loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 20
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 10:33

(زنده در ۶۱ق)، از یاران امام علی(ع) و امام حسین(ع) و از شاعران شیعه. او از کوفیانی بود که در عذیب الهجانات با امام حسین(ع) دیدار کرد و شهید شدن قیس بن مسهر را گزارش اعطا کرد و سفارش توقف را مطرح کرد که پذیرفته نشد. طرماح بعد با اذن امام به سوی خانواده‌اش رفت تا آذوقه‌ای به آن‌ها برساند؛ ولی زمانی که رجوع در همین منزلگاه خبر شهید شدن سیدالشهداء را آدرس مسجد توفیق مشهد شنید.

اسم و نسب، ابن اثیر جزری اسم و نسب اورا طرماح بن عدی بن عبدالله بن خیبری تصویب کرده[۱] و او‌را از فامیل طی دانسته میباشد.[۲] چنان که به گفته ابن اعثم کوفی نیز وی از خویشان طی بود.[۳]روضه خوان موثر، او‌را مردی قدبلند و سخنور تعریف نموده است.[۴] چنان‌که ابن کثیر هم از وی با اسم «الطرماح بن عدی الشاعر» حافظه نموده است.[۵]روضه خوان طوسی نیز اورا، در شمار یاران امام علی (ع) وامام حسین (ع) آورده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۶]

زمانه امام علی، بعد از پیکار جمل امام علی(ع)، در جواب نامۀ معاویه، طومار‌ای نگاشت، طرماح آن طومار را به شام و نزد معاویه پیروزی.[۷] وی زمانی که بر معاویه وارد شد اظهار کرد: السلام علیک ایها الملک؛ درود بر تو‌ای پاد شاه. معاویه خاطرنشان کرد: چرا منرا امیرالمؤمنین خطاب نکردی؟ طرماح در جواب اظهار‌کرد، مؤمنین ما هستیم، چه کسی تورا بر ما امارت داده که تو‌را امیر بخوانم؟[۸] وی در مناظره با معاویه با بلاغت و فصاحت کلام اعلام کرد.[۹] آقا گران قدر تهرانی در الذریعه این مناظره را آورده شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.[۱۰]

حضور در حادثه کربلا، در طول وقوع حادثه کربلا طرماح تنی چند از مذحجیان را از کوفه یاور خویش کرد و به امداد امام حسین رفت.[۱۱] این اشخاص چهار سوار به اسم‌های عمرو بن خالد صیداوی، سعد (غلام عمرو)، مُجَمِّع بن عبدالله عائِذی و نافع بن هلال بودند و طرماح راهنمای آنها بود که در منزلگاه عذیب الهجانات، به امام حسین(ع) پیوستند. حرّ خواست بازدارنده پیوستن آن‌ها به امام گردد؛ اما امام آنها را یاران خویش خواند و از آن ها نگهداری کرد. در مسیر وارد شدن سوی امام حسین، طرماح اشعاری با با خبر ذیل مسجد طالقانی مشهد خواند.[۱۲]

یا این که ناقتی لا تذعری اینجانب زجری
و شمری قبلی طلوع الفجر
بخیر رکبان و نه سفری
حتی تجلی بکریم النجر
أتی به الله بخیر أمری
ثمت أبقاه بقاء الدهر[۱۳]
ترجمه: ای شتر اینجانب! از نهیب اینجانب بیمناک مباش
من‌را پیش از سپیده صبح به مقصد برسان
با شایسته ترین سواران و در شایسته ترین سفرها
تا منرا به مردی برسانی که کرامت، در سرشتش میباشد
معبود اورا برای اجرا شایسته ترین کارها به این جا آورده میباشد
خدایا تا انتها جهان نگاهدارش باش.

طرماح، خبر شهید شدن قیس بن مسهر را به امام حسین(ع) رساند.[۱۴] وی راهنمای کاروان امام حسین (ع) از بیراهه به سمت کوفه بود و علاوه بر تکان، اشعاری را در مقام کاروانیان و مذمت بنی‌امیه، معاندان امام حسین، یزید و ابن زیاد زمزمه میکرد.[۱۵] [یادداشت ۱]

سفارش به امام حسین(ع)
طرماح به امام اعلام‌کرد: با شما یارانِ اندکی میبینم و همین لشکریان حرّ در پیکار با شما پیروزند و اینجانب یک روز قبل از وارد شدن از کوفه، عموم انبوهی را دیدم که فراهم مبارزه با شما می‌شدند و اینجانب تا به امروز اینگونه لشکر عظیمی ندیده بودم، تورا به پروردگار قسم! در صورتی میتوانی یک وجب جلو نروی، نرو.[۱۶]

طرماح به امام توصیه اعطا کرد، به سوی بستگان اینجانب بیا، به این دلیل‌که در آن‌جا افرادی میباشند که تو‌را امداد نمایند. وی بیان کرد بیست هزار طائی را برای مبارزه سرویس امام میاورد. امام فرمود: آفریدگار تو و خاندان‌ات را جزای نه دهد.[۱۷] ما و این دسته پیمانی بسته‌ایم که نمی‌توانیم از آن گشوده گردیم و مشخص و معلوم وجود ندارد که فرجام عمل ما و اینان چیست؟.[۱۸][یادداشت ۲]

بعد از امام اذن خواست تا طعامی به خانواده‌اش برساند و بازگردد؛ اما وی در رویه رجوع و برگشت، هنگامی که به عذیب هجانات رسید، خبر شهیدشدن امام حسین(ع) را شنید.[۱۹]

پانویس
جزری، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۶۰.
جزری، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۶۰.
ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۷۹.
موءثر، تخصیص، ص۱۳۸.
ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۲۶۵.
طوسی، رجال، ص۷۰، ۱۰۲.
موثر، تخصیص، ص۱۳۸.
موءثر، تخصیص، ص۱۳۹-۱۴۰.
نمازی، مستدركات ، ج۴، ص۲۹۴.
آقابزرگ،الذریعة، ج۲۲، ص۱۵۴.
جزری، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۶۱.
ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۷۳.
بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۲.
ابومخنف، وقعة الطف، ص۱۷۴.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق،ج۵، ص۷۹-۸۰.
ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰ ،ج۳، ص۱۶۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۳، طبری، تاریخ، ۵، ص۴۰۶.
بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۳؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۷۴.
طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۰۶؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰.
ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰.

(زنده در ۶۱ق)، از یاران امام علی(ع) و امام حسین(ع) و از شاعران شیعه. او از کوفیانی بود که در عذیب الهجانات با امام حسین(ع) دیدار کرد و شهید شدن قیس بن مسهر را گزارش اعطا کرد و سفارش توقف را مطرح کرد که پذیرفته نشد. طرماح بعد با اذن امام به سوی خانواده‌اش رفت تا آذوقه‌ای به آن‌ها برساند؛ ولی زمانی که رجوع در همین منزلگاه خبر شهید شدن سیدالشهداء را آدرس مسجد توفیق مشهد شنید.

اسم و نسب، ابن اثیر جزری اسم و نسب اورا طرماح بن عدی بن عبدالله بن خیبری تصویب کرده[۱] و او‌را از فامیل طی دانسته میباشد.[۲] چنان که به گفته ابن اعثم کوفی نیز وی از خویشان طی بود.[۳]روضه خوان موثر، او‌را مردی قدبلند و سخنور تعریف نموده است.[۴] چنان‌که ابن کثیر هم از وی با اسم «الطرماح بن عدی الشاعر» حافظه نموده است.[۵]روضه خوان طوسی نیز اورا، در شمار یاران امام علی (ع) وامام حسین (ع) آورده رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۶]

زمانه امام علی، بعد از پیکار جمل امام علی(ع)، در جواب نامۀ معاویه، طومار‌ای نگاشت، طرماح آن طومار را به شام و نزد معاویه پیروزی.[۷] وی زمانی که بر معاویه وارد شد اظهار کرد: السلام علیک ایها الملک؛ درود بر تو‌ای پاد شاه. معاویه خاطرنشان کرد: چرا منرا امیرالمؤمنین خطاب نکردی؟ طرماح در جواب اظهار‌کرد، مؤمنین ما هستیم، چه کسی تورا بر ما امارت داده که تو‌را امیر بخوانم؟[۸] وی در مناظره با معاویه با بلاغت و فصاحت کلام اعلام کرد.[۹] آقا گران قدر تهرانی در الذریعه این مناظره را آورده شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.[۱۰]

حضور در حادثه کربلا، در طول وقوع حادثه کربلا طرماح تنی چند از مذحجیان را از کوفه یاور خویش کرد و به امداد امام حسین رفت.[۱۱] این اشخاص چهار سوار به اسم‌های عمرو بن خالد صیداوی، سعد (غلام عمرو)، مُجَمِّع بن عبدالله عائِذی و نافع بن هلال بودند و طرماح راهنمای آنها بود که در منزلگاه عذیب الهجانات، به امام حسین(ع) پیوستند. حرّ خواست بازدارنده پیوستن آن‌ها به امام گردد؛ اما امام آنها را یاران خویش خواند و از آن ها نگهداری کرد. در مسیر وارد شدن سوی امام حسین، طرماح اشعاری با با خبر ذیل مسجد طالقانی مشهد خواند.[۱۲]

یا این که ناقتی لا تذعری اینجانب زجری
و شمری قبلی طلوع الفجر
بخیر رکبان و نه سفری
حتی تجلی بکریم النجر
أتی به الله بخیر أمری
ثمت أبقاه بقاء الدهر[۱۳]
ترجمه: ای شتر اینجانب! از نهیب اینجانب بیمناک مباش
من‌را پیش از سپیده صبح به مقصد برسان
با شایسته ترین سواران و در شایسته ترین سفرها
تا منرا به مردی برسانی که کرامت، در سرشتش میباشد
معبود اورا برای اجرا شایسته ترین کارها به این جا آورده میباشد
خدایا تا انتها جهان نگاهدارش باش.

طرماح، خبر شهید شدن قیس بن مسهر را به امام حسین(ع) رساند.[۱۴] وی راهنمای کاروان امام حسین (ع) از بیراهه به سمت کوفه بود و علاوه بر تکان، اشعاری را در مقام کاروانیان و مذمت بنی‌امیه، معاندان امام حسین، یزید و ابن زیاد زمزمه میکرد.[۱۵] [یادداشت ۱]

سفارش به امام حسین(ع)
طرماح به امام اعلام‌کرد: با شما یارانِ اندکی میبینم و همین لشکریان حرّ در پیکار با شما پیروزند و اینجانب یک روز قبل از وارد شدن از کوفه، عموم انبوهی را دیدم که فراهم مبارزه با شما می‌شدند و اینجانب تا به امروز اینگونه لشکر عظیمی ندیده بودم، تورا به پروردگار قسم! در صورتی میتوانی یک وجب جلو نروی، نرو.[۱۶]

طرماح به امام توصیه اعطا کرد، به سوی بستگان اینجانب بیا، به این دلیل‌که در آن‌جا افرادی میباشند که تو‌را امداد نمایند. وی بیان کرد بیست هزار طائی را برای مبارزه سرویس امام میاورد. امام فرمود: آفریدگار تو و خاندان‌ات را جزای نه دهد.[۱۷] ما و این دسته پیمانی بسته‌ایم که نمی‌توانیم از آن گشوده گردیم و مشخص و معلوم وجود ندارد که فرجام عمل ما و اینان چیست؟.[۱۸][یادداشت ۲]

بعد از امام اذن خواست تا طعامی به خانواده‌اش برساند و بازگردد؛ اما وی در رویه رجوع و برگشت، هنگامی که به عذیب هجانات رسید، خبر شهیدشدن امام حسین(ع) را شنید.[۱۹]

پانویس
جزری، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۶۰.
جزری، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۶۰.
ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۷۹.
موءثر، تخصیص، ص۱۳۸.
ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۲۶۵.
طوسی، رجال، ص۷۰، ۱۰۲.
موثر، تخصیص، ص۱۳۸.
موءثر، تخصیص، ص۱۳۹-۱۴۰.
نمازی، مستدركات ، ج۴، ص۲۹۴.
آقابزرگ،الذریعة، ج۲۲، ص۱۵۴.
جزری، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۶۱.
ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۷۳.
بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۲.
ابومخنف، وقعة الطف، ص۱۷۴.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق،ج۵، ص۷۹-۸۰.
ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰ ،ج۳، ص۱۶۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۳، طبری، تاریخ، ۵، ص۴۰۶.
بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۳؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۷۴.
طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۰۶؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰.
ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه