مسجد از لحاظ لغت به معنای مطلق جای سجده میباشد. ([26]) در قرآن هم مسجد به معنای مطلق جای عبادت خوانده گردیده است. چنانکه معبدهای ادیان قبل از اسلام هم زیرا هیکل سلیمان که محل پرستش مهم در آیین یهود بود، مسجد آورده شده :
«سُبْحانَ الَّذی أَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذی توشهَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیه هاِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ» ([27]).»
منزه و تمیز میباشد خدایی که عبد و بندهاش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی - که گرداگردش را پربرکت ساختهایم. موفقیت، تا برخی از نشانهها خویش را به وی نماد دهیم که بی گمان وی میباشد آن شنوا و بینا میباشد.
در هنگام بعثت فرستاده الله (صلی الله علیه و آله وسلم) مسجد به معنای اسلامی در بیت المقدس وجود نداشت. همان گونه که به کلیسای مسیحیان مسجد بیان شده میباشد. در قصه اصحاب کهف از قسم افرادی که پس از مرگ دو باره اصحاب کهف، تصمیم گرفتند که محل اصحاب کهف را معبدی بسازند، نقل شدهاست که :
.. قالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً ([28]).
آن ها که بر شغل آنها برنده گشتند گفتند: مسجدی بر (مدفن )آنان خواهیم تشکیل داد.
افرادی که می گفتند، محل خواب اصحاب کهف را عَبادتگاه میسازیم، غرض شان ساختن کلیسا بود ؛ زیرا آنان مسیحی بودند. در احادیث هم مسجد به معنای مطلق جای عبادت آفریدگار معرفی گردیده است.ابوذر میگوید از نبی الله (صلی الله علیه و آله وسلم) پرسیدم : کدام مسجد ویّلین توشه ساخته شد ؟ حضرت فرمود : کعبه. پرسیدم و بعد از آن ؟ فرمود : مسجد الاقصى. ([29]). در قول نزول آیهها قرآن خصوصا در شب معراج، که پیش از مهاجرت به آدرس مسجد توفیق مشهد مدینه بوده میباشد، مسجد به معنای اسلامی خلا، بلکه مسجد به معنای جای عبادت بود. در کتاب «وسایل الشیعه» روایاتی در مجوز مسجد قرار دادن کنیسه و کلیسا تحت عنوان مسجد اورده شده در یکی این احادیث از امام راست گو (علیه السلام) بیان رزرو مسجد توفیق مشهد شده که می قدرت در کنیسه و کلیسا نماز گزارد :
سألت أبا عبد و بنده الله ( علیه السلام ) عن البیع والکنائس یصلى فیها ؟ قال : نعم، وسألته هل یصلح بعضهامسجدا ؟ فقال : نعم.( [30])
از اباعبدالله علیه السلام پرسیدم : که درکلیساها و کنیسه ها شماره مسجد توفیق مشهد می گردد نماز گزار ؟ اذعان کرد : آری.و پرسیدم : میشود بخشی از آنانرا مسجد قرار اعطا کرد ؟ اذعان کرد آری.
این داستان حاکی از این میباشد که از نگاه اسلام کنیسه و کلیسا برای عبادت معبود سازه گردیده، درحالتی که انحرافی در انجام عبادی اهل کتاب انجام شده سبب نمیشود کهاین جای ها صلاحیت خویش را برای عبادت از دست بدهد. احتمالا به جهت این که دراین آیه ها بر کلیسا و کنیسه مسجد اطلاق گردیده، زجاج یکیاز لغت دانان عرب، این نظر را دارد که هر جایی که در آن عبادت خواهد شد، مسجد میباشد ؛ زیرا فرستاده الله، صلى الله علیه وآله و سلم، فرمود زمین برای اینجانب مسجد و منزه کننده قرار داده شدهاست. «جعلت لی الأَرض مسجداً و طهوراً.»([31]) فخر رازی هم در زیر این آیه میگوید : اکثر بر این میباشد که مسجد جاهایی میباشد که برای نماز و خاطر آفریدگار سازه گردیده که مشتمل بر کنیسه ها و کلیسا ها و مساجد مسلمین می شود. ([32]) زرکشی به استناد حدیث نبوی ذکر شده گفته میباشد که در آئین اسلام مجموع زمین مسجد میباشد ([33])
مسجد در اصطلاح فقاهتی
البته از حیث شرعی مسجد به جایی گفته میگردد که برای نماز گذاردن مردم مسلمانها وقف گردیده باشد. مالک جواهر (ره) که بین فقهای شیعه بیشتراز تمامی در باره مسجد دعوا کرده در تحقق تیتر مسجد فقهی و اصطلاحی،«وقف بر کافه مسلمین» را شرط میداند به صورتی که در صورتیکه وقف بر خاص باشد مسجد نخواهد بود. وی در تمجید مسجد میگوید :
والمراد بالمسجد از منظر دینی المکان الموقوف على کافة المسلمین للصلاة، فلو خص بعضی منهم به لم یکن مسجدا، ([34])
خواسته از «مسجد دینی» مکانی میباشد که برای نماز مردم مسلمانها وقف گردیده باشد.
دراین که در تحقق تیتر مسجد بر جایی صیغه وقف مورد نیاز میباشد یا این که خیر ؟ دو عهد را خاطر می نماید : اولیه این که صیغه وقف ما یحتاج میباشد، و عهدوپیمان دوم این که موردنیاز وجود ندارد چون در بالا اسلام در بنای مسجد صیغه وقف روان نمی کردند، اما اعلان به عموم برای نماز و نماز قرائت در آن شرط، تحقق مسجد بودن میباشد، حیث خودش این میباشد که، صیغه شرط میباشد به جهت این که در امر وقف کلیه فقها صیغه را مایحتاج دانسته اند. البته درین پیمان هم اظهار شک وتردید می نماید و میگوید در احادیث شواهدی میباشد که عهد اولیه را پذیرش می نماید. ([35]) امام خمینی (ره) هم در ساختن مسجد صیغه وقف را موردنیاز ندانسته و فقط ساختن تحت عنوان مسجد و اذن نماز گزاردن مردم در آن و نماز گزاردن تنی چند از عموم در آن ر ا در مسجد شدنش کافی می داند :
«الظاهر کفایة المعاطاة فی مثل المساجد والمقابر والطرق والشوارع والقناطر والرباطات المعدة لنزول المسافرین والاشجار المغروسة لانتفاع المارة بظلها أو ثمرها، بل ومثل البواری للمساجد والقنادیل للمشاهد وأشباه ذلک، وبالجملة ما کان محبسا على مصلحة عامة، فلو بنى بناء بعنوان المسجدیة وأذن فی الصلاة فیه للعموم وصلى فیه بعض الناس کفى فی وقفه وصیرورته مسجدا ([36])»
علمای اهل سنت هم مسجد را به طور تقریب شبیه فقهای شیعه تمجید کرده اند.در کتاب «احکام تحیَة المسجد»، مسجد را به مکانی که برای نماز گزاردن به نحوی همیشگی مهیا گردیده باشد، تعریف و تمجید نموده است.
«المکان الذی اعد للصلواه علی الدوام.([37])»
سازه بر این از دید دینی جایی که فارغ از وقف محل نماز میباشد و یا این که وقف برای نماز یکسری خاصی میباشد، مسجد وجود ندارد. هم چنان که خانقاه و حسینیه هم حکم مسجد ندارد.
مورد گفت و گو ما مسجد شرعی میباشد ؛ یعنی مسجدی که برای نماز تمامی مسلمان ها سازه گردیده باشد. هر تعدادی عرفا بر مصلا هایی که در منزل ها ساخته میشود ؛ نیز مسجد گفته می گردد و روایاتی هم در فضیلت و اجر ساختن محلی در منزل ها برای نماز وارداتی، البته این جای ها حکم مسجد را ندارند.([38])
رئیس مسجد
با توجّه به تعریفی که از مدیر و مسجد شد، و گفتیم که می بایست رئیس را تحت عنوان علم با مدیر تحت عنوان یک رشته بایستی از هم تفکیک کرد، بایستی دو تعریف و تمجید از رئیس مسجد جاری ساختن بخشید : در آغاز تمجید مدیر مسجد تحت عنوان شاخه ای از علم مدیر و دوم مدیر مسجد تحت عنوان یک رشته و هنر. با دقت بدین که علم مدیر شاخه های زیادی داراست، می اقتدار مدیر مسجد را شاخه ای از دانش مدیر قرار بخشید و آن را این سیرتکامل تعریف و تمجید کرد
«علم رئیس مسجد عبارت از تیم اصول و قواعدی که رئیس مسجد را برای تحقق اهدافی که برای آن در آیین معین گردیده است تسهیل می نماید.»
ولی ما اینگونه علم مدّونی بدین اسم هنوز نداریم، اما این برهان نمیشود که نداشته باشیم، علم مدیر امروزه ده ها شاخه پیدا نموده است و روز آپ دیت هم بر شاخه های آن افزوده میگردد. محور این علم بر تفکرات، عقیده و تجارب های پایدار میباشد که در هر حوزه بوسیله متخصصان مطرح می گردیده و با گردآوری این عقیده و تجربه و تیم بندی و دارای انسجام کردن آن یک علم صورت میگیرد، علم چیزی فرا خیس از عقیده یا این که و یا این که داده های تجربیات گردیده وجود ندارد. مساجد تحت عنوان یک کدام از بزرگ ترین و مهمترین مرکزها تأثیر گزار در معاش فکری، فرهنگی، تربتی و معنوی جامعه ها مسلمان مسلما آمادگی داراست که دارنده علم رئیس ویژه خویش باشد. خیر فقط آمادگی بلکه لزوم تکوین، علم رئیس مسجد، یعنی گروه عقیده ها و تجربه در باره کیفیت خوب اداره کردن مسجد، چیزی وجود ندارد که نیاز به دلیل و عامل داشته باشد. ولی اینگونه دانشی وقتی صورت میگیرد که رئیس مسجد تحت عنوان یک حرفه تحصیلی در حوزه ها و یا این که دانش کده ها تأسیس خواهد شد.
البته رئیس مسجد تحت عنوان یک هنر و رشته نیازی به فن و علم ندارد، یک بضاعت و توان میباشد که میتواند در تاثیر شایستگی و کارایی یک فرد و یا این که تجربیات آموزی از سایرافراد مهیا خواهد شد. مدیر مسجد را تحت عنوان یک حرفه و هنر می اقتدار این سیرتکامل تعریف و تمجید کرد :
«هنر و رشته رهبری مسجد به خواسته پژوهشگر کردن هدف ها تشریع مسجد»
اما ازآنجاکه علم مدیر یک علم شغلَبردی میباشد، شاید تفکیک بدون نقص آن از هنر و رشته مدیر، خیر ضروری باشد و خیر مایحتاج البته به هر درحال حاضر بایستی برای معلوم بودن مسیر دعوا این دو را از هم متمایز کرد.
غرض ما تحقیق و کشف و تبیین اصول و قواعد مدیر مسجد ا ست، بتا بر این دعوا بیشتر روی علم رئیس مسجد میباشد تا رسیدگی رئیس مسجد تحت عنوان یک رشته و هنر. اما این نوشته حتیدر حد یک قدم در مسیر تکوین علم مدیر مسجد هم شاید به اکانت نیاید، اما تلاشی میباشد دراین راستا.