loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 27
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 20:24


علی حمایت اشتهاردی (۱۳۰۰-۱۳۸۷ش) از فقیهان و عالمان خلق و خوی در حوزه علمیه قم. او دروس بهتر حوزوی را نزد عالمان طراز نخستین طی کرد و به جایگاه اجتهاد نائل شد. روحانی علی‌هواخواهی به‌عامل زهد و اخلاق و رویه متواضعانه، در بین طلاب و بزرگان حوزه زبانزد بود و کلاس رفتار وی از دروس شناخته‌گردیده حوزه علمیه قم به شمار آدرس مسجد توفیق مشهد می رفت.

معاش‌طومار
اشتهاردی در ۷ محرم سال ۱۳۴۰ق مصادف با ۱۳۰۰ش در اشتهارد کرج متولد شد. پدرش یوسف اسم داشت که در کودکیِ وی از جهان رفت و سرپرستی وی بر ذمه مامان به‌زمین‌ رزرو مسجد توفیق مشهد خورد.[۱]


اقامه نماز میت بر پیکر روضه خوان علی جانبداری اشتهاردی
وفات
علی‌حمایت اشتهاردی در شامگاه سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ش بعداز اقامه نماز جماعت مغرب در مکتب فیضیه در ادامه ایست قلبی درگذشت. پیکر وی بعد از تشییع و اقامه نماز میت به امامت آیت‌الله سبحانی در بقاع حضرت معصومه(س) به‌خاک شماره مسجد توفیق مشهد ودیعت شد.[۲]

به مناسبت درگذشت وی، شخصیت‌های سیاسی و علمی برای مثال رییس‌جمهور و رییس مجلس وقت،‌ پیام تسلیت صادر کردند. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، در پیام تسلیت خویش، او را فقید با تقوا و پرهیزگار و منتفع از سجایای اخلاقی و صلاح و سداد عملی مسجد طالقانی مشهد دانست. [۳]

تحصیلات
روضه خوان علی‌امان، برای آموزش علم ها عربی و علم حوزوی آغاز نزد حاج روضه خوان یحیی تقوی سپرد و در کنار وی کتاب‌های مقدمات، لمعه و تفصیل لمعه را فراگرفت. بعد از سپری شد این روزگار، برای ادامه علم آموزی وارد حوزه علمیه قم شد؛ اما به جهت اختناق زمانه رضاخان به مجبور مجدد به اشتهارد رجوع و مجدداً پای درس روضه خوان یحیی تقوی حاضر شد. وی در سال ۱۳۲۰ش مجدد برای ادامه علم آموزی عازم شهر قم شد و با کامل شدن سطح های بهتر حوزه علمیه به علم آموزی درس بیرون حوزه علمیه پرداخت و به رده اجتهاد نایل آمد.[۴]

اساتید
اشتهاردی درس خلق را نزد امام خمینی و درس فلسفه را نیز نزد علامه طباطبایی گذارند.[۵] برخی از اساتید سطح های بهتر وی از این قرار میباشد:

آیت‌الله مرعشی نجفی
مرتضی حائری یزدی
حجت کوه‌کمره‌ای
محمد تقی خوانساری
آیت‌الله بروجردی
محمدعلی اراکی
سید محمدرضا گلپایگانی
آیت‌الله قائینی
محمدعلی حائری کرمانی
سید احمد خوانساری

روضه خوان علی هواخواهی اشتهاردی در بقعه حضرت معصومه
خصوصیت‌های اخلاقی
اشتهاردی دارنده فضیلت ها اخلاقی ویژه‌ای بود و از این جهت بین کلیه قشرها حوزوی، مورد قبول و نزد علما و اساتید، دارنده رده خاصی بود. او دارنده وارستگی و تواضع بود و همگان معاش معمولی و بی‌تکلف اورا به دلیل معاشرت‌ها و برخوردها شاهد بودند.[۶]

بازدید : 22
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 13:47


دیگر برمکیان
در منابع از برمکیان دیگری مانند معاویه،[۴۴] حسن و سلیمان فرزندان برمک،[۴۵] محمد فرزند خالد،[۴۶] ابراهیم، موسی و محمد فرزندان یحیی[۴۷] و دیگر نوادگان برمکیان[۴۸] خاطر شد‌ه‌است، البته به انگیزه نقش کمرنگ وی در حادثه ها تاریخی داده ها متعددی راجع‌به آن‌ها ارائه آدرس مسجد توفیق مشهد نشده میباشد.

ارتباط برمکیان با علویان
در امر ارتباط برمکیان با علویان و نیز امام موسی کاظم علیه السلام که معاصر آنها بود جمله‌های متفاوتی وجود دارااست. در بعضی از گزارشها یحیی بن خالد از منصور عباسی خواست باتوجه به نماز قرائت حضرت علی(ع) در حیاط مدائن از تخریب آن پرهیز نماید.[۴۹] مطابق گزارشی دیگر وقتی که هارون، ادب‌بن‌یحیی را مأمور سرکوب کودتا یحیی بن رزرو مسجد توفیق مشهد عبدالله علوی کرد،

یحیی برمکی به فرزندش هشدار اعطا کرد که از ریختن خون فرزند پیامبر پروردگار اجتناب نماید و با دقت بدین که برمکیان تبهکار به تشیع می باشند مسئله را با مصالحه فیصله دهد،[۵۰] وی همینطور به فرزند دیگرش، جعفر توصیه کرد تا یحیی علوی را از زندان آزاد نماید[۵۱] و خویش نیز به علوی ذکر شده یاری مالی شماره مسجد توفیق مشهد کرد.[۵۲]

روحانی موثر یحیی را به دست داشتن در دغدغه امام موسی بن جعفر(ع) جنایتکار می‌نماید. وی نوشته میباشد یحیی به دلیل رقابت با محمد بن اشعث و با اگاهی از امامی بودن او، از تنگ‌دستی علی بن اسماعیل، نوه امام درست گو(ع) سوء استفاده نمود و با دادن هدایایی به وی، او را به بدگویی از امام نزد هارون ترغیب کرد و همین فرمان باعث به دستگیری و شهیدشدن امام شد.[۵۳] در مکان دیگر، موثر گزارش داده میباشد زمانی که موسی بن جعفر(ع) در زندان هارون بود، هارون فرمان قتل اورا به فضل و ادب ابلاغ کرد. ادب‌بن‌یحیی از اعمال آن امتناع ورزید و آیتم خشم هارون قرار گرفته و شلاق خورد.[۵۴] مسمومیت و مرگ ادریس بن عبدالله (مؤسس سلسله ادریسیان) نیز به یحیی منسوب مسجد طالقانی مشهد شده میباشد.[۵۵]

سقوط
هارون بعد از رجوع از حج (سال ۱۸۶ق) در شب نخستین محرم سال ۱۸۷ق. فرمان قتل جعفر و زندانی شدن یحیی و ادب و مصادره اموال آنها‌را صادر کرد. رازِ جعفر در شهر انبار به دست مسرور خادم مستقل گردیده و بدنش قطعه قطعه شد و هر کدام در جایی از بغداد آویخته شد.[۵۶] یحیی و ادب نیز زندانی شدند تا این که یحیی در سال ۱۹۰ق در زندان درگذشت و جسدش در رقه در کنار فرات دفن شد.[۵۷] ادب نیز در زندان و به سال ۱۹۳ق. درگذشت.[۵۸] به امر هارون، محمد بن‌خالد و فرزندان و وابستگان او که در کارها دولت و وزارت دخالت چندانی نداشتند، به هم پا فرزندان خردسال ادب و جعفر جانبداری داده شدند.[۵۹]

سقوط برمکیان به انگیزه عدم بازگویی انگیزه آن به وسیله هارون از نقاط نامفهوم تاریخ میباشد که ارائه آنالیز‌های مختلف و گاه متناقضی را منجر گردیده است. برخی از مورخان ماجرای وصلت جعفر با عباسه خواهر هارون به شرط آن که لینک صوری باشد و عهدشکنی جعفر و میلاد دو فرزند و معاش مخفیانه آن‌ها را انگیزه سقوط برمکیان دانسته‌اند[۶۰] برخی نیز این انگیزه را درست ندانسته‌اند.[۶۱] گروهی دیگر پرهیز فضل و ادب را از دادن قسمتی از درآمد عجم به هارون، انگیزه خشم وی دانسته‌اند.[۶۲] عشق و علاقه و رابطه برمکیان با علویان و آزادی بعضا از زندانیان وی بوسیله برمکیان نیز انگیزه رویگردانی هارون و عقوبت وی مذکور میباشد.[۶۳] بعضی از منابع از نفرین امام رضا(ع) در حق برمکیان در عرفه و سقوط وی در به عبارتی سال حافظه کرده‌اند.[۶۴] بدگویی معارضان ورقیبانی از کارگزاران هارون زیرا علی بن عیسی یزدانیرود، منصور بن زیاد، جعفر بن محمد بن اشعث و فضل و ادب بن ربیع،[۶۵] نفوذ برمکیان به ویژه فضل و ادب در سپاه خراسان[۶۶] نیز از انگیزه‌هایی میباشد که برای این رخداد نقل شده میباشد.

پانویس

بازدید : 20
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 11:25

قبیله خاتون‌آبادی؛ از خویشاوندان‌های علمی معروف و پرنفوذ در اصفهان و طهران بودند که منصب قانونی امامت آدینه طهران و اصفهان را در‌این دو شهر (اصفهان: قرن دوازدهم تا قرن چهاردهم، طهران: قرن سیزدهم تا انقلاب اسلامی) در دست داشتند. سیده نصرت امین، از بانوان نام دار این بستگان میباشد. اجداد آن‌ها از سادات مستقر مدینه بودند که به دعوت حکم کننده خراسان به مشهد و بعد از آن تنی چند از آنان به قم و اصفهان سفر آدرس مسجد توفیق مشهد کردند.

نسب
اجداد آنان از ساداتِ حسینی مستقر در مدینه بوده و نسبشان به حَسَنِ اَفْطَس،(حسن بن علی بن علی بن الحسین) نوه امام زین العابدین(ع)، میرسد. یکی‌از این سادات به اسم حسن به دعوت حکم دهنده خراسان به مشهد رفت، دختر حکم دهنده را به همسری گرفت و نقیب النقبای خراسان شد. بعد از وفات او فرزندانش به قم و آن‌گاه تنی چند از آن‌ها به اصفهان رفتند، به عنوان مثال عمادالدین بن حسن بن جلال الدین که سرسلسله خویشان خاتون‌آبادی میباشد.[۱] به دنبال بروز طاعون در اصفهان، عمادالدین به خاتون آباد، از روستاهای اصفهان، رفت و تا نقطه پایان قدمت در آنجا ماند. ازاینرو اولاد و احفادش خاتون‌آبادی خوانده رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده‌اند.[۲]

مشاهیر

میر عبدالحسین خاتون‌آبادی فرزند میر محمدباقر، از مورخان بعدازظهر صفویه بود. وی از شاگردان محمدتقی مجلسی، محمدباقر سبزواری، رفیعا نایینی و ملا حسین بروجردی بود.[۳] مشهورترین تاثیر وی کتاب اتفاق ها السنین و الاعوام میباشد. وی درین کتاب ضمن تصویب اتفاق ها، به اختصار به معرفی کتبی که به دستش رسیده میباشد هم پرداخته میباشد. خاتون‌ابادی نوشتن این تاثیر را در رمضان سال ۱۰۹۷ ق آغاز کرده و تا حدود سال ۱۱۰۵ هجری که سال وفات اوست همچنان به تألیف آن درگیر بوده میباشد. بعداز وی فرزندانش قسمت‌هایی را به آن شماره مسجد توفیق مشهد افزوده‌اند. [۴]

محمدصالح خاتون‌آبادی، روحانی الاسلام اصفهان و داماد محمدباقر مجلسی، و اول امام آدینه اصفهان از قوم و قبیله خاتون‌آبادی میباشد. سید محمدمهدی خاتون‌آبادی فرزند سیدمرتضی خاتون‌ابادی و نوه محمدمهدی خاتون‌ابادی، در ۱۱۸۵ یا این که ۱۱۸۶ق چشم به جهان گشود. وی از عالمان فقاهتی بود و در اصفهان به درس دادن و اقامه جماعت اشتغال داشت. فتحعلی فرمانروا قاجار بعد از وفات امام آدینه طهران، در ۱۲۳۶ ق. او را به طهران فراخواند و به امامت آدینه این شهر منصوب کرد. وی به آقابزرگ ملقب بود. سیدمحمدمهدی در ۱۲۶۳ق درگذشت و در نجف به خاک ودیعه مسجد طالقانی مشهد شد.[۵]

میرزا ابوالقاسم خاتون‌آبادی، دارای اسم و رسم به آقا، بعداز برگشت به طهران به درس دادن و تصدی کارها فقاهتی عموم پرداخت و بعد از وفات عمویش، محمدشاه قاجار اورا به امامت آدینه طهران منصوب کرد. او در ۱۲۷۰ یا این که ۱۲۷۱ درگذشت و در حوالی ری به خاک ودیعه شد.[۶] فرزند میرزا ابوالقاسم، زین العابدین، در ۱۲۶۱ چشم به جهان گشود. بعد از وفات پدرش، زیرا زین العابدین خردسال بود عمویش، مرتضی صدرالعلما، تا ۱۲۸۰ نماز آدینه را اقامه کرد و از آن پس، امامت آدینه به وی واگذار شد. اصلی ترین پسر زین العابدین، میرزاابوالقاسم، در ۱۲۸۲ دیده به جهان گشود. در ۱۳۰۴ به نجف رفت و نزد حبیب الله رشتی و شریعت اصفهانی درس خواند. وی داماد مظفرالدین فرمان روا شد و بعد از وفات بابا، به امامت آدینه طهران منصوب شوید و در۱۳۰۶ش درگذشت.[۷]
سیدحسن امامی، در ۱۲۸۱ش در طهران چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در مکتب‌ای روسی طی کرد و بعد برای آموزش علم ها شرعی به نجف رفت. در ۱۳۰۷ش برای علم آموزی در فن حقوق و دستمزد عازم سوئیس شد و بعد از دریافت رتبه دکتری این فن و برگشت به کشور ایران، افزون بر ذمه دار شدن مناصب قضایی، به درس دادن حقوق و دستمزد در دانشکده پرداخت. وی ضمن امامت آدینه طهران، نمایندگی و سر گروهی زمان هفدهم مجلس شورای ملی را برعهده داشت که در‌پی برخی اتفاق ها سیاسی و اعتراض عموم به سعی وی در ملازمت و همراهی با حکومت، در ۱۳۳۱ش از سر گروهی مجلس استعفا بخشید و مدتی در فارغ جمهوری اسلامی ایران به رمز موفقیت.[۸] سیدحسن امامی پیش از انقلاب اسلامی از کشور‌ایران بیرون شد و در ۱۳۵۸ش در ژنو درگذشت. او واپسین امام آدینه طهران از خویشان خاتون‌آبادی میباشد.[۹]

بازدید : 23
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:41


محمدکاظم خراسانی (۱۲۵۵-۱۳۲۹ق) دارای شهرت به آخوند خراسانی از مراجع تاسی شیعه و عالمان اصول فقه در قرن چهاردهم قمری بود. وی مؤلف کتاب کفایة الاصول و از حامیان اساسی نهضت مشروطه کشور ایران بود. وی مشروطه را وسیله‌ای برای خودداری از ظلم و ستم به عموم می‌دانست و کمپانی در‌این تکان را بر همگی مسلمانها، واجب می‌دانست. آخوند بعد از به توپ مسدود شدن مجلس در ۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ق بوسیله محمدعلی فرمان روا، حکم جهاد و جنگ علیه استبداد آدرس مسجد توفیق مشهد وی بخشید.

محمدحسین غروی نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین طباطبایی بروجردی، سید حسین طباطبایی قمی و محمدحسین کشف کننده‌الغطاء از شاگردان وی رزرو مسجد توفیق مشهد بودند.

معاش
آخوند خراسانی در سال ۱۲۵۵ق در مشهد دیده به جهان گشود. پدرش، ملا حسین هروی، شیخ اهل هرات بود که پیش از به دنیاآمدن پسرش به مشهد سفر شماره مسجد توفیق مشهد کرد.[۱]

محمدکاظم خراسانی در سحرگاه سه شنبه ۲۰ ذی‌الحجه ۱۳۲۹ق، در خانه خویش، بعد از اقامه نماز صبح در ۷۴ سالگی درگذشت.[۲] بعضی مرگ اورا بر تاثیر مسمومیت مسجد طالقانی مشهد دانسته‌اند.[۳]

بعد از تشییع، عبدالله مازندرانی بر پیکر او نماز گزارد و در بقاع حبیب الله رشتی بنا شده در صحن بقاع امیرالمومنین به خاک ودیعه شد.[۴]
آخوند خراسانی به جهت فوت همسرانش، چهار توشه وصلت کرد. وی از همسر دوم دارنده چهار فرزند و از همسر سوم، دو فرزند داشت. چهارمی و واپسین همسر آخوند سال‌ها بعد از او زنده بود و در سن نود سالگی درگذشت.[۵]

مهدی کفایی خراسانی: اولی فرزند آخوند بود که در اداره شئون اجتماعی پدرش نقش مؤثر داشت.
محمد کفایی خراسانی: پر اسم و رسم به آقازاده دومی فرزند آخوند بود. وی که از علمای نجف بود در محرم ۱۳۲۵ق از نجف به مشهد مسافرت کرد و در رأس حوزه علمیه خراسان قرار گرفت. او سرنوشت در اتفاق مسجد گوهرشاد بازداشت شد و به طریق مشکوکی در طهران درگذشت.
احمد کفایی خراسانی: سو‌مین پسر آخوند بود وی از مجاورت‌ترین مشاوران محمد تقی شیرازی و از مبارزان علیه استعمار انگلیس در عراق بود و به همین خیال و خاطر دو توشه به اعدام محکوم شد. احمد کفایی خراسانی در سال ۱۳۴۲ق به مشهد مسافرت کرد و بعداز درگذشت برادرش محمد کفایی، زعامت حوزه علمیه خراسان را برعهده گرفت.
حسین کفایی خراسانی: چهارمی فرزند آخوند بود که بعد از رحلت اخوی بزرگش مهدی خراسانی متصدی مدرسه های سه گانه آخوند خراسانی در نجف شد.
حسن کفایی خراسانی: پنجمی فرزند آخوند بود که در مجلس مؤسسان اولیه حضور داشت، شش عصر نماینده عموم مشهد در مجلس شورای ملی بود و تحت عنوان سناتور خراسان به مجلس سنا رفت.[۶]
صرفا دختر آخوند به اسم زهرا همسر میرزا اسماعیل رشتی و عروس میرزا حبیب الله رشتی بود.[۷]
تحصیلات
محمدکاظم خراسانی، علم ها شرعی را در مشهد نزد بابا و دیگر عالمان آموخت. آنگاه در رجب ۱۲۷۷ق برای ادامه علم آموزی راهی نجف شد.[۸]

پیش از هجرت به نجف، آخوند خراسانی حدود سه ماه در سبزوار در درس فلسفه حاج ملا هادی سبزواری کمپانی کرد. بعد از وصال به طهران، مدتی در مکتب صدر ماند و نزد میرزا ابوالحسن جلوه و ملا حسین خوئی، فلسفه و حکمت یادگرفت.[۹]

اساتید
روضه خوان مرتضی انصاری: آخوند خراسانی بیش تر از دو سال دانش آموز روحانی اعظم بود.[۱۰]
میرزای شیرازی: آخوند خراسانی در درس‌های همگانی و نیز در درس‌های محرمانه وی کمپانی می کرد.
سیدعلی شوشتری: معلم اخلاق و رفتار خراسانی بود. آخوند یک سری سال در درس فقه وی نیز کمپانی کرد.[۱۱]
ملا حسینقلی همدانی[۱۲]
روحانی راضی نجفی از سایر اساتید آخوند در فقه و اصول فقه بود.[۱۳]
سید ابوالحسن جلوه را نیز از اساتیدآخوند خراسانی برشمرده‌اند.[۱۴]

درس دادن

آخوند خراسانی در مجلس درس
هنگامی میرزای شیرازی به سامراء سفر کرد، آخوند خراسانی در نجف مُدرسی پر اسم و رسم بود.[۱۵] اکثری از شاگردان میرزا که در نجف باقی‌مانده بودند، به پیشنهاد وی، در درس خراسانی که جانشین میرزای شیرازی شناخته میشد کمپانی می‌کردند.[۱۶]

با درگذشت محمدحسن شیرازی در ۱۳۱۲ قمری و رجوع و برگشت بخش اعظمی از حوزه سامرا به نجف و پیوستن بیشتر وی به درس خراسانی و نیز با رحلت عالمان معاصر او در عتبات، به ندرت منزلت خراسانی در جایگاه مدرس پر رنگ حوزه نجف، ثبت و درس وی گران قدر‌ترین حوزه درسی نجف شناخته شد.[۱۷]

در سفرنامه‌ای که در سال ۱۳۲۳ق نگاشته گردیده اینگونه آمده که در درس بیرون فقه او که در مسجد هندی برگزار می‌گردیده نسبتاًً ششصد تا هفتصد نفر حاضر می‌گردیده‌اند و در درس بیرون اصول فقه او که در مسجد طوسی برگزار می‌گردیده نسبتاًً هزار نفر بوده‌اند.[۱۸]


مجلس درس آخوند خراسانی.
آخوند خراسانی در برگزاری جلسات درس، بسیار جدّی بود و با هیچ عذری درس خویش را تعطیل نمی کرد؛ حتی‌در ماجرای سرایت وَبا در نجف، که بیشتر درس‌های حوزه علمیه تعطیل شد، درس خویش را حتی‌در روز درگذشت سه بدن از نزدیکانش، تعطیل نکرد.[۱۹]

در بعضی از سال‌ها که در نصفه ابتدا رجب برای زیارت به کربلا میرفت، در همانجا نیز درس دایر میکرد و در رمضان نیز که درس‌های متداول حوزه تعطیل بود، مباحثی مانند اصول عقاید یا این که کردار درس دادن میکرد.[۲۰]

خراسانی درس فقه را به گویش فارسی و درس اصول فقه را به گویش عربی می‌اعلام‌کرد.[۲۱]

بعد از درگذشت میرزای شیرازی و رجوع و برگشت بعضا از مقلدان وی به آخوند خراسانی، او برای پاسخگویی به استفتائات با حضور شاگردانش، به عنوان مثال سید ابوالحسن اصفهانی، محمد حسین غروی اصفهانی، سید حسین طباطبائی بروجردی، عبد و بنده الکریم حائری، آقا ضیا عراقی، آقا حسین قمی، میرزا محمدحسین نائینی مجلس مشورتی می‌گذاشتند.[۲

بازدید : 23
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 11:10

حسین‌محمد جعفری، تاریخ‌پژوه پاکستانی، اعتقاد دارد، عایشه، طَلْحه، زُبَیْر و بعد ها معاویه که حکومت علی و دوست داران او‌را خطری حقیقی و واقعی برای اشرافیت خویش می‌دیدند، انتقام خون عثمان را عذر و بهانه‌ای برای به دست آوردن حکمرانی از علی قرار دادند.[۳۳] امام علی(ع) در به عبارتی شروع خلافت به نماینده معاویه خاطرنشان کرد: به معاویه بگو که اینجانب از امیری او بر شام خشنود نیستم و عموم نیز هیچگاه به خلافت وی رضایت نخواهند بخشید.[۳۴] معاویه اصحاب جمل را به نبرد با علی(ع) تحریک می کرد،[۳۵] وی قبل از واقعه جمل به زبیر نوشت: از عموم شام برای وی بیعت گرفته میباشد، درصورتی که عراق را تصاحب نماید در شام مشکلی نخواهد داشت. زبیر از این طومار خشنود و دلگرم شد.[۳۶] معاویه بر آن بود تا یکی‌از شخصیت‌های سیاسی قریش به ویژه آنها را که در شوری حضور داشتند به خویش جذب نماید تا از وی افتتاح سیاسی نماید. امام به همین نکته اشاره کرده بود که قریشی‌هایی که در شام‌اند، هیچکدام در شورا پذیرفته نشده و خلافت برای آنها جایز وجود ندارد.[۳۷] معاویه در طومار‌ای به امام علی نیز موضوع شورا را مطرح آدرس مسجد توفیق مشهدکرد.[۳۸]

امام خواست تا عبدالله بن عباس را به حکومت شام بفرستد. به معاویه طومار نوشت و معاویه در جواب صرفا طومار‌ای سپید برای امام ارسال کرد و نماینده معاویه اعلام کرد از جانب مردمی می آید که معتقدند تو عثمان را کشته‌ای و جز به کشتن تو رضایت نمی‌دهند.[۳۹] معاویه با منفعت بردن از نزاع جمل و با استناد به تقابل طلحه، زبیر و عایشه، دخالت امام در قتل عثمان را بیشتر تبلیغ می کرد.[۴۰] بعداز پیکار جمل، امام در کوفه بومی شد؛ چون انتظار زد خورد با سپاه شام میرفت و این عمل از عراق برمی‌آمد. به جز شام دیگر بلاد با امام بیعت کرده بودند. امام در طومار‌هایی کوشید معاویه را به اطاعت قانع نماید. ولی معاویه با استناد به اینکه گماشته قدمت میباشد، از اطاعت رمز گشوده می‌زد.[۴۱] معاویه از امام خواست تا شام و مصر را به وی واگذارد و بعد از وی بیعت کسی را برعهده‌اش نگذارد و در مقابل وی با امام بیعت می‌نماید. امام در جواب اعلام کرد «لم یکن الله لیرانی اتخذ المضلین عضدا» «آفریدگار منرا نبیند آن روز که گمراهان را یار و همدم خود قرار داده رزرو مسجد توفیق مشهد باشم.»[۴۲]

معاویه در سخنی در شام اعلام‌کرد: «برای چه علی در خلافت رفیعتر از اینجانب میباشد؟ در صورتیکه حجاز با وی بیعت نموده است، شام با اینجانب بیعت کرده. حجاز و شام موازی میباشد.» وی در طومار‌ای همین کلمه ها را به امام نوشت: «تا زمانی عموم حجاز ملاحظه حق را می‌کردند، در این مورد حکم دهنده بر شام بودند. البته فعلا که حق را رخنه‌ کرده‌اند، این حق از آن شامیان گردیده‌است.»[۴۳] امام در جواب نوشت: «ولی در زمینه ی این حرف که گفتی «اکنون اهل شام قاضی بر اهل حجازند» مردی از قریشیان را علامت ده که در شورا پذیرفته گردد، یا این که خلافت بر او جایز باشد. در صورتی اینگونه داعیه کنی، مهاجران و انصار تکذیبت نمایند... بیعت با اینجانب عمومی و طلبه بود لحاظ بر خلاف کسی در آن رویکرد ندارد و تجدید گزینشی در فعالیت وجود شماره مسجد توفیق مشهد ندارد.»[۴۴]

جعفر سبحانی، از مراجع تبعیت شیعه، این نظر را دارد، حتی در شرایطی که امام علی(ع) نسبت به خرابی معاویه انعطاف نشانه می‌‌اعطا کرد، ایرادات حکومتش برطرف نشده، بلکه بیشتر می شد.[۴۵] به لحاظ سبحانی، در شکل ابقای معاویه بر حکومت شام، علی(ع) در به عبارتی روزهای در آغاز اکثریت طرفدارانش را از دست می‌اعطا کرد، به این دلیل‌که آنها به باعث ستم‌ها و ناعدالتی‌هایی که از کارگزاران عثمان متحمل گردیده بودند، دست به انقلاب زده بودند و ابقای کارگزاران عثمان، آنها‌را سرخورده میکرد.[۴۶] از طرفی دیگر، دادن حکومت شام به معاویه نیز نمی‌توانست از مخالفت وی با خلافت علی(ع) بکاهد؛ چون چه گونه می‌اقتدار عهده دار شد که بعضا یاران علی(ع) به وی سفارش دهند که برای مدتی کوتاه معاویه را در جایگاهش باقی گذارد، البته خویش معاویه که شخصی زیرک و سیاستمدار بود، ابقای خویش را فعلا و مصلحتی نداند.[۴۷] سبحانی قتل عثمان را وسیع ترین مجال برای معاویه می‌دانست که در صورتی در به عبارتی روزهای در آغاز از آن به کارگیری نمی کرد، برای مدام آن را از دست می‌اعطا مسجد طالقانی مشهد کرد.[۴۸]

بازدید : 17
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:21


سلیمان بن صُرَد بن جون خُزاعی(شهیدشدن ۶۵ق) رهبر قیام توابین و از بزرگان کوفه، صحابی حضرت محمد(ص) و از شیعه ها امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. سلیمان بن صرد در برخی پیکار‌ها در رکاب امیرمؤمنان(ع) جنگید. او در زمانه امام حسن(ع) با صلح امام حسن با معاویه مخالف بود. اولیه طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) به رهبری وی نوشته شد، با این حالا خویش وی در نزاع کربلا حضور نداشت. مورخان، دلایل مختلفی برای عدم حضور سلیمان در رخداد کربلا آدرس مسجد توفیق مشهد برشمرده‌اند.

بعداز شهید شدن حسین بن علی(ع)، رهبری قیام توابین را در سال ۶۵ قمری بر ذمه داشت. این قیام به خونخواهی امام حسین(ع) صورت گرفت و سلیمان در آن به شهیدشدن رزرو مسجد توفیق مشهد رسید.

معاش‌طومار
سلیمان بن صرد در مکه متولد شد. در منابع تاریخی هر یک‌سری به تاریخ مجال میلاد او اشاره نشده میباشد، البته زیرا نقل شده که او در هنگام شهیدشدن در سال ۶۵ق، ۹۳ ساله بوده،[۱] می‌قدرت اظهار‌کرد او پنج سال پیش از بعثت به عالم آمده میباشد. اسم پدرش «‌جون‌» بود و در نسبتش به خویشاوندان خزاعه هیچ اختلافی وجود شماره مسجد توفیق مشهد ندارد.[۲]

اسم او در بعد از ظهر نادانی «‌یسار‌» بود که رسول(ص) نامش را بعد از مسلمان شدن به «‌سلیمان‌» تغییر‌و تحول اعطا کرد. لقب او را «‌ابو مُطَرّف‌» گفته‌اند.[۳] شیعه و اهل‌سنت اورا ستوده‌اند. او پیرمردی نیک، عبادت کننده، فاضل و دارنده مکانت و رده ویژه فی مابین بستگان خود بود و خاندان خزاعه از وی اطاعت مسجد طالقانی مشهد میکرد.[۴] [۵]

ملازمت و همراهی با فرستاده(ص)
فضل و ادب بن شاذان او را از تابعین می داند و منابع اهل سنت او را از اصحاب فرستاده(ص) به شمار آورده‌اند. روضه خوان طوسی نیز او را در شمار اصحاب رسول بیان نموده است[۶] آیت الله خوئی گفته میباشد احتمالا روضه خوان طوسی این صحبت را از کتاب ها اهل‌سنت گرفته باشد.[۷]

ملازمت با علی(ع)
بعداز تأسیس شهر کوفه در طول خلیفه دوم، سلیمان بن صرد جزو او‌لین عده ای بود که در‌این شهر سکنی گزید و در محله خُزاعه ساکن شد.[۸] سلیمان، با خلافت امام علی(ع) به یار و همدم بخش اعظمی از بزرگان شیعه با وی بیعت کرد.[۹] سازه بر طومار‌ای که از سوی امیرمؤمنان(ع) برای وی درج شده، او نماینده امام(ع) در حوزه‌ جبل بوده میباشد.[۱۰] وی در مبارزه‌های امام علی(ع) کمپانی کرد و در پیکار صفین در رکاب امام(ع) جنگید و فرماندهی میمنه سپاه را بر ذمه گرفت.[۱۱] در‌این نزاع، «‌حوشَب‌» سرور یمانیان در سپاه معاویه با چاقو وی از پای درآمد.[۱۲]

بعضا گفته‌اند سلیمان در مبارزه جمل کمپانی نکرد و علی(ع) اورا ملامت کرد.[۱۳] هرچند این مقاله در کتاب ها تاریخی مبتلا شک و تردید گردیده، ولی خویی احتمال داده میباشد که عدم کمپانی او یا این که به خیال و خاطر فرمان امیر المومنین بوده و یا این که عذری موجه داشته میباشد.[۱۴]

اعتراض به صلح امام حسن (ع)
گزارش مورّخان، حکایت از دیدار سلیمان با امام حسن(ع) بعداز جریان صلح با معاویه داراست که او با انکار این بیعت، به امام(ع) اعتراض می‌نماید.[۱۵] امام حسن(ع) در پاسخ او می گوید: شما شیعه و دوستدار ما هستید... آفریدگار گواه میباشد آن چه اینجانب ایفا دادم در جهت محافظت خون‌هاست. پس راضی به قضای پروردگار باشید.[۱۶] او در دیداری با امام حسین(ع) نیز، این مسأله را عرضه می دارد و امام(ع) بر پایبندی به صلح تا مرگ معاویه تأکید می‌نماید.[۱۷]

بازدید : 16
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 10:49

مناظره امام رضا با جاثَلیق نصرانی، خاطرنشان کرد‌وگویی کلامی میباشد که در آن، از موضوعاتی زیرا نبوت فرستاده اکرم(ص) و بشربودن حضرت عیسی دعوا گردیده است. این بیان کرد‌وگو در گرد هم آیی‌ای شکل گرفت که در آن، به‌خواست مأمون خلیفه عباسی، عالمان ادیان یهودی، مسیحی، زرتشتی و صابئی با امام رضا(ع) مناظره کردند. حدیث این مناظره، در آغاز، در کتاب‌های توحید و عیون خبر‌ها الرضا، نوشته روحانی صدوق آمده میباشد. به‌قصه حسن بن محمد نوفلی راوی این حدیث، امام رضا(ع) براساس اِنجیل، کتاب فقاهتی مسیحیان، بر نبوت حضرت محمد(ص) دلیل می‌نماید. همینطور با استناد به انجیل، ذکر می‌نماید که عیسی معبود وجود ندارد و انسان میباشد. برپایه این داستان، جاثلیق درین مناظره ناکامی می خورد و پاسخی برای اشکالات امام رضا(ع) پیدا آدرس مسجد توفیق مشهد نمی‌نماید.

قضیه صورت‌گیری
مناظره امام رضا(ع) با جاثَلیق، در حدیثی آمده میباشد که در آن، وی با عالمان مسیحی، یهودی، زرتشتی و صابئی مناظره نموده است.[۱] به‌گزارش حسن بن محمد نوفلی راوی این حدیث، مناظره به‌خواست مأمون خلیفه عباسی صورت گرفته میباشد. زمانی که امام رضا(ع) از مدینه به مرو نزد مأمون می‌رود، مأمون از عالمان و متکلمان ادیان متفاوت میخواهد توده شوند و با امام رضا(ع) خاطرنشان کرد‌وگوی کلامی نمایند.[۲] نوفلی غرض مأمون از برگزاری این گرد هم آیی را آزمودن امام رضا ذکر نموده است.[۳] جاثَلیق تبارک مسیحیان اول کسی میباشد که درین نشست با امام رضا(ع) مناظره می‌نماید. جز وی، رأس‌الجالوت (تبارک یهودیان)، بزرگان صابئان، هِربِذ (گرانقدر زرتشتیان) و عمران صابی هم در گرد هم آیی حضور دارا‌هستند و مناظره رزرو مسجد توفیق مشهد می‌نمایند.[۴]

نحوه امام رضا(ع) و احترام به آزادی ذکر
نخست مناظره، جاثَلیق به مأمون ـ‌که از وی می خواهد مناظره را استارت نماید‌ـ می گوید با اعتنا به اینکه اینجانب کتاب فقاهتی و فرستاده شما‌را قبول ندارم، چه طور با وی مناظره کنم؟ امام رضا(ع) جواب میدهد که در گفت و گو با وی، به اِنجیل، کتاب شرعی مسیحیان استناد خواهد کرد و جاثلیق می‌پذیرد که در این‌حالت، آن را رد نکند.[۵] بنابراین امام رضا(ع) در‌این اعلام‌کرد‌وگو، در موراد بخش اعظمی، از انجیل برای صدق سخنانش شاهد شماره مسجد توفیق مشهد میاورد.

[۶] امام رضا(ع) در مجلس مناظره صریحاً اعلام کردکه هر که مخالف اسلام میباشد وهر پرسشی داراست سوای خوف و ترس و حدس شرایط وی ( که در دربار مأمون و اماّ عهد و پیمان اوست) سؤالش را مطرح نماید[یادداشت ۱] و همین اعتقاد خاطری که امام به معارضان بخشید سبب ساز شد که انها نیز با خاطر سهل سوال هایشان را مطرح کردند وخودشان نیز تصریح کردند که در شرایطی که این ضمانت امام عدم وجود آن‌ها سؤالی طرح نمی‌کردند. [۷] از نکات اصلی دیگر در مناظرات امام رضا(ع) با معارضان و مالک نظران گوناگون ادامه دادن دعوا تا وصال به سود و نصفه کاره و ناقص رها نساختن دعوا میباشد تا بدانجا که حتی در صورتی موقتیً مناظره برای اقامه نماز تعطیل گردیده فورا بعد از نماز ادامه یافته مسجد طالقانی مشهد میباشد. [۸]

قضیه
در اذعان کرد‌وگوی فی مابین امام رضا(ع) و جاثلیق، گفت و گو به‌طور عمده درباره دو زمینه میباشد: یک کدام از ثابت نبوّت حضرت محمد(ص) و دیگری این مورد که حضرت عیسی خداست یا این که آدم. فی مابین این دو دعوا، از مسائلی زیرا تعداد حواریون حضرت عیسی[۹] و گم‌شدن ورژن اساسی انجیل هم صحبت آمده میباشد.[۱۰]

امام رضا(ع) برای ثابت نبوت فرستاده اکرم(ص)، عبارت‌هایی از انجیل و تورات را شاهد می آورد که در آنان به داخل شدن پیامبری با علامت‌های حضرت محمد(ص) بشارت داده شد‌ه‌است. مثلا می گوید در انجیل آمده که یوحنّای دیلمی اعلام‌کرد مسیح منرا به آئین محمّدِ عربى با خبر کرد و مژده اعطا کرد که پس از وی خواهد آمد و اینجانب نیز به حواریون مژده دادم و آنان به وی ایمان آوردند.[۱۱] همینطور عیسى در انجیل گفته میباشد اینجانب به‌سوى خداى شما و خداى خودم خواهم رفت و فارِقلیطا خواهد آمد.[۱۲]

در گونه های بدین یقین مسیحیان که عیسی خداست هم دو دلیل مطرح می‌نماید:

یک کدام از اینکه در‌حالتی که عیسی خداوند بود، نباید نماز میخواند و روزه می‌گرفت؛ زیرا عبادت‌های عیسی با این سؤال مواجه می‌گردد که هر کس خداست، برای چه‌کسی نماز می‌خوانَد و روزه میگیرد.[۱۳]

دلیل دوم ناظر بدین صحبت جاثلیق میباشد که می‌اذعان کرد عیسی به‌این عامل خداست که مرده زنده می کرد و نابینا و در گیر به پیسی را شفا می‌اعطا کرد.[۱۴] امام رضا گونه های می‌نماید که پیامبران دیگری نیز اینگونه کرده‌اند. پس آن ها را هم می بایست آفریدگار دانست؛ اکنون‌آنکه مسیحیان آن ها را پروردگار نمی‌دانند. از جمله یَسَع نیز مرده زنده می کرد و نابینا و در گیر به پیسی را معالجه میکرد. همینطور حِزقیل پیامبر نیز ۳۵هزار نفر را شصت سال بعد از مرگشان زنده کرد.[۱۵]

فیض
به‌گزارش راوی حدیث، جاثَلیق در چندین مکان این اذعان کرد‌وگو، پاسخی برای اشکالات امام رضا(ع) پیدا نمی‌نماید و ساکت می ماند. به عنوان مثال، آنجا که امام رضا(ع) می پرسد در حالتی‌که عیسی معبود بود، برای چه‌کسی نماز می خواند و روزه می‌گرفت، جاثلیق ساکت می ماند و جواب نمی‌دهد.[۱۶]

همینطور هنگامی که امام رضا(ع) از انجیل، بر نبوت نبی اسلام(ص) و بشربودن عیسی شاهد می آورد، جاثلیق از وی اذن می خواهد که بدین سوال جواب ندهد.[۱۷] در نقطه پايان مناظره هم جاثلیق به امام رضا می گوید: اندیشه نمی‌نموده است در بین عالمان مسلمان کسی مثل امام رضا باشد.[۱۸]

منابع حدیث
متن مناظره توشه ابتدا، در کتاب‌های توحید[۱۹] و عیون خبرها الرضا،[۲۰] نوشته روحانی صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) ماجرا گردیده‌است. در احتجاج، نوشته احمد بن علی طَبرسی (زیسته در قرن ششم قمری) خلاصه آن آمده میباشد.[۲۱] علامه مجلسی هم در بحارالانوار حدیث را از دو کتاب توحید صدوق و عیون اخبارالرضا روحانی صدوق قصه نموده است.[۲۲]

اعتبار گواهی حدیث
رجالیان درخصوص سلسلهٔ راویان این حدیث، اختلاف‌حیث دارا هستند. گروهی تمامی آنها را ثقه دانسته‌اند و عده ای دیگر بعضی از آنان‌را غیرثقه شمرده‌اند.[۲۳] افزون بر این، گواهی حدیث، مُرسَل میباشد؛ یعنی برخی از اشخاص سلسلهٔ راویانش بیان نشده میباشد. بدین ترتیب حدیث را به‌نظر گواهی، ضعیف میدانند.[۲۴] با وجود این، بعضا بر این باورند که‌این حدیث، ضعیفِ مورد قبول میباشد؛ یعنی به‌رغم ضعف در گواهی، بر طبق آن فعالیت می گردد؛ چون عالمی دارای اعتبار همانند صدوق، آن را داستان کرده و وی صرفا روایاتی را نقل می‌کرده که به صدورشان از معصوم یقین داشته میباشد.[۲۵]

بازدید : 36
شنبه 7 تير 1404 زمان : 12:48

برتری اهل بیت(ع) یا این که افضلیت اهل بیت(ع)، از آموزه‌های شیعی به‌این مضمون‌ که اهل بیت فرستاده اکرم(ص) به جهت برخورداری از کمالات و خصوصیت‌های مخصوص به شخصی نظیر دانش، عصمت و طهارت و... نسبت به سایر افراد افضلیت و برتری دارا هستند و به این رو میباشد که شایسته تصدی منزلت امامت و سر گروهی عامه‌اند و با وجود آنها، مقدم‌داشتن سایر افراد در‌این کارها، عقلاً قبیح و ناروا آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

عامل به منزلت امامت
بنابر عامل‌های متکلمان شیعه امامت اهل بیت(ع) دلیلی بر افضلیت آن ها میباشد؛ چون امامت مفضول بر افضل قبیح میباشد.[۱]تقریر استلال به طور مختصر این میباشد که در صورتی امام تحت‌خیس از دیگر افراد باشد، در این حالت به حکم عقل، ترجیح فرد تحت‌خیس بر فرد بلندتر قبیح میباشد. پس امام می بایست افضل از دیگر افراد باشد. [۲]فلسفه امامت اقتضا می‌نماید که امام به جهت رسالت سنگینی که در هدایت و رهبری شرعی و مادی عموم برعهده داراست، از کلیه افضل و سزاوار‌خیس باشد تا عموم اورا در همگی کمالات سر مشق بدانند و از وی پیروی نمایند. لازمه اینگونه امری، عصمت و طهارت و آراستگی فرد امام به بهتر‌ترین آداب و صفات انسانی میباشد. از این حیث هرکدام از امامان دوازده‌گانه شیعه، بی نقص‌ترین فرد مجال خویش بوده‌اند، به سیرتکامل‌ای که عظمت شخصیت آنها گزینه اعتراف همگان بوده و حتی عده ای مانند ابوحنیفه که با آن‌ها به مناظره و محاجّه می‌پرداختند نیز در مقابل عظمت علمی و معنوی آن ها، اظهار خشوع رزرو مسجد توفیق مشهد می‌کردند.[۳]

کلام ابوحنیفه درباره استعمال علمی از امام درستگو(ع):
هذا أبو حنيفة وهو اینجانب أهل السنة يفتخر ويقول بأفصح لسان: لولا السنتان لهلک النعمان، يعني السنتين اللتين جلس فيهما لأخذ العلم عن الإمام جعفر الصادق.» ابوحنیفه که از اهل‌سنت میباشد با افتخار و با رساترین لهجه‌ها گويد: در حالتی‌که آن دو سال خلا مسلما نعمان هلاک میشد؛ يعني آن دو سالی که نزد امام درستگو (ع) دانش شماره مسجد توفیق مشهد می‌یادگرفت.

مختصر تحفة الاثناعشریه، آلوسی، ص ۸، مطبعة سلفیه، قاهره، سنه، ۱۳۷۸ق.

حدیث ثقلین
نوشته ی علمیٔ مهم: حدیث ثقلین
حدیث ثقلین از برهان نقلی متکلمان بر افضلیت اهل بیت فرستاده(ص) میباشد. بنابر این حدیث، فرستاده(ص) آنان‌را در کنار قرآن قرار داده میباشد، قرآن را ثقل اکبر و اهل بیت را ثقل اصغر نامیده میباشد، و شخص دیگری را در ستون قرآن قرار نداده میباشد. به این ترتیب همان طور که قرآن کریم ومهربان بر مسلمانها برتری دارااست، اهل بیت نیز از سایرافراد مسجد طالقانی مشهد برترند.[مستلزم منبع]

سعدالدین تفتازانی دراین باره گفته میباشد: موردها آیه پاکسازی و حدیث ثقلین برتری اهل بیت بر دیگرافراد میباشد، و ملاک برتری آن ها، صرف انتساب آن‌ها به نبی وجود ندارد، چون مبتنی بر قرآن و سنت و اجماع، ملاک برتری دانش و تقواست، این ملاک در اهل بیت وجود داراست، این مقاله از قرار به چنگ آوردن آن‌ها در کنار قرآن و وجوب تمسک به آن‌ها به دست می آید، چون تمسک به قرآن جز کار به دانش و هدایت قرآن وجود ندارد، همین سیرتکامل میباشد تمسک به عترت.[۴]

آیه مباهله
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: آیه مباهله
آیه مباهله نیز بر برتری اهل کساء بر دیگر صحابه نبی دلالت می‌نماید، چون مبتنی بر این آیه، فرستاده(ص) از جانب خدا مأموریت یافته میباشد تا از در میان خردسال ها، مردان و زنان مسلمان اشخاصی را برای مباهله با نصرانی‌های نجران با خویش یار کند. و فرستاده(ص) از مردان، حضرت علی(ع) و از زنان، حضرت زهرا(س) و از کودک ها، حسن و حسین را برگزید.

بی‌شک برای مباهله عده ای برگزیده میگردند که از حیث ایمان و قرب به خدا از مقام بالایی منتفع باشند، و در مباهله‌ای که یک کدام از اشخاص آن فرستاده(ص) میباشد، بایستی اشخاصی با وی یار و همدم شوند که یا این که در جايگاه وی باشند، و یا این که از سایر افراد نسبت به رده وی مجاورت‌خیس باشند، و از طرفی در‌حالتی که غیر از اشخاص حافظه گردیده، شخص دیگری از مسلمانها نیز از چنان منزلت بالای ایمانی و معنوی منتفع بود فرستاده(ص) او‌را نیز برمی‌گزید، چون در زمینه ی اخلاق و رفتار فرستاده(ص) احتمال خرد‌ترین شغل بر خلاف عدل و حکمت نیست.[۵]

ابوریاح، سرویس عمل امّ سلمه از رسول(ص) قصه کرده که در حالتی‌که در روی زمین کسانی گرامی‌خیس از علی، فاطمه، حسن و حسین وجود داشت خدا به اینجانب امر می‌اعطا کرد که به واسطه آنها مباهله کنم، ولی آفریدگار به اینجانب امرکرد که به امداد آنها مباهله کنم، آنها برگزیدگان افرادند.[۶]

دیگر نشانه‌ها و احادیث
برتری اهل بیت از نشانه‌ها و احادیث دیگری مانند آیه مودت (شوری:۲۳) حدیث سفینه، حدیث باب الحطة، حدیث نجوم و مانند آن‌ها نیز به دست میاید.

برتری چهارده معصوم بر پیامبران و فرشتگان
علمای شیعه بر این باورند که بعداز رسول اسلام(ص)، اهل بیت(ع) برگزیدگان مخلوقات و حتی رفیعتر از پیامبران(ع) و فرشتگان میباشند.[۷] روایاتی که بر افضلیت ائمه(ع) بر جمیع مخلوقات دلالت دارا هستند، مستفیض و بلکه متوالی دانسته گردیده است.[۸] علامه مجلسی برآن میباشد در شرایطی که کسی در احادیث کاوش نماید به اعتقاد و فارغ از شک و تردید به افضلیت رسول(ص) و ائمه(ع) اذعان و اعتراف می‌نماید و صرفا جاهل به خبرها و احادیث، افضلیت آنها را انکار می‌نماید.[۹]

براساس آیه ابتلاء امامت رفیعتر از نبوت دانسته گردیده و حضرت ابراهیم(ع) آغاز رسول بود، بعد خدا او‌را بعداز آزمودن با وسائل متفاوت، امام قرار بخشید و مقامی فراتر داد.[۱۰]

در قصه معتبری[۱۱] امام رضا(ع) از روش پدران خویش از امام علی(ع) و وی از رسول(ص) نقل نموده است که فرمود: «... یا این که علی! همانا معبود پیامبران را بر فرشتگان مقربین برتری و فضیلت اعطا کرد و منرا بر مجموع پیامبران برتری و فضیلت اعطا کرد. یاعلی! ادب و برتری پس از اینجانب برای تو و ائمه(ع) بعداز توست...».[۱۲] در ماجرا دیگری امام درست گو(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده است: «یا این که علی اینجانب و تو و امامان از فرزندان تو سرور رفتار‌ایم در عالم و حاکمان‌ایم در آخرت».[۱۳] امام باقر(ع) نیز میفرماید: «معبود چهارده هزار سال پیش از خلقت انسان، چهارده فروغ و روشنایی از روشنایی عظمتش کردار فرمود. پس آن چهارده نور و روشنایی ارواح ما بود».[۱۴] امام حسن(ع) میفرماید: «احدی از پیشینیان یعنی انبیا و اوصیا و اولیا بر امام(ع) در هیچ فضیلتی سبقت نگرفته‌اند، مگر به ادب نبوت».[۱۵]

ولی برخی احادیث نیز وجود دارا‌هستند که بر برتری انبیاء بر اوصیاء دلالت دارا‌هستند.[۱۶] همینطور عبدالجلیل قزوینی از فقیهان و متکلمان قرن پنجم قمری این نظر را دارد رهروان دانش اصول، امام علی(ع) را بلندتر از اوصیاء میدانند البته در عین هم اکنون معتقدند جایگاه امام علی(ع) از انبیاء فراتر وجود ندارد.[۱۷] وی همینطور این نظر را دارد مجموعه اخباری‌ها نیز که در‌این اعتقادوباور تندروی کرده‌اند امام علی(ع) را فقط بر غیر پیامبران اولوالعزم مقدم داشته‌اند.[۱۸]

بازدید : 14
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:03


انقطاع رَحِم به‌معنای جدا رابطه و دیدار با فامیل، یکی‌از گناهان کبیره میباشد که رخنه‌ آن نسبت به قومِ بدخُلق یا این که فاسق نیز مُجاز وجود ندارد. قرآن و روایات از جدا رحم، نهی و بر صله رحم تأکید کرده‌اند. بنابر حدیثی قدسی، صله رحم از عفو و بخشش خداست و کسی که آن را شکاف نماید، از عفو وی محروم آدرس مسجد توفیق مشهد خواهد ماند.

معنی‌شناسی
کلمه رحم، در «جدا یا این که صله رحم» استعاره برای قرابت و خویشاوندی میباشد.[۱] جدا رحم در مقابل صله رحم بوده و عبارت میباشد از: «جدا رابطه با خاندان هرچند به تعدادی واسطه به شخص منسوب رزرو مسجد توفیق مشهد باشند.» [۲]

بعضا از اسم‌ها و صفات پروردگار مانند رحمان و رحیم از دید واژگانی و معنایی با «رَحِم»، هم‌ریشه‌اند. در یک حدیث قدسی آمده میباشد: «اینجانب خدای رحمان هستم؛ رَحِم را خلق و خوی کردم و اسم آن را از اسم خویش گرفتم؛ پس کسی که صله رحم نماید اورا به بخشش خود متصل سازم و کسی که جدا رحم نماید، او‌را از بخشش خود به دور شماره مسجد توفیق مشهد نمایم».[۳]

محدوده قبیله
امام رضا(ع)
ما برای زیاد شدن قدمت، وسیله‌ای جز صله رحم نمی‌شناسیم. صله رحم به اندازه‌ای در زیاد شدن قدمت مؤثر میباشد که فردی که از عمرش سه سال ما‌نده میباشد، معبود به منجر صله رحم سی سال به عمرش میافزاید که جمعاً سی و سه سال می‌گردد و هر کس از عمرش سی و سه سال آحاد باقیمانده میباشد، خدا به سبب ساز انقطاع رحم سی سال از عمرش برمی‌داراست و آن را به سه سال کاهش مسجد طالقانی مشهد میدهد.[۴]

اصول کافی، ج۲، ص۱۵۲، ح ۱۷.

خویشاوندی دو سیرتکامل میباشد:

خویشاوندی نَسَبی که از روش رَحِم پیدا میشود، مانند بابا، مامان، فرزندان، اخوی، خواهر، عمو، عمه، خان دایی، خاله، پدربزرگ و مادربزرگ و فرزندان همۀ عده ای که آنان‌را خاندان نسبی و اَرحام می‌نامند.[۵] جدا رحم با این دسته روا وجود ندارد.
خویشاوندی سببی که از روش وصلت به وجود میاید؛ مانند خویشاوندی بین زن و شوهر و خویشاوندان دو طرف. درباره اینکه آیا حرمت، جدا رحم مشتمل بر این تیم هم می شود یا این که نه،‌ اختلاف حیث وجود داراست.
[۶]

حکم انقطاع رحم
اسلام انقطاع رحم راحرام و شدید نهى کرده و از گناهان کبیره شمرده میباشد.[۷] در حدیثی ستون بی دینی به پروردگار دانسته شد‌ه‌است،[۸]

خدا درقرآن جدا کننده رحم را لعن نموده و ارعاب کرده که دیده و گوش اورا از شعور حقایق ناتوان می‌سازد. امام سجاد(ع) فرمود: «از هم‌نشینی با هر کس از خویشانش بریده میباشد بپرهیز.چنانکه اینجانب یافتم اینگونه شخصی درسه مکان قرآن آیتم لعنت واقع گردیده است:

در سوره بقره آیه ۲۷ میفرماید: «آنهائی که پیمان الهی را بعد از بستن قول می‌شکنند و می برند آن چیزی را که معبود فرمان به پیوستن (جدا رحم می‌نمایند) و در روی زمین خرابی می‌نمایند، وی زیانکارانند»
در سوره رعد آیه ۲۵ می فرماید: «آنها که قول خدای را بعد از سفت شدن می‌شکنند و میبرند و آنچه را که آفریدگار به لینک آن دستور فرموده و در زمین خرابی می‌نمایند برایشان لعنت و محرومیت از بخشش خداوند میباشد و برای وی رده بدی میباشد. یعنی جایشان در دوزخ وجهنم میباشد».
در سوره محمد(ص) نشانه‌ها ۲۲و۲۳ می فرماید:
فَهَلْ عَسَیتُمْ إِن تَوَلَّیتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَمعدودْ﴿۲۲﴾ أُولَـئِک الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّـهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمَی أَبْصَارَهُمْ (پس [ای منافقان،] آیا آرزو بستید که زیرا [از آفریدگار] برگشتید [یا این که سرپرست عموم شدید] در [روی] زمین خرابی فرمائید و خویشاوندی‌های خویش را از هم بگسلید؟ اینان به عبارتی کسانند که خداوند آن ها را لعنت نموده و [گوش دل] وی را ناشنوا و چشمهایشان را نابینا نموده است.)[۹]
در احادیث و سیره معاش اهل بیت(ع) یاری، پناه و محبت به قبیله تماما پر‌نور میباشد و به شدت از جدا ارتباط باخویشان منع شده و جدا رحم تحت عنوان برهان هجران از لطف و بخشش پروردگار معرفی شد‌ه‌است.[۱۰]

صله رحم به قدری در حیث خدا التفات دارااست که حتی در‌حالتی که فاسقان رابطه خیر و خوبی با اقوام و قوم و قبیله خویش داشته باشند، پروردگار روزی آن ها را افزون می‌نماید؛ اما در مقابل، در شرایطی که افرادی که اهل نماز و روزه‌اند، در شکل جدا رحم، خلال عذاب آخرت، از قدمت و روزی آن ها کاسته می شود.[۱۱] تک تک مراجع تبعیت انقطاع رحم را حرام می‌­دانند. تحت عنوان مثال:

آیت‌الله خامنه‌ای می‌­نویسد: «انقطاع رحم با کسانى که از خویشان نَسَبى مى‌باشند، روا وجود ندارد و صلۀ رحم متوقف بر مراوده و رفت و آمد ‏وجود ندارد و با وضع و اوضاع­‌پرسی و پیغام صادر کردن از روش تلفن یا این که طومار هم پژوهشگر مى‌خواهد شد».[۱۲]
آیت‌الله سیستانی هم می‌نویسد: «انقطاع رحم، حرام میباشد حتی در صورتیکه چه وی جلوتر بریده باشد، نمازخوان نباشد، شراب‌خوار هم باشد و یا این که به بعضا احکام فقاهتی بی دقت باشد مثل عفاف و حجاب و جز آن‌طوری که راهنمایی و پند و موعظه هم منفعت نبخشد. ولی به شرط آنکه چنان صله رحم و پیوندی، موجب نشود که وی برکار حرام تأیید و تشویق خواهد شد.[۱۳]
بعضی از فقها معتقدند حتّی در صورتی رابطه با برخی از بستگان و رفت‌وآمد به منزلشان سبب غم آن ها گردد و باعث اهانت به ما گردد، همچنان وظیفه صله رحم از در میان نمی‌رود و بایستی رابطه را به شیوه‌های دیگری نگهداری کرد.[۱۴]

پیامدهای جدا رحم
بعضا از پیامدهای براندن ارتباط از قبیله و فامیل عبارتند از:

بازدید : 17
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:16


اتهام طومار در یک دور و بر بهت و بی سروصدا تلاوت شد. روحانی به توجه به‌مندرجات آن گوش می‌اعطا کرد. بعد از خاتمه خواندن لایحه ذکر شده، یکسری دقیقه صحبتی به در بین نیامد و کلیه معطل بودند که روحانی در مقابل اتهامات مندرجه در لایحه چه عکس العملی از خویش علامت خواهد اعطا کرد و چه طور از خویش حفاظت خواهد کرد البته روضه خوان صحبتی نکرد و گویش به مذاکره نگشود. مستعان (مدیر کمیته جهانگیر) که از استارت مشروطیت در جریان کارها بوده به روضه خوان ذکر کرد: در مقابل اتهامات وارده که تلاوت گردیده چه جوابی آدرس مسجد توفیق مشهد می‌دهید؟[۴۰]

از ظواهر نقل‌های شفاهی از گرد هم آیی دادگاه روحانی اینگونه برمی‌آید که او پاره‌ای از اتهامات مثلا امر قتل بعضا اشخاص را تکذیب نموده است؛ و پاره‌ای از اتهامات را پذیرفته و گفته میباشد: طبق اجتهاد خود کار رزرو مسجد توفیق مشهد نموده ام.[۴۱]

آخر و عاقبت در نقطه نهایی نشست، روضه خوان ابراهیم زنجانی به پا می‌ایستد و میگوید: «جناب حاجی روحانی فضل و ادب الله مبتنی بر فتوا و حکم حجج اسلام نجف اشرف که سواد آن در همگی کشور‌ایران منتشر گردیده، مفسد فی الارض میباشد و بایستی مبنی بر ضوابط اسلام با وی به عبارتی معامله‌ای را که آفریدگار در زمینه ی مفسدین فی الارض فرمان داده، اخلاق و رفتار نمود.» آن‌گاه روحانی را به اطاقی که در آن زندانی بود، میبرند و اعضای دادگاه انقلابی بعد از یک ساعت مشورت کردن به رخداد رأی می دهند که زیرا حاجی روضه خوان ادب الله نوری، قیام بر ضد حکومت ملی نموده و سبب ساز قتل هزارها هزار نفوس و فساد بلاد و غارت و خرابی شده و حجج اسلام نجف اشرف هم او‌را مفسد فی الارض تشخیص داده‌اند، محکوم به اعدام شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.[۴۲]

چنانکه سپری شد یک کدام از دستاویزهای دادگاه برای اعدام روحانی ادب الله، فتوای علمای نجف به مُفسد فی الارض بودن اوست و گفته‌اند که‌این فتوا در کلیه کشور ایران منتشر گردیده است (یعنی چیز سری‌ای نبوده میباشد). ولی اینگونه فتوایی از علمای نجف صادر نشده میباشد و در حکمی که در مجله‌های سال ۱۳۲۵ق. (یعنی حدود دو سال پیش از گرد هم آیی دادگاه) به علمای سه گانه نجف منسوب شده فقطً حکم به افساد اوست و خیر مفسد فی الارض. متن حکم منسوب اینگونه میباشد: «زیرا نوری مخل آسایش و مفسد میباشد، تصرفش در کارها حرام مسجد طالقانی مشهد میباشد.»

[۴۳] این فتوا بر فرض صدق اصلا نشانه بر تایید صلاحیت قتل وجود ندارد. به علاوه در حکمی دیگر، آخوند خراسانی تصریح می‌نماید که مخالفینی که مباشر در اتلاف نفوس و اموال نبوده‌اند، بخشش همگانی داده خواهد شد و در شرایطی‌که گشوده هم از افساد آنها اطمینانی نباشد، به محلی که اثری نداشته باشند تبعید شوند.[۴۴] تکثیر این حکم بعداز اعدام روحانی ادب الله بوده میباشد البته تاریخ وصول آن به طهران معلوم وجود ندارد؛ هرچند از به عبارتی نیز دانسته میشود که مفسدان نام برده قابل رحمت می‌باشند و در شرایطی که هم بخواهند به کارشان ادامه دهند، می بایست آنان را تبعید نمود. از این رو، این دستاویز دادگاه، فسخ بوده میباشد.

اجرای حکم

مأمورین جاری ساختن، حکم دادگاه انقلاب را به روحانی ابلاغ کردند و بلادرنگ او‌را دربین گرفته و از پله‌های طبقه فوقانی عمارت توپخانه جاری گردیده وارد میدان شدند. محکوم مسافت در بین زندان و محل اعدام را با خونسردی و آرامش پیمود و با وجود سن بالا، ضعف و ناتوانی از خویش علامت نداد و در دقایق انتها قدمت ثبات و استقامت خویش را به ظهور رسانید. ناظرین در حدود محل اعدام گفته‌اند که جان کندن روضه خوان بیش تر از نیم دقیقه ارتفاع نکشید و بعداز آنکه اورا به‌دار کشیدند تشنجی در اعضایش ظواهر شد و بعد لامپ عمرش بی سروصدا شد.[۴۵] به گفته سید حسین نصر، معلم مطالعات اسلامی و فیض روحانی ادب‌الله، سکینه‌خانم (همسر روضه خوان) او‌را از دار زیر آورده و بعد ها در قم در صحن بقاع حضرت معصومه(س) به خاک سپرد.[۴۶]

پر اسم و رسم میباشد که روحانی مهدی پسر روحانی فضل و ادب الله که از مشروطه خواستار بود در موقع اعدام پدرش حضور داشته و کف می‌زده و اظهار بشاشت می‌کرده. البته ملک زاده می‌نویسد: این آوازه به کلی خالی از واقعیت و حقیقت میباشد. میرزا محمد نجات به اینجانب گفته میباشد که به عبارتی موقع اعدام روحانی، اینجانب به عمارت تخت مرمر رفتم و روحانی مهدی را دیدم ذیل درخت چناری نشسته و شیون می‌نماید.[۴۷][یادداشت ۴]

اثرها
درر التنظیم، (منظومه‌ای حدود ۵۰۰ بیت درباره ۲۵ قاعده فقهیه که استارت سرودن آن ۱۲۷۹ق. و نقطه پايان آن ۱۲۸۰ق. در طهران بوده میباشد.)[۴۹]
رسالة المشتق (تقریر درس استادش سید شیرازی میباشد که در ۱۳۰۵ق. ضمنا رسائل روضه خوان انصاری چاپ شد‌ه‌است).[۵۰]
حرمة الاستطراق الی مکة عن روش جبل. (چاپ گردیده در سال ۱۳۲۰ق.)[۵۰]
الصحیفة المهدویة أو القائمیة، (مشتمل بر دعاهای امام مهدی(عج) که در سال ۱۳۰۲ق در سامراء توده گردیده‌است و خان دایی‌اش محدث نوری تقریظی بر آن نوشته و به مولف اذن قصه داده میباشد).[۵۰]
تذکرة الغافل و پند الجاهل، (در عیب گیری مشروطیت، چاپ گردیده در ۱۳۲۶ق.)[۵۰]
رسالة فی قاعدة ضمان الید، (چاپ گردیده در ۱۴۱۴ق. ضمنا کتاب «اشارة السبق الی معرفة الحق» در قم بوسیله دفتر کار انتشارات اسلامی.)
مسائل متفرقه[ورژن خطی](ورژن خطی از ۱۲۰ مسأله از روی مسائل استادش)[۵۱]
در محضر روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری‌: اوراق حقوقی عهدوپیمان ناصری‌[۵۲]
تیم‌ای از رسائل‌، اعلامیه‌ها، مکتوبات‌،... و مجله روضه خوان شهید ادب‌الله نوری‌[۵۳]

حرم روضه خوان فضل و ادب الله نوری در مقبره حضرت معصومه
گفته‌ها درباره او
امام خمینی:
در روزگار مشروطه... یک توده‌ای که نمی‌خواستند که درین میهن، اسلام قوه داشته باشند... جوسازی کردند، به گونه ای که مثل مرحوم آقا روضه خوان فضل و ادب‌الله که آن‌وقت یک بشر شاخصی در کشور ایران بود و مقبول بود، همچو جوسازی کردند که در میدان علنی وی را به‌دار زدند و پای آن هم کف زدند. و این نقشه‌ای بود برای اینکه اسلام را منعزل نمایند و کردند. و از آن به آنگاه دیگر نتوانست مشروطه، یک مشروطه‌ای باشد که علمای نجف می‌خواستند، حتی مسئله مرحوم آقا روحانی فضل و ادب‌الله را، در نجف هم یک جور بدی منعکس کردند، که آنجا هم صدائی از آن در نیامد. این جوی بار که ساختند در کشور‌ایران و در بقیه جاها، این جو اثاثیه این شد که آقا روحانی ادب‌الله را، با دست برخی از روحانیون خویش کشور‌ایران محکوم کردند و آن‌گاه او‌را آوردند در میانه میدان و به‌دار کشیدند و پای آن هم ایستادند، کف زدند و باخت دادند اسلام را، در آن وقت. و عموم غفلت داشتند از این شغل، حتی علما هم غفلت داشتند.[۵۴]
جلال آل‌احمد در کتاب غرب‌زدگی:
این که پیشوای شیخ طرفدار «مشروطه»، در نهضت مشروطیت بالای‌دار رفت، خویش علامت‌ای از... عقب‌نشینی بود. و اینجانب با پزشک تندرکیا موافقم که نوشت روحانی شهید نوری خیر تحت عنوان مخالف «مشروطه» که خویش در اوایل دستور مدافعش بود، بلکه تحت عنوان مدافع «مشروعه» بایستی بالای‌دار برود. و اینجانب می افزایم، و تحت عنوان مدافع کلیت تشیع اسلامی.... به هر شکل از آن روز بود که نقش غرب‌زدگی را همانند داغی بر پیشانی ما زدند. و اینجانب نعش آن بزرگوار را بر سردار، همانند پرچمی میدانم که به نشان استیلای غرب‌زدگی بعد از دویست سال کشمکش بر بام سرای این سرزمین افراشته شد.
سید مرتضی آوینی:
ضابطه یا این که می بایست خویش را «حافظ شریعت» بداند و یا این که خویش، شریعتی دیگر گردد. پس، رویه تاریخی ما به ضابطه در مشروطیت روی آوردن به شریعتی دیگر بود، بی‌آنکه خویش بدانیم. روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری به همین «نسبت» اعتنا یافته بود، به این دلیل که «شرع» نیز در رده احکام به دسته‌ای از شرط‌ها و حدود –یعنی ضابطه– مبدل میشود.[۵۵]
عبدالله مستوفی:[یادداشت ۵]
اینجانب روضه خوان ادب الله را هیچ ندیده و از اخلاق و رفتار و وضع و اوضاع و جايگاه دیانت و تقوای وی هیچ اطلاعی ندارم.... البته‌دار زدن وی، علی رؤس الاَشْهاد، چه ما یحتاج بود؟ از وی بیم داشتند که فتنه‌ای برپا نماید؟ نه! روضه خوان فضل و ادب الله مرتکب قتل عمدی هم نشده بود که اعدام وی در مقابل آن عادلانه باشد.[۵۷]
واپسین آواز قو
مستند واپسین آواز قو، به کارگردانی احمد جان‌میرزایی به برهه زمانی ٨٥ دقیقه به تحقیق معاش و نقش روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری در رخداد مشروطه و شهیدشدن وی پرداخته میباشد.[۵۸]

تک‌نگاری
برخی از اثراتی که درباره روضه خوان فضل و ادب‌الله نوی درج شده عبارتند از:

کتاب رمزّ دار گزارشی تحلیلی از بر دار رفتن روحانی فضل و ادب‌الله نوری در نهضت مشروطه ارائه می دهد. مولف کتاب عباس شمس‌الدین‌کیا معروف به تندرکیا (۱۳۶۶ش) نوه روضه خوان ادب‌الله نوری میباشد.
کتاب مشروطیت و آیت‌الله حاج روضه خوان ادب‌الله نوری تاثیر علی ابوالحسنی (منذر): در‌این کتاب در هفت جلد به تاریخ مشروطه و جریان‌شناسی آن و نیز درنگ روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری میپردازد.
این موسسه بانام روضه خوان ادب الله نوری و مدرسه تاریخ نگاری مشروطه، نیز منتشر شد‌ه‌است نوشته علی ابوالحسنی(منذر)، تکثیر موسسه مطالعات تاریخ معاصر، ۱۳۸۵ش.

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه