loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 23
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 10:49

(۱۰۰-۱۴۵ق) ملقب به نفس زکیه از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) و اول قیام‌کننده علوی علیه خلافت بنی عباس میباشد.وی اخوی ادریس بن عبدالله مؤسس حکومت ادریسیان میباشد.بابا او عبدالله محض با نسبت دادن کنیه مهدی به وی، عموم را به بیعت با او دعوت کرد. بنی عباس در صدر با او بیعت کردند؛ ولی بعد از سقوط امویان، اقتدار را به دست گرفته، با نفس زکیه مخالفت کردند. نفس زکیه علیه منصور عباسی قیام کرد اما به‌یاور بخش اعظمی از طرفدارانش کشته شد. امام راستگو(ع) با بیعت با نفس زکیه به‌تیتر اینکه وی مهدی میباشد، مخالف بود. صاحب و مالک بن انس و ابوحنیفه معتقد بودند وی برای امامت سزاوارتر از منصور عباسی آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

ولادت و نسب ، ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن ملقب به نفس زکیه، در سال ۱۰۰ قمری متولد شد. پدرش عبدالله فرزند حسن مثنی و نوه امام حسن مجتبی(ع) میباشد. مادرش هند، دختر ابی عبیدة بن عبدالله بن زمعه میباشد. وی اخوی ادریس بن عبدالله، نهاد‌گذار دودمان ادریسیان میباشد[۱] به این دلیل که در کل سلسله والدینش کنیز وجود نداشت و سلسله ما‌درها او همگی از قریش بودند به وی کنیه مصرح قریش رزرو مسجد توفیق مشهد دادند.[۲]

استدلال ملقب شدن وی به نفس زکیه را به جهت زهدوتقوا و ورع وی دانسته‌اند بیعت با محمد بن عبدالله ، بعد از قیام یحیی بن زید و شهید شدن او، هوا داران پندار قیام به سیف و به‌طور‌کلی علویان و غیر آنها به سوی محمد بن عبدالله نفس زکیه شتافتند. عبدالله بن حسن، بابا نفس زکیه مشهور به عبدالله محض نزدیک به سال ۱۲۶ق در حوزه‌ ابواء مجاورت مدینه از فامیل و رهروان خویش دعوت کرد تا با پسرش به‌تیتر مهدی اهل بیت بیعت نمایند و بخش اعظمی بیعت اورا شماره مسجد توفیق مشهد پذیرفتند.[۴]

برخی از دانشمندان معتقدند دلایلی زیرا تطبیق اسم و نسب و تشابه ظاهری محمد بن عبدالله با احادیث مهدوی فرستاده(ص) در مهدی‌انگاری نفس زکیه نقش داشت؛[۵] چنان‌که همسان‌سازی رویدادها چهره داده در آن بعد از ظهر با احادیث نماد‌های ظهور، بوسیله طرف داران محمد، نیز بی‌تأثیر مسجد طالقانی مشهد عدم وجود.[۶]

طبق بعضا گزارش‌ها سه اخوی عباسی ابراهیم، سفّاح و منصور[۷] و براساس گزارش‌های دیگر صرفا منصور عباسی با نفس زکیه بیعت کردند.[۸] آورده شده صاحب و مالک بن انس و ابوحنیفه امامت محمد نفس زکیه را به جهت تَقُدّم بیعت با وی از امامت منصور عباسی درست‌خیس می‌دانستند.[۹]
صرفا مخالفتی که در حادثه بیعت ابواء شکل گرفت، از سوی امام درست گو(ع) بود. مبنی بر بعضا گزارش‌ها مخالفت امام درست گو(ع) به جهت نسبت‌دادن کنیه مهدی اهل بیت(ع) به محمد بن عبدالله بود؛ چراکه وی معتقد بود اینک وقت ظهور مهدی وجود ندارد و محمد بن عبدالله به‌هیچ تیتر مهدی که فرستاده(ص) بشارت آن را داده، وجود ندارد.[۱۰]

ادله دیگر مخالفت امام درستگو(ع) آن بود که وی می‌دانست بنی العباس که برای بیعت با محمد بن عبدالله نفس زکیه آمده‌ بودند، بیعت خویش را با او خواهند ناکامی و مقصود آنان از مجاورت شدن به علویان، خریداری نمودن موضوع چهت نیل خویش به اقتدار بود.[۱۱]

گردآوری‌ای از نویسندگان ضمن برهان در آغاز معتقدند امام راست گو(ع) همانند بابا خویش، امام محمد باقر(ع)، با هر نوع قیام و خروج مخالف بوده و راه و روش تشیع فرهنگی را دنبال می‌نموده است[۱۲] برخلاف زیدیان و دیگر علویان که مطابق نگرش تشیع سیاسی اخلاق و رفتار می‌کردند.

اما بعضی گزارش‎ها بیعت نکردن امام درستگو(ع) را تنها به سبب ساز معرفی محمد بن عبدالله به‌تیتر مهدی امت دانسته‌اند و وی با قیام محمد بن عبدالله به عنوانی اقدامی علیه ظلم و ستم و در راستای فرمان به مشهور و نهی از منکر مخالف نبوده میباشد.[۱۳] به هر روی با مخالفت امام راست گو(ع)‌ عکس العمل سزاوار‌ای شکل نگرفت و وی از سوی عبدالله محض؛ بابا محمد،‌ مجرم به حسد شد.[۱۴]

درگذشت
عاقبت با ورود عباسیان به باطن شهر، نبرد بدن به بدن درگرفت و محمد بن عبدالله به دست حمید بن قُحطبه در حوزه‌ «احجار الزیت» مدینه کشته شد.[۱۸] بعداز کشته‌شدن، سرش را از بدنش غیر وابسته کرده و در شهرهای متعدد گرداندند و تن او را در بقیع دفن کردند.[۱۹]

ظهور فرقه محمدیه
بعضی نویسندگان ملل و نحل نوشته‎ اند: بعداز کشته شدن نفس زکیه، مغیرة بن سعید عجلی (موسس فرقه غالی مغیریه)[۲۰] و طرفدارانش مدعا شدند، نفس زکیه نمرده میباشد؛ بلکه در کوه حاجر در حیطه نجد در غایب بودن به سرمی‎ پیروزی و ظهور خواهد کرد. این مجموعه به محمدیه معروف بوده و معتقد بودند نفس زکیه مهدی موعود میباشد.[۲۱
قیام نفس زکیه
نوشته ی علمیٔ مهم: قیام نفس زکیه
محمد بن عبدالله نفس زکیه در سال ۱۴۵ق در مدینه بر ضد منصور عباسی قیام کرد.[۱۵] فقها و محدثان مدینه با اینکه بعضی از آنها شیعه نبودند، البته به سبب ساز رفیعتر پی بردن محمد بن عبدالله بر منصور، قانون شکنی از نفس زکیه را روا ندانسته، بیعت با منصور بدون میل را فسخ شمردند.[۱۶]

با لشکرکشی عباسیان به مدینه و محاصره این شهر، بخش اعظمی از عموم به باعث هراس از ادامه محاصره و قحطی از بدور محمد بن عبدالله متفرق شدند.[۱۷]
منابع
ابن خلدون، عبد و بنده الرحمن بن محمد، تاریخ إبن خلدون، متفحص: زکار، سهیل، و شحاده، خلیل، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
ابن طباطبا، دارای اسم و رسم به ابن‎طقطقی، محمد بن علی، الفخری فی الآداب السلطانیة، به کارایی عبدالقادر، بیروت،‌ دار القلم العربی، ۱۴۱۸ق.
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، بازرسی گنج عکاشه، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ ششم، ۱۹۹۲م.
ابو الفرج الاصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، به عملکرد سید احمد صقر، بیروت،‌ دار المعرفة، بی‎تا.
برادران، رضا و محمد درستگو گل‌پور سوته، «مهدی‌باوری و مؤلفه‌های آن دربین زیدیان مقارن با ظهور نفس زکیه»، خبرنامه تاریخ فرهنگ وتمدن اسلامی، سال هشتم، شماره ۲۶، فصل بهار ۱۳۹۶ش.
بغدادی، عبدالقاهر بن محمد بن عبدالله، الفرق در بین الفرق، بیروت،‌ دار الآفاق الجدیدة، ۱۹۷۷م.
جعفری، حسین‌محمد، تشیع در مسیر تاریخ، ترجمه سید محمدتقی آیت‌اللهی (شیرازی)، طهران، دفتر کار انتشار فرهنگ و تمدن اسلامی، ۱۳۵۹ش.
جعفریان، پیامبر، تاریخ تشیع در جمهوری اسلامی ایران از شروع تا قرن هفتم هجری، طهران، راس چاپ و تکثیر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم ۱۳۶۹ش.
حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، طهران، سازمان انتشارات جاویدان، چاپ نهم، ۱۳۷۶ش.
سلاوی، شهاب الدين، الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی، تحقق: جعفر الناصری/ محمد الناصری، بی‌جا، دار الكتاب - الدار البيضاء، بی‌تا.

بازدید : 21
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 10:42

دارای اسم و رسم به اِبْنِ هِیصَم (درگذشته نصفه اولیه سده ۶ق)، ادیب، شعر سرا و عالم شیعی که در اواخر سده ۵ و اوایل سده ۶ق ظاهراً در هرات می‌زیسته میباشد. القا‌ب و نسب، بارع هروی (د ۵۲۴ق/۱۱۳۰م) که از ادبای هم دوران ابن هیصم میباشد، اورا امام مجدالدین علی بن هیصم خوانده آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.[۱]

ابن شهر آشوب[۲] و قفطی[۳] نیز اورا علی بن هیصم نامیده‌اند، ولی یاقوت[۴] اسم بابا و نیای وی و نسبت «هروی» و کنیه صدرالاسلام را بر اسم افزوده میباشد. معاش طومار استحضار ما از معاش فردی، تحصیلات و شغل های علمی ابن هیصم محصور به نقل از مختصری میباشد که یاقوت[۵] به گزارش طلبه او ابوالحسن علی بن زید بیهقی (د ۵۶۵ق/۱۱۷۰م) آورده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۶]

از این رو در نوشته‌های برخی از دانشمندان معاصر داده ها مرتبط با معاش طومار او با داده ها مرتبط با علی بن عبدالله هروی که در اوایل سده ۴ق از هرات به بغداد رفته و از ابوسعید عثمان بن سعید دارمی (د ۲۸۰ق) ماجرا حدیث می‌کرده،[۷] خلط شماره مسجد توفیق مشهد گردیده‌است.[۸]

رده علمی ، بیهقی که مدتی دانش آموز وی بوده میباشد، او‌را دانشمندی ادیب و ذوفنون معرفی می‌نماید و می گوید که در زمان او دانشمندی خلا که از علم وی منفعت نبرده نباشد.در همین گزارش از اثر ها وی، غزلی در ۱۱ بیت که با وصف فصل بهار استارت گردیده و نیز قطعه‌ای در تبریک عید قربان خطاب به یک کدام از مالک منصبان آمده مسجد طالقانی مشهد میباشد.

ابن شهر آشوب خطبه منظومی در ۳۰ بیت از وی نقل کرده که به طرز تحمیدیه‌های استارت خطبه آدینه و عیدین مشمول ستایش و ثنای پروردگار و مدح رسول اکرم(ص) و دوازده امام(ع) میباشد.[۹]

اثرها
به گفته ابوالحسن بیهقی،[۱۰] ابن هیصم تألیفات و تصنیفات فراوانی داشته که او از آن دربین به اسم ۷ تاثیر اشاره نموده است:

البسمله
تصفیه القلوب
مجموعه اشعار، که ظاهراً ابن شهر آشوب ورژن‌ای از آن را در چنگ داشته میباشد.
عقود الجواهر، که ورژن‌ای از آن در چنگ قفطی بوده و از مطلبی که او از این کتاب نقل کرده، برمی‌آید که‌این تاثیر یک جُنگ ادبی بوده میباشد.[۱۱]؛
لطائف التکت
مفتاح البلاغه
نهج الرشاد
با تأمل در عنوان ها سابق الذکر می‌اقتدار اخذ که ابن هیصم در قضیه‌های آرامش، فصاحت، شعر و همینطور فقه و عرفان مالک لحاظ بوده میباشد.

شاید یکی علل مفقود شدن یا این که ناشناخته ماندن اثرها او آن بوده باشد که اثر ها او نوعاً به طور رساله‌های معدود وسعت بوده و آن‌ها‌را به شاگردان می‌داده میباشد. چنانکه ظاهراً ابوالحسن بیهقی یک سری فقره از تألیفات استادش را در چنگ داشته میباشد.

وفات
مالک اعیان الشیعه[۱۲] تاریخ وفات ابن هیصم را حدود ۵۰۰ق بیان نموده است، ولی با دقت به اینکه ابوالحسن بیهقی که سال‌های متمادی نزد وی شاگردی کرده، متولد ۴۹۹ق بوده میباشد،[۱۳] ابن هیصم دستکم تا ۵۲۰ یا این که ۵۳۰ق بایستی زنده بوده باشد.

پانویس
نک: محمد کردعلی، «طرائف عجم»، ج۱، ص۲۹۲،
محمدبن علی ابن شهر آشوب، المناقب، ج۱، ص۲۷۸،
علی بن یوسف قفطی، المحممدون اینجانب الشعراء، ج۱، ص۶۰،
یاقوت، متانت، ج۱۳، ص۲۷۷.
یاقوت، آرامش، ج۱۳، ص۲۷۷-۲۸۰؛ و صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۱۲، ص۱۹۸-۱۹۹،
نیز نک: مصطفی جواد، «اقول فی المقول»، ج۱، ص۶۹،
احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۵؛ نیز نک: محمدبن احمد ذهبی، تذکره الحفاظ، ج۲، ص۶۲۱-۶۲۲، محمدبن احمد ذهبی، تذکره الحفاظ، ج۳، ص۹۷۱-۹۷۲،
نک: بستانی، فؤاد افرم، دائرة المعارف، ج۴، ص۱۳۰؛ عمررضا کحاله، معجم المؤلفین، ج۷، ص۱۴۱،
محمدبن علی ابن شهر آشوب، المناقب، ج۱، ص۲۷۸-۲۷۹؛ نیز نک: مصطفی جواد، «اقول فی المقول»، ج۱، ص۷۰
یاقوت، متانت، ج۱۳، ص۲۷۷
نک: علی بن یوسف قفطی، المحممدون اینجانب الشعراء، ج۱، ص۶۰-۶۱،
محسن امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۸۶،
نک: یاقوت، آرامش، ج۱۳، ص۲۲۰
منابع
ابن شهرآشوب، محمدبن علی، المناقب، قم، المطبعه العلمیه.
امین، محسن، اعیان الشیعه، به کارایی حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق.
بستانی، فؤاد افرم، دائرة المعارف، بیروت،‌ دار المعرفة، ۱۹۵۶م بب
جواد، مصطفی، «اقول فی المقول»، خبرنامه المجمع العلمی العربی؛ دمشق، ۱۳۶۳ق/۱۹۴۴م؛ ج۱۹، شم۱ و ۲.
خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق.
ذهبی، محمدبن احمد، تذکره الحفاظ، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ورژن عکسی جان دار در کتابخانه راءس.
قفطی، علی بن یوسف، المحممدون اینجانب الشعراء، به تلاش محمد.
عبدالستارخان، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۷م.
کردعلی، محمد، «طرائف عجم»، خبر نامه المجمع العلمی العربی، دمشق، ۱۳۶۱ق/۱۹۴۲م؛ ج۱۷، شم۷ و ۸.

بازدید : 28
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 10:39

(حکومت ۹۹۶ – ۱۰۳۸ ق / ۱۵۸۸ - ۱۶۲۹ میلادی) پنجمی پاد شاه صفویان بود که بیشتراز چهل سال در جمهوری اسلامی ایران حکومت کرد و نقش فراوانی در اقتدار‌گیری دوباره دولت صفویه داشت.پاد شاه عباس با باختن دو توان بلندمرتبه ازبک و عثمانی قدرت فراوانی به دولت صفوی در بعدازظهر خویش بخشید و کشور‌ایران را بسیار قوی ایجاد کرد. بسط مذهب تشیع و امان از آن در کشور‌ایران، تشکیل سپاه تازه، تغییر‌و تحول در مناصب اصلی حکومتی و بعضا اقدامات عمرانی به‌خصوص در شهر اصفهان، از مهمترین اقدامات او آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد


معاش‌طومار ، نقشه جمهوری اسلامی ایران در طی حکومت فرمانروا عباس نخستین عباس میرزا در رمضان سال ۹۷۸ق در هرات متولد شد. پدرش محمدشاه خدابنده از شاهان صفوی، او‌را از کودکی حکم دهنده هرات، یک کدام از مهم ترین شهرهای کشور‌ایران کرد و به جهت مقداری سن، یک قزلباش، سرپرست وی در حکومت رزرو مسجد توفیق مشهد هرات بود.

در سال ۹۹۶ق، بعداز حدود ۱۲ سال اغتشاش و ناآرامی که بعداز وفات پادشاه طهماسب سراسر مرز و بوم را یادگرفت، محمدشاه خدابنده به وسیله قزلباشان برکنار شد و فرمانروا عباس در هجده سالگی به تخت پادشاهی جلسه.[۱]در دوازده سالی که سلطان اسماعیل دوم (حدود 1‌سال) و محمدشاه خدابنده حکم دهنده جمهوری اسلامی ایران بودند، سران قزلباش (بدنه مهم سپاهیان صفوی) اطاعت محض خویش از فرمان روا صفوی را از دست داده بودند و به همین عامل، ازبکان حمله ها خویش را به خراسان توسعه و گسترش دادند. هرات محاصره شد و امپراتوری عثمانی بخش اعظمی از نقاط اساسی غربی کشور ایران به عنوان مثال تبریز را شماره مسجد توفیق مشهد گرفته بود.[۲]

سلطان عباس آغاز پدرش محمد سلطان خدابنده - فرمانروا مخلوع- را به همپا برادرش ابوطالب میرزا، در قلعه ورامین محبوس کرد.[۳] بعد از آن، اقتدار قزلباشان را محصور کرد؛ بعضا سران قزلباش مانند مهدی‌قلی‌خان قاضی شیراز[۴] و مرشدقلی‌خان، نماینده قانونی دیوان خوب را به قتل رساند. مرشدقلی‌خان، نقش مهمی در سلطان شدن پادشاه عباس داشت و در مورد حکومت دخالت میکرد.[۵] پاد شاه عباس، وزیرش میرزا محمد را هم به قتل رساند[۶] و برخی کودتا‌های داخلی مانند کودتا گیلان را سرکوب کرد و به ندرت همگی را فرمان بردار خویش ایجاد مسجد طالقانی مشهد کرد.

نزاع‌ها
هجوم ازبکان به خراسان
ازبکان در بعدازظهر فرمان روا عباس به خراسان حمله کردند و قتل و غارت وسیعی در مشهد به راه و روش انداختند. کسی که از مردان را که می‌دیدند، به قتل می‌رساندند و زنان را به اسیری به ماوراء النهر می‌بردند. عموم متعددی به بقاع امام رضا(ع) حمایت بردند. عبدالمومن خان ازبک، فرمانده ازبکان، وارد بقعه شد و کلیه را به قتل رساند. اموال و کتابخانه بقاع مطهر به حراج رفت و تنها بعضا از عموم توانستند نهفته گردیده و جان خویش را نجات دهند. بعداز سه روز قتل و غارت، عده ای که زنده ما‌نده بودند در روز چهارم اذن یافتند که یا این که اموال‌شان را به ازبکان بدهند و یا این که زن و فرزندان‌شان را.[۷]
لاشه پادشاه طهماسب که در بقعه امام رضا(ع) دفن گردیده بود، به وسیله ازبکان از قبر خارج آورده شد و این اتفاق، به تحقیر قوم و قبیله صفوی انجامید. بعد از آن، ازبکان استحضار یافتند که قبر فرمانروا طهماسب در جای دیگری میباشد و شخصی به اسم دوستم بهادر افسر شد تا استخوان‌های فرمان روا طهماسب را به بخارا پیروز شود. در وسط منش، یکی علاقمندان قبیله صفوی، دوستم بهادر را تطمیع کرد و او‌را به بازگرداندن استخوان‌های پاد شاه طهماسب راضی ایجاد کرد.[۸] پاد شاه عباس اولیه بعداز آن اظهار‌کرد که جسدی که تا قبل از این گزینه اهانت قرار گرفته، از آنِ فرمانروا طهماسب نبوده. به همین باعث عموم بخش اعظمی به دیدن جسد فرمان روا طهماسب شتافتند.[۹] آن‌گاه، استخوان‌های ذکر شده به عتبات عالیات رسول شد تا در محلی نامعلوم دفن گردد.[۱۰]

ازبکان در سال ۱۰۰۵ق از شیوه بیابان عازم یزد شدند و علیقلی‌خان قورچی ترکش، حکم دهنده یزد، توانست آن‌ها‌را باخت دهد.[۱۱]

خبر هجوم ازبکان و تصاحب کردن دیگر نقاط خراسان، به سیرتکامل‌ای وحشتناک بود که پاد شاه از قزوین به طهران رفت و در بقاع فرمانروا عبدالعظیم در ری اقامت گزید تاوقتی‌که خبر برگشت عبدالمومن خان به ماوراء النهر را شنید و به قزوین رجوع و برگشت
بعد از نقطه پايان آشفتگی داخلی، فرمان روا عباس به درنگ خراسان به‌زمین‌خورد و لشکری به هرات ارسال کرد که مهمترین شهر خراسان بود. پادشاه عباس که برای خارج راندن عثمانی‌ها به غرب رفته بود، سریعا رجوع و ازبکان را که از هرات بیرون گردیده بودند و همواره سیاست تخریب و فراروگریز داشتند، به دام انداخت و در جنگی دشوار در سال ۱۰۰۷ق بر آن ها چیره شد.[۱۳] فرمانروا بعداز اجبار قراردادی با ازبکان رجوع و برگشت.[۱۴] پاد شاه عباس نخستین، فرهاد خان را که فرمانده مجموع سپاه بود و در نزاع ابتدایی با ازبکان ناکامی خورده بود، اعدام کرد. این مبادرت پاد شاه صفوی، قزلباشان را به طور کامل فرمانبردار تشکیل داد و بازدارنده از هر سیرتکامل تمرد احتمالی در آتی شد
مبارزه با عثمانی‌ها
در سال ۹۹۹ق، فرمان روا عباس زمین ها وسیعی از مرزوبوم کشور‌ایران را به موجب قراداد صلح استانبول واگذار کرد تا بدون چاره نباشد در دو جناح بجنگد. همینطور پادشاه عباس وفادار شد که به لعن خلفای سه‌گانه (ابوبکر، قدمت و عثمان) نقطه نهایی دهد.[۱۶] بعد از این تفاهم نامه که در سال سوم پادشاهی وی امضا شد، فرمان روا عباس تا دوازده سال در غرب جمهوری اسلامی ایران با مشکلی مواجه نشد. بعضا معتقدند که‌این تفاهم نامه تحمیلی، امداد بسیار خیر به سفت کردن مبنا‌های حکومت پادشاه عباس کرد.

بازدید : 24
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 12:06

(۱۷۳-۲۵۲ق) دارای شهرت به پادشاه عبدالعظیم و سیدالکریم از سادات حسنی و از راویان حدیث بود. نسب وی با چهار واسطه به امام حسن مجتبی(ع) می رسد. عبدالعظیم، از اصحاب امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده و نقل میباشد که در ایمان خویش را بر امام هادی(ع) عرضه داشت. بقاع حضرت عبدالعظیم در شهر ری جای‌دارد و زیارتگاه شیعه‌ها میباشد. سازه برخی احادیث اجر زیارت قبر وی موازی با اجر زیارت امام حسین(ع) در کربلا آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

معاش‌طومار عبدالعظیم حسنی مشهور به پادشاه عبدالعظیم و سیدالکریم، از راویان حدیث شیعه در قرن سوم هجری بود. وی از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) به شمار می رفت.[۱] پدرش عبدالله بن علی و مادرش هیفاء، دختر اسماعیل بن ابراهیم بود.[۲] آرامگاه وی در شهر ری از زیارتگاه‌های شیعه‌ها رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.

تاریخ به دنیاآمدن و وفات به گفته محمد محمدی ری‌شهری، در منابع تاریخی، تاریخ ظریف به دنیا آمدن و وفات عبدالعظیم بیان نشده میباشد، البته بعضا منابع متأخر با استناد به منابعی همانند «مناقب العترة» ابن‌فهد حلی (درگذشت: ۸۴۱ق)، ولادت اورا ۴ ربیع‌الثانی ۱۷۳ق و وفاتش را ۱۵ شوال ۲۵۲ق تصویب کرده‌اند و این تاریخ به روز‌نگار ایران نیز راه و روش یافته میباشد.[۳] ری‌شهری این گزارش‌ها را فاقد اعتبار می داند و با استناد به احادیث عبدالعظیم از هشام بن حکم (درگذشت: ۱۹۹ق)، به دنیا آمدن او‌را حدود ۱۸۰ق شماره مسجد توفیق مشهد تقریب زده میباشد.

همینطور، با اعتنا به حدیث امام هادی(ع) درباره فضیلت زیارت قبر عبدالعظیم، سود گرفته که وی قبل از شهید شدن امام هادی(ع) (سال ۲۵۴ق) درگذشته میباشد.[۴] رضا استادی، متفحص شیعه نیز دیرین‌ترین منبع جان دار درباره تاریخ به دنیاآمدن و وفات حضرت عبدالعظیم را کتاب «فروغ و روشنایی الآفاق» نوشته جواد فرمانروا‌عبدالعظیمی (درگذشت: ۱۳۵۵ق) و فاقد اعتبار مسجد طالقانی مشهد میداند.[۵]

وفات یا این که شهید شدن؟
به نقل از نجاشی عبدالعظیم بر تاثیر بیماری درگذشته میباشد.[۶] روحانی طوسی نیز قائل به وفات او میباشد.[۷] با این هم اکنون فخرالدین طُریحی فقیه شیعی قرن یازدهم، ادعای شهیدشدن وی از روش زنده به گور شدن را مطرح کرده است.[۸] واعظ کُجوری گفته میباشد با مطالعه در منابع رجالی و انساب گزارش موثقی نشانه بر شهید شدن عبدالعظیم نیافته میباشد.[۹]

همسر و فرزندان
عبدالعظیم با دختر عمویش تزویج کرد و صاحب و مالک دو فرزند به اسم‌های محمد و ام سلمه شد.[۱۰] به گفته روحانی عباس قمی، محمد به زهدوتقوا و عبادت آوازه داشت.[۱۱]

مصاحبت با ائمه(ع)
به گفته آقابزرگ تهرانی عبدالعظیم، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) را فهم و شعور کرده و ایمانش را بر امام هادی(ع) عرضه داشته میباشد.[۱۲] در کتاب الاختصاص نیز روایتی امام رضا(ع) بوسیله وی نقل گردیده است؛[۱۳] با این هم اکنون آیت‌الله خویی، هم‌بعد از ظهر بودن عبدالعظیم با امام رضا(ع) را رد نموده است.[۱۴]

روضه خوان طوسی عبدالعظیم را از اصحاب امام عسکری(ع) برشمرده میباشد.[۱۵] عزیزالله عطاردی، با رسیدگی اوضاع عبدالعظیم حسنی و احادیث او، اعتقاد دارد وی چهارتن از امامان (از امام کاظم(ع) تا امام هادی(ع)) را فهم نموده است.[۱۶] از دید محمد محمدی ری‌شهری نیز عبدالعظیم امام جواد(ع) و امام هادی(ع) را ادراک کرده و از آن ها روایات نقل نموده است.[۱۷]

نقل میباشد که عبدالعظیم موءدب و تواضع ویژه‌ای در مجلس امام جواد(ع) یا این که امام هادی(ع) حاضر می شد و امام(ع) نیز او‌را نزد خویش می‌نشاند و از احوالش جویا میشد.[۱۸]
معاش در روزگار سرکوب شیعه ها
زمان معاش عبدالعظیم مصادف با وضعیت خفقان و سرکوب شیعه‌ها به وسیله بنی عباس بود. وی نیز همانند پدرانش سال‌ها پایین تعقیب بود. وی گرچه هنگامی که در مدینه، بغداد و سامرا می‌زیست ولی شیوه تقیه می کرد و نظریه خویش را نهفته می‌داشت، اما با این اکنون آیتم غضب متوکل و معتز بود.[۱۹]

مهاجرت به ری
بنابر گزارش‌های تاریخی، عبدالعظیم در حین معتز، خلیفه عباسی، به دلیل اذیت و آزار و خوف از قتل، به فرمان امام هادی(ع) از سامرا به ری -که از مقر‌های اساسی عباسیان بود- مهاجرت کرد. بعضی هم نقل کرده‌اند به قصد زیارت قبر امام رضا(ع) به قصد خراسان مهاجرت کرد و در ری برای زیارت حمزة بن موسی بن جعفر توقف کرد و در آن‌جا از دید خارج شد.[۲۰]

نجاشی به گزارش احمد بن محمد بن خالد برقی نقل نموده است که عبدالعظیم در هم اکنون گریزو فرار از فرمانروا، به ری آمد و در سرداب منزل یک کدام از شیعه‌ها در محله «سِکة المَوالی» (کوچه و محله دوستان اهل‌بیت) سکنی گزید. وی در به عبارتی سرداب به عبادت می‌پرداخت، روز را روزه می‌گرفت و شب را به عبادت می گذراند. او مخفیانه از خانه خارج می‌آمد و به زیارت قبری می رفت که آن را قبر یکی‌از فرزندان موسی بن جعفر می‌دانست. پیوسته در آن سرداب بود و خبر ورود وی به شیعه‌ها آل محمد یکی از بعد از دیگری می سید تا اکثر شیعه ها با او آشنا شدند.[۲۱]

بازدید : 24
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 12:52

دارای اسم و رسم به سلار دیلمی از فقیهان قرن پنجم قمری، محصل روضه خوان اثرگذار(۳۳۸ق ـ ۴۱۳ق) و سید مرتضی (۳۵۵-۴۳۶ق) و معاصر روحانی طوسی و ابوالصلاح حلبی بود. صرفا کتاب چاپ گردیده او المراسم در فقه امامیه میباشد. سلار در ۴۴۸ق درگذشت و قبری منسوب به وی در خسرو شهر، مجاورت تبریز، شمال غرب کشور ایران جای‌دارد. منزلت سلار،حسن بن یوسف حلی (درگذشت:۷۲۶ق) در خلاصة الاقوال سلار دیلمی را از فقهای متقدم و ثقه در فقه و وقار تیتر نموده آدرس مسجد توفیق مشهد است.[۱]

معاش حمزه بن عبدالعزیز، دارای اسم و رسم به سالار و سلار و دارنده لقب ابویَعلی بود.[۲] تاریخ تولد، مجال هجرت، تزویج و همسر و فرزند/فرزندان احتمالی سلار در منابع جان دار نیامده میباشد. خلیل صَفدی (۶۹۶-۷۶۴ق)، اديب و مورخ، در کتاب الوافی بالوفیات، اورا نَحوی خوانده و تاریخ درگذشتش را ۴۴۸ق نوشته میباشد.[۳] به نوشته آقابزرگ تهرانی سلار در خسرو شهر، مجاورت تبریز، شمال‌غرب کشور‌ایران دفن رزرو مسجد توفیق مشهد شد‌ه‌است.[۴]

علامه حلی برای سلار کتاب‌های مراسم (در فقه)، مقنع (در سخن)، تقريب (در اصول فقه) و تذکره (در واقعیت جوهر و عَرَض) را ذکر شده میباشد. وی هم‌اینگونه یادآور گردیده سلار در رد سخنان ابوالحسین بصری که علیه عقاید شیعه مطالبی را گفته بود، نوشته‌ای داشت.[۵] ابن‌داود حلی (درگذشت:بعداز ۷۰۷ق) کتابی را با اسم ابواب و فصول (در فقه) از اثرها وی دانسته میباشد.[۶] در کتاب الذریعة الی تصانیف الشیعة کتابی با اسم المسائل السلاریه گزارش گردیده که دربرگیرنده سوال‌های کلامی سلار از سید مرتضی و پاسخ‌های وی میباشد.[۷] این نوشته و کتاب مراسم، فقط اثرهای جان دار سلار میباشد و هم‌اینگونه مراسم چاپ شماره مسجد توفیق مشهد شد‌ه‌است.

کنگره بزرگداشت کنگره ملی روضه خوان سلار در دانشکده تبریز، خرداد ماه ۱۳۹۳اداره آحاد اوقاف استان آذربایجان شرقی کشور‌ایران، در ۲۷ خرداد ماه ۱۳۹۳ش، در کالج تبریز، کنگره‌ای را برای بزرگداشت روحانی سلار برگزار کرد.[۸] در‌این کنگره نوری همدانی، سخنرانی کرد و جعفر سبحانی و عبدالله جوادی آملی پیام مسجد طالقانی مشهد فرستادند.[۹]

استادان
محمد بن محمد بن نعمان دارای اسم و رسم به روحانی اثرگذار (درگذشت: ۴۱۳ق).
علی بن حسین، پر اسم و رسم به سید مرتضی (درگذشت: ۴۳۶ق).
شاگردان
ابو علی طوسی
عبدالله بن حسن بن حسین بن بابویه
حسن بن حسین بن بابویه
ابوالکرم خجسته بن فاخر نحوی
ابوالفتح عثمان بن جنی نحوی
ابوالصلاح تقی الدین
محمد بن علی بن عثمان
عبدالجبار بن عبدالله المقری الرازی
محمد بن عبدالرحمن بن احمد بن الحسین نیشابوری خزاعی
تالیفات

پانویس
حلی، خلاصة الاقوال،حلی، ۱۴۱۷ق، ص ۱۶۷.
اعیان الشیعه, ج۷, ص۱۷۰.
صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۶، ص۳۳، ۱۴۲۰ق.
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۲۰، ص۲۹۸.
حلی، خلاصة الاقوال،حلی، ۱۴۱۷ق، ص ۱۶۷.
حلی، الرجال، ۱۳۹۲ق، ص۱۰۴.
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۲۲۳.
«گزارش تصویری کنگره روحانی سلار در سالن وحدت»، تارنما اداره موقوفات آذربایجان شرقی.
«همایش ملی روحانی سلار دیلمی»، خبرنامه اسمان حوزه، ۱۳۹۳ش، ش۳۹۳.

بازدید : 25
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 15:25


تَسْمیَةُ مَنْ قُتِلَ مَعَ الحُسَیْن بْن عَلیّ علیه‌السّلام مِنْ وُلْده و إخْوَته و أهْله و شیعَته (به‌معنای اسم فرزندان و برادران و خانواده و یاران امام حسین(ع) که با وی کشته شدند) رساله‌ای مختصر، تاثیر فضیل بن زبیر کوفی که در قرن دوم هجری نگاشته گردیده است. تالیف کننده درین تاثیر، ۱۰۶ نفر از شهدای کربلا و در مواقعی، قاتلان آنها را معرفی آدرس مسجد توفیق مشهد نموده است.

درباره مؤلف
فضیل بن زبیر بن عمرو کوفی اسدی پر اسم و رسم به الرَسّان[۱] از یاران و راویان امام باقر(ع) و امام درست گو(ع) میباشد.[۲] وی و برادرش عبد و بنده الله از محدثان شیعه به‌شمار میروند که در قیام زید بن علی نیز کمپانی داشتند.[۳] از این رو او را جزو زیدیان رزرو مسجد توفیق مشهد شمرده‌اند.[۴]

تکثیر و ترجمه
ظاهراً او‌لین ورژن از «تسمیة اینجانب قتل» در کتاب «الامالی الخمیسیة» نوشتن المرشد بالله یحیی بن حسین(۴۹۹ق) نقل شد‌ه‌است؛[۵] بعد از آن به عبارتی کتابچه فضیل، بوسیله حمید بن احمد (۶۵۲ق) در کتاب «الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیة» گزارش گردیده‌است.[۶] در سال ۱۴۰۶ق، سید محمدرضا حسینی جلالی با تحقیقی که اجرا داده، این کتابچه را در فصلنامه تراثنا به چاپ شماره مسجد توفیق مشهد رسانده میباشد.[۷]

عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، «تسمیة اینجانب قتل مع الحسین» را یار و همدم دو کتاب ابصار العین و نفثة المصدور ترجمه کرده و هر سه را در کتابی به لهجه فارسی به عنوان «سه مقتل بیان کننده در حماسه عاشورا» منتشر نموده است.[۸] مسجد طالقانی مشهد طریق تألیف و محتوا
فضیل بن زبیر در‌این تاثیر، از ۱۰۶ نفر شهید کربلا، هم از اهل‌بیت(ع) و نیز از اصحاب مذکور که ۲۰ نفرشان از اهل‌بیت و سایر از اصحاب امام می باشند.[۹]
مقصود مؤلف تنها ذکر اسم شهدای کربلا و گاهی هم بیان اسم قاتلان آن ها بوده و غیر از این را هم بیان نکرده میباشد؛ مگر در یکی از دو آیتم مانند علی‌اصغر که توضیحی درباره وی می پردازد. در نقطه نهایی رساله هم مطالب کوتاهی درباره اتفاق ها بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) آورده میباشد. به‌اقتضای کوتاه‌بودن کتاب، مؤلف از منابع و راویان خویش حافظه نکرده، البته محمدرضا حسینی جلالی پژوهشگر کتاب به گواهی آن در پیشگفتار اشاره نموده است.[۱۰]


کتاب سه مقتل بیان کننده در حماسه عاشورا
به‌گفته بخشایشی، معنی کننده کتاب، فضیل بن زبیر در کتابت این کتاب از منابع متعدد کتبی و شفاهی به کار گیری کرده و اصحاب امام حسین(ع) در هیچ منبع دیگری بدین شکل و چگونگی، توده نشده میباشد.[۱۱]

بیان یک‌سری نکته
ابن زبیر در کتابچه خویش برخی اسم‌های مُتَفَرِّد را بیان کرده که در تاریخ و منابع مرتبط با عاشورا هیچ کجا به اسامی آن ها اشاره هم نشده میباشد،[۱۲] کسانی همچون سلیمان بن ربیعه، ضُباب بن عامر، قاسم بن بِشْر، هُمام بن سَلَمه، هفهاف بن مهند راسبی.[۱۳]
فضیل‌ بن زبیر در کتابچه خویش اسم بعضا از شهدا و اشخاص حاضر در کربلا همچون بریر بن حضیر[۱۴] و دو اخوی عبدالله بن عزره و عبدالرحمن بن عزره[۱۵] را ضبط نکرده میباشد.
فضیل در کتاب خویش اسم برخی از اشخاص حاضر در رخداد کربلا که درباره اینکه از شهدای کربلا بوده یا این که از سپاهیان قدمت بن سعد اختلاف‌حیث وجود داراست را ضبط نموده است، کسانی همچون مُهاجِر بن اوس، کثیر بن عبدالله، دیده نشده بن حَیّ، عبدالله بن قیس، سلیمان بن رَبیعه، ابو الحتوف[۱۶]
برخی گزارش‌ها درین کتاب برخلاف گزارش دارای شهرت میباشد مانند کیفیت کشته شدن علی اصغر(عبدالله بن حسین)که براساس این کتاب این طفل در کربلا به عالم آمده میباشد و وقتی که او‌را به امام حسین(ع) دادند و امام او‌را در شرایط نشسته در بغل گرفت و رطوبت دهانش را به وی منتقل تشکیل داد و عبدالله نامیدش در همین هنگام حرمله با تیری اورا به شهید شدن رساند.[۱۷]
پانویس
حسینی، «تسمیة اینجانب قتل مع الحسین علیه‌السلام»، ص۱۳۰.
حسینی، «تسمیة اینجانب قتل مع الحسین علیه‌السلام»، ص۱۲۸.
حسینی، «تسمیة اینجانب قتل مع الحسین علیه‌السلام»، ص۱۳۳-۱۳۴.
حسینی، «تسمیة اینجانب قتل مع الحسین علیه‌السلام»، ص۱۳۸.
المرشد بالله، الامالی الخمیسیة، ۱۴۰۳ق، ص۱۷۰.
ابن احمد، الحدائق الوردیة، ۱۴۰۵ق، ص۱۱۷.
حسینی جلالی، تسمیة اینجانب قتل، ۱۴۰۶ق، فصلنامه تراثنا، العدد الثانی.
عقیقی بخشایشی، سه مقتل بیان کننده در حماسه عاشورا، ۱۳۸۲ش

بازدید : 40
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:18

حُکَیم بن جَبَله (شهید شدن در سال ۳۶ قمری)، از اصحاب حضرت علی(ع) بود که در کودتا علیه عثمان نقش داشت. وی بعداز قتل عثمان، زبیر را به بیعت با امام علی(ع) وادار کرد. حکیم، قبل از مبارزه جمل فرماندهی نظامیان بصره را برعهده داشت. وی با لشکریان طلحه و زبیر در بصره یا این که قربت آن جنگید و در‌این تضارب به شهیدشدن رسید. حضرت علی(ع) در مدحش شعری سرود و به وی کنیه رجل پارسا اعطا آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.

نسب
نسب حکیم بن جبله(جبل) به عبدالقیس می رسد. از این‌رو به عبدی آوازه یافته میباشد.[۱] وی در طی رسول به جهان آمده البته گزارشی از اینکه از رسول حدیث شنیده باشد یا این که اورا چشم باشد نیست.[۲] وی مردی پارسا و موحد بود و قومش سخن او‌را می‌پذیرفتند.[۳] برادرش اشرف بن جبله از اصحاب امام علی(ع) بود که قبل از پیکار جمل در زد خورد با اصحاب جمل شهید شدن رزرو مسجد توفیق مشهد رسید.[۴]

زمان خلافت عثمان
وقتی که عثمان در سال ۲۳ هجری قمری به خلافت رسید عبدالله بن عامر را به ولایت بصره گماشت، از وی خواست تا شخصی را برای پژوهش ها به سِند (مرز هند) گسیل داراست. وی، حکیم را برای این شغل برگزید. حکیم به آنجا رفت.[۵] وقتی که به بصره برگشت ابن‌عامر اورا نزد عثمان ارسال کرد، عثمان از وی درباره حالت آن دیار پرسید، حكیم آنجا را تعریف و عثمان کسی را به آنجا شماره مسجد توفیق مشهد نفرستاد.[۶]

طبری، به گزارش سیف بن قدمت ضبّی در رویدادها سال ۳۳ق آورده میباشد که حکیم به یاروهمدم لشکریان اسلام به مبارزه رفت هنگام غفلت سربازان، خویش را از لشکر کنار کشید و در کشور عجم به آزار رسانی و غارت اهل عهده پرداخت بعد به بصره بازگشت. عموم آن مملکت به عثمان گلایه کردند وی از عبداللّه بن عامر خواست که حکیم و اشخاص دیگری که مانند وی به اذیت و آزار عموم میپردازند را زندانی نماید و عده ای که مثل وی می باشند دیگر از بصره بیرون نشوند.[۷] ابن عامر حکیم را زندانی کرد وی در زندان بود تا اینکه عبدالله بن سبأ وارد بصره شد و حکیم به وی پیوست.[۸] اما بعضا بر این باورند با دقت به اینکه حکیم در کودتا علیه عثمان نقش داشت، به احتمال، سیف بن قدمت این قصه را برای تخریب شخصیت وی جعل نموده مسجد طالقانی مشهد است.[۹]

کودتا علیه عثمان
نوشته ی علمیٔ مهم: قتل عثمان
حکیم، سرکردگی گروهی از شورشیان بصره علیه عثمان را بر ذمه داشت.[۱۰] در سال ۳۵ قمری، عثمان بعداز اقامه نماز، بر منبر رفت و خطاب به شورشیان ذکر کرد: اهل مدینه می دانند که نبی، شمارا لعن نموده است. محمد بن مَسْلَمه این گفته عثمان را تأیید کرد، البته حکیم، دست اورا گرفت و اورا نشاند.[۱۱] بعداز آنکه صاحب و مالک اشتر، که رهبری کوفیان را ذمه ‌دار بود، از محاصره منزل عثمان گوشه‌گیری کرد، حکیم بن جبله نیز از این عمل قیدش را زد.[۱۲]

حکیم عثمان را به خیال برخی از کارگزارانش مانند عبدالله بن عامر شماتت می کرد.[۱۳]

حکومت امام علی(ع)
نوشته‌علمیٔ اساسی: خلافت امام علی(ع)
بعداز کشته شدن عثمان، حکیم بن جبله، زبیر را که از بیعت با امام علی(ع) جلوگیری می کرد، به بیعت واداشت.[۱۴] بعداً زبیر داعیه کرد که دزدی از عبدالقیس خنجر برگردنش نهاده و او‌را به بیعت ناچار کرده،[۱۵] ولی روحانی اثر گذار بیعت اجباری زبیر را رد نموده است.[۱۶] بر پایه ی بعضی نقل‌ها وی کارگزار امام علی در بصره بوده میباشد.[۱۷]

زد خورد با اصحاب جمل و شهید شدن
بعد از انتصاب عثمان بن حنیف به ولایت بصره بوسیله امام علی(ع)، مسئولیت نظامیان بصره نیز به حکیم بن جبله واگذار شد.[۱۸]

در سال ۳۶ قمری، قبل از نبرد جمل، زبیر، طلحه و عایشه به سمت بصره جنبش کردند والی آنجا از طرف امام علی(ع) عثمان بن حنیف بود. اصحاب جمل در محلی به اسم چاه ابوموسی گردآوری شدند. زمانی خبر به بصره رسید، حکیم خواست به سوی آنها برود، البته عثمان بن حنیف نپذیرفت.[۱۹] عثمان بن حنیف، عمران بن حصین و ابوالاسود دوئلی را نزد آنها ارسال کرد تا از نزاع منصرفشان سازد اما سودی نبخشید[۲۰] آنگاه گروهی به فرماندهی حکیم‌ بن جبله را برای مبارزه به سوی آن ها ارسال کرد.[۲۱] بر مبنا گزارشی دو طرف بعد از زد خورد توافق کردند تا وقتیکه امام علی(ع) به بصره نیامده، با هم نجنگند.[۲۲] البته طلحه و طرفدارانش شبانه وارد قصر شدند و ۴۰ بدن از نگهبانان بیت‌المال را کشتند و عثمان بن حنیف را به اسارت گرفتند. فردای آن شب، حکیم با ۷۰۰ نفر در محلی به اسم زابوقه با آنها جنگید.[۲۳] در‌این پیکار ۷۰ نفر از خویشان عبدالقیس شهید شدند، پای حکیم جدا شد وی پای انقطاع گردیده خویش را به سمت قاتلش پرتاب کرد و وی زمین زمین خورد. حکیم کشان کشان خویش را به وی رساند و اورا کشت. بعد خویش نیز به شهید شدن رسید.[۲۴]

بازدید : 17
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:25


سید علی بن موسی بن جعفر بن طاووس دارای اسم و رسم به‌سید ابن طاووس (۵۸۹-۶۶۴ق)، از عالمان شیعه در قرن هفتم هجری قمری، مالک کتاب لُهوف (مقتل امام حسین (ع)) و نقیب شیعه ها در طول حکومت مغول بر بغداد. بعضا به وی به سبب ساز زهد، مراقبه فراوان و حالات عرفانی «جمال العارفین» آدرس مسجد توفیق مشهد گفته‌اند.

تمایل ابن‌طاووس بیشتراز هر موضوعی به مسائل اخلاقی و معنوی و بخصوص دعا و زیارت بود و تیم اثراتی با تیتر «تتمات مصباح المتهجد» به حرفه تحریر درآورد که کامل شدن مصباح المتهجد، تاثیر روحانی طوسی در مسئله دعاست. علامه حلی و روضه خوان یوسف سدیدالدین (بابا علامه حلی) از شاگردان علی بودند. کتابخانه سید بن طاووس که بالغ بر ۱۵۰۰ کتاب داشته میباشد یک تیم فردی شایان توجه رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.

معاش‌طومار
ابوالقاسم علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاووس ملقب به رضی‌الدین، از قوم طاووس بود؛ از این رو به‌سید ابن طاووس معروف میباشد.[۱] ابن طاووس پنج‌شنبه ۱۵ محرم سال ۵۸۹ق در شهر حلّه، مرزو بوم عراق چشم به جهان گشود.[۲] اورا ذوالحَسَبَین (هر کس دو نسب شریف دارااست) نیز خوانده‌اند؛ چون جد اعلای وی داود بن حسن مثنی، نوه پسری امام حسن (ع) و نوه دختری امام سجاد (ع) میباشد و از سادات حسنی ـ حسینی محسوب شماره مسجد توفیق مشهد میشود.[۳]

پدرش، موسی بن جعفر، از راویان حدیث میباشد که احادیث خویش را در کاغذ‌هایی نوشته بود و پس از وی، فرزندش آن‌ها را عده‌آوری نمود و با اسم فرقة الناظر و بهجة الخاطر مما رواه والدی موسی بن جعفر منتشر نمود. مامان وی دختر ورام بن ابی فراس، از علمای امامیه بود.[۴] همینطور مامان پدرش از نسل روحانی طوسی بود، سید بن طاووس، هنگام اشاره به ابن ابی‌فراس و روضه خوان طوسی، آنان‌را پدربزرگ خویش می‌نامید.[۵] برادرش احمد بن طاووس نیز از علمای زمان بود و بعد از وفات سید بن طاووس، نقابت شیعه ها را بر ذمه مسجد طالقانی مشهد گرفت.[۶]

ابن طاووس تحصیلات خویش را در حله شروع نمود و بعد از چندی از حله به کاظمین سفر کرد.[۷] وی آن گاه با دختر وزیر ناصر بن مهدی تزویج نمود و آن سیرتکامل که خویش میگوید به سبب ساز این وصلت مدتی زمانبر در بغداد سکونت گزید.[۸] طبق گزارشی وی ۱۵ سال در بغداد اقامت داشته میباشد.[۹] که بعضی آن را از حدود سال ۶۲۵ تا سال ۶۴۰ هجری قمری دانسته‌اند.[۱۰] بعداز آن به حله رجوع و برگشت[۱۱] و فرزند وی محمدمصطفی در آنجا دیده به جهان گشود[۱۲] چندین سال سپس به هم پا خانواده خویش به نجف و بعد از آن به کربلا سفر کرد و در هرکدام سه سال اقامت نمود.[۱۳] فرزند وی با اسم علی در سال ۶۴۷ هجری قمری در نجف چشم به جهان گشود[۱۴] و کتاب فرج المهموم را در سال ۶۵۰ در کربلا به اتمام رساند.[۱۵] ابن‌طاووس در سال ۶۵۲ق توشه دیگر به بغداد رجوع.[۱۶] و در سال ۶۶۱ق سرپرستی و نقابت علویان را از طرف هولاکو خان مغول عهده دار شد و تا مجال وفات خویش این منصب را بر ذمه داشت[۱۷] وی در دو‌شنبه ۵ ذی‌القعده، ۶۶۴ق در بغداد درگذشت.[۱۸]

بقاع‌ای در حله منسوب به سید بن طاووس میباشد[۱۹] ولی ابن فوطی (م ۷۲۳ق) در کتاب حادثه ها جامعه گفته میباشد که لاشه ابن طاووس بعد از مرگ به نجف منتقل شد و در کنار مرقد امام علی (ع) دفن شد.[۲۰] و سید ابن طاووس نیز در کتاب فلاح السائل نوشته میباشد که برای خودش قبری در کنار مرقد امام علی (ع) در زیر پای قبر بابا و مادرش به دلیل رعایت امر الهی بر طبق احترام به آنان فراهم کرده و بر فراهم‌سازی آن تحقیق نموده است.[۲۱]

بعضی احتمال داده‌اند که ضریح با اسم سید بن طاووس در حله وابسته به فرزند همنام وی یعنی رضی‌الدین علی بن علی بن موسی باشد، که در اسم، لقب و کنیه، با پدرش، اشتراک داشته میباشد.[۲۲]

تحصیلات

کتاب الیقین

کتاب فلاح السائل

کتاب مهج الدعوات


ابن‌طاووس علم آموزی را در شهر حله استارت و از بابا و جد خویش، ورام بن ابی فراس علم ها مقدماتی را یادگرفت. وی در معاش خودنوشت آورده که در علم آموزی فقه در پهنا یک‌سال آنچه را همدرسان وی در چندین سال قبل از آن علم آموزی نموده بودند، یادگرفت.[۲۳] علی به تعبیروتفسیر خودش، بعد از دو سال و نیم تعلیم فقه، خویش را از معلم بی‌نیاز مشاهده کرد.[۲۴] بعد ها وی مدتی در بغداد معاش کرد و در آنجا نیز به علم آموزی و درس دادن پرداخت.[۲۵]

اساتید
ابن‌طاووس در کتاب کشف المحجه از محجوب الدین محمد بن نمای حلی تحت عنوان معلم خویش در فقه ذکر شده میباشد.[۲۶] و محدث نوری در خاتمه مستدرک الوسائل،[۲۷] مستند به منابع، ده نفر را تحت عنوان مشایخ اذن سید بن طاووس یا این که اشخاصی که از آن ها نقل ماجرا کرده است، ذکر شده میباشد. این ده نفر عبارتند از:

حسین بن احمد سوراوی
علی بن یحیی بن علی خیاط
أسعد بن عبدالقاهر شفروه
با حجب و حیا الدین بن نما
سید فخار بن معد موسوی
محمد بن معد
حسن بن دربی
سلامت بن محفوظ
محمد بن عبداللّه ابن زهرة
یحیی بن محمد سوراوی
شاگردان
بعضی از شاگردان سید بن طاووس عبارتند از:[۲۸]

سدیدالدین حلی (بابا علامه حلی)
علامه حلی
حسن بن داوود حلی
عبدالکریم بن احمد بن طاووس
علی بن عیسی اربلی

بازدید : 36
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 15:50


احمد وائلی (۱۳۴۷-۱۴۲۴ق) روضه خوان، خطیب و شعر سرا شیعه اهل عراق. وی در خطابه مدل خاصی را پدید آورد و در سخنرانی‌های خویش در عین پای‎بندی به اصول مذهبی، به موضوعات متعدد علمی مربوط به مسائل جامعه می‌پرداخت. وائلی افزون بر تحصیلات حوزوی، تحصیلات کلاسیک را نیز تا مدت دکتری افزود. از وی تألیفات و دیوان اشعاری ارثیه آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

به دنیا آمدن و وفات
احمد وائلی در ۱۷ ربیع‌الاول ۱۳۴۷ق/۱۹۲۸م در نجف دیده به جهان گشود و در ۱۴ جمادی‌الاول ۱۴۲۴ق/۲۰۰۳م در کاظمین از عالم رفت. پیکر وی بعداز تشییع در شهرهای کاظمین، کربلا و نجف، در کنار مرقد کمیل بن زیاد (در شهر نجف) به خاک امانت رزرو مسجد توفیق مشهد شد.[۱]

تحصیلات
حوزوی: احمد وائلی در حوزه علمیه نجف به علم آموزی علم ها شرعی پرداخت و از درس سید محمدتقی حکیم، علی کشف کننده الغطا، محمدرضا مظفر و محمدتقی ایروانی بهره مند شد و در مرحله درس بیرون فقه و اصول نیز نزد سید ابوالقاسم خویی و سید محسن حکیم و سید محمدباقر صدر حصول دانش شماره مسجد توفیق مشهد کرد.
کلاسیک: او بعداز اتمام تحصیلات مقدماتی، در دانشگاه فقه در حرفه گویش عربی و علم ها اسلامی ادامه علم آموزی بخشید و در سال ۱۹۶۲م لیسانس گرفت و آن گاه به معهد الدراسات الاسلامیه متعلق به دانش کده بغداد رفت و در سال ۱۹۶۹م در حرفه علم ها اسلامی، فوق لیسانس اخذ کرد. وی برای کامل شدن تحصیلات خویش به دانش کده دارالعلوم در دانش گاه قاهره رفت و در سال ۱۹۷۲م در برهه زمانی دکتری سوا التحصیل شد و به طور همزمان در المعهد العالی للبحوث والدراسات العربیة متعلق به دانش گاه الدول العربیة درس اقتصاد مسجد طالقانی مشهد خواند.[۲]
عمل تبلیغی-سیاسی
احمد وائلی از ۱۴ سالگی بر منبر رفت و به سخنرانی فقاهتی پرداخت و بعداز مدتی به خطیبی معروف تبدیل شد. خصوصیت سخنرانی‌های وی، پرداختن به موضوعات مختلف علمی مربوط به مسائل جامعه بود. وی در عین پای‎بندی به اصول فقاهتی، ابداع داشت و نحوه خاص وی در خطابه الگویی برای سایر افراد شد. وی ذوق وسلیقه شعری نیز داشت و درباره اهل بیت و موضوعات سیاسی و اجتماعی شعر می‌سرود و توانست از رهگذر شعر بر جریانات وامور سیاسی واجتماعی تأثیر گذارد. وائلی در حادثه ها مختلف سیاسی عراق و به عنوان ها متفاوت شعر گفته میباشد مانند قصیده «خواب‌های کاذب» درمورد سوسیالیست‌ها وشعارهای آن‌ها، قصیده «با رودخانه تایمز» درباره اشغال عراق به‌دست بریتانیا و قصیده «بغداد» درباره وضع نابسامان عراق در سایه حکومت حزب بعث و همینطور قصاید دیگری درباره فلسطین و دیگر ایرادات عالم عرب و مسلمان ها.

وی بعد از آنکه وضع و اوضاع سیاسی عراق در سال ۱۹۷۸م برایش خطرآفرین شد، از عراق مسافرت کرد و دوران ۲۳ سال در سوریه، کشور‌ایران، کشورهای حوزه خلیج عجم و اروپا به کار خویش خاطر نشان کرد. بعد از سقوط حکومت صدام در سال ۲۰۰۳م وائلی به عراق رجوع و ۱۰ روز بعداز ورودش به عراق از جهان رفت.[۳]

تألیفات
هویة التشیع
نحو تعبیر و تفسیر علمی للقرآن الکریم
حفاظت عن الحقیقة
تجاربی اینجانب المنبر
اینجانب فقه الجنس فی قنواته المذهبیة
أحکام السجون میان الشریعة والقانون
استغلال الأجیر وموقف الإسلام منه
کتاب اشعار
پانویس
الشیخ الدکتور أحمد الوائلی.. حیاته وهمومه اینجانب علاوه بر أشعاره
الشیخ الدکتور أحمد الوائلی.. حیاته وهمومه اینجانب ضمن أشعاره
معاش‌طومار و اشعار سیاسی پزشک احمد وائلی، مقر اگاهی‌رسانی حوزه.
لینک و پیوند به خارج
مقر اینترنتی روحانی احمد وائلی
نبو
سخنرانان مذهبی شیعه
جمهوری اسلامی ایران
عبدالجلیل قزوینی رازی (متولد قرن ۵ق) • ملا حسین واعظ کاشفی (درگذشت ۹۱۰ق) • خطیب کرمانشاهی (درگذشت ۱۱۵۹ق) • ملا آقا دربندی (درگذشت ۱۲۶۸ق) • روحانی جعفر شوشتری (درگذشت ۱۳۰۳ق) • ملا علی تبریزی (درگذشت ۱۳۲۷ش) • پادشاه الواعظین شیرازی (درگذشت ۱۳۹۱ق) • علی شریعتی (درگذشت ۱۳۵۶ش) • احمد کافی (درگذشت ۱۳۵۷ش) • حسینعلی راشد (درگذشت ۱۳۵۹ش) • سید عبدالحسین دستغیب (درگذشت ۱۳۶۰ش) • سید صدرالدین بلاغی (درگذشت ۱۳۷۳ش) • محمدتقی فلسفی (درگذشت ۱۳۷۷ش) • فخرالدین حجازی (درگذشت ۱۳۸۶ش) • محمدعلی ناصری (متولد ۱۳۰۹ش) • محی‌الدین حائری شیرازی (درگذشت ۱۳۹۶ش) • سید ابوالقاسم شجاعی (درگذشت ۱۳۹۷ش) • سید محمد ضیاءآبادی (درگذشت ۱۳۹۹ش) • حسین انصاریان (متولد ۱۳۲۳

بازدید : 37
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:22


آخر و عاقبت

نگارگری علی بحرینی با قضیه ضربت‌میل کردن امام علی(ع)
حکومت امام علی(ع) چهار سال و نُه ماه زمان برد و با شهادتش نقطه نهایی یافت.[۱۹۰] نیروهای نظامی حکومت از نبرد خسته شدند، بینشان در گیر اختلاف ساخت‌و‌ساز شد و در مواقعی، از دستورهای علی(ع) قانون شکنی می‌کردند.[۱۹۱] معاویه با برخی فرماندهان نظامی حکومت (مانند اَشْعَث بن قَیْس) رابطه رمزّی برقرار کرد و با دادن بعضی هدایا و با وعده منصب‌های خوب در سپاهش، آن‌ها‌را به سرویس گرفت تا در سپاه امام علی خبرپراکنی‌‌پراکنی نماید و سپاهیان را بترسانند.[۱۹۲] با شهادت علی(ع)، اصحاب وی برای خلافت با امام حسن(ع) بیعت کردند.[۱۹۳] شش ماه بعداز حکومت علی(ع) و گوشه‌گیری امام حسن(ع) از خلافت، نبرد دربین مسلمانها به آخر رسید و با قاضی‌شدن مُعاویة بن اَبی‌سُفیان، یکپارچگی ظاهری به امت اسلامی رجوع.[۱۹۴] به گفته هِشام جُعَیْط، تاریخ‌پژوه اهل تونس، این یکپارچگی در قلب مسلمان ها ریشه نداشت و جریان‌های پنهانی علیه حکومت وقت فعال آدرس مسجد توفیق مشهد شد.[۱۹۵]

همینطور ملاحظه کنید: شهید شدن امام علی(ع)
توفیق یا این که باخت؟
اگرچه امام علی نتوانست در زمان حکومتش، به همگی هدف ها خویش دست یابد، البته توانست سیره حکومت نبوی را برای عموم، به خصوص برای عده ای که فرستاده(ص) را ندیده بودند، نماد دهد.[۱۹۶] امام علی(ع) با وجود اینکه نتوانست کلیه طرح‌های اصلاحی خویش را کاملا عملی نماید،[۱۹۷] البته بر طبق محاسبه مصطفی دلشاد تهرانی، از محققان حوزه نهج‌البلاغه، توفیق‌های چشمگیری حصول کرد و الگویی برای حکومت‌های آجل شد.[۱۹۸] پیامبر جعفریان، تاریخ‌پژوه شیعه، دلایل باخت ظاهری امام علی را اینگونه برشمرده میباشد: ریشه‌دار بودن خرابی و فتنه در جامعه آن روز، حالت آشفته قبایل عراق، قوت‌به دست آوردن شرایط رؤسای قبایل و عدم فایده‌گیری از ستم و ستمگران برای قوت‌بخشیدن رزرو مسجد توفیق مشهد به حکومت.[۱۹۹]

به گفته احمد امین از اندیشمندان مصری، علی بن ابی‌طالب به جهت تَقیُّدی که به سنت و نصوص فقاهتی داشت، در حکومتش ناکامی خورد. این در حالی میباشد که عُمَر بن خَطّاب و مُعاویة بن اَبی‌سُفیان در مواقعی برخلاف نصوص فقاهتی، به لحاظ و تشخیص خویش شغل کردند و غالب شدند؛[۲۰۰] چنان‌که بر طبق گزارش بعضا منابع اهل‌سنت، وقتی که به قدمت اعتراض شد که چرا برخلاف نبی، فاجران و منافقان را در شغل های حکومت به عمل گرفته میباشد، وی به‌کارگیری از نیروی آنها‌را ما یحتاج و گناهشان را برعهده خودشان دانست.[۲۰۱] ازاین‌رو علامه طباطبایی اندیشمند شیعه میگوید منافقان که در حین حکومت نبی به تقابل با وی می‌پرداختند، در طی سه خلیفه نخستین با اقتدار‌یافتن در دستگاه خلافت از مخالفت با حکومت اسلامی دست برداشتند و با مسلمان ها ملازمت و همراهی شماره مسجد توفیق مشهد کردند.[۲۰۲]

چرا امام علی(ع) برای سفت‌شدن حکومتش انعطاف آرم نداد؟
جعفر سبحانی، تاریخ‌نویس اعتقاد دارد حتی در‌حالتی که امام علی(ع) نسبت به خرابی معاویه انعطاف علامت می‌‌بخشید، خیر‌فقط اشتباهات حکومتش برطرف نمی‌شدند، که حتی بیشتر هم می‌شدند.[۲۰۳] به حیث او، در شکل ابقای معاویه بر حکومت شام، علی(ع) در به عبارتی روزهای ابتدا اکثر طرفدارانش را از دست می‌اعطا کرد؛ چراکه آن‌ها به سبب ساز ستم‌ها و ناعدالتی‌هایی که از کارگزاران عثمان متحمل گردیده بودند، دست به انقلاب زده بودند و ابقای کارگزاران عثمان، آن ها را سرخورده میکرد.[۲۰۴] از طرفی دیگر، ابقای موقتا معاویه نیز نمی‌توانست از مخالفت وی با خلافت علی(ع) بکاهد؛ چون معاویه شخصی زیرک و سیاستمدار بود و متوجه آن می شد.[۲۰۵] سبحانی قتل عثمان را مطرح ترین زمان برای معاویه می‌دانست که در‌حالتی که در به عبارتی روزهای در آغاز از آن به کار گیری نمیکرد، برای مدام آن را از دست می‌اعطا مسجد طالقانی مشهد کرد.[۲۰۶]

بعضا از مورخان گفته‌اند امام علی به انگیزه آنکه در حکومت‌داری از کارشکنی و سیاست منفعت نگرفت، حکومتش متزلزل شد.[۲۰۷] ویلفرد مادلونگ، شیعه‌پژوه آلمانی نیز امام علی را در سیاست، شخصی بی آلایش و فارغ از آتی‌نگری خوانده میباشد؛ چراکه وی به سخنان ابن‌عباس که پیشنهاد کرده بود برای پرهیز از ایرادات، معاویه را عزل نکند دقت نکرد.[۲۰۸] در مقابل، حَسَن زَیْن، تاریخ‌پژوه لبنانی می گوید با تحقیق تاریخ می‌اقتدار فهمید کلیه مبادرت‌های امام علی برای دورکردن خرابی از حکومت، هرچند سبب به ازبین‌رفتن حکومت خودش شد، صحیح بوده میباشد.[۲۰۹] به‌یقین وی، امام علی با دیده‌پوشی نکردن از معاویه و کارگزاران عثمان و نیز با جلوگیری از دادن بعضی منصب‌ها به طلحه و زبیر توانست حکومتی بر محور اصول و قیمت‌های اسلامی تولید نماید که مثال‌ای درست از حکومت اسلامی باشد تا در عصرهای بعد از آن سر مشق قرار بگیرد و از آن تاسی خواهد شد.[۲۱۰]

تک‌‌نگاری‌ها

کتاب الامام علی بن ابی‌طالب و تَجْرِبَةُ الحُکْم به مداد حَسَن زَیْن، تاریخ‌پژوه لبنانی.
درباره حکومت امام علی و چک رویدادهای آن، کتاب‌های مختلفی مندرج که برخی از آن ها اینگونه میباشد:

الامام علی بن ابی‌طالب و تَجْرِبَةُ الحُکْم: این کتاب را حَسَن زَیْن، متفحص تاریخ اهل لبنان، به گویش عربی نوشته میباشد.[۲۱۱] تالیف کننده، در‌این تاثیر، وضعیت و قضیه‌های به خلافت وصال امام علی و سیره حکومت‌داری او‌را نظارت نموده است.[۲۱۲] این کتاب به مداد امیر سلمانی رحیمی با تیتر «حکومت امام علی(ع)» به فارسی ترجمه شد‌ه‌است.[۲۱۳]
دولت آفتاب: مصطفی دلشاد تهرانی، دارای تخصص نهج‌البلاغه‌، تالیف کننده اهل ایران این کتاب میباشد.[۲۱۴] دلشاد تهرانی در‌این کتاب درنگ سیاسی و سیره حکمرانی علی بن ابی‌طالب را ارزیابی نموده است.[۲۱۵] وی در پیشگفتار کتاب موضوع صورت‌گیری حکومت علوی و آن‌گاه در شش نصیب، سیره امام علی را با تأکید بر نهج‌البلاغه پژوهش نموده است.[۲۱۶]
علی‌بن ابی‌طالب(ع) سُلطة الحق: این کتاب را عَزیز سید جاسِم، تالیف کننده عراقی، تألیف کرده و مطالب آن را راست گو جعفر الرَّوازق پژوهش کرده است.[۲۱۷] تالیف کننده، در‌این کتاب، شخصیت و سیره سیاسی علی بن ابی‌طالب را در یازده فصل گستردن می دهد.[۲۱۸] موسی علم آن را به فارسی ترجمه کرده و با تیتر «امام علی(ع) نشانه حکومت حق»، منتشر کرده است.[۲۱۹]
الامام علی(ع) فی رُؤْیَة النَهْج و روایة التاریخ: ابراهیم بَیْضون، معلم تاریخ عصر اسلامی کالج لبنان، مولف این کتاب میباشد.[۲۲۰] وی، درین تاثیر، رویدادهای زمانه امام علی را در چهار فصل مهم آنالیز کرده و رویدادها مرتبط با قبل از خلافت، پس از خلافت و نیز نمایی از حکومت و پندار سیاسی علی(ع) را رسم نموده است.[۲۲۱] علی‌اصغر محمدی سیجانی این کتاب را با تیتر «رفتارشناسی امام علی(ع) در آیینه تاریخ» به فارسی ترجمه نموده است.[۲۲۲]
جستارهای متعلق
بی صدا ۲۵ ساله

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 470
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه