نگارنده ابتدا با اشاره به تفاوت جهانى شدن و آدرس مسجد توفیق مشهد جهانى سازى، جهانى شدن را اصطلاحى ناظر به یک حقیقت عینى و خارجى دانسته میباشد که در آن رزرو مسجد توفیق مشهد حیثیت فاعلى و ارزشى، مدنظر وجود ندارد و در مقابل، جهانى سازى را اصطلاحى ناظر به حیثیت فاعلى و ارزشى پدیده یا این که شرایط جهانى شدن معرفى کرده است و به تعبیروتفسیر پرنور خیس آن را حاکى از یک ایدئولوژى ویک اپلیکیشن شماره مسجد توفیق مشهد هدفمندبراى دنیا شمول کردن پاره اى از کارها شناسانده میباشد.
در قسمت اولیه این نوشتهعلمی به عنوان جهانى شدن، مبانى، مؤلفه ها و اثار، جهانى شدن فرآیندى میباشد در زمینهی با چهار حوزه فنى، اقتصاد، سیاست و حوزه تمدن که نوشتهی علمی مسجد طالقانی مشهد در بررسى این نکته که آیا جهانى شدن یک نرمافزار میباشد یا این که یک پدیده طبیعى؟
به دنبال با بیان ارکان اساسى مدرنیسم:
عقل گرایى، اومانیسم (آدم گروى)، سکولاریسم (جداانگارى آیین و عالم) و آزادى به چالش هاى دامن گیر جامعه ها امروزی شامل:
معضل معرفتى، چالش اخلاقى و چالش روانى اشاره کرده است و در قسمت دوم به عنوان کارکردهاى مساجد، نقش مسجد در بعد از ظهر جهانى شدن را:
نشر درنگ دینى، زدودن شک ها فکرى، تأمین بهداشت روانى، اشاعه پندار مهدویت و حل مسأله بازیابى نام و نشان معرفى کرده است.
اشاره
«جهانى شدن» (Globalization) اصطلاحى ناظر به واقعیتى عینى و خارجى میباشد که در آن حیثیّت فاعلى و ارزشى، مدّحیث وجود ندارد؛ به دیگر صحبت، گفت و گو در باره پدیده یا این که وضعى میباشد که آدمیان فعلا و در دهه هاى اخیر، با آن مواجه بوده و آن را در هم اکنون تحقّق مى بینند. در مقابل، «جهانى سازى» (Globalizing) اصطلاحى ناظر به حیثیّت فاعلى و ارزشى پدیده یا این که احوال جهانى شدن میباشد و به تفسیر پرنور خیس: حاکى از یک ایدئولوژى و اپلیکیشن اى هدفمند براى جهانشمول کردن پاره اى از کارها میباشد.
این نوشتار آغاز به تبیین مقوله جهانى شدن مى پردازد؛ بعد از جهانى سازى و راست و ناراست بودن آن صحبت مى گوید، بعد راجع به نقش و مقام مساجد در بعدازظهر جهانى سازى و کارکردهاى مؤثر آن صحبت خواهد اظهار کرد.
قسمت نخستین: جهانى شدن، مبانى، مؤلفه ها و اثار جهانى شدن
جهانى شدن فرایندى میباشد مربوط به چهار حوزه
1) حوزه حرفهّى: درین حوزه، از وقوع و صورت گیرى «انقلاب صنعتى و علمى سوم» حرف به در میان مى آید. «انقلاب صنعتى و علمى ویّل» از نصفه قرن 16 تا نقطه پايان قرن 17 صورت گرفت که در طى آن گسترش هاى قابل توجه و دیده گیرى در موضوع هاى مهندسى، کشاورزى، پزشکى و پیکار بوجود آمد.
«انقلاب صنعتى و علمى دوم»، در نصفه قرن نوزدهم چهره اعطا کرد و موجب دگرگونى در عرصه توزیع و رابطه و نیز ایجاد بینش هاى علمى بدیع و اساسى شوید. در «انقلاب صنعتى و علمى سوم» ما با انقلابى در عرصه پیوندها و فناورى داده ها مواجه هستیم. دراین مرحله، «نظام جهانى داده ها» (World Informstion Order) از چندین طرز صورت مى گیرد:
الف. پیوندها رایانه اى و تلفنى؛
ب. پیوندها ماهواره اى؛
ج. کانال هاى سوای مرز تلویزیونى و رادیویى.
ضمن مورد ها سابق الذکر، بسط صنعتى حمل و نقل هم درین دربین نقش آفرین میباشد. گروه دست اندرکاران حافظه گردیده، باعث برچیده شدن دلیل «مجال و جای » و جغرافیا در پیوندها ملل متفاوت گردیده است. از این ویژگى به «افشردگى مکانى» و «فسخ شدن جغرافیا» نیز تعبیر و تفسیر مى نمایند.
در اینگونه شرایطى میباشد که آدمیان شم مى نمایند در «دهکده اى جهانى» به راز مى مارک.
2) حوزه اقتصاد: در جهانى شدن اقتصاد، شاهد افول و تضعیف «اقتصاد کینزى» هستیم. براساس اقتصاد کینزى که در مقابل اقتصاد کلاسیک میباشد، دست نامرئى بازار به تعدیل چرخه اقتصادى مى پردازد و دولت نباید دراین چرخه مداخله نماید. از آن رو که اقتصاد کلاسیک رفاه اقتصادى به توشه نیاورد و به رخنه طبقاتى انجامید، کینز قائل به نقش و مداخله دولت در اقتصاد براى حل چالش قبل شوید، البته امروزه با جهانى شدن اقتصاد، حاکمیت و مداخله دولت در اقتصاد ملّى تضعیف مى خواهد شد و در مقابل، آنچه پررنگ و تقویت مى شود، نقش کمپانی هاى یکسری ملیتى میباشد که وطن و ملّیّت خاصّى ندارند و در پى ساختوساز ارزان خیس و بهینه خیس میباشند. این مجموعه ها از محدودیت ضوابط سیاسى و حقوقى ملى تا حدّ زیادى رهایى مى یابند. اینجاست که اقتصاد ملّى معدود رنگ مى گردد. در اینگونه فضایى، سازمان بیزنس جهانى (WTO)بوجود آمد که نمادى براى جهانى شدن اقتصاد میباشد.
3) حوزه سیاست: در حوزه سیاست، شاهد پیدایى و توسعه و پیشرفت روزافزون نهادهاى سیاسى در میان المللى و یا این که مؤثر در سیاست در بین الملل هستیم. سازمان ملل، خزانه جهانى، سازمان بیزنس جهانى و مؤسسات میان المللى متعدّد مدافع امورى همانند دستمزد آدم و دور و اطراف زیست، عرصه را بر سیاست ملّى تنگ کرده و ارتباط دولت ـ ملّت را در گیر بحران گوناگون نموده اند. بهاین معنی که گاه تصمیمات حاکمیّت، در محدوده ملّى، در تضاد و مغایرت با اخذ ها و رهیافت هاى اینگونه نهادها و مؤسساتى قرار مى گیرد؛ گاه یک تصمیم قضایى، مخالف حقوق و دستمزد انسان شمرده مى خواهد شد و گاه یک تصمیم اقتصادى دولت، با مخالفت سازمان هاى مدافع اطراف زیست رو به رو مى خواهد شد که توان سیاسى دولت را با معضل مواجه مى سازد.
4) حوزه فرهنگ وتمدن: در حوزه فرهنگ وتمدن، شاهد تقارب و به تعبیروتفسیر با جزییات بیشتر، جابجایی فرهنگ و تمدن ها هستیم. دراین جابجایی و رابطه، تمدن با تمامى اجزا و عنصرها خویش، همانند آیین، آداب و رسوم و باورها جابجایی پیدا مى نماید و توسعه مى یابد. نهادهاى فرهنگى ـ حقوقى دربین المللى همانند مؤسسات نگهبان حقوق و دستمزد انسان، نمادى از جهانى شدن در عرصه فرهنگ و تمدن میباشند.
جهانى شدن یک اپ یا این که یک پدیده طبیعى؟
گفت و گو مهمى که در اینجا مطرح میباشد اینکه آیا با یک پدیده طبیعى با اسم جهانى شدن روبروییم یا این که با یک نرم افزار طراحى گردیده و هدفمند؟ برخى معتقدند آنچه آن را جهانى شدن مى نامیم مولود طبیعى و جبرى پاره اى علل و عامل ها رشتهّى و فناورانه میباشد، ولی در مقابل، برخى دیگر برآنند کهاین حالت، اپ اى طراحى گردیده و هدفدار براى تحقق هدف ها و امیال غرب میباشد که درین راستا از تعبیراتى همانند «امریکایى سازى دنیا» یا این که غربى سازى عالم به کارگیری مى خواهد شد. به حیث مى برسد هرکدام از نظر ها رفلکس وجهى از حقیقت اند.
از سوى دیگر، انقلاب ارتباطى و اطلاعاتى و محصل شدن وسایل رابطه جمعى و زوال مرزهاى جغرافیایى و مرگ فرصت و جای ، مولود طبیعى رویش تعجب آور علم رشتهّى و فناورى میباشد. جهانى شدن بهاین معنی، امرى طبیعى جلوه مى نماید. همینطور می بایست اظهارکرد از آن رو کهاین وسایل توسعه یافته رابطه جمعى، در دامن کشورهاى غربى متولد گردیده و پرورش کرده اند، ممکن میباشد عاملى براى جابجایی آنچه این کشورها طراحى مى نمایند باشند واهداف غربى را پژوهشگر سازند. اینگونه وضعى، فعلا در قضیه جهانى شدن قاضی میباشد و ما در واقع با جهانى سازى مواجهیم.