از یاران امام حسین(ع) که در رخداد عاشورا در کربلا حضور داشت. وی بعد از اینکه با سپاه قدمت بن سعد جنگید و یکسری بدن را کشت، در آخرین لحظات روز عاشورا از مبارزه گریخت. ضحاک بن عبدالله از گزارشگران اتفاق کربلا در کوفه آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.
ضحاک فرزند عبدالله مشرقی از خاندان همدان بود. داده ها چندانی از معاش وی در اختیار وجود ندارد. همین اندازه مشخص و معلوم میباشد که وی ضمن کمک امام حسین(ع) در کربلا، در طی امامت امام سجاد(ع) زنده بوده و روضه خوان طوسی او را از اصحاب امام سجاد(ع) ذکر شده میباشد.ضحاک بن عبدالله مشرقی برای مثال یاران امام حسین(ع) میباشد که با حضور در کربلا و آن گاه فرارو گریز از صحنه نزاع در روز عاشورا، [۳]انتقاداتی را بعد ها دربین ارزیابیگران و مورخین شیعی -به انگیزه فقط گذاشتن امام (ع) و اهل بیتش- برانگیخته رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.
ملاقات با امام حسین(ع)، طبری نقل نموده است ضحاک به یاور صاحب و مالک بن نضر ارحبی، در وسط رویه کاروان حسینی به سوی کوفه، با امام حسین(ع) ملاقات کردند. امام حسین(ع) آن دو نفر را به کمک خویش خواند، زمانی آنها عذر و بهانه خواستند امام(ع) انگیزه عدم ملازمت و همراهیشان را جویا شد. صاحب بن نضر ذکر کرد: اینجانب بدهی و نانخور دارم؛ ولی ضحاک دعوت امام را منوط قبول کرد و ذکر کرد: «اینجانب هم شخصی عیالوارم و به عموم مقروض هستم؛ ولی در شرایطی که به اینجانب اذن دهی، وقتی که هیچ جنگجویی که از تو نگهبانی نماید -در کنارت- نیافتم، بازگردم و صرفا تا آنجا برایت بجنگم که برایت سودمند باشد و بتوانم از تو مدد کنم». امام(ع) عهده دار شماره مسجد توفیق مشهد شد.[۴]
نبردهای ضحاک در روز عاشورا، ضحاک در صبح روز عاشورا در حمله اولیه کمپانی کرد و شجاعتهای اکثری از خویش به اکران گذاشت و نماز ظهر را همپا امام به مکان آورد. وی هنگامی که مشاهده کرد سپاه بنی امیه به امر قدمت بن سعد اسبهای یاران امام(ع) را غرض قرار داده و با پی کردن از پای درمیآورند، اسب خویش را در چادرای مخفی کرد و خویش پیاده به جنگ با معاند پرداخت.[۵] ضحاک خویش نقل کرده که در مقابل امام(ع)، دو نفر از معاند را که پیاده میجنگیدند، به قتل رسانده و دست یکیاز دیگر را از تنش انقطاع کرده که حضرت هم در حق وی دعا کردند و فرمودند: «سست نگردی، دستت بریده نشود. خدا از اهل بیت پیامبر(ص)، شایسته ترین جایزهها را به تو ارزانی مسجد طالقانی مشهد داراست.»[۶]
گریزو فرار از صحنه نزاع
ابومخنف از عبدالله بن عاصم الفائشی به گزارش ضحاک بن عبدالله آورده میباشد:
«هنگامی دیدم یاران امام حسین(ع) مورد قتل واقع شدهاند و دفعه به او و خاندانش رسیده و با او به جز سوید بن عمرو خثعمی و بشیر بن عمرو حضرمی باقی نماندهاند، سرویس اباعبدالله آمدم و گفتم: یابن نبی الله! به خیال و خاطر دارید که میان اینجانب و شما چه شرطی بود؟ حضرت فرمود: بله، اینجانب بیعت خویش را از تو برداشتم؛ البته تو چه گونه میتوانی از در بین سپاه معاند فرار و گریز کنی؟ ضحاک اذعان کرد: اینجانب اسب خویش را در چادرای مخفی کردهام و به همین جهت بود که پیاده میجنگیدم.»[۷]
پس ضحاک سوار بر اسب شد و از صحنه نزاع گریخت. پانزده نفر از لشکر قدمت سعد به تعقیبش پرداختند تا اینکه ضحاک به دهکدهای مجاورت کنار دریا فرات رسید و آنجا توقف کرد. کثیر بن عبدالله شعبی و ایوب بن مشرح حیوانی و قیس بن عبدالله صایدی از تعقیبکنندگان اورا شناختند و با پناه و امداد تنی چند از بنی تمیم که آن ها نیز از تعقیبکنندگان بودند، ضحاک را از کشته شدن رهایی دادند.[۸]
گزارشگری اتفاق ها عاشورا
ضحاک از محدثین و گزارشگران اتفاق کربلا در کوفه میباشد. بعضی از مورخان، برای مثال طبری، جریان بیعت شب عاشورا به وسیله امام حسین(ع) و اظهار وفاداری یاران را از پیمان ضحّاک نقل کردهاند.[۹]
روضه خوان موءثر در موعظه در ماجرای حادثه عاشورا از او ماجرا نموده است.[۱۰] براین اساس، اسم وی و روایات منقوله از وی، در کتاب ها تاریخ و مقاتل بسیار چشم می شود.[مستلزم منبع]
پانویس
روحانی طوسی، رجال الطوسی، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق، ص۱۱۶؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج۱۰، ص۱۵۸.
آوینی، فتح خون، ۱۳۹۰ش، ص۶۲.
طبری، تاریخ طبری، دارالکتب الاسلامیة، بیروت، ج ۳، ص ۳۱۵ و ۳۲۹؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۷۳؛ انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۹۷؛ سماوی، ابصار العین، ص ۱۰۱; عسکری، معالم المدرستین، مؤسسة البعثه، ج ۳، ص ۱۱۳، موسوعة لغات الامام الحسین (ع)، ۳۷۸ ۴۵۲ و ۴۵۳ .
طبری، تاریخ طبری، بیروت، ج۴، ص۳۱۷؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۵۲ش، ص۳۰۱۵؛ السماوی، إبصار العین فی أنصار الحسین علیهالسلام، ۱۴۱۹ق، ص۱۲۲.
الطبری، تاریخ الطبری تاریخ الرسل والملوک وصله تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۴۵.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۵۲ش، ص۳۰۵۰.
طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۵.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۱۹۷؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۵۲ش، ص۳۰۵۰- ۳۰۵۱؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۷۳.
طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۳۹، بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۷.
روضه خوان موءثر، الارشاد، انتشار اسلامیه، ۱۳۸۰، ص۴۴۶.
منابع
آوینی، سید مرتضی، فتح خون، واحه، ۱۳۹۰ش
البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تفحص محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اولیه، ۱۹۷۷م
الخوئی، معجم رجال الحدیث، الناشر : مؤسسة الخوئی الإسلامیة، بیتا.
سماوی، محمد بن طاهر، ابصارالعین فی انصار الحسین، استیناف: محمد جعفر طبسی، الناشر: راءس الدراسات الإسلامیة لحرس الثورة، چاپ نخستین، ۱۴۱۹ق.
روحانی طوسی، رجال الشیخ الطوسی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق.
روحانی اثرگذار، الارشاد، انتشار اسلامیه، ۱۳۸۰ش.
محمدبن جریر طبری، تاریخ طبری، بیروت، انتشار موسسه الاعلمی للمطبوعات.
محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، طهران، انتشار بنیاد تمدن کشور ایران، ۱۳۵۲ش.
از یاران امام حسین(ع) که در رخداد عاشورا در کربلا حضور داشت. وی بعد از اینکه با سپاه قدمت بن سعد جنگید و یکسری بدن را کشت، در آخرین لحظات روز عاشورا از مبارزه گریخت. ضحاک بن عبدالله از گزارشگران اتفاق کربلا در کوفه آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.
ضحاک فرزند عبدالله مشرقی از خاندان همدان بود. داده ها چندانی از معاش وی در اختیار وجود ندارد. همین اندازه مشخص و معلوم میباشد که وی ضمن کمک امام حسین(ع) در کربلا، در طی امامت امام سجاد(ع) زنده بوده و روضه خوان طوسی او را از اصحاب امام سجاد(ع) ذکر شده میباشد.ضحاک بن عبدالله مشرقی برای مثال یاران امام حسین(ع) میباشد که با حضور در کربلا و آن گاه فرارو گریز از صحنه نزاع در روز عاشورا، [۳]انتقاداتی را بعد ها دربین ارزیابیگران و مورخین شیعی -به انگیزه فقط گذاشتن امام (ع) و اهل بیتش- برانگیخته رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.
ملاقات با امام حسین(ع)، طبری نقل نموده است ضحاک به یاور صاحب و مالک بن نضر ارحبی، در وسط رویه کاروان حسینی به سوی کوفه، با امام حسین(ع) ملاقات کردند. امام حسین(ع) آن دو نفر را به کمک خویش خواند، زمانی آنها عذر و بهانه خواستند امام(ع) انگیزه عدم ملازمت و همراهیشان را جویا شد. صاحب بن نضر ذکر کرد: اینجانب بدهی و نانخور دارم؛ ولی ضحاک دعوت امام را منوط قبول کرد و ذکر کرد: «اینجانب هم شخصی عیالوارم و به عموم مقروض هستم؛ ولی در شرایطی که به اینجانب اذن دهی، وقتی که هیچ جنگجویی که از تو نگهبانی نماید -در کنارت- نیافتم، بازگردم و صرفا تا آنجا برایت بجنگم که برایت سودمند باشد و بتوانم از تو مدد کنم». امام(ع) عهده دار شماره مسجد توفیق مشهد شد.[۴]
نبردهای ضحاک در روز عاشورا، ضحاک در صبح روز عاشورا در حمله اولیه کمپانی کرد و شجاعتهای اکثری از خویش به اکران گذاشت و نماز ظهر را همپا امام به مکان آورد. وی هنگامی که مشاهده کرد سپاه بنی امیه به امر قدمت بن سعد اسبهای یاران امام(ع) را غرض قرار داده و با پی کردن از پای درمیآورند، اسب خویش را در چادرای مخفی کرد و خویش پیاده به جنگ با معاند پرداخت.[۵] ضحاک خویش نقل کرده که در مقابل امام(ع)، دو نفر از معاند را که پیاده میجنگیدند، به قتل رسانده و دست یکیاز دیگر را از تنش انقطاع کرده که حضرت هم در حق وی دعا کردند و فرمودند: «سست نگردی، دستت بریده نشود. خدا از اهل بیت پیامبر(ص)، شایسته ترین جایزهها را به تو ارزانی مسجد طالقانی مشهد داراست.»[۶]
گریزو فرار از صحنه نزاع
ابومخنف از عبدالله بن عاصم الفائشی به گزارش ضحاک بن عبدالله آورده میباشد:
«هنگامی دیدم یاران امام حسین(ع) مورد قتل واقع شدهاند و دفعه به او و خاندانش رسیده و با او به جز سوید بن عمرو خثعمی و بشیر بن عمرو حضرمی باقی نماندهاند، سرویس اباعبدالله آمدم و گفتم: یابن نبی الله! به خیال و خاطر دارید که میان اینجانب و شما چه شرطی بود؟ حضرت فرمود: بله، اینجانب بیعت خویش را از تو برداشتم؛ البته تو چه گونه میتوانی از در بین سپاه معاند فرار و گریز کنی؟ ضحاک اذعان کرد: اینجانب اسب خویش را در چادرای مخفی کردهام و به همین جهت بود که پیاده میجنگیدم.»[۷]
پس ضحاک سوار بر اسب شد و از صحنه نزاع گریخت. پانزده نفر از لشکر قدمت سعد به تعقیبش پرداختند تا اینکه ضحاک به دهکدهای مجاورت کنار دریا فرات رسید و آنجا توقف کرد. کثیر بن عبدالله شعبی و ایوب بن مشرح حیوانی و قیس بن عبدالله صایدی از تعقیبکنندگان اورا شناختند و با پناه و امداد تنی چند از بنی تمیم که آن ها نیز از تعقیبکنندگان بودند، ضحاک را از کشته شدن رهایی دادند.[۸]
گزارشگری اتفاق ها عاشورا
ضحاک از محدثین و گزارشگران اتفاق کربلا در کوفه میباشد. بعضی از مورخان، برای مثال طبری، جریان بیعت شب عاشورا به وسیله امام حسین(ع) و اظهار وفاداری یاران را از پیمان ضحّاک نقل کردهاند.[۹]
روضه خوان موءثر در موعظه در ماجرای حادثه عاشورا از او ماجرا نموده است.[۱۰] براین اساس، اسم وی و روایات منقوله از وی، در کتاب ها تاریخ و مقاتل بسیار چشم می شود.[مستلزم منبع]
پانویس
روحانی طوسی، رجال الطوسی، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق، ص۱۱۶؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج۱۰، ص۱۵۸.
آوینی، فتح خون، ۱۳۹۰ش، ص۶۲.
طبری، تاریخ طبری، دارالکتب الاسلامیة، بیروت، ج ۳، ص ۳۱۵ و ۳۲۹؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۷۳؛ انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۹۷؛ سماوی، ابصار العین، ص ۱۰۱; عسکری، معالم المدرستین، مؤسسة البعثه، ج ۳، ص ۱۱۳، موسوعة لغات الامام الحسین (ع)، ۳۷۸ ۴۵۲ و ۴۵۳ .
طبری، تاریخ طبری، بیروت، ج۴، ص۳۱۷؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۵۲ش، ص۳۰۱۵؛ السماوی، إبصار العین فی أنصار الحسین علیهالسلام، ۱۴۱۹ق، ص۱۲۲.
الطبری، تاریخ الطبری تاریخ الرسل والملوک وصله تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۴۵.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۵۲ش، ص۳۰۵۰.
طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۵.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۱۹۷؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۵۲ش، ص۳۰۵۰- ۳۰۵۱؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۷۳.
طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۳۹، بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۷.
روضه خوان موءثر، الارشاد، انتشار اسلامیه، ۱۳۸۰، ص۴۴۶.
منابع
آوینی، سید مرتضی، فتح خون، واحه، ۱۳۹۰ش
البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تفحص محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اولیه، ۱۹۷۷م
الخوئی، معجم رجال الحدیث، الناشر : مؤسسة الخوئی الإسلامیة، بیتا.
سماوی، محمد بن طاهر، ابصارالعین فی انصار الحسین، استیناف: محمد جعفر طبسی، الناشر: راءس الدراسات الإسلامیة لحرس الثورة، چاپ نخستین، ۱۴۱۹ق.
روحانی طوسی، رجال الشیخ الطوسی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق.
روحانی اثرگذار، الارشاد، انتشار اسلامیه، ۱۳۸۰ش.
محمدبن جریر طبری، تاریخ طبری، بیروت، انتشار موسسه الاعلمی للمطبوعات.
محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، طهران، انتشار بنیاد تمدن کشور ایران، ۱۳۵۲ش.

مسجد توفیق مشهد؛ معرفی، امکانات و دلیل انتخاب این مسجد برای مراسم مذهبی