loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 29
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:06


غزوه بنی‌قُرَیظه، اسم واپسین غزوه از غزوه‌های رسول اکرم(ص) با یهودیان مدینه میباشد که در سال پنجم هجری و به جهت عهدوپیمان‌شکنی یهودیان بنی قریظه و هم‌عهدوپیمان‌شدن آن ها با مشرکان در غزوه خندق رویداد. درین غزوه مسلمان‌ها قلعه‌های بنی قُرَیظه را محاصره آدرس مسجد توفیق مشهد کردند.

بعداز حدود یک ماه، یهودیان تسلیم شدند و حکمیت سعد بن معاذ را به فرستاده(ص) توصیه کردند. طبق بعضا نقل‌ها، سَعد با استناد به قول یهودیان با رسول و نیز حکم تورات، به قتل مردان جنگجوی قوم، اسارت زنان و خردسالان و مصادره اموال حکم کرد و پیامبر معبود این حکم را عهده دار شد. بعضا دیگر در اینکه سعد به قتل همگی مردان حکم کرده‌با‌شد، شک و تردید رزرو مسجد توفیق مشهد کرده‌اند.

تاریخچه خویشان بنی‌قریظه
دربارۀ فامیل بنی قُرَیظه و مهاجرتشان به یثرب گزارش‌های متفاوتی وجود دارااست. بر طبق برخی گزارش‌های تاریخی، بنی‌قریظه از نسل هارون اخوی حضرت موسی(ع) به شمار میروند که قبل از روی داد سیل عَرِم که به مسافرت قبایل عربِ اَوْس و خَزْرَجْ به یثرب انجامید، در آنجا سکونت گزیده شماره مسجد توفیق مشهد بودند.[۱]

سازه بر برخی دیگر از گزارش‌ها، پیرو نزاع رومیان با یهود(۷۰ میلادی)، بنی‌قریظه به حجاز گریخته و در مَهزور از نواحی یثرب مستقر شدند.[۲] بعضی منابع، بنی‌قریظه را از طایفه جُذام مستقر فلسطین دانسته‌اند که در پیمان عادیا بن سموئل (شموئل؛ حکومت حدود ۱۰۷۵-۱۰۴۵ ق.م) به آئین یهود مسجد طالقانی مشهد گرویدند.[۳]

بنی‌قریظه در کنار دیگر قبایل یهود توانستند اداره و حکومت شهر را به دست گیرند. فرمانروای آنها القیطوان یا این که فطیون خراجگزار مدافع مرز اهل ایران الزاره (در بحرین) بود.[۴] باخت دولت یهودی یمن از پاد شاه مسیحی حبشه که زیر مدد روم بود (سال ۵۲۵ میلادی)، اقتدار یهودیان را در مدینه کاهش اعطا کرد. سرنوشت، در پیکار خاندان خزرج با یهودیان، فرمانروای یهود به قتل رسید و اعراب اداره شهر را به دست گرفتند.[۵]

سلطه قبایل عرب بر مدینه موجب شد که بخش اعظمی از یهودیان، مدینه را رخنه‌ نمایند. در زمان در حدود ظهور اسلام، قبایل یهود در خارج شهر در دژها و قلعه‌های خویش معاش می‌کردند. بنی‌قریظه، که درین مجال به نظر جمعیت و نفوذ از دو خاندان دیگر یعنی بنی نَضیر و بنی قَینُقاع مقتدرتر بودند، در جنوب شرقی مدینه سکونت داشتند و عمدتاً کشاورزی می‌کردند. صرفا گزارش غیروابسته درباره بنی‌قریظه در خصوص نبرد مسلمان ها با آنها در سال پنجم هجری قمری میباشد. بقیه گزارش‌های اوضاع آن ها مرتبط با تاریخ اوس و خزرج، دو خویشان عرب مدینه و غالبا مرتبط با زمان در حدود ظهور اسلام میباشد.

بازدید : 172
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:04


حکومت ناصر اطروش
نوشته‌علمیٔ اساسی: حسن اطروش
بعداز حدود سیزده سال از سیطره سامانیان بر این بخش ها حسن بن علی بن حسن ملقب به ناصر اطروش و ناصر کلان توانست بعد از چنددفعه نزاع و گریزو فرار طبرستان را از تصرف سامانیان بیرون ساخته و در ۳۰۱ق وارد آمل آدرس مسجد توفیق مشهد گردد.[۷۶]

ناصر اطروش تحت عنوان یکی‌از امامان زیدی میباشد که در عصر معاش خویش کتاب‎های متعددی را تألیف نموده است. وی برخلاف دیگر امامان زیدی بیشتر از آنکه متأثر از تامل‎های معتزلی باشد به امامیه تمایل بخشید. وی در اواخر معاش خویش مکتب‎ای علمی را سازه بنیان و به یاد دادن و تربیت شاگردان پرداخت. پیدایش مدرسه ناصریه تحت عنوان یکی شاخه‎های زیدیه، نتیجه ها درنگ و تفکرات وی رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۷۷]

بعد از ناصر اطروش و حکومت ۱۲ ساله حسن بن قاسم پسر عموی ناصر حکومت علویان در جمهوری اسلامی ایران منحل گردیده و سلسله شیعی آل بویه صورت گرفت. در عصر حکومت آل‎بویه امامان زیدی به طور مقطعی حکومت‎های محلی تشکیل دادند. از اصلی‎ترین ائمه زیدیه درین عصر می‎اقتدار به احمد بن حسین بن هارون ملقب به ابوالحسین هارونی(م۴۱۱ق) و برادرش ابوطالب یحیی ین حسین هارونی(م۴۲۴) شماره مسجد توفیق مشهد اشاره نمود.

[۷۸]آن‌ها برخلاف ناصر اطروش رغبت اعتزالی داشتند و نقش مهمی در اشاعه فقه هادویه (منسوب هادی الی الحق رهبر زیدیه یمن) در قبال فقه ناصریه(منسوب به ناصر اطروش) داشتند به نحوی که ابوطالب هارونی ۱۶ کتاب در تفصیل و تعبیروتفسیر فقه هادی الی الحق مسجد طالقانی مشهد نگاشت.[۷۹]

دولت زیدیه از قرن چهارم تا ظهور صفویه
زیدیه از قرن چهارم به آن گاه در بیشتر مفاد از پشتیبانی آل بویه بهره مند بوده و آیتم احترام و تکریم آن ها قرار ‎گرفتند. به ادعای برخی مورخان امامان زیدی در سایه حضور دولت آل بویه به نقطع ی عطف قدرت خویش رسیدند به گونه ای که طبرستان، دیلم، گیلان و گرگان را در مشت گرفتند.[۸۰] یکی‌از اساسی‎ترین شغل‎های زیدیه درین عصر منازعات علمی درونی بوده میباشد.

بعداز قرن ششم هجری تا قرن هشتم گزارشی از قیام زیدیان در شمال جمهوری اسلامی ایران نیست تا اینکه در سال ۷۷۶ق، هم زمان با حکومت تیمور گورکانی، سلسله آل کیا که مطابق برخی گزارش‎های تاریخی از زیدیه به شمار می‎رفتند، در گیلان به وسیله سیدعلی بن سیدامیر کیا نهاد گذاشته شد.[۸۱]

اضمحلال زیدیه و جایگزینی امامیه در کشور‌ایران
با ظهور صفویه جنگی دربین سلطان طهماسب با خان احمد گیلانی واپسین شخص از قبیله کیا درگرفت که به باخت این سلسله سبب شد. برخی مورخین داعیه می‎نمایند خان احمد گیلانی در ۹۶۰ق آئین زیدی را کنار گذاشت و دنبال آن جمع‎های عموم از مذهب زیدی به امامیه درآمدند.[۸۲]

زیدیه در قرن پانزدهم هجری
یمن از قرن سوم به آن‌گاه راس مهم حکومت امامان زیدی و سکونت‎گاه زیدیان به شمار می‎رود. اگرچه از نصفه دوم قرن بیستم میلادی حکومت بیشتراز هزار ساله امامان زیدیان فروپاشید و زیدیان نردیک به ۴ دهه ارعاب، قتل، انزوا و محرومیت‎های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را از حوزه‌ حکومت جمهوری‎خواستار تحمل کرد البته اراده رهبران فقهی، علما و اندیشمندان زیدیه بر احیای ارثیه سیاسی و فرهنگی زیدیه از روش تأسیس احزاب، تشکل‎ها، مرکز ها علمی و فقهی موجب شد زیدیه از اقتدار و نفوذ بالایی میان قبایل و گردآوری‎های عموم یمن منتفع گردد. بر همین پایه انقلاب ۲۰۱۴م حوثی‌ها با امان اکثری از دسته‎ها و قبایل یمن شکل گرفت که به‌دنبال آن حرکت دانش آموز انصارالله یمن رقم خورد.[۸۳]

بازدید : 21
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 10:52


سفارش ولایتعهدی
به گفته ابوالفَرَج اصفهانی در مقاتل الطالبیین و روضه خوان صدوق در کتاب عیون خبر‌ها الرضا(ع)، ولایتعهدی امام رضا به خواست مأمون جاری ساختن شد؛ چراکه وی عهد و پیمان خورده بود زمانی که بر برادرش امین پیروزشود، خلافت را به امام رضا بسپارد.[۶] با کشته شدن امین و به خلافت وصال مأمون، فضل و ادب بن آسان وزیر مأمون، قسم وی باایمان را متذکر شد و مأمون اقدامات مایحتاج برای آن شغل را اجرا آدرس مسجد توفیق مشهد بخشید.[۷]

در مقابل، بعضی بر این باورند که توصیه ولایتعهدی امام رضا از سوی ادب بن سهل وآسان مطرح گردیده است.[۸] اورده شده فضل و ادب با این شغل می‌خواست بعد از امام، خویش به پادشاهی کشور ایران رسد.[۹] مأمور شدن رجاء بن ابی‌ضحّاک از فامیل ادب بن سهل و آسان برای جابجایی امام رضا از مدینه به مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون در ارتباط نقشه راحت و گزارش‌های تاریخی دیگر از شواهد این مدعی دانسته رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده‌است.[۱۰]

هدف ها
بعضی مستشرقان و برخی از نویسندگان شیعه مانند حسن امین، مولف لبنانی، بر این باورند که مأمون در ولیعهد کردن امام، صداقت داشته و آن عمل را خالصانه اجرا داده میباشد.[۱۱] ولی دانشمندان بخش اعظمی معتقدند مأمون با ولیعهد کردن امام در ادامه هدف ها پایین شماره مسجد توفیق مشهد بوده میباشد:

ایمن شدن از خطر امام و پایین حیث به چنگ آوردن وی: مأمون که از شغل‌های امام در مدینه بیمناک بود، با دعوت امام به مرو و ولیعهد کردن وی می‌خواست از خطر وی برای حکومتش سهل و آسان مسجد طالقانی مشهد خواهد شد.[۱۲]
بی صدا کردن انقلاب علویان: مأمون با ولیعهد کردن امام توانست انقلاب‌های علویان را ساکت نماید؛ به‌سیرتکامل‌ای که بعداز ولیعهد شدن امام، هیچ انقلابی (مگر حرکتی که در یمن صورت گرفت و به زودی سکوت شد) از علوی‌ها فیس نداد.[۱۳]
بدبین کردن شیعه‌ها به امام: بر پایه ی روایتی که از اباصَلْت (از یاران امام رضا) بیان شده، مأمون می‌خواست با ولیعهد کردن امام، اورا شخصی طالب عالم معرفی نماید تا از رده وی نزد شیعه ها بکاهد.[۱۴]
به کار گیری از امام برای مشروعیت دادن به خلافت مأمون: مأمون که می‌دانست امام رضا در مدینه عموم را به سوی خویش دعوت می‌نماید، با ولیعهد کردن امام می‌خواست دعوت‌های امام را وسیله‌ای برای مشروعیت خلافت خویش قرار دهد تا خلال حقانیت امام، خلافت خودش نیز مشروع دانسته خواهد شد.[۱۵]
راضی کردن اهل خراسان: خراسانی‌ها که پس از تأیید خلافت بنی‌عباس، از ستم آنان سرخورده گردیده بودند، به امام رضا روی آورده بودند.[۱۶] مأمون با ولیعهد کردن امام رضا، در صدد راضی کردن آن‌ها بود.[۱۷]
شناسایی عامل ها اساسی شیعه: شیعه‌ها که مدام به طور پنهان معاش می‌کردند، با ولیعهد شدن امام از زندگانی مخفیانه دست می‌کشیدند و در سود از سوی حکومت بنی‌عباس شناسایی می‌شدند.[۱۸]
بیشتر شدن توان مأمون: بنی‌عباس همواره مأمون را به دلیل آن که مادرش کنیز قصر بود و مجموع امور را به شخصی اهل ایران (ادب بن آسان) ودیعه بود، تحقیر می‌کردند. ازاین‌رو تصمیم گرفت با ولیعهد کردن شخصیت بزرگی زیرا علی بن موسی، منزلت خویش را تقویت نماید.[۱۹]
برخی نویسندگان هدف ها دیگری را نیز برای این مبادرت مأمون بیان کرده‌اند.[۲۰] سید جعفر مرتضی عاملی، تاریخ‌پژوه شیعه این نظر را دارد با دقت به مشکلاتی که مأمون در حکومت با آن ها روبه‌رو بود، گزینش امام به ولیعهدی بر نبوغ سیاسی و دور اندیشی او از ایرادات حکومت دلالت دارااست.[۲۱] با این اکنون، میگویند امام رضا(ع) با سیاست‌ها و موضع‌گیری‌هایش، مأمون را از دست‌یابی به اهدافش ناکام گذاشت.[۲۲]

رویه امام رضا
به گفته سید جعفر مرتضی عاملی، گزارش‌هایی که بر رضایت نداشتن امام به ولایتعهدی دلالت داراست، پی درپی میباشد.[۲۳] مبنی بر آنچه در کتاب مناقب مذکور،‌ امام رضا(ع) از بی‌فیض بودن ولایتعهدی خویش خبر داده میباشد.[۲۴] مطابق این گزارش، بعداز تایید ولایتعهدی، امام در حضور مأمون و فضل و ادب بن آسان، سندی را بر ولایتعهدی خویش نوشت و مثلا مسائلی که در آن اظهار کرد، این بود که جَفْر و جامعه برخلاف ولایتعهدی‌اش دلالت دارا‌هستند.[۲۵]

مأمون قبل از ولایتعهدی، خلافت را به امام سفارش بخشید؛ البته امام رضا از تایید آن دوری کرد و اظهار‌کرد: «در حالتی که پروردگار خلافت را به تو داده، جایز وجود ندارد آن را به دیگری بدهی و در شرایطی که خلافت را به تو نداده، به چه شکل چیزی را که برای تو وجود ندارد به دیگری میبخشی؟»[۲۶] پژوهشگران معتقدند این جواب امام(ع) پایه مشروعیت خلافت مأمون را ذیل سؤال موفقیت.[۲۷] سید جعفر مرتضی این نظر را دارد اصولاً مأمون در توصیه خلافت به امام رضا(ع) جدیتی نداشت و این سفارش وی تلاشی برای ثبت خلافت خویش بوده میباشد.[۲۸] ادب بن راحت نیز از اینکه مأمون خلافت را از خویش برمی‌داشت و امام نیز آن را نمی‌عهده دار شد، اظهار تعجب میکرد که خلافت به چه اندازه تباه گردیده است.[۲۹]

بازدید : 20
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 15:11


علت و قضیه‌های قیام
روضه خوان اثرگذار، علت مهم زید بن علی را از قیام بر ضد حکومت بنی‌امیه، خون‌خواهی امام حسین(ع) دانسته میباشد.[۵۸] وی دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر را نیز از علت‌های زید خوانده و تصریح کرده که اخلاق و رفتار نامناسب هشام بن عبدالملک، خلیفه اموی، با او در حضور درباریان نیز به وی علت قیام داده آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.[۵۹][یادداشت ۱]

همینطور بعضی دانشمندان، سب امام علی بر بالای منبرها در زمان هشام بن عبدالملک،[۶۰] ظلم و ستم امویان به قوم و قبیله فرستاده، و آخر و عاقبت بی دینی و الحاد بنی‌امیه از لحاظ زید بن علی را از کارداران قیام زید رزرو مسجد توفیق مشهد دانسته‌اند.

[۶۱] محمد بن جریر طبری از اختلاف در باعث قیام وی کلام گفته میباشد؛[۶۲] وی مواقعی همانند اتهام‌های مالی، اختلاف وی با عبدالله محض بر رمز اوقاف امام علی(ع) در مدینه که باعث به حکمیت خالد بن عبدالملک شد و نیز اتهام‌های مالی که در حکومت یوسف بن قدمت به زید زده میشد و نیز دعوت عموم کوفه از او‌را از دست اندرکاران قیام زید دانسته شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.

[۶۳] بنابر منابع، در بیعتی که زید از عموم می­‌گرفت، بر جنگ با ستمگران، تامین از ضعیفان، تقسیم غنایم به مساوات، رد مظالم و کمک اهل بیت در مقابل مخالفانشان، تأکید می‌گردیده‌است.[۶۴] مامقانی غرض زید از قیام را به دست آوردن خلافت از دست بنی‌امیه و تفویض آن به امام راست گو(ع) دانسته و این نظر را دارد زید به‌این برهان مقصود خویش را آشکار نمیکرد تا به امام راست گو(ع) آسیبی مسجد طالقانی مشهد نرسد.[۶۵]

نتیجه ها قیام
نتیجه ها و پیامدهایی برای قیام زید بن علی گفته شده میباشد؛ از آن گزاره اینکه قیام زید و بعد از آن، قیام یحیی، مقدمات سقوط حکومت بنی امیه را آماده آورد[۶۶] و دامنه قیام‌های شیعی را به خراسان کشاند.[۶۷] چنانکه در تاریخ یعقوبی آمده، کشته شدن زید بن علی، شیعه‌ها خراسان را به تکان درآورد و منجر شد آنان ستم­‌های بنی امیه بر خویشاوندان فرستاده(ص) را بازگو نمایند و بر این پایه، جایی عدم وجود که از جنایات بنی‌امیه بی­‌خبر باشند.

[۶۸] از امام راست گو(ع) نیز نقل گردیده‌است که هشام بن عبدالملک، زید بن علی را کشت، خداوند هم در قبال حکومت او‌را زایل کرد.[۶۹] در نقلی دیگر از امام ششم شیعه ها آمده میباشد که هفت روز بعد از آنکه بنی‌امیه جسد زید را سوزاندند، معبود عزم کرد آنان‌را نابود نماید.[۷۰] یکی از دیگر از حاصل قیام زید بن علی، پایین آمدن آلرژی حکومت درباره اهل بیت و در سود، فرصت یافتن امام درستگو(ع) برای اشاعه مذهب شیعه دانسته گردیده‌است.[۷۱]

خلال آنالیز نتیجه ها و پیامدهای قیام زید بن علی، بعضا پژوهشگران، دلایلی برای نافرجام‌ماندن قیام زید نیز ذکر کرده‌اند؛ توان نظامی حکومت اموی،[۷۲] وجود جاسوسان و دست اندرکاران نفوذی که فرصت قیام را فاش کردند، هواخواهی نکردن آشکار امام راست گو(ع) از قیام و سرنوشت، عدم ملازمت کوفیان، بعضی از این دلایل میباشد.[۷۳]

بازدید : 20
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 14:55


نقابت
برچیده شدن خلافت عباسی در سال ۶۵۶ق به وسیله هلاکوخان مغول، موجب شد احمد بن موسی و برادرش، با برخی رجال دولتی شیعه همانند ابن علقمی (متوفای ۶۵۶ق) و عزالدین ابوالفضل لینک دوستی برقرار آدرس مسجد توفیق مشهد نمایند.[۲۴]

گرچه این دو اخوی در طی خلافت عباسیان هیچ زمان منصب نقابت را نپذیرفتند امّا بعداز آن در طول هلاکوخان مغول براساس مصالحی هر دو بدین منصب پای رزرو مسجد توفیق مشهد نهادند.[۲۵]

با دانایی عالمان شیعه حله، مثلا احمد و علی بن موسی بن طاووس مبتنی بر پیوستن به ایل مغول، از هجوم آن‌ها به حلّه ممانعت شد.[۲۶] این مبادرت نشانگر مصلحت‌اندیشی و دور اندیشی اینان به مسائل اصلی دوران خود و انعطاف‌پذیری در قبال حقیقت میباشد. احمد بن موسی رده نقابت سادات علوی را در عراق و سورا، احراز کرد که ظاهراً بعداز درگذشت برادرش رضی‌الدین سید بن طاووس شماره مسجد توفیق مشهد بوده میباشد.[۲۷]

در نگاه سایرافراد
احمد بن موسی در لحاظ محققان شیعه، به زهدوتقوا و تقوی اشتهار داراست و عظمت علمی و معنوی او، گزینه تحسین بوده میباشد. روضه خوان تقی الدین حسن بن داوود حلّی، راجع‌به مدرس خویش اینگونه نگاشته مسجد طالقانی مشهد میباشد:

«احمد بن موسی ابن طاووس سرور تمیز‌سرشت ما، امام معظم، فقید اهل بیت(ع)، دانشمندی مصنف و مجتهد و پرهیزگارترین فضلای فرصت خویش بود... وی دانش رجال و ماجرا و تعبیر و تفسیر را چنان آیتم تفحص و رسیدگی قرار داده بود که شخصی بر آن متصور وجود ندارد. وی منرا گران قدر کرد و یادگرفتن اعطا کرد و خیر‌ها درباره‌ام التفات فرمود بیشتر فایده ها این کتاب (رجال ابن داود) از اشارات و پژوهش ها آن بزرگوار میباشد. آفریدگار شایسته ترین مشوق نیکوکاران را به او عطا فرماید».[۲۸]
روحانی عباس قمی درباره او می‌نویسد:

«وبالجمله سید احمد بن طاووس روحانی الفقهاء و عالم اهل بیت(ع) فاضل شعر سرا فقید با تقوا مومن عبادت کننده با ورع، فقید محدث مدقق، ثقه جلیل القدر، فخرالفقهاء گواهی الافاضل، جمال الدین ابوالفضائل مالک تصانیف کثیره میباشد.[۲۹]
روضه خوان حر عاملی در امل الآمل نوشته میباشد:

«احمد بن طاووس عالمی فاضل، صالحی مومن، عابدی با ورع و فقیهی محدث و ثقه بود او فی مابین علماء از جایگاه و‌شأن والایی منتفع بود.»[۳۰]
سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه راجع‌به او می‌نگارد:

«او مجتهدی واسع العلم بود. وی پیشوای شرعی، اصولی، ادبی و رجالی اهل ادب زمانش بود. وی با ورعترین شخص زمانش و اجلّ بر اهل دوران‌اش بود.»[۳۱]
اردبیلی در جامع الرواة،[۳۲] ابو علی حائری در منتهی المقال،[۳۳] مامقانی در تنقیح المقال،[۳۴] سید مصطفی حسینی تفرشی در انتقاد الرجال،[۳۵] و حتی نه الدین زِرِکلی در اعلام مهم‌ترین لقبی که درباره ی او از بعضی مورخین نقل کرده «دانا اهل بیت علیه‌السلام» و خودش نیز او‌را از فقیهان و محدثان امامیه قلمداد نموده است.[۳۶]

بازدید : 133
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 14:02


سید هاشم بن سید دارای اسم و رسم الحسنی (۱۹۱۹-۱۹۸۴م) فقید، متفحص و مورخ لبنانی قرن ۲۰ میلادی میباشد. وی تألیفات زیادی در منطقههای متفاوت از خویش به جا گذاشت و نگاهی تازه و محققانه بدور از تعصب و محافظه‌کاری را در علم ها فقهی دنبال کرد. از مشهور‌ترین اثر ها وی می‌قدرت به سیرة الائمة الاثنی عشر و الشیعة دربین الاشاعرة و المعتزلة اشاره آدرس مسجد توفیق مشهد نمود.

معاش‌طومار
داده ها متعددی از معاش الحسنی در اختیار وجود ندارد. اورده شده ولادت وی در سال ۱۹۱۹م در روستای جَنّاتا از نواحی صور در جنوب لبنان در ناحیه جبل استدلال رزرو مسجد توفیق مشهد بوده میباشد.[۱]


سید هاشم پر اسم و رسم الحسنی در کنار سید موسی صدر

کتاب سیرة الائمة الاثنی عشر
سید هاشم، تحصیلات مقدماتی را نزد پدرش سید پر اسم و رسم که از علما بود طی کرد و آن گاه به نجف رهسپار شد تا علم آموزی علم ها اسلامی را کامل شدن نماید. وی در‌این شهر، از درس سید ابوالقاسم خویی استفاده نمود[۲]. سید هاشم در سال ۱۹۴۲م از نجف به لبنان برگشت و ذمه ‌دار منصب قضا در جبل برهان شد.[۳] هاشم الحسنی در سال ۱۹۸۴م از عالم رفت.[۴]و در لبنان به خاک شماره مسجد توفیق مشهد ودیعه شد.

اثر ها
تألیفات هاشم‌دارای اسم و رسم، فراوان بوده و بیشتر آن ها به فارسی ترجمه گردیده است. درباره خصوصیت اثرها وی نقل شده که با نگاهی عالمانه و محققانه به موضوعاتی که از آنان دعوا کرده، می‌پرداخت و از عده‌آوری و نقل صِرف، جلوگیری داشت. او با علت، شجاعت و استواری خاص، در پژوهش ها علمی از هر سیرتکامل مراعات‌کاری و تعصب عزل بود.[۵] اثر ها او در موضوعات متفاوت فقه، تاریخ، فِرق، سیره ائمه و حدیث میباشد مسجد طالقانی مشهد مانند:

عقیدة الشیعة الامامیة
الحدیث و المحدثون
تاریخ الفقه الجعفری
فی مابین التصوف و التشیع
احکام المفلس والتحجیر علیه،
الولایة و الشفعه،
الشیعة فی مابین الاشاعرة و المعتزلة،
الانتفاضات الشیعیه عبر التاریخ،
سیرة المصطفی،
سیرة الائمة الاثنی عشر،
اصول التشیع پهنا و دراسه،
دراسات فی الحدیث و المحدثین،
الوصایة والأوقاف وإرث الزوجة والعول والتعصیب اینجانب الأحوال الشخصیة،
اینجانب وحی الثورة الحسینیة،
دراسات فی الصحیح للبخاری و الکافی للکلینی،[۶]
الموضوعات فی الآثار و الاخبار.[۷]
پانویس
دارای شهرت الحسنی، سیرة الائمة الاثنی عشر، ۱۳۸۲ق، پیشگفتار کتاب، ص ۱.
واسطی، سیرة و حیاة الامام خوئی، ۱۴۱۹ق، ص ۱۵.
امین، مستدرکات اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۲۴۸.
امین، مستدرکات اعیان الشیعة، ۱۴۱۸ق، ج ۱، ص ۲۴۸.
پر اسم و رسم الحسنی، سیرة الائمة الاثنی عشر، ۱۳۸۲ق، پیشگفتار کتاب. برنامه سیره معصومان.
الحسنی، سیرة الائمة الاثنی عشر، پیشگفتار کتاب، ۱۳۸۲ق، ص ۱۰. امین، مستدرکات اعیان الشیعة، ۱۴۱۸ق، ج ۱، ص ۲۴۸.
الحسنی، الموضوعات فی الآثار، ۱۹۸۷م، ص۳.
منابع

بازدید : 31
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:18


سیما، شخصیت و طریق معاش
ابوبکر مردی بلند قامت، لاغر، سفید صورت، با پیشانی پررنگ، چشمان گود و فرونشسته، سیرتکامل‌های معدود‌گوشت و ریشی اندک بود که آن را با حنا و کَتَم(گیاهی به اسم وَسْمه) رنگ می کرد و گاه از بخش اعظمی رنگ به سرخی آدرس مسجد توفیق مشهد می‌زد.[۱۶۱]

ابوبکر را مردی قابل انعطاف‌خو، دوست داشتنی و خوش عکس العمل وصف کرده‌اند[۱۶۲] و بنابر آنچه در بعضا منابع تاریخی آمده، بسیار رقیق القلب و اشک در آستین بوده میباشد.[۱۶۳] بول نیز نوشته میباشد که جز در یکسری آیتم، رفتاری خشونت‌آمیز از او بکر میباشد و همو خوی مسالمت‌آمیز او را با مرتدان باعث اعاده متانت به جزیره‌العرب رزرو مسجد توفیق مشهد می داند.[۱۶۴]

در قبال این طریقه، لامنس ( خاور شنماس بلژیکی. به انگلیسی: Henri Lammens درگذشت: ۱۹۳۷م.)به استناد منابع اهل سنت نظری بسیار متعدد درباره ابوبکر داراست. او می‌نویسد: ابوبکر در احادیث مؤمنی بی آلایش و انسانی بهتر و حساس معرفی شد‌ه‌است که زود اشکش سرازیر می شد، ولی درحقیقت، او مردی نیرومند، دور از شوخی و چندان خشن، یا این که خشمگین بود که حتی مردی سرسخت زیرا قدمت را گاه به عقب‌نشینی وا شماره مسجد توفیق مشهد می‌داشت

. همو به استناد روایتی از بلاذری[۱۶۵] می‌نویسد که فرستاده(ص) نیز اینگونه نظری درباره ابوبکر داشته، چون عایشه را در خشونت دختر حقیقی و واقعی پدرش خوانده میباشد. لامنس نظریه دارااست که ابوبکر خیر فقط به منجر برتری سِنّی، بلکه به برکت ظاهری آهسته‌خیس و قابل انعطاف‌خیس و درنگ و خویشتن‌داری، بر قدمت اشراف داشت[یادداشت ۶] و او‌را در روز سقیفه زیرا شاگردی دست‌آموز رهبری کرد. در سرکوبی سرکشان مرتد، با تصمیم پایدار خود به رغم لحاظ بزرگان صحابه مبادرت کرد و بیمی از هجوم شورشیان به مدینه به دل رویه مسجد طالقانی مشهد نداد.[۱۶۶]

تندخویی ابوبکر را، خبری که واقدی از اسماء دختر وی و از آل نَضْاء داستان نموده است، تأیید می‌نماید. براین اساس خبر، ابوبکر در حضور رسول و در درحال حاضر احرام غلامش را به جرم گم کردن شتر و زاد و برگ مسافرت به باد کتک گرفته میباشد.[۱۶۷] به گفته لامنس تصویری که از شخصیت اولیه جانشین رسول(ص) در احادیث اسلامی ارائه شده، بر تاثیر کارداران متعدد پدید آمده و از وسایل گوناگون فقهی، سیاسی، خانوادگی و خاندان‌ای برای بسط کلان و سریع آن مصرف شده میباشد. این تصویر که از روش همین منابع بر تاریخ‌نگاری اسلامی و نیز بر تحقیق‌های خاورشناسان اجبار گردیده، به هیچ روی نمایانگر شخصیت حقیقی ابوبکر وجود ندارد. او می‌نویسد: از حیث اصول اعتقادی، ابوبکر بایست شایسته ترین و بدون نقص‌ترین مسلمان باشد، از این روی، مدرسه نیرومند مدینه و نویسندگانی مؤثر از خانواده زبیریان (از قوم و قبیله ابوبکر) در خط مش پرداختن اینگونه رخ‌ای از وی قدم نهادند و سرنوشت موفقیت یافتند تا اسم ابوبکر با «فضیلت ها» و «خصایص» یاروهمدم شود.

در منابع اهل سنت، اعم از کتاب تاریخی و تفصیل‌هم اکنون‌نویسی و سیره‌نگاری، فصول و قسمت‌هایی به فضیلت ها و مناقب ابوبکر تخصیص یافته و درین جهت به آیاتی از قرآن که به زعم آنها در‌شأن ابوبکر نازل گردیده و احادیثی که به یقین آن‌ها رسول(ص) در فضیلت او بر لهجه آورده، استشهاد گردیده است. از این قبیل میباشد این آیه ها: إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَ‌ىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ[۱۶۸]؛ فَاَمّا مَنْ اَعْطی وَاتَّقی[۱۶۹]؛ ثانی اثْنَینِ... فَاَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ[۱۷۰] و...[۱۷۱] و این روایات: لوکنت متخذاً اینجانب امتی خلیلاً لاتخذت ابابکر و لکن اخی و صاحبی[۱۷۲]؛ مَثَل ابوبکر کمثل میکائیل ینزل برضاءالله...[۱۷۳] و اکثری حدیث‌های دیگر.[۱۷۴] علامه امینی قسمت عمده مجلد هفتم کتاب الغدیر را به انتقاد احادیث مرتبط با این فضیلت ها تخصیص داده میباشد.[۱۷۵]

بازدید : 20
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 21:49


وفات و آرامگاه
نفیسه‌خاتون در رمضان سال ۲۰۸ق از جهان رفته میباشد.[۴۰] از زینب دختر یحیی مُتوَّج، برادرزاده نفیسه نقل گردیده‌است که نفیسه در ویّل روز رجب بیمار شد و بیماری‌اش تا دهه دوم ماه رمضان ادامه یافت.[۴۱] اسحاق مؤتمن می‌خواست لاشه همسرش را به مدینه چیره شود البته به درخواست همسایه مصر اورا در همانجا دفن آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.

[۴۲] مقریزی گفته میباشد عموم مصر از اسحاق خواستند تا او را به خیال و خاطر برکت در مصر دفن نماید.[۴۳] ولی بر طبق بعضی منابع اسحاق نپذیرفت. همسایه مصر نزد حکم دهنده مصر رفتند و از وی خواستند اسحاق را از جابجایی لاشه همسرش به مدینه پشیمان نماید. واسطه قراردادن حکم کننده مؤثر واقع نشد٬ آنها اموالی را آماده کردند و به اسحاق دادند و از وی خواستند تا با درخواستشان موافقت نماید٬ ولی اسحاق رزرو مسجد توفیق مشهد نپذیرفت.

اما سرنوشت به دفن همسرش در مصر رضایت اعطا کرد٬ گفته‌اند اسحاق به سبب ساز رؤیایی که چشم بود بدن به مراد عموم مصر بخشید. بنابر این رؤیا، پیامبر اکرم به وی گفته بود که همسرت را در همین‌جا به خاک شماره مسجد توفیق مشهد بسپار.[۴۴]


ضریح سیده نفیسه در قاهره
سیده نفیسه در منزل خویش در مکانی که به درب السباع و درب یزرب شناخته میشد، دفن شوید.[۴۵] مقریزی مدفن او‌را یک کدام از چهار مکانی[یادداشت ۱] دانسته که در مصر به استجابت دعا دارای شهرت‌اند.[۴۶] همینطور نقل کرده که اولی هر که بر مزار وی بنایی ایجاد کرد عبیدالله بن خصوصی بن حکم، امیر مصر بود و تاریخ آن در کتیبه‌ای که بر ورودی بارگاه نصب گردیده ربیع‌الثانی سال ۴۸۲ق درج شد‌ه‌است.[۴۷] و در سال ۵۳۲ق حافظ خلیفه آن را مرمت کرد و بر آن بارگاه و قبه‌ای ایجاد کرد.[۴۸] یاقوت حموی(جغرافی‌دان قرن هفتم) از قبه‌ای بر قبر وی در آن مجال خبر داده میباشد.[۴۹] مرقد سیده نفیسه از اماکن مشهور زیارتی در مصر مسجد طالقانی مشهد میباشد.

[۵۰] ابن‌کثیر که زیارت اهل قبور را بی دینی می‌دانسته میگوید: هم محلی مصر درباره وی سخنانی به عمل میبرند که سبب به شرک و بی دینی میگردد. از گفته وی به دست می آید که عموم شیعه و سنی مصر در آن فرصت برای نفیسه‌خاتون احترام ویژه‌ای قائل بوده و به زیارت قبر او می‌رفته‌اند.[۵۱] همینطور از گزارش ذهبی که به مصریان نسبت می دهد که از وی درخواست آمرزش می‌نمایند، به دست میاید که همسایه مصر به وی متوسل می‌گردیده‌اند.[۵۲]

هم محلی مصر از سال ۸۸۹ق در بعد از ظهر ملک اشرف قایتبای (حکومت ۸۷۲-۹۰۱ق) از سلسله ممالیک چَرکَسی سالروز به دنیا آمدن سیده نفیسه را جشن و پای کوبی میگیرند. در شب ولادت وی جمعیت بخش اعظمی از شیعه‌ها و اهل‌سنت تا پاسی از شب در حرمش به مولودیه‌خوانی و شعف میپردازند. عموم مصر برای برآوردن حاجات خویش به سیده نفیسه متوسل می شوند و برای تبرک٬ بارگاه را می‌بوسند. همینطور برگزاری پایکوبی‌های تزویج در نزدیکی مرقد وی و طواف عروس در مقبره وی مرسوم میباشد.[۵۳]

بعضا شیعه‌ها اهل ایران در عهد و پیمان قاجار، در مهاجرت حج٬ به شامات و مصر نیز می‌رفته و مرقد سیده نفیسه را زیارت می‌کرده‌اند. این زیارت‌ها در بعضا سفرنامه‌های حج ایرانیان منعکس شدن یافته و اطلاعاتی از مرقد او و باورهای مصریان درباره وی به دست می دهند.[۵۴]

زیارت‌طومار
کتاب‌های گستردن‌اکنون‌نگاری زیارتنامه‌هایی‌ برای سیده نفیسه بیان کرده‌اند. درین زیارت‌طومار‌‌ها، مقامات معنوی و شرافت نسبی او ستوده و بر وی تحت عنوان بانویی از خویشاوندان نبی سلام نبی گردیده‌است.[۵۵] بنابر برخی گزارش‌ها، مسلمانها هنگام زیارت سیده نفیسه، زیارتنامه‌ای می‌خواندند و در آن علاوه بر برشمردن شرافت نسبی او از پروردگار می‌خواستند که حوائجشان را برآورده نماید.[۵۶] متن این زیارتنامه در کتاب «الدر المنثور» نام برده میباشد. بخشی از آن عبارت میباشد از:

السلام و التحیة و الاکرام و الرضا اینجانب العلی الاعلی الرحمن علی سیدة نفیسة سلالة رسول الرحمة و هادی الامة... و اقض حوائجنا فی الدنیا و الاخرة یا این که رب العالمین.[۵۷]
همسایه مصر روز چهارشنبه را روز زیارتی سیده نفسیه میدانند.[۵۸]

احمد فهمی محمد
قِف لائذاً بسلیلة الزهراء
بنت النبی کریمة الآباء
ذات العلا و المکرمات نفیسة
بنت الامیر و سید الکرماء
[۵۹]
(ترجمه:بایست و به فرزندی از زهرا نگهبانی ببر/دختر نبی و پدرانی بزرگوار/نفسیه خانم که والاست و صاحب و مالک کرامات میباشد/دختر امیر وسرور کریمان میباشد.)

تک‌نگاری‌ها
درباره سیده نفیسه کتاب‌هایی به لهجه عربی و فارسی مندرج میباشد. کتاب التحفة الانسیه اینجانب مآثر النفیسه درباره کرامت‌های وی و کتاب السیده نفیسه (تالیف کننده: موفقیت ابوعلم) به لهجه عربی درج شده‌اند. همینطور عزیزالله عطاردی کتاب گوهر فامیل امامت یا این که معاش‌طومار سیده النفیسه و غلامرضا گلی‌زواره کتاب بانوی باکرامت را درباره او نوشته‌ میباشد.[۶۰]

پانویس
زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۴۴.
گلی‌زواره، بانوی کرامت، ۱۳۸۲ش، ص۳۸.
فوّاز العاملی، الدر المنثور، ۱۳۱۲ق، ص۵۲۱.
عطاردی، گوهر خویشاوندان امامت، ۱۳۷۳ش، ص۷.
ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۶۲.
ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۶۲.
مقریزی، الخطط المقریزیه، ۱۹۹۸م، ج۳، ص۶۳۷.
مقریزی، الخطط المقریزیه، ۱۹۹۸م، ج۳، ص۶۳۸.

بازدید : 109
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:09


مِقْاعطا کرد بن عَمْرو، پر اسم و رسم به‌ مقداد بن اَسْوَد (درگذشت ۳۳ق) از بزرگان صحابه فرستاده (ص) و از اولیه شیعه‌ها امام علی (ع) بود. مقداد در اوایل بعثت مسلمان شد و از اولیه اشخاصی بود که اسلام خویش را آشکار کرد. او در تمامی پیکار‌های صدر اسلام حضور داشت. از مقداد در کنار سلمان فارسی، عمار بن یاسر و ابوذر تحت عنوان اول شیعه ها امام علی (ع) خاطر کرده‌اند که در طول نبی (ص) نیز به این اسم شناخته آدرس مسجد توفیق مشهد می‌شدند.

مقداد بعداز رحلت نبی(ص)، از جانشینی امام علی (ع) تامین کرد و با ابوبکر بیعت نکرد و از کم کسانی بود که در تشییع حضرت زهرا (س) حضور داشت. مقداد را از معارضان سرسخت خلافت عثمان برشمرده‌اند. در احادیث اهل‌بیت(ع) از مقداد به خیر خاطر گردیده و از رجعت‌کنندگان در طول ظهور حضرت مهدی (عج) معرفی گردیده است. نقل روایاتی از فرستاده (ص) به مقداد نسبت داده شده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.

معاش‌طومار
به دنیاآمدن و نسب
مقداد بن عمرو بن ثعلبه مشهور به مقداد بن اسود، از تاریخ میلاد وی اطلاعی در مشت وجود ندارد البته با اعتنا به اینکه تاریخ‌نگاران سال درگذشت اورا ۳۳ق و در ۷۰ سالگی دانسته‌اند.[۱] احتمالاً ۲۴ سال پیش از بعثت(۳۷ سال پیش از سفر) به عالم آمده باشد. سیره نویسان و مورخان، نسب خانوادگی اورا تا جد بیستم شماره مسجد توفیق مشهد مذکور‌اند.[۲]

نقل شد‌ه‌است در حَضْرَمَوْت، نزاعی میان مقداد و شخصی به اسم «ابی شمر بن حجر» صورت بخشید که به آسیب دیده شدن آن شخص انجامید. بعد از این داستان مقداد به مکه رفت و با اسود بن عبد و بنده بن یغوث زهری هم‌قول شد و اسود با مقداد نسبت پدری پیدا کرد؛ از این رو او‌را مقداد بن اسود و گاه مقداد زهری خوانده‌اند. اما بعد از نزول آیه «ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ: آن‌ها را به[اسم] پدرانشان بخوانید»[۳] مقداد بن عمرو مسجد طالقانی مشهد خوانده شد.[۴]

لقب‌ها و القا‌ب
برای مقداد القابی مانند بهرایی یا این که بهراوی،[۵] کندی و حضرمی و لقب‌هایی مثل ابومعبد، ابوسعید و ابوالاسود مذکور میباشد.[۶]

خانواده
همسر: همسر مقداد، ضباعة دخترعموی رسول (ص) (دختر زبیر بن عبدالمطّلب) بود.[۷] فرستاده ضباعة را با اینکه از نگاه حسب و نسب بسیار محترم می‌دانست همسر مقداد کرد و فرمود: «اینجانب دخترعموی خویش ضباعة را همسر مقداد نکردم مگر برای آنکه عموم مورد تزویج را سهل بگیرند، به هر مؤمنی دختر دهند و حَسَب و نَسَب را در تزویج به لحاظ نیاورند».[۸]
فرزندان: مقداد دو فرزند به اسم‌های عبدالله و کریمه داشت. عبدالله در مبارزه جمل از یاران عایشه بود که در مقابل حضرت علی (ع) قرار گرفت و کشته شد. هنگامی امام علی (ع) در نقطه پايان مبارزه نگاهش بر لاشه عبدالله زمین خورد، خطاب به عبدالله اعلام کرد: «چه بد پسر خواهری بودی».[۹] بعضا به مکان عبدالله اسم پسر مقداد را محل پرستش گفته‌اند.[۱۰]
وفات و محل دفن
مقداد در اواخر قدمت در «جرف» (حوزه‌‌ای که در یک‌فرسخی مدینه به سمت شام جای دارد) سکونت داشت و در سال ۳۳ق در حالی که هفتاد سال از عمرش می‌سپری شد، وفات کرد. مسلمان‌ها پیکرش را به مدینه آوردند و عثمان بن عفان بر وی نماز خواند و اورا در گورستان بقیع به خاک سپردند.[۱۱] در شهر وان در مملکت ترکیه قبری به مقداد منسوب میباشد که بعضا از پژوهشگران آن را مرتبط با فاضل مقداد یا این که یکی مشایخ عرب به اکانت آورده‌اند.[۱۲] طبق نقلی مقداد فرد ثروتمندی بود و وصیت کرد که ۳۶ هزار درهم از میزان دارایی‌اش را به حسنین (ع) بدهند.[۱۳]

در طول رسول (ص)

بازدید : 25
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:05


علم آموزی، درس دادن و تألیفات

تأییدیه اجتهاد و تایید صلاحیت پوشیدن جامه روحانیت بهاء‌الدین محلاتی در زمان پهلوی اولیه
بهاءالدین محلاتی علم آموزی را از مکتب شریعت شیراز، از مدرسه های تازه با مدل فراگیری اسلامی، شروع کرد.[۲۳] بعد از آن، به علم آموزی علم ها اسلامی نزد پدرش و بعضی عالمان شیرزا پرداخت.[۲۴] همینطور او در نجف در درس اشخاصی زیرا محمدحسین نائینی، آقا ضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی و محمدکاظم شیرازی کمپانی کرد و از برخی از آن‌ها اذن اجتهاد گرفت.[۲۵] گرچه وی برای ماندن و درس دادن در نجف با پافشاری سید ابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی مواجه شد البته به درخواست پدرش به شیراز آدرس مسجد توفیق مشهد برگشت.[۲۶]

به گزارش منابع، بهاءالدین محلاتی بعد از برگشت کوشید تا با برگزاری درس و تربیت فراگیر به حوزه علمیه شیراز رونق دهد.[۲۷] وی در مکتب مُقیمیّه درس بیرون فقه و اصول می‌اظهار‌کرد.[۲۸] درس محلاتی را مختصر، موثر و خالی از حشو و زوائد تعریف کرده‌اند.[۲۹] آورده شده که وی مطالب غامض را با بیانی پر‌نور و ظریف ارائه می‌نموده است.[۳۰] سید عبدالحسین دستغیب به عنوان مثال شاگردان وی قلمداد گردیده‌اند.[۳۱] مثلا اثرها وی به رساله عملیه، مناسک حج، لبه بر عروة‌الوثقی و رهنمای حق اشاره رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده است.[۳۲]


رهنمای حق کتابی درباره اصول عقاید شیعه.
مبارزات سیاسی
بهاءالدین محلاتی را شالوده مبارزات سیاسی حوزه‌ عجم قبل از انقلاب اسلامی دانسته‌اند.[۳۳] او‌لین حضور وی در مبارزات سیاسی را در کنار پدرش برای جنگ با قوای انگلستان در دشتستان و تنگستان گزارش کرده‌اند.[۳۴] گزارش گردیده که در روزگار پهلوی نخستین، محلاتی به‌ مخالفت با حکومت پرداخت و به‌شدت با کشف عفاف رویا رویی کرد.[۳۵] محلاتی در جریان نهضت ملی‌شدن صنعت نفت به نگهبانی از دولت ملی محمد مصدق شماره مسجد توفیق مشهد پرداخت.[۳۶]

در سندها ساواک، از مخالفت محلاتی با اصلاحات ارضی به‌عامل مخالفت آن با شرع حافظه گردیده است.[۳۷] به‌گزارش علی دوانی، در جریان ثبت ضابطه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، محلاتی علاوه بر اعلامیه‌ای مخالفت با این لایحه و پناه خویش از امام خمینی را اذعان کرد.[۳۸] در قیام ۱۵ خرداد ماه، محلاتی، خلال رهبری اعتراضات در شیراز، بعد از دستگیر امام خمینی دست به تحرکاتی زد که سبب به دستگیر چهارماهه وی شد.[۳۹] امام خمینی بعد از آزادی خویش از زحمات محلاتی تقدیر کرد.[۴۰] بعد از تبعید امام خمینی به ترکیه در آبان ۱۳۴۳ش به‌ادله مخالفت با کاپیتولاسیون، محلاتی مخالفت خویش را با این لایحه و تبعید امام خاطرنشان مسجد طالقانی مشهد کرد.[۴۱]

از آبان ۱۳۴۳ش تا بهمن ۱۳۵۷ش، محلاتی، ضمن ادامه عیب گیری از حکومت پهلوی،[۴۲] به کوشش برای تولید هماهنگی بین معارضان حکومت و جانبداری از آن ها پرداخت.[۴۳] دفاع از عفاف علم آموزان دختر در مدرسه های،[۴۴] مخالفت با جشن و پای کوبی‌های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی[۴۵] و مخالفت با اپ‌های غیراخلاقی در جشن و پایکوبی هنر شیراز[۴۶] از سایر کار‌های وی درین زمانه میباشد. سال موفقیت انقلاب، روزگار نقط ی اوج شغل‌های سیاسی محلاتی دانسته گردیده است:[۴۷] اعلام عزای همگانی به‌خیال کشتار ۱۹ مرداد شیراز،[۴۸] [یادداشت ۱] صدرو اعلامیه علیه حکومت یک دیروز از ۱۷ شهریور،[۴۹] دعوت از عموم برای ادامه تظاهرات و اعتصابات،[۵۰] مخالفت با حکومت نظامی در آبان[۵۱] و دوری از تندروی به نام انقلاب[۵۲] برای مثال شغل‌های وی در سال ۱۳۵۷ش دانسته گردیده است.

با موفقیت انقلاب اسلامی، محلاتی به‌ سرپرستی کمیته انقلاب اسلامی در عجم پرداخت و بعداز استقرار دولت موقت کل وظایف را به آن سپرد.[۵۳] محلاتی عموم را به کمپانی در همگی‌پرسی جمهوری اسلامی دعوت کرد.[۵۴] در جریان انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی کشور، محلاتی را در ابتدا لیست حزب جمهوری اسلامی قرار داده بودند، ولی وی از کاندیداتوری انصراف اعطا کرد.[۵۵] در جریان برگزاری دادگاه‌های بعداز انقلاب، محلاتی با برخی تندروی‌های بر خلاف شرع مخالفت و به آن ها اعتراض کرد.[۵۶] اورده شده که‌این مخالفت از سوی بعضا موجب فشار به وی و بعضیً بی‌حرمتی نسبت به جایگاهش شد.[۵۷] امام خمینی در مواقعی به‌این بی‌حرمتی‌ها برخورد آرم اعطا کرد و کارایی کرد تا از وی دلجویی نماید.[۵۸]

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 470
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه