ابوالاسود دوئلی دعوت به بیعت با امام حسن
زمانی که خبر شهید شدن امام علی(ع) و بیعت با امام حسن(ع) به بصره رسید، ابوالاسود به منبر رفت و اذعان کرد که یکی مارقین، خلیفه را به شهید شدن رسانده میباشد و همگان را به بیعت با حسن بن علی(ع) فرا خواند. شیعه ها با وی بیعت کردند، البته جماعتی عثمانیمذهب از بیعت سرباز زدند و نزد معاویه گریختند. معاویه به فریب، کسی را نزد ابوالاسود ارسال کرد که حسن(ع) با اینجانب صلح کرده و از وی خواست که از عموم بصره برای او بیعت بگیرد. ابوالاسود در مرثیه ای که در شهید شدن امام علی(ع) سرود، معاویه را تلویحاً مسئول آن معرفی آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.[۲۹]
زمان بنیامیه
در سال ۴۴ قمری ابن عامر، والی بصره، هیأتی را از بصره نزد معاویه ارسال کرد[۳۰] ابوالاسود هم دراین هیئت بود. او به یاروهمدم احنف بن قیس نزد معاویه رفت و با وی به تندی حرف ذکر کرد[۳۱] معاویه در سال ۴۵ق زیاد بن ابیه را به امارت عراق گمارد[۳۲] و ابوالاسود با وجود آنکه از قبل رابطه ها چندان از صمیم قلبای با وی نداشت، ظاهراً همچنان نزد او رفت و آمد می کرد و گاه که از زیاد میرنجید، اورا در شعری هجوگونه شماتت میکرد. افزون بر اینها، احتمالاً به سبب ساز بستگی وی به علی(ع) چندان گزینه اعتنا نبوده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۳۳]
ماجراهایی راجع به رابطه ها با زیاد و زمینه نهادگذاری دانش نحو نقل گردیده است. بعضا هم گفتهاند که مربی فرزندان زیاد شماره مسجد توفیق مشهد بوده میباشد.[۳۴]
با پیش وارد شدن رخداد کربلا گفتهاند که ابوالاسود شعرهایی در رثای امام حسین(ع) میسرود و ابن زیاد را هجو می کرد.[۳۵] سازه بر برخی از نقلها که به لحاظ بعضا چندان دارای اعتبار وجود ندارد[۳۶]، وی در حوالی شهر حلب برای بازپسگیری رمز امام حسین(ع) درة الصدف را امداد کرد و با مأموران خولی سرگرم شد[۳۷] مبنی بر بعضی گزارشها، در روزگار حکومت ابن زیاد، ابوالاسود همچنان از وی[۳۸] و حتی از یکی از دو ادله وی در نواحی جنوبی کشورایران گاه درخواست یاری مینموده است و چنانکه از اشعار وی برمیآید، به این خواسته به جندی شاپور و جی و اصفهان نیز مهاجرت کرده، هرچند که به وی توجهی نشده مسجد طالقانی مشهد میباشد.[۳۹]
در ۶۵ق ابن زبیر حارث بن عبدالله مخزومی پر اسم و رسم به قُباع را بر بصره گماشت و ابوالاسود، در قطعه شعری، والی نو را هجو اظهارکرد.[۴۰]
رده علمی و ادبی
ابوالاسود از قدمت و امام علی(ع) [۴۱] و ابوذر غفاری [۴۲] حدیث نقل نموده است. فرزندش ابوحرب و یحیی بن یعمر و عبدالله بن بریده و... از وی حدیث نقل کردهاند.[۴۳] منابع ثقه بودن اورا در حدیث تأیید کردهاند.[۴۴]
ابوالاسود نگاشتهای در دانش سخن دارااست. عبدالقاهر بغدادی رسالهای در ذمّ قدریان -که به طعنه بر معتزله اول اطلاق می شد- به وی نسبت داده میباشد.[۴۵] اعتزالیان خویش، ابوالاسود را در طبقات معتزله در شمار قائلان به عدل و توحید -که اعتقادوباور وی بود- آوردهاند.[۴۶] عسقلانی در الاصابه به گزارش جاحظ خصوصیتهای زیادی برای ابوالاسود برشمرده میباشد و اسم اورا تحت عنوان پیشتاز در پارهای از علم ها و فوتوفن و مهارتها مانند: شعر، فقه، حدیث، نحو، اسب سواری و حاضر جوابی بیان کرده و اورا از شیعهها و تسلط و امیران دانسته میباشد. [۴۷]
اعرابگذاری قرآن
از ابوالاسود تحت عنوان اول هر که اعراب را اوضاع و احوال کرد، خاطر می گردد.[۴۸] همینطور وی اولیه شخصی میباشد که قرآن را اعرابگذاری کرد. سازه به نقل ابوالفرج اصفهانی، زیاد بن ابیه به وی دستورداد تا مصاحف را نقطهگذاری نماید، وی اینگونه کرد.[۴۹] بر مبنا همین منابع، وی مردی فصیح و هوشمند از طایفه عبدالقیس را برگزید و نزد وی به تلاوت قرآن میپرداخت. از وی خواست: هنگام تلفظ حروف، درحالتی که دهن را گشوده کرد نقطهای بر ذیل صحبت قرار دهد، و در شرایطیکه دهن را تحت کشید نقطهای ذیل آن بگذارد و زیرا لبهارا به هم آورد، نقطهای در جلو کلام قرار دهد. همینطور گاه ابتکار علامات دیگری را به وی نسبت داده و در ادامه این ماجرا افزودهاند.[۵۰] قلقشندی اعتقاد دارد که بیشتر پژوهشگران، فقط حرکات سهگانه و نشان تنوین را خلاقیت ابوالاسود می دانند.[۵۱]
اشعار
از ابوالاسود اشعاری نقل گردیده است.[۵۲] دسته اشعاری که منابع گوناگون به او نسبت دادهاند با تیتر دیوان ابوالاسود چاپ شدهاست.[۵۳] اما بعضا در صدق انتساب همگی این اشعار به وی شک وتردید کردهاند[۵۴] و مدعااند در مواقعی محتوای این اشعار با شخصیتی که از وی در احادیث معرفی گردیده، منطبق ندارد.[۵۵] دانشمندان معاصر چندان عنایتی به شعر وی ندارند[۵۶] ولی سخنان حکمتآمیز اورا ابن درود، ابن سعد، جاحظ، ابن قتیبه و ابن عبدربه نقل کرده و تا منابع سده ۱۹م آمده میباشد.[۵۷] او اشعاری نیز در مدح یا این که مرثیه امام علی(ع) و امام حسین(ع) سروده میباشد.[۵۸] از بعضی گزارشها اینگونه برمیآید که سبب ساز بیتوجهی به وی شیفتگی به حضرت علی میباشد.[۵۹]
درباره دوراندیشی وی در شعر نیز تعدادی قصه مو جود میباشد: ابن عباس که خویش دستی در شعر عرب داشت، از وی میخواهد تا شایسته ترین شعر را معرفی نماید.[۶۰] همینطور در حضور حضرت امیرالمؤمنین(ع) درباره شایسته ترین شعر اظهارنظر مینماید[۶۱] و نیز یغموری به گزارش ابن اعرابی اورا یکیاز چهار فصیح عرب به شمار آورده میباشد.[۶۲]
افزون بر ابوالاسود اشعاری نیز به دختر او منسوب شده میباشد. بر طبق برخی از نقل ها معاويه هدايائی برای ابوالاسود ارسال کرد كه در آن حلوا بوده میباشد. زیرا دیده دخترش به آنها به زمین خورد به بابا اعلام کرد: اين هديهها را چه کسی برایمان آورده میباشد؟! ابولاسود ذکر کرد: اینها را معاویه رسول میباشد تا مارا در دینمان فریب دهد! آن دختر بلافاصلهً بال و پرْبَديهَة اين ابيات را سرود:ابِالشَّهْدِ الْمُزَعْفَرِ يَابْنَ حَرْبٍ/ نَبِيعُ عَلَيْكَ أحْسَاباً وَ دِينا/مَعَاذَ اللهِ كَيْفَ يَكُونُ هَذَا/وَ مَوْلَانَا أمِيرُ الْمُومِنِينا
1- «ای معاویه پسر حرب! آيا با عسل زعفران زده، ما حسب و عزت و آیین خویش را به تو بفروشیم؟!
2- پشتیبانی بر پروردگار! چهگونه اين فرمان قابلیت میپذیرد با وجود آنکه مولای ما امیرالمومنين میباشد؟!»
و شيخ منتجب الدِّين در كتاب «اربعين» خویش از علی بن محمد روايت كرده میباشد كه ذکر کرد: دختر أبوالاسود در مقابل پدرش خَبيص (حلوای مرکّب و ترکیب پر اسم و رسم) را ديد و اذعان کرد: اي پدرجان از اين به اینجانب بخوران! ابوالاسود اعلامکرد: دهانت را بگشا! دختر دهن گشود، و در دهن وی بنیان به اندازۀ یک دانۀ بادام!بعد به دختر اعلامکرد: رطب بخور كه نفعش زيادتر و سير كنندهخیس ميباشد! دختر اعلامکرد: اين نافعخیس و لذيذتر است! بابا اظهارکرد: اين طعامی میباشد كه معاويه به سوی ما ارسال داشته میباشد تا مارا از علی بن ابيطالب گم راه گرداند! دختر اعلامکرد:
قَبَّحَهُ اللهُ يَخْدَعُنَا عَنِ السَّيِّدِ الْمُطَهَّرِ بِالشَّهْدِ الْمُزَعْفَرِ؟! تَبّاً لِمُرْسِلِهِ وَ آكِلِهِ!
«پروردگار اورا قبيح گرداند، آيا با عسل زعفران خورده ميخواهد، مارا از سيد و سرور پاكيزه گردیده بفريبد؟! مرگ بر فرستندهاش، و مرگ بر خورندهاش!»دختر آنچه خورده بود قِی كرد تا در درونش ذرهای از آن نبوده باشد. و استارت كرد به انشاء آن دو بيت شعر.[۶۳]

مسجد توفیق مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب این مسجد جهت برگزاری مراسم