این مورد که در قرآن تحریف می باشد یا این که وجود ندارد باختلاف تلاوتها و اختلاف بعضا از عبارات و حرکات راجع نمی باشد که اینگونه چیزهائی می باشد و ضرری به قرآن مسجد طالقانی مشهد مجید ندارد، مورد عمده دراینباره دو چیز میباشد:
۱. آیا در قرآن فعلی مطالب اضافه میباشد و کمی از آن از حرف معبود وجود ندارد بلکه بر آن اضافه گردیدهاست یا این که خیر؟
۲. آیا در قرآن فعلی نقیصه میباشد و کمی از آن از فی مابین رفته و آنچه در چنگ ماست رزرو مسجد توفیق مشهد قسمتی از قرآن اساسی میباشد یا این که خیر؟
۷.۱ - نفی زیادت
تحریف به معنای اولیه به اجماع مسلمین فسخ بلکه بطلانش ضروری میباشد و قرآن فعلی تمامیاش صحبت خداست سوای شبهه. در پیشگفتار مجمع البیان در رشتهّ پنجم فرموده به اجماع شماره مسجد توفیق مشهد مسلمین در قرآن زیادت وجود ندارد، [۱۶۴][۱۶۵]
در المیزان فرموده: بر نفی زیادت با اجماع عامل کردهاند. [۱۶۶][۱۶۷]
در البیان فرموده تحریف در معنای زیادت به اجماع مسلمین فسخ بلکه بطلانش به بایستگی اثبات میباشد.[۱۶۸]
۷.۲ - نفی نقیصه
امّا تحریف به معنای دوم (وجود نقیصه در قرآن) متسالمُُ علیه فی مابین مسلمین آنست که چنین آدرس مسجد توفیق مشهد تحریف در قرآن وجود ندارد و این عهدوپیمان حق میباشد و دلائلش بعدا نقل شود.
در البیان می گوید: دارای اسم و رسم دربین مسلمانها عدم وقوع تحریف در قرآن میباشد و اینکه قرآن جانور در اختیار ما کلیه قرآن میباشد که بر پیغمبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) نازل گردیده.[۱۶۹]
بخش اعظمی از بزرگان بر این نظریه تصریح کردهاند به عنوان مثال محمد بن بابویه که قسم به عدم تحریف را از معتقدات امامیه شمرده؛ [۱۷۰] برای مثال روضه خوان طوسی در اولیه تعبیر و تفسیر «تبیان» و آن را از استادش دانش الهدی با برهان قاطع نقل مینماید، [۱۷۱] هکذا مفسر شهیر طبرسی در پیشگفتار مجمع البیان، [۱۷۲][۱۷۳] ایضا روحانی جعفر کشف کننده الغطاء در مشاجره قرآن از کتاب « کشف الغطاء»[۱۷۴] و نیز علامه شهشهانی در دعوا قرآن از کتاب « عروة الوثقی» و نیز پیمان به عدم تحریف را به جمهور مجتهدین نسبت داده، مثلا محدث کاشانی در دو کتابش[۱۷۵] و [۱۷۶] همینطور علامه روضه خوان محمد جواد بلاغی در مقدّمه تعبیر و تفسیر «آلاء الرحمن». [۱۷۷]
نگارنده گوید: در صورتیکه در اقوال بزرگان اهل تعبیر و تفسیر و غیره استیناف کنیم کمتر کسی خوا هیم یافت که قائل به تحریف در معنای نقیصه باشند مگر برخی از آنانکه خیلی سطحی و معمولیاند، البته محققان تعالی اسلامی که گردآوریای از آن ها مذکور شد و بزرگانی همانند علامه طباطبائی در المیزان و غیره و علامه خوئی در «البیان» و نویسندگانی امثال فرید وجدی در دائرة المعارف و غیره و غیره به پیکار چنین افراد معدود شتافتهاند ولی با دلائل قاطع که نقل گردد.
گردآوریای از محدّثین شیعه و عده ای از محدّثان اهل سنت قائل گردیدهاند که در قرآن تحریف وجود داراست و کمی از آن حذف گردیدهاست، در پیشگفتار مجمع این پیمان را به عده ای از علماء شیعه و جمعای از حشویّه اهل سنت نسبت داده میباشد، [۱۷۸][۱۷۹] حشویّه چنانکه در دائرة المعارف وجدی میباشد گروهی از معتزله میباشند که به ظاهر قرآن تمسّک کرده و قائل به جسم بودن خدااند، که منسوبند به حشو یعنی مردمان رذیل.[۱۸۰]
۸ - دلائل عدم تحریف
[بازنویسی]
عامل قائلین به وجود تحریف روایاتی میباشد که از شیوه های شیعه و اهل سنّت وارداتی که نقل و ردّ آنان دراین کتاب اصلی وجود ندارد، طالبان شرح به کتاب ها کامل رجوع و برگشت نمایند؛ برای مثال: المیزان. [۱۸۱][۱۸۲] و البیان آیتاللّه خوئی فصل «صیانة القرآن اینجانب التحریف»[۱۸۳]؛ البته کمی از دلائل عدم تحریف به قرار تحت میباشد:
۸.۱ - آیه ها
(اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ) [۱۸۴] (ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور جدا آن را محافظت میکنیم)[۱۸۵] منظور از «الذّکر» قرآن میباشد و تعدادی آیه گذشته فرموده: (وَ قالُوا یا این که اَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ اِنَّکَ لَمَجْنُونٌ) [۱۸۶] (و کافران گفتند: «ای هر که «بیان» [قرآن. ] بر تو نازل گردیده، تو به باور کم عقلای! )[۱۸۷][۱۸۸][۱۸۹][۱۹۰][۱۹۱]
درین آیه آفریدگار با قاطعیّت آحاد فرموده: «قرآن را ما نازل کردهایم و ما قطعا حافظ و نگهدارنده آن هستیم»، با دو تاکید «انّ» و «لام» پس مطمئنا خدا آن را از نقصان و زیادت و از هر جهت دیگر محفوظ خواهد داشت. بعضا احتمال دادهاند که ضمیر «لَهُ» به حضرت فرستاده (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) راجع میباشد البته این قسم خلاف ظواهر میباشد و هر که در آیه توجه نماید اعتقاد خواهد کرد که منظور از (لَهُ لَحافِظُونَ) مراقبت قرآن و (لَهُ) بر قرآن راجع میباشد.[۱۹۲][۱۹۳][۱۹۴][۱۹۵]
(وَ اِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ• لا یَاْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ) [۱۹۶] منظور از (بَیْنِ یَدَیْهِ) مجال نزول و از (مِنْ خَلْفِهِ) مجال سپس میباشد یعنی: «وی کتاب با عزّتی میباشد که خیر حال و خیر در آجل فسخ را بر آن منش ندارد تا بهواسطه زیادت و یا این که نقصان و یا این که به هر صورت دیگری بر آن رویکرد یافته و از حجیّت بیاندازد». این قولی میباشد قطعی که معبود قرآن را از شیوه یافتن فسخ عزل نموده است و در صورتیکه نقصی در آن شیوه یابد خلاف آن خواهد بود.[۱۹۷][۱۹۸][۱۹۹][۲۰۰]
۸.۲ - حدیث
حدیث ثقلین که فریقین بهطور پشت سر هم از نبی آفریدگار (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل کردهاند فرمود: «اِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی اَهْلَ بَیْتِی مَا اِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا اَبَداً اِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»، [۲۰۱][۲۰۲][۲۰۳][۲۰۴] «اینجانب دربین شما دو چیز اصلی و تعالی می گذارم، کتاب خداوند و عترتم که اهل بیت اینجانباند، هر گاه به آندو چنگ بزنید هیچ زمان منحرف نخواهید بود، آندو هیچگاه از هم مستقل نمیشوند تا در آبگینه پیش اینجانب آیند».
این حدیث وجوب تمسّک به قرآن را ایجاب مینماید می بایست قرآن تحریف نشده باشد وگرنه تمسّک به کتاب محرّف معنائی ندارد و از ضلالت گشوده نمیدارااست، گزاره (اِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا) معیّن مینماید که کتاب و اهل بیت تا قیامت باقی میباشد پس تا قیامت بایستی اهل بیت و کتاب باشند و از هم غیر وابسته نشوند البته بودن یکیاز اهل بیت همواره ضروری وجود ندارد مخصوصا در طول غایب بودن بلکه بودن روایات آن ها و بودن مجتهدین که حافظ و راوی روایاتاند کافی میباشد و تمسّک به اهل بیت پژوهشگر میگردد البته تمسّک به قرآن میسّر وجود ندارد مگر با وصول به قرآن، بهاین نحوه میدانیم که قرآن دست نخورده بین ما جانور میباشد و زیادت و نقصانی در آن وجود ندارد.
هکذا سائر احادیث که در ذکر صحّت و سقم خبرها تطبیق آنهارا با قرآن مورد نیاز دانسته میباشد، [۲۰۵][۲۰۶][۲۰۷] ایضا روایاتی که می گویند امامان (علیهمالسّلام) در به کارگیری از احکام و غیره بر قرآن مو جود استناد کردهاند.
قرآنی که امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) نوشته فرقش با قرآن فعلی تنها در ترتیب سورهها میباشد، در البیان می گوید: این هم فسخ میباشد که بگوئیم قرآن در نزد امام غائب (علیهالسّلام) محفوظ و جان دار میباشد چون وجود حقیقی و واقعی آن در تمسک امت کفاف نمی دهد. [۲۰۸]
۸.۳ - بعضی از اوصاف قرآن
برای مثال براهین که اقامه کردهاند اینست: قرآن مجید اوصافی برای خویش ذکر میدارد که آن اوصاف در قرآن فعلی وجود دارااست از جمله می گوید: (اِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ اَقْوَمُ)[۲۰۹] «قرآن عموم را به پایدارترین شیوه هدایت مینماید»، [۲۱۰][۲۱۱][۲۱۲][۲۱۳]
(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ اَلاَّ خَسَارًا)[۲۱۴] «قرآن برای مؤمنان شفاست و کافران را جز خسران نیافزاید»، [۲۱۵][۲۱۶][۲۱۷][۲۱۸]
(قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِنسُ وَالْجِنُّ عَلَی اَن یَاْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ یَاْتُونَ بِمِثْلِهِ)[۲۱۹] «در حالتیکه جنّ و انس توده شوند اقتدار آوردن اینگونه قرآنی را ندارند»، [۲۲۰][۲۲۱][۲۲۲][۲۲۳]
(اِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلَی بَنِی اِسْرَائِیلَ اَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ)[۲۲۴] «قرآن به بنی اسرائیل بیشتر آنچه را که در آن اختلاف داراهستند حکایت مینماید»، [۲۲۵][۲۲۶][۲۲۷][۲۲۸]
(هُدًی لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَی وَالْفُرْقَانِ)[۲۲۹] «قرآن به تک تک عموم هادی و راهنماست»، [۲۳۰][۲۳۱][۲۳۲][۲۳۳]
{(آیه): هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ}} [۲۳۴] «قرآن هدایت برای متقین میباشد»، [۲۳۵][۲۳۶][۲۳۷][۲۳۸]
(اَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ اَمْ عَلَی قُلُاینترنتٍ اَقْفَالُهَا)[۲۳۹] «آیا در قرآن تدبّر نمی کنند یا این که در قلوبشان قفلهائی میباشد»، [۲۴۰][۲۴۱][۲۴۲][۲۴۳]
(قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ)[۲۴۴] «از پروردگار برای شما نور و روشنایی و کتاب پرنور آمده میباشد»[۲۴۵][۲۴۶][۲۴۷][۲۴۸]
و صدها نظیر این آیه ها در مطالب جهان و آخرت. ما بعد از آن که در قرآن جانور اعتنا میکنیم کل این اوصاف را در آن می یابیم و در فیض میدانیم که از قرآن نادر نشده میباشد.
۸.۴ - اهتمام در نگهداری قرآن
فرید وجدی در دائرة المعارف اهتمام مسلمین را در مراقبت و نوشتن و یاددادن قرآن ادله عدم تحریف آن دانسته و گوید اهتمامی که مسلمین بر قرآن داشتند احتمال نقصان آن را از فی مابین بر می دارد.[۲۴۹] این به عبارتی برهان متقنی میباشد که دانش الهدی (سازه بر آنچه در پیشگفتار مجمع البیان میباشد)[۲۵۰][۲۵۱] بدان تمسّک جسته و فرماید: دانش به صدق قرآن مانند دانش به وجود شهرها و اتفاق ها گرانقدر میباشد.
علماء مسلمین در محافظت و جانبداری آن کوشیدهاند... چطور ممکن میباشد که با آن مداقه صادقه و ضبط شدید تغییری یا این که نقصانی در آن رویه یابد. (مختصر آنچه دو دانشمند فوق گفتهاند.)
علامه طباطبائی در کتاب «قرآن در اسلام» در این مورد فرموده: نشانهها قرآنی در چنگ عامه مسلمانها بود و برای محافظت آنچه داشتند کمال دورازشوخیّت را به خرج میدادند، افزون بر آن تیم متعددی از صحابه و تابعین قاری قرآن بودند که کاری جز آن نداشتند و عدهآوری قرآن در یک مصحف جلو دیده تمامی اجرا میگرفت و همگان مصحفی را که مهیا نموده در دسترسشان گذاشتند، پذیرفتند و ورژنهائی از آن برداشتند و ردّ و اعتراض نکردند. علی (علیهالسّلام) با اینکه خودش قرآن مجید را به ترتیب نزول گردآوریآوری کرده بود و به جماعت آرم داده بود، مصحف دائر را به عهده گرفت و تا زنده بود حتی در طی خلافت خویش دم از مغایر نزد.
این مورد که در قرآن تحریف می باشد یا این که وجود ندارد باختلاف تلاوتها و اختلاف بعضا از عبارات و حرکات راجع نمی باشد که اینگونه چیزهائی می باشد و ضرری به قرآن مسجد طالقانی مشهد مجید ندارد، مورد عمده دراینباره دو چیز میباشد:
۱. آیا در قرآن فعلی مطالب اضافه میباشد و کمی از آن از حرف معبود وجود ندارد بلکه بر آن اضافه گردیدهاست یا این که خیر؟
۲. آیا در قرآن فعلی نقیصه میباشد و کمی از آن از فی مابین رفته و آنچه در چنگ ماست رزرو مسجد توفیق مشهد قسمتی از قرآن اساسی میباشد یا این که خیر؟
۷.۱ - نفی زیادت
تحریف به معنای اولیه به اجماع مسلمین فسخ بلکه بطلانش ضروری میباشد و قرآن فعلی تمامیاش صحبت خداست سوای شبهه. در پیشگفتار مجمع البیان در رشتهّ پنجم فرموده به اجماع شماره مسجد توفیق مشهد مسلمین در قرآن زیادت وجود ندارد، [۱۶۴][۱۶۵]
در المیزان فرموده: بر نفی زیادت با اجماع عامل کردهاند. [۱۶۶][۱۶۷]
در البیان فرموده تحریف در معنای زیادت به اجماع مسلمین فسخ بلکه بطلانش به بایستگی اثبات میباشد.[۱۶۸]
۷.۲ - نفی نقیصه
امّا تحریف به معنای دوم (وجود نقیصه در قرآن) متسالمُُ علیه فی مابین مسلمین آنست که چنین آدرس مسجد توفیق مشهد تحریف در قرآن وجود ندارد و این عهدوپیمان حق میباشد و دلائلش بعدا نقل شود.
در البیان می گوید: دارای اسم و رسم دربین مسلمانها عدم وقوع تحریف در قرآن میباشد و اینکه قرآن جانور در اختیار ما کلیه قرآن میباشد که بر پیغمبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) نازل گردیده.[۱۶۹]
بخش اعظمی از بزرگان بر این نظریه تصریح کردهاند به عنوان مثال محمد بن بابویه که قسم به عدم تحریف را از معتقدات امامیه شمرده؛ [۱۷۰] برای مثال روضه خوان طوسی در اولیه تعبیر و تفسیر «تبیان» و آن را از استادش دانش الهدی با برهان قاطع نقل مینماید، [۱۷۱] هکذا مفسر شهیر طبرسی در پیشگفتار مجمع البیان، [۱۷۲][۱۷۳] ایضا روحانی جعفر کشف کننده الغطاء در مشاجره قرآن از کتاب « کشف الغطاء»[۱۷۴] و نیز علامه شهشهانی در دعوا قرآن از کتاب « عروة الوثقی» و نیز پیمان به عدم تحریف را به جمهور مجتهدین نسبت داده، مثلا محدث کاشانی در دو کتابش[۱۷۵] و [۱۷۶] همینطور علامه روضه خوان محمد جواد بلاغی در مقدّمه تعبیر و تفسیر «آلاء الرحمن». [۱۷۷]
نگارنده گوید: در صورتیکه در اقوال بزرگان اهل تعبیر و تفسیر و غیره استیناف کنیم کمتر کسی خوا هیم یافت که قائل به تحریف در معنای نقیصه باشند مگر برخی از آنانکه خیلی سطحی و معمولیاند، البته محققان تعالی اسلامی که گردآوریای از آن ها مذکور شد و بزرگانی همانند علامه طباطبائی در المیزان و غیره و علامه خوئی در «البیان» و نویسندگانی امثال فرید وجدی در دائرة المعارف و غیره و غیره به پیکار چنین افراد معدود شتافتهاند ولی با دلائل قاطع که نقل گردد.
گردآوریای از محدّثین شیعه و عده ای از محدّثان اهل سنت قائل گردیدهاند که در قرآن تحریف وجود داراست و کمی از آن حذف گردیدهاست، در پیشگفتار مجمع این پیمان را به عده ای از علماء شیعه و جمعای از حشویّه اهل سنت نسبت داده میباشد، [۱۷۸][۱۷۹] حشویّه چنانکه در دائرة المعارف وجدی میباشد گروهی از معتزله میباشند که به ظاهر قرآن تمسّک کرده و قائل به جسم بودن خدااند، که منسوبند به حشو یعنی مردمان رذیل.[۱۸۰]
۸ - دلائل عدم تحریف
[بازنویسی]
عامل قائلین به وجود تحریف روایاتی میباشد که از شیوه های شیعه و اهل سنّت وارداتی که نقل و ردّ آنان دراین کتاب اصلی وجود ندارد، طالبان شرح به کتاب ها کامل رجوع و برگشت نمایند؛ برای مثال: المیزان. [۱۸۱][۱۸۲] و البیان آیتاللّه خوئی فصل «صیانة القرآن اینجانب التحریف»[۱۸۳]؛ البته کمی از دلائل عدم تحریف به قرار تحت میباشد:
۸.۱ - آیه ها
(اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ) [۱۸۴] (ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور جدا آن را محافظت میکنیم)[۱۸۵] منظور از «الذّکر» قرآن میباشد و تعدادی آیه گذشته فرموده: (وَ قالُوا یا این که اَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ اِنَّکَ لَمَجْنُونٌ) [۱۸۶] (و کافران گفتند: «ای هر که «بیان» [قرآن. ] بر تو نازل گردیده، تو به باور کم عقلای! )[۱۸۷][۱۸۸][۱۸۹][۱۹۰][۱۹۱]
درین آیه آفریدگار با قاطعیّت آحاد فرموده: «قرآن را ما نازل کردهایم و ما قطعا حافظ و نگهدارنده آن هستیم»، با دو تاکید «انّ» و «لام» پس مطمئنا خدا آن را از نقصان و زیادت و از هر جهت دیگر محفوظ خواهد داشت. بعضا احتمال دادهاند که ضمیر «لَهُ» به حضرت فرستاده (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) راجع میباشد البته این قسم خلاف ظواهر میباشد و هر که در آیه توجه نماید اعتقاد خواهد کرد که منظور از (لَهُ لَحافِظُونَ) مراقبت قرآن و (لَهُ) بر قرآن راجع میباشد.[۱۹۲][۱۹۳][۱۹۴][۱۹۵]
(وَ اِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ• لا یَاْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ) [۱۹۶] منظور از (بَیْنِ یَدَیْهِ) مجال نزول و از (مِنْ خَلْفِهِ) مجال سپس میباشد یعنی: «وی کتاب با عزّتی میباشد که خیر حال و خیر در آجل فسخ را بر آن منش ندارد تا بهواسطه زیادت و یا این که نقصان و یا این که به هر صورت دیگری بر آن رویکرد یافته و از حجیّت بیاندازد». این قولی میباشد قطعی که معبود قرآن را از شیوه یافتن فسخ عزل نموده است و در صورتیکه نقصی در آن شیوه یابد خلاف آن خواهد بود.[۱۹۷][۱۹۸][۱۹۹][۲۰۰]
۸.۲ - حدیث
حدیث ثقلین که فریقین بهطور پشت سر هم از نبی آفریدگار (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل کردهاند فرمود: «اِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی اَهْلَ بَیْتِی مَا اِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا اَبَداً اِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»، [۲۰۱][۲۰۲][۲۰۳][۲۰۴] «اینجانب دربین شما دو چیز اصلی و تعالی می گذارم، کتاب خداوند و عترتم که اهل بیت اینجانباند، هر گاه به آندو چنگ بزنید هیچ زمان منحرف نخواهید بود، آندو هیچگاه از هم مستقل نمیشوند تا در آبگینه پیش اینجانب آیند».
این حدیث وجوب تمسّک به قرآن را ایجاب مینماید می بایست قرآن تحریف نشده باشد وگرنه تمسّک به کتاب محرّف معنائی ندارد و از ضلالت گشوده نمیدارااست، گزاره (اِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا) معیّن مینماید که کتاب و اهل بیت تا قیامت باقی میباشد پس تا قیامت بایستی اهل بیت و کتاب باشند و از هم غیر وابسته نشوند البته بودن یکیاز اهل بیت همواره ضروری وجود ندارد مخصوصا در طول غایب بودن بلکه بودن روایات آن ها و بودن مجتهدین که حافظ و راوی روایاتاند کافی میباشد و تمسّک به اهل بیت پژوهشگر میگردد البته تمسّک به قرآن میسّر وجود ندارد مگر با وصول به قرآن، بهاین نحوه میدانیم که قرآن دست نخورده بین ما جانور میباشد و زیادت و نقصانی در آن وجود ندارد.
هکذا سائر احادیث که در ذکر صحّت و سقم خبرها تطبیق آنهارا با قرآن مورد نیاز دانسته میباشد، [۲۰۵][۲۰۶][۲۰۷] ایضا روایاتی که می گویند امامان (علیهمالسّلام) در به کارگیری از احکام و غیره بر قرآن مو جود استناد کردهاند.
قرآنی که امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) نوشته فرقش با قرآن فعلی تنها در ترتیب سورهها میباشد، در البیان می گوید: این هم فسخ میباشد که بگوئیم قرآن در نزد امام غائب (علیهالسّلام) محفوظ و جان دار میباشد چون وجود حقیقی و واقعی آن در تمسک امت کفاف نمی دهد. [۲۰۸]
۸.۳ - بعضی از اوصاف قرآن
برای مثال براهین که اقامه کردهاند اینست: قرآن مجید اوصافی برای خویش ذکر میدارد که آن اوصاف در قرآن فعلی وجود دارااست از جمله می گوید: (اِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ اَقْوَمُ)[۲۰۹] «قرآن عموم را به پایدارترین شیوه هدایت مینماید»، [۲۱۰][۲۱۱][۲۱۲][۲۱۳]
(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ اَلاَّ خَسَارًا)[۲۱۴] «قرآن برای مؤمنان شفاست و کافران را جز خسران نیافزاید»، [۲۱۵][۲۱۶][۲۱۷][۲۱۸]
(قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِنسُ وَالْجِنُّ عَلَی اَن یَاْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ یَاْتُونَ بِمِثْلِهِ)[۲۱۹] «در حالتیکه جنّ و انس توده شوند اقتدار آوردن اینگونه قرآنی را ندارند»، [۲۲۰][۲۲۱][۲۲۲][۲۲۳]
(اِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلَی بَنِی اِسْرَائِیلَ اَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ)[۲۲۴] «قرآن به بنی اسرائیل بیشتر آنچه را که در آن اختلاف داراهستند حکایت مینماید»، [۲۲۵][۲۲۶][۲۲۷][۲۲۸]
(هُدًی لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَی وَالْفُرْقَانِ)[۲۲۹] «قرآن به تک تک عموم هادی و راهنماست»، [۲۳۰][۲۳۱][۲۳۲][۲۳۳]
{(آیه): هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ}} [۲۳۴] «قرآن هدایت برای متقین میباشد»، [۲۳۵][۲۳۶][۲۳۷][۲۳۸]
(اَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ اَمْ عَلَی قُلُاینترنتٍ اَقْفَالُهَا)[۲۳۹] «آیا در قرآن تدبّر نمی کنند یا این که در قلوبشان قفلهائی میباشد»، [۲۴۰][۲۴۱][۲۴۲][۲۴۳]
(قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ)[۲۴۴] «از پروردگار برای شما نور و روشنایی و کتاب پرنور آمده میباشد»[۲۴۵][۲۴۶][۲۴۷][۲۴۸]
و صدها نظیر این آیه ها در مطالب جهان و آخرت. ما بعد از آن که در قرآن جانور اعتنا میکنیم کل این اوصاف را در آن می یابیم و در فیض میدانیم که از قرآن نادر نشده میباشد.
۸.۴ - اهتمام در نگهداری قرآن
فرید وجدی در دائرة المعارف اهتمام مسلمین را در مراقبت و نوشتن و یاددادن قرآن ادله عدم تحریف آن دانسته و گوید اهتمامی که مسلمین بر قرآن داشتند احتمال نقصان آن را از فی مابین بر می دارد.[۲۴۹] این به عبارتی برهان متقنی میباشد که دانش الهدی (سازه بر آنچه در پیشگفتار مجمع البیان میباشد)[۲۵۰][۲۵۱] بدان تمسّک جسته و فرماید: دانش به صدق قرآن مانند دانش به وجود شهرها و اتفاق ها گرانقدر میباشد.
علماء مسلمین در محافظت و جانبداری آن کوشیدهاند... چطور ممکن میباشد که با آن مداقه صادقه و ضبط شدید تغییری یا این که نقصانی در آن رویه یابد. (مختصر آنچه دو دانشمند فوق گفتهاند.)
علامه طباطبائی در کتاب «قرآن در اسلام» در این مورد فرموده: نشانهها قرآنی در چنگ عامه مسلمانها بود و برای محافظت آنچه داشتند کمال دورازشوخیّت را به خرج میدادند، افزون بر آن تیم متعددی از صحابه و تابعین قاری قرآن بودند که کاری جز آن نداشتند و عدهآوری قرآن در یک مصحف جلو دیده تمامی اجرا میگرفت و همگان مصحفی را که مهیا نموده در دسترسشان گذاشتند، پذیرفتند و ورژنهائی از آن برداشتند و ردّ و اعتراض نکردند. علی (علیهالسّلام) با اینکه خودش قرآن مجید را به ترتیب نزول گردآوریآوری کرده بود و به جماعت آرم داده بود، مصحف دائر را به عهده گرفت و تا زنده بود حتی در طی خلافت خویش دم از مغایر نزد.

مسجد توفیق مشهد؛ معرفی، امکانات و دلیل انتخاب این مسجد برای مراسم مذهبی