loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 25
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:47


مدرسه کلامی بغداد از مکاتب حرف امامیه که مبنی بر عقل‌گرایی بود و در قرنها دوم تا ششم در بغداد اشاعه داشت. تمایز اصلی این مدرسه با مکاتب کلامی دیگر همانند مدرسه کلامی قم و کوفه را طرز عقل‌گرایی آن آدرس مسجد توفیق مشهد دانسته‌اند.

اواخر قرن دوم قمری، اوایل غایب بودن صغرا و قرن چهارم قمری را مجال صورت‌گیری مدرسه بغداد گفته‌اند. بعضا مدرسه بغداد را به مدرسه بغداد متقدم و متأخر تقسیم کرده‌اند و برآنند روضه خوان موثر، مبنا‌گذار مدرسه بغداد متقدم و سید مرتضی، مؤسس مدرسه بغداد متأخر بود. مدرسه بغداد متأخر را عقل‌گرایانه‌ترین مدرسه در سخن امامیه رزرو مسجد توفیق مشهد شمرده‌اند.

عقل‌گرایی، عدم حجیت خبر واحد، رد سهو النبی، جانبداری از زمینه امامت و غایب بودن از سایر خصوصیت‌های مدرسه بغداد میباشد. روضه خوان طوسی، ابن ابی عقیل عمانی، ابوسهل نوبختی، ابن جُنَید اسکافی،‌ حسن بن موسی نوبختی و اَبوالجَیش بَلْخی از شخصیت‌های اصلی مکتب بغداد شمرده شماره مسجد توفیق مشهد ردیده‌اند.

هجرت روحانی طوسی به نجف در سال ۴۴۸ق، نقطه استارت افول مدرسه بغداد دانسته گردیده؛ ولی از بینش برخی، مدرسه کلامی بغداد متأخر رسما تا نصفه قرن ششم هجری قمری، پر رنگ‌ترین میل کلامی امامیه شمرده می شد. در قرن‌های آجل نیز علمایی همانند سدیدالدین حمصی و متفحص حلی را متأثر از این مدرسه مسجد طالقانی مشهد دانسته‌اند.

قضیه‌ها و بسترها، جریان‌شناسی، نحوه‌شناسی و موضوعات کلامی مکتب کلامی بغداد در کتابی به عنوان جستارهایی در مکتب کلامی بغداد رسیدگی شد‌ه‌است.

مقام
اورده شده مدرسه کلامی[یادداشت ۱] بغداد مقارن غایب بودن امام مجال (عج) از مقام ویژه‌ای منتفع شد.[۱] وجود عالمانی همانند هشام بن حکم[یادداشت ۲] و نایبان خاص امام در بغداد را نشانه از مداقه مدرسه فکری این شهر دانسته‌اند.[۲] نقل شده بعداز غایب بودن صغرا، جریان اساسی حرف امامیه در شهر بغداد کار داشت.[۳]

مسئله‌های صورت‌گیری
عامل ها مؤثر و مورد‌ساز در صورت‌گیری مدرسه کلامی عقل‌گرای بغداد را این‌سیرتکامل ذکر کرده‌اند:

خطای بعضی متکلمان مکتب کوفه در تبیین تامل کلامی امامان(ع) که موجب بدنامی و رویگردانی از آنها شد؛[۴]
دور و اطراف جغرافیایی شهر بغداد که همواره شاهد تضارب‌های فکری برون‌مذهبی بود؛[۵]
حضور رهروان ادیان و مذهبها متعدد در بغداد که آمیخته با فلسفه و رویکردی عقل‌گرایانه بود؛[۶]
حضور معتزلیان در بغداد؛[۷]
عدم وجود مکتب حدیثی توانا و مؤثر در بغداد؛[۸]
غایب بودن و عدم وجود امام معصوم؛[۹]
اشاعه عقل‌گرایی در‌پی نهضت ترجمه و ترجمه اثرها فلسفی به گویش عربی و شناخت متکلمان مسلمان با فلسفه.[۱۰]
تاریخچه
درباره فرصت پیدایش و افول مدرسه کلامی بغداد نگرش‌های مختلفی ارائه گردیده است.

فرصت پیدایش
در حین ظهور و صورت‌گیری مدرسه بغداد اختلاف لحاظ وجود داراست. این روزگار را از اواخر قرن دوم تا قرن چهارم قمری گفته‌اند. بعضا تأسیس نخستین مدرسه کلامی بغداد را از اثرها مسافرت امام راست گو(ع) به عراق[یادداشت ۳] و هم‌زمان با آن دانسته‌اند.[۱۱] محمدتقی سبحانی، صحبت‌پژوه معاصر، ظهور مدرسه بغداد را اواخر قرن دوم قمری دانسته میباشد.[۱۲] به گفته ویلفرد مادلونگ، اسلام‌شناس و شیعه‌شناس آلمانی، مدرسه کلامی بغداد در سده چهارم قمری به وجود آمد.[۱۳] بعضی از پژوهشگران نیز معتقدند مدرسه کلامی بغداد، چندین دهه بعد از افول مدرسه کلامی کوفه[یادداشت ۴] و از اوایل غایب بودن صغرا با تألیف اثر ها کلامی از سوی متکلمان نوبختی و معتزلیان شیعه‌گردیده‌ای همانند ابن قبه رازی و ابن مملک جرجانی و متکلمان امامی مانند ابوالاحوص بصری، متکلم شیعه در قرن سوم هجری، و ابن جَبرَوَیه،‌ از متکلمان امامی، شالوده‌گذاری شد.[۱۴]

بعضا ظهور مدرسه بغداد را هم‌زمان با روحانی موثر دانسته و معتقدند حرف امامیه در مسافت غایب بودن صغرا تا روحانی اثرگذار، از مدرسه کلامی برخودار خلا؛[۱۵] ولی جمع‌ای از دانشمندان، متکلمان این عصر همانند ابن ابی‌عقیل و ابن جنید اسکافی را نیز جزو متکلمان مدرسه کلامی بغداد به شمار آورده‌اند.[۱۶]

بازدید : 33
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 13:10

حضرت مریم(س) از زنان برگزیده و مامان حضرت عیسی(ع) که بارداری وی به صورت معجزه اعمال گرفت. قرآن در سوره مریم معاش اورا از به دنیاآمدن خودش تا میلاد عیسی(ع) حکایت نموده است. در احادیث شیعه و اهل سنت، مریم در کنار فاطمه زهرا(س)، خدیجه و آسیه، چهار زن رفیعتر بهشتی معرفی گردیده‌اند. حضرت مریم در اسلام و در مسیحیت از جایگاهی مقدس و ویژه شامل آدرس مسجد توفیق مشهد است.

در اسلام
قرآن، مریم مامان عیسی(ع) را بانویی پاکدامن و برگزیده از فی مابین زنان خوانده[۱] و اورا الگوی مومنان قرار داده میباشد.[۲] از آیه‌ها قرآن برمی‌آید که ملائکه چند دفعه با مریم حرف گفته‌اند.[۳] فقط زنی که اسم وی در قرآن آمده، مریم میباشد.[۴] همینطور قرآن رشد مریم را به معبود نسبت داده میباشد: «معبود او‌را به نیکویی به عهده گرفت و او‌را پسندیده رویش بخشید… هر فرصت زکریا وارد محراب وی می شد، غذای مخصوصی در آن‌جا می‌رویت کرد. از وی پرسید: «ای مریم! این را از کجا آورده‌ای؟!» اعلام کرد: «این از سوی خداست. خدا به هر که بخواهد، بی‌اکانت روزی میدهد.»[۵] [یادداشت ۱]
در بعضی تفاسیر آمده میباشد در فصل‌زمستان، میوه‌های تابستانی و در فصل‌تابستان میوه‌های زمستانی برای مریم مهیا رزرو مسجد توفیق مشهد بود.[۶]

در احادیث شیعه و اهل سنت اسم مریم در کنار فاطمه زهرا و خدیجه و آسیه، تحت عنوان چهار زن بلندتر بهشتی مذکور میباشد.[۷] برخی از مفسران براساس آیه ۴۲ سوره آل عمران، قائل به پاکی مریم گردیده‌اند.[۸] حضرت مریم در الهیات مسیحی از رده ویژه‌ای شامل است تا بدانجا که شاخه‌ای از الهیات با تیتر مریولوجی (Mariology) به وجود آمده که به نظارت شخصیت و منزلت حضرت مریم میپردازد. دقت به حضرت مریم، در قرنها وسطی مداقه یافت. درین زمان مقامی برای حضرت مریم مطرح شوید که از حد الوهیت ذیل‌خیس ولی از سکو ملائکه و مقدسان فراتر بود. یقین همگانی در‌این زمان آن بود که ملائکه و مقدسان، خدمتگزاران حضرت مریم می شماره مسجد توفیق مشهد باشند.[۹]

قبلی از آن، در بعضی جامعه ها مثلا میان مسیحیان جزیرة العرب، باور به تثلیث و پرستش مریم در کنار خداوند و عیسی ترویج داشته میباشد.[۱۰] گفته‌اند تا قرن شانزدهم میلادی نیز برخی از شهرهای اروپایی به پرستش مریم باکره دارای شهرت بوده‌اند.[۱۱] در قرآن این یقین مسیحیان شماتت گردیده است.[۱۲] [یادداشت ۲] همینطور در قرنها وسطی آموزه عصمت و طهارت مریم مطرح شد و در سال ۱۸۵۴ کلیسای کاتولیک، این نظریه را تحت عنوان یک آموزه خطاناپذیر عهده دار شد.[۱۴] البته کلیسای ارتدوکس منکر طهارت مریم مسجد طالقانی مشهد میباشد.[۱۵]

معاش‌طومار
میلاد مریم را سال ۲۰ پیش از ولادت گفته‌اند اما از زادگاه وی منبع معتبری در چنگ وجود ندارد.[۱۶]

اسم بابا وی در منابع مسیحی، «یواقیم»[۱۷] و در قرآن[۱۸] و احادیث اسلامی، «عمران» مذکور میباشد. در روایتی از امام باقر(ع) آمده میباشد عمران از پیامبران بنی اسرائیل بود.[۱۹] طبق گزارش ابن اسحاق، نسب وی به داود(ع) می رسد.[۲۰] عمران قبل از ولادت مریم از جهان رفت.[۲۱] اسم مادرش را حَنَّة دختر فاقود گفته‌اند.[۲۲] در روایتی امام کاظم(ع) اسم مامان مریم را «مَرثا» و به عربی «وَهیبه» دانسته میباشد.[۲۳] در متن‌ها مسیحی القا‌ب زیادی برای حضرت مریم به فعالیت رفته میباشد به عنوان مثال حوّای تازه، باکره مقدس، مامان خداوند، شفیعه، مامانِ نتیجه الهی، قرارگاه حکمت، رگ گیاهی روضه خوان، رُز رازگونه، صندوق قول، ملکه ملائکه و بانوی مصیبت‌ها.[۲۴] در متن‌ها اسلامی نیز از عَذراء (پاکدامن) و بتول تحت عنوان کنیه‌های مریم حافظه گردیده‌است.[۲۵]

بازدید : 38
شنبه 21 تير 1404 زمان : 15:07


محمد علم‌زادهٔ قمی (۱۳۱۶-۱۳۹۷ش) دارای اسم و رسم به محمد مؤمن یا این که آیت‌الله مؤمن دانا شیعه قرن پانزدهم هجری قمری بود، وی از عقیده‌پردازان ولایت عالم، از فقهای شورای دربان، نماینده مجلس خبرگان رهبری و عضو شورای بهتر مجمع جهانی اهل‌بیت بود. مؤمن همینطور از روحانیان اهل نبرد علیه حکومت پهلوی بود و از سال ۱۳۴۲ش تا نقطه پایان قدمت، در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عضویت داشت. در سال ۱۳۵۳ش در عصر حکومت محمدرضا پهلوی در کشور‌ایران سه سال در شهداد از توابع کرمان و تویسرکان در تبعید معاش آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.

مؤمن بعداز موفقیت انقلاب در صورت‌گیری قوه قضائیه نقش مؤثری داشت. وی عضو شورای بهتر قضایی، عضو شورای بهتر حوزه، عضو شورای بازنگری قانون اساسی ایران و مدیریت حوزه علمیه قم بود. مؤمن اثرها زیادی دربارهٔ حکومت اسلامی تألیف کرد. کتاب «الحکومة الاسلامیة» در سه جلد از اثرها اصلی وی در تبیین ولایت معصومان و ولایت فقید رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.

معاش‌طومار
محمد مؤمن در ۲۲ دی ۱۳۱۶ش در قم دیده به جهان گشود.[۱] پدرش عباس مؤمن، کشاورز بود.[۱] بعد از علم آموزی در مدرسه‌منزل و مکتبٔ جامع تعلیمات فقاهتی، وارد حوزه شد.[۱] در سال‌های نخستین حوزه، هم زمان با علم آموزی برای معیشت، آموزگاری میکرد.[۲] امام خمینی، محمدحسین طباطبایی، علی مشکینی از اساتید او در حوزه علمیه قم شماره مسجد توفیق مشهد بودند.[۳]

قبل از انقلاب، از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود.[۴] از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ش در تبعید به راز پیروزی.[۵] بعد از انقلاب در قوهٔ قضائیه، شورای دربان، رئیس حوزه علمیه مسئولیت داشت و پنج زمان نماینده مجلس خبرگان مسجد طالقانی مشهد بود.[۶]

وفات

مراسم تشییع آیت‌الله مؤمن در قم حدفاصل مسجد امام حسن عسکری تا مقبره حضرت معصومه(س) (۴ اسفند سال ۱۳۹۷ش)[۷]
محمد مؤمن، ۲ اسفند ۱۳۹۷ش بعداز یک عصر بیماری، در یکی مریضخانه‌های طهران درگذشت.[۸] روز شنبه ۴ اسفند در قم تشییع شد و بعداز اقامه نماز میت به وسیله آیت‌الله سبحانی، در بقاع حضرت معصومه(س) به‌خاک امانت شد.[۹]

زیست علمی

درس بیرون محمد مؤمن در مکتب علمیه آیت‌الله گلپایگانی در قم (مهر ۱۳۹۱ش)[۱۰]
محمد مؤمن در سال ۱۳۳۰ش دروس حوزوی را شروع کرد. دروس مقدمات و سطح را در ۵ سال درنوردید[۲] و در درس بیرون فقه امام خمینی حاضر شد.[۱۱] در درس امام خمینی، سید محمد متفحص داماد، مرتضی حائری یزدی، سید محمدحسین طباطبائی و ... حاضر گردیده است.[۱۲] بعداز درس دادن کتاب‌های مکاسب و رسائل در فقه و اصول و تفصیل تجرید و بدایة و نهایة الحکمه و اسفار و عرشیه در صحبت و فلسفه، از سال ۱۳۶۲ش درس دادن بیرون اصول و از سال ۱۳۶۴ش بیرون فقه را استارت کرد.[۱۳] وی در بیرون فقه مباحث معاملات، قضا، شهادات، حدود و مسائل مستحدثه را که مربوط به حکومت‌داری بودند، درس دادن می کرد.[۱۳] در سال ۱۳۷۱ش آیت الله خامنه‌ای، محمد مؤمن و تعدادی از علما را تحت عنوان عضو هیئت نظارت مسائل تازه فقاهتی منصوب کرد.[۱۴] محمد مؤمن یکی‌از اعضای مباحثهٔ فقاهتی‌ با آیت الله خامنه‌ای بود.[۱۵] مؤمن برخی از این مسائل مطرح‌گردیده درین مباحثه‌ها را در کتاب لغات سدیده آورده میباشد.[۱۵]

استادان
محمدتقی ستوده (گستردن لمعه)
محمد واعظ‌زاده خراسانی (تفصیل منظومه)
علی مشکینی (مکاسب)
محمد پاد شاه‌آبادی (مکاسب)
ابوالفضل خوانساری (مکاسب)
محمدباقر سلطانی (کفایه)
محمد مجاهدی تبریزی (کفایه)
آیت الله بروجردی (بیرون فقه -به بازه زمانی یک سری ماه)
امام خمینی (بیرون فقه و اصول)
پژوهشگر داماد (بیرون فقه و اصول)
مرتضی حائری یزدی (بیرون فقه و اصول)
سید مصطفی خمینی (منظومه)
محمدحسین طباطبائی (اسفار)
محی‌الدین فاضل هرندی
سید محمود یثربی قمی[۴]
محمد مؤمن بعداز تبعید امام خمینی، در آبان سال ۱۳۴۳ش شش ماه در نجف حاضر شد.[۳] در حین حضور امام خمینی در نجف، محمد مؤمن به آنجا رفت و آمد می کرد و در درس امام خمینی و نیز در درس سید ابوالقاسم خوئی، حسین حلی، سید محمود شاهرودی و اندکی از درس سید محسن حکیم حاضر شد.[۱۶]

شاگردان
مهدی شب‌زنده‌دار[۱۷]
حسن شیخ
محسن اراکی
غلامرضا فیاضی
محمدحسن اختری[۱۳]
اثر ها
اثرها محمد مؤمن در سه تیمٔ فقاهتی، اصولی و فلسفی نگاشته گردیده‌است. بخشی از اثر ها وی تقریر درس‌های استادان اوست[۱۸] وی درس بیرون اصول امام خمینی و درس بیرون فقه امام خمینی و متفحص داماد را تقریر نموده است.[۱۸] تسدید الاصول در دو جلد کتاب اصولی مؤمن میباشد.[۱۸] دیگر اثر ها وی، غالباً دربارهٔ حکومت اسلامی و وظایف البته دانا میباشد. الولایة الالهیة در ۳ جلد کتاب اصلی وی دربارهٔ حکومت اسلامی در طی حضور و غایب بودن امام معصوم میباشد. مؤمن در «حکومت حکیمانه» کتاب «حکمت و حکومت» نوشتهٔ مهدی حائری یزدی را عیب گیری می‌نماید.[۱۸]

اثر ها مربوط به حکومت اسلامی

الولایة الالهیة الاسلامیة وی الحکومة الاسلامیة زمن حضور المعصوم و زمن الغیبة (۳ج)
ولایت امام و رسول بر دستور ضابطه‌گذاری کلی
ولایت امام و نبی بر جامعه اسلامی
مقام احکام حکومتی و اختیارات البته فقید
رسیدگی وظایف و حدود اختیارات البته دانا
منابع مالی در حاکمیت دانا
اموال و گنج‌های همگانی در حکومت اسلامی
حکومت حکیمانه؛ عیب گیری و نظارت عقیده حکمت و حکومت
بقیه اثر ها

تقریرات درس‌های اصول، مکاسب محرمه و بیع امام خمینی با حاشیه ها امام خمینی
تقریرات کتاب صوم و صلاة پژوهشگر داماد؛ محمد مؤمن به سفارش متفحص داماد درس‌های کتاب صلاة را تقریر کرد.[۱۹]
تسدید الاصول؛ زمانٔ بی نقص اصول استدلالی
لغت ها سدیده؛ ده رسالهٔ فقاهتی در مسائل مستحدثه
فقه و احکام پزشکی
کناره بر اسفار و شواهد الربوبیة

بازدید : 38
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 10:59


علی(ع) ترازو حق و فسخ میباشد
امام علی(ع) همراه با حق، حق‌در بین، حق‌گو و ملاک آشنایی حق از فسخ معرفی گردیده‌است.[۵۰] جمع‌ای برطبق این احادیث، مخالفان با او‌را منحرف و فارغ حق تیتر کرده‌اند.‌[۵۱] جمع‌ای نیز با استناد بدین روایات صرفا فرقه ناجیه را رهروان امام علی(ع) میدانند.[۵۲] فخر رازی، مفسر اهل سنت، با ادله بدین حدیث اعتقاد دارد که هرکس در دینش به علی(ع) اقتدا نماید، هدایت یافته میباشد.[۵۳] چنان‌که به دنبال این ماجرا آمده میباشد که فرستاده(ص) به عمار یاسر فرمود: در صورتی‌که کل عموم به یک سمت بروند و امام علی(ع) به سمت دیگر برود، تو به سمت علی برو که راه و روش علی(ع) رویه حق آدرس مسجد توفیق مشهد خواهد بود.[۵۴]

امامت و جانشینی بلافصل امام علی(ع)
عالمان شیعه معتقدند که از حاصل روایات ملازمت علی(ع) با حق، تایید برتری همگی جانبه امام علی(ع) بر دیگر صحابه به عنوان مثال استعداد مطلق در امامت، رهبری و خلافت بلافصل میباشد[۵۵] و در شرایطی که حضرت علی(ع) از بالاترین رتبه جامعیت علمی، اخلاقی و سیاسی بهره مند خلا، کاربر و مصداق این ماجرا رسول اکرم(ص) قرار رزرو مسجد توفیق مشهد نمی‌گرفت.[۵۶]

به گفته علامه مجلسی، معتزله نیز با استناد به‌این احادیث، قائل به افضلیت امام علی(ع) نسبت به دیگر صحابه میباشند.[۵۷]

پاکی امام علی(ع)
روحانی موءثر این نظر را دارد امام علی(ع) با اینگونه وصفی از سوی فرستاده(ص) مبتلا نادرست و یا این که تردید در احکام الهی نمی شود[۵۸] و به گمراهی نخواهد رفت.[۵۹] بعضا این حدیث را با اعتنا به قید و شرط نداشتن در ملازمت و همراهی امام علی و حق،[۶۰] یکی دلائل عصمت و طهارت امام علی(ع)[۶۱] در سیره و اخلاق و رفتار[۶۲] برشمرده و آن را دربرگیرنده همگی موضوع‌های علمی، عملی، دینی، عرفی، اجتماعی و اخلاقی نیز می دانند؛[۶۳] از این رو ارتکاب هر نوع غلط و گناه را از سوی امام محال می دانند؛[۶۴] چراکه با اجرا گناه و حتی یک نادرست، ملازمه مستمر حق و علی(ع) از دربین رفته و اطلاق صحبت نبی(ص) شماره مسجد توفیق مشهد نقض میشد.[۶۵]

وجوب اطاعت و ممنوعیت دشمنی با علی(ع)
با استناد بدین حدیث بر دیگر افراد واجب میباشد تا از امام علی(ع) به طور مطلق اطاعت نمایند.[۶۶] بعضی این روایات را دلیلی بر غایت فضیلت، کرامت و عظمت امام علی دانسته و معتقدند دست کم چیزی که از این روایات فهمیده می‌گردد ممنوعیت پیکار، لعن و اظهار دشمنی با حضرت علی(ع) مسجد طالقانی مشهد میباشد.[۶۷]

شبیه‌سازی برای خلیفه دوم
بعضی از اهل سنت به نقل حدیث مشابهی از نبی(ص) در خصوص قدمت بن خطاب پرداخته‌اند که حضرت محمد(ص) علاوه بر عفو و بخشش صادر کردن بر قدمت، او‌را گوینده حق دانسته هر یکسری که حق او‌را رخنه‌ گوید.[۶۸]

دراین مورد توده‌ای از دانشمندان معتقدند که قیمت محتوایی و سندی حدیث علی مع الحق، بازدارنده از انکار و ضعیف شمردن اصل آن می شد؛ ازاین‌رو، معاندان امام همت کردند تا برای رقبای حضرت علی(ع) روایات و فضیلت ها شبیه بسازند و یا این که آنکه در پی روایات فضیلت ها امام، مطلبی را اضافه نمایند تا بر فضیلت حاکمان پیش از امام نیز دلالتی داشته باشد تا این فضیلت در انحصار امام علی(ع) باقی نماند.[۶۹]

جستارهای متعلق
حدیث مقام
حدیث یوم الدار
حدیث ثقلین
حدیث وصایت
حدیث غدیر
حدیث خاصف النعل
پانویس
«علی مع الحق و الحق مع علی»، برگه قانونی سید ابوالفضل سرور در اینستاگرام.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۹۴؛ خزاز قمی، کفایة الأثر، ۱۴۰۱ق، ص۲۰؛ ابن حیون، گستردن الأخبار، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۶۰؛ روضه خوان اثر گذار، الفصول المختارة، ۱۴۱۳ق، ص۹۷.
تنکابنی، ضیاء القلوب، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۲۰۳.
علامه حلی، کشف الیقین، ۱۴۱۱ق، ص۲۳۷.
علامه حلی، کشف الیقین، ۱۴۱۱ق، ص۲۳۳-۲۳۶.
اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۱۴۶-۱۴۸.
مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۸، ص۲۹-۴۰.
امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۵۱-۲۵۶.
محمدی ری‌شهری، واحد سنجش الحکمة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۸۴.
آمدی، غایة المرام، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۲۸۲-۲۹۱.
میلانی، تفصیل منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۹۵.
طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۱۰.

بازدید : 37
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 20:24


علی حمایت اشتهاردی (۱۳۰۰-۱۳۸۷ش) از فقیهان و عالمان خلق و خوی در حوزه علمیه قم. او دروس بهتر حوزوی را نزد عالمان طراز نخستین طی کرد و به جایگاه اجتهاد نائل شد. روحانی علی‌هواخواهی به‌عامل زهد و اخلاق و رویه متواضعانه، در بین طلاب و بزرگان حوزه زبانزد بود و کلاس رفتار وی از دروس شناخته‌گردیده حوزه علمیه قم به شمار آدرس مسجد توفیق مشهد می رفت.

معاش‌طومار
اشتهاردی در ۷ محرم سال ۱۳۴۰ق مصادف با ۱۳۰۰ش در اشتهارد کرج متولد شد. پدرش یوسف اسم داشت که در کودکیِ وی از جهان رفت و سرپرستی وی بر ذمه مامان به‌زمین‌ رزرو مسجد توفیق مشهد خورد.[۱]


اقامه نماز میت بر پیکر روضه خوان علی جانبداری اشتهاردی
وفات
علی‌حمایت اشتهاردی در شامگاه سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ش بعداز اقامه نماز جماعت مغرب در مکتب فیضیه در ادامه ایست قلبی درگذشت. پیکر وی بعد از تشییع و اقامه نماز میت به امامت آیت‌الله سبحانی در بقاع حضرت معصومه(س) به‌خاک شماره مسجد توفیق مشهد ودیعت شد.[۲]

به مناسبت درگذشت وی، شخصیت‌های سیاسی و علمی برای مثال رییس‌جمهور و رییس مجلس وقت،‌ پیام تسلیت صادر کردند. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، در پیام تسلیت خویش، او را فقید با تقوا و پرهیزگار و منتفع از سجایای اخلاقی و صلاح و سداد عملی مسجد طالقانی مشهد دانست. [۳]

تحصیلات
روضه خوان علی‌امان، برای آموزش علم ها عربی و علم حوزوی آغاز نزد حاج روضه خوان یحیی تقوی سپرد و در کنار وی کتاب‌های مقدمات، لمعه و تفصیل لمعه را فراگرفت. بعد از سپری شد این روزگار، برای ادامه علم آموزی وارد حوزه علمیه قم شد؛ اما به جهت اختناق زمانه رضاخان به مجبور مجدد به اشتهارد رجوع و مجدداً پای درس روضه خوان یحیی تقوی حاضر شد. وی در سال ۱۳۲۰ش مجدد برای ادامه علم آموزی عازم شهر قم شد و با کامل شدن سطح های بهتر حوزه علمیه به علم آموزی درس بیرون حوزه علمیه پرداخت و به رده اجتهاد نایل آمد.[۴]

اساتید
اشتهاردی درس خلق را نزد امام خمینی و درس فلسفه را نیز نزد علامه طباطبایی گذارند.[۵] برخی از اساتید سطح های بهتر وی از این قرار میباشد:

آیت‌الله مرعشی نجفی
مرتضی حائری یزدی
حجت کوه‌کمره‌ای
محمد تقی خوانساری
آیت‌الله بروجردی
محمدعلی اراکی
سید محمدرضا گلپایگانی
آیت‌الله قائینی
محمدعلی حائری کرمانی
سید احمد خوانساری

روضه خوان علی هواخواهی اشتهاردی در بقعه حضرت معصومه
خصوصیت‌های اخلاقی
اشتهاردی دارنده فضیلت ها اخلاقی ویژه‌ای بود و از این جهت بین کلیه قشرها حوزوی، مورد قبول و نزد علما و اساتید، دارنده رده خاصی بود. او دارنده وارستگی و تواضع بود و همگان معاش معمولی و بی‌تکلف اورا به دلیل معاشرت‌ها و برخوردها شاهد بودند.[۶]

بازدید : 25
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 13:47


دیگر برمکیان
در منابع از برمکیان دیگری مانند معاویه،[۴۴] حسن و سلیمان فرزندان برمک،[۴۵] محمد فرزند خالد،[۴۶] ابراهیم، موسی و محمد فرزندان یحیی[۴۷] و دیگر نوادگان برمکیان[۴۸] خاطر شد‌ه‌است، البته به انگیزه نقش کمرنگ وی در حادثه ها تاریخی داده ها متعددی راجع‌به آن‌ها ارائه آدرس مسجد توفیق مشهد نشده میباشد.

ارتباط برمکیان با علویان
در امر ارتباط برمکیان با علویان و نیز امام موسی کاظم علیه السلام که معاصر آنها بود جمله‌های متفاوتی وجود دارااست. در بعضی از گزارشها یحیی بن خالد از منصور عباسی خواست باتوجه به نماز قرائت حضرت علی(ع) در حیاط مدائن از تخریب آن پرهیز نماید.[۴۹] مطابق گزارشی دیگر وقتی که هارون، ادب‌بن‌یحیی را مأمور سرکوب کودتا یحیی بن رزرو مسجد توفیق مشهد عبدالله علوی کرد،

یحیی برمکی به فرزندش هشدار اعطا کرد که از ریختن خون فرزند پیامبر پروردگار اجتناب نماید و با دقت بدین که برمکیان تبهکار به تشیع می باشند مسئله را با مصالحه فیصله دهد،[۵۰] وی همینطور به فرزند دیگرش، جعفر توصیه کرد تا یحیی علوی را از زندان آزاد نماید[۵۱] و خویش نیز به علوی ذکر شده یاری مالی شماره مسجد توفیق مشهد کرد.[۵۲]

روحانی موثر یحیی را به دست داشتن در دغدغه امام موسی بن جعفر(ع) جنایتکار می‌نماید. وی نوشته میباشد یحیی به دلیل رقابت با محمد بن اشعث و با اگاهی از امامی بودن او، از تنگ‌دستی علی بن اسماعیل، نوه امام درست گو(ع) سوء استفاده نمود و با دادن هدایایی به وی، او را به بدگویی از امام نزد هارون ترغیب کرد و همین فرمان باعث به دستگیری و شهیدشدن امام شد.[۵۳] در مکان دیگر، موثر گزارش داده میباشد زمانی که موسی بن جعفر(ع) در زندان هارون بود، هارون فرمان قتل اورا به فضل و ادب ابلاغ کرد. ادب‌بن‌یحیی از اعمال آن امتناع ورزید و آیتم خشم هارون قرار گرفته و شلاق خورد.[۵۴] مسمومیت و مرگ ادریس بن عبدالله (مؤسس سلسله ادریسیان) نیز به یحیی منسوب مسجد طالقانی مشهد شده میباشد.[۵۵]

سقوط
هارون بعد از رجوع از حج (سال ۱۸۶ق) در شب نخستین محرم سال ۱۸۷ق. فرمان قتل جعفر و زندانی شدن یحیی و ادب و مصادره اموال آنها‌را صادر کرد. رازِ جعفر در شهر انبار به دست مسرور خادم مستقل گردیده و بدنش قطعه قطعه شد و هر کدام در جایی از بغداد آویخته شد.[۵۶] یحیی و ادب نیز زندانی شدند تا این که یحیی در سال ۱۹۰ق در زندان درگذشت و جسدش در رقه در کنار فرات دفن شد.[۵۷] ادب نیز در زندان و به سال ۱۹۳ق. درگذشت.[۵۸] به امر هارون، محمد بن‌خالد و فرزندان و وابستگان او که در کارها دولت و وزارت دخالت چندانی نداشتند، به هم پا فرزندان خردسال ادب و جعفر جانبداری داده شدند.[۵۹]

سقوط برمکیان به انگیزه عدم بازگویی انگیزه آن به وسیله هارون از نقاط نامفهوم تاریخ میباشد که ارائه آنالیز‌های مختلف و گاه متناقضی را منجر گردیده است. برخی از مورخان ماجرای وصلت جعفر با عباسه خواهر هارون به شرط آن که لینک صوری باشد و عهدشکنی جعفر و میلاد دو فرزند و معاش مخفیانه آن‌ها را انگیزه سقوط برمکیان دانسته‌اند[۶۰] برخی نیز این انگیزه را درست ندانسته‌اند.[۶۱] گروهی دیگر پرهیز فضل و ادب را از دادن قسمتی از درآمد عجم به هارون، انگیزه خشم وی دانسته‌اند.[۶۲] عشق و علاقه و رابطه برمکیان با علویان و آزادی بعضا از زندانیان وی بوسیله برمکیان نیز انگیزه رویگردانی هارون و عقوبت وی مذکور میباشد.[۶۳] بعضی از منابع از نفرین امام رضا(ع) در حق برمکیان در عرفه و سقوط وی در به عبارتی سال حافظه کرده‌اند.[۶۴] بدگویی معارضان ورقیبانی از کارگزاران هارون زیرا علی بن عیسی یزدانیرود، منصور بن زیاد، جعفر بن محمد بن اشعث و فضل و ادب بن ربیع،[۶۵] نفوذ برمکیان به ویژه فضل و ادب در سپاه خراسان[۶۶] نیز از انگیزه‌هایی میباشد که برای این رخداد نقل شده میباشد.

پانویس

بازدید : 23
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 11:25

قبیله خاتون‌آبادی؛ از خویشاوندان‌های علمی معروف و پرنفوذ در اصفهان و طهران بودند که منصب قانونی امامت آدینه طهران و اصفهان را در‌این دو شهر (اصفهان: قرن دوازدهم تا قرن چهاردهم، طهران: قرن سیزدهم تا انقلاب اسلامی) در دست داشتند. سیده نصرت امین، از بانوان نام دار این بستگان میباشد. اجداد آن‌ها از سادات مستقر مدینه بودند که به دعوت حکم کننده خراسان به مشهد و بعد از آن تنی چند از آنان به قم و اصفهان سفر آدرس مسجد توفیق مشهد کردند.

نسب
اجداد آنان از ساداتِ حسینی مستقر در مدینه بوده و نسبشان به حَسَنِ اَفْطَس،(حسن بن علی بن علی بن الحسین) نوه امام زین العابدین(ع)، میرسد. یکی‌از این سادات به اسم حسن به دعوت حکم دهنده خراسان به مشهد رفت، دختر حکم دهنده را به همسری گرفت و نقیب النقبای خراسان شد. بعد از وفات او فرزندانش به قم و آن‌گاه تنی چند از آن‌ها به اصفهان رفتند، به عنوان مثال عمادالدین بن حسن بن جلال الدین که سرسلسله خویشان خاتون‌آبادی میباشد.[۱] به دنبال بروز طاعون در اصفهان، عمادالدین به خاتون آباد، از روستاهای اصفهان، رفت و تا نقطه پایان قدمت در آنجا ماند. ازاینرو اولاد و احفادش خاتون‌آبادی خوانده رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده‌اند.[۲]

مشاهیر

میر عبدالحسین خاتون‌آبادی فرزند میر محمدباقر، از مورخان بعدازظهر صفویه بود. وی از شاگردان محمدتقی مجلسی، محمدباقر سبزواری، رفیعا نایینی و ملا حسین بروجردی بود.[۳] مشهورترین تاثیر وی کتاب اتفاق ها السنین و الاعوام میباشد. وی درین کتاب ضمن تصویب اتفاق ها، به اختصار به معرفی کتبی که به دستش رسیده میباشد هم پرداخته میباشد. خاتون‌ابادی نوشتن این تاثیر را در رمضان سال ۱۰۹۷ ق آغاز کرده و تا حدود سال ۱۱۰۵ هجری که سال وفات اوست همچنان به تألیف آن درگیر بوده میباشد. بعداز وی فرزندانش قسمت‌هایی را به آن شماره مسجد توفیق مشهد افزوده‌اند. [۴]

محمدصالح خاتون‌آبادی، روحانی الاسلام اصفهان و داماد محمدباقر مجلسی، و اول امام آدینه اصفهان از قوم و قبیله خاتون‌آبادی میباشد. سید محمدمهدی خاتون‌آبادی فرزند سیدمرتضی خاتون‌ابادی و نوه محمدمهدی خاتون‌ابادی، در ۱۱۸۵ یا این که ۱۱۸۶ق چشم به جهان گشود. وی از عالمان فقاهتی بود و در اصفهان به درس دادن و اقامه جماعت اشتغال داشت. فتحعلی فرمانروا قاجار بعد از وفات امام آدینه طهران، در ۱۲۳۶ ق. او را به طهران فراخواند و به امامت آدینه این شهر منصوب کرد. وی به آقابزرگ ملقب بود. سیدمحمدمهدی در ۱۲۶۳ق درگذشت و در نجف به خاک ودیعه مسجد طالقانی مشهد شد.[۵]

میرزا ابوالقاسم خاتون‌آبادی، دارای اسم و رسم به آقا، بعداز برگشت به طهران به درس دادن و تصدی کارها فقاهتی عموم پرداخت و بعد از وفات عمویش، محمدشاه قاجار اورا به امامت آدینه طهران منصوب کرد. او در ۱۲۷۰ یا این که ۱۲۷۱ درگذشت و در حوالی ری به خاک ودیعه شد.[۶] فرزند میرزا ابوالقاسم، زین العابدین، در ۱۲۶۱ چشم به جهان گشود. بعد از وفات پدرش، زیرا زین العابدین خردسال بود عمویش، مرتضی صدرالعلما، تا ۱۲۸۰ نماز آدینه را اقامه کرد و از آن پس، امامت آدینه به وی واگذار شد. اصلی ترین پسر زین العابدین، میرزاابوالقاسم، در ۱۲۸۲ دیده به جهان گشود. در ۱۳۰۴ به نجف رفت و نزد حبیب الله رشتی و شریعت اصفهانی درس خواند. وی داماد مظفرالدین فرمان روا شد و بعد از وفات بابا، به امامت آدینه طهران منصوب شوید و در۱۳۰۶ش درگذشت.[۷]
سیدحسن امامی، در ۱۲۸۱ش در طهران چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در مکتب‌ای روسی طی کرد و بعد برای آموزش علم ها شرعی به نجف رفت. در ۱۳۰۷ش برای علم آموزی در فن حقوق و دستمزد عازم سوئیس شد و بعد از دریافت رتبه دکتری این فن و برگشت به کشور ایران، افزون بر ذمه دار شدن مناصب قضایی، به درس دادن حقوق و دستمزد در دانشکده پرداخت. وی ضمن امامت آدینه طهران، نمایندگی و سر گروهی زمان هفدهم مجلس شورای ملی را برعهده داشت که در‌پی برخی اتفاق ها سیاسی و اعتراض عموم به سعی وی در ملازمت و همراهی با حکومت، در ۱۳۳۱ش از سر گروهی مجلس استعفا بخشید و مدتی در فارغ جمهوری اسلامی ایران به رمز موفقیت.[۸] سیدحسن امامی پیش از انقلاب اسلامی از کشور‌ایران بیرون شد و در ۱۳۵۸ش در ژنو درگذشت. او واپسین امام آدینه طهران از خویشان خاتون‌آبادی میباشد.[۹]

بازدید : 30
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:41


محمدکاظم خراسانی (۱۲۵۵-۱۳۲۹ق) دارای شهرت به آخوند خراسانی از مراجع تاسی شیعه و عالمان اصول فقه در قرن چهاردهم قمری بود. وی مؤلف کتاب کفایة الاصول و از حامیان اساسی نهضت مشروطه کشور ایران بود. وی مشروطه را وسیله‌ای برای خودداری از ظلم و ستم به عموم می‌دانست و کمپانی در‌این تکان را بر همگی مسلمانها، واجب می‌دانست. آخوند بعد از به توپ مسدود شدن مجلس در ۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ق بوسیله محمدعلی فرمان روا، حکم جهاد و جنگ علیه استبداد آدرس مسجد توفیق مشهد وی بخشید.

محمدحسین غروی نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین طباطبایی بروجردی، سید حسین طباطبایی قمی و محمدحسین کشف کننده‌الغطاء از شاگردان وی رزرو مسجد توفیق مشهد بودند.

معاش
آخوند خراسانی در سال ۱۲۵۵ق در مشهد دیده به جهان گشود. پدرش، ملا حسین هروی، شیخ اهل هرات بود که پیش از به دنیاآمدن پسرش به مشهد سفر شماره مسجد توفیق مشهد کرد.[۱]

محمدکاظم خراسانی در سحرگاه سه شنبه ۲۰ ذی‌الحجه ۱۳۲۹ق، در خانه خویش، بعد از اقامه نماز صبح در ۷۴ سالگی درگذشت.[۲] بعضی مرگ اورا بر تاثیر مسمومیت مسجد طالقانی مشهد دانسته‌اند.[۳]

بعد از تشییع، عبدالله مازندرانی بر پیکر او نماز گزارد و در بقاع حبیب الله رشتی بنا شده در صحن بقاع امیرالمومنین به خاک ودیعه شد.[۴]
آخوند خراسانی به جهت فوت همسرانش، چهار توشه وصلت کرد. وی از همسر دوم دارنده چهار فرزند و از همسر سوم، دو فرزند داشت. چهارمی و واپسین همسر آخوند سال‌ها بعد از او زنده بود و در سن نود سالگی درگذشت.[۵]

مهدی کفایی خراسانی: اولی فرزند آخوند بود که در اداره شئون اجتماعی پدرش نقش مؤثر داشت.
محمد کفایی خراسانی: پر اسم و رسم به آقازاده دومی فرزند آخوند بود. وی که از علمای نجف بود در محرم ۱۳۲۵ق از نجف به مشهد مسافرت کرد و در رأس حوزه علمیه خراسان قرار گرفت. او سرنوشت در اتفاق مسجد گوهرشاد بازداشت شد و به طریق مشکوکی در طهران درگذشت.
احمد کفایی خراسانی: سو‌مین پسر آخوند بود وی از مجاورت‌ترین مشاوران محمد تقی شیرازی و از مبارزان علیه استعمار انگلیس در عراق بود و به همین خیال و خاطر دو توشه به اعدام محکوم شد. احمد کفایی خراسانی در سال ۱۳۴۲ق به مشهد مسافرت کرد و بعداز درگذشت برادرش محمد کفایی، زعامت حوزه علمیه خراسان را برعهده گرفت.
حسین کفایی خراسانی: چهارمی فرزند آخوند بود که بعد از رحلت اخوی بزرگش مهدی خراسانی متصدی مدرسه های سه گانه آخوند خراسانی در نجف شد.
حسن کفایی خراسانی: پنجمی فرزند آخوند بود که در مجلس مؤسسان اولیه حضور داشت، شش عصر نماینده عموم مشهد در مجلس شورای ملی بود و تحت عنوان سناتور خراسان به مجلس سنا رفت.[۶]
صرفا دختر آخوند به اسم زهرا همسر میرزا اسماعیل رشتی و عروس میرزا حبیب الله رشتی بود.[۷]
تحصیلات
محمدکاظم خراسانی، علم ها شرعی را در مشهد نزد بابا و دیگر عالمان آموخت. آنگاه در رجب ۱۲۷۷ق برای ادامه علم آموزی راهی نجف شد.[۸]

پیش از هجرت به نجف، آخوند خراسانی حدود سه ماه در سبزوار در درس فلسفه حاج ملا هادی سبزواری کمپانی کرد. بعد از وصال به طهران، مدتی در مکتب صدر ماند و نزد میرزا ابوالحسن جلوه و ملا حسین خوئی، فلسفه و حکمت یادگرفت.[۹]

اساتید
روضه خوان مرتضی انصاری: آخوند خراسانی بیش تر از دو سال دانش آموز روحانی اعظم بود.[۱۰]
میرزای شیرازی: آخوند خراسانی در درس‌های همگانی و نیز در درس‌های محرمانه وی کمپانی می کرد.
سیدعلی شوشتری: معلم اخلاق و رفتار خراسانی بود. آخوند یک سری سال در درس فقه وی نیز کمپانی کرد.[۱۱]
ملا حسینقلی همدانی[۱۲]
روحانی راضی نجفی از سایر اساتید آخوند در فقه و اصول فقه بود.[۱۳]
سید ابوالحسن جلوه را نیز از اساتیدآخوند خراسانی برشمرده‌اند.[۱۴]

درس دادن

آخوند خراسانی در مجلس درس
هنگامی میرزای شیرازی به سامراء سفر کرد، آخوند خراسانی در نجف مُدرسی پر اسم و رسم بود.[۱۵] اکثری از شاگردان میرزا که در نجف باقی‌مانده بودند، به پیشنهاد وی، در درس خراسانی که جانشین میرزای شیرازی شناخته میشد کمپانی می‌کردند.[۱۶]

با درگذشت محمدحسن شیرازی در ۱۳۱۲ قمری و رجوع و برگشت بخش اعظمی از حوزه سامرا به نجف و پیوستن بیشتر وی به درس خراسانی و نیز با رحلت عالمان معاصر او در عتبات، به ندرت منزلت خراسانی در جایگاه مدرس پر رنگ حوزه نجف، ثبت و درس وی گران قدر‌ترین حوزه درسی نجف شناخته شد.[۱۷]

در سفرنامه‌ای که در سال ۱۳۲۳ق نگاشته گردیده اینگونه آمده که در درس بیرون فقه او که در مسجد هندی برگزار می‌گردیده نسبتاًً ششصد تا هفتصد نفر حاضر می‌گردیده‌اند و در درس بیرون اصول فقه او که در مسجد طوسی برگزار می‌گردیده نسبتاًً هزار نفر بوده‌اند.[۱۸]


مجلس درس آخوند خراسانی.
آخوند خراسانی در برگزاری جلسات درس، بسیار جدّی بود و با هیچ عذری درس خویش را تعطیل نمی کرد؛ حتی‌در ماجرای سرایت وَبا در نجف، که بیشتر درس‌های حوزه علمیه تعطیل شد، درس خویش را حتی‌در روز درگذشت سه بدن از نزدیکانش، تعطیل نکرد.[۱۹]

در بعضی از سال‌ها که در نصفه ابتدا رجب برای زیارت به کربلا میرفت، در همانجا نیز درس دایر میکرد و در رمضان نیز که درس‌های متداول حوزه تعطیل بود، مباحثی مانند اصول عقاید یا این که کردار درس دادن میکرد.[۲۰]

خراسانی درس فقه را به گویش فارسی و درس اصول فقه را به گویش عربی می‌اعلام‌کرد.[۲۱]

بعد از درگذشت میرزای شیرازی و رجوع و برگشت بعضا از مقلدان وی به آخوند خراسانی، او برای پاسخگویی به استفتائات با حضور شاگردانش، به عنوان مثال سید ابوالحسن اصفهانی، محمد حسین غروی اصفهانی، سید حسین طباطبائی بروجردی، عبد و بنده الکریم حائری، آقا ضیا عراقی، آقا حسین قمی، میرزا محمدحسین نائینی مجلس مشورتی می‌گذاشتند.[۲

بازدید : 28
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 11:10

حسین‌محمد جعفری، تاریخ‌پژوه پاکستانی، اعتقاد دارد، عایشه، طَلْحه، زُبَیْر و بعد ها معاویه که حکومت علی و دوست داران او‌را خطری حقیقی و واقعی برای اشرافیت خویش می‌دیدند، انتقام خون عثمان را عذر و بهانه‌ای برای به دست آوردن حکمرانی از علی قرار دادند.[۳۳] امام علی(ع) در به عبارتی شروع خلافت به نماینده معاویه خاطرنشان کرد: به معاویه بگو که اینجانب از امیری او بر شام خشنود نیستم و عموم نیز هیچگاه به خلافت وی رضایت نخواهند بخشید.[۳۴] معاویه اصحاب جمل را به نبرد با علی(ع) تحریک می کرد،[۳۵] وی قبل از واقعه جمل به زبیر نوشت: از عموم شام برای وی بیعت گرفته میباشد، درصورتی که عراق را تصاحب نماید در شام مشکلی نخواهد داشت. زبیر از این طومار خشنود و دلگرم شد.[۳۶] معاویه بر آن بود تا یکی‌از شخصیت‌های سیاسی قریش به ویژه آنها را که در شوری حضور داشتند به خویش جذب نماید تا از وی افتتاح سیاسی نماید. امام به همین نکته اشاره کرده بود که قریشی‌هایی که در شام‌اند، هیچکدام در شورا پذیرفته نشده و خلافت برای آنها جایز وجود ندارد.[۳۷] معاویه در طومار‌ای به امام علی نیز موضوع شورا را مطرح آدرس مسجد توفیق مشهدکرد.[۳۸]

امام خواست تا عبدالله بن عباس را به حکومت شام بفرستد. به معاویه طومار نوشت و معاویه در جواب صرفا طومار‌ای سپید برای امام ارسال کرد و نماینده معاویه اعلام کرد از جانب مردمی می آید که معتقدند تو عثمان را کشته‌ای و جز به کشتن تو رضایت نمی‌دهند.[۳۹] معاویه با منفعت بردن از نزاع جمل و با استناد به تقابل طلحه، زبیر و عایشه، دخالت امام در قتل عثمان را بیشتر تبلیغ می کرد.[۴۰] بعداز پیکار جمل، امام در کوفه بومی شد؛ چون انتظار زد خورد با سپاه شام میرفت و این عمل از عراق برمی‌آمد. به جز شام دیگر بلاد با امام بیعت کرده بودند. امام در طومار‌هایی کوشید معاویه را به اطاعت قانع نماید. ولی معاویه با استناد به اینکه گماشته قدمت میباشد، از اطاعت رمز گشوده می‌زد.[۴۱] معاویه از امام خواست تا شام و مصر را به وی واگذارد و بعد از وی بیعت کسی را برعهده‌اش نگذارد و در مقابل وی با امام بیعت می‌نماید. امام در جواب اعلام کرد «لم یکن الله لیرانی اتخذ المضلین عضدا» «آفریدگار منرا نبیند آن روز که گمراهان را یار و همدم خود قرار داده رزرو مسجد توفیق مشهد باشم.»[۴۲]

معاویه در سخنی در شام اعلام‌کرد: «برای چه علی در خلافت رفیعتر از اینجانب میباشد؟ در صورتیکه حجاز با وی بیعت نموده است، شام با اینجانب بیعت کرده. حجاز و شام موازی میباشد.» وی در طومار‌ای همین کلمه ها را به امام نوشت: «تا زمانی عموم حجاز ملاحظه حق را می‌کردند، در این مورد حکم دهنده بر شام بودند. البته فعلا که حق را رخنه‌ کرده‌اند، این حق از آن شامیان گردیده‌است.»[۴۳] امام در جواب نوشت: «ولی در زمینه ی این حرف که گفتی «اکنون اهل شام قاضی بر اهل حجازند» مردی از قریشیان را علامت ده که در شورا پذیرفته گردد، یا این که خلافت بر او جایز باشد. در صورتی اینگونه داعیه کنی، مهاجران و انصار تکذیبت نمایند... بیعت با اینجانب عمومی و طلبه بود لحاظ بر خلاف کسی در آن رویکرد ندارد و تجدید گزینشی در فعالیت وجود شماره مسجد توفیق مشهد ندارد.»[۴۴]

جعفر سبحانی، از مراجع تبعیت شیعه، این نظر را دارد، حتی در شرایطی که امام علی(ع) نسبت به خرابی معاویه انعطاف نشانه می‌‌اعطا کرد، ایرادات حکومتش برطرف نشده، بلکه بیشتر می شد.[۴۵] به لحاظ سبحانی، در شکل ابقای معاویه بر حکومت شام، علی(ع) در به عبارتی روزهای در آغاز اکثریت طرفدارانش را از دست می‌اعطا کرد، به این دلیل‌که آنها به باعث ستم‌ها و ناعدالتی‌هایی که از کارگزاران عثمان متحمل گردیده بودند، دست به انقلاب زده بودند و ابقای کارگزاران عثمان، آنها‌را سرخورده میکرد.[۴۶] از طرفی دیگر، دادن حکومت شام به معاویه نیز نمی‌توانست از مخالفت وی با خلافت علی(ع) بکاهد؛ چون چه گونه می‌اقتدار عهده دار شد که بعضا یاران علی(ع) به وی سفارش دهند که برای مدتی کوتاه معاویه را در جایگاهش باقی گذارد، البته خویش معاویه که شخصی زیرک و سیاستمدار بود، ابقای خویش را فعلا و مصلحتی نداند.[۴۷] سبحانی قتل عثمان را وسیع ترین مجال برای معاویه می‌دانست که در صورتی در به عبارتی روزهای در آغاز از آن به کارگیری نمی کرد، برای مدام آن را از دست می‌اعطا مسجد طالقانی مشهد کرد.[۴۸]

بازدید : 23
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:21


سلیمان بن صُرَد بن جون خُزاعی(شهیدشدن ۶۵ق) رهبر قیام توابین و از بزرگان کوفه، صحابی حضرت محمد(ص) و از شیعه ها امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. سلیمان بن صرد در برخی پیکار‌ها در رکاب امیرمؤمنان(ع) جنگید. او در زمانه امام حسن(ع) با صلح امام حسن با معاویه مخالف بود. اولیه طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) به رهبری وی نوشته شد، با این حالا خویش وی در نزاع کربلا حضور نداشت. مورخان، دلایل مختلفی برای عدم حضور سلیمان در رخداد کربلا آدرس مسجد توفیق مشهد برشمرده‌اند.

بعداز شهید شدن حسین بن علی(ع)، رهبری قیام توابین را در سال ۶۵ قمری بر ذمه داشت. این قیام به خونخواهی امام حسین(ع) صورت گرفت و سلیمان در آن به شهیدشدن رزرو مسجد توفیق مشهد رسید.

معاش‌طومار
سلیمان بن صرد در مکه متولد شد. در منابع تاریخی هر یک‌سری به تاریخ مجال میلاد او اشاره نشده میباشد، البته زیرا نقل شده که او در هنگام شهیدشدن در سال ۶۵ق، ۹۳ ساله بوده،[۱] می‌قدرت اظهار‌کرد او پنج سال پیش از بعثت به عالم آمده میباشد. اسم پدرش «‌جون‌» بود و در نسبتش به خویشاوندان خزاعه هیچ اختلافی وجود شماره مسجد توفیق مشهد ندارد.[۲]

اسم او در بعد از ظهر نادانی «‌یسار‌» بود که رسول(ص) نامش را بعد از مسلمان شدن به «‌سلیمان‌» تغییر‌و تحول اعطا کرد. لقب او را «‌ابو مُطَرّف‌» گفته‌اند.[۳] شیعه و اهل‌سنت اورا ستوده‌اند. او پیرمردی نیک، عبادت کننده، فاضل و دارنده مکانت و رده ویژه فی مابین بستگان خود بود و خاندان خزاعه از وی اطاعت مسجد طالقانی مشهد میکرد.[۴] [۵]

ملازمت و همراهی با فرستاده(ص)
فضل و ادب بن شاذان او را از تابعین می داند و منابع اهل سنت او را از اصحاب فرستاده(ص) به شمار آورده‌اند. روضه خوان طوسی نیز او را در شمار اصحاب رسول بیان نموده است[۶] آیت الله خوئی گفته میباشد احتمالا روضه خوان طوسی این صحبت را از کتاب ها اهل‌سنت گرفته باشد.[۷]

ملازمت با علی(ع)
بعداز تأسیس شهر کوفه در طول خلیفه دوم، سلیمان بن صرد جزو او‌لین عده ای بود که در‌این شهر سکنی گزید و در محله خُزاعه ساکن شد.[۸] سلیمان، با خلافت امام علی(ع) به یار و همدم بخش اعظمی از بزرگان شیعه با وی بیعت کرد.[۹] سازه بر طومار‌ای که از سوی امیرمؤمنان(ع) برای وی درج شده، او نماینده امام(ع) در حوزه‌ جبل بوده میباشد.[۱۰] وی در مبارزه‌های امام علی(ع) کمپانی کرد و در پیکار صفین در رکاب امام(ع) جنگید و فرماندهی میمنه سپاه را بر ذمه گرفت.[۱۱] در‌این نزاع، «‌حوشَب‌» سرور یمانیان در سپاه معاویه با چاقو وی از پای درآمد.[۱۲]

بعضا گفته‌اند سلیمان در مبارزه جمل کمپانی نکرد و علی(ع) اورا ملامت کرد.[۱۳] هرچند این مقاله در کتاب ها تاریخی مبتلا شک و تردید گردیده، ولی خویی احتمال داده میباشد که عدم کمپانی او یا این که به خیال و خاطر فرمان امیر المومنین بوده و یا این که عذری موجه داشته میباشد.[۱۴]

اعتراض به صلح امام حسن (ع)
گزارش مورّخان، حکایت از دیدار سلیمان با امام حسن(ع) بعداز جریان صلح با معاویه داراست که او با انکار این بیعت، به امام(ع) اعتراض می‌نماید.[۱۵] امام حسن(ع) در پاسخ او می گوید: شما شیعه و دوستدار ما هستید... آفریدگار گواه میباشد آن چه اینجانب ایفا دادم در جهت محافظت خون‌هاست. پس راضی به قضای پروردگار باشید.[۱۶] او در دیداری با امام حسین(ع) نیز، این مسأله را عرضه می دارد و امام(ع) بر پایبندی به صلح تا مرگ معاویه تأکید می‌نماید.[۱۷]

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 470
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه