loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 17
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 10:33


متکلمان در ذکر ماهیت ایمان و بی دینی اختلاف دارا‌هستند.[۵۶] آرای دربارهٔ ایمان را شماره مسجد توفیق مشهد می‌اقتدار به چهار تیم تقسیم کرد:

ایمان، فقط اقرار زبانی میباشد و بس. این گفته منسوب به کرّامیه میباشد. به اعتقاد و باور آنها منافق، در ظواهر، مؤمن و در درون، کافر میباشد؛ بدین ترتیب منافق در عالم حکم مؤمن و در آخرت حکم کافر را دارااست.[۵۷] رزرو مسجد توفیق مشهد
ایمان معرفت قلبی میباشد و در آن فقط تصدیق قلبی مایحتاج میباشد. بعضا بر این باورند در شرایطی‌که کسی معبود را با قلب خود آشنایی و بعد از آن با زبانش انکار کرد، این شخص مؤمن میباشد.[۵۸]
ایمان معرفت قلبی و اقرار زبانی میباشد و در ایمان هم تصدیق به قلب و هم به لهجه ما یحتاج میباشد.[۵۹] آدرس مسجد توفیق مشهد
ایمان اقرار زبانی و فعل قلب و اعضاوجوارح میباشد. فرقه‌هایی مانند خوارج و معتزله[۶۰] و بعضی متکلمان اشعری[۶۱] زیدیه و اهل حدیث[۶۲] قائل به‌این نظرند. همگی این تیم‌ها در‌این نکته واقعه دارا هستند که کسی که در شغل به واجبات قصور نماید، گناه کار میباشد و معتزله این شخص را سوا ایمان و غیر باطن در شرک میدانند.[۶۳]
مقابل ایمان، شرک میباشد که انکار پروردگار، توحید، نبوت فرستاده اکرم اسلام(ص)، و روز جزا و هر آن چیزی میباشد که از ضروریات آیین اسلام معرفی شد‌ه‌است.[۶۴] ولی عده ای که طاعت را جزو ایمان می دانند، شکاف طاعت را سبب ساز شرک می‌شمارند؛ مانند خوارج که معتقدند مرتکب گناه کبیره کافر میباشد،[۶۵] ولی برنده اندیشمندان اسلامی بر این باورند که مؤمن در حالتی که گناهکار شد و معصیتی از وی رمز زد، از اسم مؤمن بیرون نمی شود، بلکه اورا مؤمن گناهکار می گویند؛ چون گناه کار تصدیق‌کننده خداوند و فرستاده وی و کل آن چیزی میباشد که از احکام شریعت به بشر رسیده میباشد، البته طاعات و عبادات باطن در صحت ایمان نیستند.[۶۶] البته ایمان به معنای اخلاقی آن حقیقتی در قلب و به یاور ترس، ورع و جلوگیری از محرمات میباشد. از این‌رو هر که از محرمات اجتناب نکند از دایره ایمان بیرون می شود و این ایمان واقعیت و کمال ایمان[۶۷] میباشد.

بعضا از حکما در تبیین واقعیت ایمان از سه عنصر معرفت، حالا و فعالیت سود کرده‌اند و بر این باورند که معرفت، دانش به خدا، صفات، اسما، پیامبران(ع)، و معاد میباشد و اصول و مبنا اعتقاد و باور به‌شمار می‌رود. معرفت، وضع را در ادامه می آورد و آن قطع از اغراض طبیعی و رذایل نفسانی میباشد. اوضاع و احوال نیز انجام را در ادامه دارا هستند مانند نماز، زکات، روزه و مانند آن ها[۶۸] حق تقدم در‌این سه عنصر با معرفت و دانش میباشد و بالاترین دانش، دانش مکاشفه و معارف ایمانی میباشد که عمده آن معرفت پروردگار، معرفت اسما و صفات و معرفت افعال الهی میباشد و این معرفت نهایت آخری میباشد که به مراد آن، با جاری ساختن، تهذیب ظواهر شکل میگیرد و با حال و روز، تهذیب داخل و به روزی به واسطه آن متفحص می‌گردد و بلکه این معرفت خویش عین نه و روشن بختی میباشد،[۶۹] البته شرک به معنای اخلاقی آن، عدم معرفت به حقایق ایمان[۷۰] و انکار ولایت ائمه(ع)،[۷۱] یا این که سوراخ عمدی فرایض[۷۲] میباشد.

امام‌خمینی نیز بر این اعتقادوباور میباشد که ایمان به معنای کلامی و شرعی آن، به معنای اطمینان و تصدیق به الوهیت و توحید پروردگار و فرستاده اوست،[۷۳] البته ایمانِ حقیقی وواقعی و حقیقی وواقعی که فراتر از اسلام میباشد، بالاتر از دانش میباشد و به عنصری دیگر غیر از دانش نیاز دارااست که آن عنصر قلبی میباشد؛ همچنان‌که در لغت نیز گرویدن، انقیاد و فروتنی غیر از فهم و شعور و دانش میباشد.[۷۴] به اطمینان وی واقعیت ایمان به عبارتی دانش درست عقلی و بر پایه ی با واقع میباشد که از سکو عقل و حوزه مفاهیم، به منطقه قلب وارد میگردد، به سیرتکامل‌ای که افزون بر تصدیق عقل، قلب بشر نیز آن مقاله علمی و معتقَد عقلی را می‌پذیرد و با آن متحد می شود.[۷۵] ایمان به معارف الهی در واقعیت وقتی پژوهشگر میشود که فرد اولاً حقایق را با پندار و ریاضت عقلی درک نماید که‌این به منزله پیشگفتار‌ای برای ایمان میباشد،[۷۶] لکن دانش به یک چیز (نظیر خدا، معاد، عذاب) با ایمان به آن چیز موازی وجود ندارد، بلکه دانش، تصدیق عقلی و ایمان، اعتقاد و باور و تسلیم قلبی به به عبارتی فرمان میباشد،[۷۷] چنان‌که ممکن میباشد فردی دانش به وجود معبود داشته باشد، البته اعتقاد به آن نداشته باشد؛ برای مثال، معبود در قرآن شیطان را با اینکه دانش به وجود آفریدگار و انبیا(ع)، و معاد داشت[۷۸] کافر خوانده میباشد.[۷۹]

بر این محور امام‌خمینی واقعیت ایمان را امری غیبی و نوری الهی میداند که بر قلب مؤمن وارد می‌گردد و از کمالات روحانیه‌ای میباشد که به واقعیت نوری آن کمتر کسی مطلع میباشد، تا آنجا که خویش مؤمن تا در‌این فقید طبیعت میباشد، از نورانیت ایمان آگاه وجود ندارد.[۸۰] در مقابل، واقعیت بی دینی مخفی‌کردن آن چیزی میباشد که یک شیء استحقاق آن را از دید ذات، صفت یا این که فعل داراست[۸۱] و بی دینی ظلمتی برای قلب میباشد[۸۲] که فروغ فطرت در آن بی سروصدا گردیده[۸۳] و به انکار ضروریات آئین و انکار حق‌بلندمرتبه و انبیای وی می‌انجامد،[۸۴] از این‌رو شرک مخالف فطرت و از فطریات محجوبه میباشد،[۸۵] بدین معنی که زمانی فطرت مهم بشر محکوم احکام طبیعت شد، از دانا روحانیت نجیب میشود و منشأ تمامی شرور و سیاه بختی‌ها می‌شود؛ البته فطرت مخموره فطرت علاقه به کمال و تنفر از نقص میباشد که در بشر گذاشته گردیده و متوجه منزلت روحانیت میباشد،[۸۶] از این‌رو ایمان مبنی بر فطرت و شرک سوا شیوه فطرت میباشد.[۸۷] به اعتقاد امام‌خمینی چنانچه فطرتِ توحید از در میان برود و مکان آن کفر و شرک آید، دیگر شفاعت شافعان بخش آدم نمی شود و بشر جاودانه در عذاب میباشد.[۸۸]

متعلقات ایمان
متکلمان برای ایمان اصول و ارکانی برشمرده‌اند که به منزله مبنا‌های آن میباشد و سوای هریک از آن ها ایمان اثبات نمی شود. در ذکر موادتشکیل دهنده ایمان، گفته‌های گوناگونی وجود دارااست. متکلمان امامیه توحید، عدل، نبوت و امامت[۸۹] و معاد[۹۰] را عناصر و اصول ایمان معرفی کرده‌اند. بعضا نیز سه رکن برای ایمان مطرح کرده‌اند؛ توحید، نبوت و معاد.[۹۱] برخی از معتزله پنج رکن برای ایمان بیان کرده‌اند: توحید، عدل، نبوت، امربه‌مشهور و نهی‌ازمنکر و باور به وعد و وعید.[۹۲] ملاصدرا سه رکن برای ایمان بیان نموده است: معرفت به آفریدگار، معرفت به صراط بدون واسطه و درجات و چگونگی سلوک به سوی آفریدگار و معرفت معاد.[۹۳]

برخی از اهل معرفت هفت رکن برای ایمان بیان کرده‌اند:

ایمان به اسما و صفات معبود؛
ایمان به انبیای الهی(ع)، و کتاب‌های آسمانی؛
ایمان به فرشتگان و شیاطین؛
ایمان به پردیس و دوزخ و جهنم و اخلاق آن‌ها قبل از بشر(ع)،
ایمان آپ تو دیت جزا؛
ایمان به همگی مورد ها قضا و قدر الهی؛
ایمان به مفاد درست از روایات نبی(ص)، و قبول آن‌ها و واجب‌بودن اطاعت از آنان.[۹۴]
امام‌خمینی اصول و عنصرها ایمان را معرفت به پروردگار، توحید و ولایت ـ که ایمان به پیامبران میباشد ـ و ایمان آپ تو دیت معاد، ملائکه و کتاب‌های الهی میداند.[۹۵] وی با استناد به بعضی آیه ها[۹۶] اعتقاد دارااست ایمان، معرفت و محبت به امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب(ع)، و ائمه(ع)، نیز از موادسازنده ایمان میباشد.[۹۷] وی خاطرنشان نموده است که اصول و موادسازنده ایمان با فطرت موافقت دارا هستند؛ اما بعضی از آن‌ها مانند معرفت و توحید از فطریات مهم و بعضا از آن ها از متفرعات‌اند.[۹۸]

ارتباط ایمان و شرک با اسلام
اسلام و ایمان به حیث مضمون‌ با هم تغایر دارا هستند. ایمان به معنای تصدیق و اسلام به معنای انقیاد و فروتنی میباشد.[۹۹] اسلام در قرآن به معانی گوناگونی به‌عمل رفته میباشد؛ گاه به معنای شریعت[۱۰۰] و گاه به معنای تسلیم‌شدن در قبال عزم و دستورهای الهی میباشد که در‌این‌صورت‌ اسلام از مراتب ایمان میباشد،[۱۰۱] چنان‌که اسلام در برخی احادیث به معنای لغوی‌اش به‌شغل رفته که به معنای تسلیم میباشد[۱۰۲] و معمولاً در احادیث اخلاقی به عمل می‌رود.[۱۰۳]

بعضی از متکلمان معتزله و بخش اعظمی از خوارج و زیدیه قائل‌اند اسلام و ایمان به یک معنااند.[۱۰۴] برخی از متکلمان بر این باورند که اسلام با ایمان بر خلاف میباشد و اسلام اعم از ایمان میباشد؛ و هر مسلمانی، مؤمن وجود ندارد،[۱۰۵] چون ایمان ضمن تایید شریعت و اظهار شهادتین، اعتقاد و باور باطنی را نیز پیرو داراست.[۱۰۶] برنده فقها نیز معتقدند اسلام تایید اوامرونواهی میباشد که با بیان شهادتین شکل میگیرد و درپی آن، اولیه سکو از ایمان جای‌دارد که اعتقادوباور قلبی به مضمون شهادتین میباشد.[۱۰۷]

امام‌خمینی دربین ایمان و اسلام قائل به ناهمخوانی میباشد و با استناد به روایاتی[۱۰۸] اعتقاد دارد اسلام باور به الوهیت و وحدانیت پروردگار و رسالت رسول اسلام(ص)، میباشد. وی اعتقاد به معاد را نیز در تحقق اسلام محتمل میداند و بر این اعتقاد میباشد که یقین به بقیه احکام اسلام ربطی به تحقق اسلام ندارد و انکار آن‌ها باعث خروج از اسلام نمیشود،[۱۰۹] اما ایمان فروغ و روشنایی هدایتی میباشد که در قلب جلوه می‌نماید. صفت اسلام در‌صورتی‌که در قلب اثبات گردد و به قلب رسد، ایمان میباشد و لازمه ایمان فعالیت میباشد،[۱۱۰] اما گاهی ایمان به معنای هم معنی با اسلام نیز به شغل می‌رود.[۱۱۱] گاهی نیز ایمان بر اعتقادوباور به توحید و نبوت به یار ولایت امیرالمؤمنین(ع)، گفته می‌گردد. از این‌رو اسلامی که در مقابل این ایمان قرار میگیرد، به معنای اطمینان به آفریدگار و نبوت، فارغ از ولایت میباشد که به عبارتی ایمان اهل سنت میباشد.[۱۱۲] این مفهوم از ایمان در بعد از ظهر ائمه(ع)، رایج بوده میباشد؛ اما وی یادآور شد‌ه‌است که‌این اصطلاح در بعدازظهر ائمه(ع)، به وجود نیامده میباشد؛ چون صحبت ائمه(ع)، به عبارتی سخن پروردگار و پیامبر اوست و ایمان نزد خدا و فرستاده(ص)، غیر از ایمان نزد ائمه(ع)، وجود ندارد، بلکه ایمان قبل از نصب امیرالمؤمنین(ع)، به ولایت، به عبارتی تصدیق به معبود و نبی وی بود البته بعداز نصب امیرالمؤمنین(ع)، و ابلاغ ولایت وی، ولایت از عنصرها ایمان قرار گرفت،[۱۱۳] البته اسلام در قبال بی دینی بیشتر به معنای شرعی و کلامی آن به شغل می‌رود که به معنای شهید شدن به وحدانیت معبود و رسالت رسول آفریدگار(ص)، میباشد

بازدید : 65
پنجشنبه 17 آبان 1403 زمان : 12:23


مدل رازی (سده سوم تا هفتم هجری)

طریق رازی ← نفوذ معماری سابق اشکانی و ساسانی

مهم ترین تحولات معماری عصر سلجوقی (سده چهارم تا ششم هجری) ← تلفیق شماره مسجد توفیق مشهد بی نقص حیاط و گنبد - تبدیل مساجد شبستانی به ایوانی - تشکیل داد بناهای چهار ایوانی - تراس های پهن و کوتاه - قوس های جناغی یا این که تیزه دار - اعتنا زیاد به خشت کاری - تشکیل داد منار و ساختمان بلند های آرامگاهی - کاربرد گنبد رزرو مسجد توفیق مشهد رک مخروطی - تشکیل داد رغبت و مناره (گرایش اژدها در ممسنی عجم اول رغبت تاریخ دار و وابسته به عصر اشکانی)

نکته: مسجد جامع زواره اولیه مثال تاریخ دار به طریق چهار ایوانی میباشد. آدرس مسجد توفیق مشهد

آرامگاهای این عصر به طور ساختمان بلند مانند با نقشه گرد درست شده (گنبد کاووس) یا این که آرامگاه های قبه ای با نقشه یک سری ضلعی (ساختمان بلند های خرقان) و ساختمان بلند های یک‌سری ضلعی (گنبد سرخ و گنبد کبود مراغه)

مدل آذری (سده هفتم و هشتم هجری)

طرز آذری از زمانه مغول شروع شد و در عصر تیموریان به نقطع ی عطف رسید.

خصوصیت کلیدی طرز آذری ← اعتنا به رفعت و بلندی سازه / القای هر چه بیشتر طول سازه / شم کشیدگی

ترویج و تشکیل داد آرامگاهای بلند و ساختمان بلند مانند برای بزرگان و تزئین آن‌ها با کاشی لعابدار بجای خشت (گنبد سلطانیه زنجان)

مهترین دگرگونی معماری سده هفتم و هشتم هجری←

بلندی سازه - گنبدهای ساق بلند - نقشه هشت ضلعی - گنبد دو قالب - گچ کاری رنگی - مقرنس کاری - جایگزینی معرق بجای آجرکاری - حیاط های باریک و بلند - بلند خیس شدن سقف اتاق ها و طول منارها

مهم ترین بناهای این عصر: مسجد جامع ورامین - مسجد جامع یزد - مسجد جامع کرمان - آرامگاه بایزید بسطامی - آرامگاه روضه خوان عبد و بنده الصمد - رصد منزل مراغه - مکتب امیر چخماق یزد - مسجد کبود تبریز - مسجد گوهرشاد - مکتب غیاثیه خواف - ارگ علیشاه تبریز

نکته: درین عصر کاشی معرق جایگزین آجرکاری شد.

مدل اصفهانی (زمان صفویه)

مسجد امام ← به طرز چهار ایوانی ساخته شد گنبد مسجد از دو لایه جداازهم (دو قالب) تشکیل‌شده میباشد. کتیبه هایی به خط ثلث و کاشیکاری معرق دارااست. معمار مسجد علی اکبر اصفهانی میباشد.

مسجد روحانی لطف اله ← بنایی خرد اندازه فارغ از تراس مرکزی (صحن)

گنبد مسجد به نحوه ساسانی تشکیل شده / کاشی کاری مسجد به دو طریق معرق و خشتی هفت رنگ میباشد / سطح های داخلی گنبد دارنده نقوش ترنج / سطح ها بیرونی گنبد دارنده نقوش اسلیمی آبی رنگ و سپید بر مسئله نخودی رنگ میباشد / خوشنویسی مسجد به خط علیرضا عباسی میباشد.

بنای بهتر قاپو ← سازه دارنده تزئینات گچبری های توخالی به صورت ظروف (تنگ بری) متفاوت و صراحی های گرانقدر و خرد میباشد که در جابجایی نوای موسیقی نقش بسزایی دارااست.

رمز در بازار قیصریه (بازار نقش عالم)← بر روی رمز در بازار صحنه های مبارزه فرمانروا عباس و ازبکان و شکارگاه شاهی به خودکار رضا عباسی نقش بسته میباشد.

نکته حائض اهمیت: تیم گنجعلی خان کرمان بنایی میباشد که به طرز اصفهانی تاسیس شده است. این سازه مشتمل بر مسجد، مکتب، کاروانسرا، گرمابه، اب انبار و ضرابخانه میباشد.

نکته حائض اهمیت: طریق اصفهانی در عصر های آن‌گاه آیتم به کارگیری قرار گرفت (معماری زمان زندیه ادامه طریق اصفهانی میباشد)

دیگر بناهای اصلی عصر صفویه به طرز اصفهانی: کاخ چهلستون، کاخ هشت پردیس، مکتب چهارباغ، پل خواجو، پل اله وردی خوان، سی و سه پل.

زمان افشاریه و زندیه ← کلات نادری و عمارت خورشید باطن آن تاثیر شاخص زمان افشاریه میباشد.

معماری زمان زندیه ادامه طریق اصفهانی میباشد.

در زمان زندیه بناهای گلشن حیث، عمارت کلاه خارجی، حیاط تخت مرمر، خلوت کربم خانی و گروه نماینده قانونی (دربرگیرنده مسجد، بازار، گرمابه) میباشد.

5 آزمایش از سوژه معماری اسلامی کشور‌ایران و عالم

تزیینی ترین مدل معماری سنتی جمهوری اسلامی ایران کدام میباشد؟

1) خراسانی 2) رازی 3) اصفهانی 4) آذری

مورد 3 درست میباشد.

آنالیز پرسش:واپسین طریق معماری سنتی جمهوری اسلامی ایران مدل اصفهانی میباشد که تزئیینی ترین مدل معماری کشور‌ایران هم میباشد. او‌لین و معمولی ترین مدل معماری سنتی کشور ایران خراسانی میباشد.

در مدل معماری اصفهانی از به کارگیری از گچبری های توخالی به صورت ظروف (تنگ بری) و اشکال صراحی های خرد و گرانقدر در کاخ خوب قاپو به شغل رفته میباشد. این‌راه تزئیینی از لحاظ بصری در کاهش منعکس شدن صوت و جابجایی طبیعی نوای موسیقی نقش چشمگیری داراست. مدل و طریق مدل معماری اصفهانی در عصر های بعداز خویش گزینه به کار گیری قرار گرفت (گروه ثروت علیخان کرمان). معماری زندیه، ادامه روش معماری اصفهانی میباشد.

بازدید : 17
يکشنبه 13 آبان 1403 زمان : 14:09


بهر جهت این کلمه و واژه در قرآن در معانی تحت به عمل رفته میباشد: شماره مسجد توفیق مشهد
۱. لوح محفوظ (۱ توشه)؛ «و تمام شی ء احصیناه فی امام مبین» [۱]
«و هر چیزی را در کارنامه‌ای پر‌نور برشمردیم».
۲. جاده و راه و روش (۱ توشه)؛ «و انهما لبامام مبین» [۲] رزرو مسجد توفیق مشهد
«و آن دو (شهر، در حال حاضر) بر رمز راهی آشکار میباشد».
۳. تورات یا این که کتاب و پیشوا (۲ توشه)؛ «و اینجانب قبله کتاب موسی اماما و رحمة»[۳][۴]
«قبل از او (نیز) کتاب موسی کاپیتان و مایه عفو بوده میباشد».
۴. پیشوایان الهی و پارسا (۵ توشه)؛ «قال انی جاعلک للناس اماما» [۵]
«فرمود: اینجانب تورا پیشوای عموم قراردادم». آدرس مسجد توفیق مشهد
«و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا» [۶][۷][۸]
[۹]
«و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت می‌کردند».
۵. پیشوایان بی دینی و ضلالت (۲ توشه)؛ «فقاتلوا ائمة الکفر» [۱۰][۱۱]
«پس با پیشوایان بی دینی بجنگید».
۶. معنی کاملی که پیشوایان هدایت و ضلالت را هر دو مشتمل بر میشود (۱ آیتم)؛ «یوم ندعوا تک تک اناس بامامهم» [۱۲]
«خاطر کن روزی را که هر گروهی را با پیشوایان فرا میخوانیم».

۲ - معنای امام در لغت
[دستکاری]
واژه و کلمه امام که از ماده «ام» هست اصولا به معنای «قصد کردن» میباشد. این کلمه و واژه در کتاب ها لغت به معانی مختفی آمده، برای مثال:
۱. هر کس به وی اقتدا می شود و در امور پیشواست.
۲. پیشوا؛ ۳.استاد؛ ۴. جاده و منش؛ و مانند آن.
ظاهرا ریشه کلیه آنان «قصد کردن یار و همدم با دقت خاص» میباشد؛ لذا به مامان و اصل و محور چیزی «ام» گویند؛ به دلیل آنکه آیتم اعتنا بشر میباشد یا این که به مقتدا و پیشوا و رهبر «امام» گویند؛ زیرا عموم با اعتنا خاص به سراغ وی میایند. [۱۳][۱۴][۱۵][۱۶].

۳ - امام در اصطلاح
[دستکاری]
از تک تک آیاتی که بیان شد ـ به یاری معانی لغوی ـ این برداشت را می‌اقتدار کرد که: امام در اصطلاح اسلامی و مسلمین به «کسی یا این که چیزی میگویند که با امر الهی، راهنما و هدایتگران ما به خط مش خداست خواه بشر باشد (مثل آیاتی که فرمود: «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا» و «انی جاعلک للناس اماما») یا این که کتاب باشد (مثل آیه‌ای که می فرماید: «و اینجانب قبله کتاب موسی اماما و رحمة»).
همینطور این نکته بدست می آید که: امام در اسلام بایستی یک شرط داشته باشد و آن اینکه در شرایطی که امام «کتاب» باشد می بایست از جانب پروردگار بر فرستاده حق نازل گردیده باشد (در جهت هدایت عموم). در حالتی که «آدم» باشد، اولا: می بایست از جانب خدا مشخص و معلوم گردیده باشد؛ به این دلیل که تفسیر گردیده به «انی جاعلک للناس اماما» یا این که «و جعلنا هم ائمة» و ثانیا: معصوم باشد و به صورت مطلق ستمگر نباشد (چه نسبت به خویش، چه سایر افراد)؛ به این دلیل‌که فرمود: «لا ینال عهدی الظالمین» [۱۷]
«عهد و پیمان اینجانب به بیدادگران نمیرسد».

۴ - خلاصه
[بازنویسی]
امام در اصطلاح اسلامی (از بینش قرآن) دو کاربرد دارااست:
۱. کتابی خانه از جانب آفریدگار بر پیامبر الهی برای هدایت عموم؛
۲. آن بشر رقم خورده از جانب آفریدگار برای هدایت عموم که دارنده منزلت طهارت باشد.[۱۸][۱۹]
مختصات و ویژگیهای امام و منزلت امامت:
از رسیدگی آیه‌ها بدست میاید که کسی که دارنده این منصب الهی میباشد، می بایست دارنده صفات و خصوصیت‌های پایین ـ لا اقل ـ باشد:
۱. جایگاه طهارت: به جهت آیه ۱۲۴ سوره بقره «لا ینال عهدی الظالمین»؛ یعنی، دور از هر سیرتکامل ظلم (ظلم به پروردگار، خویشتن و دیگر افراد) باشد. [۲۰]
۲. رده طاقت: هنگامی امام، این جایگاه را دارا خواهد بود که: دارنده منزلت طاقت (آن هم طاقت مطلق که مشمول گونه های امتحانات و تست‌ها میگردد) باشد؛ «و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا ب آیاتنا یوقنون» [۲۱] «و زیرا طاقت کردند و به نشانه‌ها ما اعتقادوباور داشتند بعضا از آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما (عموم را) هدایت می‌کردند».
۳. منزلت اعتقادوباور: امام، قبل از رده طاقت بایستی دارنده جایگاه باور باشد؛
«و کانوا بآیاتنا یوقنون» که در پی آیه قبلی آمده.
یا این که درباره حضرت ابراهیم ـ قبل از وصال به رده امامت ـ می خوانیم «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السماوات و الارض و لیکون اینجانب الموقنین» [۲۲] «و این سیرتکامل ملکوت آسمانها را به ابراهیم نمایاندیم تا از جملة باور کنندگان باشد». از این آیه ها درمی یابیم که درون و واقعیت دنیا برای امام مکشوف میباشد و از انجام و دل‌های عموم آگاه می باشد.
۴. منصب الهی (انتخاب از جانب معبود)؛ به جهت آیاتی زیرا:
«انی جاعلک للناس اماما» [۲۳]، و «جعلناهم ائمه» [۲۴]، «و نجعلهم ائمه» [۲۵]، و مانند این آیه ها.
۵. هدایت گری: امام برحق کارش هدایت و رهبری جامعه به سوی هدف ها و آرمان‌های الهی و روشن بختی میباشد که از «فقیه فرمان» امر میگیرد. «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا»
[۲۶] «و جعلنامنهم ائمة یهدون بامرنا»
[۲۷].
دانا دستور، به عبارتی عالم جبروت میباشد که خدا در مکان دیگر میفرماید:
«انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون ـ فسبحان الذی بیده ملکوت تمام شی ء و الیه ترجعون»
[۲۸][۲۹] «زیرا به چیزی عزم فرماید کارش این بس که می گوید: باش پس (بی تفکر) مو جود می‌گردد، پس منزه میباشد آن هر کس ملکوت هر چیزی در اختیار اوست و به سوی اوست که بازگردانیده میشوید».
طبق این نشانه‌ها، امام کسی میباشد که جنبة ملکوتی موجودات را رهبری نماید و جامعه ها بشری را نیز به مقصد آخری خود، یعنی شناخت با خداو احیای قیمت‌های الهی برساند و خوشبختی آن‌ها‌را ضمانت نماید.
۶. واسطه سود پروردگار: امام بر حق واسطه نتیجه الهی در اموری زیرا: اعمال دادن خیر و خوبی‌ها، برپاداشتن نماز، پرداخت زکات و عبادت هستند؛ «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة و کانوا لنا عابدین» [۳۰]. «و آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت می‌کردند و به وی ایفا دادن شغل های نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آن‌ها پرستندة ما بودند.

۵ - اصول مسائل امامت
[بازنویسی]
از نظارت آیة ۱۲۴ سوره بقره و بقیه آیه‌ها مرتبط با امامت، می‌اقتدار اصول زیر را سود گرفت:
۱. امامت یک منصب مجعول و قرار دادی از سوی پروردگار میباشد؛
۲. امام بایستی معصوم به پاکی الهی باشد؛
۳. هر فرصت که مردمی روی زمین معاش می‌نمایند می بایست امامی در بین آنان باشد؛
۴. امام می بایست از طرف خداوند پذیرش گردد؛
۵. انجام عموم از امام مخفی وجود ندارد؛
۶. امام بایستی همه اموری را که در جهان و آخرت گزینه احتیاج عموم میباشد، بداند؛
۷. محال میباشد بین عموم کسی پیدا گردد که در فضیلت ها نفسانی از امام رفیعتر باشد.[۳۱][۳۲]

۶ - سود
[دستکاری]
جایگاه امام و امامتی که در قرآن مطرح میباشد (امام به معنای پیشوای بر حق و عادل ره یافته)، مقامی بس گرانقدر و بهتر میباشد که صرفا برخی از پیامبران بدین منصب الهی دست می یابند (لذا در آیه ۲۴ سوره سجده تعبیر و تفسیر به «منهم»؛ یعنی بعضا ازآنها گردیده «و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا»؛[۳۳] همچنان که حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) با اینکه جایگاه نبوت را دارا بود بعداز امتحانات و تست‌هایی که سربلند از آنان خارج آمده، بدین جایگاه می رسد (قل انی جاعلک للناس اماما).
امام کسی میباشد که دارنده روحیه حوصله بلند و باور و کشف و شهودات میباشد و عالم لاهوت را مشاهده می‌نماید، باران و بخشش ونعمت‌های الهی به واسطه وی نازل می گردد، حجت زمین و مجال میباشد.
این جایگاه واپسین مرحله سیر تکاملی بشر میباشد و به تفسیر قرآن «پیمان» خداست که به «جعل» و اعتقاد و باور الهی میباشد ـ خیر به رای و شورا و تعیین عموم ـ حتی فرستاده پروردگار (صلی‌الله‌علی‌وآله) هم مستقیما نمی‌تواند امام را معرفی نماید؛ بلکه به دست سازنده دنیا میباشد.
دیگر اینکه، امامت فقط رهبری ظاهری شرعی و مادی وجود ندارد، بلکه عالم آفرینش و شکل گیری را ذیل لحاظ دارااست. جایگاه امامت در واقع تحقق بخشیدن به نرم افزار ی الهی، اعم از حکومت و اجرای احکام الهی و تربیت و رویش نفوس انسانی، در ظواهر و درون میباشد.

بازدید : 19
پنجشنبه 10 آبان 1403 زمان : 11:45


این مورد که در قرآن تحریف می باشد یا این که وجود ندارد باختلاف تلاوت‌ها و اختلاف بعضا از عبارات و حرکات راجع نمی باشد که اینگونه چیزهائی می باشد و ضرری به قرآن مسجد طالقانی مشهد مجید ندارد، مورد عمده در‌این‌باره دو چیز میباشد:
۱. آیا در قرآن فعلی مطالب اضافه می‌باشد و کمی از آن از حرف معبود وجود ندارد بلکه بر آن اضافه گردیده‌است یا این که خیر؟
۲. آیا در قرآن فعلی نقیصه می‌باشد و کمی از آن از فی مابین رفته و آنچه در چنگ ماست رزرو مسجد توفیق مشهد قسمتی از قرآن‌ اساسی میباشد یا این که خیر؟

۷.۱ - نفی زیادت
تحریف به معنای اولیه به اجماع مسلمین فسخ بلکه بطلانش ضروری میباشد و قرآن فعلی تمامی‌اش صحبت خداست سوای شبهه. در پیشگفتار مجمع البیان در رشتهّ پنجم فرموده به اجماع شماره مسجد توفیق مشهد مسلمین در قرآن زیادت وجود ندارد، [۱۶۴][۱۶۵]
در المیزان فرموده: بر نفی زیادت با اجماع عامل کرده‌اند. [۱۶۶][۱۶۷]
در البیان فرموده تحریف در معنای زیادت به اجماع مسلمین فسخ بلکه بطلانش به بایستگی اثبات میباشد.[۱۶۸]

۷.۲ - نفی نقیصه
امّا تحریف به معنای دوم (وجود نقیصه در قرآن) متسالمُُ علیه فی مابین مسلمین آنست که چنین آدرس مسجد توفیق مشهد تحریف در قرآن وجود ندارد و این عهدوپیمان حق میباشد و دلائلش بعدا نقل شود.
در البیان می گوید: دارای اسم و رسم دربین مسلمانها عدم وقوع تحریف در قرآن میباشد و اینکه قرآن جانور در اختیار ما کلیه قرآن میباشد که بر پیغمبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نازل گردیده.[۱۶۹]
بخش اعظمی از بزرگان بر این نظریه تصریح کرده‌اند به عنوان مثال محمد بن بابویه که قسم به عدم تحریف را از معتقدات امامیه شمرده؛ [۱۷۰] برای مثال روضه خوان طوسی در اولیه تعبیر و تفسیر «تبیان» و آن را از استادش دانش الهدی با برهان قاطع نقل می‌نماید، [۱۷۱] هکذا مفسر شهیر طبرسی در پیشگفتار مجمع البیان، [۱۷۲][۱۷۳] ایضا روحانی جعفر کشف کننده الغطاء در مشاجره قرآن از کتاب « کشف الغطاء»[۱۷۴] و نیز علامه شهشهانی در دعوا قرآن از کتاب « عروة الوثقی» و نیز پیمان به عدم تحریف را به جمهور مجتهدین نسبت داده، مثلا محدث کاشانی در دو کتابش[۱۷۵] و [۱۷۶] همینطور علامه روضه خوان محمد جواد بلاغی در مقدّمه تعبیر و تفسیر «آلاء الرحمن». [۱۷۷]

نگارنده گوید: در صورتی‌که در اقوال بزرگان اهل تعبیر و تفسیر و غیره استیناف کنیم کمتر کسی خوا هیم یافت که قائل به تحریف در معنای نقیصه باشند مگر برخی از آنانکه خیلی سطحی و معمولی‌اند، البته محققان تعالی اسلامی که گردآوری‌ای از آن ها مذکور شد و بزرگانی‌ همانند علامه طباطبائی در المیزان و غیره و علامه خوئی در «البیان» و نویسندگانی امثال فرید وجدی در دائرة المعارف و غیره و غیره به پیکار چنین افراد معدود شتافته‌اند ولی با دلائل قاطع که نقل گردد.
گردآوری‌ای از محدّثین شیعه و عده ای از محدّثان اهل سنت قائل گردیده‌اند که در قرآن تحریف وجود داراست و کمی از آن حذف گردیده‌است، در پیشگفتار مجمع این پیمان را به عده ای از علماء شیعه و جمع‌ای از حشویّه اهل سنت نسبت داده میباشد، [۱۷۸][۱۷۹] حشویّه چنانکه در دائرة المعارف وجدی میباشد گروهی از معتزله می‌باشند که به ظاهر قرآن تمسّک کرده و قائل به جسم بودن خدااند، که منسوبند به حشو یعنی مردمان رذیل.[۱۸۰]
۸ - دلائل عدم تحریف‌
[بازنویسی]
عامل قائلین به وجود تحریف روایاتی میباشد که از شیوه های شیعه و اهل سنّت وارداتی که نقل و ردّ آنان در‌این کتاب اصلی وجود ندارد، طالبان شرح به کتاب ها کامل رجوع و برگشت نمایند؛ برای مثال: المیزان. [۱۸۱][۱۸۲] و البیان آیت‌اللّه خوئی فصل «صیانة القرآن اینجانب التحریف»[۱۸۳]؛ البته کمی از دلائل عدم تحریف به قرار تحت میباشد:

۸.۱ - آیه ها
(اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ‌) [۱۸۴] (ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور جدا آن را محافظت میکنیم)[۱۸۵] منظور از «الذّکر» قرآن میباشد و تعدادی آیه گذشته فرموده: (وَ قالُوا یا این که اَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ اِنَّکَ لَمَجْنُونٌ‌) [۱۸۶] (و کافران گفتند: «ای هر که «بیان» [قرآن‌. ] بر تو نازل گردیده، تو به باور کم عقل‌ای! )[۱۸۷][۱۸۸][۱۸۹][۱۹۰][۱۹۱]
درین آیه آفریدگار با قاطعیّت آحاد فرموده: «قرآن را ما نازل کرده‌ایم و ما قطعا حافظ و نگهدارنده آن هستیم»، با دو تاکید «انّ» و «لام» پس مطمئنا خدا آن را از نقصان و زیادت و از هر جهت دیگر محفوظ خواهد داشت. بعضا احتمال داده‌اند که ضمیر «لَهُ» به حضرت فرستاده (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) راجع میباشد البته این قسم خلاف ظواهر میباشد و هر که در آیه توجه نماید اعتقاد خواهد کرد که منظور از (لَهُ لَحافِظُونَ) مراقبت قرآن و (لَهُ) بر قرآن راجع میباشد.[۱۹۲][۱۹۳][۱۹۴][۱۹۵]
(وَ اِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ• لا یَاْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ) [۱۹۶] منظور از (بَیْنِ یَدَیْهِ) مجال نزول و از (مِنْ خَلْفِهِ) مجال سپس میباشد یعنی: «وی کتاب با عزّتی میباشد که خیر حال و خیر در آجل فسخ را بر آن منش ندارد تا به‌واسطه زیادت و یا این که نقصان و یا این که به هر صورت دیگری بر آن رویکرد یافته و از حجیّت بیاندازد». این قولی میباشد قطعی که معبود قرآن را از شیوه یافتن فسخ عزل نموده است و در صورتیکه نقصی در آن شیوه یابد خلاف آن خواهد بود.[۱۹۷][۱۹۸][۱۹۹][۲۰۰]

۸.۲ - حدیث
حدیث ثقلین که فریقین به‌طور پشت سر هم از نبی آفریدگار (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نقل کرده‌اند فرمود: «اِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی اَهْلَ بَیْتِی مَا اِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا اَبَداً اِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»، [۲۰۱][۲۰۲][۲۰۳][۲۰۴] «اینجانب دربین شما دو چیز اصلی و تعالی می گذارم، کتاب خداوند و عترتم که اهل بیت اینجانب‌اند، هر گاه به آن‌دو چنگ بزنید هیچ زمان منحرف نخواهید بود، آن‌دو هیچگاه از هم مستقل نمیشوند تا در آبگینه پیش اینجانب آیند».
این حدیث وجوب تمسّک به قرآن را ایجاب می‌نماید می بایست قرآن تحریف نشده باشد وگرنه تمسّک به کتاب محرّف معنائی ندارد و از ضلالت گشوده نمی‌دارااست، گزاره‌ (اِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا) معیّن می‌نماید که کتاب و اهل بیت تا قیامت باقی میباشد پس تا قیامت بایستی اهل بیت و کتاب باشند و از هم غیر وابسته نشوند البته بودن یکی‌از اهل بیت همواره ضروری وجود ندارد مخصوصا در طول غایب بودن بلکه بودن روایات آن ها و بودن مجتهدین که حافظ و راوی روایات‌اند کافی میباشد و تمسّک به اهل بیت پژوهشگر میگردد البته تمسّک به قرآن میسّر وجود ندارد مگر با وصول به قرآن، به‌این نحوه میدانیم که قرآن دست نخورده بین ما جانور میباشد و زیادت و نقصانی در آن وجود ندارد.
هکذا سائر احادیث که در ذکر صحّت و سقم خبر‌ها تطبیق آنها‌را با قرآن مورد نیاز دانسته میباشد، [۲۰۵][۲۰۶][۲۰۷] ایضا روایاتی که می گویند امامان (علیهم‌السّلام) در به کارگیری از احکام و غیره بر قرآن مو جود استناد کرده‌اند.
قرآنی که امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نوشته فرقش با قرآن فعلی تنها در ترتیب سوره‌ها میباشد، در البیان می گوید: این هم فسخ میباشد که بگوئیم قرآن در نزد امام غائب (علیه‌السّلام) محفوظ و جان دار میباشد چون وجود حقیقی و واقعی آن در تمسک امت کفاف نمی دهد. [۲۰۸]

۸.۳ - بعضی از اوصاف قرآن
برای مثال براهین که اقامه کرده‌اند اینست: قرآن مجید اوصافی برای خویش ذکر میدارد که آن اوصاف در قرآن فعلی وجود دارااست از جمله می گوید: (اِنَّ هذَا الْقُرْآنَ‌ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ اَقْوَمُ‌)[۲۰۹] «قرآن عموم را به پایدار‌ترین شیوه هدایت می‌نماید»، [۲۱۰][۲۱۱][۲۱۲][۲۱۳]
(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ اَلاَّ خَسَارًا)[۲۱۴] «قرآن برای مؤمنان شفاست و کافران را جز خسران نیافزاید»، [۲۱۵][۲۱۶][۲۱۷][۲۱۸]
(قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِنسُ وَالْجِنُّ عَلَی اَن یَاْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ یَاْتُونَ بِمِثْلِهِ)[۲۱۹] «در حالتی‌که جنّ و انس توده شوند اقتدار آوردن اینگونه قرآنی را ندارند»، [۲۲۰][۲۲۱][۲۲۲][۲۲۳]
(اِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلَی بَنِی اِسْرَائِیلَ اَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ)[۲۲۴] «قرآن به بنی اسرائیل بیشتر آنچه را که در آن اختلاف دارا‌هستند حکایت می‌نماید»، [۲۲۵][۲۲۶][۲۲۷][۲۲۸]
(هُدًی لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَی وَالْفُرْقَانِ)[۲۲۹] «قرآن به تک تک عموم‌ هادی و راهنماست»، [۲۳۰][۲۳۱][۲۳۲][۲۳۳]
{(آیه): هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ}} [۲۳۴] «قرآن هدایت برای متقین میباشد»، [۲۳۵][۲۳۶][۲۳۷][۲۳۸]
(اَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ اَمْ عَلَی قُلُاینترنتٍ اَقْفَالُهَا)[۲۳۹] «آیا در قرآن تدبّر نمی کنند یا این که در قلوبشان قفل‌هائی میباشد»، [۲۴۰][۲۴۱][۲۴۲][۲۴۳]
(قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ)[۲۴۴] «از پروردگار برای شما نور و روشنایی و کتاب پر‌نور آمده میباشد»[۲۴۵][۲۴۶][۲۴۷][۲۴۸]
و صدها نظیر این آیه ها در مطالب جهان و آخرت. ما بعد از آن که در قرآن جانور اعتنا میکنیم کل این اوصاف را در آن می یابیم و در فیض میدانیم که از قرآن نادر نشده میباشد.

۸.۴ - اهتمام در نگهداری قرآن
فرید وجدی در دائرة المعارف اهتمام مسلمین را در مراقبت و نوشتن و یاددادن قرآن ادله عدم تحریف آن دانسته و گوید اهتمامی که مسلمین بر قرآن داشتند احتمال نقصان آن را از فی مابین بر می دارد.[۲۴۹] این به عبارتی برهان متقنی میباشد که دانش الهدی (سازه بر آنچه در پیشگفتار مجمع البیان میباشد)[۲۵۰][۲۵۱] بدان تمسّک جسته و فرماید: دانش به صدق قرآن مانند دانش به وجود شهرها و اتفاق ها گرانقدر میباشد.
علماء مسلمین در محافظت و جانبداری آن کوشیده‌اند... چطور ممکن میباشد که با آن مداقه صادقه و ضبط شدید تغییری یا این که نقصانی در آن رویه یابد. (مختصر آنچه دو دانشمند فوق گفته‌اند.)
علامه طباطبائی در کتاب «قرآن در اسلام» در این مورد فرموده: نشانه‌ها قرآنی در چنگ عامه مسلمانها بود و برای محافظت آنچه داشتند کمال دورازشوخیّت را به خرج می‌دادند، افزون بر آن تیم متعددی از صحابه و تابعین قاری قرآن بودند که کاری جز آن نداشتند و عده‌آوری قرآن در یک مصحف جلو دیده تمامی اجرا می‌گرفت و همگان مصحفی را که مهیا نموده در دسترسشان گذاشتند، پذیرفتند و ورژن‌هائی از آن برداشتند و ردّ و اعتراض نکردند. علی (علیه‌السّلام) با اینکه خودش قرآن مجید را به ترتیب نزول گردآوری‌آوری کرده بود و به جماعت آرم داده بود، مصحف دائر را به عهده گرفت و تا زنده بود حتی در طی خلافت خویش دم از مغایر نزد.

بازدید : 23
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 14:31


بنأ در آن وقت خداوند در کجا بود و چیگونه بود؟

پس آیه (۱۱-شوری) با صراحت میگوید که الله ماده وجود ندارد و فزیک هم این مسجد طالقانی مشهد مورد را ثابت می نماید.

پس الله متعال تولید کننده مجال و جای میباشد. پژوهشگران درخصوص عظمت دنیا هستی گفته اند که هر کهکشان از میلیارد ها ستاره ایجاد شده است و دو هزار میلیارد کهکشان تا هنوز کشف گردیده است و آدم توانسته میباشد که تا به اندازه نود شماره مسجد توفیق مشهد میلیارد سال نوری ارتفاع و پهنا عالم هستی را کشف نمایند و تا هنوز از کشف نخستین و انتها عالم با این ابزار دست داشته خویش عاجز باقی‌مانده اند. رزرو مسجد توفیق مشهد

هم اکنون این پرسش پیش می‌آید بشریکه تا هنوز نتوانسته مقدار حقیقی و واقعی و ارتفاع و پهنا دنیا هستی را که عبد معبود میباشد فهم نماید می‌تواند به آشنایی تولید کننده آن دست یابد؟

آیا اصولأ می اقتدار جهانی را که در آن خیر وقتی وجود دارااست و خیر هم مکانی و خیر آدرس مسجد توفیق مشهد شرقی و غربی و خیر هم جنوب و شمالی و خیر دریک سمت و سوئی ادراک کرد؟

آیا میتوانیم با توان تخیلی که داریم لحظهٔ خویش را در آن عالم بی سو و نا کجا فرض کنیم و هجرت کنیم؟

آیا تفکر می‌توانیم بکنیم که هزاران دنیا دیگر وجود داشته باشند که حتی از تخیل ما خارج باشند مانند بشر های پنچصد سال قبلی که در صورتی کسی برای آنان می ذکر کرد که در دنیا امواج رادیوئی و تلویزیونی وجود دارا هستند که هر یک به مثابه یک عالم غیروابسته میباشد اطمینان نمی کردند و گوینده را کم عقل پندار می کردند.

آیا فکر‌می‌کنید‌ که ما هم مانند بشر های پنج صد سال پیش از رمز ها و اکتشافات صد سال سپس بی خبر هستیم؟

حال چه میدانیم که در آتی چه اختراعات و کشفیات حیرت آور بوقوع می پیوندد.

میگویند شاگردان دانشمند بلندمرتبه انیشتین فی مابین خویش راجع‌به وجود آفریدگار اختلاف کردند و بالاخره به توافق رسیدند که نزد انیشتین مدرس خویش بروند و از وی بپرسند. نزد مدرس رفتند و مورد را مطرح کردند معلم پس از شنیدن پرسش آنها سیگرت را که در اختیار داشت به دهن موفقیت و دود بزرگ به سینه کشید و آن دود را بطور رینگ رینگ به هوا رها کرد و به شاگردان خویش اظهار‌کرد به‌این رینگ ها نگاه نمایید و هر رینگٔ دود را یک کهکشان فرض کنید. می‌دانید در عالم هستی صد ها میلیارد کهکشان وجود داراست در حالتی که هر ذرهٔ دود را یک ستاره و یا این که سیاره فرض کنیم ما فعلأ در یکی‌از این ذره ها قرار داریم و تا هنوز نتوانستیم از نظام خورشیدی خویش بالاتر مسافرت کنیم و ما هیچگاه نخواهیم توانست که به کهکشان شیری که در آن نظام خورشیدی ما قراردارد هجرت کنیم چه برسد به دیگر کهکشان ها.

این زمین ما در قبال کهکشان شیری یک ذرهٔ بی مقدار میباشد و همچنان کهکشان شیری ما در قبال کهکشان های دیگر نیز به مانند یک ذرهٔ بی مقدار خواهد بود. اکنون تصور کنید جانور خرد و بی مقدار که بنام آدم درین کرهٔ خاکی معاش می نماییم خواهیم توانست اسرار این عالم هستی را مشاهده و فهم و شعور کنیم. ؟ابدأ. پس گفت و گو در امر آفریننده باعظمت که‌این عالم گسترده را آفریده میباشد ناشی از نترسی متکبرانهٔ ما میباشد.

و معلم خاطرنشان کرد که در حالتی که اینجانب بتوانم یک مایکروسکوپ قادر بسازم و با آن با یک میکروب که در یک تار مو سر رمز اینجانب معاش می کند سخن نمایم و در‌حالتی که از وی بپرسم که تو در کجا معاش می نمائی؟ وی برایم خواهد اظهار‌کرد که اینجانب بالای یک درخت سابق سالی که بر یک کره والا روئیده میباشد معاش مینمایم. و اینجانب در شرایطی که برایش بیان کنم که خیر این درخت وجود ندارد بلکه یک تار مو رمز اینجانب میباشد و این کرهٔ تعالی وجود ندارد بلکه راز اینجانب میباشد و مانند اینجانب میلیون ها بشر وجود داراست. آن میکروب فوری از کلیه این حقایق انکار خواهد کرد چون وی فراتر از عالم خویش نمی تواند اندیشه نماید و فهم و شعور نماید. ما آدم ها کوچکتر از آن میکروب هستیم و نمی توانیم آنچه را که در کهکشان های دیگر میباشد فهم و شعور کنیم. و اظهار‌کرد که بروید و به خداوند ایمان بیاورید.

مذهب ها اسلامی خصوصأ فرقه های کلامی در امر صفات آفریدگار اختلاف کرده اند که آنان را می شود به یک‌سری گروپ تقسیم کرد.

۱- گروپ اولیه میگویند در صورتیکه الله متعال در آیه (۱۱-شوری) اشاره فرموده میباشد که الله مانند هیچ شی دنیوی وجود ندارد و در اخیر فرموده میباشد که الله شنوا و بینا میباشد. الله متعال در عین هم اکنون که خویش را مانند هیچ شی نمی داند البته صفت شنوا بودن و بینا بودن را در همین آیه بیان می نماید و اثبات می نماید.

چیگونه آفریدگار می شنود و چیگونه می بیند ما آن را نمی دانیم و به همین طور مورد استوا بر اسمان و داشتن دست و.... کلیه از صفات میباشد که الله برای خویش بیان کرده و ما موظف هستیم که کلیه صفات را که الله برای خویش در قرآن بیان نموده قبول کنیم البته چگونگی آن را ما نمی دانیم و درخصوص آن پرسش هم نمی‌‌کنیم.

۲- گروپ دومین می‌گویند برخی از صفات نام برده در قرآن را می بایست آن طور که نام برده قبول کرد. مثلأ الله سمیع و بصیر میباشد در صورتی‌که عکس آن را بگوییم و یا این که توجیه کنیم ما یحتاج می‌آید که الله شنوا وجود ندارد و بینا وجود ندارد این در معنای انکار مصرح از قرآن میباشد.

ولی صفت دست و دستان، استوا بر اسمان مثلا موضوعات اند که می بایست تعبیر و تفسیر و تأویل شوند.

۳- گروپ سو‌مین آن های اند که صفات پروردگار را عین ذات پروردگار میدانند بنأ می‌گویند که در امر صفات آفریدگار هر تصویریکه در ذهن ما اخلاق و رفتار می‌گردد زیرا زاده و بنده ذهن انسان میباشد پس اطلاق آن به خداوند غلط میباشد و آنچه را که در ذهن ما از صفات آفریدگار صورت میگیرد نسبت دادن به معبود خرد ساختن پروردگار تا حد ذهن و تخیلات انسان میباشد که‌این صحیح وجود ندارد و به همین ترتیب همگی صفات معبود را نفی می نمایند و گفت و گو روی آن را از اقتدار انسان بیرون میدانند.

۴- گروپ چهارمین آنهای اند که الله متعال را مانند انسان دارنده جسم و دست ها و پا ها و گوش ها و چشمان میدانند. اکنون آن تیم منقرض گردیده اند و وجود ندارند.

درنگ میکنم که هم اکنون فرصت آن رسیده میباشد که پرسش دوم را مطرح کنم.

پرسش دوم ؛- آفریدگار در کجاست؟

این پرسش اساسأ و اصولأ صحیح وجود ندارد چون زاده ذهن ما بشر ها میباشد که در محدودهٔ جای و فرصت معاش میکنیم و برای آن های که درین حدود و چوکات وجود دارا‌هستند این پرسش صراحت دارد ولی برای هر که خارج از این حدود و چوکات وجود داشته باشد این پرسش سنجیده وجود ندارد. زیرا خارج از محدودهٔ جای و مجال جهت و کجائی نیست که پرسیده خواهد شد که پروردگار در کجا میباشد.

این پرسش برخواسته از ذهن و عقل قاصر و محصور ما میباشد که میخواهیم بر خداوند نیز زور کنیم. این پرسش بر موجودات که در محدودهٔ فرصت و جای محدود اند صحت می نماید البته بر ذات که خویش تولید کننده جای و مجال میباشد یک پرسش کاملأ کودکانه میباشد.

آن ذات که جای و مجال را آفرید پیش از رفتار جای و مجال در کجا بود؟ لفظ کجا در جای بکار می رود چون در محدودهٔ جای جهت وجود داراست. شرق، غرب، جنوب و شمال تمامی به تاثیر تکان زمین دور خورشید مضمون‌ پیدا می نمایند در غیر آن بی مضمون‌ خواهند بود. در خارج از جو زمین خیر شرقی وجود داراست خیر هم غربی، خیر بالائی و خیر هم آخری، این ها همگی معانی موقعیت های حرکات زمین دور آفتاب اند.

آن گاه که فرصت و جای اخلاق نشده بود می قدرت بیان کرد که آفریدگار کجا بود؟ در آن حالا خیر روز و شبی وجود داشت و خیر هم راستا و بالا و نهایی

در حالتی که پرسیده خواهد شد که معبود در آن درحال حاضر در کجا بود؟ به کار گیری کلمه و واژهٔ کجا گشوده هم بیان کنده کوتاهی حرف میباشد چون ما فراتر از این واژه و لفظ نمی توانیم به آن معانی لامکانی، لازمانی، نا کجائی و بی سویی نامگذاری کنیم.

صرفا می قدرت با اشارات گنگ و مغلق ذکر کنیم که خداوند پیش از رفتار فرصت و جای در ناکجا بود و هم اکنون هم در ناکجا میباشد اصلأ بود و میباشد زادهٔ ذهن ما میباشد چون وی بلندمرتبه روز ازل و روز ابد را خلق و خوی نموده است بنأ نمی اقتدار اظهار کرد که وی بود و حال میباشد. وی بزرگ بود و میباشد و خواهد بود را خویش کردار فرموده میباشد که‌این شرایط ها بر ما صحت می کنند خیر بر خدای فقیه. بنأ نسبت دادن مجال و جای به آفریدگار بی معنا میباشد.

آن هایکه همت می نمایند به آفریدگار، جای و فرصت گزینش نمایند اصلأ آفریدگار را مانند خویش محدود محدودهٔ خرد در طول و جای فکر می‌کنند.

در قبل بشر های آن روز گار در صورتیکه اینگونه تصور کودکانهٔ از الله متعال داشتند تقصیر شان کمتر بود نسبت به بشر های مدرن. در صورتیکه بشر معاصر که از علم ها روز درایت داراست گشوده به عبارتی کلام های ناسنجیده گردیده آدم های آیین ستیز دیروزی را تکرار نمایند تحجر آن‌ها را نماد می‌دهد.

برخی ها می‌پندارند که خداوند در ذات تمامیٔ اشیأ و موجودات دنیا وجود داراست این فرضیه را علمای یونان و هند در قدیم ارائه داشته اند. می‌گویند که راما کرشنا به فراگیر اش یک قطعه خرد نمک را با یک گیلاس آب بخشید و اعلام‌کرد این قطعهٔ نمک را در گیلاس بیانداز. فراگیر اش اینگونه کرد. فردا راما کرشنا به فراگیر خویش اذعان کرد که آن گیلاس آب را با قطعه نمک نزد اینجانب بیاور. محصل اش نمک را در باطن آب گیلاس نیافت و صرفا گیلاس آب را آورد و اظهار‌کرد که معلم نمک را نیافتم. راما کرشنا به محصل اش اعلام کرد که نمک در آب گیلاس حل گردیده است این به‌این معنا میباشد که نمک در ذات آب وجود داراست و بنأ آفریدگار هم در ذات همگیٔ شی ها و اجسام وجود دارااست پس تمامی شی ءها را می اقتدار خداوند ذکر کرد، کوه ها خداوند اند، درخت ها، حیوان‌ها، آدم ها کلیه خداوند اند.

این فرضیه را وحدت الوجود می‌گویند.

آن‌ها میگویند که در شرایطی‌که کسی گوید که اینجانب آفریدگار را شناختم مرتکب بی دینی شد‌ه‌است چون به دوگانگی عالم اعتراف نموده است یعنی اولیه به وجود آنکه می شناسد و دوم بوجود آنکه شناخته می گردد اعتراف نموده است.

این فرضیه را اکثریت عارفین پذیرفته اند. روحانی محی الدین عربی مشهور به روضه خوان الاکبر، مولوی جلال الدین محمد بلخی وغیره وحدت الوجودی بوده اند. و آن‌ها آیه های از قرآن را که در آن‌ها آمده میباشد که هر کجائی که شما میباشید وی با شما میباشد (۴-الحدید) و ما از فرمان روا رگ گردن شما به شما مجاورت خیس‌ هستیم اشاره می نمایند و میگویند که معبود در ذات ما وجود داراست چون به ما از فرمانروا رگ گردن تزدیکتر میباشد و هر کجائی رفتیم وی با ما میباشد آنان این معیت را جسمی میدانند در حالیکه این معیت قربت از پاد شاه رگ کردن در معنای فقیه بودن الله در همگیٔ درحال حاضر ها از ما میباشد.

و مجموعه دیگر بدین نظریه اند که گاهی معبود به آدم ها حلول می نماید و بشر ها پروردگار می‌شوند مانند حضرت عزیر (ع)، عیسی (ع) و منصور حلاج . در اخیر در شرایطی‌که گفته گردد که پروردگار پیش از انفجار تعالی (بیگ بانگ) که خیر هنگامی وجود داشته میباشد و خیر هم مکانی در آن عالم وجود داشته میباشد و وجود دارااست خیر می شود به وی جای معین را معلوم کرد و خیر هم می اقتدار جهت و سو را به وی نسبت اعطا کرد و خیر هم می شود به وی فرصت مشخص را مشخص و معلوم کرد. پس در یک حرف آفریدگار در ناکجا و نا مجال و نا سو وجود داراست. زیرا تمامیٔ این ها بنده وی اند و وی خارج از محدودهٔ مخلوقات خویش میباشد. این پاراگراف از لحاظ بعضا ها بی مفهوم جلوه می نماید چون ما نمی توانیم فراتر از محدودهٔ مکانی و هنگامی خود اندیشه کنیم مانند آن میکروب که روایت اش در ابتدا بیان شد.

دلایل ثابت وجود آفریدگار :-

روزگاری در فابریکه جرقدوق شبرغان شغل می‌کردم روزی انجینر روسی گروپ ما به اینجانب اذعان کرد که به دیدن انجینر عظیم روسی می‌رویم. رفتم آنان برایم یک کاسه دمنوش پیش کردند اینجانب از میل کردن آن زیرا روزه بودم امتناع ورزیدم. آنان سماجت کردند در‌این حالت انجینر گروپ ما که از روزه بودنم اگاهی داشت به حاضرین بیان کرد که وی (اشاره به اینجانب) روزه گرفته میباشد. این صحبت برخی از حاضرین را به تعجب وا داشت. آن انجینر عظیم روسی با به دست آوردن یک ژست خاص از اینجانب پرسید که برای کی روزه می‌گیری؟ اینجانب گفتم برای معبود می‌گیرم زیرا وی تبارک برایم روزه را فرض گردانیده میباشد.

ناگهان دیدم خندهٔ بلند کرد و اعلام‌کرد آفریدگار کجا میباشد بمن علامت بده و علاوه کرد که فضانوردان روسی به خارج از جو زمین پرواز کردند در آنجا آفریدگار را نیافتند. اینجانب دیدم که‌این مرد غایت سطحی فکرمی‌کند و می‌خواهد الله متعال را با چشمان خویش به مانند یک آدم ببیند. خاستم او‌را در نزد تمامی انجینران روسی که در محل کار اش حضور داشتند خرد بسازم و متوجه سبکی حرف اش بسازم در پاسخ اش گفتم که‌این پرسش شمارا بشر های یک هزار سال پیش از تولد می نمودند و برای بشر مدرن لایق وجود ندارد دربارهٔ آفریدگار اینگونه پندار نماید و پرسش نماید دیدم که دیگر افراد که برخی از آنان که از تاتارستان و مسلمان بودند اورا سرزنش کردند و اینجانب هم از محل کار اش خارج شدم.

امروز هم اکثریت آیین ستیزان در زمینه ی پروردگار اینگونه رویت کرد سطحی و کودکانه دارا‌هستند در حالیکه برای ثابت وجود معبود در زمان تاریخ همگی بشر هایکه به وجود آفریدگار ایمان داشته اند دلایل زیاد را ارائه کرده اند.

دربین آنان بویژه مسلمان‌ها دلائیل زیاد ارائه کرده اند. اینجانب از تکرار آنها جلوگیری می‌نمایم و چندین ادله را که در ذهن ام وجود داراست تحت عنوان مشت مثال از خروار بیان می‌نمایم ؛-

الف : فزیکدانان مدرن میگویند که‌این دنیا در آغاز به اندازهٔ یک دانه چهاز مغز خرد بوده و ناگهان انفجار گرانقدر صورت داده و به گذر زمان فرصت این عالم را با آن عظمت اش ساخته میباشد. پس مبنی بر فرضیهٔ آنها نقطه تکامل امروزین دنیا را با فرصت سپری گردیده می اقتدار اینگونه رسم کرد. زیرا آن‌ها اعتقاددارند از فرصت انفجار گرانقدر تا اکنون پانزده میلیارد سال سپری گردیده و خورشید ما پنج میلیارد سال قدمت نموده است.

پنچ میلیارد سال قبلی خورشید ما و بعضا از ستاره گان مانند آن به جهان آمده اند پس درصورتی که از t1 به t2 به عقب هجرت کنیم خورشید را با ستاره گان دیگر نمی یابیم و در صورتی‌که از t2 به t3 به عقب بر گردیم اکثریت کهکشان ها وجود نخواهد داشت. و در‌صورتی‌که از t3 به t4 عقب بر گردیم به انفجار گران قدر می رسیم که‌این نقطهٔ صفر میباشد به طور همزمان صفر میباشد و هم جای و هم نیروی تکامل درین مرحله صفر میباشد.

زیرا در ضابطه فزیک اثبات گردیده‌است که هیچ حرکتی فارغ از نیروی فرنگی بوجود نمی آید.

و همچنان هیچ مادهٔ از هیچ بوجود نمی آید.

و همچنان میگویند که مقدار ماده و انرژی در دنیا اثبات میباشد بطور نمونه در شرایطی که شما یک لیتر تیل پطرول را در جنلیتر برق بسوزانید به به عبارتی مقدار انرژی که در تیل که ماده کیمیاوی میباشد انرژی حرارتی بدست میاورید و یا این که انرژی روشنائی (فروغ و روشنایی) بدست می‌آورید خیر کمتر و خیر هم اضافتر.

بازدید : 20
يکشنبه 6 آبان 1403 زمان : 9:57


مضمون‌ «عبادت» در استفاده متداول و شايع آن تا حدودى آیتم اختلاف میباشد و مسجد طالقانی مشهد در اين زمينه تعدادی لحاظ وجود داراست:

۱.۱ - غایت فروتنی
به عبارتی معناى اصلى، يعنى خشوع يا نهايت خضوع و خشوع. اين مضمون‌ مقبول اكثر شماره مسجد توفیق مشهد کلمه شناسان میباشد.[۹][۱۰][۱۱]همانطور كه گفته شد اكثر كتابهاى لغت و بسيارى از كتاب‌هاى تعبیروتفسیر همين مضمون‌ را آیتم تأييد قرار داده‌ اند.

۱.۲ - اطاعت و فرمانبرداری
اطاعت و فرمانبرداری[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]برخى نيز «عبادت» رزرو مسجد توفیق مشهد را «اطاعت خاشعانه» دانسته‌اند [۱۶]

۱.۳ - معانی گوناگون به تناسب مفاد
معانى گوناگون به تناسب موردها [۱۷] (مثل فروتنی، اطاعت و ...)

۱.۴ - فعالیت مقرون به قصد نزدیکی
عملى كه هم پا با «قصد نزدیکی» و انگيزه الاهى میباشد.
با تمرکز در معنی و كاربردهاى واژه و کلمه «عبادت» پر‌نور مى‌گردد كه هر یکسری عبادت نوعى خضوع و خشوع و خضوع میباشد، ولی هر خضوعى عبادت نيست. بی‌شک كسى كه در قبال شخصى تواضع و فروتنی مى‌كند نمى‌گويند اورا عبادت كرده میباشد. همچنين هرگونه «اطاعت» و فرمانبردارى مصداق عبادت نيست. اينكه در اسلام عبادت غير آفریدگار حرام میباشد ولی تواضع و اطاعت ديگرى روا میباشد.
دليل بر اين مقاله میباشد كه عبادت مرادف اين دو کلمه و واژه نيست. آدرس مسجد توفیق مشهد بنابراين، معناى نخستین و دوم گزینه تأييد نيست.

۲ - محاسبه تعاریف
[بازنویسی]
نظريه سوم، كه عبادت را یکسری مفهومه گرفته میباشد، هر تعدادی ممكن میباشد صحيح باشد، ولی سؤال اصلى اين میباشد كه معنی اولى و شايع عبادت كدام میباشد؟
به عبارت ديگر، عبادت ممكن میباشد معناى حقيقى اولى و ثانوى داشته باشد، در اين شکل بايد مضمون‌ متداول و نخستين آن كه فارغ از قرينه از آن فهميده مى‌گردد پر‌نور خواهد شد.
نظريه چهارم، يعنى عملى كه با قصد نزدیکی و جهت‌گيرى الاهى باشد، مقبول اكثر عالمان فقه و اصول[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲] و برخى ديگر میباشد. خیال علامت مى‌خواهد شد، غرض اكثر عالمان فقه و اصول از اين تعريف، عبادتى میباشد كه در اسلام مطرح میباشد، خیر دقيقا بيان معناى لغوى آن (چنان كه در متن توضيح داده گردیده است)به حیث مى‌برسد اين معنی مجاورت‌ترين مضمون‌ به معنا عبادت باشد، با اين توضيح كه، بنابر اينكه معنی اصلى عبادت خضوع و خشوع و خضوع و خشوع باشد، مراد از آن خضوعى میباشد كه هم پا با نوعى «تقديس» هدف از «تقديس» هرگونه تقديسى نيست (مثل تقديس امام يا پيامبر»، بلكه هدف قداستى میباشد كه جنبه الوهيت و ربوبيت داشته باشد.باشد، يعنى خضوعى كه با یقین به الوهيت و ربوبيت آفریدگار اعم از اينكه خداى حقيقى باشد يا پندارى و اعم از اينكه رب مطلق باشد يا رب النوع و ... صورت پذیرد. اين تفسير از عبادت را «علامه بلاغى»[۲۳] و همچنين «شهید مطهری»[۲۴] ، بيان كرده میباشد مرحوم حاج مصطفى خمينى نيز در تفسير خویش آن را به ‌تیتر «اوضاع تعينى» (و خیر تعيينى» براى عبادت تأييد مى‌كند. زيرا درصورتی که خضوع توأم با تقديس (به مفهومى كه بيان شد) نباشد، برای مثال در قبال انسانى سوای یقین به ربوبيت وىخضوع كند، مصداق «متانت» و احترام میباشد، خیر «عبادت». شايد غرض برخى اهل لغت و تفسير كه عبادت را به معنی «نهايت خضوع و خشوع»[۲۵][۲۶] يا «اطاعت خاشعانه» [۲۷] دانسته‌اند نيز همين معنی باشد. لسان العرب» در يك آیتم، «بنده» را به «تأله» تفسير كرده كه شايد به مفهومى كه گفته شد نزديك‌خیس باشد.
اين مضمون‌، لااقل معناى حقيقى اولى و شايع عبادت میباشد عبادت مى‌تواند معناى «نام مصدرى» داشته باشد، كه بدين مفهوم بر نماز و روزه و مانند آن اطلاق مى‌خواهد شد و مى‌تواند «مصدر متعدى» باشد كه به معناى «عبادت كردن» (بجا آوردن نماز و ...» میباشد و چنانچه معنايى درگير زیرا خضوع و خشوع، اطاعت و ... دارااست، معناى حقيقى ثانوى (يا مجاز) میباشد (كه نياز به قرينه دارااست). مؤيد اين مقاله، حرف امام درستگو عليه‌السلام درباره حقيقت عبادت میباشد كه فرمود: «نيت بهتر - قصد نزدیکی - داشتن در اطاعت، آن‌سیرتکامل كه خداوند امر داده میباشد»[۲۸]

۳ - عبادت از لحاظ امام خمینی
[دستکاری]
امام خمینی عبادت را مطلق ثنای حق تبارک می داند و اعتقاد دارد واقعیت عبادت، شیوع دادن ثنای حق تا نشئه عوالم دنیوی و تن میباشد؛ چون برای هریک از مراتب انسانی در‌این عبادت منفعت‌ای است. همچنان که عقل، منفعت‌ای از معارف و ثنای ربوبیت دارااست، قلب، صدر و تن نیز منفعت‌ای از آن دارا هستند. سود تن از این حمد همین عبادات و نسک میباشد.[۲۹] به اطمینان امام خمینی هر عبادتی ثنای خدا به وصفی از اوصاف و اسمی از اسمای حق والا میباشد و کسی نمی‌تواند واقعیت کیفیت عبادت و ثنای خداوند را فهم نماید؛ چون این واقعیت و کیفیت عبادت همچون معرفت ذات، صفات و کیفیت رابطه عوالم غیب و شهید شدن، قابل آشنایی وجود ندارد و فقط از روش وحی و الهام الهی قابل آشنایی میباشد؛ از این روی به اعتقادوباور امام خمینی تک تک عبادات از جانب حق والا، متعین و توقیفی می‌باشند و کسی نمی‌تواند از پیش خویش، عبارتی را تشریع و ساخت‌و‌ساز نماید.[۳۰]
حضرت امام باز کردن باب عبادت را یکی نعمت‌های بزرگی می داند که کل موجودات را دربر گرفته و کسی نمی‌تواند شکر این نعمت را به مکان آورد.[۳۱] به اطمینان امام، عبادت اسراری دارااست که نباید از آن غافل شد و آحاد اسرار و هدف ها عبادت به فعلیت رساندن کمالات بشر و الهی شدن بشر میباشد.[۳۲] به عنوان مثال اسرار و هدف ها عبادت آن میباشد که داخل نفس، شکل عبودیت بگیرد، یعنی قلب و نفس نورانی شود.[۳۳][۳۴] به اعتقاد و باور امام خمینی اجرا دادن عبادت با سکونت و اعتقادوباور قلبی منجر حضور قلبی میباشد؛ ولی در صورتی‌که عبادت با درحال حاضر اضطراب و تزلزل خیال بجا آورده گردد، آثاری از آن در ملکوت قلب نتیجه ها نمی شود و همین سبب ساز میشود عبادت به نشئه ملکوت بالا نرود و ممکن میباشد در سکرات مرگ و اوضاع و احوال و مصیبت‌های بعد از مرگ، شکل آن عبادت از شیت قلب محو و بشر با دست خالی در پیشگاه حق گرانقدر حاضر شود.[۳۵]

۴ - معنی قصد نزدیکی
[دستکاری]
خواسته از «قصد نزدیکی» در تعريف عبادت، آن میباشد كه شغل، انگيزه و جهت الاهى داشته باشد، اعم از اينكه به خیال محبت و رضاى حق باشد يا امتثال امرا و يا شكرگذارى به درگاه وی يا دستيابى به پردیس يا فرارو گریز از عذاب و ....

۵ - هم اندازه فارسی عبادت
[بازنویسی]
مساوی فارسى لفظ عبادت را برخى «بندگی» و «پرستش» دانسته‌اند.[۳۶] ولی فرهنگ وتمدن معين عبادت را به طور مصدر متعدى مضمون‌ كرده میباشد، يعنى پرستش كردن، بندگى كردن. [۳۷] همان گونه كه توضيح داده شد، واژه و کلمه عبادت، بر نوعى «تقديس» دلالت داراست، در حالى كه کلمه و واژه «بندگى» (فارغ از قيد) فاقد اين ويژگى میباشد، از اين رو درباره ی بندگى بشر‌ها نسبت به يكديگر نيز فراوان استفاده مى‌گردد، كه مرادف «بردگى» و «غلامى» میباشد لفظ «بندگى» در واقع بيشتر، هم اندازه واژه و کلمه «عبودیت» میباشد، خیر «عبادت» . ولی در صورتیکه از کلمه و واژه «بندگى»، بندگى خاص، يعنى «بندگى پروردگار» عزم خواهد شد، دلالت بر تقديس مى‌كند، لكن چنين معنايى از لفظ «بندگى» (سوای قيد) فهميده نمى‌گردد. البته كلمه «پرستش»، به مضمون‌ عبادت نزديك‌خیس میباشد، زيرا شامل ويژگى «تقديس» نيز می باشد.دستکم بخشى از عبادت (همان گونه كه امام خمينى در تهذيب الاصول فرموده میباشد مساوی پرستیدن (مصدر متعدى) میباشد.
کلمه «عبوديت» نيز (همچون عبادت) اساسا، به حیث بسيارى از واژه و کلمه‌شناسان، به معنی «فروتنی» میباشد.[۳۸][۳۹] و در به کار گیری متداول آن، معانى متعددى زیرا خضوع و خشوع [۴۰] (كه به عبارتی معناى اصلى میباشد)، اطاعت، [۴۱] پرستش اورده شده میباشد. [۴۲] برخى نيز «عبوديت» را مرادف با «عبادت» دانسته ‌اند.[۴۳][۴۴] همان گونه كه هر «اطاعتى» نيز عبوديت نيست (هر یکسری عبوديت سوای اطاعت مضمون‌ ندارد). لحاظ ديگر، كه عبوديت را مرادف عبادت دانسته میباشد، نيز با كاربردهاى اين واژه و کلمه سازگار نيست. زيرا لفظ «عبادت»، در به کار گیری شايع آن، نوعا درباره آفریدگار به كار مى‌رود، ولی کلمه عبادت و مشتقات آن در زمینه‌ی غير پروردگار هم استفاده شد‌ه‌است، لكن يا حقيقت ثانوى میباشد يا مجاز. [۴۵] درحالى كه لفظ «عبوديت» در ارتباط بشر نيز فراوان به کار گیری مى‌گردد. در برخى دعا ها آمده میباشد «... اى كسى كه يوسف را پس از عبوديت (بردگى) پيامبر قرار دادى».[۴۶]
همچنين در امر «زيد» كه در سرویس فرستاده بود و بابا و مامان وى او‌را از پيامبر خواستند، ولی زيد سرویس‌گزارى نزد آن حضرت را بر رفتن به نزد والدین ترجيح اعطا کرد، به وی گفتند: «اتختار العبودية»، يعنى: آيا عبوديت را بر آزادى ترجيح مى‌دهى .... [۴۷]
در كتابهاى فقهى نيز عبوديت راجع به غلام و برده استفاده گردیده است. به‌تیتر نمونه در كتب فقه آمده میباشد: «و لا يجوز رد الحر الى العبودية»، يعنى، روا نيست آدم حر و آزاد گردیده را به بردگى و عبوديت برگرداند [۴۸]

بازدید : 17
شنبه 5 آبان 1403 زمان : 9:22


بى شک وتردید از مصادیق اهل بیان که در قرآن دستور به سوال از آن‌ها داریم: «...فاسئلوا اهل الذکران کنتم لاتعلمون»(5)، اهل بیت (ع) مى‏باشند.
از حضرت امام على بن موسى الرضا(ع) داستان گردیده که: «نحن اهل الذکر و مسجد طالقانی مشهد نحن المسئولون؛(6)ما اهل ذکریم و می بایست از ما سؤال گردد.»
در روایتى از حضرت امام باقر(ع) مى‏خوانیم: «الذکر القرآن و آل الرسول اهل الذکر شماره مسجد توفیق مشهد و هم المسئولون؛(7) بیان، قرآن میباشد و اهل بیت... اهل ذکرند می بایست از آن‏ها سؤال کرد.»
در بسیارى از تفاسیر و کتاب ها اهل سنت نیز روایاتى به همین مضمون مى‏خوانیم مثلا در تفسیر رزرو مسجد توفیق مشهد هاى دوازده‏گانه دارای شهرت اهل سنت(8) از ابن عباس در پایین آیه فوق اینگونه گفته شده که، اعلام‌کرد: «محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسین(ع) اهل الذکر و العقل و البیان ؛اینان محمد و على و فاطمه و حسن و حسین میباشند آدرس مسجد توفیق مشهد آن ها اهل ذکرند و اهل عقل و ذکر.»(9)
و این حقیقت بى شک وتردید میباشد که در صورتیکه کوشش وسیع اهل بیت(ع) خلا امروز چیزى از اسلام ناب محمّدى(ص) با تفسیرى که آورنده آن یعنى نبى اکرم(ص) داشت، به دست ما نمى‏آمد. در برخى از فرازهاى زیارت جامعه کبیره که آیتم مشاجره قرار دادیم به طور مشروح این مشاجره مطرح شد. حامی این پناهنگاه‏
اهل بیت (ع) هرچه دارا هستند از حضرت حق جلّ اسمه دارا‌هستند. در اصلً اولیاء خداوند هرچه دارا‌هستند از اوست. حضرت عیسى(ع) که معجزات دیده‏گیر آنچنانى دارااست همگی‏اش قید «اجازه اللّه» را دارااست یعنى آن توان از ذات مقدّس ربوبى میباشد.
«... و اذ تخلق اینجانب الطین کهیئة الطیر باذنى فتنفخ فیها فتکون طیراً باذنى و تبرى‏ء الاکمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى؛(10) ... و هنگامى که مى‏آفریدى از گل مانند پیکر پرنده به اجازه اینجانب پس مى‏دمیدى در آن پس مى شد پرنده‏اى به اجازه اینجانب و بهبودى مى‏دادى کور و پیس را به اجازه اینجانب و هنگامى که برون آوردى مردگان را به اجازه اینجانب...».
اهل بیت «کهف الورى» می‌باشند زیرا خویش در امان ذات مقدّس ربوبى بوده و سنگرنشین «کهف ذات مقدّس ربوبى‏اند که مطمئن‏ترین پناهگاه» میباشد. امیرمؤمنان(ع) به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: «...و الجى‏ء نفسک فى امورک تک تکّها الى الهک فانک تلجئها الى کهف حریز و بازدارنده عزیز...؛(11)...در آحاد امور خودت را به خدایت بسپار که خویش را به پناهگاهى مطمئن و نیرومند ودیعت‏اى...».
معبود در مناجات حضرت موسى با حضرتش به وی فرمود: «یا این که موسى!... انا ذوالفضل العظیم و کهف الخاطئین؛(12) اى موسى... اینجانب مالک فضل و ادب وسیع و پناهگاه اشتباه کارانم». در دعائى که از حضرت امام رضا(ع) بیان شده و در سجده شکر نماز شب خوانده مى‏گردد: «یا این که کهف اینجانب لاکهف له؛(13) اى پناهگاه کسى که پناهگاه ندارد.»
امام حسین (ع) نیز دعائى از امیرمؤمنان (ع) نقل کرده که‌این پاراگراف در آن آمده میباشد.(14) در دعائى که از نبى اکرم(ص) رسیده میباشد آمده:
«یا این که اینجانب هو کهف لاهل السموات والارض...؛(15) اى کسى که پناهگاه اهل آسمانها و زمین هستى».
در دعائى که از امام رضا(ع) یا این که امام کاظم(ع) رسیده آمده میباشد: «آویت الى رکن شدید و التجأت الى کهف رفیع منیع...؛(16) به رکن محکمى مأوا گرفتم و به پناهگاه مستحکمى نگهبانی آورده‏ام».
بدین ترتیب پناهگاه اصیل و ذاتى پروردگار جلّ اسمه میباشد. امامان نور و روشنایی هم از آن رو که بندگان برگزیده ذات مقدّس ربوبى می‌باشند تجلّى کهف ربوبى می‌باشند. به این ترتیب پناهندگى به آن‌ها در واقعیت پناهندگى به ذات مقدّس ربوبى میباشد زیرا آنان هم به اجازه وی تامین مى‏دهند. اینجاست که آمیختگى توحید و ولایت معنی مى‏یابد از یک سو در حدیث مشهور سلسلة الذهب مى‏خوانیم: «کلمة لا اله الّا اللّه حصنى؛واژه و کلمه توحید دژ اینجانب آفریدگار میباشد»(17) و از سوى دیگر مى‏خوانیم: «ولایة على بن ابى طالب حصنى؛(18) ولایت حضرت مولى على(ع) دژ اینجانب میباشد».
به تعبیر و تفسیر عالم متأله آیة اللّه جوادى آملى.
«...زیرا انسانهاى معصوم و بی نقص خلیفه تام خدایند ولایت آن ها دژ الهى میباشد و خویش آن ذوات مقدّس دژبانان حصن خدایند و ورود به آن، باعث مصونیت از هر آسیبى میباشد چون هر کس در داخل آن حصن رصین میباشد از حقد،کینه، ظلم و تعدى مصون میباشد و هیچکس از خارج اقتدار نفوذ ندارد. براین اساس به مثابه پردیس عدن، مأمن خواهد بود.»(19) پناهندگى عملى‏
آنچه در نقطه پایان این نوشته ی علمی گفتنى میباشد این میباشد پناهگاه ابزار نگهداری میباشد می بایست به سراغ آن رفت، می بایست براستى رفت و پناهنده شد، پناهندگى به آفریدگار با شعار وجود ندارد با فعالیت میباشد و استعاذه به معبود هم فقط گویش قال وجود ندارد بلکه گویش فعالیت میباشد.
«فاذا قرأت القرآن فاستعذ باللّه اینجانب الشیطان الرجیم؛(20) هنگامى که قرآن مى‏خوانى از شرّ شیطان مطرود گردیده به آفریدگار تامین بر». پر‌نور میباشد که‌این پناهندگى صرفا نباید محصور به لفظ باشد بلکه می بایست در اعماق روح و جان نفوذ نماید به سیرتکامل‏اى که بشر هنگام قرائت قرآن از خوهاى شیطانى مستقل شود و به صفات الهى مجاورت گردد تا مانع ها ادراک حرف حق از اطراف اندیشه وی بر خیزد و جمال دل آراى واقعیت را بدرستى ببیند.
پناهندگى به اهل بیت(ع) که بندگان پارسا خدایند صرفا با شعار وجود ندارد بلکه با تمسّک به طریق و خط مش این گلهاى بى خار عالم هستى میباشد.
در حدیث مشهور ثقلین آمده میباشد: «...ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدى به هیچ عنوانً...؛ تا زمانى که شما تمسک به قرآن و عترت داشته باشید، هیچ زمان پس از اینجانب منحرف نخواهید شد.» تمسک به معناى به چنگ آوردن و چسبیدن به چیزى براى نگهداری و نگهدارى آن مى‏باشد.
«والّذین یمسکون بالکتاب و اقاموا الصلوة انا لا نضیع ثواب المصلحین؛(21) کسانى که تمسّک به کتاب خداوند جویند و نماز را برپا دارا‌هستند(جایزه بزرگى خواهند داشت چون ما) مشوق مصلحان را ضایع نخواهیم ایجاد کرد.»
این تمسک به کتاب و عترت به معناى پایبندى جدّى به خطى میباشد که قرآن و عترت رسم نموده‏اند. پناهندگى به عترت فقط دم زدن از آن‏ها وجود ندارد بلکه ضمن این تر و تمیز شدن به فضائلى میباشد که از شیعه‌ها خویش مى‏طلبند.
آنچنانکه تمسّک به کتاب این وجود ندارد که آدم صفحه ها قرآن را سفت گرفته و در حراست، جلد و ورقه آن بکوشد(گرچه اینهم یک تکلیف فقهى میباشد که حتى براى صفحه و جلد قرآن هم بایستی حریم قائل بود).
بلکه تمسّک واقعى فعالیت به قانون ها نورانى قرآن کریم ومهربان و سعی در تحقق مفاهیم نورانى آن در همگی عرصه‏هاى فردى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و... و... مى‏باشد.

بازدید : 66
پنجشنبه 3 آبان 1403 زمان : 9:52

پیدایش گنبد و گلدسته
متأسفانه هنوز بعضي از معماران عزيز از فلسفه گنبد و گلدسته مسجد طالقانی مشهد ، اگاهی ندارند؛ هنوز از سر پردازيهاي مسجد، بي خبرند؛ هنوز نمي دانند که محراب، نمادي در غار حراست و هنوز … وآن وقت براي طراحي مسجد، مداد مي زنند و گنبد در مدرسه معماري مسلمان ها، معنايي از غرض و درجه رسيدن به مقصود، يعني شماره مسجد توفیق مشهد الله را داراست. کارشناسان براي گنبد و گلدسته که يکي از اصلي ترين راز پردازي ها در مساجد میباشد، رموز و دلايل خاصي را مطرح کرده اند؛ بعضي مي گويند که گنبد مانند سرانسان میباشد و دو گلدسته، مانند دو دست که رزرو مسجد توفیق مشهد به موقعیت التجا و التماس و خواهش در کنار راز، رو به عرش و رو به ذات اقدس الهي بلند گردیده‌است؛ مانند کسي که دست هايش را در جلوي رمز و شکل، حتي از رمز فراتر هم برده میباشد و دعا مي نماید گرچه اين تشبيه جالبي میباشد، امام فلسفه ي اصلي گنبد و گلدسته، بالاتر از اين میباشد و خلال اين، اهل تسنن که يک گلدسته در آدرس مسجد توفیق مشهد مساجد مي سازند ، مقاله فوق را تا حدي بي اعتبار مي نماید. بعضي از صاحب و مالک نظران، گلدسته ها را استدلال ايستايي و ايستادگي در کنار ايوان هاي بلند، براي مراقبت ايوان ها مي دانند تا از در رفتگي ايوان ها جلوگيري گردد. گرچه وجود گلدسته ها تا حدودي براي مراقبت ايوان ها بي تأثير نيست، ولي دليل اصلي اجراي گلدسته، آنهم دو تا نمي باشد؛زيرا ما ايوان هاي رفيع و بسيار بلندي را مي بينيم که فارغ از داشتن گلدسته در کنارشان، صدها سال سوای هيچ عيبي دوام آورده و حتي تعداد زيادي ز‌لزله را هم پشت راز گذارده اند؛ مانند ايوان بلند شبستان اصلي مسجد امام کرمان، ايوان هاي بلند حضرت ثامن الحجج(ع) در مشهد در واقع، معمار خوش ذوق و سلیقه و متبحر ايراني، با گذاشتن پايه هايي ضخیم، آن هم به صورت مخفي، در کنار ايوان هاي بلند نياز خویش را در مواقع غير ضروري، آن هم به طور ارزان خیس، حل کرده است.


پس اين مقاله هم نمي تواند دليل اصلي اجراي گلدسته ها باشد. جمع اي ديگر گنبد و گلدسته را شاخص هايي بلند براي ديد، شکوه سازي و راهنمايي از بدور دانسته اند؛ ولي آن چه در مشاجره گنبد و گلدسته بايد در لحاظ داشت، اين میباشد که طبق حیث پيش کسوتان معماري، ايده آل قضيه در ارکان معماري اين میباشد که هر عنصري در معماري، بايد هم کوشش و هم زيبايي داشته باشد. مطالب فوق، گرچه مورد نیاز و تا حدي صحت دارد، ولي کافي نيست و دلايل ديگري تکمیل کننده دليل اخير میباشد و از طرفي، در‌صورتی‌که فقط چنين باشد، صرفا يک تک مناره هم مي تواند مورد ديد و راهنمايي به طرف مسجد را حل نماید و ديگر نيازي به تشکیل داد گنبد و مناره اي ديگر نيست. بعضي ديگر، گنبد و گلدسته را براي قبله يابي مي دانند در مدرسه تشيع، خطر عمود منصف بر خط واصل دو گلدسته را ، تأمين کننده جهت قبله مي دانند. در مدرسه معماري اهل تسنن، خط زود گذر از گنبد و گلدسته (تک گلدسته)، جهت قبله را مشخص و معلوم خواهد کرد. سر پردازي فوق، صحت دارد و در بسياري از جاها، ایفا گرديده میباشد؛ ولی هنوز انگیزه دو گلدسته بودن در مذهب تشيع و تک گلدسته بودن در مذهب تسنن ارائه گردیده است.

درستی مقاله فوق را در یکسری آیتم بیان مي کنم تا به دقیق شدن معماران خوش ذوق و سلیقه ايراني اعتنا خواهد شد. در بقعه مطهر حضرت معصومه(س)، گر چه گلدسته هاي با شکوه و بلند کنار ايوان آيينه آن حضرت در صحن اتابکي ، تحت عنوان پرتناسب ترين و زيباترين گلدسته هاي دنيا، دیده هر بيننده اي را خيره مي نماید، ولي اينها گلدسته هاي اصلي نيستند که ترکيب فوق گنبد را تشکيل دهند؛ بلکه گلدسته هاي اصلي، به عبارتی دو گلدسته کوتاهتري می باشند که در دو صحن عتيق (صحن کهنه) کنار ايوان طلا و جواهرات قرار دارا هستند و با ترکيب گنبد، جهت قبله را تعيين مي نمایند. اتفاقاً معمار با سليقه، کلاهک بالاي اين دو گلدسته را هم طلا و جواهرات نموده است تا همخواني و با هم کارکردن اين گلدسته ها را با گنبد آرم دهد از مثال هاي ديگر، گنبد و گلدسته آقا امام حسين (ع) و آقا حضرت عباس(ع) در کربلا مي باشند که معمار خوش سلیقه صفوي، به سیرتکامل اي بسيار زيبا و ماهرانه، کج بودن قبله نسبت به بين الحرمين را حل نموده است و با علامت گنبد و گلدسته ، جهت قبله را به خوبي به زائرين نمايانده میباشد. اجراي کج حرمين، دليلي جز اين مقاله نداشته میباشد. بزرگ براي وی بسيار شل خیس و زيبنده خیس بود که گلدسته ها را در جهت بين الحرمين در طرف دو بقاع قرار دهد.


فیض گیری
همانطور که گفته شد، گنبد و گلدسته، شاخص و مونومان و از رموز مساجد مي باشند. گنبد مونوماني از غرض، يعين خداست و گلدسته ها، مونوماني از دو يار واقعي معبود، دو آفريده بی نقص حق، يعني محمد و علي مي باشند. در روايت داريم که پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود: يا علي! کسي خداوند را نشناخت؛ جز اینجانب و تو. کسي تو‌را نشناخت؛ جز پروردگار و اینجانب و کسي منرا نشناخت؛ جز پروردگار و تو. هم اکنون گنبد و گلدسته ، يعني خداوند و محمد و علي کنار هم قرار گرفته اند. همان طور که محمد(ص) و علي (ع) در کنار خداوند مضمون‌ مي يابند، گلدسته هم در کنار گنبد معناي گلدسته و گروه گل مي گيرد. سوای گنبد، مناري بيش نيست؛ حتي در حالتی که دوتا باشد. در مذهب تسنن که حساسيت بر روي مولاي متقيان علي (ع) دارا‌هستند تک گلدسته مي گذارند؛ يعني تنها گنبد و يک گلدسته (الله و محمد(ص)). هر چه از بخش ها شيعه نشين به سمت بخشها سني نشين مي رويم، مي بينيم که از تعداد مساجد دو گلدسته کاسته و بر تعداد مساجد تک گلدسته اي افزوده مي خواهد شد. به همين خیال و خاطر میباشد که تأکيد مي خواهد شد که خلال رعايت و مراقبت معاني قبلي گنبد و گلدسته، به ويژه جهت قبله، قطعاً و به صورت مؤکد ، مورد ي دو گلدسته اي بودن رعايت شود تا حتي از مسافت هاي بسيار بدور هم نوع مذهب ديگري به وسيله اين موادتشکیل دهنده معماري تداعي نگردد. اين سه عنصر را حرکتي نمادين براي بيان اين اساسی مي دانند. به اين نظر، در مدرسه تشيع، در صورتی‌که تمکن مالي نیست، بايد تنها گنبد ساخته گردد؛ زیرا گنبد سوای گلدسته، گشوده معناي خویش را دارااست که معناي آن ازلي بودن آفریدگار میباشد؛ ولي گلدسته سوای گنبد، معنايي ندارد؛ يعني محمد(ص) و علي(ع)، در کنار معبود و با وی می‌باشند که مفهوم مي گيرند و مجموع بها محمد (ص) ون علي(ع) و مدرسه و مذهبشان، اتصال بی نقص به حق تعالي میباشد و در شرایطی‌که تمکن مالي وجود دارااست، مسلماً دو گلدسته ساخته خواهد شد. متأسفانه در بعد از ظهر ما میباشند معماراني که سوای هيچ اطلاعي از رمزپردازي هاي مسجد، در تعداد گلدسته ها و جهت آنان، خطا مي نمایند و می باشند کساني که هنوز نمي دانند که محراب در معماري ايراني، نمادي از غار حراست و خيلي چيزهاي ديگر را نمي دانند؛ ولي دست به طراحي ظريف ترين و پرمغزترين فضاي معماري مي زنند.

بازدید : 21
يکشنبه 29 مهر 1403 زمان : 9:33


منزل‌‌های امن جمهوری اسلامی برای تروریست‌های خودی
جمهوری اسلامی طی سال‌های حیات خویش در کوشش برای سرکوب مسجد طالقانی مشهد معارضان خویش در فارغ کشور‌ایران بوده میباشد و آن را با اجرا ترور به ثمر رسانده میباشد.

با آغاز اولیه ترورها، سفارت‌منزل‌های کشور‌ایران پایین شماره مسجد توفیق مشهد ذره‌دربین دولت‌های اروپایی قرار گرفت اما مرکزها اسلامی همچنان از لبه امن بهره مند بودند و میهمان‌های خویش را زیر‌تیتر معلم دانش کده برای برگزاری گردهمایی‌های علمی وارد کشورهای اروپایی می‌کردند. رزرو مسجد توفیق مشهد

محمد کریمی، خبرنامه‌نگار و عضو جمعیت آزادی خواستار فرانکفورت میگوید: «مرکز ها اسلامی هم بازوهای تبلیغاتی رژیم در آن سوی مرز و هم فاز تحقیقاتی آن ها محسوب می شوند و هم تحت عنوان دست گشوده آدرس مسجد توفیق مشهد جمهوری اسلامی برای لابی‌های سیاسی یعنی ارسال کردن اشخاص معتمد خودشان در پوسته احزاب برای لابی‌‌های سیاسی قراردادهای اقتصادی،‌ سازماندهی دانشجوها در پوسته انجمن‌های اسلامی و رصد اطلاعاتی فعالین و مخالفین حکومت می‌باشند. در واقع دسته‌ای تحت عنوان منزل‌های امن، محلی برای سازماندهی و گردهم داخل شدن نیروهای متعهد جمهوری اسلامی در آن سوی مرز.»

به نام اسلام بر علیه شهروندان معترض حکومت
به گفته محمد کریمی، در باب مرکز ها اسلامی متفاوت داده ها مختلفی درز نموده است البته در لوای سایه امنی که‌این اشخاص در تحت اشاعه شعائر اسلامی و بازی با احساسات مسلمانها و اشخاص ساکن‌ ناحیه اعم از مسلمان ها اهل ایران و مسلمانها شیعه کشورهای دیگر داشته‌اند، نهفته گردیده‌اند. در عین اکنون پاره ای هم از ضوابط آزادی ادیان در اروپا سوءاستفاده کرده‌اند.

مرکزها اسلامی درپی چه می باشند؟
مرکز ها اسلامی زیرا به طور تشکل‌های عموم‌بنیان تصویب می شوند با سرگرم کردن نیروهای مستقر، نوعی مصونیت برای خویش ساخت و ساز می‌نمایند.

این شرکت‌ها عموما معاف از مالیات می باشند و به گفته محمد کریمی، فعال سیاسی، کار‌های اقتصادی آنها پیگیری نمیشود. در عین اینکه زیرا به طور سازمان عموم بنیان تصویب گردیده‌اند، یک دارایی غیروابسته‌ای در کشورهای اروپایی به آنها تخصیص پیدا می‌نماید. یعنی از مرز و بوم صاحب خانه هم پول می گیرند و از دو طرف به کارگیری می‌نمایند؛ هم از دارایی دولت جمهوری اسلامی ایران و هم دولت صاحبخانه.

چرا راس اسلامی فرانکفورت در سایه میباشد؟
محمد کریمی می گوید: «با اعتنا به مستنداتی که در مشت داریم راءس اسلامی فرانکفورت بیشتر در جناح انقلاب فرهنگی شغل می‌نماید.»

در حالی که راس اسلامی هامبورگ به جهت شغل تبلیغی رئیس آن بیشتر در ابتدا خبرها و گزینه دقت مردم میباشد. منظور جمهوری اسلامی هم دقیقا همین بوده که راس اسلامی هامبورگ تحت عنوان سیبل قرار بگیرد که کلیه نگاه‌ها و اعتنا‌ها به آن‌جا توده خواهد شد.

آقای کریمی میگوید با یه خرده مسافت جمهوری اسلامی یک راس دیگری را احداث کرده که مسلما گام‌های جلوتری در راستای وصال به هدف ها حکومت کشور ایران در آن سوی مرز برداشته میباشد.

جمهوری اسلامی برای مدیران مرکزها اسلامی، خرج می‌نماید
اشخاصی که تحت عنوان رئیس مرکزها اسلامی به فارغ کشور‌ایران اعزام میشوند، نیروهای آیتم اتکا و عموما دارنده سابقه و پست‌های حساس در باطن جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند.

محمد کریمی میگوید: «این‌ها شاگرد‌های معمولی منطقههای علمیه نیستند بلکه تحت عنوان مبلغین قابل پشت گرمی، معمولا از شاگردان مراجع تاسی والا گزینش می شوند که جمهوری اسلامی سال‌ها وقت و پول برای آن ها صرف نموده است».

این اشخاص عموما سوابق حضور در بدنه اساسی حوزه علمیه و سازمان تبلیغات اسلامی را دارا‌هستند. از فیلترهای مختلفی رد گردیده‌اند و تربیت اینگونه شخصی دستکم یک‌سری سال مجال و هزینه برای جمهوری اسلامی درپی داراست و خیلی اساسی میباشد که‌این اشخاص کمتر شناخته شوند و مهره سوخته نشوند که بدون چاره نباشند به جمهوری اسلامی ایران بازگردانده شوند. روحانی محمود خلیل‌زاده، مدیریت راس اسلامی فرانکفورت و رییس مجلس شیعه‌ها آلمان یک کدام از اشخاص میباشد.

محمود خلیل‌زاده، رئیس فراگیری و بازرسی رادیو قرآن در صدا و سیما بوده میباشد. وی همینطور رئیس راس اسلامی ایرانیان برلین و رئیس راس شرعی و فرهنگی اهل بیت در زوریخ را داشته میباشد.

در سندها و گزارش‌های سازمان مدد از قانون اساسی کشور آلمان، مدیریت راءس اسلامی فرانکفورت و رئیس گذشته جامعه شیعه‌ها اروپا تحت عنوان یک پژوهشگر و یک شخص بانفوذ، مجاورت و هم‌لحاظ با حکومت جمهوری اسلامی معرفی گردیده‌است.

به گفته محمد کریمی،‌ این شخص تحت عنوان مدیریت جامعه شیعه‌ها اروپا بضاعت این را داراست که ۱۵۷ جامعه شیعه از کشورهای متفاوت اروپایی را در پوسته یک سازمان عده نماید و آن را مجمع شیعه‌ها اروپا نامگذاری نماید. این فعالیت یه خرده وجود ندارد خلال اینکه بخشید و ستدهای مالی اکثری هم پشت این شغل‌ها وجود دارااست.

شغل‌های غیر روشن و ترساندن معترضان در خاک آلمان
به گفته محمد کریمی، کار مرکزها اسلامی در پوشش تیتر فرهنگی بیشتر سیاسی و ایدئولوژیک میباشد. اکثری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی که در اعتراضات اخیر کمپانی کرده بودند، بوسیله اشخاص ناشناس در آلمان ارعاب شدند.

ترددهای غیرشفاف مقامات اهل ایران به باطن خاک اروپا که با هماهنگی مرکز ها اسلامی جاری ساختن می گیرد مثلا دیگر عمل‌های این مرکزها میباشد. به عنوان مثال ورود آیت‌الله هاشمی شاهروی به آلمان که یک‌سری سال پیش بسیار پرسش برانگیز شد و مشخص و معلوم شد که از روش خاک ایتالیا و زمینی وارد آلمان گردیده بود.

این خبرنامه‌نگار می گوید به اسامی اشخاصی دست پیدا کرده‌ایم که خویش را تحت عنوان پناهنده معرفی کرده‌اند و در غایت به مرکز ها اسلامی رسیده‌اند و الان بازوهای جمهوری اسلامی در در فضای مجازی در آن سوی مرز می‌باشند.

نان چرب حکومت کشور ایران در پیاله دولت‌های اروپایی
مدیران مرکز ها اسلامی از سوی جمهوری اسلامی منصوب میشوند البته دولت‌‌های اروپایی علی‌رغم کارایی معترضان برای توقف عمل این مرکز ها همچنان آنها را به رسمیت شناخته و اذن ادامه کار به آن ها می دهند.

محمد کریمی می گوید:‌ «دعوا منافع ملی دولت‌ها مطرح میباشد. از سوی دیگر تا شکایتی علیه مرکزها اسلامی تصویب نشود و مادامی که از مقررات دولت آلمان تخطی نکنند، دولت سراغ آن ها نمی‌رود.»

وی توضیح میدهد: «ما به دولت آلمان از ورود و خروج اشخاص باطن نظام و در حدود رهبر جمهوری اسلامی به مرکز ها اسلامی در اروپا خبر داده‌ایم. به عنوان مثال این اشخاص محسن قمی، عضو جامعه روحانیت اهل جنگ، نماینده عموم استان طهران در مجلس خبرگان رهبری و نائب رئیس پیوندها میان‌الملل دفتر کار رهبر جمهوری اسلامی ایران میباشد.»

آقای قمی، سال ۲۰۱۶ برای سخنرانی به فرانکفورت هجرت کرد. فیس‌هایی از این دست بسیار زیاد در رفت‌وآمد به کشورهای اروپایی می‌باشند، عده ای که علیه عموم کشور ایران در رده نماینده مجلس نطق‌های آتشین کرده‌اند.

آقای کریمی میگوید: «تاهنگامیکه مجموعه‌هایی نظیر ما نام‌و‌نشان حقیقی وواقعی این اشخاص را برای دولت‌ها معین نکنند، دولت‌‌ها هم بر شغل مرکز ها اسلامی حساس نشده و تحقیق نمی کنند.»

بازدید : 26
شنبه 28 مهر 1403 زمان : 9:08


بارگاه یحیی تعمید دهنده (یا این که حضرت یحیی) در درون نمازخانه مسجد
در سال 634 دمشق بوسیله سپاهیان اسلام به رهبری خالد بن الولید محاصره شد مسجد طالقانی مشهد و خالد برنده شد آن را با متانت به مرز و بوم های اسلامی الحاق نماید. تعدادی دهه بعداز فتح دمشق , خلافت اسلامی ذیل حکومت بستگان اموی قرار گرفت که دمشق را تحت عنوان پایتخت اداری عالم اسلام گزینش کردند . ششمی خلیفه اموی، ولید بن عبدالملک (705-715 بعداز به دنیاآمدن)، صنعتگران و مهندسان را مأمور تشکیل داد این مسجد د شماره مسجد توفیق مشهد ر محل کلیسای بیزانسی در سال 706 بعداز ولادت کرد. تا قبل از این، کلیسای جامع هنوز بوسیله مسیحیان محلی آیتم استعمال قرار می گرفت، البته یک نمازخانه (مصلا) برای مسلمان‌ها در بخش جنوب شرقی ساختمان درست شده بود. الولید که شخصاً بر این پروژه بررسی می‌کرد ، فرمان تخریب بیشتر کلیسای جامع مثلا نمازخانه را صادر کرد و طرح ساختمان تماما رزرو مسجد توفیق مشهد تغییر و تحول کرد تا تحت عنوان یک مسجد تعالی برای نماز همگانی آیتم استعمال قرار گیرد. برای شهروندان دمشق و یک نتقطه اوج مذهبی برای شهر دمشق، مسیحیان به‌این تکان اعتراض کردند، در جواب به‌این اعتراض، الولید امرکرد تا کلیه کلیساهای مصادره گردیده در شهر تحت عنوان غرامت به مسیحیان بازگردانده شوند. تشکیل داد مسجد در سال 715 آدرس مسجد توفیق مشهد بعداز تولد ، اندکی بعد از مرگ ولید تمام شد و سلیمان بن عبدالملک (715-717 بعد از تولد) به توان رسید.

به گفته مورخ قرن دهم، ابن الفقیه ، فی مابین 600000 تا 1000000 دینار برای این پروژه هزینه شد که صنعتگران قبطی و همینطور کارگران اهل ایران ، هندی و یونانی که نصیب عمده ای از پرسنل 12000 نفر را تشکیل می دادند، به فعالیت دریافت شد. ابن الفقیه همینطور اشاره می نماید که کارگران در هنگام تشکیل داد مسجد غاری وابسته به کلیسای بیزانسی را یافتند و این غار دربردارنده باکس ای بود که بر پایه ی باور مسیحی دربردارنده راز قدیس جان باپتیست بود. رسول یحیی بن زکریا در اسلام ولید دستورداد آن را به درحال حاضر خویش رها نمایند و ستونی بر بالای غار تحت عنوان نشانه مشخص و معلوم تشکیل داد و تابوتی بر بالای آن قرار اعطا کرد که اسم حضرت یحیی (ص) را بر آن داشت .


گنبد در سال 780 ساخته شد
بعد از قیامی که به حکومت بنی امیه در سال ۷۵۰ بعداز به دنیا آمدن به دست عباسیان نقطه نهایی بخشید، خلافت اسلامی پایین حاکمیت قوم و قبیله عباسی قرار گرفت که پایتخت خلافت را از دمشق به بغداد منتقل کردند . به غیر از شرایط استراتژیک و تجاری دمشق ، عباسیان هیچ منافعی در دمشق نداشتند . در فیض، مسجد امویان ابتدا حکومت آنان زخم مشاهده کرد، با کار ساختمانی پاره ای تصویب گردیده فی مابین قرن 8 و 10. با این اکنون، عباسیان مسجد را آرم اساسی برد اسلام می‌دانستند و بنابراین مسجد از حذف سیستماتیک ارثیه امویان در شهر دمشق جان سلامت به در موفقیت. . الفضل بن با تقوا بن علی، حکم دهنده عباسی در دمشق ، در سال 780 بعداز تولد گنبدی در نصیب شرقی مسجد تشکیل داد . خیر سال بعد از آن، وی آغاز به ایجاد کرد گنبد مال همه مردم برای صرفه جویی در مخارج مسجد کرد در خاطرات جغرافیدان اورشلیم آمده میباشد که عباسیان مناره شمالی (" مناره عروس ") را ساختند. ) مسجد در سال 831 در طول خلیفه مأمون (813-833). مأمون امرکرد کتیبه‌های اموی مسجد را برداشته و جایگزین نمایند. تا قرن دهم میلادی، ساعتی گسترده در ورودی بخش غربی دیوار جنوبی مسجد (باب زیاد) نصب گردیده بود که به حیث میرسد این ساعت در میانه قرن دوازدهم بعداز به دنیا آمدن فعالیت خویش را متوقف نموده است.


گنبد بانک، درست شده در 789 بعد از تولد
حکومت عباسیان بر شام در طی قرن دهم متزلزل شد و در دهه‌های بعد از آن، شام ذیل حکومت شاهزادگان محلی قرار گرفت و تنها به طور اسمی تابع خلافت عباسی بود . در سال 970 بعد از به دنیا آمدن ، فاطمیان مصر به دمشق حمله کردند و فاطمیان تعدادی توسعه و گسترش تصویب گردیده در مسجد جاری ساختن دادند. به ساکنان دمشق اذن داده شد تا مذهب سنی خویش را در مسجد اموی در اسکان اجرا دهند و این قابلیت را به آن ها اعطا کرد تا استقلال نسبی خویش را از مرجع مذهبی شیعه فاطمی نگهداری نمایند. در سال 1069 بر تاثیر قیام اهل یک محل شهر دمشق بر ضد سپاه فاطمیون در تاثیر حمله ها پادگان فاطمیون به ساکنان، نصیب‌های متعددی از مسجد به‌ویژه دیوار شمالی در حریق سوزی ویران شد. دمشق

بعدازظهر سلجوقیان و ایوبیان
در سال 1078 میلادی ، ترکان سلجوقی شهر دمشق را از دست فاطمیان بازپس گرفتند و دمشق فقط به اسم متعلق به خلافت عباسی شد. شاه سلجوقی تیش بن آلپ ارسلان (حک 1079-1095) برای ترمیم ضرروزیان ناشی از حریق سوزی مسجد در سال 1069 مبادرت کرد. [ سال 1082 میلادی ، ابونصر احمد بن الفضل ، وزیر سلجوقی تیش ، گنبد مرکزی را به صورت چشمگیرتری نوسازی کرد. وی همینطور دو شالوده نگهدارنده را نوسازی کرد و موزاییک‌های مهم اموی نمای داخلی شمالی مسجد را مرمت کرد. رواق شمالی در سال 1089 میلادی تجدید بنا شد . در سال 1110 میلادی ، ظهیرالدین طغتکین (متوفی 1104-1128)، یک کدام از رعایا سلجوقی در دمشق ، دیوار شمالی را تعمیر کرد و دو کتیبه را به وی نثار کرد که بالای یک ورودی درج شده بود. در سال 1113 شرف الدین مودود (حک 1109-1113)، یکی سلسله های سلجوقی، در موصل در مسجد اموی ترور شد. با ارتقاء زد خورد در میان دمشق و صلیبیون در وسط قرن دوازدهم میلادی، مسجد اموی تحت عنوان نقطه تجمع اساسی برای دعوت از مسلمان ها برای پشتیبانی از شهر و بازگرداندن اورشلیم به دست مسلمان‌ها کار کرد. ابن عساکر یک کدام از امامان پر رنگ به‌حساب می‌آید که در سال 1148 صلیبیون به سوی دمشق جلو رفتن کردند ، ساکنان شهر به دعوت های جهاد جواب دادند. در سود، ارتش صلیبی در سود مقاومت قهرمانانه ساکنان دمشق عقب نشینی کرد .


مسجد اموی در دمشق
در سال 1154 بعد از به دنیا آمدن، در حین سلطنت نورالدین زنگی ، دومی ساعت عتیقه به اسم ساعت آبی رنگ Giron به پیشنهاد فردی نورالدین ساخته شد. ساعت سوا ورودی شرقی مسجد ( باب گیرون ) پیش از اینً به وسیله معمار محمد الساعتی بعداز حریق سوزی مسجد در سال 1167 ساخته و نوسازی گردیده بود. در غایت بوسیله پسرش رضوان تجدید بنا شد . در اوایل قرن سیزدهم از حریق سوزی جان تندرست به در پیروزی جغرافی دان عرب در سال 1154 از مسجد اموی بازدید کرد .

در زمانه ایوبیان، دمشق شاهد تأسیس اکثری از مؤسسات مذهبی بود و مسجد اموی تحت عنوان راءس معاش مذهبی درین شهر برپا می شد. سیاح اندلسی ابن جبیر مداقه مسجد را تحت عنوان یک راس جامع علم ها فقاهتی با دقت به اینکه دارنده زوایای گوناگون مطالعات فقهی و قرآنی میباشد، اظهار کرد . در سال 1173 ، دیوار شمالی مسجد توشه دیگر در تاثیر حریق سوزی زخم روئت کرد و بوسیله فرمان روا صلاح الدین ایوبی (ح. 1174-1193) به یاور مناره عروس [ در حریق سوزی سال 1069 ویران گردیده بود، نوسازی شد. بعداز ولادت ، در جریان تضارب‌های داخلی فی مابین شاهزادگان ایوبی، شهر دمشق به جهت این تضارب‌ها جراحت متعددی روئت کرد و در سال 1245 میلادی ، مناره شرقی مسجد، مشهور به مناره عیسی ، قرار گرفت. بوسیله الصالح ایوب، هفتمی خلیفه بنی ایوب در مصر ، در طول محاصره دمشق در طی آل با تقوا، شاهزاده ایوبی دمشق ، ویران شد . مناره بعداً با دست‌کم تزئینات اضافه گردیده تجدید بنا شد.

صلاح الدین ایوبی هم پا با بخش اعظمی از جانشینانش در نزدیکی مسجد اموی به خاک ودیعت شد .

دولت ممالیک

مناره قیتبای در سال 1488 به امر مملوک فرمان روا قیتبای ساخته شد.
در سال 1260 م . مغولان به رهبری کتبوغه با نیروهای صلیبی متحد شدند و دمشق را از دست ایوبیان تصرف کردند، بوهموند ششم، شاهزاده امارت انطاکیه ، دستورداد مراسم عبادت کاتولیک در «مسجد اموی» برگزار خواهد شد. با این هم اکنون، ممالیک به رهبری قطوز و بایبرس توانستند شهر دمشق را در اواخر به عبارتی سال پس بگیرند. در سال 1270 ، بایبارز امر نوسازی کلان مسجد، به ویژه از سنگ مرمر، موزاییک، و ارمنیت را صادر کرد. به گفته ابن شداد ، گستردن هم اکنون بایبر ، هزینه تعمیرات انجام یافته در طول بایبرس 20000 دینار بوده میباشد. از تبارک‌ترین قطعاتی که به مسجد اضافه شد، قطعه موزاییکی به ارتفاع 34.5 متر و پهنا 7.3 متر بود که در رواق غربی نصب گردیده و به آن تابلوی پاپیروس می گویند . این قطعه موزاییکی که مسجد را تزئین میکرد، بخشی از پروژه مرمتی بود که مشتمل بر مسجد میشد و تأثیر متعددی بر معماری ممالیک در مصر و شام داشت .

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه