loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 15
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:11


مرقد شهدای کربلا

پنجره‌ نقره ای سمت چپ مرقد شهدای کربلا غیر از بنی هاشم میباشد.
محل دفن حضرت علی اکبر(ع) در زیر پای امام حسین(ع) میباشد و دو ضلع تحت بارگاه امام حسین(ع) به علی اکبر و شهیدان بنی هاشم وابستگی داراست. این نصیب به بارگاه بیرونی قبر امام حسین(ع) وصل گردیده و ۶/۲ متر ارتفاع و ۴/۱ متر پهنا آدرس مسجد توفیق مشهد داراست.

مزار شهیدان بنی هاشم در کنار مزار علی اکبر و ذیل پای خوش‌یمن امام حسین(ع) جای‌دارد. مبتنی بر احادیث، بنی اسد زمانی شهیدان را به خاک سپردند لاشه‌های شهیدان بنی هاشم را، که در یک چادر به وسیله امام حسین(ع) گردآوری گردیده بود، تحت پای آن حضرت دفن کردند و آن گاه یک‌سری متر تحت‌خیس از آن دیگر شهدای کربلا، غیر از بنی هاشم، را به خاک رزرو مسجد توفیق مشهد سپردند.

همه شهیدان کربلا، به جز حضرت ابوالفضل، حر بن یزید ریاحی و حبیب بن مظاهر، در حوالی قبر حضرت امام حسین(ع) به خاک ودیعه گردیده‌اند و قبرهای آن‌ها در سمت جنوب شرقی بارگاه امام حسین(ع) به مسافت چندین متری آن قراردارد. این قبرها، که در باطن یک اتاقک دوازده متری و دربردارنده صندوق خاتم میباشد، پنجره‌ای از نقره به ارتفاع پنج متر دارااست و آرامگاه را معین می‌نماید. بر بالای این پنجره، اسامی حدود ۱۲۰ بدن از شهیدان کربلا، یاروهمدم با زیارت‌طومار اختصاصی بر روی کتیبه‌ای از کاشی‌های آبی‌رنگ نقش بسته شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.[۳۵]

قتلگاه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: چاله قتلگاه

مقتل یا این که گودی قتلگاه

محل شهیدشدن امام حسین(ع)
مقتل محلی میباشد که در آن راز امام(ع) را از بدن جداگانه کردند. این محل حجره‌ای ویژه با در نقره‌ای و پنجره‌ای به صحن، در جنوبِ غربی رواق حبیب بن مظاهر جای‌دارد و کف آن با سنگ مرمرِ پر‌نور فرش گردیده و سردابی با دری نقره‌ای در آن وجود مسجد طالقانی مشهد داراست.[۳۶]

حائر حسینی
نوشته ی علمیٔ اساسی: حائر حسینی
«حائر» به جایی گفته میگردد که آب در آن توده گردد و خارج نرود. به عبارت دیگر، به آبگینه یا این که مکانی گویند که آب و مسیل آن از زمین‌های همسایه به سوی آن روان خواهد شد، ولی آب در آن بدور زند و طلبه نشود. این اسم به جای قبر و محصور مزار امام حسین(ع) اورده شده میباشد.

وجه تسمیه به حائر این میباشد که زمانی متوکل امر تخریب ضریح و مزار امام حسین(ع) و شهیدان کربلا را صادر کرد به آن جای آب سرازیر ایجاد کرد آب محیط و بدور تا به دور قبر را فرا گرفت ولی بر روی قبر سرازیر نشد. این جای مشتمل بر راس مهم مقبره امام حسین(ع) و گنبد و بارگاه و نیز مدفن شهیدان کربلا میباشد.[۳۷]

گنجینه و کتابخانه مقبره
گنجینه بقعه در سمت شمال آن واقع میباشد و جواهرات و نفایس و اثرها باارزش بی‌شماری را در خویش مکان داده که در گذر سده‌های متفاوت، شاهان و فرمانروایان سرزمینهای اسلامی کادو کرده‌اند. کتابخانه مقبره در سمت شرق آستانه بقاع قرار گرفته و یکسری قرآن خطّی باارزش در آن محافظت میشود.[۳۸]

مدفونان در مقبره امام حسین(ع)
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: فهرست مدفونان در بقاع امام حسین(ع)
در حین سال های دراز اکثری از بزرگان، شاهزادگان، امرا، شعرا و علما در بقاع امام حسین(ع) به خاک ودیعه گردیده‌اند اسم برخی از این بزرگان به گستردن زیر میباشد:

زائده بن قدامه (متوفی سال ۱۶۱ق)
سلیمان بن مهران اعمش (قرن نخستین هجری)
حسن بن دوست داستنی بجلی (قرن اولیه هجری)
ابوحمزه ثمالی (متوفی سال ۱۵۰ق)
معاویه بن عماد دهنی (متوفی سال ۱۵۷ق)
عبدالله بن طاهر (متوفی سال ۳۰۰ق)
روحانی علی بن بسام بغدادی (متوفی سال ۳۰۲ق)
روضه خوان ابوالحسن محمد المزین (متوفی سال ۳۲۷ق)
روحانی ابوعلی أسکافی (متوفی سال ۳۳۶ق)
روحانی ابوبکر محمد بن قدمت بن یسار تمیمی (متوفی سال ۳۴۴ق)
روحانی ابوعبدالله غضائری کوفی
روحانی علی بروغندی از بزرگان صوفیه (متوفی سال ۳۵۹ق)
روضه خوان ابوعلی مغربی (متوفی سال ۳۶۴ق)
وزیر، احمد بن ابراهیم ضبی الکافی وزیرِ مؤید الدوله بویه (متوفی سال ۳۹۸ق)
روحانی ابوسهل صلعوکی (متوفی سال ۳۶۹ق)
ابو محمد حسن مرعشی طبری (متوفی سال ۳۰۸ق)
ظافر بن قاسم اسکندری شعر سرا (متوفی ۵۲۹ق)
امیر قطب الدین سنجر مملوک ناصر لدین الله عباسی (متوفی سال ۶۰۷ق)
جمال الدین قشمر الناصری (متوفی سال ۶۳۷ق)
جمال الدین علی بن یحی مخرمی (متوفی سال ۶۴۶ق)
امیر امین الدین کافور (متوفی سال ۶۵۳ق)
ابوالفتوح نصر بن علی نحوی ابن المخازن (متوفی سال ۶۰۰ق)
وزیر، افسنقر بن عبدالله ترکی (متوفی سال ۶۰۴ق)
فرمانروا طاهر پادشاه فرمانروا سرزمین دکن در هندوستان (متوفی سال ۹۵۷ق)
پاد شاه برمان نظام بن فرمان روا احمد هندی (متوفی سال ۹۶۱ق)
شاه حمزه میرزا صفوی (متوفی سال ۹۹۷ق)
محمد بن سلیمان ملقب به فضولی شعر سرا(متوفی سال ۹۶۳ق)
شعر سرا صوفی فضلی بن فضولی (متوفی سال ۹۷۸ق)
وحید بهبهانی (متوفی سال ۱۲۰۵ق)
میرزا مهدی شهرستانی (متوفی سال ۱۲۱۶ق)
سید علی بن محمد طباطبایی صاحب و مالک الریاض (متوفی سال ۱۲۳۱ق)
میرزا شفیع خان صدر اعظم کشور ایران (متوفی سال ۱۲۲۴ه ق)
سید کاظم رشتی یکی رهبران شیخیه (متوفی سال ۱۲۵۹ق)
امیر کلان(متوفی ۱۲۶۸ق)
محمد تقی شیرازی (متوفی سال ۱۳۳۸ق)[۳۹]
نقیبان کربلا و تولیت مقبره
نقیب یا این که رمز سلسله سادات علوی دارنده شرایط اجتماعی سیاسی پر رنگ‌ای بوده و تکالیف ویژه‌ای داشته و قوانینی هم برای وی از این سمت ما یحتاج و بایسته بوده میباشد. نقابت فقط به قبیله علوی تخصیص داشته و از یک بیت علوی به بیت دیگر، مبتنی بر با خصوصیت‌ها و آمادگی‌ها، منتقل می‌گردیده و معمولاً در دست یکی‌از برجستگانِ بهره مند از نفوذ شخصتی فراوان قرار می‌گرفته میباشد. یکی مهم‌ترین شغل های نقیب، اداره کارها علویان و همینطور ادارف کارها مرقد امام و شهر زیارتی بوده میباشد.[۴۰]

بازدید : 39
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:42


صلح امام حسن(ع) تفاهم نامه صلحی در میان امام حسن(ع) و معاویه در سال ۴۱ هجری بود که بعد از وقوع نبرد دربین آن ها شکل گرفت و به گوشه‌گیری اجباری امام حسن(ع) از خلافت سبب ساز شد. انگیزه این مبارزه عدم بیعت معاویه با امام حسن(ع) تحت عنوان خلیفه مسلمان ها بود. تاریخ‌پژوهان مثلا دلایل تایید صلح بوسیله امام حسن را این موردها بیان کرده‌اند: سستی یاران، حیله سرداران و آدرس مسجد توفیق مشهد خطر خوارج.

به گفته مورخان شیعه، امام حسین(ع) به تقلید از امام حسن(ع)، عموم را به صلح دعوت کرد و عنایت آن را بلندتر از پیکار می‌دانست. بر پایه ی منابع تاریخی، مورد ها تفاهم نامه صلح مشتمل بر شغل به کتاب خداوند و سنت نبی الله(ص)، عدم گزینش جانشین پس از مرگ معاویه، رخنه‌ توهین به امام علی(ع) و نگهداری جان شیعه ها رزرو مسجد توفیق مشهد بوده میباشد.

بعداز صلح، گروهی از شیعه‌ها مانند سلیمان بن صُرَد و حُجر بن عَدِی غم و نارضایتی خویش را ابراز کردند و بعضا امام(ع) را «مُذِلُّ المؤمنین» (خوارکننده مؤمنان) نامیدند. به نقل از منابع تاریخی، معاویه به هیچ یک از موارد صلح‌طومار شغل نکرد و بخش اعظمی از شیعه ها را به قتل شماره مسجد توفیق مشهد رساند.

وی همینطور پسرش یزید را به ولایتعهدی خویش گماشت و از توهین به امام علی(ع) جلوگیری نکرد. اهل‌سنت با استناد به روایتی از پیش‌بینی رسول(ص) در اتحاد مسلمانها به دست امام حسن(ع)، او‌را شخصی صلح‌جو دانسته و به جهت تایید صلح و نقطه پايان‌دادن به مبارزه داخلی او را مسجد طالقانی مشهد ستوده‌اند.

عنایت و منزلت
صلح امام حسن(ع) با معاویه اصلی‌ترين و حساس‌ترين روی داد زندگى امام حسن(ع) شمرده می شود. این صلح به گوشه‌گیری اجباری وی از خلافت اسلامی باعث شد و مشاجره‌ها و نقدها متعددی را پیرو داشت.[۱] به گفته سیدعلی خامنه‌ای مولف کتاب بشر ۲۵۰ ساله، صلح امام حسن(ع) در دنیای امروز مرجعی برای مذاکرات سیاسی و اجتماعی میباشد.[۲] به گفته مورخان، موارد صلحنامه هرگونه امتیازدهی از معاویه را سلب کرده و او‌را تحت عنوان خلیفه مسلمان‌ها به رسمیت نشناخت؛[۳] ولی این صلح زور‌گردیده بر امام(ع)[۴] منجر شد تا خلافت از خویشاوندان فرستاده(ص) به بنی‌امیه منتقل گردد.[۵] اهل‌سنت با استناد به روایتی از پیش‌بینی نبی(ص) در اتحاد مسلمان ها به دست امام حسن(ع)،[۶] وی را شخصی صلح‌جو دانسته و به جهت تایید صلح با معاویه و نقطه پایان‌دادن به نبرد داخلی مسلمان‌ها اورا ثنا کرده‌اند.[۷] در منابع متفاوت، سال منعقد صلح با تیتر «عام الجماعة» شناخته شد‌ه‌است.[۸]

به گفته قَرشی، مورخ، درباره مجال صلح اختلاف وجود داراست، بعضا مجال آن را ربیع الاول سال ۴۱ هجری قمری، بعضی دیگر ربیع الثانی و توده‌ای هم جمادی الاولی بیان کرده‌اند.[۹] قرشی مورخ به گزارش منابع دارای اعتبار، جای تفاهم نامه صلح را در حوزه‌ مَسکِن دانسته و گفته میباشد قانون ها صلح، با حضور گروهی گسترده از عموم عراق و شام، اعلام و جاری ساختن شد.[۱۰]

بازدید : 17
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 13:46


روح‌الله موسوی خمینی (۱۲۸۱-۱۳۶۸ش) دارای اسم و رسم به امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار نظام کشور‌ایران و از مراجع تبعیت شیعه میباشد.

او از سال ۱۳۴۱ش جنگ علنی علیه نظام سلطنتی پهلوی در جمهوری اسلامی ایران را شروع کرد. حکومت وقت دو توشه اورا دستگیر کرد و توشه دوم به ترکیه و بعد به عراق تبعید کرد. ۱۳ سال در حوزه علمیه نجف به رهبری مبارزان انقلابی و نیز درس دادن و تألیف در علم ها حوزوی و فقاهتی پرداخت. در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ش با بسط مبارزات عموم به جمهوری اسلامی ایران رجوع و بعداز موفقیت انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ش تا انتها قدمت (۱۳ خرداد ماه ۱۳۶۸ش)، آدرس مسجد توفیق مشهد رهبر کشور‌ایران بود.

عقیده ولایت مطلقه دانا از عقیده‌ای فقاهتی-سیاسی بر طبق باورهای تشیع، مهمترین عقیده وی میباشد. او همت کرد حکومت جمهوری اسلامی و قانون اساسی ایران آن را مبنی بر همین عقیده صورت دهد. از نظر امام خمینی حکومت، فلسفه عملی کلیه فقه میباشد. نگاه حکومتی وی به فقه منجر شد تا او علاوه بر تأکید بر محافظت چارچوب فقه سنتی، به ابداع در اجتهاد معتقد خواهد شد. عقیده نقش مجال و جای در اجتهاد و بعضی فتاوای تأثیرگذار اورا می‌اقتدار فیض همین رزرو مسجد توفیق مشهد نگاه دانست.

مسلمانها به‌ویژه شیعه ها دنیا عشق و علاقه فراوانی به وی داشتند. مراسم تشییع وی با کمپانی ده میلیون و دویست هزار نفر، پرجمعیت‌‌ترین مراسم تشییع عالم شمرده میگردد و سالانه در سالروز درگذشت وی، با حضور شخصیت‌های سیاسی و مذهبی مراسمی در آرامگاه وی برگزار شماره مسجد توفیق مشهد می شود.

امام خمینی جز فقه و اصول در فلسفه اسلامی و عرفان نظری نیز مالک‌حیث و دارنده تألیفات میباشد و جزو عالمان و استادان کردار شمرده میشود. در زمانه درس دادن در قم در مکتب فیضیه جلسات درس خوی برپا میکرد. در مجموع قدمت، معاش معمولی و زاهدانه‌ای مسجد طالقانی مشهد داشت.

معاش‌طومار
گاهشمار معاش سید روح‌الله موسوی خمینی
۱۲۸۱ش میلاد در خمین
۱۲۹۸ش مهاجرت به اراک برای علم آموزی
۱۳۰۱ش مسافرت به قم برای علم آموزی
۱۳۰۸ش وصلت با خدیجه ثقفی
۱۳۱۳ش حصول اذن اجتهاد از حاج روحانی عبدالکریم حائری
۱۳۴۳ش دستگیر و تبعید به ترکیه
۱۳۴۴ش جابجایی از ترکیه به عراق و شروع درس دادن در حوزه علمیه نجف
۱۳۵۶ش درگذشت سید مصطفی خمینی فرزند امام خمینی
۱۳۵۷ش جنبش از عراق به پاریس
۱۳۵۷ش برگشت به جمهوری اسلامی ایران و سکونت در قم
۱۳۵۸ش جابجایی از قم به طهران و معاش در جماران به جهت بیماری قلبی
۱۳۶۸ش درگذشت و دفن در طهران
نبو
سید روح‌الله موسوی خمینی، ۱ مهر ۱۲۸۱ش (۲۰ جمادی‌الثانی ۱۳۲۰ق) در خمین مجاورت اراک در کشور‌ایران متولد شد.[۱] پدرش سید مصطفی موسوی (۱۲۷۸–۱۳۲۰ق)[۲] در حوزه علمیه نجف علم آموزی کرد و در خمین، مرجع کارها شرعی عموم بود.[۳] وی پنج ماه پس از میلاد سید روح‌الله (یا این که پنج ماه قبل از ولادت وی[۴]) در نبرد با حاکمان محلی کشته شد و سید روح‌الله، تا ۱۵ سالگی پایین سرپرستی مادرش هاجره آغاخانم و عمه‌اش قرار گرفت.[۵] روح‌الله، برادران و خواهرانش، هر یک یک دایه داشتند.[۶]

تبار
به گفته حشمت‌الله ریاضی یزدی، جد اعلای امام خمینی «سید حیدر موسوی صفوی اردبیلی کردی» از عالمان شیعه میباشد که در سال ۷۶۶ق بوسیله میر سید علی همدانی، دانا و عارف شیعه، برای تبلیغ اسلام از کشور‌ایران به کشمیر رسول شد و به شهیدشدن رسید؛[۷] اما بعضا جَدِّ اعلای امام خمینی را که به هند مسافرت کرد، میر حامد حسین از عالمان نیشابور و داماد سید حیدر موسوی دانسته‌اند.[۸]

مبنی بر شجره‌طومار‌ای که حشمت‌الله ریاضی یزدی رسیدگی کرده، بخش اعظمی از اجداد امام خمینی از عالمان شیعه و دارنده تألیفات بودند و برخی از آنان به شهید شدن رسیدند.[۹]

جد امام خمینی «سید گرانقدر» ملقب به آئین‌علی‌فرمان روا از عالمان و سادات هند و بومی در کشمیر بود.[۱۰] پدربزرگ پدریِ خمینی، سید احمد هندی (درگذشت حدود ۱۲۸۵ق)[۱۱] فرزند آیین‌علی‌پاد شاه میباشد که دربین سال‌های ۱۲۴۰ و ۱۲۵۰ق از کشمیر به عراق و از آنجا به خمین مسافرت کرد.[۱۲]

حیدر بن محمد خوانساری فقیه قرن یازدهم قمری و مولف کتاب زبدة التصانیف را یکی اجداد مادری امام خمینی دانسته‌اند.[۱۳] پدربزرگ مادری‌اش، میرزا احمد مجتهد خوانساری (درگذشت ۱۳۱۳ق) فرزند ملاحسین خوانساری میباشد.[۱۴]

نبو
سید روح‌الله خمینی
امام موسی کاظم
سید صفدر
آیین علیشاه موسوی میرزا ابوالقاسم تهرانی
سید احمد موسوی ابوالفضل تهرانی
سید مصطفی موسوی هاجر احمدی محمد ثقفی تهرانی
سید نورالدین هندی سید مرتضی نیکو سید روح‌الله خمینی خدیجه ثقفی
(۱۹۱۳–۲۰۰۹)
سید احمد خمینی فریده مصطفوی سعیده مصطفوی
(درابتدا درگذشته) صدیقه مصطفوی لطیفه مصطفوی
(درابتدا درگذشته) زهرا مصطفوی سید مصطفی خمینی
تزویج و فرزندان
سید روح‌الله خمینی در اوایل بهمن سال ۱۳۰۸ش با خدیجه ثقفی (۱۲۹۲-۱۳۸۸ش) دختر محمد ثقفی تهرانی، فقید شیعه و مولف تعبیر و تفسیر سرازیر جاوید، تزویج کرد.[۱۵] فرزندان وی عبارتند از دو پسر به اسم‌های مصطفی و احمد و سه دختر به اسم‌های صدیقه، فریده و زهرا.[۱۶]

بازدید : 23
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 9:59


منزلت علمی
صحبت
روحانی طوسی از او به‌تیتر متکلمی جلیل‌القدر حافظه نموده است.[۱۵]

فقه
ابن شاذان به‌تیتر عالم نیز شناخته می شد.[۱۶] متفحص حلی او‌را در زمره فقیهان مرتبه اولیه امامیه شمرده میباشد؛[۱۷] البته داده ها باقی مانده از فقه وی اندک میباشد. بخشی از فقه ابن شاذان که مخالفت بارزی با نظرهاِ دارای شهرت امامیه ندارد، در کتاب العلل وی قابل دسترسی میباشد.[مستلزم منبع] اما این کتاب صرفا مباحث مرتبط با عبادات را مشتمل بر آدرس مسجد توفیق مشهد می گردد.[مستلزم منبع]

چنان‌که از تلویح ابن بابویه[۱۸] و تصریح سید مرتضی[۱۹] برمی‌آید، ابن شاذان به حجیت قیاس مُستَنبَطُ العلّه قائل بوده میباشد.[۲۰] عکس العمل انگیزه‌گرایانه وی با احکام دینی در سراسر العلل نیز مؤید این فرمان رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.

حدیث
ابن شاذان در سلسله اوراق بخش اعظمی از روایات امامیه قرار گرفته میباشد؛ نجاشی به توثیق وی تصریح نموده است.[۲۱] کشّی در موضع ها بخش اعظمی به ایده ها و جرح و تعدیل‌های وی درباره محدّثان استناد جسته شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.[۲۲]

عقاید
برپایه داده ها اندکی که در چنگ میباشد، شالوده تعالیم کلامی ابن شاذان، بعد از شهادتین، اقرار به حجت آفریدگار و اقرار به ماجاء اینجانب عندالله میباشد.[۲۳] وی به پایه رجعت قائل بود[۲۴] و در مسأله‌ای زیرا وصلت قدمت با ام کلثوم دختر امام علی(ع) معتقد بود که آن ام‌کلثوم دیگری بوده مسجد طالقانی مشهد میباشد.[۲۵]

اعتقادوباور به امامت
کلیات نظریه وی در زمینه ی امامت با عقاید امامیه انطباق دارااست؛ چون وی استحقاق امامت را به نص می داند و امام را واجب الاطاعه می‌شمرد[۲۶] و وجود بیشتراز یک امام را در طی واحد بر روی زمین، نا ممکن می‌دانست.[۲۷]

اما بیان شده که وی در بعضا مسائل امامت نظرها ویژه‌ای داشت. او با این نظریه که امامان به داخل کارها آگاهند و دانش الهی لاینقطع به وی میرسد، موافق عدم وجود و معتقد بود نبی(ص) آئین را به‌طور بی نقص آورده و امامان بعداز وی، دانش خویش را از سرچشمه رسول(ص) فراگرفته‌اند.[۲۸] نقل شده ابن شاذان وصی ابراهیم(ع) را رفیعتر از وصی ّ نبی(ص) می‌دانست و این به معنی تفضیل انبیا بر ائمه میباشد؛[۲۹] اما یکی طرف داران معاصرش این حرف را اتهامی به او دانسته میباشد.[۳۰]

ثابت امامت علی(ع)
ابن شاذان در کتاب العلل[۳۱] و در مناظراتی که از او اورده شده،[۳۲] عامل خویش بر ثابت امامت حضرت علی(ع) و نفی امامت شیخین و بعضی دیگر از مسائل امامت را ذکر نموده است.

اقرار به "ما جاء اینجانب عندالله"
اقرار به «ماجاء اینجانب عندالله» در حرف ابن شاذان از اعتبار خاصی برخوردار‌است. به‌تیتر نمونه، براساس قصه کشی وی آیه ها مرتبط با اِستوای بر اسمان را در خصوص آفریدگار به‌به عبارتی معنای ظاهری آن گرفته و نوعی تجسیم را پذیرفته میباشد؛ در عین هم اکنون صفات خدا را برخلاف مضمون‌ معمولی آن درباره ی آدم‌ها دانسته و بر اینکه هیچ‌یک از مخلوقات با آفریدگار شباهتی ندارند، تأکید نموده است.[۳۳]

ولی می‌قدرت در فهم ظریف راویان از جزئیات صحبت ابن شاذان شک وتردید کرد، البته نمی‌قدرت پایه انتساب این‌سیرتکامل مطالب را به او مردود دانست، به‌خصوص اینکه ابن شاذان خویش را خلف هشام بن حکم، یونس بن عبدالرحمان و سکاکی خوانده میباشد[۳۴] بلکه بایستی در شعور معنای تجسیم در نظریه وی و اَسلافش دقّت به خرج اعطا کرد.[۳۵] به‌طور کلی نظریه ابن شاذان در خصوص صفات الهی، آن‌سیرتکامل که نقل گردیده‌است، قرابت متعددی به عقاید سلفیان اهل‌سنت داراست.[مستلزم منبع]

ارتباط با مذهبها دیگر امامیه
وی در عراق با مشایخ فطحی و واقفیه ارتباط قربت داشته میباشد و در مجالس مناظره ابن فضال، تبارک ِ فطحیان، کمپانی می‌جست و آیتم عشق وافر وی بود.[۳۶] در بین مشایخ وی بعضا دیگر از فطحیان زیرا علی بن اسباط چشم میشود.[۳۷] از مشایخ واقفی وی نیز سیف بن عمیره، عثمان بن عیسی، عبدالله بن قاسم حضرمی و عبدالله بن جبله را می‌اقتدار حافظه کرد.[۳۸]

اثر ها
اثر ها اورا بالغ بر ۱۸۰ تیتر دانسته‌اند که بعضا از آن‌ها‌را که در صحبت و فقه میباشد، نجاشی در رجال[۱] و طوسی در الفهرست[۳۹] برخی اثر ها اورا آورده‌اند، مثلا:

ثابت الرجعه، که منتخبی از آن به کارایی باسم موسوی در خبرنامه تراثنا[۴۰] به چاپ رسیده میباشد؛
الطلاق، که کلینی[۴۱] قطعاتی از آن را نقل کرده که ظاهراً برگرفته از همین کتاب اوست.
علل الشرایع، در علل مرتبط با عبادات میباشد که نجاشی و طوسی[۴۲] آن را بیان کرده‌اند؛
الفرائض الکبیر[۴۳]
الفرائض الاوسط[۴۴]
الفرائض الصغیر[۴۵]
مسائل البلدان، که نجاشی[۴۶] بدان اشاره کرده و طوسی در بعضی از آثارش قسمت‌هایی از آن را نقل نموده است؛[۴۷]
یوم و لیله، که بیان شده به لحاظ امام حسن عسکری(ع) رسیده و آیتم تأیید آن حضرت قرار گرفته میباشد؛[۴۸]
کتابی با تیتر الایضاح به عملکرد محدث ارموی در طهران در ۱۳۵۱ش به اسم ادب بن شاذان (به‌تیتر مؤلف) منتشر گردیده و آنگاه در بیروت در ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م تجدید چاپ گردیده است. هیچ‌یک از متقدّمان این کتاب را به ابن شاذان نسبت نداده‌اند و این نسبت اولیه توشه در قرن ۱۱ق در اثرها سود کاشانی به‌دیده میخورد.[۴۹] مؤلف در الایضاح به نقضِ معارضانِ امامیه به‌طور اعم و معتزله، جهمیه، مرجئه، خوارج و اصحاب حدیث به‌طور اخص پرداخته میباشد. محدث ارموی در پیشگفتار الایضاح کوشش کرده با بیان شواهدی صدق انتساب آن را به ابن شاذان اثبات نماید.[مستلزم منبع][۵۰]

ردیه‌ها

تصویر روی جلد کتاب خورشید شرق در سده سوم
فهرستی که نجاشی[۵۱] و طوسی[۵۲] از اثر ها ابن شاذان ارائه می‌نمایند، آرم میدهد که وی با تیم‌های فکری گوناگونی مشغول بوده و بر آن‌ها رَدیّه‌ها نوشته میباشد. از آن گزاره می‌اقتدار از معتزله، معطله، مرجئه، خوارج و غالیان شیعه خاطر کرد. در‌این در بین رَدیّه وی بر کرّامیه که مؤسس آن در ۲۵۵ق وفات یافته، به‌خصوص ردیه وی بر قرامطه که فقط اندکی قبل از ۲۶۴ق پای‌گرفته‌اند، مستلزم تأمل میباشد.[مستلزم منبع]

تک‌نگاری
کتاب خورشید شرق در سده سوم؛ فضل و ادب بن شاذان نیشابوری، تاثیر مهدی بیات مختاری میباشد که در سال ۱۳۹۲ش به وسیله انتشارات مؤسسه کتاب‌شناسی شیعه منتشر گردیده‌است.[۵۳] این کتاب ضمن به معاش و اثرها فضل و ادب بن شاذان، به موضوعاتی مانند تاریخ نیشابور و حالت آن در بعدازظهر ادب، مقام وی در لحاظ رجال‌شناسان، تعریف‌و‌تمجید امام عسکری(ع) از فضل و ادب، اساتید و شاگردان وی و همینطور رویا رویی ادب با سیاست‌های عباسیان و طاهریان می پردازد.[۵۴]

بازدید : 30
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:09


رده
نوشته‌علمیٔ مهم: سلمان منا اهل البیت
رسول (ص):
آفریدگار من‌را به دوست داشتن ۴ بدن امر کرد و من‌را خبر اعطا کرد که خودش آنان‌را دوست داراست: علی، مقداد، ابوذر، آدرس مسجد توفیق مشهد سلمان.

الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج ۹، ص ۱۷۱.

مبنی بر ماجرا مشهوری[۱۰] از رسول(ص)، در زمانی که مسلمان‌ها برای نزاع خندق سرگرم حفر بودند سلمان با تلاوت یکسری بیت شعر وفاداری خودش را به نبی(ص) اعلان کرد و بعد از آن هر قوم و قبیله‌ای سلمان را از خودش دانست که درین هنگام فرستاده با پاراگراف پر اسم و رسم خودش «سلمانُ مِنّا أهلَ البيت» سلمان را از اهل بیت نبی دانست.[۱۱] [یادداشت ۲]مبتنی بر نقل روضه خوان موثر از فقیهان شیعه، نبی(ص) در اعتراض به قدمت بن خطاب که به عذر و بهانه عرب نبودن سلمان، بر وی خرده می‌گرفت، در خطبه‌ای علاوه بر اشاره به اینکه بشر‌ها از حیث نژاد و رنگ پوست بر هم برتری ندارند، سلمان را از اهل بیت خواند.[۱۲] و این پاراگراف را در موضع ها رزرو مسجد توفیق مشهد دیگری تکرار کرد.[۱۳]


قطعه خوشنویسی حدیثی از فرستاده(ص) درباره فضائل سلمان (ترجمه: سلمان دریایی میباشد که کم آب نمیشود و گنجی میباشد که آحاد نمی شود.)، به خط ثلث،‌ تاثیر محمد المشرفاوی.
سخنان دیگری از فرستاده اسلام و ائمه معصومین در فضیلت سلمان نقل گردیده‌است؛[۱۴] برای مثال این فضائل می‌اقتدار به مشتاق بودن پردیس به علی، عمار و سلمان،[۱۵] فرمان خدا به فرستاده(ص) بر اساس ضرورت دوست داشتن علی، سلمان، مقداد و ابوذر،[۱۶] روزی دادن پروردگار به عموم به برکت سلمان فارسی و بعضی از یاران به عنوان مثال ابوذر و عمار و مقداد،[۱۷] دانا بودن سلمان به نام اعظم[۱۸] تدبیر وی از دانش نخستین و پایان،[۱۹] و داشتن مقامی فراتر از منزلت لقمان حکیم اشاره نمود.[۲۰] همینطور در برخی از روایات نبوی، نبی(ص) با تیتر لقمان حکیم به سلمان فارسی اشاره شماره مسجد توفیق مشهد کرده است.[۲۱]

بر طبق روایتی از فرستاده هر که سلمان را اذیت نماید، فرستاده را اذیت نموده است.[۲۲] او مثلا افرادی میباشد که یار و همدم با ابوذر و عمار و مقداد بنابر دعوت امام علی(َع) [۲۳]سلمان با پیشنهاد امیرالمؤمنین(ع) به دیدارحضرت زهرا(س) رفتند و وی به سلمان فرمود: سه خانم بسیار خوشگل غروب یک روز بعد از وفات پدرم رسول آفریدگار بر اینجانب وارد شدند و گفتند از زنان بهشتی می‌باشند به اسم‌های «ذرّه» بر‌ای ابوذر و «مقدوده» برای مقداد و «سَلمی» برای سلمان و گفتند پروردگار تعالی آنان‌را برای ابوذر و مقداد و سلمان آفریده میباشد. [۲۴] سلمان بعد از ماجرای سقیفه و شهید شدن حضرت فاطمه(س) در تشییع جنازه مخفیانه وی کمپانی کرد و این علامت از منزلت ویژه وی نزد اهل بیت(ع) مسجد طالقانی مشهد دارااست.[۲۵]

پیش از اسلام

مسیر مسافرت سلمان فارسی
محل و فرصت ولادت
بعضی از پژوهشگران، انتساب سلمان فارسی به ناحیه جِی اصفهان را معتبرتر تحلیل کرده‌اند[۲۶] و شواهدی (مثل رجوع سلمان به آنجا بعد از فتح اصفهان به دست مسلمانان و ایجاد کرد مسجد در آنجا) بر آن دلالت داراست.[۲۷] با این اکنون، شهر‌های دیگری زیرا کازرون[۲۸] (شیراز)،[۲۹] و یا این که رامهرمز تحت عنوان محل تولد وی نام برده میباشد.[۳۰] در تاریخ به دنیا آمدن وی نیز حادثه نظری نیست؛ عطاءالله مهاجرانی، از نویسندگان شیعه، بر این یقین میباشد که وی فی مابین سال‌های ۵۲۰ تا ۵۷۰ میلادی به جهان آمده میباشد.[۳۱] با این هم اکنون در گزارش‌هایی برهه زمانی قدمت وی ۲۵۰ تا ۳۵۰ سال ذکر شد‌ه‌است، که فرصت به دنیا آمدن اورا سال‌هایی دورتر نشانه میدهد.[۳۲]

دین و مذهب قبلی
روحانی صدوق، از محدثان شیعه، بر این اطمینان میباشد که سلمان فارسی هیچگاه به غیر خداوند مانند سجده نکرد ولی زیرا قبله‌ای که رو به آن برای آفریدگار مأمور به سجده بود به طرف شرق و محل طلوع خورشید بود بابا و مادرش می پنداشتند که وی برای خورشید و محلی که خورشید از آن طلوع می نماید سجده می نماید.[۳۳] همینطور مطابق روایتی از امام علی(ع) چنانچه چه سلمان مجبور بود به مشرک بودن خویش وانمود نماید، البته هیچگاه زرتشت نبوده میباشد.[۳۴] در حدیثی از فرستاده(ص) بر روحیه واقعیت‌جویی سلمان تأکید گردیده‌است.[۳۵] اگرچه در مصادری او‌را از رهروان آئین زرتشت معرفی کرده‌اند که بر پر‌نور نگه‌داشتن حریق مواظبت داشته،[۳۶] البته بر طبق مستنداتی دیگر او در به عبارتی فرصت نیز آیین زرتشت را درست نمی‌دانسته میباشد.[۳۷]

بازدید : 14
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:14


موفقیت اول، باخت پایانی
سازه به نقل طبری، زید روز نخستین صفر سال ۱۲۲ قمری، دو نفر از یاران خویش را مأمور کرد تا به کوفه بروند و شروع قیام را به استحضار عموم برسانند. ولی این دو بدن در اطراف کوفه به دست مأموران حکم کننده کشته شدند.[۲۶] از همین رو زید، شخص دیگری به اسم سعید بن خیثم که به داشتن صدای رسا دارای اسم و رسم بود، برای این شغل ارسال کرد.[۲۷] سپاه زید بن علی گرچه در صدر جلو رفتن توفیق‌آمیزی داشت و کوشش کرد عمومِ زندانی‌گردیده در مسجد را نیز آزاد نماید[۲۸] و در مبارزه در نزدیکی مسجد و بازار نیز به موفقیت رسید،[۲۹] ولی در روز دوم، با اضافه شدن تیراندازان به سپاه یوسف بن قدمت، قاضی اموی عراق، بعضا از یاران مجاورت زید از پا درآمدند[۳۰] و خویش وی نیز به رنج آدرس مسجد توفیق مشهد زخمی شد[۳۱]

روز اولیه: موفقیت
زد خورد در میان نیروهای زید بن علی و سربازان والی کوفه، از اولیه صفر سال ۱۲۲ قمری استارت شد. زید، سپاه خویش را به سوی شهر جنبش بخشید و آن‌ها را به نزاع تشویق می کرد. اولیه واکنش در حوالی کوفه در ناحیه صیادین (صائدین) اتفاق افتاد و به موفقیت یاران زید انجامید و بعد نبرد به کوفه کشیده شد.[۳۲] زید با مشاهده یاران اندک خویش، نگرانی از آنکه کوفیان او‌را نیز مانند امام حسین(ع) فقط بگذارند، با یاران خویش مطرح کرد و نصر بن خزیمة، از جانفشانی خویش در رکاب زید بن علی رزرو مسجد توفیق مشهد اظهار‌کرد.[۳۳]

زید بن علی به همدم نصر بن خزیمة، معاویة بن اسحاق و یکسری بدن از یاران خویش، به مسجد رفت تا عمومِ گرفتارشده در مسجد را از محاصره سربازان اموی نجات دهد. آن ها گرچه توانستند خویش را به مسجد برسانند و درفش‌­ها و عَلم‌­های خویش را در مسجد به اهتزاز درآورند،[۳۴] ولی مأموران اموی، بازدارنده جلو رفتن آن‌ها گردیده و با وصال لشکر نو‌نفس یوسف بن قدمت، نزاع شدیدی در نزدیکی مسجد و بازار درگرفت. آخر و عاقبت نبرد و زد خورد به محله‌ای به اسم دارالرزق منتقل شد و به برد زید و یارانش در روز نخستین شماره مسجد توفیق مشهد نزاع رسید.[۳۵]

روز دوم: ناکامی
در اولِ دو‌مین روز نزاع، نصر بن خزیمة به دست نایل بن فروه کشته شد.[۳۶] کشته شدن وی زید را به شدت متأثر کرد.[۳۷] با این اکنون پیکار دشوار زید و یارانش در صبح این روز، با موفقیت به انتها رسید.[۳۸] یوسف بن قدمت لشکری دیگر تدارک روئت کرد تا به یاران زید حمله­‌ور خواهد شد، البته زید و یارانش، سپاه یوسف بن قدمت را درهم شکستند. ولی با اضافه شدن تیراندازان به سپاه یوسف بن قدمت، فعالیت بر سپاه زید طاقت فرسا شد و در همین اکنون معاویة بن اسحاق، فرمانده دیگر زید نیز کشته شد. در غروب این روز، زید نیز بر تاثیر اصابت تیری به پیشانی‌اش به شدت آسیب دیده شد[۳۹] و بعد از آن در روز سوم صفر سال۱۲۲ق، به مسجد طالقانی مشهد شهیدشدن رسید.[۴۰]


بقعه منسوب به زید بن علی در کوفه
یاران زید برای آنکه جسد او به دست مأموران اموی نیفتد، مسیر جویبار آبی رنگ را تغییر و تحول داده، جسد را دفن کردند و بعد مجدد جوی‌بار را به مکان خویش بازگرداندند، ولی غلامی که یاور آن‌ها بود، حکم بن صلت را آگاه کرد.[۴۱] امویان جسد را خارج کشیدند، به امر یوسف بن قدمت، تن زید را به­ دار آویختند، و سرش را برای هشام بن عبدالملک، خلیفه اموی فرستادند.[۴۲]

موضع امام درست گو(ع)
قیام زید بن علی، در زمان امامت امام درست گو(ع)، امام ششم شیعه ها، به وقوع پیوست، ولی امام درستگو در قیام وی کمپانی نکرد.[۴۳] احادیث و اظهارنظرهای مختلفی درباره زید و قیام وی وجود داراست، ولی از امام راستگو(ع) موضع صریحی درباره قیام وی گزارش نشده میباشد. مولف کتاب کفایة الاثر گزارش کرده که گروهی از شیعه‌ها، عدم ملازمت امام درستگو با قیام زید‌ را از باب مخالفت با زید دانسته‌اند، البته به اعتقادوباور تالیف کننده کتاب ذکر شده، عدم ملازمت امام درست گو با قیام زید بن علی، خویش نوعی سیاست و دانایی بوده میباشد.[۴۴]

برخی از عالمان شیعه برای مثال شهید اولیه،[۴۵] آیت الله خوئی،[۴۶] و مامقانی[۴۷] معتقدند که زید بن علی از جانب امام درست گو اجازه داشته میباشد. همینطور برخی از پژوهشگران خلال گفته‌های سه فقید نام برده، به روایتی از امام رضا استناد کرده‌اند و قیام زید را با اجازه امام راستگو دانسته‌اند.[۴۸] مبتنی بر داستان ذکر شده، زید بن علی با امام راستگو مشاوره کرده و امام ششم شیعه‌ها به وی گفته: «در حالتی‌که می خواهی به عبارتی فردی باشی که در کناسه کوفه به دار آویخته میشود، خط مش همین میباشد».[۴۹] البته بعضا دیگر از دانشمندان با استناد به همین ماجرا، گفته‌اند که هرچند زید در قیامش درستگو بوده و در شرایطی‌که موفق میشد خلافت را به اهلش واگذار میکرد، البته امام راستگو او‌را از قیام نهی کرد.[۵۰] علامه طهرانی نیز با استناد به قصه ابان بن عثمان از مؤمن طاق که در الکافی بیان شده[۵۱] قیام زید را فارغ از اجازه امام راست گو دانسته میباشد.[۵۲]

بر شالوده برخی احادیث نقل‌گردیده از امام راستگو[۵۳] و نیز امام رضا،[۵۴] زید بن علی قصد داشته که در شکل برد، خلافت را به امام راستگو(ع) واگذار نماید. سازه به گفته روضه خوان موثر، زید بن علی، الرضا اینجانب آل محمد را شعار خویش قرار داده بود و برخلاف اطمینان عموم، خلافت را برای خویش نمی‌مراد، بلکه بعداز موفقیت آن را به اهلش واگذار میکرد.[۵۵] علامه مجلسی این نظریه را به بیشتر عالمان شیعه نسبت داده و تصریح کرده که عهد و پیمان دیگری از آنها سراغ ندارد.[۵۶] به قصه روضه خوان اثر گذار، زمانی که امام درستگو از شهیدشدن زید مطلع شد، به شدت متأثر شوید و امر کرد اموالی را دربین خانواده اشخاصی که در قیام وی به شهیدشدن رسیده بودند، تقسیم نمایند.[۵۷]

بازدید : 27
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 9:55


یونس بن عبدالرحمن (سال ۲۰۸ق) از اصحاب اجماع. او امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) را ملاقات کرده و از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) ماجرا نموده است. وی همینطور نماینده قانونی امام رضا(ع) آدرس مسجد توفیق مشهد بود.

بنابر روایتی امام رضا(ع) سه توشه فردوس را برای وی تضمین نموده است. او ۵۴ حج به مکان آورد که واپسین آنها به نیابت از امام رضا(ع) بود. یونس اثر ها مکتوب بخش اعظمی از خویش برجای گذارده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.

نسب و لقب
یونس بن عبدالرحمن، از آن رو که آزاد گردیده علی بن یقطین بن موسی بود به «مولی آل یقطین» مشهور میباشد.[۱] لقب‌اش ابومحمد[۲] و سازه بر برخی شواهد از منابع تاریخی نسبتش، شماره مسجد توفیق مشهد قمّی میباشد.[۳]

سال به دنیاآمدن وی به طور دقیقی بیان نشده میباشد؛ البته عده ای از عالمان رجالی تاریخ ولادتش را زمانه زمامداری هشام بن عبدالملک بیان کرده‌اند[۴] که با این اکانت می‌اقتدار اذعان کرد او فی مابین سال‌های ۱۰۵ تا ۱۲۵ق مسجد طالقانی مشهد متولد شد‌ه‌است.

مقام علمی
بنابر گزارش‌های تاریخی، امام رضا(ع) شیعیانی را که از او به دور بوده و دسترسی به وی نداشتند به یونس بن عبدالرحمن ارجاع می‌اعطا کرد[۵] و او‌را معتمد خویش و ثقه در کارها فقاهتی و سؤالات علمی شیعه ها معرفی میکرد.[۶]

ابوهاشم جعفری نقل نموده است: کتاب «یوم و لیله» یونس بن بنده الرحمن را نزد امام عسکری(ع) بردم. حضرت با نظری ظریف به مجموع کتاب نگاه کرد و تا پایان آن را ورق زد و فرمود: آنچه در‌این کتاب میباشد، آئین اینجانب و آیین پدرانم میباشد؛ تک تک این کتاب حقّ و واقعیت میباشد. آفریدگار به ازای هر واژه از این کتاب نوری در قیامت به وی عطا نماید. همینطور درباره یونس گفته‌اند: دانش امامان شیعه به چهار نفر منتهی می شود که یک کدام از آن‌ها یونس بن عبدالرحمان میباشد.[۷][۸]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درست گو(ع)
۱ جَگرایش بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
از منظر امامان شیعه
یونس نزد امامان شیعه و به خصوص امام رضا(ع) رده ویژه‌ای داشت و بارها از او با تیتر عبد و بنده باتقوا و مخلوق نیک پروردگار حافظه شد‌ه‌است.[۹] وی نماینده قانونی امام رضا(ع) بود.[۱۰] بر اساس با منابع رجالی، امام رضا(ع) سه توشه فردوس را از طرف خویش و پدرانش برای او تضمین کرده[۱۱] و فرمود: «یونس بن عبدالرحمن در حین خویش مانند سلمان در طی خویش بود.»[۱۲]

در نقل دیگری، زمانی که یونس از بدگویی عموم درباره خویش و نزد امام هشتم شیعه‌ها ناراحت شوید، امام در دلجویی از وی رضایت بی نقص خویش را از او ذکر کرد و تیتر نمود این قبیل بدگویی‌ها از رضایت امام نسبت به وی نمی‌کاهد.[۱۳]

حج به نیابت از امام
یونس ۵۴ توشه به حج تمتع و ۴۵ توشه به عمره رفت.[۱۴] واپسین حج او به نیابت از امام رضا(ع) بود.[۱۵]

از منظر عالمان شیعه
ادب بن شاذان (درگذشت:۲۶۰ق) درباره وی گفته: در بین عموم دانا‌خیس از سلمان فارسی وجود نداشت و بعداز سلمان نیز عالم‌خیس از یونس بن عبدالرحمن پرورش نیافت.[۱۶] ابن ندیم (درگذشت:۲۶۰ق) در کتاب الفهرست آورده، وی (یونس) علّامه زمانه خود بود.[۱۷] روضه خوان طوسی یکبار اسم او‌را در فهرست اصحاب امام کاظم و یک‌توشه در اصحاب امام رضا(ع) بیان کرده و میگوید: در لحاظ اینجانب محدّثی آیتم یقین میباشد.[۱۸] علّامه حلّی میگوید: وی انسانی تعالی و از پیشگامان مدرسه تشیع میباشد.[۱۹]
روایاتی در مذمت یونس آورده شده که بیشتر عالمان شیعه آن‌ها‌را از دید مدرک و یا این که دلالت بر عدم وثاقت او، رد کرده‌اند.[۲۰]

یونس و واقفیه
وقتی‌که خبر شهید شدن امام کاظم(ع) به یونس رسید او در جمعی همگانی اذعان کرد از این پس امام رضا(ع) امام اینجانب میباشد[۲۱] ولی برخی بنابر مصالح خویش به توقف امامت در امام کاظم(ع) رأی دادند و به واقفیه پر اسم و رسم شدند. این جماعت قصد تطمیع امثال یونس را نیز داشتند. روایتی از یونس در این باره نقل گردیده‌است.[۲۲] و حتی درباره‌ی با امامت امام رضا(ع) ‌به یار و همدم علی بن اسماعیل میثمی با واقفه مناظره کردند.[۲۳]

مشایخ و راویان

بازدید : 13
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:38


احمد بن‌ حسين‌ غَضائری واسطی بغدادی (درگذشت قبلی ۴۵۰ق) دارای اسم و رسم به ابن غَضائری محدث امامی و از محققان رجالی شیعه در قرن چهارم و پنجم هجری قمری و معاصر نجاشی و روحانی طوسی میباشد. او مالک کتاب رجالی «الضعفاء» میباشد که به رجال ابن غضائری آوازه آدرس مسجد توفیق مشهد داراست.

معاش‌طومار
از تاریخ میلاد غضائری خبری در چنگ وجود ندارد. درباره غضائری گفته‌اند این واژه منسوب به غضائر میباشد (بعضی آن را گردآوری «غضیره» دانسته‌اند) که غضائریان به آن منسوب گشته‌اند.[۱] پدرش حسین بن عبیدالله غضائری از فقها و عالمان رجالی بعدازظهر خود بود و دارنده تألیفات اکثری میباشد. سازه بر نقل کتاب ها تراجم و رجال، احمد (ابن غضائری) معلم نجاشی بوده میباشد.[۲] لقب وی به دو شکل ابوالحسن و ابوالحسین نام رزرو مسجد توفیق مشهد برده میباشد.

وفات
چنان که از سخنان نجاشی به کار گیری می‌گردد احمد بن حسین پیش از نجاشی از عالم رفته میباشد. وفات نجاشی در سال ۴۵۰ هجری میباشد. روحانی طوسی در الفهرست گفته وفات وی پیش از ۴۰ سالگی و در سنین جوانی بوده شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.

سخنان بزرگان
عالمان شیعه و سنی ابن‌غضائری را ستوده‌اند:

یاقوت حموی از بزرگان اهل سنت اورا از ادبا و فضلا می‌شمارد که بسیار قشنگ خط می‌نوشت؛ به سیرتکامل‌ای که خط او با ابن مُقْله(درگذشت:۳۲۸ق) رقابت می کرد.[۳] وحانی حر عاملی، ابن غضائری را از معاصران روحانی طوسی بیان می‌نماید و او را گزینه وثوق علامه حلی دانسته مسجد طالقانی مشهد میباشد.[۴]
سید محمد باقر خوانساری با کلمه ها زایدالوصفی او را می‌ستاید.[۵]
معلم تبریزی ابن غضائری را از بزرگان و ثِقات مشایخ امامیه معرفی می‌نماید که محتاج به توثیق و تعدیل وجود ندارد.[۶]
محمدتقی شوشتری ابن غضائری را از ناقدان رجال و پژوهندگان خبرها دانسته که داده ها عظیم‌ای در دانش رجال داشته میباشد.[۷]
اساتید و شاگردان
اساتید غضائری عبارتند از:

ابو محمد طلحة بن علی بن عبدالله بن علالة
ابوالحسین النصیبی
حسین بن عبیدالله غضائری بابا او
حسن بن محمد بن بندار قمی
احمد بن عبدالواحد.[۸]
نجاشی از شاگردان ابن غضائری بوده میباشد.[۹]


کتاب رجال ابن غضائری
اثر ها و تألیفات
دارای شهرت‌ترین کتاب ابن غضائری کتاب الرجال میباشد که به اسم‌های «الضعفاء»، «کتاب فی الجرح» و «رجال ابن غضائری» آوازه داراست. هر یکسری علمای شیعه در انتساب این کتاب به ابن غضائری یا این که بابا او اختلاف دارا‌هستند.

روحانی طوسی دو کتاب را به او نسبت می دهد.[۱۰] سید محسن امین کتاب‌های «فی الجرح»، «فی الموثقین»، «فی بیان المُصَنَّفات»، «فی ذکرالاصول» و «کتاب التاریخ» را از تألیفات ابن غضائری می‌شمارد.[۱۱] سید حسن صدر هم پنج کتاب را بیان کرده و به ابن غضائری نسبت می دهد.[۱۲]

پانویس

بازدید : 13
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:37


نسب و میلاد
رقیه قبل از مهاجرت در مکه زاده شد. از وی به والا‌ترین، دومی و خرد‌ترین دختر پیامبر آفریدگار(ص) حافظه شد‌ه‌است.[۱] از نگاه اهل‌سنت رقیه دختر فرستاده(ص) و خدیجه(س) آدرس مسجد توفیق مشهد بو ده میباشد.[۲]

سید جعفر مرتضی عاملی از دانشمندان شیعه و ابوالقاسم کوفی دانا شیعی قرن چهارم بر این باورند که رقیه، زینب و ام کلثوم فرزندان نبی پروردگار(ص) و خدیجه نبوده‌اند؛ بلکه دخترخوانده‌های آنان بوده‌اند.[۳] جعفر مرتضی کتاب بنات النبی اَم رَبائبُه؟ (دختران رسول یا این که دخترخوانده‌های وی؟) را برای ثابت همین مقاله رزرو مسجد توفیق مشهد نوشته میباشد.[۴]

وقتی که رقیه از جهان رفت
پیامبر خداوند فرمود:
«الْحَقِی بِسَلَفِنَا الصَّالِحِ عُثْمَانَ بْنِ مَظْعُونٍ وَ أَصْحَابِه»
به سلف با تقوا‌مان عثمان بن مظعون و همراهانش بپیوند.
کلینی، کافی، ج۳، ص۲۴۱

منزلت قبر رقیه دختر رسول (ص) در آرامستان بقیع

بقاع دختران نبی (ص) در کنار حرم ائمه بقیع
وصلت و مسافرت
رقیه، با عتبة بن ابی‌لهب وصلت کرد؛ البته بعداز آنکه، آیه «تَبَّتْ یدَا أَبِی‌لَهَبٍ وَتَبَّ»[۵] نازل شد، عتبه به فرمان پدرش، رقیه را جدایی اعطا کرد.[۶] وی آن گاه با عثمان بن عفان وصلت کرد و با وی به حبشه مهاجرت کرد. با هجرت رسول(ص) از مکه به مدینه، وی نیز از حبشه به شماره مسجد توفیق مشهد مدینه آمد.[۷]

منابع تاریخ اسلام از فرزندی به اسم عبدالله از وی و عثمان بن عفان مذکور‌اند، که در کودکی از جهان رفته میباشد.[۸]

زمانی که خدیجه به رسول(ص)، اسلام آورد، رقیه نیز مسلمان شد و هنگام بیعت زنان با نبی، رقیه نیز بیعت کرد.[۹]

درگذشت
زمانی که فرستاده خداوند (ص) عازم بدر بود رقیه به حصبه در گیر شد. رسول (ص) به عثمان امر کرد تا پیش وی بماند[۱۰] رقیه در رمضان سال دوم هجری(روز برد نبرد بدر) مسجد طالقانی مشهد درگذشت.[۱۱]

در منابع شیعه درگذشت رقیه ناشی از ضرب و شتم به وسیله عثمان نام برده‌میباشد.[۱۲] برخی منابع انگیزه این ضرب و شتم را اتهام نماد دادن مخفیگاه مغیرة بن ابی‌العاص به فرستاده دانسته‌اند، در حالی‌که در همین احادیث آمده میباشد که فرستاده از روش وحی از مخفیگاه وی آگاه شد.[۱۳] مبنی بر این داستان عثمان در خاکسپاری وی کمپانی کرد البته نبی با بیان کردن اینکه «کسی که که امشب کار زناشویی اعمال داده در تدفین کمپانی نکند» اورا از این عمل دستگیر.[۱۴] به گفته محسن امین رسول با بیان کردن اینکه «کسی که امشب شغل زناشویی جاری ساختن داده میباشد وارد قبر نشود»، عثمان را، از دخول در قبر نهی کردن کرد.[۱۵]

گزارش‌هایی از ناله زنان، به عنوان مثال فاطمه(س) بر راز قبر وی نقل شد‌ه‌است.[۱۶] خلیفه دوم با تازیانه بازدارنده از ناله زنان بر رمز قبر وی میشد البته فرستاده(ص)، اورا از این شغل دستگیر.[۱۷]

اسم وی در یکی‌از دعاهای ماه رمضان آمده میباشد: اللهم صل علی رقیه بنت نبیک...[۱۸]

مدفن
رقیه به پیشنهاد نبی (ص) در بقیع دفن شد.[۱۹] حرم منسوب به دختران نبی (رقیه، ام كلثوم و زینب) از مقبره‌هایی بود كه در شمال قبور ائمه بقیع و جنوب غربی قبور همسران نبی(ص) قرار داشت. در قبلی ضریحی برنجی بر روی این قبور وجود داشت[۲۰] که به وسیله وهابیون تخریب شد.

بازدید : 27
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:37


مهدویت در قرآن
نوشته‌علمیٔ اساسی: نشانه‌ها مهدویت
زمینه مهدویت به صراحت در قرآن نیامده ولی در کتاب معجم روایات امام مهدی(عج) محققین برخی آیه‌ها قرآن را مرتبط به زمینه مهدویت دانسته‌اند.[۷] مفسران شیعه دو تیم از آیه ها قرآن را برای زمینه مهدویت به کارگیری آدرس مسجد توفیق مشهد می‌نمایند.

وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ (ترجمه: و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای میباشد)

سوره رعد، آیه ۷، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

۱. آیاتی که بر لزوم وجود امام تأکید داراست: مثل آیه ۷ سوره رعد، که امام درست گو(ع)، ششمی امام شیعه ها، در تعبیر و تفسیر آیه ذکر کرده‌اند: «در هر وقتی امامی از خویشان ما وجود دارااست که عموم را به آنچه پیامبر پروردگار(ص) آورده، هدایت رزرو مسجد توفیق مشهد می‌نماید».[۸]

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (ترجمه: در «زبور» بعداز بیان (تورات) نوشتیم: «بندگان سزاوار‌ام وارث (حکومت) زمین شماره مسجد توفیق مشهد خواهند شد!»)

آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

۲. آیاتی که به حکومت صالحان و مؤمنان بر روی زمین اشاره داراست: مثل آیه ۱۰۵ سوره انبیاء و آیه ۵ سوره قصص. همینطور در آیه ۵۵ سوره نوروفروغ پروردگار حکومت و جانشینی مومنان و صالحان را تحت عنوان وعده الهی بر بندگان زاهد خویش ذکر می‌نماید و امنیت و وقار را مژده مسجد طالقانی مشهد میدهد.[۹]

در طریقه مفسران شیعه و با استناد به سخنان اهل بیت قرآن درباره خصوصیت‌های عصرغیبت و همینطور نماد‌های بعدازظهر ظهور و زمان بعد از آن حرف گفته میباشد. در خصوصیت‌های بعد از ظهر غایب بودن قرآن کریم ومهربان درباره رده و جایگاه منتظران در بعدازظهر غایب بودن (بقره،۱-۳)[یادداشت ۴]، شکیبایی و رابطه قلبی(آل عمران، آیه۲۰۰)[یادداشت ۵] ، اطاعت محض(نساء، آیه ۵۹)[یادداشت ۶] و امتحانات بسیار مشقت بار آنان(آیه ۱۵۵ سوره بقره)[یادداشت ۷] و حالت دشوار معاش منتظران(یوسف، آیه۱۱۰)[یادداشت ۸] و جایزه بر این دشواری‌ها را ذکر می‌نماید.(نساء، آیه۶۹)[یادداشت ۹] قرآن در آیه ۴۶ سوره ابراهیم به دسیسه‌هایی اشاره می‌نماید که به غرض تضعیف اعتقادات عموم ایفا می شود.امام راستگو(ع) در حدیثی این آیه را به کوشش معاندان در بعد از ظهر غایب بودن برای زائل کردن اعتقاد و باور عموم به قضیه مهدویت تعبیروتفسیر نموده است.[۱۰] مورد اختلاف عموم درباره یقین به مهدویت (شوری،۱۸)[یادداشت ۱۰] و همینطور سرگردانی عموم در تشخیص حق(یونس،۵)[یادداشت ۱۱] و قساوت دل ها(حدید،۱۶)[یادداشت ۱۲] و انکار و تکذیب امام فرصت در بعد از ظهر غایب بودن(فرقان،۱۱)[یادداشت ۱۳] اثبات نمی‌ماند مگر هر کس یقینش حاذق و معرفتش درست باشد و نسبت به ما اهل بیت تسلیم باشد. برای مثال موضوعاتی میباشد که مفسران از شیعه به آیه ها مختلفی در قرآن کریم و مهربان استناد می‌نمایند.

نماد‌های ظهور هم موضوعی میباشد که مفسران به آن اشاره می‌نمایند؛ کشتار بی‌سوابق عموم(مریم،۳۷)[یادداشت ۱۴] کشته شدن اشخاصی که در حق نبی و عترت وی مرتکب ظلمی گردیده‌اند(سوره اسرا،۴-۶)[یادداشت ۱۵] و نزول عذاب در بعد از ظهر غایب بودن به دلیل آزمون[یادداشت ۱۶] و عذاب گنه کاران و مؤاخذه آن‌ها(فصلت،۱۶) [یادداشت ۱۷] برای مثال آنهاست.

مهدویت در احادیث شیعی
احادیث شیعه در زمینه مهدویت بسیار زیاد و کبیر میباشد.[۱۱] راویان متعدد بیش تر از شش هزار حدیث درباره‌ مهدویت قصه کرده‌اند. موضوعاتی که‌این احادیث آیتم تحقیق قرار داده‌اند، شخصیت امام مهدی(ع)[یادداشت ۱۸][۱۲] شخصیت منتظران او[یادداشت ۱۹][۱۳]، بها و فضیلت انتظار فرج[یادداشت ۲۰][۱۴] و علامت‌های ظهور[یادداشت ۲۱][۱۵] و همینطور حادثه ها هنگام ظهور[یادداشت ۲۲][۱۶] و عالم بعد از ظهور[یادداشت ۲۳][۱۷] میباشد.

در روایات اورده شده از فرستاده شخصیت امام مجال مشابه ستاره تابناک و طاووس بهشتی تعریف شد‌ه‌است: المَهدی رَجُلٌ مِن وُلدِی وَجهُهُ کَالکَوکَبِ الدُّرِّی؛[۱۸] «مهدی مردی میباشد از فرزندان اینجانب که فیس‌اش زیرا اختر تابناک میباشد». المَهدِی طاوُوسُ أهلِ الجَنَّةِ.[۱۹]«مهدی طاووس بهشتیان میباشد.»[یادداشت ۲۴] امام علی(ع) هم او را حجت آفریدگار، نقطه پايان نصیب سلسله امامان و نجات نصیب امّت و نقطع ی عطف نوروروشنایی و رمز نهان دانسته میباشد.«بِمَهدیِّنا تَنقَطِعُ الحُجَجُ فَهُوَ خاتِمُ الأئمَّةِ و مُنقِذُ الاُمَّةِ و مُنتَهَی النُّورِ و غامِضُ السِّرِّ»[۲۰]

درباره شخصیت منتظران او امام علی(ع) می فرمایند: أصحابُ المَهدِی شَبابٌ لاکُهُولَ فیهِم.[۲۱]«یاران مهدی جوان‌اند و در بین سالی میان آنها وجود ندارد.» امام باقر(ع) هم فرمود:کَأنّی بِأصحابِ القائمِ و قَد أحاطُوا بِما بَینَ الخافِقَینِ فَلَیسَ مِن شَی ءٍ إلاّ و هُوَ مُطیعٌ لَهُم.[۲۲]«بیان کننده یاران قائم را می بینم که بر شرق و غرب فقید مسلّط گردیده‌اند و هیچ چیزی وجود ندارد مگر آن که از آن‌ها امر می برد.»

بنابر اعتقادوباور شیعه‌ها و با استعمال از روایات ائمه، انتظار فرج یک کدام از مهم‌ترین جاری ساختن در بعدازظهر غایب بودن میباشد و التفات آن مثل چاقو زدن پیشاپیش نبی معبود(ص) است. امام درستگو(ع) میفرماید: ُ مَنْ مَاتَ مُنْتَظِراً کَانَ بِمَنْزِلَةِ الضَّارِبِ بَینَ یدَی رَسُولِ اللهِ (ص) بِالسَّيف. [۲۳]

امام علی(ع) در جملاتی که به آرم‌های ظهور مربوط میباشد فرموده‌اند: بَینَ یدَی الْقَائِمِ مَوْتٌ أَحْمَرُ وَ مَوْتٌ أَبْیضُ وَ جَرَادٌ فِی حِینِهِ وَ جَرَادٌ فِی غَیرِ حِینِهِ کَأَلْوَانِ الدَّمِ فَأَمَّا الْمَوْتُ الْأَحْمَرُ فَالسَّیفُ وَ أَمَّا الْمَوْتُ الْأَبْیضُ فَالطَّاعُون.[۲۴] «پیش از قیام قائم عموم گرفتار مرگ قرمز رنگ و سپید خواهند شد و گرفتار (هجوم) ملخ‌هایی به هنگام و ملخ‌هایی نابه‌هنگام به رنگ سرخ، همانند خون خواهد بود. فرمود: غرض از مرگ قرمز‌رنگ خنجر میباشد و از مرگ سپید هم طاعون هست.»

دنیا بعداز ظهور و حادثه ها آن هم در احادیث شیعه به روشنی اورده شده میباشد. امام سجاد(ع) میفرماید: إذا قامَ قائمُنا أذْهَبَ الله ُ عن شِیعتِنا العاهَةَ، وجَعلَ قلوبَهُم کَزُبَرِ الحدیدِ، وجَعلَ قُوّةَ الرّجُلِ مِخیرُم قُوّةَ أربَعینَ رجُلاً، ویکونونَ حُکّامَ الأرضِ وسَاسمَها.[۲۵] «هنگامی که قائم ما قیام نماید، خدا آفت را از شیعه ها ما می‌زداید و دل‌های آن‌ها را زیرا پاره‌های آهن [مشقت بار و تزلزل ناپذیر ]می‌نماید و هر مرد آنها‌را اقتدار چهل مرد میدهد. آن ها سلطان و سالار عالم خواهند بود.»

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه