درنگهای سیاسی
مرتضی مطهری در کتاب تحقیق اجمالی نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر میگوید دردهایی که سید جمال در جامعه اسلامی تشخیص میاعطا کرد آدرس مسجد توفیق مشهد عبارت بود از:
استبداد حکام
جهالت و بیخبری گردآوری مسلمان، و عقب ماندن آنها از کاروان دانش و فرهنگ وتمدن
نفوذ عقاید خرافی در فکر مسلمانها و بدور افتادن آن ها از اسلام اول
طلاق و تفرقه در میان مسلمانها به عنا وین مذهبی و غیرمذهبی
نفوذ استعمار غربی در کشورهای اسلامی.[۵۳]
مطهری درپی ذکر میدارد که سید جمال راه حل دردهایی را که تشخیص داده بود در نکات زیر رزرو مسجد توفیق مشهد میدانست:
جنگ با خودکامگی مستبدان از روش آگاهاندن عموم به اینکه نزاع سیاسی یک وظیفه دینی و مذهبی میباشد
مجهز شدن به علم ها و فوت و فن تازه
رجوع به اسلام اولیه و بدور ریختن خرافات و پیرایهها و ساز و برگهایی که در زمان تاریخ به اسلام بسته گردیده است. از لحاظ سید، رجوع مسلمان ها به اسلام اولیه، به معنای رجوع به قرآن و سنت دارای اعتبار و سیره سلف شماره مسجد توفیق مشهد باتقوا میباشد.
ایمان و پشت گرمی به مدرسه و ایمان به اینکه اسلام می تواند تحت عنوان یک مدرسه و یک نظام اعتقادی، مسلمان ها را رهایی بخشد و به استبداد داخلی و استعمار فرنگی نقطه نهایی دهد و به مسلمان ها عزت و خوشبختی ارزانی مسجد طالقانی مشهد دارااست.
جنگ با استعمار فرنگی، اعم از استعمار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی
اتحاد اسلام
دمیدن روح پیکار و جهاد به کالبد نصفهجان جامعه اسلامی. وی اصل فراموش گردیده جهاد را پیش کشید و فراموش شدن این اصل را ادله بزرگی برای انحطاط و مسلمان ها تلقی کرد.
نبرد با خودباختگی در قبال غرب[۵۴]
وی به مسلمانها سماجت میکرد که تفاوتهای فرقهای خویش را به بیماری آلزایمر ودیعه، یکدیگر را به خیال نه و صلاح امت اسلام تحمل کنند. خواست وی از مسلمان ها آن بود که دانش و فناوری غرب را در کنار محافظت قیمتهای اخلاقی و فقهی خویش اقتباس نمایند.[۵۵] از اختلاف و تفرقه مسلمان ها و حکام آن ها بسیار نالان بود و در صحبت دردمندانه و حاکی از تاسف عمیق خویش، ذکر داشت: «مسلمان ها رخداد کردند که اتحاد و حادثه با یکدیگر نداشته باشند. دریغا که هر مورد مانند خوره همدیگر را میخورند، تیشه به ریشه هستی خویش می زنند! برای خرسندی معاندان محمد (ص) پشت به قبله نمایند! قرآن مجید را ندیده انگارند! غربزدگی را سرمایه افتخار خویش و خاندانشان پندارند!»[۵۶] از این رو، وی صرفا مقصود خویش را اصلاح این اوضاع و احوال میدانست: «اینجانب صدراعظم نمی خواهم بشوم، اینجانب وزیر نمیخواهم بشوم، اینجانب موادتشکیل دهنده دولت نمی خواهم بشوم، اینجانب وظیفه نمی خواهم، اینجانب عیال ندارم، اینجانب ملک ندارم و نمی خواهم که داشته باشم... اینجانب مدام به یک شرایط بوده و خواهم بود، جز موعظه و اصلاح مقصد دیگری ندارم...»[۵۷] «منرا درین عالم، چه در غرب باشم و چه در شرق، مقصدی وجود ندارد، جز در اصلاح عالم و آخرت مسلمانها بکوشم. و انتها آرزویم آن میباشد که زیرا شهدای صالحین، خونم در این شیوه ریخته گردد.»[۵۸]
سید جمال در نگاه بقیه افراد
امام خمینی: «...جمالالدین مرد لایقی بوده میباشد، لکن نقاط ضعفی هم داشته میباشد و زیرا مقر ملی و مذهبی دربین عموم نداشته، از آن جهت زحمات وی با کلیه تلاشها به فیض نرسید...» [۵۹]
محمد عبده: «در سال ۱۲۸۶ هجری، مردی غریب و بصیر و بینا به وضع و اوضاع آئین و مملکت آمد که به وضع و اوضاع ملتها آشنا بود و دارنده معلوماتی پهناور و دلی پر از معارف. مردی پردل و پرجرأت دارای شهرت به سید جمالالدین افغانی که به درس دادن بخشی از علم ها عقلی سرگرم شد… در سود، مشاعر بیدار و عقول زنده شد و تاریکی غفلت خفیف و مدل شوید.» [۶۰]
محمداقبال لاهوری: «...مسلمان مدرن بایستی تک تک دستگاه اسلام را سوای آنکه تماما از پیشین منتزع گردد، مروری مجدد نماید... اما آنکس که التفات و سنگینی این وظیفه را بهتک تک اخذ، سید جمالالدین بود که ژرفنگری وی در تاریخ تفکر و حیات اسلامی، زبده وسیعش از آدمیان و اطوار و آدابشان، اورا رینگ اتصال زندهای بین قبلی و بعدی ساخته میباشد...» [۶۱]
آیت الله خامنهای: «سید جمال کسی بود که برای نخسین بار رجوع و برگشت به اسلام را مطرح کرد. کسی بود که موضوع حاکمیت را و خیزش و بعثت نو اسلام را نخستین دفعه در فضای فقید به وجود آورد... وی مطرحکننده، بهوجودآورنده و آغازگر رجوع و برگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام میباشد. این را نمیشود دست کم گرفت و سید جمال را نمی شود با کس دیگری مقایسه کرد. در دانا مبارزات سیاسی، وی اولین کسی میباشد که سلطه استعماری را برای عموم مسلمان آن مجال مفهوم کرد... مبارزات سیاسی سید جمال چیزی میباشد که قابل مقایسه با هیچ یک از مبارزات سیاسی اشخاصی که حولوحوش عمل سید جمال جنبش کردند، وجود ندارد.» [۶۲] همینطور آیتالله خامنهای در سخنرانی دیگر در نماز آدینه در زمینهی سیدجمالالدین اسدآبادی ذکر نموده است: «سید جمالالدین بلندمرتبه، آن مرد اسلامخواه، شجاع، اهل نبرد، تبارک، شایسته ترین جایی را که برای مبارزات خویش توانست پیدا نماید، مصر بود. آنگاه هم شاگردان وی، محمد عبده و دیگر افراد. حرکات اسلامخواهی در مصر یک اینگونه سوابقای داراست.»[۶۳]
ناظم الاسلام کرمانی: «اول فروزنده اسمان شرف و جلال و اولین آموزگار فقید تربیت و کمال، حمل کننده لوای آزادی و حریت... العالم الربانی، البحر الصمدانی ... ، فرد خیره کننده و غریب، وحید مجال و نادره روزگار»[۶۴]
شهید مطهری: «سوای شک وتردید سلسلهجنبان نهضتهای اصلاحی صد ساله اخیر، سید جمالالدین اسدآبادی میباشد. وی بود که بیدارسازی را در کشورهای اسلامی شروع کرد، دردهای اجتماعی مسلمین را با واقعبینی خاصی بازگو نمود، راه و روش اصلاح و راهحلجویی را علامت اعطا کرد... نهضت سید جمال، هم فکری بود و هم اجتماعی... سید جمال در فیض تحرک و پویایی، به طور همزمان و دنیا خویش را آشنایی و هم به دردهای کشورهای اسلامی که ادعا علاج آنهارا داشت، دقیقا آشنا شد. سید جمال مهم ترین و مزمنترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار فرنگی تشخیص بخشید و با این دو بهشدت جنگ کرد. پایان شغل هم جان خویش را در همین روش از دست اعطا کرد.»[۶۵]
پزشک شریعتی سیدجمال را حریت، نبوغ، عصیان، یورش، زهدوتقوا، علم، عظمت؛ وروح عصمت که در حقپرستی تعصب میورزد و در وفاداری به سرانجام عموم لجاجت مینماید و استحمار را رسوا نموده است و استثمار را به خطر افکنده و استعمار را به لرزه درآورده و استبداد را بیچاره ساخته دانسته و بر این اطمینان میباشد که او اول انفجار در اختناقِ شرق و کوبندهترین مشت بر طبل استعمار و ارتجاع بود.[۶۶]
سید محمدحسین حسینی تهرانی \'\'\'\'\'\'در رسالۀ جدا و مختصری که دربارۀ سيّد جمال الدّين میباشد گفته که نسبت به اونظر خوشی ندارد و اورا مرد الهی نمیداند. گرچه او را مسلما از نوابغ دهر و از فلاسفۀ عاليمقام دانسته و در خطابه و عربيّت ممتاز، و این که وی کارایی فراوانی در تشكيل حكومت واحده و مركزی برای مسلمين داشته میباشد؛ اما تصریح کرده که از اين نمیاقتدار ثابت معنويّت و حتّی اسلام اورا به معنائیكه متداول و دارای اسم و رسم میباشد نمود. و حتی از کمی سخنانش بر می آید كه: معتقد به نبوّت انبياء و اتّصال به فقید غيب نبوده میباشد. وی گرچه ميل به اتّخراب مسلمانها داشته البته در سايۀ رياست و حكم و محوريّت خودش. و به همين جهت كامياب نشد، و در هم اکنون ذلّت و سرافكندگی در تركيّه نزد پاد شاه عبدالحميد عثمانی جان سپرد. و از بسياری از سخنان وی دیده می شود كه: تجدّد و تغيير اسلام را میمنظور میباشد؛ خیر تنها تجدّد و تغيير مسلمين را. وآرزو میكرده میباشد كسی پيدا خواهد شد و زنجيرهائی را كه اسلام بر مسلمين بستهمیباشد بگسلد و مسلمين رها شوند. و اين سخنان، جز غرور و جهل و نابينایی در واقعيّات و حقائق، محمل ديگری ندارد. [۶۷]\'
درنگهای سیاسی
مرتضی مطهری در کتاب تحقیق اجمالی نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر میگوید دردهایی که سید جمال در جامعه اسلامی تشخیص میاعطا کرد آدرس مسجد توفیق مشهد عبارت بود از:
استبداد حکام
جهالت و بیخبری گردآوری مسلمان، و عقب ماندن آنها از کاروان دانش و فرهنگ وتمدن
نفوذ عقاید خرافی در فکر مسلمانها و بدور افتادن آن ها از اسلام اول
طلاق و تفرقه در میان مسلمانها به عنا وین مذهبی و غیرمذهبی
نفوذ استعمار غربی در کشورهای اسلامی.[۵۳]
مطهری درپی ذکر میدارد که سید جمال راه حل دردهایی را که تشخیص داده بود در نکات زیر رزرو مسجد توفیق مشهد میدانست:
جنگ با خودکامگی مستبدان از روش آگاهاندن عموم به اینکه نزاع سیاسی یک وظیفه دینی و مذهبی میباشد
مجهز شدن به علم ها و فوت و فن تازه
رجوع به اسلام اولیه و بدور ریختن خرافات و پیرایهها و ساز و برگهایی که در زمان تاریخ به اسلام بسته گردیده است. از لحاظ سید، رجوع مسلمان ها به اسلام اولیه، به معنای رجوع به قرآن و سنت دارای اعتبار و سیره سلف شماره مسجد توفیق مشهد باتقوا میباشد.
ایمان و پشت گرمی به مدرسه و ایمان به اینکه اسلام می تواند تحت عنوان یک مدرسه و یک نظام اعتقادی، مسلمان ها را رهایی بخشد و به استبداد داخلی و استعمار فرنگی نقطه نهایی دهد و به مسلمان ها عزت و خوشبختی ارزانی مسجد طالقانی مشهد دارااست.
جنگ با استعمار فرنگی، اعم از استعمار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی
اتحاد اسلام
دمیدن روح پیکار و جهاد به کالبد نصفهجان جامعه اسلامی. وی اصل فراموش گردیده جهاد را پیش کشید و فراموش شدن این اصل را ادله بزرگی برای انحطاط و مسلمان ها تلقی کرد.
نبرد با خودباختگی در قبال غرب[۵۴]
وی به مسلمانها سماجت میکرد که تفاوتهای فرقهای خویش را به بیماری آلزایمر ودیعه، یکدیگر را به خیال نه و صلاح امت اسلام تحمل کنند. خواست وی از مسلمان ها آن بود که دانش و فناوری غرب را در کنار محافظت قیمتهای اخلاقی و فقهی خویش اقتباس نمایند.[۵۵] از اختلاف و تفرقه مسلمان ها و حکام آن ها بسیار نالان بود و در صحبت دردمندانه و حاکی از تاسف عمیق خویش، ذکر داشت: «مسلمان ها رخداد کردند که اتحاد و حادثه با یکدیگر نداشته باشند. دریغا که هر مورد مانند خوره همدیگر را میخورند، تیشه به ریشه هستی خویش می زنند! برای خرسندی معاندان محمد (ص) پشت به قبله نمایند! قرآن مجید را ندیده انگارند! غربزدگی را سرمایه افتخار خویش و خاندانشان پندارند!»[۵۶] از این رو، وی صرفا مقصود خویش را اصلاح این اوضاع و احوال میدانست: «اینجانب صدراعظم نمی خواهم بشوم، اینجانب وزیر نمیخواهم بشوم، اینجانب موادتشکیل دهنده دولت نمی خواهم بشوم، اینجانب وظیفه نمی خواهم، اینجانب عیال ندارم، اینجانب ملک ندارم و نمی خواهم که داشته باشم... اینجانب مدام به یک شرایط بوده و خواهم بود، جز موعظه و اصلاح مقصد دیگری ندارم...»[۵۷] «منرا درین عالم، چه در غرب باشم و چه در شرق، مقصدی وجود ندارد، جز در اصلاح عالم و آخرت مسلمانها بکوشم. و انتها آرزویم آن میباشد که زیرا شهدای صالحین، خونم در این شیوه ریخته گردد.»[۵۸]
سید جمال در نگاه بقیه افراد
امام خمینی: «...جمالالدین مرد لایقی بوده میباشد، لکن نقاط ضعفی هم داشته میباشد و زیرا مقر ملی و مذهبی دربین عموم نداشته، از آن جهت زحمات وی با کلیه تلاشها به فیض نرسید...» [۵۹]
محمد عبده: «در سال ۱۲۸۶ هجری، مردی غریب و بصیر و بینا به وضع و اوضاع آئین و مملکت آمد که به وضع و اوضاع ملتها آشنا بود و دارنده معلوماتی پهناور و دلی پر از معارف. مردی پردل و پرجرأت دارای شهرت به سید جمالالدین افغانی که به درس دادن بخشی از علم ها عقلی سرگرم شد… در سود، مشاعر بیدار و عقول زنده شد و تاریکی غفلت خفیف و مدل شوید.» [۶۰]
محمداقبال لاهوری: «...مسلمان مدرن بایستی تک تک دستگاه اسلام را سوای آنکه تماما از پیشین منتزع گردد، مروری مجدد نماید... اما آنکس که التفات و سنگینی این وظیفه را بهتک تک اخذ، سید جمالالدین بود که ژرفنگری وی در تاریخ تفکر و حیات اسلامی، زبده وسیعش از آدمیان و اطوار و آدابشان، اورا رینگ اتصال زندهای بین قبلی و بعدی ساخته میباشد...» [۶۱]
آیت الله خامنهای: «سید جمال کسی بود که برای نخسین بار رجوع و برگشت به اسلام را مطرح کرد. کسی بود که موضوع حاکمیت را و خیزش و بعثت نو اسلام را نخستین دفعه در فضای فقید به وجود آورد... وی مطرحکننده، بهوجودآورنده و آغازگر رجوع و برگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام میباشد. این را نمیشود دست کم گرفت و سید جمال را نمی شود با کس دیگری مقایسه کرد. در دانا مبارزات سیاسی، وی اولین کسی میباشد که سلطه استعماری را برای عموم مسلمان آن مجال مفهوم کرد... مبارزات سیاسی سید جمال چیزی میباشد که قابل مقایسه با هیچ یک از مبارزات سیاسی اشخاصی که حولوحوش عمل سید جمال جنبش کردند، وجود ندارد.» [۶۲] همینطور آیتالله خامنهای در سخنرانی دیگر در نماز آدینه در زمینهی سیدجمالالدین اسدآبادی ذکر نموده است: «سید جمالالدین بلندمرتبه، آن مرد اسلامخواه، شجاع، اهل نبرد، تبارک، شایسته ترین جایی را که برای مبارزات خویش توانست پیدا نماید، مصر بود. آنگاه هم شاگردان وی، محمد عبده و دیگر افراد. حرکات اسلامخواهی در مصر یک اینگونه سوابقای داراست.»[۶۳]
ناظم الاسلام کرمانی: «اول فروزنده اسمان شرف و جلال و اولین آموزگار فقید تربیت و کمال، حمل کننده لوای آزادی و حریت... العالم الربانی، البحر الصمدانی ... ، فرد خیره کننده و غریب، وحید مجال و نادره روزگار»[۶۴]
شهید مطهری: «سوای شک وتردید سلسلهجنبان نهضتهای اصلاحی صد ساله اخیر، سید جمالالدین اسدآبادی میباشد. وی بود که بیدارسازی را در کشورهای اسلامی شروع کرد، دردهای اجتماعی مسلمین را با واقعبینی خاصی بازگو نمود، راه و روش اصلاح و راهحلجویی را علامت اعطا کرد... نهضت سید جمال، هم فکری بود و هم اجتماعی... سید جمال در فیض تحرک و پویایی، به طور همزمان و دنیا خویش را آشنایی و هم به دردهای کشورهای اسلامی که ادعا علاج آنهارا داشت، دقیقا آشنا شد. سید جمال مهم ترین و مزمنترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار فرنگی تشخیص بخشید و با این دو بهشدت جنگ کرد. پایان شغل هم جان خویش را در همین روش از دست اعطا کرد.»[۶۵]
پزشک شریعتی سیدجمال را حریت، نبوغ، عصیان، یورش، زهدوتقوا، علم، عظمت؛ وروح عصمت که در حقپرستی تعصب میورزد و در وفاداری به سرانجام عموم لجاجت مینماید و استحمار را رسوا نموده است و استثمار را به خطر افکنده و استعمار را به لرزه درآورده و استبداد را بیچاره ساخته دانسته و بر این اطمینان میباشد که او اول انفجار در اختناقِ شرق و کوبندهترین مشت بر طبل استعمار و ارتجاع بود.[۶۶]
سید محمدحسین حسینی تهرانی \'\'\'\'\'\'در رسالۀ جدا و مختصری که دربارۀ سيّد جمال الدّين میباشد گفته که نسبت به اونظر خوشی ندارد و اورا مرد الهی نمیداند. گرچه او را مسلما از نوابغ دهر و از فلاسفۀ عاليمقام دانسته و در خطابه و عربيّت ممتاز، و این که وی کارایی فراوانی در تشكيل حكومت واحده و مركزی برای مسلمين داشته میباشد؛ اما تصریح کرده که از اين نمیاقتدار ثابت معنويّت و حتّی اسلام اورا به معنائیكه متداول و دارای اسم و رسم میباشد نمود. و حتی از کمی سخنانش بر می آید كه: معتقد به نبوّت انبياء و اتّصال به فقید غيب نبوده میباشد. وی گرچه ميل به اتّخراب مسلمانها داشته البته در سايۀ رياست و حكم و محوريّت خودش. و به همين جهت كامياب نشد، و در هم اکنون ذلّت و سرافكندگی در تركيّه نزد پاد شاه عبدالحميد عثمانی جان سپرد. و از بسياری از سخنان وی دیده می شود كه: تجدّد و تغيير اسلام را میمنظور میباشد؛ خیر تنها تجدّد و تغيير مسلمين را. وآرزو میكرده میباشد كسی پيدا خواهد شد و زنجيرهائی را كه اسلام بر مسلمين بستهمیباشد بگسلد و مسلمين رها شوند. و اين سخنان، جز غرور و جهل و نابينایی در واقعيّات و حقائق، محمل ديگری ندارد. [۶۷]\'

مسجد توفیق مشهد؛ معرفی، امکانات و دلیل انتخاب این مسجد برای مراسم مذهبی