loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 59
شنبه 20 بهمن 1403 زمان : 9:25


جنگ با مجموعه‌های تکفیری در سوریه
سلیمانی برای نزاع با داعش و دسته‌های تکفیری در سوریه، نیروهای نگهبانی ملی سوریه را سازماندهی کرد.[۳۷] در سال ۲۰۱۱م نیروهای پایین‌امر وی دارای اسم و رسم به مدافعان بقعه، برای مثال لشکر فاطمیون و لشکر زینبیون، راهی سوریه شدند.[۳۸] آزادسازی بوکمال،[۳۹] آزادسازی شهر تاریخی تدمر در جنوب شرقی حمص[۴۰] و آزادسازی شهر القصیر به عنوان مثال دستاورد‌های وی در نبرد سوریه به‌شمار آدرس مسجد توفیق مشهد می آید.[۴۱]

اعلام نقطه پایان داعش
قاسم سلیمانی در طومار‌ای خطاب به سید علی خامنه‌ای، رهبر کشور‌ایران که ۳۰ آبان ۱۳۹۶ش در رسانه‌های کشور ایران منتشر شد، نقطه نهایی سیطره داعش را خاطرنشان کرد و از برافراشته شدن درفش سوریه در بوکمال از شهرهای سوریه در اطراف مرز عراق خبر اعطا کرد.[۴۲] قبل از آن نیز سلیمانی در ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ش وعده داده بود که کمتر از سه ماه دیگر نقطه نهایی حکومت داعش در کره خاکی را اعلام رزرو مسجد توفیق مشهد خواهد کرد.[۴۳]

بخشی از جواب آیت‌الله خامنه‌ای به طومار قاسم سلیمانی درباره نقطه نهایی سیطره داعش
شما با متلاشی ساختن تودۀ سرطانی و کشنده داعش، خیر‌تنها به کشورهای حوزه‌ و به دنیا اسلام بلکه به همۀ ملت‌ها و به بشریت خدمتی گرانقدر شماره مسجد توفیق مشهد کردید.[۴۴]

ستاد تجدید بنا عتبات و پیاده‌روی اربعین
ستاد تجدید بنا عتبات عالیات با امان بدون واسطه نیروی قدس سپاه در عصر فرماندهی قاسم سلیمانی صورت گرفته و مسئول آن نیز از طرف سلیمانی گزینش می‌گردیده است.[۴۵] قاسم سلیمانی همینطور در مورد تأمین امنیت زائران پیاده‌روی اربعین و همینطور خریدن تجهیزات حفاظت و لجستیکی و تجهیزات رفاهی برای زائران اربعین نقش داشته میباشد؛[۴۶] چنانکه به عملکرد وی روادیدِ عراق برای زائران اربعین اهل ایران حذف مسجد طالقانی مشهد گردیده‌است.[۴۷]

مدارج نظامی

اعطای نشانه ذوالفقار به وسیله آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران به قاسم سلیمانی در ۱۳۹۷ش
قاسم سلیمانی در بهمن ۱۳۸۹ش از سوی سید علی خامنه‌ای، فرمانده تک تک نیروی نظامی کشور‌ایران، سکو سرلشکری را اخذ کرد.[۴۸] همینطور خامنه‌ای در ۱۹ اسفند ۱۳۹۷ش، آرم ذوالفقار را به او اهدا کرد.[۴۹] طبق دین‌طومار اهدای آرم‌های نظامی ایران، آرم ذوالفقار به آن تیم از فرماندهان خوب‌جايگاه و رؤسای ستادهای خوب‌جايگاه در نیروهای دارای اسلحه اهدا میگردد که تدبیرها آنان در طرح‌ریزی و هدایت عملیات‌های رزمی موجب کسب نتیجه ها مناسب گردیده باشد.[۵۰] سلیمانی اول کسی بود که بعداز انقلاب ۱۳۵۷ش نشانه ذوالفقار را اخذ کرد.[۵۱] او همینطور در سال ۱۳۹۸ش و بعداز شهادتش به جايگاه نظامی سپهبدی رسید.[۵۲]

در سال ۲۰۱۹م، در ویژه‌طومار‌ای که هر سال نشریه آمریکایی فارین پالیسی برای معرفی صد اندیشمند بلندتر جهان منتشر می‌نماید، قاسم سلیمانی در فهرست ده متفکر رفیعتر حوزه دفاعی-امنیتی قرار گرفت.[۵۳] به گفته یکی‌از فرماندهان ارتش ایالات متحده، سردار سلیمانی استراتژیستی احتساب‌گر و عملیاتی میباشد که رابطه ها استوار و حالت کشور‌ایران را در حیطه تقویت کرده و در متحد ساختن شیعه و توانمندسازی آنان چیره بوده میباشد.[۵۴] بعضا از آنالیز‌گران سیاسی بر این باورند که قاسم سلیمانی قادر است مصداق برگزیدگان ژنرال دنیا باشد.[۵۵]

بازدید : 22
پنجشنبه 18 بهمن 1403 زمان : 9:39


استعاذه
این نوشته‌علمی دربارهٔ معنا استعاذه میباشد. برای شناخت با آیه‌ای به همین اسم، مدخل آیه استعاذه را ملاحظه کنید.
اِسْتِعاذه نگهبانی بردن به معبود از هر نوع شر، بدی و وسوسه‌های شیطان میباشد. قرائت آن با لفظ ها خاص و ادغام ویژه، قبل از تلاوت قرآن و نیز قبل از سوره ستایش در نماز، مستحب آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

سوره‌های ناس، فلق و توحید به اسم سه سوره معوّذه معروفند. استعاذه دو سیرتکامل فسخ و درست داراست. استعاذه فسخ، تامین بردن به جن و شیاطین و موجودات آسمانی و امداد خواستن از آنهاست و استعاذه واقعی، یاری خواستن از خدا میباشد. مورد ها متعددی از تعویذ و پشتیبانی بردن به معبود از سوی پیامبران و اولیای الهی در متن ها شرعی خاطر گردیده‌است. در روایات، استعاذه جهت در پشتیبانی ماندن از وسوسه‌های شیطان، دشمنی بدکاران، زخم حیوان ها گزنده و موذی و فقر و دست‌تنگی پیشنهاد رزرو مسجد توفیق مشهد شد‌ه‌است.

مداقه استعاذه
استعاذه در تمدن اسلامی به ویژه در قرآن کریم و مهربان، دعایی میباشد که بوسیله آن، آدم برای رویارویی با آفات، مخاطرات، و معاندان درونی و بیرونی از خدا کمک میجوید.[۱] کلمه و واژه استعاذه از ریشه (ع و ذ) گرفته میباشد. در قرآن مجید، ۱۷ توشه مشتقات «‌عوذ‌» به عمل رفته میباشد[۲] که بیشتر از همگی، به طور عُذْت، اَعوذُ، یعوذون، مَعاذ به شغل رفته میباشد و ۴ توشه در صیغه امری «‌اِسْتَعِذْ‌» و ۴ توشه به طور قل اعوذ آمده میباشد.[۳] درین آیه ها جز یک توشه که در ذکر پلیدی و شماتت دفاع یافت کردن آدمیان از جن حرف گفته میباشد، در دیگر موردها، معبود تحت عنوان فقط پشت و جانبداری شناسانیده شماره مسجد توفیق مشهد شد‌ه‌است.

دو سوره ناس و فلق، به استعاذه و حفاظت بردن به پروردگار متعال تخصیص یافته میباشد و این دستور آرم دهنده التفات این قضیه در قرآن کریم و مهربان میباشد. این دو سوره که با خطاب به نبی(ص) و امر به استعاذه شروع می شود، از به عبارتی صدر اسلام به «‌مُعَوَّذَتَیْن» آوازه یافت و جانشین اشکال تعویذهای غلط بعدازظهر جاهلی شد. نبی اکرم(ص) خواندن معوذتین را شایسته ترین نحوه جهت درپناه ماندن می‌دانستند[۴] و در شغل بارها امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) را به‌این دو سوره تعویذ مسجد طالقانی مشهد می‌نمودند.[۵]

کلمه و واژه‌های استعاذه
صیغه‌های گوناگونی همچون «‌اعوذُ‌» و «‌استعیذُ‌» نیز در روایات اسلامی استفاده گردیده‌است.[۶] واژه و کلمه «‌لَوذ‌» سیرتکامل دیگری از واژه و کلمه «‌عوذ‌» میباشد که در روایات به معنای دفاع بردن به خدا از شر چیزی آمده میباشد، مانند «‌بک استغثت و لذت و لا الوذ بسواک‌»به تو دفاع آوردم و از تو فریادرسی خواستم، به تو پشتیبانی آوردم و جز به تو هواخواهی نمی‌آورم [۷] گاه معنا استعاذه با کلمه ها مترادفی مثل «‌التجاء »، «‌استجاره‌» و «‌استغاثه‌» به عمل رفته، و حتی واژگان غیر هم معنی، مانند «‌لبیک »، گویای دقت و استعاذه به پروردگار تلقی گردیده‌است. [۸]

استعاذه به معبود و نفی استعاذه به غیر
قرآن با نزول اول سوره‌های مکی مانند سوره ناس و سوره فلق، استعاذه واقعی را فقط تامین بردن به معبود از هر شر و بدی و وسوسه شیطانی دانسته میباشد. به همین شکل، قرآن کریم و مهربان اتهام رابطه رسول(ص) با شیاطین را به صراحت رد می‌نماید.[۹] و شاید به همین جهت بوده میباشد که، فرستاده(ص) امر یافته میباشد همواره قبل از قرائت قرآن، از شیطان ترد شده به آفریدگار جانبداری آورَد[۱۰] تا به‌این وسیله پاسخی توانا به تهمتهای پی در پی مشرکان باشد.[۱۱]

عرب قبل از اسلام نیز برای رهایی از ناگواری‌ها و شرور، تعویذهای متعدد برای مثال: رُقیه، نُشره، نَفره، تَمیمه و... به شغل می‌بردند. آنها همینطور از ساحران و کاهنان امداد می‌طلبیدند که مدعا بودند با موجودات غیبی همانند جن و شیطان رابطه داشته و از رازهای نهفته باخبر میباشند. این عموم گاه برای نگهداری خویش از رویدادها به جن پشتیبانی می‌بردند؛ چنان‌که هنگام مسافرت به سرزمینی ناشناخته، خویش را در تامین جنی که مالک و تعالی آن وادی بود، قرار می‌دادند.[۱۲] قرآن کریم ومهربان در سوره جن[۱۳] با اشاره بدین درنگ غلط، جانبداری بردن گروهی از آدمیان به جن را موجب گمراهی و ضرر بیشتر آنها بر شمرده میباشد.[۱۴]

بازدید : 55
چهارشنبه 17 بهمن 1403 زمان : 9:39


سید ابوالقاسم شجاعی
سید ابوالقاسم شجاعی دارای اسم و رسم به سید قاسم شجاعی (۱۳۱۲-۱۳۹۷ش)، خطیب، واعظ و مدیحه‌خوان شیعه در طهران بود. او از شاگردان خاص محمدتقی فلسفی بود و سخنوری را بیشتر از وی فراگرفت.[۱] وی همینطور از شاگردان جعفر خندق آبادی، امام‌اهوازی[۱] و رجبعلی خیاط بود.[۲] از خندق‌آبادی فلسفه و دروس مقدمات و سطح حوزه و از امام‌اهوازی تعبیروتفسیر را آدرس مسجد توفیق مشهد آموخت.[۳]

شجاعی در آذر ۱۳۴۳ش، یاروهمدم با روحانیان دیگری مثلا مرتضی مطهری، محمدتقی فلسفی و احمد کافی، در حکومت پهلوی دستگیر شد.[۴] در گزارش ساواک درباره انگیزه دستگیر وی آمده بود که در ۱۸ بهمن ۱۳۴۲ش، قبل از احمد کافی در مسجد خانی‌آباد طهران بر منبر رفته و در امر دستگیری آیت‌الله خمینی بیانات مغایر مصالح مرز و بوم کرده است.[۵] وی در اردیبهشت ماه ۱۳۴۴ش به دو ماه زندان محکوم رزرو مسجد توفیق مشهد شد.[۶]

سید ابوالقاسم شجاعی در سخنوری مهارت داشت.[۷] وی با هدایت استادش خندق‌آبادی با منبر و تبلیغ آشنا شد.[۸] محمد شریف رازی در نصیب مشاهیرِ گویندگان و نویسندگان متعلق به حوزه علمیه‌های قم، مشهد و طهران در کتاب گنجینه پژوهشگران او‌را معرفی نموده است.[۹]تاج لنگرودی نیز در کتاب گفتار وعاظ یک سخنرانی او‌را منعکس نموده است.[مستلزم منبع] آورده شده که در تفسیر خواب هم سررشته داشت.[مستلزم منبع] شجاعی از مؤسسان هیئت فاطمیون در سال ۱۳۴۷ش در طهران بود[۱۰] و از اعضای هیئت‌امنای حسینیه فاطمیون نیز به شمار شماره مسجد توفیق مشهد میرفت.[۱۱]


سید ابوالقاسم شجاعی در کنار محمد تقی فلسفی در راهپیمایی تاسوعای [[ ۱۳۵۷ش. طهران]]

تشییع سید قاسم شجاعی؛ حسینیه فاطمیون در طهران
شجاعی در طهران منبر می رفت و در بعضا کشورهای اروپایی و آسیایی نیز سخنرانی نموده است.[۱۲] وی معتقد بود سخنرانی از روی ورقه هنر وجود ندارد و منبری می بایست از یاد خویش به کار گیری نماید.[۱۳] سید ابوالقاسم شجاعی در سال ۱۳۱۲ش در طهران متولد شد و در ۲۱ مهر ۱۳۹۷ موازی با ۳ صفر ۱۴۴۰ق بعداز مدتی بیماری در طهران درگذشت[۱۴] و در ۲۳ مهر در طهران تشییع شد، سید محمدحسین میرسجادی بر وی نماز خواند.[۱۵] لاشه وی به کربلا منتقل شد و در ۲۸ مهر در گورستان وادی کربلا دفن مسجد طالقانی مشهد شد.[۱۶]

پانویس
«هرچه میباشد درین منزل میباشد»، مقر استحضار‌رسانی حوزه.
«حجت‌الاسلام شجاعی درگذشت»، خبرگزاری قانونی حوزه.
«وارد هر مجلسی شدم محصول آن همراهم بود»، وب سایت همشهری آنلاین.
«سندها مرتبط با وعاظ و خطبای بازداشتی و تبعیدی از سال ۱۳۴۲ تا بهمن ۵۷»، ص۲۶۴؛ حجتی کرمانی، «یادی از یک ذاکر مخلص امام حسین(ع)»، وبسایت خبر نامه داده ها.
باغ روغنی، «دستگیری سید ابوالقاسم شجاعی و روضه خوان احمد کافی از سوی ساواک»، وبسایت پانزده خرداد ماه.
«این‌ها جزو مخلصین اول انقلاب بودند...»، ص۴۰.

بازدید : 18
سه شنبه 16 بهمن 1403 زمان : 12:07


ارشادوراهنمایی جاهل
راهنمایی جاهل یا این که اعلام جاهل مطلع‌سازی و هدایت شخصی میباشد که به‌ادله غفلت، بیماری آلزایمر و یا این که ناآگاهی، از حکم فقاهتی (جهل به وجوب نماز آیه ها) یا این که قضیه آن (جهل نسبت به نجس بودن جامه در زمان اقامه نماز) بی‌خبر آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

معنی راهنمایی جاهل با فرمان به دارای اسم و رسم و نهی از منکر گوناگون میباشد، چون در باب به پر اسم و رسم، شخص نسبت به حکم و قضیه باخبر میباشد، درحالی‌که در موعظه جاهل، شخص از یک کدام از یا این که هر دو ناآگاه میباشد. نظیر اینکه میداند نوشیدن شراب حرام میباشد اما به تصور اینکه باطن پیالهِ شراب، سرکه میباشد قصد داراست آن رزرو مسجد توفیق مشهد را بنوشد.

فقیهان درباره حکم موعظه جاهل سه عقیده مطرح کرده‌اند. عقیده اولیه، آن را سوای هیچ قید و شرطی واجب می داند. عقیده دوم، که عبدالنبی عراقی نیز از علاقه مندان آن میباشد، این نظر را دارد که در احکام و مقررات اسلام، واجبی به اسم پند جاهل نیست، مگر در مواقعی که راهنمایی به‌تیتر پیشگفتار‌ای برای دستور به دارای اسم و رسم یا این که نهی از منکر ضروری باشد.در اینگونه مواقعی، موعظه وظیفه‌ای دینی میباشد، اما در غیر این شکل تکلیفی برای ارشادوراهنمایی جاهل نیست. عقیده سوم براساس موقعیت متعددِ شخص جاهل و نوع جهل وی، بینش‌های متفاوتی ارائه میدهد. بعضی در‌این تیم، وجوب پند جاهل را مقیّد به سؤال جاهل و یا این که آن را منوط به تأثیر پند بر فعالیت شخص شماره مسجد توفیق مشهد می دانند.

در‌این بین بعضا نظیر روضه خوان مرتضی انصاری، خویی، طباطبایی یزدی و امام خمینی معتقدند که پند جاهل تنها در احکام فقهی واجب میباشد و برای ثابت آن به آیاتی نظیر آیه نفر، آیه اهل‌الذکر و همینطور استدلال عقلی و اجماع استناد کرده‌اند البته در وجوب پند جاهل در آنچه که قضیه فرنگی قرار میگیرد در میان فقیهان اختلاف آرا وجود مسجد طالقانی مشهد داراست.

بیشتر فقیهان معتقدند که اقتضای عامل وجوب پند، راهنمایی در جهل به حکم میباشد و دلیلی بر وجوب موعظه در موضوعات نیست بلکه بعضا از فقیهان در شکل اذیّت شدن جاهل بر تاثیر اعلام یا این که افتادن در عُرمز و حَرَج، قابلیت حرمت آن را داده‌اند. اما کارها مهمی مانند مراقبت جان، ناموس و آبرو، به‌تصریح بعضی، از حکم فوق مستثنی میباشد و پند جاهل در‌این مورد ها واجب میباشد. ولی بعضا فقیهان مانند علامه حلی بر واجب بودن راهنمایی در موضوعات، مانند وضو یا این که غسل اشتباهی، تأکید کرده‌اند و این پند را از باب «فرمان به مشهور» دانسته‌اند.

بازدید : 64
دوشنبه 15 بهمن 1403 زمان : 14:20


منابع فقه
منابع فقه اسلامی عبارتند از دسته پاراگراف‌هایی (اعم از آنکه عقل بدین جمله‌ها پی برده باشد یا این که صرفا بوسیله شارع گفته شده باشد) که شخص مطلع به علم ها مورد نیاز (مثل فقه، اصول فقه، دانش الحدیث و…) می تواند با به کار گیری از آنان احکام دینی فرعی را به‌دست آدرس مسجد توفیق مشهد آورد.[۸]
از بینش فقهای شیعه، این منابع اصولا دو عددند و عبارت اند از نقل و عقل ما به‌طور سنتی و برای مقایسه پذیرتر شدن با بقیه مذهب ها اسلامی به طور چهار تیم شمرده گردیده‌اند: کتاب، سنت، عقل و اجماع.[۴]
فقهای مذهب‌ها اهل سنت، (برای مثال حنفیان)، قیاس و استحسان را نیز مثلا منابع استنباط دانسته‌اند. (البته عقل را مثلا منابع فقه محسوب رزرو مسجد توفیق مشهد نکرده‌اند).[مستلزم منبع]

احکام فقاهتی
در فقه به هر شغل ازروی میل که بشر قادر است ایفا دهد، یک حکم شرعی را نسبت میدهند.[۹] طریق تقسیم احکام فقاهتی از این قرار شماره مسجد توفیق مشهد میباشد:

جائز: کارهایی که یک مسلمان اذن داراست جاری ساختن دهد که خویش سه گروه‌اند:
مباح: ایفا دادن و جاری ساختن ندادن آن شغل از دید آیین مانعی ندارد.
مکروه: رخنه‌ کردن آن فعالیت عالی میباشد البته اعمال دادن آن نیز مجاز میباشد.
مستحب: ایفا دادن آن فعالیت عالی میباشد ولی اعمال ندادن آن هم انواع فقاهتی ندارد.
واجب: می بایست آن شغل صورت بپذیرد و سوراخ آن از لحاظ دینیً گناه میباشد و مجاز وجود ندارد.
حرام: نباید آن عمل صورت مسجد طالقانی مشهد پذیرد.[۱۰]
بنابر این یک دانا خلال بدست آوردن شیوه اعمال مناسک دینی از منابع فقه، می بایست حکم هر کاری را نیز معلوم نماید. ولی در صورتی پس از آنکه در منابع شرعی جستجوی مایحتاج را ایفا اعطا کرد در حرام بودن چیزی شک و تردید کرد، با برقراری موقعیت اصل برائت اعلام می گردد که مسلمانها می توانند آن شغل را اجرا دهند.[۱۱]

تاریخ فقه
در سال‌های اولیه ظهور اسلام، دانش فقه معنای مصطلح فعلی را که در کنار بقیه علم ها حکمت و تعبیر و سخن قرار می گیرد نداشته‌میباشد. [مستلزم منبع]
قرآن مؤمنان را دعوت می‌نماید تا به مرکزها فرهنگی وارد شوند تا در اصول و فروع آئین دانا شوند.[۱۲] (ولی آیهٔ نام برده، نمی‌تواند مستقیماً به اصول و فروع یا این که بنیان و دانشی که صدها سال آن گاه «فقه» نامیده شد ارجاع دهد. فقه نهادی میباشد که فارغ از ظهور نهضت ترجمه و فقط با خوانشی عرفی از قرآن قابلیت ظهور نمی‌یافت. طرز‌شناسی فقه دشوار متأثر از منطق ارسطویی، مقولات عشر، کلیات خمس و مفاهیمی مانند «زمینه»، «محمول»، «مورد»، «قیاس»، «استقراء»، «انقطاع، ظن، تردید» و انبوهی از جمله‌های دیگر میباشد که با نهضت ترجمه به مباحث کلامی و شرعی مسلمان‌ها منش یافتند)[۱۳] این فقاهت مشمول عقاید و خلق و خوی و حقوق و دستمزد بوده‌میباشد.[۱۴]
از آن جا که اهل سنت باب تفقه را بر روی خویش بستند، تاریخ فقه را در نزد آنان بایستی از زاویه‌ای دیگر نگریست. ولی دربین شیعه ها فقه ادامه یافت، لذا می‌قدرت عصر‌های فقه را درعناوین پایین خلاصه کرد:

عصر نخستین: تخصیص به روش نقل عین احادیث با بیان اوراق دارااست. این‌شیوه که از آن به «فقه مستند» نیز حافظه میشود، حتی در طول حضور امامان شیعه نیز وجود داشت. البته از دید گستردگی، نحوه گردآوری‌آوری و تهیه آنان، در مقایسه با کتاب ها دینی بعداز غایب بودن، در سطحی بسیار ذیل و محصور قرار داشت: نحوه ذکر فقه در پوسته لفظ ها احادیث و با بیان اوراق، تا مجال کتابت کتاب کافی معمول بوده و از آن فرصت به بعد از آن به تدریج در اثر ها فقهاء به چشم می خورد؛ به این ترتیب رخ پر اسم و رسم این‌شیوه، روضه خوان کلینی میباشد.
زمان دوم: روش ذکر احکام با کلمه ها خویش روایات و با حذف ورقه ها بوده‌میباشد. این راه از اوایل قرن چهارم هجری و در بعد از ظهر روضه خوان کلینی پدیدآمد. علی بن بابویه پدرشیخ صدوق و صاحب و مالک کتاب شرایع از او‌لین کوشندگان در این مورد به حساب میآید. وی اول توشه کتاب دینی مجرد از مدرک قصه و مانند تاثیر منحصر به فرد به مؤلف و نشانه دهنده فتوی و لحاظ مؤلف را تألیف کرد. روضه خوان صدوق، ابن ابی عقیل، ابن جنید، روحانی موءثر، سید مرتضی، سلار، ابوالصلاح حلبی و ابن براج از سایر فقهایی میباشند که درین زمان می‌زیسته‌اند.
عصر سوم: تخصیص به نحوه ذکر احکام در پوسته عباراتی فردی خویش مجتهد داراست. این راه که به «فقه مستنبط» نیز خوانده می‌گردد، بوسیله محمد بن حسن بن علی الطوسی مشهور به روضه خوان طوسی نهاد گذاشته شد، وی با کتابت کتاب المبسوط نحوه جدیدی را در تبیین و تدوین مسائل شرعی به وجود آورد و برخلاف گذشتگان که فتاوی خویش را درقالب لفظ ها روایات (با بیان یا این که حذف مدرک) ذکر می‌کردند، با کلمه ها خودش به نقص‌ فتوی پرداخت و روش نقل فتوی بدور از جمود بر لفظ ها ماجرا و با لغات فردی مجتهد را درتدوین کتاب ها شرعی تأسیس کرد. این‌شیوه راهگشای کیفیت تألیف کتاب ها دینی بعداز روضه خوان گشت که تاکنون نیز ادامه دارااست.
زمان‌های تازه دینی که در آن نقش اجتهاد برجسته خیس شد و توکل فقها بر مکث بیشتر. ولی بعداز مدتی هم زمان با افول عقل‌گرایی در غرب جریانی دربین شیعه ها نفوذ کردند که عقل را بر زمین گذاشتند. تا آنکه روحانی انصاری توشه دیگر پیروز شد تاخیر را با صحنه برگرداند و بعدازظهر طلائی اجتهاد را شروع کرد.[۱۵]

بازدید : 24
يکشنبه 14 بهمن 1403 زمان : 10:01


معارضان نبوت زنان
بیضاوی مفسر اهل سنت اعتقاد دارد مسلمان‌ها، اجماع دارا‌هستند که زنان به رده نبوت نمی رسند.[۸۲] بعضا نیز معارضان نبوت زنان را «اکثر وقت ها قریب به واقعه علماء» آدرس مسجد توفیق مشهد دانسته‌اند.[۸۳]

علامه طباطبایی این نظر را دارد زنان به منزلت نبوت نمی رسند و نمی‌توانند وحی که به پیامبران میرسد را اخذ نمایند. به گفته او وحی اختصاصی در وحی نبوت وجود ندارد و نوع دیگری از وحی وجود داراست که به عبارتی الهام و اخذ قلبی میباشد ـ خواه در بیداری یا این که خواب ـ که تخصیص به پیامبران نداشته و غیر آن‌ها‌را مشتمل بر میگردد؛ بدین ترتیب وحی به مامان موسی[۸۴] به مانند وحی به زنبور عسل بوده[۸۵] و ثابت نبوت نمی‌نماید.[۸۶][یادداشت ۶] فخر رازی نیز از نشانه‌ها قرآن به کار گیری کرده که خدا هیچ‌ یک از زنان را نبی قرار نداده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۸۷]

آیت الله جوادی آملی نبوت را به دو نصیب نبوت اِنبائی و نبوت تَشریعی تقسیم می‌نماید. وی این نظر را دارد نبوت تشریعی که به عبارتی رسالت میباشد به دلیل این‌که یک شغل اجرایی میباشد به مردان واگذار گردیده‌است؛ ولی نبوت انبائی که شخص از روش وحی با خبر میشود که در عالم چه می‌گذرد، تخصیص به مردان ندارد و زنان نیز بدین جایگاه شماره مسجد توفیق مشهد دست مییابند.[۸۸]

یکی دلایلِ معارضان نبوتِ زنان، تعبیر و تفسیر «رجال» در آیه «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي‏ إِلَيْهِ؛ و پيش از تو جز مردانى از عموم شهرها را كه به آن ها وحى می‌‏كرديم نفرستادیم»[۸۹] میباشد که واژه و کلمه «رجال» به معنای مردان بوده و علامت می دهد فقط مردان به‌این جایگاه مسجد طالقانی مشهد می‌رسند.[۹۰]

موافقان نبوت زنان
قُرْطُبی، مفسر قرن هفتم قمری،[۹۱] و تقی‌الدین سُبْکی، از فقها و محدثان اهل‌سنت در قرن هشتم قمری،[۹۲] به نبوت حضرت مریم معتقد بودند؛ چون خدا به واسطه فرشته به مانند دیگر پیامبران به وی وحی رساند. آیه ۴۲ سوره آل‌عمران و بیان اسم مریم در کنار دیگر پیامبران، از دلایل نبوت مریم شمرده گردیده‌است.[۹۳]

ابن‌حَجَر عَسْقَلانی از عده ای مانند ابوالحسن اَشْعری، متکلم قرن سوم و ابن‌حَزْم، از عالمان قرن پنجم قمری، نقل کرده که به نبوت زنان اعتقادوباور داشتند.[۹۴] ابن‌تمهید، حوا، ساره، هاجر، مامان موسی، آسیه و مریم را تحت عنوان نبی معرفی نموده است.[۹۵] این مجموعه به دلیل‌ای به عنوان مثال بعضی آیه‌ها قرآن[۹۶] استناد کرده‌اند که به برگزیدگی و برتری قبیله ابراهيم و قبیله عمران بر عموم دنیا از سوی آفریدگار اشاره نموده است.[۹۷][یادداشت ۷] اینان مدعا می‌باشند که از آیه ها قرآن تخصیص رسالت به مردان فهمیده میشود؛ اما در آیه‌ها قرآن، دلیلی بر نفی نبوت زنان یافت نمی شود.[۹۸]

بازدید : 13
شنبه 13 بهمن 1403 زمان : 9:39


انشعاب در شیعه امام صادق
بعد از شهیدشدن امام راست گو(ع) فرقه‌های مختلفی در شیعه بوجود آمد و هر تیم یکی‌از پسران اورا امام شمردند. بیشتر شیعه ها، امامت امام موسی کاظم(ع) را تحت عنوان امام هفتم پذیرفتند.[۱۴۷] گروهی از شیعه‌ها، مرگ اسماعیل، پسر ارشد امام درستگو(ع) را انکار کرده، او‌را سزاوار امامت می‌دانستند. شماری از این دسته، که از حیات اسماعیل مأیوس شدند، پسر اسماعیل، محمد را امام آدرس مسجد توفیق مشهد دانستند.

این تیم به اسماعیلیه آوازه یافتند. بعضا دیگر عبدالله اَفْطَح، دومی پسر امام راست گو(ع)، را امام دانسته، به فَطَحیه دارای شهرت شدند؛ البته بعداز مرگ وی که حدود ۷۰ روز بعداز شهید شدن امام راست گو(ع) صورت بخشید، به امامت موسی بن جعفر(ع) معتقد شدند. شماری نیز به تبعیت از فردی به اسم ناووس در امامت حضرت راست گو(ع) توقف کردند و فرقه ناووسیه را به وجود آوردند. توده‌ای هم به امامت محمد دیباج، دیگر فرزند امام راست گو(ع)، رزرو مسجد توفیق مشهد معتقد شدند.[۱۴۸]

تعطیلی قانونی سالروز شهید شدن در کشور ایران
در جمهوری اسلامی ایران، ۲۵ شوال تحت عنوان سالروز شهیدشدن امام راستگو(ع) تعطیل قانونی میباشد. این تعطیلی با سفارش آیت‌الله کاشانی و فرمان محمد مصدق انجام یافته میباشد.[۱۴۹] بعضی از مراجع پیروی کشور ایران در قم، در‌این روز در هیئت‌های سوگواری حضور می یابند و پیاده به مقبره حضرت معصومه(س) شماره مسجد توفیق مشهد می روند.[۱۵۰]

تألیفات امام درستگو(ع)
در برخی از کتاب‌های حدیثی شیعه رساله‌ها یا این که طومار‌هایی از امام درستگو(ع) گزارش گردیده‌است که در درستی برخی از آنان شک گردیده است، ولی برخی دیگر در کتبی زیرا الکافی آمده و از اعتبار برخوردارند.[۱۵۱] بعضا از این رساله‌ها مسجد طالقانی مشهد عبارت‌اند از:

رساله امام درستگو(ع) به اصحاب. این رساله دربرگیرنده پیشنهاد‌هایی به شیعه ها در قضیه‌های گوناگون میباشد و در کتاب الکافی آمده میباشد.[۱۵۲]
رساله شرایع الدین به ماجرا اَعمَش. این رساله درباره اصول و فروع آئین میباشد. آن را روحانی صدوق نقل نموده است.
قطعه‌ای از یک طومار در مسئله تعبیروتفسیر
قطعه‌ای از یک طومار به اهل قیاس در انتقاد آنها
الرسالة الاَهوازیه. این طومار برای نجاشی والی اهواز درج شده میباشد. متن آن در کتاب کشف الریبه نوشته شهید ثانی آمده میباشد.
توحید المُفَضَّل یا این که کتاب فَکِّر. این رساله مشمول سخنان امام راستگو(ع) درباره خداشناسی برای مُفَضَّل بن قدمت میباشد که به دلیل تکرار عبارت «فَکِّر یا این که مُفَضَّل» (اندیشه کن ای مفضل) در آن، در قبل به «کتابِ فَکِّر» آوازه داشت. تالیف کننده الذریعه مفضل را تحت عنوان صاحب و مالک کتاب فکّر معرفی نموده است.[۱۵۳]
رساله اَهلیلَجه.[یادداشت ۳] در‌این رساله امام درستگو(ع) با پزشکی هندی درباره ثابت وجود خداوند رای زنی نموده است. به گفته سید محسن امین، سید ابن‌طاووس، این کتاب را دارای اعتبار دانسته میباشد. همینطور وی از ابن‌ندیم مولف فهرست ابن‌ندیم نقل کرده که کتابت این کتاب بوسیله امام راست گو(ع) از محالات میباشد.[۱۵۴]
متن پر اسم و رسم به تعبیروتفسیر امام راست گو(ع)
تعبیروتفسیر النُعمانی.[۱۵۵]
کتاب‌هایی نیز وجود دارااست که شاگردان امام راستگو(ع) از سخنان وی تألیف کرده‌اند. برخی از آن‌ها که به چاپ رسیده‌اند، عبارت‌اند از:

« الجعفریات» یا این که «الاَشعَثیات» نوشته محمد بن محمد بن اشعث
نثر الدُرَر: متن این کتاب را ابن‌شُعبه حَرّانی در تحف العقول آورده میباشد.
الحِکَم الجعفریه
تیم‌ای از عبارات قِصار (جمله ها کوتاه) به ماجرا سلمان بن ایوب که متن آن در کتاب فرائِدُ السِّمْطَین جوینی آمده میباشد.[۱۵

بازدید : 60
پنجشنبه 11 بهمن 1403 زمان : 9:40


سید ابوالقاسم خویی
سید ابوالقاسم موسوی خویی (۱۲۷۸ش-۱۳۷۱ش) از مراجع تاسی شیعه، رجالی و تالیف کننده گروه ۲۳ جلدی معجم رجال الحدیث و همینطور صاحب و مالک تاثیر تفسیری البیان فی تعبیر و تفسیر القرآن بود. میرزای نائینی و پژوهشگر اصفهانی دو بدن از پررنگ‌ترین استادان وی در فقه و اصول فقه آدرس مسجد توفیق مشهد بوده‌اند.

استارت قانونی مرجعیت خویی بعد از درگذشت سید حسین طباطبایی بروجردی دانسته گردیده و درگذشت سید محسن طباطبائی حکیم، استارت مرجعیت او مخصوصاً در عراق خوانده رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده‌است.

خویی، در حین هفتاد سال درس دادن، یک زمان بدون نقص درس بیرون فقه و شش زمان درس بیرون اصول فقه را درس دادن کرده و یک عصر کوتاه هم به درس دادن تعبیر و تفسیر شماره مسجد توفیق مشهد قرآن پرداخت.

عالمانی برای مثال محمد اسحاق فیاض، سید محمدباقر صدر، میرزا جواد تبریزی، سید علی سیستانی، حسین وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی، سید موسی صدر و سید عبدالکریم موسوی اردبیلی از شاگردان خویی معرفی مسجد طالقانی مشهد گردیده‌اند.

آیت‌الله خویی در فقه و اصول فقه، نظرها و آرای قابل توجهی داشته که گاه با نظرها دارای شهرت فقیهان شیعه مختلف میباشد. برخی منابع، فتاوای متعدد اورا تا ۳۰۰ آیتم دانسته‌اند. مخالفت با ملزم بودن کافران به اعمال فروع آیین، عدم تایید نسبی بودن استارت ماه قمری و مخالفت با اعتبار آوازه فتوایی و اجماع، بعضی از ایده ها متعدد وی در فقه و اصول فقه میباشد. خویی در زمانه مرجعیت خویش، اقداماتی در راستای تبلیغ آیین، رواج تشیع و کمک رساندن به نیازمندان نموده است؛ مثلا ساختن کتابخانه، مکتب، مسجد، حسینیه و درمان گاه در کشورهای کشور‌ایران، عراق، مالزی، انگلستان، امریکا، هندوستان.

خویی در دهه ۱۳۴۰ش، موضع ها و بیانیه‌هایی علیه دولت پهلوی داشته میباشد؛ اعتراض به حادثه فیضیه در سال ۱۳۴۲ش از این گزاره‌اند. او بعداز آغاز انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در جمهوری اسلامی ایران و دیدار فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی با وی و شک وتردید و شبهه‌های اتفاق افتاده بعداز این دیدار، در مواقعی به عنوان مثال تمامی‌پرسی انتخاب نظام جمهوری اسلامی و همینطور نبرد عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، به دفاع از انقلاب و ایران پرداخت. وی در جریان انتفاضه شعبانیه شیعه‌ها عراق و گزینش شورای رهبری برای اداره بخشها پایین مدیر شیعه‌ها، پایین فشار حکومت صدام حسین قرار گرفت و تا نقطه پایان قدمت در حصر خانگی بود.

بازدید : 23
چهارشنبه 10 بهمن 1403 زمان : 15:30


رخداد حَرّه،

اسم اتفاق واکنش خشونت‌آمیز لشکر شام به فرماندهی مسلم بن عقبه با قیام عموم مدینه. در سال ۶۳ قمری عموم مدینه به رهبری عبدالله بن حَنظَلة بن ابی‌ عامر علیه حکومت یزید بن معاویه قیام کردند. درین رخداد، بخش اعظمی از عموم مدینه، به عنوان مثال ۸۰ بدن از صحابه فرستاده(ص) و ۷۰۰ بدن از حافظان قرآن کشته شدند و اموال و نوامیس عموم به غارت آدرس مسجد توفیق مشهد رفت.

امام سجاد(ع) درین قیام با عموم مدینه هم پا نشد؛ اما در منزل‌ خویش، به اکثری از زنان و کودک ها و حتی اهل و عیال و دور‌وبری ها مروان ‌بن حکم حفاظت رزرو مسجد توفیق مشهد بخشید.

معنای حره و مجال وقوع
به سنگستان سیاه‌رنگ، حرّه می گویند[۱] و زیرا این قیام از سنگستانی در شرق مدینه به اسم «حرّه واقم» (واقم اسم شخص یا این که اسم بستگان ای میباشد)یا این که «حرّه زُهره» (منسوب به بنی‌زهره از اقوام یهود)؛[۲] آغاز شد، به‌این اسم دارای اسم و رسم شوید. موفق منابع تاریخی، رخداد حرّه را روز دوم ذیحجه یا این که دو سه روز ما‌نده به انتها ذیحجه ۶۳ق بیان کرده‌اند.[۳] بعضی منابع نیز آن را در شماره مسجد توفیق مشهد سال ۶۲ دانسته‌اند.[۴]

موضوع‌های قیام
از احادیث اینگونه برمی‌آید که عبدالله بن حنظلة بن ابی‌عامر نقش مهمی در صورت‌گیری این حرکت داشته و حتی عموم با وی تحت عنوان رهبر قیام، بیعت کرده بودند.[۵] درباره لوازم و علل اتفاق حره، قصه‌های گوناگونی رسیده میباشد. بنابر بخش اعظمی از گزارش‌ها، منشأ اعتراض و قیام عموم مدینه خرابی یزید بود. طبق این احادیث، والی مدینه، هیئتی از بزرگان شهر برای مثال عبدالله بن حنظله را برای ملاقات با یزید به شام ارسال کرد. هیئت سابق الذکر به محض برگشت از شام، در قبال عموم به فسق و فجور آشکار خلیفه سند دادند و عموم را به مبادرت برای خلع یزید از خلافت دعوت مسجد طالقانی مشهد کردند.[۶]

تیم‌ای دیگر از گزارش‌ها، قیام عموم مدینه را راجع‌به با قیام عبدالله بن زبیر در مکه دانسته و حتی گفته‌اند عبدالله بن حنظله از عاملان ابن زبیر بوده میباشد.[۷]

پاره‌ای از گزارش‌ها نیز، نارضایتی از سیاست اقتصادی معاویه را که به تنگدستی و بروز گرسنگی سبب گردیده بود، جزو دلایل قیام برشمرده‌اند.[۸] امویان و مثلا معاویه بدان عامل که آن‌ها را سهیم در قتل عثمان می‌پنداشتند[۹] و همینطور در نزاع صفین هم پا امیرمومنان(ع) بودند،[۱۰] آن‌ها را از مواهب اقتصادی محروم کرده بود تا بدان محور که حتی از یک درهم هم دریغ می کرد، آن ها نیز در مقابل، قافله تجاری خلیفه را توقیف و چپاول کردند و همین فرمان منتهی به رخداد حره شد.[۱۱]

بازدید : 55
دوشنبه 8 بهمن 1403 زمان : 13:57


موضع‌گیری در قبال اقدامات معاویه
هر تعدادی امام حسین(ع) در زمان حکومت معاویه، عملی بر ضد وی اجرا نداد، اما به گفته پیامبر جعفریان، تاریخ‌پژوه، ارتباط ها امام و معاویه و گفتگوهایی که فی مابین آن دو شکل گرفت، آرم از آن دارااست که امام حسین(ع) از دید سیاسی، مشروعیت قطعی معاویه را نپذیرفت و در قبال آن تسلیم آدرس مسجد توفیق مشهد نشد.

[۱۵۲] از لحاظ او، یکی مهم ترین دلایل، طومار کامل امام به معاویه میباشد که در آن به جنایات معاویه در حق شیعه ها اشاره گردیده است.[۱۵۳] در عین هم اکنون از گزارش‌های تاریخی برمی‌آید که معاویه مانند خلفای سه‌گانه در ظواهر به حسین بن علی(ع) احترام می‌گذاشت و اورا تبارک رزرو مسجد توفیق مشهد می‌شمرد

[۱۵۴] و به کارگزارانش امر داده بود که متعرض فرزند فرستاده آفریدگار(ص) نشوند و از بی‌احترامی به او شماره مسجد توفیق مشهد بپرهیزند.[۱۵۵]

جواب امام حسین به معاویه در دعوت به بیعت با یزید
یزید اندیشه و نظریه خویش را آرم داده میباشد؛ تو نیز برای وی به عبارتی را بخواه که خودش منظور: به جان هم پرتاب کردن سگ‌ها و پرواز دادن کبوترها و معاشرت با کنیزکان نوازنده و دیگر اشکال سرگرمی‌ها... [ای معاویه] از این شغل دست بردار! تورا چه فایده که آفریدگار را با توشه گناهی دیدار کنی، بیش تر از توشه گناهی که فعلا مسجد طالقانی مشهد از این عموم به گردن داری!؟

ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۰۹.

معاویه هنگام وصیت به فرزندش یزید نیز بر منزلت حسین(ع) تأکید کرد و اورا دوستداشتنی‌ترین شخص نزد عموم دانست[۱۵۶] و توصیه کرد در شکل غلبه بر حسین از وی درگذرد، به این دلیل‌که وی حقی والا داراست.[۱۵۷]

اعتراض به کشتن یاران امام علی(ع)
مبادرت معاویه در کشتن اشخاصی زیرا حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی و عبدالله بن یحیی حضرمی از مواقعی بود که اعتراض شدید امام حسین(ع) را به‌دنبال داشت.[۱۵۸] و بنابر گزارش منابع متفاوت، طومار‌ای به معاویه نوشت و کشتن یاران امام علی را محکوم کرد و علاوه بر برشمردن بعضی از شغل های ناشایست معاویه، او‌را نکوهید و اعلام کرد: «اینجانب برای خویش و آئین خویش چیزی فراتر از جهاد با تو نمی‌دانم‏». به‌دنبال این طومار آمده میباشد: «اینجانب فتنه‌ای تبارک‌خیس از حکومت تو بر این امت سراغ ندارم».[۱۵۹]

همینطور نقل گردیده‌است که زمانی معاویه در مهاجرت حج[۱۶۰] با امام حسین(ع) رو در رو شد، به وی اظهار کرد: «آیا شنیده‌ای ما چه بر رمز حُجر و اصحاب وی و شیعه ها پدرت آوردیم؟». امام فرمود: «چه کردید؟». معاویه اعلام کرد: «آنان‌را کشتیم، کفن کردیم، بر آنان نماز خواندیم و دفن کردیم». حسین بن علی(ع) ذکر کرد: «البته در‌صورتی‌که ما یاران تو‌را بکشیم، خیر آن‌ها‌را کفن میکنیم، خیر بر آنان نماز میخوانیم و خیر دفن‌شان می کنیم»‏.[۱۶۱]

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 470
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه