خلافت مروان
نوشته ی علمیٔ اساسی: مروان بن حکم
در ذیقعده ۶۴ق/۶۸۴م در جابیه با مروان بن حکم بیعت شد.[۴۲] برتری سنی وی نسبت به خالد بن یزید در خلافت تأثیر داشت.[۴۳] در بیعت با مروان، در باب جانشینی وی نیز مشاجره شد. حاضران در جابیه با خالد بن یزید بعد از مروان و با عمرو بن سعید بن عاص بعد از وی بیعت کردند.[۴۴] مروان در به عبارتی روز ها با ام خالد همسر یزید تزویج کرد.[۴۵] مروان توانست خلافت را به قوم خود منتقل نماید. او در ۶۵ق برای پسرش عبدالملک و بعد از وی، عبدالعزیز بیعت گرفت.[۴۶] و خالد بن یزید را از خلافت محروم کرد و از تحقیر وی دوری آدرس مسجد توفیق مشهد نمی کرد.[۴۷]
سازه به دستهای از احادیث، ام خالد از شدت خشم مروان را در رمضان ۶۵ از بین موفقیت.[۴۸]
جنگ با ضحاک بن قیس
ضحاک قبل از بیعت با مروان، قصد همیاری با بنی امیه را داشت، البته به ابن زبیر پیوست.[۴۹] در نبرد والا و خونینی در مرج راهط، سپاهیان مروان طی یک سری روز سپاهیان ضحاک را به رنج ناکامی دادند و ضحاک کشته شد.[۵۰] در روز ها مبارزه دمشق به دست مروان به زمین خورد[۵۱] آنگاه شهرهای دیگر شام و فلسطین به مروان پیوستند و مروان با لشکرکشی، مصر را به قلمرو خویش خاطر نشان رزرو مسجد توفیق مشهد کرد.[۵۲]
پیکار با عبدالله بن زبیر
سراسر خلافت کوتاه زمان مروان به رویارویی با عبدالله بن زبیر سپری شد. مروان در آغاز هجوم مصعب بن زبیر به فلسطین را دفع کرد و بعد از آن از آنجا لشکری را به حجاز روانه کرد و توانست مدینه را اشغال نماید؛ ولی بعداً از سپاه رسول ابن زبیر ناکامی شماره مسجد توفیق مشهد خورد.[۵۳]
قلمرو خلافت اموی
خلافت عبدالملک
نوشتهعلمیٔ مهم: عبدالملک بن مروان
عبدالملک بنیانگذار نوین خلافت اموی در شاخه مروانی بود. وی قبل از خلیفه شدن، به زهدوتقوا و عبادت آوازه داشت، ولی بعداز وصال به خلافت تغییر تحول رویکرد اعطا کرد.[۵۴] عبدالملک کمترین عیب گیری را بر نمیتافت و در رعایت نظم مالی سختگیر بود.[۵۵] عبدالملک سیاست قبلی سرکوب خوارج به ویژه شاخه ازارقه و کشورگشاییها را با جدیت پی گرفت. دراین زمان نقل دیوان از فارسی به عربی توسط یک اهل ایران اعمال گرفت و نزدیک به سال ۷۵ق سکه ضرب مسجد طالقانی مشهد شد.
وی با به زانودرآوردن مصعب بن زبیر در عراق و عبدالله بن زبیر در حجاز، بساط زبیریان را برچید و حجاج بن یوسف ثقفی را به ولایت مدینه و آنگاه عراق و کشورایران برگزید.
وی میخواست جانشینی را از برادرش عبدالعزیز به فرزندانش منتقل نماید، البته از این فعالیت قیدش را زد. عبدالعزیز در ۸۵ق مرد و ولایتعهدی به ولید و بعد از آن سلیمان و پس از وی مروان بن عبدالملک رسید.[۵۶] عبدالملک در ۸۶ق درگذشت.
ناکامی مصعب در عراق
عبدالملک با ایرادات بخش اعظمی روبرو بود که اصلی ترین آن ابن زبیر و دوگانگی خلافت بود. وی در آغاز به عراق پرداخت که ذیل لحاظ مصعب بن زبیر بود. زد خورد مصعب با شیعه ها و خوارج زمان نزاع با امویان را به او نمیبخشید. دراین بازه عبدالملک با رومیان تفاهم نامه رخنه مخاصمه بسته بود و فراهم پیکار با مصعب بود.[۵۷] عمرو بن سعید بن عاص با به کارگیری از غایب بودن عبدالملک، بر وی شورید. عبدالملک به دمشق برگشت و کودتا اورا سرکوب کرد.[۵۸] و گشوده رو به عراق بنیان. پیکار با اتباع زبیر به جهت فصلزمستان طولانی شد.[۵۹] در نبرد دیر جاثلیق، مصعب بن زبیر در ۷۱ یا این که ۷۲ق باخت خورد و کشته شد.[۶۰]
ناکامی عبدالله بن زبیر در حجاز
ابن زبیر در مکه حکومت میکرد. عبدالملک، حجاج بن یوسف ثقفی را راهی نزاع با وی کرد.[۶۱] حجاج بعداز سرکوب دست اندرکاران ابن زبیر در طائف[۶۲]، با دستیابی اختیارات بیشتر برای اسیب به مکه، یکسری ماه شهر را در محاصره گرفت که بر تاثیر آن قحطی شد و کعبه آماج تیرهای آتشین واقع شوید[۶۳] و سرنوشت ابن زبیر در ۷۳ق از پای درآمد.[۶۴]
عبدالملک آنگاه به پیکار با رومیان پرداخت و به رنج شکستشان بخشید.[۶۵] وی مانند عصر معاویه به طور تقریبً سالانه زد خوردهایی با رومیان داشت.[۶۶]
حجاج بن یوسف
عبدالملک ولایت مدینه را به حجاج سپرد و برادرش آدم را به ولایت عراق برگزید. بعد از مرگ آدم در ۷۴ق ابتدا ولایت عراق و آنگاه در ۷۸ق همگی قلمرو کشورایران تا شرق را به حجاج سپرد.[۶۷] وی سهم دار سرسپرده خلیفه محسوب می شد. وی با خشونتی معدود نظیر، مرزو بومهای پایین ولایت خویش را آهسته کرد و در بعضی کارها اقتصادی و اداری، اصلاحاتی مهم به فعالیت آورد.[۶۸]
حجاج خلیفه را از فرستاده فراتر میدانست.[۶۹] و خروج از اطاعت خلیفه را با شرک و بیفقاهتی یکسان میشمرد.[۷۰]
حجاج سیاست سرکوب شیعه و خوارج را با شدت دنبال کرد.[۷۱] بخش اعظمی از علما و تابعین را به حبس کشاند.[۷۲] استبداد و خشونت حجاج، قیامهایی را درپی داشت. از تمامی مهمتر حرکت عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بود که از سجستان استارت شد و طبقه قاریان در آن فعال بودند.[۷۳] این قیام حتی حکومت بنی امیه را به خطر افکند و عبدالملک به برکنار حجاج راضی گردیده بود.[۷۴] بعداز ۳ سال مبارزه، عبدالرحمن بن اشعث در ۸۲ق باخت خورد.
خلافت مروان
نوشته ی علمیٔ اساسی: مروان بن حکم
در ذیقعده ۶۴ق/۶۸۴م در جابیه با مروان بن حکم بیعت شد.[۴۲] برتری سنی وی نسبت به خالد بن یزید در خلافت تأثیر داشت.[۴۳] در بیعت با مروان، در باب جانشینی وی نیز مشاجره شد. حاضران در جابیه با خالد بن یزید بعد از مروان و با عمرو بن سعید بن عاص بعد از وی بیعت کردند.[۴۴] مروان در به عبارتی روز ها با ام خالد همسر یزید تزویج کرد.[۴۵] مروان توانست خلافت را به قوم خود منتقل نماید. او در ۶۵ق برای پسرش عبدالملک و بعد از وی، عبدالعزیز بیعت گرفت.[۴۶] و خالد بن یزید را از خلافت محروم کرد و از تحقیر وی دوری آدرس مسجد توفیق مشهد نمی کرد.[۴۷]
سازه به دستهای از احادیث، ام خالد از شدت خشم مروان را در رمضان ۶۵ از بین موفقیت.[۴۸]
جنگ با ضحاک بن قیس
ضحاک قبل از بیعت با مروان، قصد همیاری با بنی امیه را داشت، البته به ابن زبیر پیوست.[۴۹] در نبرد والا و خونینی در مرج راهط، سپاهیان مروان طی یک سری روز سپاهیان ضحاک را به رنج ناکامی دادند و ضحاک کشته شد.[۵۰] در روز ها مبارزه دمشق به دست مروان به زمین خورد[۵۱] آنگاه شهرهای دیگر شام و فلسطین به مروان پیوستند و مروان با لشکرکشی، مصر را به قلمرو خویش خاطر نشان رزرو مسجد توفیق مشهد کرد.[۵۲]
پیکار با عبدالله بن زبیر
سراسر خلافت کوتاه زمان مروان به رویارویی با عبدالله بن زبیر سپری شد. مروان در آغاز هجوم مصعب بن زبیر به فلسطین را دفع کرد و بعد از آن از آنجا لشکری را به حجاز روانه کرد و توانست مدینه را اشغال نماید؛ ولی بعداً از سپاه رسول ابن زبیر ناکامی شماره مسجد توفیق مشهد خورد.[۵۳]
قلمرو خلافت اموی
خلافت عبدالملک
نوشتهعلمیٔ مهم: عبدالملک بن مروان
عبدالملک بنیانگذار نوین خلافت اموی در شاخه مروانی بود. وی قبل از خلیفه شدن، به زهدوتقوا و عبادت آوازه داشت، ولی بعداز وصال به خلافت تغییر تحول رویکرد اعطا کرد.[۵۴] عبدالملک کمترین عیب گیری را بر نمیتافت و در رعایت نظم مالی سختگیر بود.[۵۵] عبدالملک سیاست قبلی سرکوب خوارج به ویژه شاخه ازارقه و کشورگشاییها را با جدیت پی گرفت. دراین زمان نقل دیوان از فارسی به عربی توسط یک اهل ایران اعمال گرفت و نزدیک به سال ۷۵ق سکه ضرب مسجد طالقانی مشهد شد.
وی با به زانودرآوردن مصعب بن زبیر در عراق و عبدالله بن زبیر در حجاز، بساط زبیریان را برچید و حجاج بن یوسف ثقفی را به ولایت مدینه و آنگاه عراق و کشورایران برگزید.
وی میخواست جانشینی را از برادرش عبدالعزیز به فرزندانش منتقل نماید، البته از این فعالیت قیدش را زد. عبدالعزیز در ۸۵ق مرد و ولایتعهدی به ولید و بعد از آن سلیمان و پس از وی مروان بن عبدالملک رسید.[۵۶] عبدالملک در ۸۶ق درگذشت.
ناکامی مصعب در عراق
عبدالملک با ایرادات بخش اعظمی روبرو بود که اصلی ترین آن ابن زبیر و دوگانگی خلافت بود. وی در آغاز به عراق پرداخت که ذیل لحاظ مصعب بن زبیر بود. زد خورد مصعب با شیعه ها و خوارج زمان نزاع با امویان را به او نمیبخشید. دراین بازه عبدالملک با رومیان تفاهم نامه رخنه مخاصمه بسته بود و فراهم پیکار با مصعب بود.[۵۷] عمرو بن سعید بن عاص با به کارگیری از غایب بودن عبدالملک، بر وی شورید. عبدالملک به دمشق برگشت و کودتا اورا سرکوب کرد.[۵۸] و گشوده رو به عراق بنیان. پیکار با اتباع زبیر به جهت فصلزمستان طولانی شد.[۵۹] در نبرد دیر جاثلیق، مصعب بن زبیر در ۷۱ یا این که ۷۲ق باخت خورد و کشته شد.[۶۰]
ناکامی عبدالله بن زبیر در حجاز
ابن زبیر در مکه حکومت میکرد. عبدالملک، حجاج بن یوسف ثقفی را راهی نزاع با وی کرد.[۶۱] حجاج بعداز سرکوب دست اندرکاران ابن زبیر در طائف[۶۲]، با دستیابی اختیارات بیشتر برای اسیب به مکه، یکسری ماه شهر را در محاصره گرفت که بر تاثیر آن قحطی شد و کعبه آماج تیرهای آتشین واقع شوید[۶۳] و سرنوشت ابن زبیر در ۷۳ق از پای درآمد.[۶۴]
عبدالملک آنگاه به پیکار با رومیان پرداخت و به رنج شکستشان بخشید.[۶۵] وی مانند عصر معاویه به طور تقریبً سالانه زد خوردهایی با رومیان داشت.[۶۶]
حجاج بن یوسف
عبدالملک ولایت مدینه را به حجاج سپرد و برادرش آدم را به ولایت عراق برگزید. بعد از مرگ آدم در ۷۴ق ابتدا ولایت عراق و آنگاه در ۷۸ق همگی قلمرو کشورایران تا شرق را به حجاج سپرد.[۶۷] وی سهم دار سرسپرده خلیفه محسوب می شد. وی با خشونتی معدود نظیر، مرزو بومهای پایین ولایت خویش را آهسته کرد و در بعضی کارها اقتصادی و اداری، اصلاحاتی مهم به فعالیت آورد.[۶۸]
حجاج خلیفه را از فرستاده فراتر میدانست.[۶۹] و خروج از اطاعت خلیفه را با شرک و بیفقاهتی یکسان میشمرد.[۷۰]
حجاج سیاست سرکوب شیعه و خوارج را با شدت دنبال کرد.[۷۱] بخش اعظمی از علما و تابعین را به حبس کشاند.[۷۲] استبداد و خشونت حجاج، قیامهایی را درپی داشت. از تمامی مهمتر حرکت عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بود که از سجستان استارت شد و طبقه قاریان در آن فعال بودند.[۷۳] این قیام حتی حکومت بنی امیه را به خطر افکند و عبدالملک به برکنار حجاج راضی گردیده بود.[۷۴] بعداز ۳ سال مبارزه، عبدالرحمن بن اشعث در ۸۲ق باخت خورد.

مسجد توفیق مشهد؛ معرفی، امکانات و دلیل انتخاب این مسجد برای مراسم مذهبی