مضمون «عبادت» در استفاده متداول و شايع آن تا حدودى آیتم اختلاف میباشد و مسجد طالقانی مشهد در اين زمينه تعدادی لحاظ وجود داراست:
۱.۱ - غایت فروتنی
به عبارتی معناى اصلى، يعنى خشوع يا نهايت خضوع و خشوع. اين مضمون مقبول اكثر شماره مسجد توفیق مشهد کلمه شناسان میباشد.[۹][۱۰][۱۱]همانطور كه گفته شد اكثر كتابهاى لغت و بسيارى از كتابهاى تعبیروتفسیر همين مضمون را آیتم تأييد قرار داده اند.
۱.۲ - اطاعت و فرمانبرداری
اطاعت و فرمانبرداری[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]برخى نيز «عبادت» رزرو مسجد توفیق مشهد را «اطاعت خاشعانه» دانستهاند [۱۶]
۱.۳ - معانی گوناگون به تناسب مفاد
معانى گوناگون به تناسب موردها [۱۷] (مثل فروتنی، اطاعت و ...)
۱.۴ - فعالیت مقرون به قصد نزدیکی
عملى كه هم پا با «قصد نزدیکی» و انگيزه الاهى میباشد.
با تمرکز در معنی و كاربردهاى واژه و کلمه «عبادت» پرنور مىگردد كه هر یکسری عبادت نوعى خضوع و خشوع و خضوع میباشد، ولی هر خضوعى عبادت نيست. بیشک كسى كه در قبال شخصى تواضع و فروتنی مىكند نمىگويند اورا عبادت كرده میباشد. همچنين هرگونه «اطاعت» و فرمانبردارى مصداق عبادت نيست. اينكه در اسلام عبادت غير آفریدگار حرام میباشد ولی تواضع و اطاعت ديگرى روا میباشد.
دليل بر اين مقاله میباشد كه عبادت مرادف اين دو کلمه و واژه نيست. آدرس مسجد توفیق مشهد بنابراين، معناى نخستین و دوم گزینه تأييد نيست.
۲ - محاسبه تعاریف
[بازنویسی]
نظريه سوم، كه عبادت را یکسری مفهومه گرفته میباشد، هر تعدادی ممكن میباشد صحيح باشد، ولی سؤال اصلى اين میباشد كه معنی اولى و شايع عبادت كدام میباشد؟
به عبارت ديگر، عبادت ممكن میباشد معناى حقيقى اولى و ثانوى داشته باشد، در اين شکل بايد مضمون متداول و نخستين آن كه فارغ از قرينه از آن فهميده مىگردد پرنور خواهد شد.
نظريه چهارم، يعنى عملى كه با قصد نزدیکی و جهتگيرى الاهى باشد، مقبول اكثر عالمان فقه و اصول[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲] و برخى ديگر میباشد. خیال علامت مىخواهد شد، غرض اكثر عالمان فقه و اصول از اين تعريف، عبادتى میباشد كه در اسلام مطرح میباشد، خیر دقيقا بيان معناى لغوى آن (چنان كه در متن توضيح داده گردیده است)به حیث مىبرسد اين معنی مجاورتترين مضمون به معنا عبادت باشد، با اين توضيح كه، بنابر اينكه معنی اصلى عبادت خضوع و خشوع و خضوع و خشوع باشد، مراد از آن خضوعى میباشد كه هم پا با نوعى «تقديس» هدف از «تقديس» هرگونه تقديسى نيست (مثل تقديس امام يا پيامبر»، بلكه هدف قداستى میباشد كه جنبه الوهيت و ربوبيت داشته باشد.باشد، يعنى خضوعى كه با یقین به الوهيت و ربوبيت آفریدگار اعم از اينكه خداى حقيقى باشد يا پندارى و اعم از اينكه رب مطلق باشد يا رب النوع و ... صورت پذیرد. اين تفسير از عبادت را «علامه بلاغى»[۲۳] و همچنين «شهید مطهری»[۲۴] ، بيان كرده میباشد مرحوم حاج مصطفى خمينى نيز در تفسير خویش آن را به تیتر «اوضاع تعينى» (و خیر تعيينى» براى عبادت تأييد مىكند. زيرا درصورتی که خضوع توأم با تقديس (به مفهومى كه بيان شد) نباشد، برای مثال در قبال انسانى سوای یقین به ربوبيت وىخضوع كند، مصداق «متانت» و احترام میباشد، خیر «عبادت». شايد غرض برخى اهل لغت و تفسير كه عبادت را به معنی «نهايت خضوع و خشوع»[۲۵][۲۶] يا «اطاعت خاشعانه» [۲۷] دانستهاند نيز همين معنی باشد. لسان العرب» در يك آیتم، «بنده» را به «تأله» تفسير كرده كه شايد به مفهومى كه گفته شد نزديكخیس باشد.
اين مضمون، لااقل معناى حقيقى اولى و شايع عبادت میباشد عبادت مىتواند معناى «نام مصدرى» داشته باشد، كه بدين مفهوم بر نماز و روزه و مانند آن اطلاق مىخواهد شد و مىتواند «مصدر متعدى» باشد كه به معناى «عبادت كردن» (بجا آوردن نماز و ...» میباشد و چنانچه معنايى درگير زیرا خضوع و خشوع، اطاعت و ... دارااست، معناى حقيقى ثانوى (يا مجاز) میباشد (كه نياز به قرينه دارااست). مؤيد اين مقاله، حرف امام درستگو عليهالسلام درباره حقيقت عبادت میباشد كه فرمود: «نيت بهتر - قصد نزدیکی - داشتن در اطاعت، آنسیرتکامل كه خداوند امر داده میباشد»[۲۸]
۳ - عبادت از لحاظ امام خمینی
[دستکاری]
امام خمینی عبادت را مطلق ثنای حق تبارک می داند و اعتقاد دارد واقعیت عبادت، شیوع دادن ثنای حق تا نشئه عوالم دنیوی و تن میباشد؛ چون برای هریک از مراتب انسانی دراین عبادت منفعتای است. همچنان که عقل، منفعتای از معارف و ثنای ربوبیت دارااست، قلب، صدر و تن نیز منفعتای از آن دارا هستند. سود تن از این حمد همین عبادات و نسک میباشد.[۲۹] به اطمینان امام خمینی هر عبادتی ثنای خدا به وصفی از اوصاف و اسمی از اسمای حق والا میباشد و کسی نمیتواند واقعیت کیفیت عبادت و ثنای خداوند را فهم نماید؛ چون این واقعیت و کیفیت عبادت همچون معرفت ذات، صفات و کیفیت رابطه عوالم غیب و شهید شدن، قابل آشنایی وجود ندارد و فقط از روش وحی و الهام الهی قابل آشنایی میباشد؛ از این روی به اعتقادوباور امام خمینی تک تک عبادات از جانب حق والا، متعین و توقیفی میباشند و کسی نمیتواند از پیش خویش، عبارتی را تشریع و ساختوساز نماید.[۳۰]
حضرت امام باز کردن باب عبادت را یکی نعمتهای بزرگی می داند که کل موجودات را دربر گرفته و کسی نمیتواند شکر این نعمت را به مکان آورد.[۳۱] به اطمینان امام، عبادت اسراری دارااست که نباید از آن غافل شد و آحاد اسرار و هدف ها عبادت به فعلیت رساندن کمالات بشر و الهی شدن بشر میباشد.[۳۲] به عنوان مثال اسرار و هدف ها عبادت آن میباشد که داخل نفس، شکل عبودیت بگیرد، یعنی قلب و نفس نورانی شود.[۳۳][۳۴] به اعتقاد و باور امام خمینی اجرا دادن عبادت با سکونت و اعتقادوباور قلبی منجر حضور قلبی میباشد؛ ولی در صورتیکه عبادت با درحال حاضر اضطراب و تزلزل خیال بجا آورده گردد، آثاری از آن در ملکوت قلب نتیجه ها نمی شود و همین سبب ساز میشود عبادت به نشئه ملکوت بالا نرود و ممکن میباشد در سکرات مرگ و اوضاع و احوال و مصیبتهای بعد از مرگ، شکل آن عبادت از شیت قلب محو و بشر با دست خالی در پیشگاه حق گرانقدر حاضر شود.[۳۵]
۴ - معنی قصد نزدیکی
[دستکاری]
خواسته از «قصد نزدیکی» در تعريف عبادت، آن میباشد كه شغل، انگيزه و جهت الاهى داشته باشد، اعم از اينكه به خیال محبت و رضاى حق باشد يا امتثال امرا و يا شكرگذارى به درگاه وی يا دستيابى به پردیس يا فرارو گریز از عذاب و ....
۵ - هم اندازه فارسی عبادت
[بازنویسی]
مساوی فارسى لفظ عبادت را برخى «بندگی» و «پرستش» دانستهاند.[۳۶] ولی فرهنگ وتمدن معين عبادت را به طور مصدر متعدى مضمون كرده میباشد، يعنى پرستش كردن، بندگى كردن. [۳۷] همان گونه كه توضيح داده شد، واژه و کلمه عبادت، بر نوعى «تقديس» دلالت داراست، در حالى كه کلمه و واژه «بندگى» (فارغ از قيد) فاقد اين ويژگى میباشد، از اين رو درباره ی بندگى بشرها نسبت به يكديگر نيز فراوان استفاده مىگردد، كه مرادف «بردگى» و «غلامى» میباشد لفظ «بندگى» در واقع بيشتر، هم اندازه واژه و کلمه «عبودیت» میباشد، خیر «عبادت» . ولی در صورتیکه از کلمه و واژه «بندگى»، بندگى خاص، يعنى «بندگى پروردگار» عزم خواهد شد، دلالت بر تقديس مىكند، لكن چنين معنايى از لفظ «بندگى» (سوای قيد) فهميده نمىگردد. البته كلمه «پرستش»، به مضمون عبادت نزديكخیس میباشد، زيرا شامل ويژگى «تقديس» نيز می باشد.دستکم بخشى از عبادت (همان گونه كه امام خمينى در تهذيب الاصول فرموده میباشد مساوی پرستیدن (مصدر متعدى) میباشد.
کلمه «عبوديت» نيز (همچون عبادت) اساسا، به حیث بسيارى از واژه و کلمهشناسان، به معنی «فروتنی» میباشد.[۳۸][۳۹] و در به کار گیری متداول آن، معانى متعددى زیرا خضوع و خشوع [۴۰] (كه به عبارتی معناى اصلى میباشد)، اطاعت، [۴۱] پرستش اورده شده میباشد. [۴۲] برخى نيز «عبوديت» را مرادف با «عبادت» دانسته اند.[۴۳][۴۴] همان گونه كه هر «اطاعتى» نيز عبوديت نيست (هر یکسری عبوديت سوای اطاعت مضمون ندارد). لحاظ ديگر، كه عبوديت را مرادف عبادت دانسته میباشد، نيز با كاربردهاى اين واژه و کلمه سازگار نيست. زيرا لفظ «عبادت»، در به کار گیری شايع آن، نوعا درباره آفریدگار به كار مىرود، ولی کلمه عبادت و مشتقات آن در زمینهی غير پروردگار هم استفاده شدهاست، لكن يا حقيقت ثانوى میباشد يا مجاز. [۴۵] درحالى كه لفظ «عبوديت» در ارتباط بشر نيز فراوان به کار گیری مىگردد. در برخى دعا ها آمده میباشد «... اى كسى كه يوسف را پس از عبوديت (بردگى) پيامبر قرار دادى».[۴۶]
همچنين در امر «زيد» كه در سرویس فرستاده بود و بابا و مامان وى اورا از پيامبر خواستند، ولی زيد سرویسگزارى نزد آن حضرت را بر رفتن به نزد والدین ترجيح اعطا کرد، به وی گفتند: «اتختار العبودية»، يعنى: آيا عبوديت را بر آزادى ترجيح مىدهى .... [۴۷]
در كتابهاى فقهى نيز عبوديت راجع به غلام و برده استفاده گردیده است. بهتیتر نمونه در كتب فقه آمده میباشد: «و لا يجوز رد الحر الى العبودية»، يعنى، روا نيست آدم حر و آزاد گردیده را به بردگى و عبوديت برگرداند [۴۸]
مضمون «عبادت» در استفاده متداول و شايع آن تا حدودى آیتم اختلاف میباشد و مسجد طالقانی مشهد در اين زمينه تعدادی لحاظ وجود داراست:
۱.۱ - غایت فروتنی
به عبارتی معناى اصلى، يعنى خشوع يا نهايت خضوع و خشوع. اين مضمون مقبول اكثر شماره مسجد توفیق مشهد کلمه شناسان میباشد.[۹][۱۰][۱۱]همانطور كه گفته شد اكثر كتابهاى لغت و بسيارى از كتابهاى تعبیروتفسیر همين مضمون را آیتم تأييد قرار داده اند.
۱.۲ - اطاعت و فرمانبرداری
اطاعت و فرمانبرداری[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]برخى نيز «عبادت» رزرو مسجد توفیق مشهد را «اطاعت خاشعانه» دانستهاند [۱۶]
۱.۳ - معانی گوناگون به تناسب مفاد
معانى گوناگون به تناسب موردها [۱۷] (مثل فروتنی، اطاعت و ...)
۱.۴ - فعالیت مقرون به قصد نزدیکی
عملى كه هم پا با «قصد نزدیکی» و انگيزه الاهى میباشد.
با تمرکز در معنی و كاربردهاى واژه و کلمه «عبادت» پرنور مىگردد كه هر یکسری عبادت نوعى خضوع و خشوع و خضوع میباشد، ولی هر خضوعى عبادت نيست. بیشک كسى كه در قبال شخصى تواضع و فروتنی مىكند نمىگويند اورا عبادت كرده میباشد. همچنين هرگونه «اطاعت» و فرمانبردارى مصداق عبادت نيست. اينكه در اسلام عبادت غير آفریدگار حرام میباشد ولی تواضع و اطاعت ديگرى روا میباشد.
دليل بر اين مقاله میباشد كه عبادت مرادف اين دو کلمه و واژه نيست. آدرس مسجد توفیق مشهد بنابراين، معناى نخستین و دوم گزینه تأييد نيست.
۲ - محاسبه تعاریف
[بازنویسی]
نظريه سوم، كه عبادت را یکسری مفهومه گرفته میباشد، هر تعدادی ممكن میباشد صحيح باشد، ولی سؤال اصلى اين میباشد كه معنی اولى و شايع عبادت كدام میباشد؟
به عبارت ديگر، عبادت ممكن میباشد معناى حقيقى اولى و ثانوى داشته باشد، در اين شکل بايد مضمون متداول و نخستين آن كه فارغ از قرينه از آن فهميده مىگردد پرنور خواهد شد.
نظريه چهارم، يعنى عملى كه با قصد نزدیکی و جهتگيرى الاهى باشد، مقبول اكثر عالمان فقه و اصول[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲] و برخى ديگر میباشد. خیال علامت مىخواهد شد، غرض اكثر عالمان فقه و اصول از اين تعريف، عبادتى میباشد كه در اسلام مطرح میباشد، خیر دقيقا بيان معناى لغوى آن (چنان كه در متن توضيح داده گردیده است)به حیث مىبرسد اين معنی مجاورتترين مضمون به معنا عبادت باشد، با اين توضيح كه، بنابر اينكه معنی اصلى عبادت خضوع و خشوع و خضوع و خشوع باشد، مراد از آن خضوعى میباشد كه هم پا با نوعى «تقديس» هدف از «تقديس» هرگونه تقديسى نيست (مثل تقديس امام يا پيامبر»، بلكه هدف قداستى میباشد كه جنبه الوهيت و ربوبيت داشته باشد.باشد، يعنى خضوعى كه با یقین به الوهيت و ربوبيت آفریدگار اعم از اينكه خداى حقيقى باشد يا پندارى و اعم از اينكه رب مطلق باشد يا رب النوع و ... صورت پذیرد. اين تفسير از عبادت را «علامه بلاغى»[۲۳] و همچنين «شهید مطهری»[۲۴] ، بيان كرده میباشد مرحوم حاج مصطفى خمينى نيز در تفسير خویش آن را به تیتر «اوضاع تعينى» (و خیر تعيينى» براى عبادت تأييد مىكند. زيرا درصورتی که خضوع توأم با تقديس (به مفهومى كه بيان شد) نباشد، برای مثال در قبال انسانى سوای یقین به ربوبيت وىخضوع كند، مصداق «متانت» و احترام میباشد، خیر «عبادت». شايد غرض برخى اهل لغت و تفسير كه عبادت را به معنی «نهايت خضوع و خشوع»[۲۵][۲۶] يا «اطاعت خاشعانه» [۲۷] دانستهاند نيز همين معنی باشد. لسان العرب» در يك آیتم، «بنده» را به «تأله» تفسير كرده كه شايد به مفهومى كه گفته شد نزديكخیس باشد.
اين مضمون، لااقل معناى حقيقى اولى و شايع عبادت میباشد عبادت مىتواند معناى «نام مصدرى» داشته باشد، كه بدين مفهوم بر نماز و روزه و مانند آن اطلاق مىخواهد شد و مىتواند «مصدر متعدى» باشد كه به معناى «عبادت كردن» (بجا آوردن نماز و ...» میباشد و چنانچه معنايى درگير زیرا خضوع و خشوع، اطاعت و ... دارااست، معناى حقيقى ثانوى (يا مجاز) میباشد (كه نياز به قرينه دارااست). مؤيد اين مقاله، حرف امام درستگو عليهالسلام درباره حقيقت عبادت میباشد كه فرمود: «نيت بهتر - قصد نزدیکی - داشتن در اطاعت، آنسیرتکامل كه خداوند امر داده میباشد»[۲۸]
۳ - عبادت از لحاظ امام خمینی
[دستکاری]
امام خمینی عبادت را مطلق ثنای حق تبارک می داند و اعتقاد دارد واقعیت عبادت، شیوع دادن ثنای حق تا نشئه عوالم دنیوی و تن میباشد؛ چون برای هریک از مراتب انسانی دراین عبادت منفعتای است. همچنان که عقل، منفعتای از معارف و ثنای ربوبیت دارااست، قلب، صدر و تن نیز منفعتای از آن دارا هستند. سود تن از این حمد همین عبادات و نسک میباشد.[۲۹] به اطمینان امام خمینی هر عبادتی ثنای خدا به وصفی از اوصاف و اسمی از اسمای حق والا میباشد و کسی نمیتواند واقعیت کیفیت عبادت و ثنای خداوند را فهم نماید؛ چون این واقعیت و کیفیت عبادت همچون معرفت ذات، صفات و کیفیت رابطه عوالم غیب و شهید شدن، قابل آشنایی وجود ندارد و فقط از روش وحی و الهام الهی قابل آشنایی میباشد؛ از این روی به اعتقادوباور امام خمینی تک تک عبادات از جانب حق والا، متعین و توقیفی میباشند و کسی نمیتواند از پیش خویش، عبارتی را تشریع و ساختوساز نماید.[۳۰]
حضرت امام باز کردن باب عبادت را یکی نعمتهای بزرگی می داند که کل موجودات را دربر گرفته و کسی نمیتواند شکر این نعمت را به مکان آورد.[۳۱] به اطمینان امام، عبادت اسراری دارااست که نباید از آن غافل شد و آحاد اسرار و هدف ها عبادت به فعلیت رساندن کمالات بشر و الهی شدن بشر میباشد.[۳۲] به عنوان مثال اسرار و هدف ها عبادت آن میباشد که داخل نفس، شکل عبودیت بگیرد، یعنی قلب و نفس نورانی شود.[۳۳][۳۴] به اعتقاد و باور امام خمینی اجرا دادن عبادت با سکونت و اعتقادوباور قلبی منجر حضور قلبی میباشد؛ ولی در صورتیکه عبادت با درحال حاضر اضطراب و تزلزل خیال بجا آورده گردد، آثاری از آن در ملکوت قلب نتیجه ها نمی شود و همین سبب ساز میشود عبادت به نشئه ملکوت بالا نرود و ممکن میباشد در سکرات مرگ و اوضاع و احوال و مصیبتهای بعد از مرگ، شکل آن عبادت از شیت قلب محو و بشر با دست خالی در پیشگاه حق گرانقدر حاضر شود.[۳۵]
۴ - معنی قصد نزدیکی
[دستکاری]
خواسته از «قصد نزدیکی» در تعريف عبادت، آن میباشد كه شغل، انگيزه و جهت الاهى داشته باشد، اعم از اينكه به خیال محبت و رضاى حق باشد يا امتثال امرا و يا شكرگذارى به درگاه وی يا دستيابى به پردیس يا فرارو گریز از عذاب و ....
۵ - هم اندازه فارسی عبادت
[بازنویسی]
مساوی فارسى لفظ عبادت را برخى «بندگی» و «پرستش» دانستهاند.[۳۶] ولی فرهنگ وتمدن معين عبادت را به طور مصدر متعدى مضمون كرده میباشد، يعنى پرستش كردن، بندگى كردن. [۳۷] همان گونه كه توضيح داده شد، واژه و کلمه عبادت، بر نوعى «تقديس» دلالت داراست، در حالى كه کلمه و واژه «بندگى» (فارغ از قيد) فاقد اين ويژگى میباشد، از اين رو درباره ی بندگى بشرها نسبت به يكديگر نيز فراوان استفاده مىگردد، كه مرادف «بردگى» و «غلامى» میباشد لفظ «بندگى» در واقع بيشتر، هم اندازه واژه و کلمه «عبودیت» میباشد، خیر «عبادت» . ولی در صورتیکه از کلمه و واژه «بندگى»، بندگى خاص، يعنى «بندگى پروردگار» عزم خواهد شد، دلالت بر تقديس مىكند، لكن چنين معنايى از لفظ «بندگى» (سوای قيد) فهميده نمىگردد. البته كلمه «پرستش»، به مضمون عبادت نزديكخیس میباشد، زيرا شامل ويژگى «تقديس» نيز می باشد.دستکم بخشى از عبادت (همان گونه كه امام خمينى در تهذيب الاصول فرموده میباشد مساوی پرستیدن (مصدر متعدى) میباشد.
کلمه «عبوديت» نيز (همچون عبادت) اساسا، به حیث بسيارى از واژه و کلمهشناسان، به معنی «فروتنی» میباشد.[۳۸][۳۹] و در به کار گیری متداول آن، معانى متعددى زیرا خضوع و خشوع [۴۰] (كه به عبارتی معناى اصلى میباشد)، اطاعت، [۴۱] پرستش اورده شده میباشد. [۴۲] برخى نيز «عبوديت» را مرادف با «عبادت» دانسته اند.[۴۳][۴۴] همان گونه كه هر «اطاعتى» نيز عبوديت نيست (هر یکسری عبوديت سوای اطاعت مضمون ندارد). لحاظ ديگر، كه عبوديت را مرادف عبادت دانسته میباشد، نيز با كاربردهاى اين واژه و کلمه سازگار نيست. زيرا لفظ «عبادت»، در به کار گیری شايع آن، نوعا درباره آفریدگار به كار مىرود، ولی کلمه عبادت و مشتقات آن در زمینهی غير پروردگار هم استفاده شدهاست، لكن يا حقيقت ثانوى میباشد يا مجاز. [۴۵] درحالى كه لفظ «عبوديت» در ارتباط بشر نيز فراوان به کار گیری مىگردد. در برخى دعا ها آمده میباشد «... اى كسى كه يوسف را پس از عبوديت (بردگى) پيامبر قرار دادى».[۴۶]
همچنين در امر «زيد» كه در سرویس فرستاده بود و بابا و مامان وى اورا از پيامبر خواستند، ولی زيد سرویسگزارى نزد آن حضرت را بر رفتن به نزد والدین ترجيح اعطا کرد، به وی گفتند: «اتختار العبودية»، يعنى: آيا عبوديت را بر آزادى ترجيح مىدهى .... [۴۷]
در كتابهاى فقهى نيز عبوديت راجع به غلام و برده استفاده گردیده است. بهتیتر نمونه در كتب فقه آمده میباشد: «و لا يجوز رد الحر الى العبودية»، يعنى، روا نيست آدم حر و آزاد گردیده را به بردگى و عبوديت برگرداند [۴۸]

مسجد توفیق مشهد؛ معرفی، امکانات و دلیل انتخاب این مسجد برای مراسم مذهبی