loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 38
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 9:55


یونس بن عبدالرحمن (سال ۲۰۸ق) از اصحاب اجماع. او امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) را ملاقات کرده و از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) ماجرا نموده است. وی همینطور نماینده قانونی امام رضا(ع) آدرس مسجد توفیق مشهد بود.

بنابر روایتی امام رضا(ع) سه توشه فردوس را برای وی تضمین نموده است. او ۵۴ حج به مکان آورد که واپسین آنها به نیابت از امام رضا(ع) بود. یونس اثر ها مکتوب بخش اعظمی از خویش برجای گذارده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.

نسب و لقب
یونس بن عبدالرحمن، از آن رو که آزاد گردیده علی بن یقطین بن موسی بود به «مولی آل یقطین» مشهور میباشد.[۱] لقب‌اش ابومحمد[۲] و سازه بر برخی شواهد از منابع تاریخی نسبتش، شماره مسجد توفیق مشهد قمّی میباشد.[۳]

سال به دنیاآمدن وی به طور دقیقی بیان نشده میباشد؛ البته عده ای از عالمان رجالی تاریخ ولادتش را زمانه زمامداری هشام بن عبدالملک بیان کرده‌اند[۴] که با این اکانت می‌اقتدار اذعان کرد او فی مابین سال‌های ۱۰۵ تا ۱۲۵ق مسجد طالقانی مشهد متولد شد‌ه‌است.

مقام علمی
بنابر گزارش‌های تاریخی، امام رضا(ع) شیعیانی را که از او به دور بوده و دسترسی به وی نداشتند به یونس بن عبدالرحمن ارجاع می‌اعطا کرد[۵] و او‌را معتمد خویش و ثقه در کارها فقاهتی و سؤالات علمی شیعه ها معرفی میکرد.[۶]

ابوهاشم جعفری نقل نموده است: کتاب «یوم و لیله» یونس بن بنده الرحمن را نزد امام عسکری(ع) بردم. حضرت با نظری ظریف به مجموع کتاب نگاه کرد و تا پایان آن را ورق زد و فرمود: آنچه در‌این کتاب میباشد، آئین اینجانب و آیین پدرانم میباشد؛ تک تک این کتاب حقّ و واقعیت میباشد. آفریدگار به ازای هر واژه از این کتاب نوری در قیامت به وی عطا نماید. همینطور درباره یونس گفته‌اند: دانش امامان شیعه به چهار نفر منتهی می شود که یک کدام از آن‌ها یونس بن عبدالرحمان میباشد.[۷][۸]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درست گو(ع)
۱ جَگرایش بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
از منظر امامان شیعه
یونس نزد امامان شیعه و به خصوص امام رضا(ع) رده ویژه‌ای داشت و بارها از او با تیتر عبد و بنده باتقوا و مخلوق نیک پروردگار حافظه شد‌ه‌است.[۹] وی نماینده قانونی امام رضا(ع) بود.[۱۰] بر اساس با منابع رجالی، امام رضا(ع) سه توشه فردوس را از طرف خویش و پدرانش برای او تضمین کرده[۱۱] و فرمود: «یونس بن عبدالرحمن در حین خویش مانند سلمان در طی خویش بود.»[۱۲]

در نقل دیگری، زمانی که یونس از بدگویی عموم درباره خویش و نزد امام هشتم شیعه‌ها ناراحت شوید، امام در دلجویی از وی رضایت بی نقص خویش را از او ذکر کرد و تیتر نمود این قبیل بدگویی‌ها از رضایت امام نسبت به وی نمی‌کاهد.[۱۳]

حج به نیابت از امام
یونس ۵۴ توشه به حج تمتع و ۴۵ توشه به عمره رفت.[۱۴] واپسین حج او به نیابت از امام رضا(ع) بود.[۱۵]

از منظر عالمان شیعه
ادب بن شاذان (درگذشت:۲۶۰ق) درباره وی گفته: در بین عموم دانا‌خیس از سلمان فارسی وجود نداشت و بعداز سلمان نیز عالم‌خیس از یونس بن عبدالرحمن پرورش نیافت.[۱۶] ابن ندیم (درگذشت:۲۶۰ق) در کتاب الفهرست آورده، وی (یونس) علّامه زمانه خود بود.[۱۷] روضه خوان طوسی یکبار اسم او‌را در فهرست اصحاب امام کاظم و یک‌توشه در اصحاب امام رضا(ع) بیان کرده و میگوید: در لحاظ اینجانب محدّثی آیتم یقین میباشد.[۱۸] علّامه حلّی میگوید: وی انسانی تعالی و از پیشگامان مدرسه تشیع میباشد.[۱۹]
روایاتی در مذمت یونس آورده شده که بیشتر عالمان شیعه آن‌ها‌را از دید مدرک و یا این که دلالت بر عدم وثاقت او، رد کرده‌اند.[۲۰]

یونس و واقفیه
وقتی‌که خبر شهید شدن امام کاظم(ع) به یونس رسید او در جمعی همگانی اذعان کرد از این پس امام رضا(ع) امام اینجانب میباشد[۲۱] ولی برخی بنابر مصالح خویش به توقف امامت در امام کاظم(ع) رأی دادند و به واقفیه پر اسم و رسم شدند. این جماعت قصد تطمیع امثال یونس را نیز داشتند. روایتی از یونس در این باره نقل گردیده‌است.[۲۲] و حتی درباره‌ی با امامت امام رضا(ع) ‌به یار و همدم علی بن اسماعیل میثمی با واقفه مناظره کردند.[۲۳]

مشایخ و راویان

بازدید : 17
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:38


احمد بن‌ حسين‌ غَضائری واسطی بغدادی (درگذشت قبلی ۴۵۰ق) دارای اسم و رسم به ابن غَضائری محدث امامی و از محققان رجالی شیعه در قرن چهارم و پنجم هجری قمری و معاصر نجاشی و روحانی طوسی میباشد. او مالک کتاب رجالی «الضعفاء» میباشد که به رجال ابن غضائری آوازه آدرس مسجد توفیق مشهد داراست.

معاش‌طومار
از تاریخ میلاد غضائری خبری در چنگ وجود ندارد. درباره غضائری گفته‌اند این واژه منسوب به غضائر میباشد (بعضی آن را گردآوری «غضیره» دانسته‌اند) که غضائریان به آن منسوب گشته‌اند.[۱] پدرش حسین بن عبیدالله غضائری از فقها و عالمان رجالی بعدازظهر خود بود و دارنده تألیفات اکثری میباشد. سازه بر نقل کتاب ها تراجم و رجال، احمد (ابن غضائری) معلم نجاشی بوده میباشد.[۲] لقب وی به دو شکل ابوالحسن و ابوالحسین نام رزرو مسجد توفیق مشهد برده میباشد.

وفات
چنان که از سخنان نجاشی به کار گیری می‌گردد احمد بن حسین پیش از نجاشی از عالم رفته میباشد. وفات نجاشی در سال ۴۵۰ هجری میباشد. روحانی طوسی در الفهرست گفته وفات وی پیش از ۴۰ سالگی و در سنین جوانی بوده شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.

سخنان بزرگان
عالمان شیعه و سنی ابن‌غضائری را ستوده‌اند:

یاقوت حموی از بزرگان اهل سنت اورا از ادبا و فضلا می‌شمارد که بسیار قشنگ خط می‌نوشت؛ به سیرتکامل‌ای که خط او با ابن مُقْله(درگذشت:۳۲۸ق) رقابت می کرد.[۳] وحانی حر عاملی، ابن غضائری را از معاصران روحانی طوسی بیان می‌نماید و او را گزینه وثوق علامه حلی دانسته مسجد طالقانی مشهد میباشد.[۴]
سید محمد باقر خوانساری با کلمه ها زایدالوصفی او را می‌ستاید.[۵]
معلم تبریزی ابن غضائری را از بزرگان و ثِقات مشایخ امامیه معرفی می‌نماید که محتاج به توثیق و تعدیل وجود ندارد.[۶]
محمدتقی شوشتری ابن غضائری را از ناقدان رجال و پژوهندگان خبرها دانسته که داده ها عظیم‌ای در دانش رجال داشته میباشد.[۷]
اساتید و شاگردان
اساتید غضائری عبارتند از:

ابو محمد طلحة بن علی بن عبدالله بن علالة
ابوالحسین النصیبی
حسین بن عبیدالله غضائری بابا او
حسن بن محمد بن بندار قمی
احمد بن عبدالواحد.[۸]
نجاشی از شاگردان ابن غضائری بوده میباشد.[۹]


کتاب رجال ابن غضائری
اثر ها و تألیفات
دارای شهرت‌ترین کتاب ابن غضائری کتاب الرجال میباشد که به اسم‌های «الضعفاء»، «کتاب فی الجرح» و «رجال ابن غضائری» آوازه داراست. هر یکسری علمای شیعه در انتساب این کتاب به ابن غضائری یا این که بابا او اختلاف دارا‌هستند.

روحانی طوسی دو کتاب را به او نسبت می دهد.[۱۰] سید محسن امین کتاب‌های «فی الجرح»، «فی الموثقین»، «فی بیان المُصَنَّفات»، «فی ذکرالاصول» و «کتاب التاریخ» را از تألیفات ابن غضائری می‌شمارد.[۱۱] سید حسن صدر هم پنج کتاب را بیان کرده و به ابن غضائری نسبت می دهد.[۱۲]

پانویس

بازدید : 24
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:37


نسب و میلاد
رقیه قبل از مهاجرت در مکه زاده شد. از وی به والا‌ترین، دومی و خرد‌ترین دختر پیامبر آفریدگار(ص) حافظه شد‌ه‌است.[۱] از نگاه اهل‌سنت رقیه دختر فرستاده(ص) و خدیجه(س) آدرس مسجد توفیق مشهد بو ده میباشد.[۲]

سید جعفر مرتضی عاملی از دانشمندان شیعه و ابوالقاسم کوفی دانا شیعی قرن چهارم بر این باورند که رقیه، زینب و ام کلثوم فرزندان نبی پروردگار(ص) و خدیجه نبوده‌اند؛ بلکه دخترخوانده‌های آنان بوده‌اند.[۳] جعفر مرتضی کتاب بنات النبی اَم رَبائبُه؟ (دختران رسول یا این که دخترخوانده‌های وی؟) را برای ثابت همین مقاله رزرو مسجد توفیق مشهد نوشته میباشد.[۴]

وقتی که رقیه از جهان رفت
پیامبر خداوند فرمود:
«الْحَقِی بِسَلَفِنَا الصَّالِحِ عُثْمَانَ بْنِ مَظْعُونٍ وَ أَصْحَابِه»
به سلف با تقوا‌مان عثمان بن مظعون و همراهانش بپیوند.
کلینی، کافی، ج۳، ص۲۴۱

منزلت قبر رقیه دختر رسول (ص) در آرامستان بقیع

بقاع دختران نبی (ص) در کنار حرم ائمه بقیع
وصلت و مسافرت
رقیه، با عتبة بن ابی‌لهب وصلت کرد؛ البته بعداز آنکه، آیه «تَبَّتْ یدَا أَبِی‌لَهَبٍ وَتَبَّ»[۵] نازل شد، عتبه به فرمان پدرش، رقیه را جدایی اعطا کرد.[۶] وی آن گاه با عثمان بن عفان وصلت کرد و با وی به حبشه مهاجرت کرد. با هجرت رسول(ص) از مکه به مدینه، وی نیز از حبشه به شماره مسجد توفیق مشهد مدینه آمد.[۷]

منابع تاریخ اسلام از فرزندی به اسم عبدالله از وی و عثمان بن عفان مذکور‌اند، که در کودکی از جهان رفته میباشد.[۸]

زمانی که خدیجه به رسول(ص)، اسلام آورد، رقیه نیز مسلمان شد و هنگام بیعت زنان با نبی، رقیه نیز بیعت کرد.[۹]

درگذشت
زمانی که فرستاده خداوند (ص) عازم بدر بود رقیه به حصبه در گیر شد. رسول (ص) به عثمان امر کرد تا پیش وی بماند[۱۰] رقیه در رمضان سال دوم هجری(روز برد نبرد بدر) مسجد طالقانی مشهد درگذشت.[۱۱]

در منابع شیعه درگذشت رقیه ناشی از ضرب و شتم به وسیله عثمان نام برده‌میباشد.[۱۲] برخی منابع انگیزه این ضرب و شتم را اتهام نماد دادن مخفیگاه مغیرة بن ابی‌العاص به فرستاده دانسته‌اند، در حالی‌که در همین احادیث آمده میباشد که فرستاده از روش وحی از مخفیگاه وی آگاه شد.[۱۳] مبنی بر این داستان عثمان در خاکسپاری وی کمپانی کرد البته نبی با بیان کردن اینکه «کسی که که امشب کار زناشویی اعمال داده در تدفین کمپانی نکند» اورا از این عمل دستگیر.[۱۴] به گفته محسن امین رسول با بیان کردن اینکه «کسی که امشب شغل زناشویی جاری ساختن داده میباشد وارد قبر نشود»، عثمان را، از دخول در قبر نهی کردن کرد.[۱۵]

گزارش‌هایی از ناله زنان، به عنوان مثال فاطمه(س) بر راز قبر وی نقل شد‌ه‌است.[۱۶] خلیفه دوم با تازیانه بازدارنده از ناله زنان بر رمز قبر وی میشد البته فرستاده(ص)، اورا از این شغل دستگیر.[۱۷]

اسم وی در یکی‌از دعاهای ماه رمضان آمده میباشد: اللهم صل علی رقیه بنت نبیک...[۱۸]

مدفن
رقیه به پیشنهاد نبی (ص) در بقیع دفن شد.[۱۹] حرم منسوب به دختران نبی (رقیه، ام كلثوم و زینب) از مقبره‌هایی بود كه در شمال قبور ائمه بقیع و جنوب غربی قبور همسران نبی(ص) قرار داشت. در قبلی ضریحی برنجی بر روی این قبور وجود داشت[۲۰] که به وسیله وهابیون تخریب شد.

بازدید : 33
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:37


مهدویت در قرآن
نوشته‌علمیٔ اساسی: نشانه‌ها مهدویت
زمینه مهدویت به صراحت در قرآن نیامده ولی در کتاب معجم روایات امام مهدی(عج) محققین برخی آیه‌ها قرآن را مرتبط به زمینه مهدویت دانسته‌اند.[۷] مفسران شیعه دو تیم از آیه ها قرآن را برای زمینه مهدویت به کارگیری آدرس مسجد توفیق مشهد می‌نمایند.

وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ (ترجمه: و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای میباشد)

سوره رعد، آیه ۷، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

۱. آیاتی که بر لزوم وجود امام تأکید داراست: مثل آیه ۷ سوره رعد، که امام درست گو(ع)، ششمی امام شیعه ها، در تعبیر و تفسیر آیه ذکر کرده‌اند: «در هر وقتی امامی از خویشان ما وجود دارااست که عموم را به آنچه پیامبر پروردگار(ص) آورده، هدایت رزرو مسجد توفیق مشهد می‌نماید».[۸]

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (ترجمه: در «زبور» بعداز بیان (تورات) نوشتیم: «بندگان سزاوار‌ام وارث (حکومت) زمین شماره مسجد توفیق مشهد خواهند شد!»)

آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

۲. آیاتی که به حکومت صالحان و مؤمنان بر روی زمین اشاره داراست: مثل آیه ۱۰۵ سوره انبیاء و آیه ۵ سوره قصص. همینطور در آیه ۵۵ سوره نوروفروغ پروردگار حکومت و جانشینی مومنان و صالحان را تحت عنوان وعده الهی بر بندگان زاهد خویش ذکر می‌نماید و امنیت و وقار را مژده مسجد طالقانی مشهد میدهد.[۹]

در طریقه مفسران شیعه و با استناد به سخنان اهل بیت قرآن درباره خصوصیت‌های عصرغیبت و همینطور نماد‌های بعدازظهر ظهور و زمان بعد از آن حرف گفته میباشد. در خصوصیت‌های بعد از ظهر غایب بودن قرآن کریم ومهربان درباره رده و جایگاه منتظران در بعدازظهر غایب بودن (بقره،۱-۳)[یادداشت ۴]، شکیبایی و رابطه قلبی(آل عمران، آیه۲۰۰)[یادداشت ۵] ، اطاعت محض(نساء، آیه ۵۹)[یادداشت ۶] و امتحانات بسیار مشقت بار آنان(آیه ۱۵۵ سوره بقره)[یادداشت ۷] و حالت دشوار معاش منتظران(یوسف، آیه۱۱۰)[یادداشت ۸] و جایزه بر این دشواری‌ها را ذکر می‌نماید.(نساء، آیه۶۹)[یادداشت ۹] قرآن در آیه ۴۶ سوره ابراهیم به دسیسه‌هایی اشاره می‌نماید که به غرض تضعیف اعتقادات عموم ایفا می شود.امام راستگو(ع) در حدیثی این آیه را به کوشش معاندان در بعد از ظهر غایب بودن برای زائل کردن اعتقاد و باور عموم به قضیه مهدویت تعبیروتفسیر نموده است.[۱۰] مورد اختلاف عموم درباره یقین به مهدویت (شوری،۱۸)[یادداشت ۱۰] و همینطور سرگردانی عموم در تشخیص حق(یونس،۵)[یادداشت ۱۱] و قساوت دل ها(حدید،۱۶)[یادداشت ۱۲] و انکار و تکذیب امام فرصت در بعد از ظهر غایب بودن(فرقان،۱۱)[یادداشت ۱۳] اثبات نمی‌ماند مگر هر کس یقینش حاذق و معرفتش درست باشد و نسبت به ما اهل بیت تسلیم باشد. برای مثال موضوعاتی میباشد که مفسران از شیعه به آیه ها مختلفی در قرآن کریم و مهربان استناد می‌نمایند.

نماد‌های ظهور هم موضوعی میباشد که مفسران به آن اشاره می‌نمایند؛ کشتار بی‌سوابق عموم(مریم،۳۷)[یادداشت ۱۴] کشته شدن اشخاصی که در حق نبی و عترت وی مرتکب ظلمی گردیده‌اند(سوره اسرا،۴-۶)[یادداشت ۱۵] و نزول عذاب در بعد از ظهر غایب بودن به دلیل آزمون[یادداشت ۱۶] و عذاب گنه کاران و مؤاخذه آن‌ها(فصلت،۱۶) [یادداشت ۱۷] برای مثال آنهاست.

مهدویت در احادیث شیعی
احادیث شیعه در زمینه مهدویت بسیار زیاد و کبیر میباشد.[۱۱] راویان متعدد بیش تر از شش هزار حدیث درباره‌ مهدویت قصه کرده‌اند. موضوعاتی که‌این احادیث آیتم تحقیق قرار داده‌اند، شخصیت امام مهدی(ع)[یادداشت ۱۸][۱۲] شخصیت منتظران او[یادداشت ۱۹][۱۳]، بها و فضیلت انتظار فرج[یادداشت ۲۰][۱۴] و علامت‌های ظهور[یادداشت ۲۱][۱۵] و همینطور حادثه ها هنگام ظهور[یادداشت ۲۲][۱۶] و عالم بعد از ظهور[یادداشت ۲۳][۱۷] میباشد.

در روایات اورده شده از فرستاده شخصیت امام مجال مشابه ستاره تابناک و طاووس بهشتی تعریف شد‌ه‌است: المَهدی رَجُلٌ مِن وُلدِی وَجهُهُ کَالکَوکَبِ الدُّرِّی؛[۱۸] «مهدی مردی میباشد از فرزندان اینجانب که فیس‌اش زیرا اختر تابناک میباشد». المَهدِی طاوُوسُ أهلِ الجَنَّةِ.[۱۹]«مهدی طاووس بهشتیان میباشد.»[یادداشت ۲۴] امام علی(ع) هم او را حجت آفریدگار، نقطه پايان نصیب سلسله امامان و نجات نصیب امّت و نقطع ی عطف نوروروشنایی و رمز نهان دانسته میباشد.«بِمَهدیِّنا تَنقَطِعُ الحُجَجُ فَهُوَ خاتِمُ الأئمَّةِ و مُنقِذُ الاُمَّةِ و مُنتَهَی النُّورِ و غامِضُ السِّرِّ»[۲۰]

درباره شخصیت منتظران او امام علی(ع) می فرمایند: أصحابُ المَهدِی شَبابٌ لاکُهُولَ فیهِم.[۲۱]«یاران مهدی جوان‌اند و در بین سالی میان آنها وجود ندارد.» امام باقر(ع) هم فرمود:کَأنّی بِأصحابِ القائمِ و قَد أحاطُوا بِما بَینَ الخافِقَینِ فَلَیسَ مِن شَی ءٍ إلاّ و هُوَ مُطیعٌ لَهُم.[۲۲]«بیان کننده یاران قائم را می بینم که بر شرق و غرب فقید مسلّط گردیده‌اند و هیچ چیزی وجود ندارد مگر آن که از آن‌ها امر می برد.»

بنابر اعتقادوباور شیعه‌ها و با استعمال از روایات ائمه، انتظار فرج یک کدام از مهم‌ترین جاری ساختن در بعدازظهر غایب بودن میباشد و التفات آن مثل چاقو زدن پیشاپیش نبی معبود(ص) است. امام درستگو(ع) میفرماید: ُ مَنْ مَاتَ مُنْتَظِراً کَانَ بِمَنْزِلَةِ الضَّارِبِ بَینَ یدَی رَسُولِ اللهِ (ص) بِالسَّيف. [۲۳]

امام علی(ع) در جملاتی که به آرم‌های ظهور مربوط میباشد فرموده‌اند: بَینَ یدَی الْقَائِمِ مَوْتٌ أَحْمَرُ وَ مَوْتٌ أَبْیضُ وَ جَرَادٌ فِی حِینِهِ وَ جَرَادٌ فِی غَیرِ حِینِهِ کَأَلْوَانِ الدَّمِ فَأَمَّا الْمَوْتُ الْأَحْمَرُ فَالسَّیفُ وَ أَمَّا الْمَوْتُ الْأَبْیضُ فَالطَّاعُون.[۲۴] «پیش از قیام قائم عموم گرفتار مرگ قرمز رنگ و سپید خواهند شد و گرفتار (هجوم) ملخ‌هایی به هنگام و ملخ‌هایی نابه‌هنگام به رنگ سرخ، همانند خون خواهد بود. فرمود: غرض از مرگ قرمز‌رنگ خنجر میباشد و از مرگ سپید هم طاعون هست.»

دنیا بعداز ظهور و حادثه ها آن هم در احادیث شیعه به روشنی اورده شده میباشد. امام سجاد(ع) میفرماید: إذا قامَ قائمُنا أذْهَبَ الله ُ عن شِیعتِنا العاهَةَ، وجَعلَ قلوبَهُم کَزُبَرِ الحدیدِ، وجَعلَ قُوّةَ الرّجُلِ مِخیرُم قُوّةَ أربَعینَ رجُلاً، ویکونونَ حُکّامَ الأرضِ وسَاسمَها.[۲۵] «هنگامی که قائم ما قیام نماید، خدا آفت را از شیعه ها ما می‌زداید و دل‌های آن‌ها را زیرا پاره‌های آهن [مشقت بار و تزلزل ناپذیر ]می‌نماید و هر مرد آنها‌را اقتدار چهل مرد میدهد. آن ها سلطان و سالار عالم خواهند بود.»

بازدید : 27
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 16:59


حَریز بن عبداللّه سجستانی؛ راوی‌، محدّث‌ و عالم‌ شیعی قرن دوم هجری قمری میباشد. پدرش حکم دهندهِ سجستان بود. مردم احادیث او از زرارة بن اعین و محمد بن مسلم نقل آدرس مسجد توفیق مشهد گردیده است.

رجالیان شیعه اشاره کرده‌اند که حریز یک‌سری کتاب داشته میباشد که مثلا اصول اربعمأة شمرده می گردند. اکثر زمان ها احادیث او، در باب نماز بوده که به طور تقریبً مجموع متن تاثیر دارای اسم و رسم حریز، کتاب الصلاة، درخصوص الصلاةِ کتاب ها اربعه باقیمانده میباشد. او سوای اذن امام درست گو(ع)، علیه خوارج سجستان دست به خنجر موفقیت و به دست آن‌ها رزرو مسجد توفیق مشهد کشته شد.

به دنیا آمدن و نسب
لقب او‌را ابومحمد[۱] و ابوعبداللّه[۲] بیان کرده‌اند. حریز از موالی (آزادشدگانِ)خویشان اَزْد، از قبایل مستقر در کوفه، بوده میباشد. عقیلی[۳] از محدثی از همسایه بصره به اسم ابوحریز عبدالله بن حسین ازدی کوفی خاطر کرده که حکم کننده سَجِستان بوده میباشد. به حیث میرسد، این محدث، با اعتنا به میل‌های شیعی و نیز لقب‌اش(ابوحریز)، بابا حریز باشد.[۴]؛ [۵] و ابن‌حجر عسقلانی[۶] او را به طبعً بابا حریز دانسته‌اند. حریز نیز احتمالاً در کوفه به‌ عالم شماره مسجد توفیق مشهد آمده میباشد.

البته وی علی‌رغم اینکه کوفی بود، به سجستانی (اسم قدیم سیستان) آوازه داشت. نجاشی[۷] منجر آوازه حَریز به سجستانی را اشتغال او به بیزنس روغن در سجستان دانسته، ولی برقی،[۸]کشی[۹]روحانی طوس [۱۰]سوای اشاره به شغل حریز، فقط از جابجایی وی از کوفه و سکونتش در سجستان صحبت گفته‌ اند. حریز در سجستان در زد خورد با خوارج کشته شد. امام راستگو(ع) حریز را به‌ سبب ساز رفتارش در زد خورد با خوارج سجستان، ملامت مسجد طالقانی مشهد نموده است.[۱۱]

فقید
حریز از فقیهان پررنگ بعد از ظهر خویش بوده و یونس‌ بن عبدالرحمان قمی او را به‌اعتبار علم بزرگ‌اش در فقه ستوده[۱۲] و گفته که وی از امام راست گو(ع) صرفا دو حدیث نقل نموده است.[۱۳] در منابع رجالی اهل سنّت نیز از وی تحت عنوان یکی‌از مشایخ شیعه خاطر گردیده‌است.[۱۴]از گفتگوی فی مابین حریز و ابوحنیفه، درباره بعضی مسائل فقاهتی، گزارشی آورده میباشد.

مشایخ
مشایخ او عبارتند از:

زرارة بن اعین
محمد بن مسلم[۱۵]
قاسم‌بن یحیی‌بن حسن‌بن راشد[۱۶]
بُرَید بن معاویه عجلی،[۱۷]
معلّی‌ بن خُنَیس[۱۸]
فُضَیل‌ بن یسار[۱۹]
راویان قصه از حریز
حماد بن عیسی جهنی
علی‌بن رباط
محمدبن ابی‌عمیر[۲۰]
عبدالله بن عبدالرحمان اصم[۲۱]
اثرها
کتاب الصلاة
کتاب نوادر[۲۲]
کتاب الزکاة
کتاب الصیام[۲۳]
احادیث جان دار درین کتاب ها در جامعه ها حدیثی شیعه نقل گردیده است.

پانویس

بازدید : 29
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 17:41


درنگ‌های سیاسی
مرتضی مطهری در کتاب تحقیق اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر میگوید دردهایی که سید جمال در جامعه اسلامی تشخیص می‌اعطا کرد آدرس مسجد توفیق مشهد عبارت بود از:

استبداد حکام
جهالت و بی‌خبری گردآوری مسلمان، و عقب ماندن آن‌ها از کاروان دانش و فرهنگ وتمدن
نفوذ عقاید خرافی در فکر مسلمانها و بدور افتادن آن ها از اسلام اول
طلاق و تفرقه در میان مسلمان‌ها به عنا وین مذهبی و غیرمذهبی
نفوذ استعمار غربی در کشورهای اسلامی.[۵۳]
مطهری در‌پی ذکر میدارد که سید جمال راه حل دردهایی را که تشخیص داده بود در نکات زیر رزرو مسجد توفیق مشهد می‌دانست:

جنگ با خودکامگی مستبدان از روش آگاهاندن عموم به اینکه نزاع سیاسی یک وظیفه دینی و مذهبی میباشد
مجهز شدن به علم ها و فوت و فن تازه
رجوع به اسلام اولیه و بدور ریختن خرافات و پیرایه‌ها و ساز و برگ‌هایی که در زمان تاریخ به اسلام بسته گردیده است. از لحاظ سید، رجوع مسلمان ها به اسلام اولیه، به معنای رجوع به قرآن و سنت دارای اعتبار و سیره سلف شماره مسجد توفیق مشهد باتقوا میباشد.
ایمان و پشت گرمی به مدرسه و ایمان به اینکه اسلام می تواند تحت عنوان یک مدرسه و یک نظام اعتقادی، مسلمان ها را رهایی بخشد و به استبداد داخلی و استعمار فرنگی نقطه نهایی دهد و به مسلمان ها عزت و خوشبختی ارزانی مسجد طالقانی مشهد دارااست.
جنگ با استعمار فرنگی، اعم از استعمار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی
اتحاد اسلام
دمیدن روح پیکار و جهاد به کالبد نصفه‌جان جامعه اسلامی. وی اصل فراموش گردیده جهاد را پیش کشید و فراموش شدن این اصل را ادله بزرگی برای انحطاط و مسلمان ها تلقی کرد.
نبرد با خودباختگی در قبال غرب[۵۴]
وی به مسلمانها سماجت میکرد که تفاوت‌های فرقه‌ای خویش را به بیماری آلزایمر ودیعه، یکدیگر را به خیال نه و صلاح امت اسلام تحمل کنند. خواست وی از مسلمان ها آن بود که دانش و فناوری غرب را در کنار محافظت قیمت‌های اخلاقی و فقهی خویش اقتباس نمایند.[۵۵] از اختلاف و تفرقه مسلمان ها و حکام آن ها بسیار نالان بود و در صحبت دردمندانه و حاکی از تاسف عمیق خویش، ذکر داشت: «مسلمان ها رخداد کردند که اتحاد و حادثه با یکدیگر نداشته باشند. دریغا که هر مورد مانند خوره همدیگر را میخورند، تیشه به ریشه هستی خویش می زنند! برای خرسندی معاندان محمد (ص) پشت به قبله نمایند! قرآن مجید را ندیده انگارند! غربزدگی را سرمایه افتخار خویش و خاندانشان پندارند!»[۵۶] از این رو، وی صرفا مقصود خویش را اصلاح این اوضاع و احوال می‌دانست: «اینجانب صدراعظم نمی خواهم بشوم، اینجانب وزیر نمیخواهم بشوم، اینجانب موادتشکیل دهنده دولت نمی خواهم بشوم، اینجانب وظیفه نمی خواهم، اینجانب عیال ندارم، اینجانب ملک ندارم و نمی خواهم که داشته باشم... اینجانب مدام به یک شرایط بوده و خواهم بود، جز موعظه و اصلاح مقصد دیگری ندارم...»[۵۷] «من‌را درین عالم، چه در غرب باشم و چه در شرق، مقصدی وجود ندارد، جز در اصلاح عالم و آخرت مسلمان‌ها بکوشم. و انتها آرزویم آن میباشد که زیرا شهدای صالحین، خونم در این شیوه ریخته گردد.»[۵۸]

سید جمال در نگاه بقیه افراد
امام خمینی: «...جمال‌الدین مرد لایقی بوده میباشد، لکن نقاط ضعفی هم داشته میباشد و زیرا مقر ملی و مذهبی دربین عموم نداشته، از آن جهت زحمات وی با کلیه تلاش‌ها به فیض نرسید...» [۵۹]
محمد عبده: «در سال ۱۲۸۶ هجری، مردی غریب و بصیر و بینا به وضع و اوضاع آئین و مملکت آمد که به وضع و اوضاع ملت‌ها آشنا بود و دارنده معلوماتی پهناور و دلی پر از معارف. مردی پردل و پرجرأت دارای شهرت به سید جمال‌الدین افغانی که به درس دادن بخشی از علم ها عقلی سرگرم شد… در سود، مشاعر بیدار و عقول زنده شد و تاریکی غفلت خفیف و مدل شوید.» [۶۰]
محمداقبال لاهوری: «...مسلمان مدرن بایستی تک تک دستگاه اسلام را سوای آنکه تماما از پیشین منتزع گردد، مروری مجدد نماید... اما آن‌کس که التفات و سنگینی این وظیفه را به‌تک تک اخذ، سید جمال‌الدین بود که ژرف‌نگری وی در تاریخ تفکر و حیات اسلامی، زبده وسیعش از آدمیان و اطوار و آدابشان، اورا رینگ اتصال زنده‌ای بین قبلی و بعدی ساخته میباشد...» [۶۱]
آیت الله خامنه‌ای: «سید جمال کسی بود که برای نخسین بار رجوع و برگشت به اسلام را مطرح کرد. کسی بود که موضوع حاکمیت را و خیزش و بعثت نو اسلام را نخستین دفعه در فضای فقید به وجود آورد... وی مطرح‌کننده، به‌وجودآورنده و آغازگر رجوع و برگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام میباشد. این را نمیشود دست کم گرفت و سید جمال را نمی شود با کس دیگری مقایسه کرد. در دانا مبارزات سیاسی، وی او‌لین کسی میباشد که سلطه استعماری را برای عموم مسلمان آن مجال مفهوم کرد... مبارزات سیاسی سید جمال چیزی میباشد که قابل مقایسه با هیچ یک از مبارزات سیاسی اشخاصی که حول‌وحوش عمل سید جمال جنبش کردند، وجود ندارد.» [۶۲] همینطور آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی دیگر در نماز آدینه در زمینه‌ی سیدجمال‌الدین اسدآبادی ذکر نموده است: «سید جمال‌الدین بلندمرتبه، آن مرد اسلام‌خواه، شجاع، اهل نبرد، تبارک، شایسته ترین جایی را که برای مبارزات خویش توانست پیدا نماید، مصر بود. آنگاه هم شاگردان وی، محمد عبده و دیگر افراد. حرکات اسلام‌خواهی در مصر یک اینگونه سوابق‌ای داراست.»[۶۳]
ناظم الاسلام کرمانی: «اول فروزنده اسمان شرف و جلال و او‌لین آموزگار فقید تربیت و کمال، حمل کننده لوای آزادی و حریت... العالم الربانی، البحر الصمدانی ... ، فرد خیره کننده و غریب، وحید مجال و نادره روزگار»[۶۴]
شهید مطهری: «سوای شک وتردید سلسله‌جنبان نهضت‌های اصلاحی صد ساله اخیر، سید جمال‌الدین اسدآبادی میباشد. وی بود که بیدارسازی را در کشورهای اسلامی شروع کرد، دردهای اجتماعی مسلمین را با واقع‌بینی خاصی بازگو نمود، راه و روش اصلاح و راه‌حل‌جویی را علامت اعطا کرد... نهضت سید جمال، هم فکری بود و هم اجتماعی... سید جمال در فیض تحرک و پویایی، به طور همزمان و دنیا خویش را آشنایی و هم به دردهای کشورهای اسلامی که ادعا علاج آنها‌را داشت، دقیقا آشنا شد. سید جمال مهم ترین و مزمن‌ترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار فرنگی تشخیص بخشید و با این دو به‌شدت جنگ کرد. پایان شغل هم جان خویش را در همین روش از دست اعطا کرد.»[۶۵]
پزشک شریعتی سیدجمال را حریت، نبوغ، عصیان، یورش، زهدوتقوا، علم، عظمت؛ وروح عصمت که در حق‌پرستی تعصب می‌ورزد و در وفاداری به سرانجام عموم لجاجت می‌نماید و استحمار را رسوا نموده است و استثمار را به خطر افکنده و استعمار را به لرزه درآورده و استبداد را بیچاره ساخته دانسته و بر این اطمینان میباشد که او اول انفجار در اختناقِ شرق و کوبنده‌ترین مشت بر طبل استعمار و ارتجاع بود.[۶۶]
سید محمدحسین حسینی تهرانی \'\'\'\'\'\'در رسالۀ جدا‌ و مختصری که دربارۀ سيّد جمال‌ الدّين‌ میباشد گفته که نسبت به اونظر خوشی ندارد و او‌را مرد الهی نمی‌داند. گرچه‌ او را مسلما از نوابغ‌ دهر و از فلاسفۀ عاليمقام‌ دانسته‌ و در خطابه‌ و عربيّت‌ ممتاز، و این که وی کارایی فراوانی در تشكيل‌ حكومت‌ واحده‌ و مركزی برای مسلمين‌ داشته‌ میباشد‌؛ اما تصریح کرده که از اين‌ نمی‌اقتدار‌ ثابت‌ معنويّت‌ و حتّی اسلام‌ اورا به‌ معنائی‌كه‌ متداول‌ و دارای اسم و رسم‌ میباشد‌ نمود. و حتی از کمی سخنانش بر می آید كه‌: معتقد به‌ نبوّت‌ انبياء و اتّصال‌ به‌ فقید‌ غيب‌ نبوده‌ میباشد‌. وی گرچه‌ ميل‌ به‌ اتّخراب مسلمان‌ها‌ داشته البته در سايۀ رياست‌ و حكم‌ و محوريّت‌ خودش‌. و به‌ همين‌ جهت‌ كامياب‌ نشد، و در هم اکنون‌ ذلّت‌ و سرافكندگی در تركيّه‌ نزد پاد شاه‌ عبدالحميد عثمانی جان‌ سپرد. و از بسياری از سخنان‌ وی دیده می شود‌ كه‌: تجدّد و تغيير اسلام‌ را می‌منظور‌ میباشد‌؛ خیر‌ تنها‌ تجدّد و تغيير مسلمين‌ را. وآرزو می‌كرده‌ میباشد‌ كسی پيدا خواهد شد و زنجيرهائی را كه‌ اسلام‌ بر مسلمين‌ بسته‌میباشد‌ بگسلد و مسلمين‌ رها شوند. و اين‌ سخنان‌، جز غرور و جهل‌ و نابينایی در واقعيّات‌ و حقائق‌، محمل‌ ديگری ندارد. [۶۷]\'

بازدید : 22
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 10:39

دارای اسم و رسم به اِخْوانُ الصَّفا (برادران صفا و دوستان وفا‌) عنوانی میباشد که به نویسندگان دایره‌المعارف فلسفی رسائل اخوان الصفا گفته می‌گردد. در منابع تاریخی پنج بدن از اخوان الصفا ذکر شده گردیده است که عبارتند از:‌ زید بن رفاعه، ابوسلیمان مقدسی، علی بن هارون زنجانی، ابواحمد نهرجوری(مهرجانی) و عوفی. اورده شده اخوان الصفا اهل ایران‌تبار و شیعه بودند. بعضا مذهب آنها‌را اسماعیلی و برخی قَرامَطی آدرس مسجد توفیق مشهد دانسته‌اند.

اخوان الصفا درنگ‌های فلسفی خاصی داشتند؛ برای مثال منشأ پیدایش موجودات عالم را چهار جان دار شیخ: آفریدگار،‌ عقل فعال، نفس کلی و هیولای او‌لین می‌دانستند. آن ها فقط بر معاد روضه خوان تأکید داشتند و معاد جسمانی را قبول رزرو مسجد توفیق مشهد نداشتند.


اخوان الصفا و خلان الوفا (برادران صفا و دوستان وفا‌) عنوانی میباشد که نویسندگان دایره المعارف فلسفی دارای اسم و رسم رسائل اخوان الصفا برای خویش و پیروانشان برگزیدند.[۱]درباره اینکه اخوان الصفا چه عده ای بودند،‌ اختلاف لحاظ و پیچیدگی وجود داراست؛ چون آن ها عمداً نامشان را مخفی شماره مسجد توفیق مشهد می‌کردند.[۲]

اولیه منبع تاریخی دربارۀ اخوان الصفا گزارشی از ابوحیان توحیدی (درگذشت۴۱۴ق) در کتاب الامتاع و المؤانسة میباشد که به بعضی از اسامی اشاره می‌‌نماید.[۳]برپایه گزارش‌ها صرفا اسم پنج از بدن اخوان الصفا معین میباشد[۴] که عبارتند از: زید بن رفاعه، ابوسلیمان مقدسی، علی بن هارون زنجانی، ابواحمد نهرجوری(مهرجانی) و عوفی تحت عنوان اخوان الصفا مذکور گردیده‌است.[۵] دربارۀ یکایک اخوان الصفا دوراندیشی اندکی در چنگ مسجد طالقانی مشهد میباشد.[۶]

بنابه گفته هانری کربن آن‌ها برادرانی با دل منزه و دارای تعهد بودند که در رسائل خویش، خود را گروهی نیکو‌کار معرفی می‌نمایند؛ البته اسم خویش را بیان نمیکنند.[۷]

برخی اخوان الصفا را از اول پیشوایان اسماعیلیه و از نوادگان امام درستگو(ع) دانسته‌اند. [۸]

بیان شده دسته اخوان الصفا در آغاز در بصره تأسیس شد و بعد از آن به بغداد رفته و از آنجا در شهرهای گوناگون دور از هم شدند.[۹] زید بن رفاعه بنیانگذار جمعیت اخوان الصفا معرفی گردیده‌است.[۱۰]

برهان نامگذاری
بیان شده نامگذاری اخوان الصفا و خلان الوفاء(برادران صفا و دوستان وفا‌) به‌این اسم، به دلیل دست یافتن آن ها به علم‌ها و هنرهای پررنگ، بی‌نیازی از دیگرافراد در معیشت عالم و صفای نفس بوده میباشد.[۱۱]

در بعضا از رسائل اخوان الصفا، بعد از اخوان الصفا و خلان الوفا، این لغات آمده میباشد: اهل العدل و ابناء الحمد و ارباب الحقائق و اصحاب المعانی.[۱۲]

برخی برآنند این اسم، چنانکه از خویش رسائل برمی‌آید، برگرفته از ترجمه عربی یکی روایت‌های کلیله و دمنه میباشد.[۱۳]

تابعیت و مذهب
بعضا اخوان‌الصفا را اهل ایران نَسَب و به گمان قادر شیعه مذهب دانسته‌اند.[۱۴] برهان اهل ایران بودن آن‌ها این میباشد که آن‌ها گاه به هم اندازه فارسی واژگان اشاره می‌نمایند و گاه برای ذکر غرض خویش جز کلمه فارسی نمی‌یابند.[۱۵]

برای تشیع آن ها نیز این شواهد مذکور میباشد: تجلیل از پنج بدن، اهل بیت(ع) را وارث فرستاده(ص) شمردن، فایده‌مند فهمیدن آن‌ها از ولایت خاص الهی، تأکید بر روایات گزینه اهتمام شیعه ها، باورمندی به‌این‌که غصب دستمزد اهل بیت(ع) موضوع‌ساز حادثه کربلا شد.[۱۶] شواهدی نیز وجود داراست که آنان شیعه دوازده امامی نبودند برای مثال: عیب گیری از باور به امام غایب و عیب گیری از اطمینان به پاسخگویی امامان(ع) به دعاهای شیعه ها.[۱۷] از این رو بعضا مذهب اخوان‌الصفا را اسماعیلیه دانسته‌اند. [۱۸] برخی آن‌ها‌را از قَحافظه موقتَطیان، یکی شاخه‌های فرقه‌ مذهبی اسماعیلیه، شمرده‌اند. [۱۹]

بعضی براین باورند که مذهب اخوان‌الصفا، مذهب خاصی بود که خودشان پدید آوردند و به گمان خویش آحاد حقایق دیگر مذهب‌ها را دربرداشت. از این رو از کل شرایع مختلف انبیاء، چیزی برگفتند و این مشابهت بعضا از باورها به مذهبها دیگر منشأ پیدایش اختلافات درباره مذهب اخوان‌الصفا شد.[۲۰] ولی اخوان‌الصفا در توصیفی که از مذهب خویش ارائه می‌نمایند، به‌این مقاله اشاره می‌نمایند که مذهب جدیدی ندارند و مسلک و مذهبی را پیش کشیده‏‌اند که تا قبل از این، انبیا و امامان و حکما، عموم را به سوی آن فرامی‏‌خواندند[۲۱] و براساس آن نباید با هیچ علمی دشمنی ورزید و بر هیچ مذهبی تعصب پیشه کرد و هیچ کتابی از کتاب‌‏های حکما و فلاسفه را کنار گذاشت.[۲۲]

رسائل اخوان الصفا
نوشته ی علمیٔ اساسی: رسائل اخوان الصفا
رسائل اخوان‌الصفا تاثیر دارای اسم و رسم اخوان‌الصفا میباشد که دایره‌المعارف فلسفی مشتمل بر ۵۲ رساله از علم‌های متعدد میباشد.[۲۳] برپایه گزارش‌های تاریخی اخوان الصفا بر آن اعتقاد و باور بودند که شریعت با اشکال نا آگاهی‌ها و گمراهی‌ها آلوده و کثیف گردیده و فقط راه و روش پالودن آن فلسفه میباشد؛ به این مفهوم که درصورتی که فلسفه یونانی و شریعت عربی به هم آمیخته گردد، کمال دست میدهد. وی با این غرض ۵۲ رساله در علم‌های گوناگون آماده آوردند و آن را رسائل اخوان‌الصفا و خلان‌الوفا نامیدند.[۲۴]

بازدید : 26
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 10:41

(درگذشت: ۱۱۷ق)، از راویان حدیث و باقیماندگان حادثه کربلا بود که احادیثی همانند حدیث رده و حدیث رد الشمس را نقل نموده است.همسرش محمد بن ابی‌سعید در کربلا شهید شد. فاطمه نیز بعد از اسارت به شام برده شد. در مجلس یزید، شخصی شامی اورا از یزید برای کنیزی درخواست کرد که با عکس العمل زینب(س) مواجه شد.فاطمه همینطور از خلق و خوی نیک نعمان بن بشیر با اسیران کربلا گزارش داده آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

نسب، فاطمه دختر علی بن ابی‌طالب و مادرش ام ولد بود.[۱] او با محمد بن ابی‌سعید بن عقیل تزویج کرد و دختری به اسم حمیده برای وی به جهان آورد.[۲] اما در موسوعة کربلا، فاطمه، همسر ابوسعید معرفی گردیده که برای وی محمد و حمیده را به جهان آورده و محمد در هفت‌سالگی در کربلا به شهید شدن رسیده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۳]

محمد بن ابی‌سعید شوهر فاطمه در حادثه کربلا به شهید شدن رسید[۴] بعد از آن فاطمه به تزویج سعید بن اسود بن ابی‌البحتری درآمد[۵]و مالک دو فرزند به اسم برزه و خالد شد.[۶] فاطمه بعد از سعید به عقد منذر بن عبیدة بن زبیر درآمد[۷] و از وی عثمان و کَبره متولد شدند.[۸] فاطمه بعد از مرگ منذر زنده بود[۹] و در سال ۱۱۷ق شماره مسجد توفیق مشهد درگذشت.[۱۰]

احادیث، فاطمه، از پدرش،[۱۱] اسماء بنت عمیس،[۱۲] امامه بنت ابی‌العاص،[۱۳] ام الحسن دختر حضرت علی،[۱۴] امام حسن(ع)[۱۵] و سایر افراد ماجرا نموده است. حارث بن کعب کوفی، عبدالرحمان بن ابی‌نعیم بجلی، عبیدالله بن بشیر جعفی،[۱۶] موسی جهنی،[۱۷] عیسی بن عثمان،[۱۸] ابوبصیر[۱۹] و... از وی ماجرا کرده‌اند. احادیث منقول از او بیشتر در مسئله‌های اعتقادی،[۲۰] دینی[۲۱] و اخلاقی[۲۲] مسجد طالقانی مشهد میباشد.

او حدیث رد الشمس[۲۳] و مقام[۲۴] را از اسماء بنت عمیس نقل نموده است. آورده شده که نسائی و ابن ماجه از او داستان کرده‌اند.[۲۵]

اتفاق کربلا
فاطمه در رخداد کربلا حضور داشت و به همدم زینب(س) و دیگر اسیران به دمشق برده شد.[۲۶] در مجلس یزید، مردی از اهل شام از یزید بن معاویه درخواست کرد تا اورا به کنیزی خویش در آورد که با برخورد تند زینب(س) مواجه شد.[۲۷] ابومخنف این جریان را به واسطه حارث بن کعب از او گزارش نموده است.[۲۸] اما سازه بر برخی گزارش‌ها این اتفاق درباره فاطمه دختر امام حسین صورت داده میباشد.[۲۹]

فاطمه بنت علی(ع) در گزارشی از ملازمت نعمان بن بشیر با اسیران کربلا در مسیر برگشت به مدینه، به اخلاق و رفتار نیک نعمان اشاره نموده است. بعد از ورود کاروان به مدینه، فاطمه به خواهرش زینب(س) توصیه اعطا کرد به پاس این ملازمت و همراهی، کادو‌ای به نعمان بدهند. زینب(س) جواب اعطا کرد: «به معبود قسم، چیزی نداریم جز زیورآلات خویش». آنان دستبند و ساق‌بندهایشان را نزد نعمان فرستادند و پوزش طلبی کردند. ولی نعمان از تایید کادو دوری کرد و بیان کرد:

«در‌صورتی‌که آنچه کردم برای جهان بود، زیورهایتان و کمتر از آن نیز من‌را خشنود می کرد البته به آفریدگار این عمل را جز برای معبود و قربت شما با رسول آفریدگار نکردم.»[۳۰]

محلاتی در ریاحین الشریعه از عدم آوازه او در کتاب ها رجالی شیعه اظهار تعجب نموده است.[۳۱]

پانویس
ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۳۴۴.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۴۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۲، ص۹۴.
بیضون، موسوعة کربلاء، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۵۲۹.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۶ق، طبقه خامسه، ج۱، ص۴۷۷.
ابن حبیب بغدادی، المحبر، دارالآفاق، ص۵۶؛ ابن تمهید، جمهرة انساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۱۲۵.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
ابن تمهید، جمهرة انساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۱۲۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، دارالآفاق، ص۵۷.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۰۷.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۶۶۷؛ ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۳، ص۱۱.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳، ۲۶۸؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹.
کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۳۷۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۵، ص۲۰۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹.
برقی، رجال، ۱۳۸۳ق، ص۶۱.
محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۰۷؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۱۴، ص۲۰۷، ص۲۴۹.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ص۳۴۱
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۵، ص۲۰۱.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۴۱۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۷۷.
محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۰۷، ج۱۴، ص۲۴۹.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۴۱۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۷۷.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳، ۲۶۸.
صالحی شامی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۴۳۵.

بازدید : 28
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 10:33

(زنده در ۶۱ق)، از یاران امام علی(ع) و امام حسین(ع) و از شاعران شیعه. او از کوفیانی بود که در عذیب الهجانات با امام حسین(ع) دیدار کرد و شهید شدن قیس بن مسهر را گزارش اعطا کرد و سفارش توقف را مطرح کرد که پذیرفته نشد. طرماح بعد با اذن امام به سوی خانواده‌اش رفت تا آذوقه‌ای به آن‌ها برساند؛ ولی زمانی که رجوع در همین منزلگاه خبر شهید شدن سیدالشهداء را آدرس مسجد توفیق مشهد شنید.

اسم و نسب، ابن اثیر جزری اسم و نسب اورا طرماح بن عدی بن عبدالله بن خیبری تصویب کرده[۱] و او‌را از فامیل طی دانسته میباشد.[۲] چنان که به گفته ابن اعثم کوفی نیز وی از خویشان طی بود.[۳]روضه خوان موثر، او‌را مردی قدبلند و سخنور تعریف نموده است.[۴] چنان‌که ابن کثیر هم از وی با اسم «الطرماح بن عدی الشاعر» حافظه نموده است.[۵]روضه خوان طوسی نیز اورا، در شمار یاران امام علی (ع) وامام حسین (ع) آورده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۶]

زمانه امام علی، بعد از پیکار جمل امام علی(ع)، در جواب نامۀ معاویه، طومار‌ای نگاشت، طرماح آن طومار را به شام و نزد معاویه پیروزی.[۷] وی زمانی که بر معاویه وارد شد اظهار کرد: السلام علیک ایها الملک؛ درود بر تو‌ای پاد شاه. معاویه خاطرنشان کرد: چرا منرا امیرالمؤمنین خطاب نکردی؟ طرماح در جواب اظهار‌کرد، مؤمنین ما هستیم، چه کسی تورا بر ما امارت داده که تو‌را امیر بخوانم؟[۸] وی در مناظره با معاویه با بلاغت و فصاحت کلام اعلام کرد.[۹] آقا گران قدر تهرانی در الذریعه این مناظره را آورده شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.[۱۰]

حضور در حادثه کربلا، در طول وقوع حادثه کربلا طرماح تنی چند از مذحجیان را از کوفه یاور خویش کرد و به امداد امام حسین رفت.[۱۱] این اشخاص چهار سوار به اسم‌های عمرو بن خالد صیداوی، سعد (غلام عمرو)، مُجَمِّع بن عبدالله عائِذی و نافع بن هلال بودند و طرماح راهنمای آنها بود که در منزلگاه عذیب الهجانات، به امام حسین(ع) پیوستند. حرّ خواست بازدارنده پیوستن آن‌ها به امام گردد؛ اما امام آنها را یاران خویش خواند و از آن ها نگهداری کرد. در مسیر وارد شدن سوی امام حسین، طرماح اشعاری با با خبر ذیل مسجد طالقانی مشهد خواند.[۱۲]

یا این که ناقتی لا تذعری اینجانب زجری
و شمری قبلی طلوع الفجر
بخیر رکبان و نه سفری
حتی تجلی بکریم النجر
أتی به الله بخیر أمری
ثمت أبقاه بقاء الدهر[۱۳]
ترجمه: ای شتر اینجانب! از نهیب اینجانب بیمناک مباش
من‌را پیش از سپیده صبح به مقصد برسان
با شایسته ترین سواران و در شایسته ترین سفرها
تا منرا به مردی برسانی که کرامت، در سرشتش میباشد
معبود اورا برای اجرا شایسته ترین کارها به این جا آورده میباشد
خدایا تا انتها جهان نگاهدارش باش.

طرماح، خبر شهید شدن قیس بن مسهر را به امام حسین(ع) رساند.[۱۴] وی راهنمای کاروان امام حسین (ع) از بیراهه به سمت کوفه بود و علاوه بر تکان، اشعاری را در مقام کاروانیان و مذمت بنی‌امیه، معاندان امام حسین، یزید و ابن زیاد زمزمه میکرد.[۱۵] [یادداشت ۱]

سفارش به امام حسین(ع)
طرماح به امام اعلام‌کرد: با شما یارانِ اندکی میبینم و همین لشکریان حرّ در پیکار با شما پیروزند و اینجانب یک روز قبل از وارد شدن از کوفه، عموم انبوهی را دیدم که فراهم مبارزه با شما می‌شدند و اینجانب تا به امروز اینگونه لشکر عظیمی ندیده بودم، تورا به پروردگار قسم! در صورتی میتوانی یک وجب جلو نروی، نرو.[۱۶]

طرماح به امام توصیه اعطا کرد، به سوی بستگان اینجانب بیا، به این دلیل‌که در آن‌جا افرادی میباشند که تو‌را امداد نمایند. وی بیان کرد بیست هزار طائی را برای مبارزه سرویس امام میاورد. امام فرمود: آفریدگار تو و خاندان‌ات را جزای نه دهد.[۱۷] ما و این دسته پیمانی بسته‌ایم که نمی‌توانیم از آن گشوده گردیم و مشخص و معلوم وجود ندارد که فرجام عمل ما و اینان چیست؟.[۱۸][یادداشت ۲]

بعد از امام اذن خواست تا طعامی به خانواده‌اش برساند و بازگردد؛ اما وی در رویه رجوع و برگشت، هنگامی که به عذیب هجانات رسید، خبر شهیدشدن امام حسین(ع) را شنید.[۱۹]

پانویس
جزری، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۶۰.
جزری، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۶۰.
ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۷۹.
موءثر، تخصیص، ص۱۳۸.
ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۲۶۵.
طوسی، رجال، ص۷۰، ۱۰۲.
موثر، تخصیص، ص۱۳۸.
موءثر، تخصیص، ص۱۳۹-۱۴۰.
نمازی، مستدركات ، ج۴، ص۲۹۴.
آقابزرگ،الذریعة، ج۲۲، ص۱۵۴.
جزری، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۶۱.
ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۷۳.
بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۲.
ابومخنف، وقعة الطف، ص۱۷۴.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق،ج۵، ص۷۹-۸۰.
ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰ ،ج۳، ص۱۶۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۳، طبری، تاریخ، ۵، ص۴۰۶.
بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۳؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۷۴.
طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۰۶؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰.
ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰.

بازدید : 27
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 10:38

از یاران امام حسین(ع) که در رخداد عاشورا در کربلا حضور داشت. وی بعد از اینکه با سپاه قدمت بن سعد جنگید و یک‌سری بدن را کشت، در آخرین لحظات روز عاشورا از مبارزه گریخت. ضحاک بن عبدالله از گزارشگران اتفاق کربلا در کوفه آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.


ضحاک فرزند عبدالله مشرقی از خاندان همدان بود. داده ها چندانی از معاش وی در اختیار وجود ندارد. همین اندازه مشخص و معلوم میباشد که وی ضمن کمک امام حسین(ع) در کربلا، در طی امامت امام سجاد(ع) زنده بوده و روضه خوان طوسی او را از اصحاب امام سجاد(ع) ذکر شده میباشد.ضحاک بن عبدالله مشرقی برای مثال یاران امام حسین(ع) میباشد که با حضور در کربلا و آن گاه فرارو گریز از صحنه نزاع در روز عاشورا، [۳]انتقاداتی را بعد ها دربین ارزیابی‌گران و مورخین شیعی -به انگیزه فقط گذاشتن امام (ع) و اهل بیتش- برانگیخته رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.

ملاقات با امام حسین(ع)، طبری نقل نموده است ضحاک به یاور صاحب و مالک بن نضر ارحبی، در وسط رویه کاروان حسینی به سوی کوفه، با امام حسین(ع) ملاقات کردند. امام حسین(ع) آن دو نفر را به کمک خویش خواند، زمانی آن‌ها عذر و بهانه خواستند امام(ع) انگیزه عدم ملازمت و همراهی‌شان را جویا شد. صاحب بن نضر ذکر کرد: اینجانب بدهی و نان‌خور دارم؛ ولی ضحاک دعوت امام را منوط قبول کرد و ذکر کرد: «اینجانب هم شخصی عیالوارم و به عموم مقروض هستم؛ ولی در شرایطی که به اینجانب اذن دهی، وقتی که هیچ جنگجویی که از تو نگهبانی نماید -در کنارت- نیافتم، بازگردم و صرفا تا آنجا برایت بجنگم که برایت سودمند باشد و بتوانم از تو مدد کنم». امام(ع) عهده دار شماره مسجد توفیق مشهد شد.[۴]

نبردهای ضحاک در روز عاشورا، ضحاک در صبح روز عاشورا در حمله اولیه کمپانی کرد و شجاعت‌های اکثری از خویش به اکران گذاشت و نماز ظهر را همپا امام به مکان آورد. وی هنگامی که مشاهده کرد سپاه بنی امیه به امر قدمت بن سعد اسب‌های یاران امام(ع) را غرض قرار داده و با پی کردن از پای درمی‌آورند، اسب خویش را در چادر‌ای مخفی کرد و خویش پیاده به جنگ با معاند پرداخت.[۵] ضحاک خویش نقل کرده که در مقابل امام(ع)، دو نفر از معاند را که پیاده می‌جنگیدند، به قتل رسانده و دست یکی‌از دیگر را از تنش انقطاع کرده که حضرت هم در حق وی دعا کردند و فرمودند: «سست نگردی، دستت بریده نشود. خدا از اهل بیت پیامبر(ص)، شایسته ترین جایزه‌ها را به تو ارزانی مسجد طالقانی مشهد داراست.»[۶]

گریزو فرار از صحنه نزاع
ابومخنف از عبدالله بن عاصم الفائشی به گزارش ضحاک بن عبدالله آورده میباشد:

«هنگامی دیدم یاران امام حسین(ع) مورد قتل واقع شده‌اند و دفعه به او و خاندانش رسیده و با او به جز سوید بن عمرو خثعمی و بشیر بن عمرو حضرمی باقی نمانده‌اند، سرویس اباعبدالله آمدم و گفتم: یابن نبی الله! به خیال و خاطر دارید که میان اینجانب و شما چه شرطی بود؟ حضرت فرمود: بله، اینجانب بیعت خویش را از تو برداشتم؛ البته تو چه گونه میتوانی از در بین سپاه معاند فرار و گریز کنی؟ ضحاک اذعان کرد: اینجانب اسب خویش را در چادر‌ای مخفی کرده‌ام و به همین جهت بود که پیاده می‌جنگیدم.»[۷]
پس ضحاک سوار بر اسب شد و از صحنه نزاع گریخت. پانزده نفر از لشکر قدمت سعد به تعقیبش پرداختند تا اینکه ضحاک به دهکده‌ای مجاورت کنار دریا فرات رسید و آنجا توقف کرد. کثیر بن عبدالله شعبی و ایوب بن مشرح حیوانی و قیس بن عبدالله صایدی از تعقیب‌کنندگان اورا شناختند و با پناه و امداد تنی چند از بنی تمیم که آن ها نیز از تعقیب‌کنندگان بودند، ضحاک را از کشته شدن رهایی دادند.[۸]

گزارشگری اتفاق ها عاشورا
ضحاک از محدثین و گزارشگران اتفاق کربلا در کوفه میباشد. بعضی از مورخان، برای مثال طبری، جریان بیعت شب عاشورا به وسیله امام حسین(ع) و اظهار وفاداری یاران را از پیمان ضحّاک نقل کرده‌اند.[۹]

روضه خوان موءثر در موعظه در ماجرای حادثه عاشورا از او ماجرا نموده است.[۱۰] براین اساس، اسم وی و روایات منقوله از وی، در کتاب ها تاریخ و مقاتل بسیار چشم می شود.[مستلزم منبع]

پانویس
روحانی طوسی، رجال الطوسی، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق، ص۱۱۶؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج۱۰، ص۱۵۸.
آوینی، فتح خون، ۱۳۹۰ش، ص۶۲.
طبری، تاریخ طبری، دارالکتب الاسلامیة، بیروت، ج ۳، ص ۳۱۵ و ۳۲۹؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۷۳؛ انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۹۷؛ سماوی، ابصار العین، ص ۱۰۱; عسکری، معالم المدرستین، مؤسسة البعثه، ج ۳، ص ۱۱۳، موسوعة لغات الامام الحسین (ع)، ۳۷۸ ۴۵۲ و ۴۵۳ .
طبری، تاریخ طبری، بیروت، ج۴، ص۳۱۷؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۵۲ش، ص۳۰۱۵؛ السماوی، إبصار العین فی أنصار الحسین علیه‌السلام، ۱۴۱۹ق، ص۱۲۲.
الطبری، تاریخ الطبری تاریخ الرسل والملوک وصله تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۴۵.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۵۲ش، ص۳۰۵۰.
طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۵.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۱۹۷؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۵۲ش، ص۳۰۵۰- ۳۰۵۱؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۷۳.
طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۳۹، بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۷.
روضه خوان موءثر، الارشاد، انتشار اسلامیه، ۱۳۸۰، ص۴۴۶.
منابع
آوینی، سید مرتضی، فتح خون، واحه، ۱۳۹۰ش
البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تفحص محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اولیه، ۱۹۷۷م
الخوئی، معجم رجال الحدیث، الناشر : مؤسسة الخوئی الإسلامیة، بی‌تا.
سماوی، محمد بن طاهر، ابصارالعین فی انصار الحسین، استیناف: محمد جعفر طبسی، الناشر: راءس الدراسات الإسلامیة لحرس الثورة، چاپ نخستین، ۱۴۱۹ق.
روحانی طوسی، رجال الشیخ الطوسی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق.
روحانی اثرگذار، الارشاد، انتشار اسلامیه، ۱۳۸۰ش.
محمدبن جریر طبری، تاریخ طبری، بیروت، انتشار موسسه الاعلمی للمطبوعات.
محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، طهران، انتشار بنیاد تمدن کشور ایران، ۱۳۵۲ش.

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 470
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه