایند به آفریدگار، جای و فرصت گزینش نمایند اصلأ آفریدگار را مانند خویش محدود محدودهٔ خرد در طول و جای فکر می‌کنند.

در قبل بشر های آن روز گار در صورتیکه اینگونه تصور کودکانهٔ از الله متعال داشتند تقصیر شان کمتر بود نسبت به بشر های مدرن. در صورتیکه بشر معاصر که از علم ها روز درایت داراست گشوده به عبارتی کلام های ناسنجیده گردیده آدم های آیین ستیز دیروزی را تکرار نمایند تحجر آن‌ها را نماد می‌دهد.

برخی ها می‌پندارند که خداوند در ذات تمامیٔ اشیأ و موجودات دنیا وجود داراست این فرضیه را علمای یونان و هند در قدیم ارائه داشته اند. می‌گویند که راما کرشنا به فراگیر اش یک قطعه خرد نمک را با یک گیلاس آب بخشید و اعلام‌کرد این قطعهٔ نمک را در گیلاس بیانداز. فراگیر اش اینگونه کرد. فردا راما کرشنا به فراگیر خویش اذعان کرد که آن گیلاس آب را با قطعه نمک نزد اینجانب بیاور. محصل اش نمک را در باطن آب گیلاس نیافت و صرفا گیلاس آب را آورد و اظهار‌کرد که معلم نمک را نیافتم. راما کرشنا به محصل اش اعلام کرد که نمک در آب گیلاس حل گردیده است این به‌این معنا میباشد که نمک در ذات آب وجود داراست و بنأ آفریدگار هم در ذات همگیٔ شی ها و اجسام وجود دارااست پس تمامی شی ءها را می اقتدار خداوند ذکر کرد، کوه ها خداوند اند، درخت ها، حیوان‌ها، آدم ها کلیه خداوند اند.

این فرضیه را وحدت الوجود می‌گویند.

آن‌ها میگویند که در شرایطی‌که کسی گوید که اینجانب آفریدگار را شناختم مرتکب بی دینی شد‌ه‌است چون به دوگانگی عالم اعتراف نموده است یعنی اولیه به وجود آنکه می شناسد و دوم بوجود آنکه شناخته می گردد اعتراف نموده است.

این فرضیه را اکثریت عارفین پذیرفته اند. روحانی محی الدین عربی مشهور به روضه خوان الاکبر، مولوی جلال الدین محمد بلخی وغیره وحدت الوجودی بوده اند. و آن‌ها آیه های از قرآن را که در آن‌ها آمده میباشد که هر کجائی که شما میباشید وی با شما میباشد (۴-الحدید) و ما از فرمان روا رگ گردن شما به شما مجاورت خیس‌ هستیم اشاره می نمایند و میگویند که معبود در ذات ما وجود داراست چون به ما از فرمانروا رگ گردن تزدیکتر میباشد و هر کجائی رفتیم وی با ما میباشد آنان این معیت را جسمی میدانند در حالیکه این معیت قربت از پاد شاه رگ کردن در معنای فقیه بودن الله در همگیٔ درحال حاضر ها از ما میباشد.

و مجموعه دیگر بدین نظریه اند که گاهی معبود به آدم ها حلول می نماید و بشر ها پروردگار می‌شوند مانند حضرت عزیر (ع)، عیسی (ع) و منصور حلاج . در اخیر در شرایطی‌که گفته گردد که پروردگار پیش از انفجار تعالی (بیگ بانگ) که خیر هنگامی وجود داشته میباشد و خیر هم مکانی در آن عالم وجود داشته میباشد و وجود دارااست خیر می شود به وی جای معین را معلوم کرد و خیر هم می اقتدار جهت و سو را به وی نسبت اعطا کرد و خیر هم می شود به وی فرصت مشخص را مشخص و معلوم کرد. پس در یک حرف آفریدگار در ناکجا و نا مجال و نا سو وجود داراست. زیرا تمامیٔ این ها بنده وی اند و وی خارج از محدودهٔ مخلوقات خویش میباشد. این پاراگراف از لحاظ بعضا ها بی مفهوم جلوه می نماید چون ما نمی توانیم فراتر از محدودهٔ مکانی و هنگامی خود اندیشه کنیم مانند آن میکروب که روایت اش در ابتدا بیان شد.

دلایل ثابت وجود آفریدگار :-

روزگاری در فابریکه جرقدوق شبرغان شغل می‌کردم روزی انجینر روسی گروپ ما به اینجانب اذعان کرد که به دیدن انجینر عظیم روسی می‌رویم. رفتم آنان برایم یک کاسه دمنوش پیش کردند اینجانب از میل کردن آن زیرا روزه بودم امتناع ورزیدم. آنان سماجت کردند در‌این حالت انجینر گروپ ما که از روزه بودنم اگاهی داشت به حاضرین بیان کرد که وی (اشاره به اینجانب) روزه گرفته میباشد. این صحبت برخی از حاضرین را به تعجب وا داشت. آن انجینر عظیم روسی با به دست آوردن یک ژست خاص از اینجانب پرسید که برای کی روزه می‌گیری؟ اینجانب گفتم برای معبود می‌گیرم زیرا وی تبارک برایم روزه را فرض گردانیده میباشد.

ناگهان دیدم خندهٔ بلند کرد و اعلام‌کرد آفریدگار کجا میباشد بمن علامت بده و علاوه کرد که فضانوردان روسی به خارج از جو زمین پرواز کردند در آنجا آفریدگار را نیافتند. اینجانب دیدم که‌این مرد غایت سطحی فکرمی‌کند و می‌خواهد الله متعال را با چشمان خویش به مانند یک آدم ببیند. خاستم او‌را در نزد تمامی انجینران روسی که در محل کار اش حضور داشتند خرد بسازم و متوجه سبکی حرف اش بسازم در پاسخ اش گفتم که‌این پرسش شمارا بشر های یک هزار سال پیش از تولد می نمودند و برای بشر مدرن لایق وجود ندارد دربارهٔ آفریدگار اینگونه پندار نماید و پرسش نماید دیدم که دیگر افراد که برخی از آنان که از تاتارستان و مسلمان بودند اورا سرزنش کردند و اینجانب هم از محل کار اش خارج شدم.

امروز هم اکثریت آیین ستیزان در زمینه ی پروردگار اینگونه رویت کرد سطحی و کودکانه دارا‌هستند در حالیکه برای ثابت وجود معبود در زمان تاریخ همگی بشر هایکه به وجود آفریدگار ایمان داشته اند دلایل زیاد را ارائه کرده اند.

دربین آنان بویژه مسلمان‌ها دلائیل زیاد ارائه کرده اند. اینجانب از تکرار آنها جلوگیری می‌نمایم و چندین ادله را که در ذهن ام وجود داراست تحت عنوان مشت مثال از خروار بیان می‌نمایم ؛-

الف : فزیکدانان مدرن میگویند که‌این دنیا در آغاز به اندازهٔ یک دانه چهاز مغز خرد بوده و ناگهان انفجار گرانقدر صورت داده و به گذر زمان فرصت این عالم را با آن عظمت اش ساخته میباشد. پس مبنی بر فرضیهٔ آنها نقطه تکامل امروزین دنیا را با فرصت سپری گردیده می اقتدار اینگونه رسم کرد. زیرا آن‌ها اعتقاددارند از فرصت انفجار گرانقدر تا اکنون پانزده میلیارد سال سپری گردیده و خورشید ما پنج میلیارد سال قدمت نموده است.

پنچ میلیارد سال قبلی خورشید ما و بعضا از ستاره گان مانند آن به جهان آمده اند پس درصورتی که از t1 به t2 به عقب هجرت کنیم خورشید را با ستاره گان دیگر نمی یابیم و در صورتی‌که از t2 به t3 به عقب بر گردیم اکثریت کهکشان ها وجود نخواهد داشت. و در‌صورتی‌که از t3 به t4 عقب بر گردیم به انفجار گران قدر می رسیم که‌این نقطهٔ صفر میباشد به طور همزمان صفر میباشد و هم جای و هم نیروی تکامل درین مرحله صفر میباشد.

زیرا در ضابطه فزیک اثبات گردیده‌است که هیچ حرکتی فارغ از نیروی فرنگی بوجود نمی آید.

و همچنان هیچ مادهٔ از هیچ بوجود نمی آید.

و همچنان میگویند که مقدار ماده و انرژی در دنیا اثبات میباشد بطور نمونه در شرایطی که شما یک لیتر تیل پطرول را در جنلیتر برق بسوزانید به به عبارتی مقدار انرژی که در تیل که ماده کیمیاوی میباشد انرژی حرارتی بدست میاورید و یا این که انرژی روشنائی (فروغ و روشنایی) بدست می‌آورید خیر کمتر و خیر هم اضافتر.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 470
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه