loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 19
چهارشنبه 30 آبان 1403 زمان : 9:39


[حمد خدای راست، خدا جهانیان، بخشاینده کریم و مهربان، پروردگار شماره مسجد توفیق مشهد روزِ جزا، صرفا تورا ‏بندگی می کنیم، و صرفا از تو امداد میجوییم، ‏ ما‌را به خط مشِ راست هدایت نما، ‏ روش اشخاصی که به ‏آنها انعام کرده‌ای (شیوه پیغمبران و صدّیقان و شهیدان و صالحان)، خیر آن ها که گزینه خشم ‏قرارگرفته‌اند رزرو مسجد توفیق مشهد (یهود)، و خیر رویه گمراهان (نصاری)]. ‏

‏ «آمین» دعای مارا بپذیر، و مارا به منش راست استوار گردان. ‏

۵. اکنون فرد سوره‌ای از سوره‌های قرآن که آن را محافظت میباشد خواندن می‌نماید آدرس مسجد توفیق مشهد مانند سوره توحید: ‏قُلْ هُوَ اللَّهُ ‏أَحَدٌ (۱) اللَّهُ الصَّمَدُ (۲) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (۳) وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ (۴).
‏ [بگو: معبود میباشد که یگانه میباشد. ‏ پروردگار غنی میباشد. خیر (فرزند) زاده، و خیر زاده گردیده ‏میباشد. ‏ و هیچ کس همتای وی (نبوده) و وجود ندارد]. ‏

یا این که سوره نصر: ‏إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ (۱) وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا (۲) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ ‏رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا (۳) ‏‏. ‏
‏ [زیرا نصرتِ الهی و فتح فرا برسد، و عموم را ملاحظه کنی که دسته تیم در آئینِ آفریدگار در می آیند، ‏ ‏پس پروردگارت را با ثنا (وی) به عصمت و طهارت حافظه کن و از وی آمرزش بخواه. بی گمان وی توبه پذیر ‏میباشد]. ‏

۶. بعد به رکوع رفته و می گوید: «الله أکبر» و دو دست خویش را بر زانویش نهاده و میگوید: «سبحان ربی العظیم» (منزه میباشد معبود گرانقدر اینجانب). ‏
و سنت میباشد که‌این پاراگراف را سه توشه یا این که بیشتر تکرار نماید. ‏

۷. بعد رمز را از رکوع بلند کرده و میگوید: «سمع الله لمن حمده» (پروردگار می‌شنود، و می ‏پذیرد ثنا هر کس اورا ثنا کند)، خواه این نماز به جماعت باشد یا این که به تنهایی خوانده گردد.

۸. پس از اینکه فرد راست شد و از رکوع آهسته گرفت میگوید: «ربنا ولک الحمد». ‏
(ای خدا ما! حمد حقیقی وواقعی ویژه تو میباشد).

اهل سنت چه‌طور نماز میخوانند؟

۹. آن گاه فرد سجده کرده و میگوید: «الله أکبر» و بر اعضای هفتگانه خویش سجده می‌نماید که ‏عبارتند از:‏

پیشانی با بینی، کف هر دو دست، هر دو زانو، رمز انگشتان دو پا؛ و فرد می بایست بیان سجده بگوید: «سبحان ‏ربی الأعلی» (منزه میباشد آفریدگار تعالی اینجانب). ‏
فرد می بایست سه توشه و یا این که بیشتر آنرا تکرار نماید، افزون بر آن هر چه دوست داشت قادر است دعا نماید.

۱۰. آن‌گاه فرد در حالی که سرش را از سجده بلند می‌نماید می گوید: «الله أکبر» بعد بر پای ‏چپش می‌شیند و پای راستش را نصب می‌نماید. دستهایش را هم روی ران و زانویش میگذارد.

۱۱. آن‌گاه در حالی که «الله أکبر» می گوید سجده دوم را به جا می آورد، آنچه در سجده نخستین ‏اجرا داده در سجده دوم هم تکرار می‌نماید.

۱۲. اکنون فرد بایستی «الله أکبر» گویان برای رکعت دوم بلند گردد. براین اساس رکعت اولیه تک تک می‌گردد. ‏

۱۳. در‌این رکعت هم نخستین سوره فاتحه و یک سوره (یا این که یک‌سری آیۀ دیگر) از قـرآن خوانده می‌گردد سایر پروسه مانند رکعت نخستین میباشد.

۱۴. صرفا فرد می بایست پس از به‌پا‌خواستن از سجده دوم همچنان که میان دو سجده نشسته بـود بنشیند و ‏ «التحیات» را براین اساس بخواند: «التحیات لله والصلوات والطیبات السـلام علیک ‏أی‌ها النبی ورحمة الله وبرکاته السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین، أشهد أن لا إله إلاَّ الله، ‏وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله». ‏

یعنی (آحاد تعظیم‌ها و نماز‌ها و بقیه عصمت و طهارت‌ها صرفا از آن خداست، درود و بخشش و برکات معبود ‏بر تو باد‌ای نبی، و درود بر ما باد و بر بندگان درستکار آفریدگار، مدرک می ‌دهم که جز خدای بر ‏حق معبودی وجود ندارد، و سند می ‌دهم که محمد فرستاده و نبی اوست). ‏

۱۵. در حالتی‌که نماز دو رکعتی بود مانند نماز صبح و آدینه و نماز هر دو عید، فرد به نشستنش ‏ادامه می دهد و نمازش را با تلاوت این سلام بی نقص می‌نماید: «اللهم صلِ علی محمدٍ وعلی ‏آل محمد کما صلیتَ علی إبراهیم وعلی آل إبراهیم إنَّک حمیدٌ مجید، وبارک علی محمدٍ ‏وعلی آل محمد کما بارکتَ علی إبراهیـم وعلی آل إبراهیم إنَّک حمیدٌ مجید». ‏

(توشه الها! سلام و عفو و بخشش نازل فرما بر محمد و آل محمد، چنانکه بر إبراهیم و آل إبراهیـم بخشش ‏فرستادی، تو ثنا گردیده و بزرگوار هستی)

۱۶. فرد بعداز سلام از چهار ‏چیز به معبود جانبداری میبرد: «اللهم إنی أعوذ بک اینجانب عذاب دوزخ و جهنم، ومن عذاب القبر، و اینجانب فتنة ‏المحیا و الممات، و اینجانب فتنة المسیح الدجال». ‏(خداوندا! اینجانب به تو هواخواهی می برم از عذاب دوزخ وجهنم، و عذاب قبر، و فتنۀ معاش و برزخ، و فتنۀ ‏مسیح دجال)

۱۷. سپس میتواند آنچه از نه عالم و آخرت از معبود میخواهد دعا نماید.

۱۸. در غایت این نماز دو رکعتی چنین کل می‌گردد که فرد به سمت راست درود می دهد: «السلام علیکم و رحمة الله» و همینطور به سمت چپ: ‏‏ «السلام علیکم و رحمة الله». ‏

۱۹. در صورتی‌که نماز سه رکعتی باشد مانند نماز مغرب، و یا این که چهار رکعت باشد مانند نماز‌های ظهر و بعد از ظهر ‏و عشاء فرد بایستی بعداز التحیات «الله أکبر» گویان بلند خواهد شد و صرفا سوره الفاتحه را قرائت نماید.

۲۰. آن‌گاه مانند دو رکعت نخستین رکوع و سجود می‌نماید، در رکعت چهارم هم به به عبارتی ترتیب کار می‌نماید. با این تفاوت که در وقت نشستن بطور متورک می‌نشیند، یعنی: پای چپ خویش را تحت پای راست نهاده ‏و مقعد خویش را بر زمین می گذارد و پای راست خویش را نصب می‌نماید. ‏

بازدید : 18
سه شنبه 29 آبان 1403 زمان : 9:24


دکتر معالج ابراهیم روحانی دارنده مدرک لیسانس مدیر صنعتی از شماره مسجد توفیق مشهد کالج شهید بهشتی، فوق لیسانس مدیر دولتی از دانشکده شهید بهشتی و دکتری رئیس دولتی از دانش گاه علامه طباطبائی میباشد. رزرو مسجد توفیق مشهد وی عضو هیأت مدیره مجتمع صنعتی فراساحل (ایزوایکو) و نائب رئیس صنعت های همگانی وزارت صمت به اکانت می آیند.

در کارنامه علمی پزشک معالج روضه خوان نوشتن بیش تر از ده تیتر نوشته‌ی‌علمی به آدرس مسجد توفیق مشهد چشم میخورد. وی همینطور در بخش اعظمی از پروژه‌های تحقیقاتی شرکت کردن داشته میباشد. پزشک روحانی سوابق درس دادن در دانش گاه رئیس دانشکده صنعتی شریف، دانشكده رئیس دانشکده طهران، دانش گاه آزاد اسلامی و … را در کارنامه دارااست.

بازدید : 28
يکشنبه 27 آبان 1403 زمان : 11:48


هترین طرز‌ها برای صدقه دادن
یکی‌از متداول‌ترین شیوه‌های صدقه دادن که تمامی ما شماره مسجد توفیق مشهد بارها و بارها آن را تجارب کرده ایم، پرداخت صدقه به صورت نقدی میباشد. ولی امروزه اکثری از پرداخت‌ها در بستر وب و به طور الکترونیکی اعمال می گردد. به همین انگیزه پول انتقاد کمتر در دسترس اشخاص جای‌دارد و این مسئله برای صدقه دادن اندکی خلل ساز می شود.

ولی جذاب میباشد بدانید که حتی قابلیت و امکان پرداخت صدقه رزرو مسجد توفیق مشهد آنلاین از روش گوشی، دستگاه‌های خودپرداز، دستگاه پوز و… برای شما نیکوکاران وجود دارااست؛ بدین ترتیب در هر کجا و در هر لحظه می توانید به وب متصل گردید و اقدامات مایحتاج برای پرداخت صدقه آنلاین به مرکزها خیریه همانند منزل‌ای بی‌را ایفا دهید. منزل‌ای بی‌یک راس خیریه میباشد که اشخاص دچار به بیماری پروانه‌ای را شناسایی کرده و ذیل پوشش خویش قرار میدهد. آن گاه با پشتوان امداد‌های مردمی و سازمان‌ها و ارگانهای نه، هزینه‌های دارویی، معالجه، معیشتی و… آن ها را پرداخت آدرس مسجد توفیق مشهد می‌نماید.

در‌صورتی‌که که مایل می‌باشید سهمی خرد در شغل های معبود پسندانه این شرکت عموم بنیان داشته باشید، صرفا کافی میباشد امداد‌های خویش را به صورت صدقه آنلاین به منزل‌ای بی‌پرداخت نمائید. طریق های پرداخت صدقه آنلاین به طور تحت می باشند:

پرداخت صدقه با گوشی
در حالتی که مایل میباشید صدقه‌های خویش را با امداد موبایل بپردازید، آغاز وارد وب سایت صدقه آنلاین گردید و با تعیین مبلغ مدنظر و موسسه خیریه‌ای که قصد یاری به آن را دارید، روند پرداخت وجه را کامل شدن فرمایید.

پرداخت صدقه با دستگاه کارتخوان
در اکثر زمان ها دستگاه‌های کارتخوان مورد‌ای برای یاری‌های مردمی وجود دارااست که بعداز تعیین آن روی بنیان مدنظر خویش مانند منزل‌ای بی‌کلیک و آن گاه فرایند پرداخت وجه را کامل شدن می کنید.

خلال مورد ها اورده شده، امروزه نرم افزار‌های زیادی وجود دارا هستند که میتوانید برای پرداخت صدقه از آنها به کارگیری نمایید. این نرم افزار‌ها به راحتی روی گوشی، تبلت یا این که لپ تاپ نصب میشوند و به راحتی در دسترس شما قرار می گیرند.

آداب صدقه دادن
در‌این نوشته ی علمی درمورد اثر ها و برکات صدقه دادن حرف کردیم و تلاش کردیم شایسته ترین نحوه صدقه دادن را به شما معرفی کنیم. البته قابل ذکر میباشد که شرط قبولی صدقه، رعایت تعدادی نکات و آداب در هنگام پرداخت آن میباشد. این آداب عبارتند از:

صدقه دادن پیش از درخواست حاجتمند
درخواست دعا از بینوا بعد از پرداخت صدقه
نگاه نکردن به روی بینوا در هنگام صدقه دادن
پرداخت صدقه از منزه‌ترین و نیکوترین نصیب کالا
حق تقدم پرداخت صدقه به فامیل و نزدیکان
منت نگذاشتن بر صدقه

حرف آخری
صدقه دادن یک کدام از شغل های بسیار نیکو میباشد که سبب ساز رفع دغدغه و بلا از اشخاص می گردد. در قصه آمده میباشد هنگامی که دغدغه بر شما وقوع افتاد صدقه بدهید و بدین واسطه شروبلا را از خویش به دور سازید. صدقه صرفا محصور به پرداخت پول نمی شود و اکثری از کارهایی که در خط مش معبود جاری ساختن می‌دهید نوعی صدقه محسوب میشوند.

پرداخت صدقه آداب به سری دارااست که رعایت آنان می تواند ثواب و محرک و اثر ها و برکات آن را بیشتر نماید. ا

بازدید : 66
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 12:14


حَجّ، از مهمترین احکام عبادی و از فروع آیین و نیز یکی‌از عنصرها شماره مسجد توفیق مشهد اسلام، که در ماه ذیحجه هر سال با مراسمی منحصربه‌فرد و باشکوه در مکه اجرا مي شود.
حجّ در لغت در معنای تمایل به شیء معظم میباشد و در شرع مقدس اسلام عزم و قصد موظف به بیت الله الحرام با اوصاف اختصاصی در حین اختصاصی و با شرائط بالخصوص را است. گروهی از مفسرین اسلامی حج را ‹‹قصد منزل آفریدگار کردن برای اعمال مناسک و اعمالی خاص در مرزو بوم منزل خداوند›› تعریف‌و‌تمجید کرده اند رزرو مسجد توفیق مشهد و بعضا دیگر حج را اسمی برای گروه مناسکی اند که در مشاعری خاص ( منا، مشعر، عرفات) ایفا می گردد و در واقع حج در‌این معنا فقط قصد منزل آفریدگار کردن وجود ندارد. با صرف لحاظ از اشکالات تمجید نخستین و آدرس مسجد توفیق مشهد دوم در سومی تعریف‌و‌تمجید، برخی حج را قصد منزل معبود کردن و به جا آوردن اعمالی خاص در مشاعری خاص تمجید کرده اند.درین تعریف‌و‌تمجید هم ‹‹قصد›› آمده، هم ‹‹جاری ساختن اجرا›› و هم قید ‹‹مشاعر خاص›› که‌این تعریف‌و‌تمجید جامع تر و کامل تر به حیث میرسد.
التفات
حجّ از عنصرها آیین میباشد و رخنه‌ آن از گناهان کبیره میباشد و آن بر کلیه اشخاصی که شرائط حجّ در آنها عده گردد، واجب میباشد.در التفات حجّ و در مذمّت شکاف آن احادیث مختلفی وارداتی میباشد که به یک مثال اشاره می گردد؛ امام درستگو (ع) فرمودند: «مَن ماتَ و لم یحجّ حجّة الاسلام و لم یَمْنعه اینجانب ذلک حاجةٌ تجحف به أو مرضٌ لایطیق فیه الحج، وی شاه یمنعه، فلیمت یهودیاً وی نصرانیاً» «هر که بمیرد و اکنون آن که حجةالاسلام را به جا نیاورده باشد در حالی که مانعی از بجا آوردن حج بوجود نیامده باشد از قبیل حاجتی که بازدارنده ایفا حج خواهد شد یا این که مرضی که در آن تحمل اجرا حج را نداشته باشد یا این که پادشاه ظالمی بازدارنده از حج گردد، پس بمیرد یهودی یا این که نصرانی».
معنای واژه و کلمه حج
معنای واژه و کلمه عربیِ حَجّ یا این که حِجّ، عامل و ادله آوردن و امری اصلی را قصد کردن، مذکور میباشد.
معنای اصطلاحی
...
wikifeqh: موسم_حج
[ویکی فقه] حج (قرآن). کلمه و واژه حج در لغت بمعنای قصد بعداز قصد میباشد، یعنی قصد مکرر و در اصطلاح شرع به معنای عملی میباشد که معهود دربین مسلمان‌ها میباشد.
حج در لغت به معنای قصد میباشد، بعد از آن به قصد دیدار منزل پروردگار برای اجرای مناسک، تخصیص یافته میباشد. درین مدخل از واژه «حج» و اسلوب آیاتی زیرا «و اینجانب یعظم شعائر الله...» ( (چنین میباشد مناسک حج ) و کسی که شعائر الهی را گران قدر داراست این عمل نماد تقوای دلهاست) و «لاتقتلوا الصید و انتم مقبره...» (ای افرادی که ایمان آورده اید شکار را در حالا احرام به قتل نرسانید...) مصرف شده میباشد.
اثرها حج
← آمرزش بعد از اتمام حج
بجا آوردن حج، سبب ساز تقویت دیانت عموم میباشد: «جعل الله الکعبة البیت الحرام قیـمـا للناس...» آفریدگار، کعبه، بیت الحرام، را وسیله ای برای سامان بخشیدن به شغل عموم قرار داده ... . (در ماجرا امام راستگو علیه السّلام در تعبیر آیه نقل گردیده است که معبود، حج را موجب تقویت آیین عموم قرار داده میباشد. )

بازدید : 19
چهارشنبه 23 آبان 1403 زمان : 15:32


معین میباشد هنگامی میخواهیم کارها طبق میلمان پیش رود، به شماره مسجد توفیق مشهد مکان خداوند، خویش را آرم می دهیم؛ اگرچه در عبادت و محبت و ناله بر امام حسین(علیه‌السلام)! درنتیجه نمی‌توانیم تحت عنوان بشر، خلیفۀ خداوند باشیم؛ اگرچه آحاد هستی در مراتب نازل‌خیس تکویناً خلیفه‌اند، یعنی تحت عنوان جماد، نبات یا این که حیوان. رزرو مسجد توفیق مشهد

پس حمل اسماء، اصل خلافت یا این که به عبارتی خلافت باطنی و خلافت تکوینی الهی میباشد که مراتب دارااست و حقیقتش منحصربه‌فرد انبیاء و اولیاء یعنی آدم‌های بدون نقص میباشد. سایرین نیز هرچه در داخل به خلافت آنها مجاورت شوند، میتوانند آیینۀ آنها و درنتیجه آیینۀ پروردگار باشند؛ برعکس هرچه از فعل و صفت و اندیشۀ آنان آدرس مسجد توفیق مشهد مسافت گیرد، اتصالشان پاره میشود.

نقطع ی عطف این جایگاه، خلافت کبری یا این که به عبارتی داخل نبوت یعنی ولایت محمدیه(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) میباشد که جمیع ذرات در برابرش خاضع‌اند؛ چون فقط اوست که خلافت الهی را به طور کاملً ظهور داده. وی همانند آیینه‌ای میباشد که یک رو به پروردگار داراست (وجهۀ غیبی) و یک رو به هستی (وجهۀ ظهوری)؛ از یک سو اورا می‌بیند و از سوی دیگر، اورا کاملاً علامت میدهد.

درواقع ذات حق هیچوقت ظهور نکرده و بی‌واسطه حتی به اسماء و صفات خود لحاظ نمی‌نماید. ازاین‌رو واسطه‌ای ما یحتاج میباشد تا آن وحدت را در آیینۀ صفات ظهور دهد. مثل اینکه ما نمی‌توانیم به خویش خورشید حیث بیندازیم و آنچه میبینیم، تابش خورشید میباشد. آن آیینه و آن تابش، همین واقعیت محمدیه(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) میباشد که به واسطۀ لحاظ معبود به آن، همۀ هستی پر‌نور میشود. پس می‌قدرت اعلام‌کرد: اصل خلافت در همۀ عوالم، از این واقعیت استارت گردیده و حتی بشر هم که خلیفه گردیده، به روشنایی خلافت محمدیه(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) بوده میباشد؛ چنان‌که معبود فرمود: "لَوْلاکَ لَمَا خَلَقْتُ الأفْلاکَ".

ولی خلافت باطنی، در مراتب ذیل‌خیس هم می باشد؛ برای آنها که ولایت باطنی را گرفته‌اند و ظواهر و درون را با هم یاور کرده‌اند؛ انبیاء و اولیاء الهی(علیهم‌السلام) و نیز علمای ربّانی که علمشان لدنّی و توحیدشان وجودی و ولایی میباشد.

به ذکر دیگر، خلفای باطنی، آیینه‌های ظهور حقّ‌اند؛ منتها آیینه‌ها در واحد سنجش ظهور وی گوناگون‌اند. واقعیت محمدیه(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) آیینۀ تک تک‌نمای ربوبیت مطلق و خلافت کلی اوست و تک تک دایرۀ ولایت و خلافت، از مظاهر خلافت کبرای آن حضرت‌اند؛ اعمّ از انبیاء، اولیاء، علما و مراجع شرعی و نیز هر تخلّق باطنی به اسماء در سایرین.

نوع دیگر خلافت، خلافت ظاهری و انتخاب آن، از شئون رسالت میباشد برای اینکه احکام و شریعت الهی را برپا دارااست. این خلافت در درجۀ اولیه به ائمه(علیهم‌السلام) و از جانب آنها به فقها و مراجع شرعی وابستگی می گیرد. اما این منزلت هم استحقاق و لیاقت می خواهد و بعد از احراز طهارت، مایحتاج میباشد خلیفه به صفات و کردار مستخلفٌ‌عنه متّصف گردد و احکام معبود و سنن نبوی را برپا داراست.

برای همین ائمه(علیهم‌السلام) با اینکه خلافت باطنی را داشتند، حق نداشتند شریعت و کتاب بیاورند یا این که حلال و حرام آفریدگار را تغییر تحول دهند. بلکه چنان آیینۀ تامّ مستخلفٌ‌عنه بودند و آیین خداوند و سنّت رسول(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) را به بی نقص‌ترین نحو جاری ساختن کردند، که به همین سبب ساز به شهید شدن رسیدند.

از سوی دیگر، خلفا صرف‌حیث از اینکه حقّ ولایت را خوردند، همین که بدعت گذاشتند و در بعضا کارها، مغایر نحوه رسول(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) فعالیت کردند، کافی بود تا نتوانند ادعای خلافت نمایند، اگرچه حکومت ظاهری داشتند.

فرزند ناخلفی را در لحاظ بگیرید که اموال پدرش را در غیر مسیری که وی می‌مراد، خرج نماید. آدم ناخلف هم کسی میباشد که هرچه دلش خواست و برای نفسش لذت‌قسمت بود، بکند؛ خیر هرچه آفریدگار مراد میباشد. اینگونه کسی نمی‌تواند خلیفه باشد؛ چنان‌که خلفا نتوانستند. تا به معاویه و یزید رسید که علناً تیشه به ریشۀ آیین زدند. آنگاه هم بنی‌عباس آمدند که هرچند آیین ظاهری داشتند، در مقابل واقعیت آیین ایستادند و ائمه(علیهم‌السلام) را به شهید شدن رساندند.

پس چه بهره از اسلام ظاهری سوای واقعیت آیین و خلافت ظاهری سوای خلافت باطنی؟ خویش ما با انجام ظاهری‌مان چه کرده‌ایم؟ کدام اسماء پروردگار را ظهور داده‌ایم؟ آیا حتی توانسته‌ایم تنها فرزند خویش را جذب کنیم؟ گردیده کسی ما‌را ببیند و بگوید: «معبود چه دوست‌داشتنی و زیباست؛ اینجانب هم از این به آن گاه نماز می خوانم، عفاف و حجاب میکنم، خمس می ‌دهم و...»؟

چرا اینگونه وجود ندارد؟ زیرا خیر صرفا به داخل شیوه نیافته‌ایم، آداب ظاهری را نیز به رنگی که خودمان منظور‌ایم، به جا آورده‌ایم. ولی مکان ناامیدی وجود ندارد؛ زیرا حبّ ولایت را داریم و بالأخره موفقیت توبه نصیبمان می‌گردد. یعنی هنگامی او‌را دوست داشته باشیم، هرچه هم وخیم کنیم، بالأخره سرمان به سنگ می خورد و صحیح می‌شویم. ولی چرا بگذاریم عمل به آنجا بکشد؟!

ما همین جا مجال داریم اسماء الهی را ظهور دهیم و هرچه بیشتر متخلّق شویم، خلافت الهی از ما بیشتر ظهور پیدا می‌نماید. در شرایطی‌که از این زمان به کار گیری نکنیم، در برزخ گرفتاریم و آنجا بایستی گره‌هایمان را بگشاییم؛ وگرنه در قیامت، کر و کور محشور می‌شویم و دیگر روش برگشتی نداریم؛ "صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لايَرْجِعُونَ"

بازدید : 14
يکشنبه 20 آبان 1403 زمان : 11:17


فردی از امام راست گو (ع) پرسید معنای آیه‌ی قد افلح اینجانب تزکی چیست؟ فرمود: این میباشد که هرکس زکات فطره بدهد، رستگار می‌گردد. پرسید معنای آیه‌ی «و بیان نام ربه فصلی» چیست؟ فرمود این میباشد شماره مسجد توفیق مشهد که (برای نماز عید) به سوی جبانه برود و نماز بخواند و مراد از جبانه، صحرا میباشد. فرستاده معبود (ص) همواره در روزهای عید فطر، پیش از رفتن به مصلی، فطره را تقسیم می کرد و این آیه را می خواند: «قد افلح اینجانب تزکی و بیان نام ربه فصلی».معبود در قرآن مهربان در واقعیت پرداخت زکات فطره را بر نماز عید مقدّم داشته و رزرو مسجد توفیق مشهد آن را موجب رستگاری و سعادتمندی قرار داده میباشد و این نقطع ی عطف التفات و شکوه زکات فطره میباشد. آفریدگار زکات را بر نماز مقدم داشته، و فرموده میباشد: کسی در واقعیت رستگار شد که زکات پرداخت و اسم خدای خویش را خاطر کرد، و سپس نماز بجا آورد این احتمال نیز به گفته بعضی مفسّران وجود داراست که تعبیروتفسیر تَزَکَّی به زکات فطره از قبیل ذکر یک مصداق و تطبیق آیه بر شخص پر‌نور باشد. چون تزکیه معنای وسیعی دارااست که کلیه این مفاهیم را در بر می‌‏گیرد، هم تطهیر روح از آلودگی کفر، و هم پاک سازی از رفتار رذیله، و هم تطهیر کالا و جان بوسیله دادن آدرس مسجد توفیق مشهد زکات در رویه آفریدگار.

در روایتی بیان شده که از فرستاده (ص) درباره زکات فطره پرسش شد حضرت آیه «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی» را خواندن نمود و فرمود: مراد زکات فطره میباشد و در روایتی امام درستگو (ع) زکات فطره را همچون صلوات بر نبی در نماز، از موجبات کمال روزه و قبولی صوم و صیام قرارداده میباشد و در توضیح آن فرموده: هر کس روزه بگیرد و به عمد زکات نپردازد، روزه‌ای در طومار عملش خواسته نمی‌‏خواهد شد، چنانکه در صورتی‌که شخصی در نماز صلوات بر نبی (ص) را شکاف نماید نمازی برای وی محسوب نمی‏‌خواهد شد. ‌

بازدید : 17
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 10:33


متکلمان در ذکر ماهیت ایمان و بی دینی اختلاف دارا‌هستند.[۵۶] آرای دربارهٔ ایمان را شماره مسجد توفیق مشهد می‌اقتدار به چهار تیم تقسیم کرد:

ایمان، فقط اقرار زبانی میباشد و بس. این گفته منسوب به کرّامیه میباشد. به اعتقاد و باور آنها منافق، در ظواهر، مؤمن و در درون، کافر میباشد؛ بدین ترتیب منافق در عالم حکم مؤمن و در آخرت حکم کافر را دارااست.[۵۷] رزرو مسجد توفیق مشهد
ایمان معرفت قلبی میباشد و در آن فقط تصدیق قلبی مایحتاج میباشد. بعضا بر این باورند در شرایطی‌که کسی معبود را با قلب خود آشنایی و بعد از آن با زبانش انکار کرد، این شخص مؤمن میباشد.[۵۸]
ایمان معرفت قلبی و اقرار زبانی میباشد و در ایمان هم تصدیق به قلب و هم به لهجه ما یحتاج میباشد.[۵۹] آدرس مسجد توفیق مشهد
ایمان اقرار زبانی و فعل قلب و اعضاوجوارح میباشد. فرقه‌هایی مانند خوارج و معتزله[۶۰] و بعضی متکلمان اشعری[۶۱] زیدیه و اهل حدیث[۶۲] قائل به‌این نظرند. همگی این تیم‌ها در‌این نکته واقعه دارا هستند که کسی که در شغل به واجبات قصور نماید، گناه کار میباشد و معتزله این شخص را سوا ایمان و غیر باطن در شرک میدانند.[۶۳]
مقابل ایمان، شرک میباشد که انکار پروردگار، توحید، نبوت فرستاده اکرم اسلام(ص)، و روز جزا و هر آن چیزی میباشد که از ضروریات آیین اسلام معرفی شد‌ه‌است.[۶۴] ولی عده ای که طاعت را جزو ایمان می دانند، شکاف طاعت را سبب ساز شرک می‌شمارند؛ مانند خوارج که معتقدند مرتکب گناه کبیره کافر میباشد،[۶۵] ولی برنده اندیشمندان اسلامی بر این باورند که مؤمن در حالتی که گناهکار شد و معصیتی از وی رمز زد، از اسم مؤمن بیرون نمی شود، بلکه اورا مؤمن گناهکار می گویند؛ چون گناه کار تصدیق‌کننده خداوند و فرستاده وی و کل آن چیزی میباشد که از احکام شریعت به بشر رسیده میباشد، البته طاعات و عبادات باطن در صحت ایمان نیستند.[۶۶] البته ایمان به معنای اخلاقی آن حقیقتی در قلب و به یاور ترس، ورع و جلوگیری از محرمات میباشد. از این‌رو هر که از محرمات اجتناب نکند از دایره ایمان بیرون می شود و این ایمان واقعیت و کمال ایمان[۶۷] میباشد.

بعضا از حکما در تبیین واقعیت ایمان از سه عنصر معرفت، حالا و فعالیت سود کرده‌اند و بر این باورند که معرفت، دانش به خدا، صفات، اسما، پیامبران(ع)، و معاد میباشد و اصول و مبنا اعتقاد و باور به‌شمار می‌رود. معرفت، وضع را در ادامه می آورد و آن قطع از اغراض طبیعی و رذایل نفسانی میباشد. اوضاع و احوال نیز انجام را در ادامه دارا هستند مانند نماز، زکات، روزه و مانند آن ها[۶۸] حق تقدم در‌این سه عنصر با معرفت و دانش میباشد و بالاترین دانش، دانش مکاشفه و معارف ایمانی میباشد که عمده آن معرفت پروردگار، معرفت اسما و صفات و معرفت افعال الهی میباشد و این معرفت نهایت آخری میباشد که به مراد آن، با جاری ساختن، تهذیب ظواهر شکل میگیرد و با حال و روز، تهذیب داخل و به روزی به واسطه آن متفحص می‌گردد و بلکه این معرفت خویش عین نه و روشن بختی میباشد،[۶۹] البته شرک به معنای اخلاقی آن، عدم معرفت به حقایق ایمان[۷۰] و انکار ولایت ائمه(ع)،[۷۱] یا این که سوراخ عمدی فرایض[۷۲] میباشد.

امام‌خمینی نیز بر این اعتقادوباور میباشد که ایمان به معنای کلامی و شرعی آن، به معنای اطمینان و تصدیق به الوهیت و توحید پروردگار و فرستاده اوست،[۷۳] البته ایمانِ حقیقی وواقعی و حقیقی وواقعی که فراتر از اسلام میباشد، بالاتر از دانش میباشد و به عنصری دیگر غیر از دانش نیاز دارااست که آن عنصر قلبی میباشد؛ همچنان‌که در لغت نیز گرویدن، انقیاد و فروتنی غیر از فهم و شعور و دانش میباشد.[۷۴] به اطمینان وی واقعیت ایمان به عبارتی دانش درست عقلی و بر پایه ی با واقع میباشد که از سکو عقل و حوزه مفاهیم، به منطقه قلب وارد میگردد، به سیرتکامل‌ای که افزون بر تصدیق عقل، قلب بشر نیز آن مقاله علمی و معتقَد عقلی را می‌پذیرد و با آن متحد می شود.[۷۵] ایمان به معارف الهی در واقعیت وقتی پژوهشگر میشود که فرد اولاً حقایق را با پندار و ریاضت عقلی درک نماید که‌این به منزله پیشگفتار‌ای برای ایمان میباشد،[۷۶] لکن دانش به یک چیز (نظیر خدا، معاد، عذاب) با ایمان به آن چیز موازی وجود ندارد، بلکه دانش، تصدیق عقلی و ایمان، اعتقاد و باور و تسلیم قلبی به به عبارتی فرمان میباشد،[۷۷] چنان‌که ممکن میباشد فردی دانش به وجود معبود داشته باشد، البته اعتقاد به آن نداشته باشد؛ برای مثال، معبود در قرآن شیطان را با اینکه دانش به وجود آفریدگار و انبیا(ع)، و معاد داشت[۷۸] کافر خوانده میباشد.[۷۹]

بر این محور امام‌خمینی واقعیت ایمان را امری غیبی و نوری الهی میداند که بر قلب مؤمن وارد می‌گردد و از کمالات روحانیه‌ای میباشد که به واقعیت نوری آن کمتر کسی مطلع میباشد، تا آنجا که خویش مؤمن تا در‌این فقید طبیعت میباشد، از نورانیت ایمان آگاه وجود ندارد.[۸۰] در مقابل، واقعیت بی دینی مخفی‌کردن آن چیزی میباشد که یک شیء استحقاق آن را از دید ذات، صفت یا این که فعل داراست[۸۱] و بی دینی ظلمتی برای قلب میباشد[۸۲] که فروغ فطرت در آن بی سروصدا گردیده[۸۳] و به انکار ضروریات آئین و انکار حق‌بلندمرتبه و انبیای وی می‌انجامد،[۸۴] از این‌رو شرک مخالف فطرت و از فطریات محجوبه میباشد،[۸۵] بدین معنی که زمانی فطرت مهم بشر محکوم احکام طبیعت شد، از دانا روحانیت نجیب میشود و منشأ تمامی شرور و سیاه بختی‌ها می‌شود؛ البته فطرت مخموره فطرت علاقه به کمال و تنفر از نقص میباشد که در بشر گذاشته گردیده و متوجه منزلت روحانیت میباشد،[۸۶] از این‌رو ایمان مبنی بر فطرت و شرک سوا شیوه فطرت میباشد.[۸۷] به اعتقاد امام‌خمینی چنانچه فطرتِ توحید از در میان برود و مکان آن کفر و شرک آید، دیگر شفاعت شافعان بخش آدم نمی شود و بشر جاودانه در عذاب میباشد.[۸۸]

متعلقات ایمان
متکلمان برای ایمان اصول و ارکانی برشمرده‌اند که به منزله مبنا‌های آن میباشد و سوای هریک از آن ها ایمان اثبات نمی شود. در ذکر موادتشکیل دهنده ایمان، گفته‌های گوناگونی وجود دارااست. متکلمان امامیه توحید، عدل، نبوت و امامت[۸۹] و معاد[۹۰] را عناصر و اصول ایمان معرفی کرده‌اند. بعضا نیز سه رکن برای ایمان مطرح کرده‌اند؛ توحید، نبوت و معاد.[۹۱] برخی از معتزله پنج رکن برای ایمان بیان کرده‌اند: توحید، عدل، نبوت، امربه‌مشهور و نهی‌ازمنکر و باور به وعد و وعید.[۹۲] ملاصدرا سه رکن برای ایمان بیان نموده است: معرفت به آفریدگار، معرفت به صراط بدون واسطه و درجات و چگونگی سلوک به سوی آفریدگار و معرفت معاد.[۹۳]

برخی از اهل معرفت هفت رکن برای ایمان بیان کرده‌اند:

ایمان به اسما و صفات معبود؛
ایمان به انبیای الهی(ع)، و کتاب‌های آسمانی؛
ایمان به فرشتگان و شیاطین؛
ایمان به پردیس و دوزخ و جهنم و اخلاق آن‌ها قبل از بشر(ع)،
ایمان آپ تو دیت جزا؛
ایمان به همگی مورد ها قضا و قدر الهی؛
ایمان به مفاد درست از روایات نبی(ص)، و قبول آن‌ها و واجب‌بودن اطاعت از آنان.[۹۴]
امام‌خمینی اصول و عنصرها ایمان را معرفت به پروردگار، توحید و ولایت ـ که ایمان به پیامبران میباشد ـ و ایمان آپ تو دیت معاد، ملائکه و کتاب‌های الهی میداند.[۹۵] وی با استناد به بعضی آیه ها[۹۶] اعتقاد دارااست ایمان، معرفت و محبت به امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب(ع)، و ائمه(ع)، نیز از موادسازنده ایمان میباشد.[۹۷] وی خاطرنشان نموده است که اصول و موادسازنده ایمان با فطرت موافقت دارا هستند؛ اما بعضی از آن‌ها مانند معرفت و توحید از فطریات مهم و بعضا از آن ها از متفرعات‌اند.[۹۸]

ارتباط ایمان و شرک با اسلام
اسلام و ایمان به حیث مضمون‌ با هم تغایر دارا هستند. ایمان به معنای تصدیق و اسلام به معنای انقیاد و فروتنی میباشد.[۹۹] اسلام در قرآن به معانی گوناگونی به‌عمل رفته میباشد؛ گاه به معنای شریعت[۱۰۰] و گاه به معنای تسلیم‌شدن در قبال عزم و دستورهای الهی میباشد که در‌این‌صورت‌ اسلام از مراتب ایمان میباشد،[۱۰۱] چنان‌که اسلام در برخی احادیث به معنای لغوی‌اش به‌شغل رفته که به معنای تسلیم میباشد[۱۰۲] و معمولاً در احادیث اخلاقی به عمل می‌رود.[۱۰۳]

بعضی از متکلمان معتزله و بخش اعظمی از خوارج و زیدیه قائل‌اند اسلام و ایمان به یک معنااند.[۱۰۴] برخی از متکلمان بر این باورند که اسلام با ایمان بر خلاف میباشد و اسلام اعم از ایمان میباشد؛ و هر مسلمانی، مؤمن وجود ندارد،[۱۰۵] چون ایمان ضمن تایید شریعت و اظهار شهادتین، اعتقاد و باور باطنی را نیز پیرو داراست.[۱۰۶] برنده فقها نیز معتقدند اسلام تایید اوامرونواهی میباشد که با بیان شهادتین شکل میگیرد و درپی آن، اولیه سکو از ایمان جای‌دارد که اعتقادوباور قلبی به مضمون شهادتین میباشد.[۱۰۷]

امام‌خمینی دربین ایمان و اسلام قائل به ناهمخوانی میباشد و با استناد به روایاتی[۱۰۸] اعتقاد دارد اسلام باور به الوهیت و وحدانیت پروردگار و رسالت رسول اسلام(ص)، میباشد. وی اعتقاد به معاد را نیز در تحقق اسلام محتمل میداند و بر این اعتقاد میباشد که یقین به بقیه احکام اسلام ربطی به تحقق اسلام ندارد و انکار آن‌ها باعث خروج از اسلام نمیشود،[۱۰۹] اما ایمان فروغ و روشنایی هدایتی میباشد که در قلب جلوه می‌نماید. صفت اسلام در‌صورتی‌که در قلب اثبات گردد و به قلب رسد، ایمان میباشد و لازمه ایمان فعالیت میباشد،[۱۱۰] اما گاهی ایمان به معنای هم معنی با اسلام نیز به شغل می‌رود.[۱۱۱] گاهی نیز ایمان بر اعتقادوباور به توحید و نبوت به یار ولایت امیرالمؤمنین(ع)، گفته می‌گردد. از این‌رو اسلامی که در مقابل این ایمان قرار میگیرد، به معنای اطمینان به آفریدگار و نبوت، فارغ از ولایت میباشد که به عبارتی ایمان اهل سنت میباشد.[۱۱۲] این مفهوم از ایمان در بعد از ظهر ائمه(ع)، رایج بوده میباشد؛ اما وی یادآور شد‌ه‌است که‌این اصطلاح در بعدازظهر ائمه(ع)، به وجود نیامده میباشد؛ چون صحبت ائمه(ع)، به عبارتی سخن پروردگار و پیامبر اوست و ایمان نزد خدا و فرستاده(ص)، غیر از ایمان نزد ائمه(ع)، وجود ندارد، بلکه ایمان قبل از نصب امیرالمؤمنین(ع)، به ولایت، به عبارتی تصدیق به معبود و نبی وی بود البته بعداز نصب امیرالمؤمنین(ع)، و ابلاغ ولایت وی، ولایت از عنصرها ایمان قرار گرفت،[۱۱۳] البته اسلام در قبال بی دینی بیشتر به معنای شرعی و کلامی آن به شغل می‌رود که به معنای شهید شدن به وحدانیت معبود و رسالت رسول آفریدگار(ص)، میباشد

بازدید : 65
پنجشنبه 17 آبان 1403 زمان : 12:23


مدل رازی (سده سوم تا هفتم هجری)

طریق رازی ← نفوذ معماری سابق اشکانی و ساسانی

مهم ترین تحولات معماری عصر سلجوقی (سده چهارم تا ششم هجری) ← تلفیق شماره مسجد توفیق مشهد بی نقص حیاط و گنبد - تبدیل مساجد شبستانی به ایوانی - تشکیل داد بناهای چهار ایوانی - تراس های پهن و کوتاه - قوس های جناغی یا این که تیزه دار - اعتنا زیاد به خشت کاری - تشکیل داد منار و ساختمان بلند های آرامگاهی - کاربرد گنبد رزرو مسجد توفیق مشهد رک مخروطی - تشکیل داد رغبت و مناره (گرایش اژدها در ممسنی عجم اول رغبت تاریخ دار و وابسته به عصر اشکانی)

نکته: مسجد جامع زواره اولیه مثال تاریخ دار به طریق چهار ایوانی میباشد. آدرس مسجد توفیق مشهد

آرامگاهای این عصر به طور ساختمان بلند مانند با نقشه گرد درست شده (گنبد کاووس) یا این که آرامگاه های قبه ای با نقشه یک سری ضلعی (ساختمان بلند های خرقان) و ساختمان بلند های یک‌سری ضلعی (گنبد سرخ و گنبد کبود مراغه)

مدل آذری (سده هفتم و هشتم هجری)

طرز آذری از زمانه مغول شروع شد و در عصر تیموریان به نقطع ی عطف رسید.

خصوصیت کلیدی طرز آذری ← اعتنا به رفعت و بلندی سازه / القای هر چه بیشتر طول سازه / شم کشیدگی

ترویج و تشکیل داد آرامگاهای بلند و ساختمان بلند مانند برای بزرگان و تزئین آن‌ها با کاشی لعابدار بجای خشت (گنبد سلطانیه زنجان)

مهترین دگرگونی معماری سده هفتم و هشتم هجری←

بلندی سازه - گنبدهای ساق بلند - نقشه هشت ضلعی - گنبد دو قالب - گچ کاری رنگی - مقرنس کاری - جایگزینی معرق بجای آجرکاری - حیاط های باریک و بلند - بلند خیس شدن سقف اتاق ها و طول منارها

مهم ترین بناهای این عصر: مسجد جامع ورامین - مسجد جامع یزد - مسجد جامع کرمان - آرامگاه بایزید بسطامی - آرامگاه روضه خوان عبد و بنده الصمد - رصد منزل مراغه - مکتب امیر چخماق یزد - مسجد کبود تبریز - مسجد گوهرشاد - مکتب غیاثیه خواف - ارگ علیشاه تبریز

نکته: درین عصر کاشی معرق جایگزین آجرکاری شد.

مدل اصفهانی (زمان صفویه)

مسجد امام ← به طرز چهار ایوانی ساخته شد گنبد مسجد از دو لایه جداازهم (دو قالب) تشکیل‌شده میباشد. کتیبه هایی به خط ثلث و کاشیکاری معرق دارااست. معمار مسجد علی اکبر اصفهانی میباشد.

مسجد روحانی لطف اله ← بنایی خرد اندازه فارغ از تراس مرکزی (صحن)

گنبد مسجد به نحوه ساسانی تشکیل شده / کاشی کاری مسجد به دو طریق معرق و خشتی هفت رنگ میباشد / سطح های داخلی گنبد دارنده نقوش ترنج / سطح ها بیرونی گنبد دارنده نقوش اسلیمی آبی رنگ و سپید بر مسئله نخودی رنگ میباشد / خوشنویسی مسجد به خط علیرضا عباسی میباشد.

بنای بهتر قاپو ← سازه دارنده تزئینات گچبری های توخالی به صورت ظروف (تنگ بری) متفاوت و صراحی های گرانقدر و خرد میباشد که در جابجایی نوای موسیقی نقش بسزایی دارااست.

رمز در بازار قیصریه (بازار نقش عالم)← بر روی رمز در بازار صحنه های مبارزه فرمانروا عباس و ازبکان و شکارگاه شاهی به خودکار رضا عباسی نقش بسته میباشد.

نکته حائض اهمیت: تیم گنجعلی خان کرمان بنایی میباشد که به طرز اصفهانی تاسیس شده است. این سازه مشتمل بر مسجد، مکتب، کاروانسرا، گرمابه، اب انبار و ضرابخانه میباشد.

نکته حائض اهمیت: طریق اصفهانی در عصر های آن‌گاه آیتم به کارگیری قرار گرفت (معماری زمان زندیه ادامه طریق اصفهانی میباشد)

دیگر بناهای اصلی عصر صفویه به طرز اصفهانی: کاخ چهلستون، کاخ هشت پردیس، مکتب چهارباغ، پل خواجو، پل اله وردی خوان، سی و سه پل.

زمان افشاریه و زندیه ← کلات نادری و عمارت خورشید باطن آن تاثیر شاخص زمان افشاریه میباشد.

معماری زمان زندیه ادامه طریق اصفهانی میباشد.

در زمان زندیه بناهای گلشن حیث، عمارت کلاه خارجی، حیاط تخت مرمر، خلوت کربم خانی و گروه نماینده قانونی (دربرگیرنده مسجد، بازار، گرمابه) میباشد.

5 آزمایش از سوژه معماری اسلامی کشور‌ایران و عالم

تزیینی ترین مدل معماری سنتی جمهوری اسلامی ایران کدام میباشد؟

1) خراسانی 2) رازی 3) اصفهانی 4) آذری

مورد 3 درست میباشد.

آنالیز پرسش:واپسین طریق معماری سنتی جمهوری اسلامی ایران مدل اصفهانی میباشد که تزئیینی ترین مدل معماری کشور‌ایران هم میباشد. او‌لین و معمولی ترین مدل معماری سنتی کشور ایران خراسانی میباشد.

در مدل معماری اصفهانی از به کارگیری از گچبری های توخالی به صورت ظروف (تنگ بری) و اشکال صراحی های خرد و گرانقدر در کاخ خوب قاپو به شغل رفته میباشد. این‌راه تزئیینی از لحاظ بصری در کاهش منعکس شدن صوت و جابجایی طبیعی نوای موسیقی نقش چشمگیری داراست. مدل و طریق مدل معماری اصفهانی در عصر های بعداز خویش گزینه به کار گیری قرار گرفت (گروه ثروت علیخان کرمان). معماری زندیه، ادامه روش معماری اصفهانی میباشد.

بازدید : 17
يکشنبه 13 آبان 1403 زمان : 14:09


بهر جهت این کلمه و واژه در قرآن در معانی تحت به عمل رفته میباشد: شماره مسجد توفیق مشهد
۱. لوح محفوظ (۱ توشه)؛ «و تمام شی ء احصیناه فی امام مبین» [۱]
«و هر چیزی را در کارنامه‌ای پر‌نور برشمردیم».
۲. جاده و راه و روش (۱ توشه)؛ «و انهما لبامام مبین» [۲] رزرو مسجد توفیق مشهد
«و آن دو (شهر، در حال حاضر) بر رمز راهی آشکار میباشد».
۳. تورات یا این که کتاب و پیشوا (۲ توشه)؛ «و اینجانب قبله کتاب موسی اماما و رحمة»[۳][۴]
«قبل از او (نیز) کتاب موسی کاپیتان و مایه عفو بوده میباشد».
۴. پیشوایان الهی و پارسا (۵ توشه)؛ «قال انی جاعلک للناس اماما» [۵]
«فرمود: اینجانب تورا پیشوای عموم قراردادم». آدرس مسجد توفیق مشهد
«و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا» [۶][۷][۸]
[۹]
«و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت می‌کردند».
۵. پیشوایان بی دینی و ضلالت (۲ توشه)؛ «فقاتلوا ائمة الکفر» [۱۰][۱۱]
«پس با پیشوایان بی دینی بجنگید».
۶. معنی کاملی که پیشوایان هدایت و ضلالت را هر دو مشتمل بر میشود (۱ آیتم)؛ «یوم ندعوا تک تک اناس بامامهم» [۱۲]
«خاطر کن روزی را که هر گروهی را با پیشوایان فرا میخوانیم».

۲ - معنای امام در لغت
[دستکاری]
واژه و کلمه امام که از ماده «ام» هست اصولا به معنای «قصد کردن» میباشد. این کلمه و واژه در کتاب ها لغت به معانی مختفی آمده، برای مثال:
۱. هر کس به وی اقتدا می شود و در امور پیشواست.
۲. پیشوا؛ ۳.استاد؛ ۴. جاده و منش؛ و مانند آن.
ظاهرا ریشه کلیه آنان «قصد کردن یار و همدم با دقت خاص» میباشد؛ لذا به مامان و اصل و محور چیزی «ام» گویند؛ به دلیل آنکه آیتم اعتنا بشر میباشد یا این که به مقتدا و پیشوا و رهبر «امام» گویند؛ زیرا عموم با اعتنا خاص به سراغ وی میایند. [۱۳][۱۴][۱۵][۱۶].

۳ - امام در اصطلاح
[دستکاری]
از تک تک آیاتی که بیان شد ـ به یاری معانی لغوی ـ این برداشت را می‌اقتدار کرد که: امام در اصطلاح اسلامی و مسلمین به «کسی یا این که چیزی میگویند که با امر الهی، راهنما و هدایتگران ما به خط مش خداست خواه بشر باشد (مثل آیاتی که فرمود: «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا» و «انی جاعلک للناس اماما») یا این که کتاب باشد (مثل آیه‌ای که می فرماید: «و اینجانب قبله کتاب موسی اماما و رحمة»).
همینطور این نکته بدست می آید که: امام در اسلام بایستی یک شرط داشته باشد و آن اینکه در شرایطی که امام «کتاب» باشد می بایست از جانب پروردگار بر فرستاده حق نازل گردیده باشد (در جهت هدایت عموم). در حالتی که «آدم» باشد، اولا: می بایست از جانب خدا مشخص و معلوم گردیده باشد؛ به این دلیل که تفسیر گردیده به «انی جاعلک للناس اماما» یا این که «و جعلنا هم ائمة» و ثانیا: معصوم باشد و به صورت مطلق ستمگر نباشد (چه نسبت به خویش، چه سایر افراد)؛ به این دلیل‌که فرمود: «لا ینال عهدی الظالمین» [۱۷]
«عهد و پیمان اینجانب به بیدادگران نمیرسد».

۴ - خلاصه
[بازنویسی]
امام در اصطلاح اسلامی (از بینش قرآن) دو کاربرد دارااست:
۱. کتابی خانه از جانب آفریدگار بر پیامبر الهی برای هدایت عموم؛
۲. آن بشر رقم خورده از جانب آفریدگار برای هدایت عموم که دارنده منزلت طهارت باشد.[۱۸][۱۹]
مختصات و ویژگیهای امام و منزلت امامت:
از رسیدگی آیه‌ها بدست میاید که کسی که دارنده این منصب الهی میباشد، می بایست دارنده صفات و خصوصیت‌های پایین ـ لا اقل ـ باشد:
۱. جایگاه طهارت: به جهت آیه ۱۲۴ سوره بقره «لا ینال عهدی الظالمین»؛ یعنی، دور از هر سیرتکامل ظلم (ظلم به پروردگار، خویشتن و دیگر افراد) باشد. [۲۰]
۲. رده طاقت: هنگامی امام، این جایگاه را دارا خواهد بود که: دارنده منزلت طاقت (آن هم طاقت مطلق که مشمول گونه های امتحانات و تست‌ها میگردد) باشد؛ «و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا ب آیاتنا یوقنون» [۲۱] «و زیرا طاقت کردند و به نشانه‌ها ما اعتقادوباور داشتند بعضا از آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما (عموم را) هدایت می‌کردند».
۳. منزلت اعتقادوباور: امام، قبل از رده طاقت بایستی دارنده جایگاه باور باشد؛
«و کانوا بآیاتنا یوقنون» که در پی آیه قبلی آمده.
یا این که درباره حضرت ابراهیم ـ قبل از وصال به رده امامت ـ می خوانیم «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السماوات و الارض و لیکون اینجانب الموقنین» [۲۲] «و این سیرتکامل ملکوت آسمانها را به ابراهیم نمایاندیم تا از جملة باور کنندگان باشد». از این آیه ها درمی یابیم که درون و واقعیت دنیا برای امام مکشوف میباشد و از انجام و دل‌های عموم آگاه می باشد.
۴. منصب الهی (انتخاب از جانب معبود)؛ به جهت آیاتی زیرا:
«انی جاعلک للناس اماما» [۲۳]، و «جعلناهم ائمه» [۲۴]، «و نجعلهم ائمه» [۲۵]، و مانند این آیه ها.
۵. هدایت گری: امام برحق کارش هدایت و رهبری جامعه به سوی هدف ها و آرمان‌های الهی و روشن بختی میباشد که از «فقیه فرمان» امر میگیرد. «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا»
[۲۶] «و جعلنامنهم ائمة یهدون بامرنا»
[۲۷].
دانا دستور، به عبارتی عالم جبروت میباشد که خدا در مکان دیگر میفرماید:
«انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون ـ فسبحان الذی بیده ملکوت تمام شی ء و الیه ترجعون»
[۲۸][۲۹] «زیرا به چیزی عزم فرماید کارش این بس که می گوید: باش پس (بی تفکر) مو جود می‌گردد، پس منزه میباشد آن هر کس ملکوت هر چیزی در اختیار اوست و به سوی اوست که بازگردانیده میشوید».
طبق این نشانه‌ها، امام کسی میباشد که جنبة ملکوتی موجودات را رهبری نماید و جامعه ها بشری را نیز به مقصد آخری خود، یعنی شناخت با خداو احیای قیمت‌های الهی برساند و خوشبختی آن‌ها‌را ضمانت نماید.
۶. واسطه سود پروردگار: امام بر حق واسطه نتیجه الهی در اموری زیرا: اعمال دادن خیر و خوبی‌ها، برپاداشتن نماز، پرداخت زکات و عبادت هستند؛ «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة و کانوا لنا عابدین» [۳۰]. «و آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت می‌کردند و به وی ایفا دادن شغل های نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آن‌ها پرستندة ما بودند.

۵ - اصول مسائل امامت
[بازنویسی]
از نظارت آیة ۱۲۴ سوره بقره و بقیه آیه‌ها مرتبط با امامت، می‌اقتدار اصول زیر را سود گرفت:
۱. امامت یک منصب مجعول و قرار دادی از سوی پروردگار میباشد؛
۲. امام بایستی معصوم به پاکی الهی باشد؛
۳. هر فرصت که مردمی روی زمین معاش می‌نمایند می بایست امامی در بین آنان باشد؛
۴. امام می بایست از طرف خداوند پذیرش گردد؛
۵. انجام عموم از امام مخفی وجود ندارد؛
۶. امام بایستی همه اموری را که در جهان و آخرت گزینه احتیاج عموم میباشد، بداند؛
۷. محال میباشد بین عموم کسی پیدا گردد که در فضیلت ها نفسانی از امام رفیعتر باشد.[۳۱][۳۲]

۶ - سود
[دستکاری]
جایگاه امام و امامتی که در قرآن مطرح میباشد (امام به معنای پیشوای بر حق و عادل ره یافته)، مقامی بس گرانقدر و بهتر میباشد که صرفا برخی از پیامبران بدین منصب الهی دست می یابند (لذا در آیه ۲۴ سوره سجده تعبیر و تفسیر به «منهم»؛ یعنی بعضا ازآنها گردیده «و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا»؛[۳۳] همچنان که حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) با اینکه جایگاه نبوت را دارا بود بعداز امتحانات و تست‌هایی که سربلند از آنان خارج آمده، بدین جایگاه می رسد (قل انی جاعلک للناس اماما).
امام کسی میباشد که دارنده روحیه حوصله بلند و باور و کشف و شهودات میباشد و عالم لاهوت را مشاهده می‌نماید، باران و بخشش ونعمت‌های الهی به واسطه وی نازل می گردد، حجت زمین و مجال میباشد.
این جایگاه واپسین مرحله سیر تکاملی بشر میباشد و به تفسیر قرآن «پیمان» خداست که به «جعل» و اعتقاد و باور الهی میباشد ـ خیر به رای و شورا و تعیین عموم ـ حتی فرستاده پروردگار (صلی‌الله‌علی‌وآله) هم مستقیما نمی‌تواند امام را معرفی نماید؛ بلکه به دست سازنده دنیا میباشد.
دیگر اینکه، امامت فقط رهبری ظاهری شرعی و مادی وجود ندارد، بلکه عالم آفرینش و شکل گیری را ذیل لحاظ دارااست. جایگاه امامت در واقع تحقق بخشیدن به نرم افزار ی الهی، اعم از حکومت و اجرای احکام الهی و تربیت و رویش نفوس انسانی، در ظواهر و درون میباشد.

بازدید : 19
پنجشنبه 10 آبان 1403 زمان : 11:45


این مورد که در قرآن تحریف می باشد یا این که وجود ندارد باختلاف تلاوت‌ها و اختلاف بعضا از عبارات و حرکات راجع نمی باشد که اینگونه چیزهائی می باشد و ضرری به قرآن مسجد طالقانی مشهد مجید ندارد، مورد عمده در‌این‌باره دو چیز میباشد:
۱. آیا در قرآن فعلی مطالب اضافه می‌باشد و کمی از آن از حرف معبود وجود ندارد بلکه بر آن اضافه گردیده‌است یا این که خیر؟
۲. آیا در قرآن فعلی نقیصه می‌باشد و کمی از آن از فی مابین رفته و آنچه در چنگ ماست رزرو مسجد توفیق مشهد قسمتی از قرآن‌ اساسی میباشد یا این که خیر؟

۷.۱ - نفی زیادت
تحریف به معنای اولیه به اجماع مسلمین فسخ بلکه بطلانش ضروری میباشد و قرآن فعلی تمامی‌اش صحبت خداست سوای شبهه. در پیشگفتار مجمع البیان در رشتهّ پنجم فرموده به اجماع شماره مسجد توفیق مشهد مسلمین در قرآن زیادت وجود ندارد، [۱۶۴][۱۶۵]
در المیزان فرموده: بر نفی زیادت با اجماع عامل کرده‌اند. [۱۶۶][۱۶۷]
در البیان فرموده تحریف در معنای زیادت به اجماع مسلمین فسخ بلکه بطلانش به بایستگی اثبات میباشد.[۱۶۸]

۷.۲ - نفی نقیصه
امّا تحریف به معنای دوم (وجود نقیصه در قرآن) متسالمُُ علیه فی مابین مسلمین آنست که چنین آدرس مسجد توفیق مشهد تحریف در قرآن وجود ندارد و این عهدوپیمان حق میباشد و دلائلش بعدا نقل شود.
در البیان می گوید: دارای اسم و رسم دربین مسلمانها عدم وقوع تحریف در قرآن میباشد و اینکه قرآن جانور در اختیار ما کلیه قرآن میباشد که بر پیغمبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نازل گردیده.[۱۶۹]
بخش اعظمی از بزرگان بر این نظریه تصریح کرده‌اند به عنوان مثال محمد بن بابویه که قسم به عدم تحریف را از معتقدات امامیه شمرده؛ [۱۷۰] برای مثال روضه خوان طوسی در اولیه تعبیر و تفسیر «تبیان» و آن را از استادش دانش الهدی با برهان قاطع نقل می‌نماید، [۱۷۱] هکذا مفسر شهیر طبرسی در پیشگفتار مجمع البیان، [۱۷۲][۱۷۳] ایضا روحانی جعفر کشف کننده الغطاء در مشاجره قرآن از کتاب « کشف الغطاء»[۱۷۴] و نیز علامه شهشهانی در دعوا قرآن از کتاب « عروة الوثقی» و نیز پیمان به عدم تحریف را به جمهور مجتهدین نسبت داده، مثلا محدث کاشانی در دو کتابش[۱۷۵] و [۱۷۶] همینطور علامه روضه خوان محمد جواد بلاغی در مقدّمه تعبیر و تفسیر «آلاء الرحمن». [۱۷۷]

نگارنده گوید: در صورتی‌که در اقوال بزرگان اهل تعبیر و تفسیر و غیره استیناف کنیم کمتر کسی خوا هیم یافت که قائل به تحریف در معنای نقیصه باشند مگر برخی از آنانکه خیلی سطحی و معمولی‌اند، البته محققان تعالی اسلامی که گردآوری‌ای از آن ها مذکور شد و بزرگانی‌ همانند علامه طباطبائی در المیزان و غیره و علامه خوئی در «البیان» و نویسندگانی امثال فرید وجدی در دائرة المعارف و غیره و غیره به پیکار چنین افراد معدود شتافته‌اند ولی با دلائل قاطع که نقل گردد.
گردآوری‌ای از محدّثین شیعه و عده ای از محدّثان اهل سنت قائل گردیده‌اند که در قرآن تحریف وجود داراست و کمی از آن حذف گردیده‌است، در پیشگفتار مجمع این پیمان را به عده ای از علماء شیعه و جمع‌ای از حشویّه اهل سنت نسبت داده میباشد، [۱۷۸][۱۷۹] حشویّه چنانکه در دائرة المعارف وجدی میباشد گروهی از معتزله می‌باشند که به ظاهر قرآن تمسّک کرده و قائل به جسم بودن خدااند، که منسوبند به حشو یعنی مردمان رذیل.[۱۸۰]
۸ - دلائل عدم تحریف‌
[بازنویسی]
عامل قائلین به وجود تحریف روایاتی میباشد که از شیوه های شیعه و اهل سنّت وارداتی که نقل و ردّ آنان در‌این کتاب اصلی وجود ندارد، طالبان شرح به کتاب ها کامل رجوع و برگشت نمایند؛ برای مثال: المیزان. [۱۸۱][۱۸۲] و البیان آیت‌اللّه خوئی فصل «صیانة القرآن اینجانب التحریف»[۱۸۳]؛ البته کمی از دلائل عدم تحریف به قرار تحت میباشد:

۸.۱ - آیه ها
(اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ‌) [۱۸۴] (ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور جدا آن را محافظت میکنیم)[۱۸۵] منظور از «الذّکر» قرآن میباشد و تعدادی آیه گذشته فرموده: (وَ قالُوا یا این که اَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ اِنَّکَ لَمَجْنُونٌ‌) [۱۸۶] (و کافران گفتند: «ای هر که «بیان» [قرآن‌. ] بر تو نازل گردیده، تو به باور کم عقل‌ای! )[۱۸۷][۱۸۸][۱۸۹][۱۹۰][۱۹۱]
درین آیه آفریدگار با قاطعیّت آحاد فرموده: «قرآن را ما نازل کرده‌ایم و ما قطعا حافظ و نگهدارنده آن هستیم»، با دو تاکید «انّ» و «لام» پس مطمئنا خدا آن را از نقصان و زیادت و از هر جهت دیگر محفوظ خواهد داشت. بعضا احتمال داده‌اند که ضمیر «لَهُ» به حضرت فرستاده (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) راجع میباشد البته این قسم خلاف ظواهر میباشد و هر که در آیه توجه نماید اعتقاد خواهد کرد که منظور از (لَهُ لَحافِظُونَ) مراقبت قرآن و (لَهُ) بر قرآن راجع میباشد.[۱۹۲][۱۹۳][۱۹۴][۱۹۵]
(وَ اِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ• لا یَاْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ) [۱۹۶] منظور از (بَیْنِ یَدَیْهِ) مجال نزول و از (مِنْ خَلْفِهِ) مجال سپس میباشد یعنی: «وی کتاب با عزّتی میباشد که خیر حال و خیر در آجل فسخ را بر آن منش ندارد تا به‌واسطه زیادت و یا این که نقصان و یا این که به هر صورت دیگری بر آن رویکرد یافته و از حجیّت بیاندازد». این قولی میباشد قطعی که معبود قرآن را از شیوه یافتن فسخ عزل نموده است و در صورتیکه نقصی در آن شیوه یابد خلاف آن خواهد بود.[۱۹۷][۱۹۸][۱۹۹][۲۰۰]

۸.۲ - حدیث
حدیث ثقلین که فریقین به‌طور پشت سر هم از نبی آفریدگار (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نقل کرده‌اند فرمود: «اِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی اَهْلَ بَیْتِی مَا اِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا اَبَداً اِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»، [۲۰۱][۲۰۲][۲۰۳][۲۰۴] «اینجانب دربین شما دو چیز اصلی و تعالی می گذارم، کتاب خداوند و عترتم که اهل بیت اینجانب‌اند، هر گاه به آن‌دو چنگ بزنید هیچ زمان منحرف نخواهید بود، آن‌دو هیچگاه از هم مستقل نمیشوند تا در آبگینه پیش اینجانب آیند».
این حدیث وجوب تمسّک به قرآن را ایجاب می‌نماید می بایست قرآن تحریف نشده باشد وگرنه تمسّک به کتاب محرّف معنائی ندارد و از ضلالت گشوده نمی‌دارااست، گزاره‌ (اِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا) معیّن می‌نماید که کتاب و اهل بیت تا قیامت باقی میباشد پس تا قیامت بایستی اهل بیت و کتاب باشند و از هم غیر وابسته نشوند البته بودن یکی‌از اهل بیت همواره ضروری وجود ندارد مخصوصا در طول غایب بودن بلکه بودن روایات آن ها و بودن مجتهدین که حافظ و راوی روایات‌اند کافی میباشد و تمسّک به اهل بیت پژوهشگر میگردد البته تمسّک به قرآن میسّر وجود ندارد مگر با وصول به قرآن، به‌این نحوه میدانیم که قرآن دست نخورده بین ما جانور میباشد و زیادت و نقصانی در آن وجود ندارد.
هکذا سائر احادیث که در ذکر صحّت و سقم خبر‌ها تطبیق آنها‌را با قرآن مورد نیاز دانسته میباشد، [۲۰۵][۲۰۶][۲۰۷] ایضا روایاتی که می گویند امامان (علیهم‌السّلام) در به کارگیری از احکام و غیره بر قرآن مو جود استناد کرده‌اند.
قرآنی که امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نوشته فرقش با قرآن فعلی تنها در ترتیب سوره‌ها میباشد، در البیان می گوید: این هم فسخ میباشد که بگوئیم قرآن در نزد امام غائب (علیه‌السّلام) محفوظ و جان دار میباشد چون وجود حقیقی و واقعی آن در تمسک امت کفاف نمی دهد. [۲۰۸]

۸.۳ - بعضی از اوصاف قرآن
برای مثال براهین که اقامه کرده‌اند اینست: قرآن مجید اوصافی برای خویش ذکر میدارد که آن اوصاف در قرآن فعلی وجود دارااست از جمله می گوید: (اِنَّ هذَا الْقُرْآنَ‌ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ اَقْوَمُ‌)[۲۰۹] «قرآن عموم را به پایدار‌ترین شیوه هدایت می‌نماید»، [۲۱۰][۲۱۱][۲۱۲][۲۱۳]
(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ اَلاَّ خَسَارًا)[۲۱۴] «قرآن برای مؤمنان شفاست و کافران را جز خسران نیافزاید»، [۲۱۵][۲۱۶][۲۱۷][۲۱۸]
(قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِنسُ وَالْجِنُّ عَلَی اَن یَاْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ یَاْتُونَ بِمِثْلِهِ)[۲۱۹] «در حالتی‌که جنّ و انس توده شوند اقتدار آوردن اینگونه قرآنی را ندارند»، [۲۲۰][۲۲۱][۲۲۲][۲۲۳]
(اِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلَی بَنِی اِسْرَائِیلَ اَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ)[۲۲۴] «قرآن به بنی اسرائیل بیشتر آنچه را که در آن اختلاف دارا‌هستند حکایت می‌نماید»، [۲۲۵][۲۲۶][۲۲۷][۲۲۸]
(هُدًی لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَی وَالْفُرْقَانِ)[۲۲۹] «قرآن به تک تک عموم‌ هادی و راهنماست»، [۲۳۰][۲۳۱][۲۳۲][۲۳۳]
{(آیه): هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ}} [۲۳۴] «قرآن هدایت برای متقین میباشد»، [۲۳۵][۲۳۶][۲۳۷][۲۳۸]
(اَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ اَمْ عَلَی قُلُاینترنتٍ اَقْفَالُهَا)[۲۳۹] «آیا در قرآن تدبّر نمی کنند یا این که در قلوبشان قفل‌هائی میباشد»، [۲۴۰][۲۴۱][۲۴۲][۲۴۳]
(قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ)[۲۴۴] «از پروردگار برای شما نور و روشنایی و کتاب پر‌نور آمده میباشد»[۲۴۵][۲۴۶][۲۴۷][۲۴۸]
و صدها نظیر این آیه ها در مطالب جهان و آخرت. ما بعد از آن که در قرآن جانور اعتنا میکنیم کل این اوصاف را در آن می یابیم و در فیض میدانیم که از قرآن نادر نشده میباشد.

۸.۴ - اهتمام در نگهداری قرآن
فرید وجدی در دائرة المعارف اهتمام مسلمین را در مراقبت و نوشتن و یاددادن قرآن ادله عدم تحریف آن دانسته و گوید اهتمامی که مسلمین بر قرآن داشتند احتمال نقصان آن را از فی مابین بر می دارد.[۲۴۹] این به عبارتی برهان متقنی میباشد که دانش الهدی (سازه بر آنچه در پیشگفتار مجمع البیان میباشد)[۲۵۰][۲۵۱] بدان تمسّک جسته و فرماید: دانش به صدق قرآن مانند دانش به وجود شهرها و اتفاق ها گرانقدر میباشد.
علماء مسلمین در محافظت و جانبداری آن کوشیده‌اند... چطور ممکن میباشد که با آن مداقه صادقه و ضبط شدید تغییری یا این که نقصانی در آن رویه یابد. (مختصر آنچه دو دانشمند فوق گفته‌اند.)
علامه طباطبائی در کتاب «قرآن در اسلام» در این مورد فرموده: نشانه‌ها قرآنی در چنگ عامه مسلمانها بود و برای محافظت آنچه داشتند کمال دورازشوخیّت را به خرج می‌دادند، افزون بر آن تیم متعددی از صحابه و تابعین قاری قرآن بودند که کاری جز آن نداشتند و عده‌آوری قرآن در یک مصحف جلو دیده تمامی اجرا می‌گرفت و همگان مصحفی را که مهیا نموده در دسترسشان گذاشتند، پذیرفتند و ورژن‌هائی از آن برداشتند و ردّ و اعتراض نکردند. علی (علیه‌السّلام) با اینکه خودش قرآن مجید را به ترتیب نزول گردآوری‌آوری کرده بود و به جماعت آرم داده بود، مصحف دائر را به عهده گرفت و تا زنده بود حتی در طی خلافت خویش دم از مغایر نزد.

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه