loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 16
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 14:55


نقابت
برچیده شدن خلافت عباسی در سال ۶۵۶ق به وسیله هلاکوخان مغول، موجب شد احمد بن موسی و برادرش، با برخی رجال دولتی شیعه همانند ابن علقمی (متوفای ۶۵۶ق) و عزالدین ابوالفضل لینک دوستی برقرار آدرس مسجد توفیق مشهد نمایند.[۲۴]

گرچه این دو اخوی در طی خلافت عباسیان هیچ زمان منصب نقابت را نپذیرفتند امّا بعداز آن در طول هلاکوخان مغول براساس مصالحی هر دو بدین منصب پای رزرو مسجد توفیق مشهد نهادند.[۲۵]

با دانایی عالمان شیعه حله، مثلا احمد و علی بن موسی بن طاووس مبتنی بر پیوستن به ایل مغول، از هجوم آن‌ها به حلّه ممانعت شد.[۲۶] این مبادرت نشانگر مصلحت‌اندیشی و دور اندیشی اینان به مسائل اصلی دوران خود و انعطاف‌پذیری در قبال حقیقت میباشد. احمد بن موسی رده نقابت سادات علوی را در عراق و سورا، احراز کرد که ظاهراً بعداز درگذشت برادرش رضی‌الدین سید بن طاووس شماره مسجد توفیق مشهد بوده میباشد.[۲۷]

در نگاه سایرافراد
احمد بن موسی در لحاظ محققان شیعه، به زهدوتقوا و تقوی اشتهار داراست و عظمت علمی و معنوی او، گزینه تحسین بوده میباشد. روضه خوان تقی الدین حسن بن داوود حلّی، راجع‌به مدرس خویش اینگونه نگاشته مسجد طالقانی مشهد میباشد:

«احمد بن موسی ابن طاووس سرور تمیز‌سرشت ما، امام معظم، فقید اهل بیت(ع)، دانشمندی مصنف و مجتهد و پرهیزگارترین فضلای فرصت خویش بود... وی دانش رجال و ماجرا و تعبیر و تفسیر را چنان آیتم تفحص و رسیدگی قرار داده بود که شخصی بر آن متصور وجود ندارد. وی منرا گران قدر کرد و یادگرفتن اعطا کرد و خیر‌ها درباره‌ام التفات فرمود بیشتر فایده ها این کتاب (رجال ابن داود) از اشارات و پژوهش ها آن بزرگوار میباشد. آفریدگار شایسته ترین مشوق نیکوکاران را به او عطا فرماید».[۲۸]
روحانی عباس قمی درباره او می‌نویسد:

«وبالجمله سید احمد بن طاووس روحانی الفقهاء و عالم اهل بیت(ع) فاضل شعر سرا فقید با تقوا مومن عبادت کننده با ورع، فقید محدث مدقق، ثقه جلیل القدر، فخرالفقهاء گواهی الافاضل، جمال الدین ابوالفضائل مالک تصانیف کثیره میباشد.[۲۹]
روضه خوان حر عاملی در امل الآمل نوشته میباشد:

«احمد بن طاووس عالمی فاضل، صالحی مومن، عابدی با ورع و فقیهی محدث و ثقه بود او فی مابین علماء از جایگاه و‌شأن والایی منتفع بود.»[۳۰]
سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه راجع‌به او می‌نگارد:

«او مجتهدی واسع العلم بود. وی پیشوای شرعی، اصولی، ادبی و رجالی اهل ادب زمانش بود. وی با ورعترین شخص زمانش و اجلّ بر اهل دوران‌اش بود.»[۳۱]
اردبیلی در جامع الرواة،[۳۲] ابو علی حائری در منتهی المقال،[۳۳] مامقانی در تنقیح المقال،[۳۴] سید مصطفی حسینی تفرشی در انتقاد الرجال،[۳۵] و حتی نه الدین زِرِکلی در اعلام مهم‌ترین لقبی که درباره ی او از بعضی مورخین نقل کرده «دانا اهل بیت علیه‌السلام» و خودش نیز او‌را از فقیهان و محدثان امامیه قلمداد نموده است.[۳۶]

بازدید : 130
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 14:02


سید هاشم بن سید دارای اسم و رسم الحسنی (۱۹۱۹-۱۹۸۴م) فقید، متفحص و مورخ لبنانی قرن ۲۰ میلادی میباشد. وی تألیفات زیادی در منطقههای متفاوت از خویش به جا گذاشت و نگاهی تازه و محققانه بدور از تعصب و محافظه‌کاری را در علم ها فقهی دنبال کرد. از مشهور‌ترین اثر ها وی می‌قدرت به سیرة الائمة الاثنی عشر و الشیعة دربین الاشاعرة و المعتزلة اشاره آدرس مسجد توفیق مشهد نمود.

معاش‌طومار
داده ها متعددی از معاش الحسنی در اختیار وجود ندارد. اورده شده ولادت وی در سال ۱۹۱۹م در روستای جَنّاتا از نواحی صور در جنوب لبنان در ناحیه جبل استدلال رزرو مسجد توفیق مشهد بوده میباشد.[۱]


سید هاشم پر اسم و رسم الحسنی در کنار سید موسی صدر

کتاب سیرة الائمة الاثنی عشر
سید هاشم، تحصیلات مقدماتی را نزد پدرش سید پر اسم و رسم که از علما بود طی کرد و آن گاه به نجف رهسپار شد تا علم آموزی علم ها اسلامی را کامل شدن نماید. وی در‌این شهر، از درس سید ابوالقاسم خویی استفاده نمود[۲]. سید هاشم در سال ۱۹۴۲م از نجف به لبنان برگشت و ذمه ‌دار منصب قضا در جبل برهان شد.[۳] هاشم الحسنی در سال ۱۹۸۴م از عالم رفت.[۴]و در لبنان به خاک شماره مسجد توفیق مشهد ودیعه شد.

اثر ها
تألیفات هاشم‌دارای اسم و رسم، فراوان بوده و بیشتر آن ها به فارسی ترجمه گردیده است. درباره خصوصیت اثرها وی نقل شده که با نگاهی عالمانه و محققانه به موضوعاتی که از آنان دعوا کرده، می‌پرداخت و از عده‌آوری و نقل صِرف، جلوگیری داشت. او با علت، شجاعت و استواری خاص، در پژوهش ها علمی از هر سیرتکامل مراعات‌کاری و تعصب عزل بود.[۵] اثر ها او در موضوعات متفاوت فقه، تاریخ، فِرق، سیره ائمه و حدیث میباشد مسجد طالقانی مشهد مانند:

عقیدة الشیعة الامامیة
الحدیث و المحدثون
تاریخ الفقه الجعفری
فی مابین التصوف و التشیع
احکام المفلس والتحجیر علیه،
الولایة و الشفعه،
الشیعة فی مابین الاشاعرة و المعتزلة،
الانتفاضات الشیعیه عبر التاریخ،
سیرة المصطفی،
سیرة الائمة الاثنی عشر،
اصول التشیع پهنا و دراسه،
دراسات فی الحدیث و المحدثین،
الوصایة والأوقاف وإرث الزوجة والعول والتعصیب اینجانب الأحوال الشخصیة،
اینجانب وحی الثورة الحسینیة،
دراسات فی الصحیح للبخاری و الکافی للکلینی،[۶]
الموضوعات فی الآثار و الاخبار.[۷]
پانویس
دارای شهرت الحسنی، سیرة الائمة الاثنی عشر، ۱۳۸۲ق، پیشگفتار کتاب، ص ۱.
واسطی، سیرة و حیاة الامام خوئی، ۱۴۱۹ق، ص ۱۵.
امین، مستدرکات اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۲۴۸.
امین، مستدرکات اعیان الشیعة، ۱۴۱۸ق، ج ۱، ص ۲۴۸.
پر اسم و رسم الحسنی، سیرة الائمة الاثنی عشر، ۱۳۸۲ق، پیشگفتار کتاب. برنامه سیره معصومان.
الحسنی، سیرة الائمة الاثنی عشر، پیشگفتار کتاب، ۱۳۸۲ق، ص ۱۰. امین، مستدرکات اعیان الشیعة، ۱۴۱۸ق، ج ۱، ص ۲۴۸.
الحسنی، الموضوعات فی الآثار، ۱۹۸۷م، ص۳.
منابع

بازدید : 21
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:18


سیما، شخصیت و طریق معاش
ابوبکر مردی بلند قامت، لاغر، سفید صورت، با پیشانی پررنگ، چشمان گود و فرونشسته، سیرتکامل‌های معدود‌گوشت و ریشی اندک بود که آن را با حنا و کَتَم(گیاهی به اسم وَسْمه) رنگ می کرد و گاه از بخش اعظمی رنگ به سرخی آدرس مسجد توفیق مشهد می‌زد.[۱۶۱]

ابوبکر را مردی قابل انعطاف‌خو، دوست داشتنی و خوش عکس العمل وصف کرده‌اند[۱۶۲] و بنابر آنچه در بعضا منابع تاریخی آمده، بسیار رقیق القلب و اشک در آستین بوده میباشد.[۱۶۳] بول نیز نوشته میباشد که جز در یکسری آیتم، رفتاری خشونت‌آمیز از او بکر میباشد و همو خوی مسالمت‌آمیز او را با مرتدان باعث اعاده متانت به جزیره‌العرب رزرو مسجد توفیق مشهد می داند.[۱۶۴]

در قبال این طریقه، لامنس ( خاور شنماس بلژیکی. به انگلیسی: Henri Lammens درگذشت: ۱۹۳۷م.)به استناد منابع اهل سنت نظری بسیار متعدد درباره ابوبکر داراست. او می‌نویسد: ابوبکر در احادیث مؤمنی بی آلایش و انسانی بهتر و حساس معرفی شد‌ه‌است که زود اشکش سرازیر می شد، ولی درحقیقت، او مردی نیرومند، دور از شوخی و چندان خشن، یا این که خشمگین بود که حتی مردی سرسخت زیرا قدمت را گاه به عقب‌نشینی وا شماره مسجد توفیق مشهد می‌داشت

. همو به استناد روایتی از بلاذری[۱۶۵] می‌نویسد که فرستاده(ص) نیز اینگونه نظری درباره ابوبکر داشته، چون عایشه را در خشونت دختر حقیقی و واقعی پدرش خوانده میباشد. لامنس نظریه دارااست که ابوبکر خیر فقط به منجر برتری سِنّی، بلکه به برکت ظاهری آهسته‌خیس و قابل انعطاف‌خیس و درنگ و خویشتن‌داری، بر قدمت اشراف داشت[یادداشت ۶] و او‌را در روز سقیفه زیرا شاگردی دست‌آموز رهبری کرد. در سرکوبی سرکشان مرتد، با تصمیم پایدار خود به رغم لحاظ بزرگان صحابه مبادرت کرد و بیمی از هجوم شورشیان به مدینه به دل رویه مسجد طالقانی مشهد نداد.[۱۶۶]

تندخویی ابوبکر را، خبری که واقدی از اسماء دختر وی و از آل نَضْاء داستان نموده است، تأیید می‌نماید. براین اساس خبر، ابوبکر در حضور رسول و در درحال حاضر احرام غلامش را به جرم گم کردن شتر و زاد و برگ مسافرت به باد کتک گرفته میباشد.[۱۶۷] به گفته لامنس تصویری که از شخصیت اولیه جانشین رسول(ص) در احادیث اسلامی ارائه شده، بر تاثیر کارداران متعدد پدید آمده و از وسایل گوناگون فقهی، سیاسی، خانوادگی و خاندان‌ای برای بسط کلان و سریع آن مصرف شده میباشد. این تصویر که از روش همین منابع بر تاریخ‌نگاری اسلامی و نیز بر تحقیق‌های خاورشناسان اجبار گردیده، به هیچ روی نمایانگر شخصیت حقیقی ابوبکر وجود ندارد. او می‌نویسد: از حیث اصول اعتقادی، ابوبکر بایست شایسته ترین و بدون نقص‌ترین مسلمان باشد، از این روی، مدرسه نیرومند مدینه و نویسندگانی مؤثر از خانواده زبیریان (از قوم و قبیله ابوبکر) در خط مش پرداختن اینگونه رخ‌ای از وی قدم نهادند و سرنوشت موفقیت یافتند تا اسم ابوبکر با «فضیلت ها» و «خصایص» یاروهمدم شود.

در منابع اهل سنت، اعم از کتاب تاریخی و تفصیل‌هم اکنون‌نویسی و سیره‌نگاری، فصول و قسمت‌هایی به فضیلت ها و مناقب ابوبکر تخصیص یافته و درین جهت به آیاتی از قرآن که به زعم آنها در‌شأن ابوبکر نازل گردیده و احادیثی که به یقین آن‌ها رسول(ص) در فضیلت او بر لهجه آورده، استشهاد گردیده است. از این قبیل میباشد این آیه ها: إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَ‌ىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ[۱۶۸]؛ فَاَمّا مَنْ اَعْطی وَاتَّقی[۱۶۹]؛ ثانی اثْنَینِ... فَاَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ[۱۷۰] و...[۱۷۱] و این روایات: لوکنت متخذاً اینجانب امتی خلیلاً لاتخذت ابابکر و لکن اخی و صاحبی[۱۷۲]؛ مَثَل ابوبکر کمثل میکائیل ینزل برضاءالله...[۱۷۳] و اکثری حدیث‌های دیگر.[۱۷۴] علامه امینی قسمت عمده مجلد هفتم کتاب الغدیر را به انتقاد احادیث مرتبط با این فضیلت ها تخصیص داده میباشد.[۱۷۵]

بازدید : 14
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 21:49


وفات و آرامگاه
نفیسه‌خاتون در رمضان سال ۲۰۸ق از جهان رفته میباشد.[۴۰] از زینب دختر یحیی مُتوَّج، برادرزاده نفیسه نقل گردیده‌است که نفیسه در ویّل روز رجب بیمار شد و بیماری‌اش تا دهه دوم ماه رمضان ادامه یافت.[۴۱] اسحاق مؤتمن می‌خواست لاشه همسرش را به مدینه چیره شود البته به درخواست همسایه مصر اورا در همانجا دفن آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.

[۴۲] مقریزی گفته میباشد عموم مصر از اسحاق خواستند تا او را به خیال و خاطر برکت در مصر دفن نماید.[۴۳] ولی بر طبق بعضی منابع اسحاق نپذیرفت. همسایه مصر نزد حکم دهنده مصر رفتند و از وی خواستند اسحاق را از جابجایی لاشه همسرش به مدینه پشیمان نماید. واسطه قراردادن حکم کننده مؤثر واقع نشد٬ آنها اموالی را آماده کردند و به اسحاق دادند و از وی خواستند تا با درخواستشان موافقت نماید٬ ولی اسحاق رزرو مسجد توفیق مشهد نپذیرفت.

اما سرنوشت به دفن همسرش در مصر رضایت اعطا کرد٬ گفته‌اند اسحاق به سبب ساز رؤیایی که چشم بود بدن به مراد عموم مصر بخشید. بنابر این رؤیا، پیامبر اکرم به وی گفته بود که همسرت را در همین‌جا به خاک شماره مسجد توفیق مشهد بسپار.[۴۴]


ضریح سیده نفیسه در قاهره
سیده نفیسه در منزل خویش در مکانی که به درب السباع و درب یزرب شناخته میشد، دفن شوید.[۴۵] مقریزی مدفن او‌را یک کدام از چهار مکانی[یادداشت ۱] دانسته که در مصر به استجابت دعا دارای شهرت‌اند.[۴۶] همینطور نقل کرده که اولی هر که بر مزار وی بنایی ایجاد کرد عبیدالله بن خصوصی بن حکم، امیر مصر بود و تاریخ آن در کتیبه‌ای که بر ورودی بارگاه نصب گردیده ربیع‌الثانی سال ۴۸۲ق درج شد‌ه‌است.[۴۷] و در سال ۵۳۲ق حافظ خلیفه آن را مرمت کرد و بر آن بارگاه و قبه‌ای ایجاد کرد.[۴۸] یاقوت حموی(جغرافی‌دان قرن هفتم) از قبه‌ای بر قبر وی در آن مجال خبر داده میباشد.[۴۹] مرقد سیده نفیسه از اماکن مشهور زیارتی در مصر مسجد طالقانی مشهد میباشد.

[۵۰] ابن‌کثیر که زیارت اهل قبور را بی دینی می‌دانسته میگوید: هم محلی مصر درباره وی سخنانی به عمل میبرند که سبب به شرک و بی دینی میگردد. از گفته وی به دست می آید که عموم شیعه و سنی مصر در آن فرصت برای نفیسه‌خاتون احترام ویژه‌ای قائل بوده و به زیارت قبر او می‌رفته‌اند.[۵۱] همینطور از گزارش ذهبی که به مصریان نسبت می دهد که از وی درخواست آمرزش می‌نمایند، به دست میاید که همسایه مصر به وی متوسل می‌گردیده‌اند.[۵۲]

هم محلی مصر از سال ۸۸۹ق در بعد از ظهر ملک اشرف قایتبای (حکومت ۸۷۲-۹۰۱ق) از سلسله ممالیک چَرکَسی سالروز به دنیا آمدن سیده نفیسه را جشن و پای کوبی میگیرند. در شب ولادت وی جمعیت بخش اعظمی از شیعه‌ها و اهل‌سنت تا پاسی از شب در حرمش به مولودیه‌خوانی و شعف میپردازند. عموم مصر برای برآوردن حاجات خویش به سیده نفیسه متوسل می شوند و برای تبرک٬ بارگاه را می‌بوسند. همینطور برگزاری پایکوبی‌های تزویج در نزدیکی مرقد وی و طواف عروس در مقبره وی مرسوم میباشد.[۵۳]

بعضا شیعه‌ها اهل ایران در عهد و پیمان قاجار، در مهاجرت حج٬ به شامات و مصر نیز می‌رفته و مرقد سیده نفیسه را زیارت می‌کرده‌اند. این زیارت‌ها در بعضا سفرنامه‌های حج ایرانیان منعکس شدن یافته و اطلاعاتی از مرقد او و باورهای مصریان درباره وی به دست می دهند.[۵۴]

زیارت‌طومار
کتاب‌های گستردن‌اکنون‌نگاری زیارتنامه‌هایی‌ برای سیده نفیسه بیان کرده‌اند. درین زیارت‌طومار‌‌ها، مقامات معنوی و شرافت نسبی او ستوده و بر وی تحت عنوان بانویی از خویشاوندان نبی سلام نبی گردیده‌است.[۵۵] بنابر برخی گزارش‌ها، مسلمانها هنگام زیارت سیده نفیسه، زیارتنامه‌ای می‌خواندند و در آن علاوه بر برشمردن شرافت نسبی او از پروردگار می‌خواستند که حوائجشان را برآورده نماید.[۵۶] متن این زیارتنامه در کتاب «الدر المنثور» نام برده میباشد. بخشی از آن عبارت میباشد از:

السلام و التحیة و الاکرام و الرضا اینجانب العلی الاعلی الرحمن علی سیدة نفیسة سلالة رسول الرحمة و هادی الامة... و اقض حوائجنا فی الدنیا و الاخرة یا این که رب العالمین.[۵۷]
همسایه مصر روز چهارشنبه را روز زیارتی سیده نفسیه میدانند.[۵۸]

احمد فهمی محمد
قِف لائذاً بسلیلة الزهراء
بنت النبی کریمة الآباء
ذات العلا و المکرمات نفیسة
بنت الامیر و سید الکرماء
[۵۹]
(ترجمه:بایست و به فرزندی از زهرا نگهبانی ببر/دختر نبی و پدرانی بزرگوار/نفسیه خانم که والاست و صاحب و مالک کرامات میباشد/دختر امیر وسرور کریمان میباشد.)

تک‌نگاری‌ها
درباره سیده نفیسه کتاب‌هایی به لهجه عربی و فارسی مندرج میباشد. کتاب التحفة الانسیه اینجانب مآثر النفیسه درباره کرامت‌های وی و کتاب السیده نفیسه (تالیف کننده: موفقیت ابوعلم) به لهجه عربی درج شده‌اند. همینطور عزیزالله عطاردی کتاب گوهر فامیل امامت یا این که معاش‌طومار سیده النفیسه و غلامرضا گلی‌زواره کتاب بانوی باکرامت را درباره او نوشته‌ میباشد.[۶۰]

پانویس
زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۴۴.
گلی‌زواره، بانوی کرامت، ۱۳۸۲ش، ص۳۸.
فوّاز العاملی، الدر المنثور، ۱۳۱۲ق، ص۵۲۱.
عطاردی، گوهر خویشاوندان امامت، ۱۳۷۳ش، ص۷.
ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۶۲.
ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۲۶۲.
مقریزی، الخطط المقریزیه، ۱۹۹۸م، ج۳، ص۶۳۷.
مقریزی، الخطط المقریزیه، ۱۹۹۸م، ج۳، ص۶۳۸.

بازدید : 106
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:09


مِقْاعطا کرد بن عَمْرو، پر اسم و رسم به‌ مقداد بن اَسْوَد (درگذشت ۳۳ق) از بزرگان صحابه فرستاده (ص) و از اولیه شیعه‌ها امام علی (ع) بود. مقداد در اوایل بعثت مسلمان شد و از اولیه اشخاصی بود که اسلام خویش را آشکار کرد. او در تمامی پیکار‌های صدر اسلام حضور داشت. از مقداد در کنار سلمان فارسی، عمار بن یاسر و ابوذر تحت عنوان اول شیعه ها امام علی (ع) خاطر کرده‌اند که در طول نبی (ص) نیز به این اسم شناخته آدرس مسجد توفیق مشهد می‌شدند.

مقداد بعداز رحلت نبی(ص)، از جانشینی امام علی (ع) تامین کرد و با ابوبکر بیعت نکرد و از کم کسانی بود که در تشییع حضرت زهرا (س) حضور داشت. مقداد را از معارضان سرسخت خلافت عثمان برشمرده‌اند. در احادیث اهل‌بیت(ع) از مقداد به خیر خاطر گردیده و از رجعت‌کنندگان در طول ظهور حضرت مهدی (عج) معرفی گردیده است. نقل روایاتی از فرستاده (ص) به مقداد نسبت داده شده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.

معاش‌طومار
به دنیاآمدن و نسب
مقداد بن عمرو بن ثعلبه مشهور به مقداد بن اسود، از تاریخ میلاد وی اطلاعی در مشت وجود ندارد البته با اعتنا به اینکه تاریخ‌نگاران سال درگذشت اورا ۳۳ق و در ۷۰ سالگی دانسته‌اند.[۱] احتمالاً ۲۴ سال پیش از بعثت(۳۷ سال پیش از سفر) به عالم آمده باشد. سیره نویسان و مورخان، نسب خانوادگی اورا تا جد بیستم شماره مسجد توفیق مشهد مذکور‌اند.[۲]

نقل شد‌ه‌است در حَضْرَمَوْت، نزاعی میان مقداد و شخصی به اسم «ابی شمر بن حجر» صورت بخشید که به آسیب دیده شدن آن شخص انجامید. بعد از این داستان مقداد به مکه رفت و با اسود بن عبد و بنده بن یغوث زهری هم‌قول شد و اسود با مقداد نسبت پدری پیدا کرد؛ از این رو او‌را مقداد بن اسود و گاه مقداد زهری خوانده‌اند. اما بعد از نزول آیه «ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ: آن‌ها را به[اسم] پدرانشان بخوانید»[۳] مقداد بن عمرو مسجد طالقانی مشهد خوانده شد.[۴]

لقب‌ها و القا‌ب
برای مقداد القابی مانند بهرایی یا این که بهراوی،[۵] کندی و حضرمی و لقب‌هایی مثل ابومعبد، ابوسعید و ابوالاسود مذکور میباشد.[۶]

خانواده
همسر: همسر مقداد، ضباعة دخترعموی رسول (ص) (دختر زبیر بن عبدالمطّلب) بود.[۷] فرستاده ضباعة را با اینکه از نگاه حسب و نسب بسیار محترم می‌دانست همسر مقداد کرد و فرمود: «اینجانب دخترعموی خویش ضباعة را همسر مقداد نکردم مگر برای آنکه عموم مورد تزویج را سهل بگیرند، به هر مؤمنی دختر دهند و حَسَب و نَسَب را در تزویج به لحاظ نیاورند».[۸]
فرزندان: مقداد دو فرزند به اسم‌های عبدالله و کریمه داشت. عبدالله در مبارزه جمل از یاران عایشه بود که در مقابل حضرت علی (ع) قرار گرفت و کشته شد. هنگامی امام علی (ع) در نقطه پايان مبارزه نگاهش بر لاشه عبدالله زمین خورد، خطاب به عبدالله اعلام کرد: «چه بد پسر خواهری بودی».[۹] بعضا به مکان عبدالله اسم پسر مقداد را محل پرستش گفته‌اند.[۱۰]
وفات و محل دفن
مقداد در اواخر قدمت در «جرف» (حوزه‌‌ای که در یک‌فرسخی مدینه به سمت شام جای دارد) سکونت داشت و در سال ۳۳ق در حالی که هفتاد سال از عمرش می‌سپری شد، وفات کرد. مسلمان‌ها پیکرش را به مدینه آوردند و عثمان بن عفان بر وی نماز خواند و اورا در گورستان بقیع به خاک سپردند.[۱۱] در شهر وان در مملکت ترکیه قبری به مقداد منسوب میباشد که بعضا از پژوهشگران آن را مرتبط با فاضل مقداد یا این که یکی مشایخ عرب به اکانت آورده‌اند.[۱۲] طبق نقلی مقداد فرد ثروتمندی بود و وصیت کرد که ۳۶ هزار درهم از میزان دارایی‌اش را به حسنین (ع) بدهند.[۱۳]

در طول رسول (ص)

بازدید : 21
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:05


علم آموزی، درس دادن و تألیفات

تأییدیه اجتهاد و تایید صلاحیت پوشیدن جامه روحانیت بهاء‌الدین محلاتی در زمان پهلوی اولیه
بهاءالدین محلاتی علم آموزی را از مکتب شریعت شیراز، از مدرسه های تازه با مدل فراگیری اسلامی، شروع کرد.[۲۳] بعد از آن، به علم آموزی علم ها اسلامی نزد پدرش و بعضی عالمان شیرزا پرداخت.[۲۴] همینطور او در نجف در درس اشخاصی زیرا محمدحسین نائینی، آقا ضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی و محمدکاظم شیرازی کمپانی کرد و از برخی از آن‌ها اذن اجتهاد گرفت.[۲۵] گرچه وی برای ماندن و درس دادن در نجف با پافشاری سید ابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی مواجه شد البته به درخواست پدرش به شیراز آدرس مسجد توفیق مشهد برگشت.[۲۶]

به گزارش منابع، بهاءالدین محلاتی بعد از برگشت کوشید تا با برگزاری درس و تربیت فراگیر به حوزه علمیه شیراز رونق دهد.[۲۷] وی در مکتب مُقیمیّه درس بیرون فقه و اصول می‌اظهار‌کرد.[۲۸] درس محلاتی را مختصر، موثر و خالی از حشو و زوائد تعریف کرده‌اند.[۲۹] آورده شده که وی مطالب غامض را با بیانی پر‌نور و ظریف ارائه می‌نموده است.[۳۰] سید عبدالحسین دستغیب به عنوان مثال شاگردان وی قلمداد گردیده‌اند.[۳۱] مثلا اثرها وی به رساله عملیه، مناسک حج، لبه بر عروة‌الوثقی و رهنمای حق اشاره رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده است.[۳۲]


رهنمای حق کتابی درباره اصول عقاید شیعه.
مبارزات سیاسی
بهاءالدین محلاتی را شالوده مبارزات سیاسی حوزه‌ عجم قبل از انقلاب اسلامی دانسته‌اند.[۳۳] او‌لین حضور وی در مبارزات سیاسی را در کنار پدرش برای جنگ با قوای انگلستان در دشتستان و تنگستان گزارش کرده‌اند.[۳۴] گزارش گردیده که در روزگار پهلوی نخستین، محلاتی به‌ مخالفت با حکومت پرداخت و به‌شدت با کشف عفاف رویا رویی کرد.[۳۵] محلاتی در جریان نهضت ملی‌شدن صنعت نفت به نگهبانی از دولت ملی محمد مصدق شماره مسجد توفیق مشهد پرداخت.[۳۶]

در سندها ساواک، از مخالفت محلاتی با اصلاحات ارضی به‌عامل مخالفت آن با شرع حافظه گردیده است.[۳۷] به‌گزارش علی دوانی، در جریان ثبت ضابطه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، محلاتی علاوه بر اعلامیه‌ای مخالفت با این لایحه و پناه خویش از امام خمینی را اذعان کرد.[۳۸] در قیام ۱۵ خرداد ماه، محلاتی، خلال رهبری اعتراضات در شیراز، بعد از دستگیر امام خمینی دست به تحرکاتی زد که سبب به دستگیر چهارماهه وی شد.[۳۹] امام خمینی بعد از آزادی خویش از زحمات محلاتی تقدیر کرد.[۴۰] بعد از تبعید امام خمینی به ترکیه در آبان ۱۳۴۳ش به‌ادله مخالفت با کاپیتولاسیون، محلاتی مخالفت خویش را با این لایحه و تبعید امام خاطرنشان مسجد طالقانی مشهد کرد.[۴۱]

از آبان ۱۳۴۳ش تا بهمن ۱۳۵۷ش، محلاتی، ضمن ادامه عیب گیری از حکومت پهلوی،[۴۲] به کوشش برای تولید هماهنگی بین معارضان حکومت و جانبداری از آن ها پرداخت.[۴۳] دفاع از عفاف علم آموزان دختر در مدرسه های،[۴۴] مخالفت با جشن و پای کوبی‌های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی[۴۵] و مخالفت با اپ‌های غیراخلاقی در جشن و پایکوبی هنر شیراز[۴۶] از سایر کار‌های وی درین زمانه میباشد. سال موفقیت انقلاب، روزگار نقط ی اوج شغل‌های سیاسی محلاتی دانسته گردیده است:[۴۷] اعلام عزای همگانی به‌خیال کشتار ۱۹ مرداد شیراز،[۴۸] [یادداشت ۱] صدرو اعلامیه علیه حکومت یک دیروز از ۱۷ شهریور،[۴۹] دعوت از عموم برای ادامه تظاهرات و اعتصابات،[۵۰] مخالفت با حکومت نظامی در آبان[۵۱] و دوری از تندروی به نام انقلاب[۵۲] برای مثال شغل‌های وی در سال ۱۳۵۷ش دانسته گردیده است.

با موفقیت انقلاب اسلامی، محلاتی به‌ سرپرستی کمیته انقلاب اسلامی در عجم پرداخت و بعداز استقرار دولت موقت کل وظایف را به آن سپرد.[۵۳] محلاتی عموم را به کمپانی در همگی‌پرسی جمهوری اسلامی دعوت کرد.[۵۴] در جریان انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی کشور، محلاتی را در ابتدا لیست حزب جمهوری اسلامی قرار داده بودند، ولی وی از کاندیداتوری انصراف اعطا کرد.[۵۵] در جریان برگزاری دادگاه‌های بعداز انقلاب، محلاتی با برخی تندروی‌های بر خلاف شرع مخالفت و به آن ها اعتراض کرد.[۵۶] اورده شده که‌این مخالفت از سوی بعضا موجب فشار به وی و بعضیً بی‌حرمتی نسبت به جایگاهش شد.[۵۷] امام خمینی در مواقعی به‌این بی‌حرمتی‌ها برخورد آرم اعطا کرد و کارایی کرد تا از وی دلجویی نماید.[۵۸]

بازدید : 29
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 13:59


ابراهیم عَقیل (۱۹۶۲-۲۰۲۴م) پر اسم و رسم به «حاج‌عبدالقادر» و «حاج‌تحسین»، فرمانده نظامی پررنگ حزب‌الله لبنان بود که گردان رضوان را تأسیس کرده بود. وی از طراحان عملیات‌ها برای حزب‌الله بود و بارها علیه رژیم صهیونیستی مبادرت نظامی کرده بود. برای مثال کار‌های وی، پیکار ۳۳ روزه با اسرائیل بود. وی در ۳۰ شهریور سال ۱۴۰۳، درپی حمله هوایی ارتش اسرائیل به لبنان، آدرس مسجد توفیق مشهد ترور شد.

معاش
ابراهیم عقیل در دسامبر ۱۹۶۲م در منطقه مقبره لبنان متولد شد و از بنیانگذاران مقاومت اسلامی در دهه ۱۹۸۰ در لبنان بود.[۱] ابراهیم عقیل در نبرد ۳۳ روزه لبنان و اسرائیل نیز نقش مهمی جاری ساختن می کرد و توانسته بود با تاکتیک‌های جنگی، برای ارتش اسرائیل معضل‌آفرین باشد. وی همینطور نقش محوری برای رابطه در میان حزب‌الله لبنان و نیروهای حماس بود.[۲] وی به کنیه «حاج‌عبدالقادر»[۳] و «تحسین» شناخته رزرو مسجد توفیق مشهد می شد.[۴]

مقام در ساختار حزب‌الله

ابراهیم عقیل در کنار سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان
ابراهیم عقیل، عضو یکی‌از هسته‌های پنج نفری در نزدیکی عِماد مُغنیه از شروع عملیات نظامی حزب‌الله لبنان بود.[۵] عقیل پس از فواد شُکُر، دیگر فرمانده حزب‌الله لبنان، بالاترین منزلت فرماندهی نظامی در حزب‌الله را برعهده داشت.[۶] وی از سال ۲۰۰۸م سمت دستیاری دبیرکل در کارها عملیات حزب‌الله را ذمه ‌دار شد.[۷] وی همینطور فرماندهی یگان رضوان را ذمه ‌دار بود.[۸] بعد از ترور فواد شکر، ابراهیم عقیل تحت عنوان مسئول اداره عملیات ویژه حزب‌الله منصوب شد. وی همینطور در «مجلس شورا»، بهتر‌ترین بنیان نظامی حزب‌الله، عضویت شماره مسجد توفیق مشهد داشت.[۹]

ترور
دولت ایالات متحده برای ترور یا این که ارائه اطلاعاتی که به ترور یا این که دستگیری او سبب ساز خواهد شد، ۷ میلیون دلار محرک انتخاب کرده بود.[۱۰] به نقل از بعضا منابع، ابراهیم عقیل در انفجار پیجرهای حزب‌الله در شهریور ۱۴۰۳ش، مصدوم گردیده بود و بعداز مدتی از مریض‌خانه مرخص شد.[۱۱] روز ۳۰ شهریور سال ۱۴۰۳ش، نیروی هوایی ارتش اسرائیل به مقر مهم حزب‌الله در ضاحیه جنوبی در حومه بیروت حمله کرد. درین حمله ۱۶ نیروی حزب‌الله مثلا ابراهیم عقیل به شهیدشدن رسیدند.[۱۲] وی ۱ مهر ۱۴۰۳ش در لبنان، تشییع و در گورستان روضةالشهیدین در بیروت دفن مسجد طالقانی مشهد شد.[۱۳]

برخورد‌ها به ترور
حزب‌الله لبنان در بیانیه‌ای قانونی، شهیدشدن اورا تأیید کرد و از سرویس ها وی تعریف نمود.[۱۴] نعیم قاسم نائب رئیس وقت دبیرکل حزب‌الله لبنان، در سخنرانی خویش از انتقام در بعدی‌ای مجاورت از نیروهای صهیونیستی خبر اعطا کرد.[۱۵] تکان حماس فلسطین نیز با صدور بیانیه‌ای، ترور ابراهیم عقیل را محکوم کرد و وعده خون‌خواهی اورا بخشید.[۱۶] علی‌اکبر ولایتی مشاور آیت‌الله خامنه‌ای،[۱۷] محمدباقر قالیباف مدیریت مجلس شورای اسلامی[۱۸] و عباس عراقچی وزیر امورخارجه کشور‌ایران در پیام‌های غیر وابسته‌ای، شهید شدن ابراهیم عقیل را تسلیت گفته یا این که به آن عکس العمل نشانه دادند.[۱۹] در عکس العمل‌های فی مابین‌المللی، کشورهایی زیرا جمهوری اسلامی ایران و یمن، این ترور را محکوم کردند و نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل نیز به‌این ترور برخورد آرم اعطا کرد.[۲۰]

پانویس

بازدید : 154
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:00


محمد بن حسن حِلّی دارای شهرت به فَخْرُ الْمُحَقّقین (۶۸۲-۷۷۱ق) از فقیهان شیعه در قرن هشتم قمری. وی فرزند علامه حلی بود و در زمان نوجوانی به مرتبه اجتهاد آدرس مسجد توفیق مشهد رسید.

فخرالمحققین در فقه، اصول فقه و حرف تألیفاتی داراست که بخش اعظمی از آنان کامل شدن اثرها پدرش علامه حلی میباشد. مشهورترین تاثیر وی ایضاح الفوائد فی تفصیل خطاها القواعد اسم دارااست که گزینه اعتنا فقیهان عصر‌های پس از وی قرار گرفته میباشد.

معاش و تحصیلات
محمد بن حسن حلی در ۲۰ جمادی‌الاول سال ۶۸۲ق در حله از شهرهای عراق متولد شد.[۱] از کودکی علم آموزی در علم ها شرعی را نزد پدرش علامه حلی استارت کرد.[۲] بیان کننده وی درین بازه زمانی معلم دیگری به جز علامه حلی نداشته رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[مستلزم منبع]

حکم دهنده نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین این نظر را دارد که با نگاهی به سال تألیف کتاب قواعد و سال ولادت فخرالمحققین درمی‌یابیم که فخرالمحققین در هنگام نوشتن کتاب قواعد کمتر از ده سال داشته میباشد، ولی علی دوانی این حیث را رد می‌نماید و این نظر را دارد که چه‌بسا علامه در صدر قواعد را به‌طور خلاصه نوشته میباشد؛ همچنانکه این نکته از وصیت‌طومار علامه به فرزندش به دست میاید، و بعداً آن را کامل شدن کرد و از این جهت فخرالمحققین در هنگام تایپ کردن گستردن قواعد یا این که جدید به سن بلوغ رسیده بود و یا این که به سن بلوغ شماره مسجد توفیق مشهد نرسیده بود.[۳]

مطابق آنچه خویش فخرالمحققین در لبه کتاب الالفین می‌نویسد، ناگزیر به جلای وطن شده و در روزها جوانی با پدرش به نواحی آذربایجان در کشور‌ایران مسافرت کرده است و بعداز مدتی با بابا به حله برگشته مسجد طالقانی مشهد میباشد.[مستلزم منبع]

فخرالمحققین به به عبارتی واحد سنجش‌که از نگاه مراتب فضل و ادب و کمال ممتاز و در توان خویش بی‌نظیر بوده میباشد، از نظر آرامش و خلق و خوی و ملکات فاضله نیز امتیازی منحصربه‌فرد داشته میباشد. کلمات علامه حلی در پیشگفتار کتاب قواعد الاحکام نشانگر خصوصیت‌های شخصیت فخرالمحققین میباشد.[۴]


کتاب ایضاح الفوائد
اثر ها
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: فهرست اثر ها فخرالمحققین
فخرالمحققین تألیفات زیادی در علم ها گوناگون اسلامی دارااست که بخش اعظمی از آنان کامل شدن و یا این که گستردن اثر ها پدرش علامه حلی میباشد؛ مثلا کامل شدن کتاب الفین و ایضاح الفوائد فی تفصیل ایرادات القواعد.[۵]

شاگردان
برخی از شاگردان فخرالمحققین عبارتند از:

شهید اولیه،[۶]
سید بدرالدین مدنی
ابن‌متوج بحرانی
سید حیدر آملی
سید تاج‌الدین بن معیه
ظهیر الدین فرزند خویش فخرالمحققین.[۷]
درگذشت
سال درگذشت او ۷۷۱ ه‍.ق در سن ۸۹ سالگی میباشد اما از مزار و مدفن او استحضار دقیقی در اختیار وجود ندارد.[مستلزم منبع]

روحانی عباس قمی در فایده ها الرضویة از حرف مجلسی نخستین در گستردن اینجانب لایحضره الفقیه اینگونه برداشت کرده که فخر المحققین در حله درگذشته و لاشه‌اش را به نجف اشرف حمل کرده‌اند و بعید وجود ندارد که قبرش مجاورت پدرش علامه حلی باشد.[۸] مجلسی نخستین اینگونه نوشته میباشد: «... و علامه و پسرش را در نجف اشرف پس از نقل مدفون ساختند»(یعنی بعد از اینکه اجسادشان را به نجف بردند در آنجا به خاک سپردند).[۹]

عبدالله مامقانی در تنقیح المقال می‌نویسد: «استحضار نیافتم که تا به امروز کسی از محققان، مدفن اورا معلوم کرده‌باشد البته بزرگان میگویند که درندگان اورا خورده‌اند و زمینه‌ای داراست که اینجانب از نقل آن به خیال توهین به معاصرینش، پرهیز می کنم. لذا جسدی نداشته تا دفن خواهد شد»[۱۰] سید موسی شبیری زنجانی، در جرعه‌ای از دریا، با بیان شواهدی (برای مثال استناد به کلام نام برده از مجلسی نخستین) صحبت مامقانی را اشتباه دانسته میباشد.[۱۱]

پانویس
فخرالمحققین، ایضاح الفوائد، ۱۳۸۷ش، قسمت پیشگفتار، ص۱۰.
فخرالمحققین، ایضاح الفوائد، ۱۳۸۷ش، قسمت پیشگفتار، ص۱۰.
مراجعه نمایید به: دوانی، «فخر المحققین، محمد»، صص۳۲-۳۳.
فخرالمحققین، ایضاح الفوائد، ۱۳۸۷ش، نصیب پیشگفتار، ص۱۱.
حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج۷، ص۷۴۷.
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۲۰ق، ج۱۳، ص۴۰۰.

بازدید : 13
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 9:55


اثبات بن دینار ثُمالی دارای اسم و رسم به ابوحمزه ثمالی (درگذشت ۱۵۰ق) عالم، راوی، محدّث و مفسر امامی در قرن دوم و از اصحاب امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام درستگو(ع) بود. ابوحمزه دعایی از امام زین العابدین(ع) نقل نموده است که در سحرهای ماه رمضان خوانده می گردد و به دعای ابوحمزه ثمالی معروف آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

شخصیت‌شناسی
سال ولادتِ اثبات بن دینار دارای اسم و رسم به ابوحمزه ثمالی دقیقاً معین وجود ندارد؛ البته با اعتنا به اینکه از زاذان کِنْدی (متوفی ۸۲ق) قصه نقل نموده است، بایستی قبل از سال ۸۲ق به جهان رزرو مسجد توفیق مشهد آمده باشد.[۱]

ابوحمزه اهل کوفه بود.[۲] آل مُهَلَّب اورا از موالی خویش می‌دانستند؛[۳] البته نجاشی[۴] این داعیه را رد نموده است. او‌را از فامیل طی و تیره بنوثُعَل دانسته و ادله آوازه ابوحمزه را به ثمالی سکونت او در محله اقامت خاندان ثُماله از تیره اَزْد بیان کرده‌اند.[۵] ابوحمزه در کوفه با زید بن علی مراوده داشته[۶] و شاهد دعوت و شهیدشدن وی در کوفه بود.[۷] سه فرزند ابوحمزه یعنی حمزه، نوح و منصور، نیز در قیام زید بن علی کشته شماره مسجد توفیق مشهد شدند.[۸]

سال وفات ابوحمزه ۱۵۰ق مذکور میباشد؛[۹] ولی به جهت قصه حسن بن دوستداشتنی (۱۴۹-۲۲۴) از وی، تاریخ وفاتش بایستی بعداز ۱۵۰ باشد.[۱۰] در امر تاریخ وفات ابوحمزه اقوال دیگری هم وجود دارااست که منشأ آن‌ها تصحیفاتی میباشد که در کتاب‌های حدیثی و رجالی چهره مسجد طالقانی مشهد داده میباشد.[۱۱]

از بینش علمای رجال
یعقوبی،[۱۲] تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان سده سوم هجری قمری، ابوحمزه را از فقهای کوفه شمرده میباشد و کشی[۱۳] و نجاشی[۱۴] راجع به مقام والای او روایاتی نقل کرده‌اند. دو ماجرا در ذَمِّ ابوحمزه نیز در رجال کشی[۱۵] آمده میباشد که از نگرش سید ابوالقاسم خوئی[۱۶] اشکالات سندی دارا‌هستند. ابوحمزه شیوخ و راویان اکثری دارااست. مزّی[۱۷] و خوئی[۱۸] فهرستی دربرگیرنده عده ای که ثمالی از آن‌ها قصه کرده و اشخاصی که از ثمالی حدیث نقل کرده‌اند، آورده میباشد. در حالتی‌که چه غالباً اهل سنّت او را قدح و تضعیف کرده‌اند،[۱۹] حکم دهنده نیشابوری در المستدرک[۲۰] از ابوحمزه حدیث نقل کرده و حکم به صدق آن‌ها داده و در خطبه کتاب[۲۱] به وثاقت جمیعِ راویانی که در راه‌های حدیثی وی وارداتی‌اند، تصریح نموده است. ادب بن شاذان از امام رضا(ع) قصه نموده است که ابوحمزه در حین خویش مانند سلمان در زمانش و در روایتی دیگر مانند لقمان در زمانش بوده میباشد.[۲۲]

اثر ها
نجاشی[۲۳] از اثرها ابوحمزه به تعبیر القرآن، کتاب النوادر و رسالة الحقوق عن علی بن الحسین(ع) اشاره نموده است. بعضی معتقدند ابوحمزه ثمالی اول دانشمند شیعی میباشد که کتاب تعبیر قرآن را نگاشته میباشد.[۲۴]

تعبیر و تفسیر
شیوه و متن متداول تعبیروتفسیرِ ابوحمزه فی مابین امامیه، به داستان ابوبکر محمد بن قدمت جِعابی از ابو راحت عمرو بن حمدان در محرّم ۳۰۷، از سلیمان بن اسحاق مُهَلَّبی میباشد و سلیمان بن اسحاق در ۲۶۷ق. در بصره، تعبیر ابوحمزه را از روش عموی خویش، ابو عمرو عبد و بنده ربه مهلَّبی، از ابوحمزه ماجرا نموده است.[۲۵] عبداللّه بن حمزه منصور باللّه (متوفی۶۱۴ق)[۲۶] علاوه بر اشاره به‌این نحوه داستان تعبیر ابوحمزه، به تفاوت متن این قصه با تحریری از تعبیر و تفسیر که در میان اهل سنّت اشاعه داشته، اشاره کرده و یکسری نقل از تحریری را که به ماجرا جعابی میباشد، آورده میباشد. ظاهراً احمد بن محمد ثعلبی (متوفی ۴۲۷ق) که در تألیف تعبیروتفسیر خویش، الکشف و البیان، از تعبیر ابوحمزه استعمال کرده،[۲۷] از همین تحریر سود کرده میباشد.[۲۸] متن تعبیر و تفسیر ابوحمزه تا قرن ششم باقی بوده میباشد. طبرسی در مجمع البیان[۲۹] و ابن شهرآشوب (متوفی ۵۸۸ق) در مناقب آل ابی‌طالب[۳۰] از این تعبیروتفسیر، روایاتی نقل کرده‌اند. عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، احادیث منقول از ابوحمزه را که مفهوم ها تفسیری داشته یا این که در منابع به نقل آنان از تعبیر و تفسیر ابوحمزه اشاره گردیده در کتابی با تیتر «تعبیروتفسیر القرآن الکریم لابی حمزة بن اثبات بن دینار الثمالی» توده نموده است.

مختصات تعبیر ابوحمزه
در تعبیروتفسیر ابوحمزه، خلاف تفاسیر مأثور دیگر، روایات مرسل معدود‌تری چشم می شود. ابوحمزه به اسباب و اثاث نزول اعتنا داشته و علاوه بر اعتنا به فضائل اهل بیت(ع)، از روش تعبیروتفسیر قرآن به قرآن به کارگیری کرده و به اجتهاد، خواندن، لغت، نحو و نقل آرای متفاوت به معنی نشانه‌ها اهتمام ویژه داشته میباشد.[۳۱]

مسند ابوحمزه
عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، دسته احادیث دینی منقول از ابوحمزه را گرد آورده و مبنی بر ابواب فقاهتی در کتاب مسند ابی حمزه اثبات بن دینار ثمالی به چاپ رسانده میباشد. در منابع، در میان اثر ها ابوحمزه، به تألیف مسند اشاره‌ای نشده و فقط روحانی طوسی[۳۲] از تألیف اثری به اسم کتاب حافظه کرده که ظاهراً هدف او از این تیتر، اصل (یکی اصول اربعمائه) میباشد.

طُرُق احادیث کتاب مسند ابو حمزه
روحانی طوسی[۳۳] دو طرز در داستان کتاب (اصل) ابوحمزه خاطر نموده است: ابتدا به قصه جماعتی از عالمان امامیه از روحانی صدوق به ماجرا بابا صدوق و محمد بن حسن بن ولید (متوفی ۳۴۳ق) و موسی بن متوکل از سعدبن عبداللّه اشعری (متوفی ۲۹۹ یا این که ۳۰۱ق) و عبداللّه بن جعفر حِمْیری از احمد بن محمد بن عیسی از حسن بن دوستداشتنی از ابوحمزه و دوم از روش احمد بن عَبْدون (متوفی ۴۲۳ق)، از ابوطالب عبیداللّه بن احمد انباری (متوفی ۳۵۶ق)، از حمید بن زیاد که او نیز این کتاب را به داستان یونس بن علی عطار از ابوحمزه نقل نموده است.

بازدید : 31
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:00


سید محمدکاظم طباطبائی یزدی (۱۲۴۸ق-۱۳۳۷ق) از فقهای شیعه و تالیف کننده کتاب العروة الوثقی میباشد که بعداز درگذشت سید محمدحسن شیرازی، به مرجعیت رسید. او از معارضان نهضت مشروطه بود. سید یزدی در مقابل حمله ایتالیا به لیبی، حمله انگلیس به عراق و حمله روسیه به جمهوری اسلامی ایران حکم به وجوب حمایت مسلمان‌ها از وطن را صادر آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.

محمدباقر آقا نجفی اصفهانی و سید محمدحسن شیرازی از استادان سید محمدکاظم یزدی بودند و برخی از شاگردان او هم عبارت‌اند از: محمدحسین کشف کننده‌الغطاء، آقا ضیاء عراقی، سید عبدالحسین شرف‌الدین، حسنعلی نخودکی اصفهانی، سید محمدتقی خوانساری، سید محسن امین و رزرو مسجد توفیق مشهد آقابزرگ تهرانی.

کتاب عروةالوثقای سیدِ یزدی از دارای شهرت‌ترین کتاب‌های منطقههای علمیه میباشد و تفصیل‌ها و کناره‌های فراوانی بر آن درج شده میباشد. کتاب‌های بالاتر از طریق امتحان‌وخطا و سید محمدکاظم یزدی، فقه دوراندیش درباره معاش او درج شماره مسجد توفیق مشهد شده‌اند.

معاش‌طومار

سید یزدی در کنار فرزندانش
سید محمدکاظم یزدی در روستای کِسنَویهٔ یزد متولد شد.[۱] پدرش سید عبدالعظیم کشاورز بود. نسب او به سادات طباطبایی و امام حسن مجتبی(ع) می رسد.[۲] درباره سال به دنیاآمدن سید محمدکاظم اختلافاتی وجود دارااست: در اعیان‌الشیعه، سال ۱۲۴۷ق نام برده میباشد[۳] و علی دوانی در کتاب نهضت روحانیون کشور‌ایران، به گزارش خانواده وی، سال ۱۲۴۸ق را ذکر نموده مسجد طالقانی مشهد است.[۴]


بقعه سید محمدکاظم طباطبایی یزدی و پسرش سید محمد در مقبره امام علی(ع)

حرم محمدکاظم یزدی در مقبره امام علی(ع) در سال ۱۴۴۵ق.
سید محمدکاظم، در ۲۸ رجب ۱۳۳۷ق (۱۲۹۸ش) بر تاثیر ذاتُ‌الرّیه، درگذشت و در مسجد عمران بن شاهین در مقبره امام علی(ع) دفن شد.[۵] در رحلتش، در عراق، شیعه و سنی ماتم گرفتند و در جمهوری اسلامی ایران، احمدشاه نیز در مجلس ختمش حاضر شد.[۶] سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (۱۳۰۸-۱۳۷۴ش) کتاب‌شناس و ورژن‌شناس، نوه وی میباشد.[۷]

سید محمدکاظم یزدی در نجف وصلت کرد. فرزندانش عبارت‌اند از: سید علی، سیده زهرا، سید حسن، سید محمود، [۸] سید اسدالله [۹] و سید محمد که مولف کتاب‌های صحائف‌الاَبرار بوظائف الاَسحار و رسالةٌ فی فضل و ادبِ الکُتُب و اِقتِنائِها میباشد[۱۰] و در اهواز، در نبرد عشایر برضد قوای انگلیسی، نقش رهبری داشت.[۱۱]بعضا از کارشناسان مرگ سید محمد فرزندصاحب عروه را به طور شهیدشدن دانسته و بعضی مانند آقابزرگ تهرانی تالیف کننده الذریعه مرگ اورا طبیعی نوشته‌اند. وتاریخش را ۱۳ جمادی الاولی ۱۳۳۴ ق. بیان کرده اند. [۱۲]سید علی خامنه‌ای نیز براین اعتقاد و باور میباشد که سید محمد از سوی پدرش به پیکار با انگلیسی‌ها رفت و در نزاع هم در بین دیگر علمای حاضر در جناح تیتر شالوده مهم بود البته در نبرد به شهیدشدن نرسید و بعد ها از جهان رفت.[۱۳]

حیات علمی
تحصیلات
سید محمدکاظم تا مدتی کشاورزی می کرد؛ ولی ابعاد به علم آموزی دانش روی آورد.[۱۴] وی یاد دادن مقدمات دروس حوزوی را از سال ۱۲۵۶ق در مکتب محسنیه یا این که دومنار یزد استارت کرد.[۱۵] چهار سال بعد از آن برای ادامه علم آموزی، به مشهد رفت و دروس «سطحِ» حوزه و نیز هیئت و نجوم و ریاضی را یادگرفت. در سال ۱۲۶۵ق هم به اصفهان هجرت کرد[۱۶] و در مکتب صدر اقامت گزید و در درس روحانی محمدباقر نجفی حاضر شد تا از وی اذن اجتهاد گرفت.[۱۷]

در سال ۱۲۸۱ق، با اذن و معرفی محمدباقر آقا نجفی اصفهانی به نجف رفت.[۱۸] و در مکتب صدر نجف سکنی گزید. ورود سید به نجف با وفات روضه خوان مرتضی انصاری و جابجایی مرجعیت به میرزای شیرازی مصادف بود. وی بعداز مدتی، امام جماعت صحن علوی شد.[۱۹]

سید کاظم بعداز رفتن میرزاى شیرازى به سامرا، در نجف ماند و به درس دادن علم ها حوزوی پرداخت تا اینکه به مرجعیت رسید.[۲۰]

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه