loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 20
شنبه 29 شهريور 1404 زمان : 11:03


منصور نَمِرى‏، شاعری شیعی میباشد که در اشعار خویش از حق اهل بیت(ع) مدد کرده است. او معاصر هارون عباسی و طلبه عتابی میباشد. وی شاعری سیاسی میباشد که معتقد به تقیه نیز می‌باشد به‌این جهت تشیع خویش را مخفی داشته و نسبت به خلفاء اظهار دوستی آدرس مسجد توفیق مشهد می‌کند

. اطمینان حقیقی و واقعی او از لابه لای اشعارش به خیر و خوبی آشکار میباشد و به‌کارگیری صنعت توریه که گاهی نوعی تصریح نیز در آن میباشد این مدعی را ثابت می‌نماید. بدخواهان و کینه توزان نزد هارون اسرار اورا افشا نموده و پرده از تشیع و محبت بسیارش به اهل بیت نبی(ص) رزرو مسجد توفیق مشهد برداشتند

و خشم هارون را بر او برانگیختند. هارون مأموری را برای قتل او ارسال کرد البته پیش از وصال مأمور، وی از عالم رفت. وفات او را حدود سال ۱۹۰ه. ق. نوشته‌اند. از این شعر سرا خبر‌ها و اشعار فراوان به دست ما نرسیده شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.

به دنیاآمدن، نسب و لقب
منصور بن سلمة بن زبرقان از طایفه نمر بن قاسط نزاری[۱]  در میان سال‌های ۱۴۰و ۱۴۵ه. ق. در شهر رأس العین در جزیره «ام قدمت» در شمال شام چشم به جهان گشود.[۲] لقب‌ وی ابو الفضل الشاعر الجرزی مسجد طالقانی مشهد البغدادی بود.[۳]

اهل بیت(ع) در اشعار او
شعر منصور نمری درباره حضرت علی(ع):

إذَا الغَیثُ أکدَی وَ اقشَعَرَّت نُجُومُهُ
فَغَیثُ أمیرِ المُؤمِنینَ مَطِیرُ
وَ مَا حَلَّ هَارُونُ الخَلیفَهُ بَلدَةً
فَأَخلَفَهَا غَیثُ وَ کَادَ یضیرُ
مَنیعُ الحِمَی لکِنّ أَعنَاقَ مَالِهِ
یظَلّ النّدَی یسطُو بِهَا وَ یسُورُ
وَقَفتُ عَلَی درحال حاضرَیکُمَا فَإِذَا النَّدَی
عَلَیکَ أَمیرُ المُؤمِنینَ أَمیرُ
النمری،ص۸۲

او از خاصیت ضریح هارون الرشید بوده البته در درون به اهل بیت(ع) ارادت می‌ورزیده میباشد. او در زمانه‌ سرکوب‌ علویان‌ و خصوصاً شیعه‌ها‌ توانست‌ مصیبت و ستمی که‌ به‌ اهل‌ بیت‌ (ع) رسیده‌ بود را در گوش‌ تاریخ‌ فریاد نماید و با مرثیه‌سرایی و نوحه‌ گویی فضیلت ها‌ و مناقب‌ آنها‌ را در اشعار خویش به صورت صادقانه‌ و با صراحت‌ زبان‌ به‌ همگان‌ برساند. اعتقادوباور حقیقی وواقعی وی از لابه‌لای اشعارش به خیر آشکار میباشد و به کار گیری صنعت توریه که گاهی نوعی تصریح نیز در آن میباشد این مدعی را ثابت می‌نماید. وی از جهت بضاعت و توان در شعر از برترین شاعران بعدازظهر خود میباشد. بدخواهان و کینه‌توزان نزد هارون اسرار اورا افشا نموده و پرده از تشیع و محبت بسیارش به اهل بیت نبی(ص) برداشتند و خشم هارون را بر او برانگیختند.

منصور نمری از شاعران شیعه با خیر قصیده، حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) را تحت عنوان پررنگ‌ترین نمادهای شرعی معرفی می‌نماید. علی(ع) در نزد وی نشان کرم،[۴] هدایت،[۵] عفو،[۶] مظلومیت،[۷] و شجاعت،[۸] و امام حسین (ع) آرم مظلومیت،[۹] و شهیدشدن،[۱۰] میباشد.

منصور در بیشتر اشعار شیعی خویش و مخصوصاً در مدح علی (ع) با استناد به حدیث رده از صنعت بدیع توریه به کارگیری می‌نماید،[۱۱] بدین ترتیب هر مکان که منصور نمری، هارون الرشید را مدح می‌بیان کرد، خواسته وی از واژه و کلمه هارون، حضرت علی بن ابی طالب(ع) بود.مانند این بیت:

آل الرّسول خیار النّاس مجموعّهم
و نه آل فرستاده الله هارون

بازدید : 133
پنجشنبه 27 شهريور 1404 زمان : 10:33


با شدت تصاحب کردن دشمنی قریش با رسول(ص) و مشقت بار‌گیری و آزار رهروان وی، نبی(ص) بدون چاره به نومسلمانان دستورداد به حبشه مسافرت نمایند هنگامی قریش از سفر مسلمانها به حبشه با خبر شدند، عمرو بن عاص و عبدالله بن ابی‌ربیعه را نزد نجاشی شاه حبشه فرستادند تا آن‌ها را بازگردانند ولی نجاشی از اختیار آن‌ها به نمایندگان قریش امتناع آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.[۶۳]

محاصره بنی‌هاشم
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: محاصره بنی‌هاشم در شعب ابی‌طالب
بعد از توسعه و گسترش اسلام در مکه و مخالفت نجاشی با بازگرداندن نومسلمانان، قریشیان، محمد(ص) و بنی‌هاشم را در فشار و تحریم اقتصادی و اجتماعی قرار دادند. آن‌ها عهدنامه‌ای نوشتند و دارای مسئولیت شدند که به فرزندان هاشم و عبدالمطلب، رزرو مسجد توفیق مشهد زن ندهند

یا این که از آن ها زنی نخواهند، چیزی به آنها نفروشند و چیزی از آن‌ها نخرند. آن‌ها عهدنامه را در منزل کعبه آویختند. بعد از آن، بنی‌هاشم در شعب (دَرّه) ابی‌یوسف که بعد ها شعب ابی‌طالب خوانده شد، بومی شماره مسجد توفیق مشهد شدند.[۶۴]

انزوای بنی‌هاشم دو یا این که سه سال زمان بر شد. درین زمان که آنها در مشقت به راز می‌بردند، یک‌سری بدن از قبیله، شبانه برای آن ها گندم می‌بردند. شبی ابوجهل که با بنی‌هاشم دشمنی می کرد، از این قصه با خبر شد و بازدارنده شد که حکیم بن حزام برای خدیجه توشه گندم مسجد طالقانی مشهد غالب شو

د. همین باعث شد گروهی منصرف گردیده و به پشتیبانی از بنی‌هاشم برخاستند. آن ها می‌گفتند چرا بنی‌مخزوم در نعمت به رمز ببرند و پسران هاشم و عبدالمطلب در رنج بمانند. آخر و عاقبت گفتند این عهدنامه می بایست فسخ گردد. عده ای از کمپانی‌کنندگان در عهدوپیمان، تصمیم گرفتند آن را پاره نمایند. به ماجرا ابن‌اسحاق (۸۰-۱۵۱ق)، اولیه سیره‌نویس دربارهٔ رسول(ص)، هنگامی سراغ عهد‌طومار رفتند، دیدند موریانه آن را خورده و فقط پاراگراف «باسمک اللهم» از آن باقی‌مانده میباشد.[۶۵]

به نقل از ابن‌هشام مورخ قرن دوم قمری، ابوطالب به انجمن قریش رفت و بیان کرد: برادرزاده‌ام میگوید موریانه قول‌طومار‌ای را که نوشته‌اید خورده و فقط اسم آفریدگار را باقی گذارده میباشد. مشاهده کنید چنانچه صحبت وی راست میباشد محاصره ما‌را بشکنید و در شرایطی‌که لاف می گوید اورا به شما خواهم سپرد. زیرا به سروقت طومار رفتند، دیدند موریانه همگی آن را جز اسم پروردگار خورده میباشد. براین اساس عهدوپیمان محاصره بنی‌هاشم شکسته شد.»[۶۴]

مهاجرت به طائف
اندکی بعداز خروج از شعب ابی‌طالب، خدیجه و ابوطالب دو پشتیبان فرستاده از جهان رفتند. او برای جلب پناه عموم طائف به آنجا هجرت کرد؛ ولی عموم آنجا با وی بدرفتاری کرده و رسول به مکه رجوع و برگشت.[۶۶]

بازدید : 107
چهارشنبه 26 شهريور 1404 زمان : 9:55


موقعیت و طرق ثابت ارتداد
ارتداد هم با صحبت و هم با فعل تحقق پیدا می‌نماید:

ارتداد با صحبت بدین شکل میباشد که کسی سخنی بگوید که دلالت نماید از آئین اسلام بیرون گردیده‌است؛ از جمله بگوید: معبود نیست یا این که حضرت محمد(ص) رسول وجود ندارد یا این که آیین اسلام آئین حق وجود ندارد.[۱۰] انکار ضروری آیین نیز از این قول میباشد.[۱۱] مراد از ضروری آئین، چیزی میباشد که بودن آن در اسلام چنان بدیهی میباشد که به دلیل نیاز ندارد و همگی مسلمانها آن را قبول دارا هستند؛ مانند وجوب نماز و آدرس مسجد توفیق مشهد روزه و حج.

[۱۲]
ارتداد با فعل این چنین میباشد که کسی کاری کفرآمیز را از روی عمد و با دانش به کفرآمیزبودنش اجرا دهد؛ از جمله برای بتی سجده نماید یا این که ماه یا این که خورشید را پرستش نماید یا این که به مقدسات شرعی مانند کعبه «اهانت آشکار» رزرو مسجد توفیق مشهد نماید.[۱۳]
به اعتقادوباور آیت‌الله فاضل لنکرانی، شک و تردید و شبهه در توحید و نبوت، تا‌وقتی‌که به انکار و تکذیب نرسد، به ارتداد شماره مسجد توفیق مشهد نمی‌انجامد.

[۱۴] به تصریح علامه شعرانی «پژوهشگری كه در پی ادله و عامل میباشد، در‌حالتی که با شک و تردید مواجه گردد و درصدد يافتن آئین حق باشد، تردید موجب بی دینی و ارتدادش در عصر استیناف نمی شود؛ ولی به شرط آنکه با گویش به انکار مسجد طالقانی مشهد نپردازد.»[۱۵]

فقیهان، عقل، بلوغ، قصد و سپردن را از وضعیت تحقق ارتداد میدانند.[۱۶] بر پایۀ این شروط، بیان کردن سخنان کفرآمیز به وسیله روانی یا این که هر که به سن بلوغ نرسیده میباشد، موجب ارتداد وی نمی شود؛[۱۷] همینطور هر که از روی قصد سخنان کفرآمیز نگفته میباشد یا این که او‌را ناچار کرده‌اند که بی دینی بگوید، مرتد به‌شمار نمی‌رود.[۱۸]

به‌فتوای فقیهان ارتداد از دو رویه ثابت میگردد: یک کدام از اِقرارِ خویش مرتد به ارتدادش و دیگری بینه؛ یعنی دو مرد عادل بر ارتداد شخصی، مدرک دهند.[۱۹] به گفته شهید نخستین، در شرایطی‌که هر کس دو شاهد بر ارتدادش سند داده‌اند، بگوید که غلط نموده است، سخنش پذیرفته می‌گردد؛ همینطور میباشد در حالتی‌که بگوید که بدین شغل بدون چاره گردیده است و قرینه‌ای بر سخنش وجود داشته باشد.[۲۰]

مثال‌هایی از ارتداد در عالم اسلام
در کتاب‌های تفسیری و تاریخی، مثال‌هایی از ارتداد در طول فرستاده اکرم(ص)، گزارش گردیده‌است.[۲۱] از آن فی مابین دو پسر ابوالحصین‌اند که از انصار بود. اینان به‌دعوت گروهی از مسیحیان، از اسلام بیرون گردیده، به آیین مسیحیت در‌آمدند.[۲۲] نبی آنان‌را نفرین کرد و اولیه اشخاص مرتد نامید.[۲۳] همینطور عُقبة اَبی‌مُعیط که از بزرگان قریش بود برای آنکه رسول(ص) از غذایش بخورد، شهادتین اعلام کرد، ولی بعد از چندی به خواست دوستش امیة بن خلف، به‌شکل فرستاده آب دهن انداخت و پا برگردن نبی بنیان و مرتد شد. نبی بعد از دستگیری وی در پیکار بدر، به قتلش امر کرد.[۲۴][یادداشت ۱]

اُم‌ُّحَکَم دختر ابوسفیان و فاطمه خواهر ام‌ُّسَلَمه همسر رسول نیز مثلا زنان مرتد در عصر نبی بودند. ام‌حکم هنگام فتح مکه، مجدد مسلمان شد.[۲۵] عبدالله بن سَعْد بن أبی‌سَرْح از کاتبان قرآن بود که مرتد شد و نبی اسلام امر کشتن اورا صادر کرد البته با پادرمیانی عثمان او را داد.[۲۶]

سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، در کتاب دینی‌اش، فقه الحدود و التعزیرات، مثال‌هایی از ارتداد در طول نبی و امامان(ع) را آورده میباشد.[۲۷]

بازدید : 126
سه شنبه 25 شهريور 1404 زمان : 22:05


محمدحسین غروی اصفهانی، دارای اسم و رسم به شرکت (۱۲۹۶-۱۳۶۱ق) دانا، اصولی و فیلسوف قرن چهاردهم. وی در کنار آقاضیاء عراقی و میرزای نایینی، یکی سه مدرسه اصولی در گستردن و گسترش مدرسه اصولی آخوند خراسانی را ساخت‌و‌ساز آدرس مسجد توفیق مشهد نموده است.

کتاب نهایة الدرایه از مهم ترین اثر ها وی در اصول فقه و در گستردن کفایة الاصول آخوند خراسانی میباشد. همت وی برای تغییر‌و تحول راجع به‌های دانش اصول با مرگ وی نیمه تمام ماند. دیوان شرکت در مدح و رثای اهل بیت از اثر ها اوست. تخلص وی در شعر رزرو مسجد توفیق مشهد «مفتقر» میباشد.

معاش‌طومار
محمدحسین اصفهانی، فرزند محمدحسن اصفهانی نَخْجَوانی، در ۲ محرم سال ۱۲۹۶ق در نجف دیده به جهان گشود. پدرش اصالتاً نخجوانی بود و بعداز امضای تفاهم نامه ترکمانچای در آغاز به تبریز و آن گاه به اصفهان سفر کرد و آن‌گاه به کاظمین رفت. پدرش از تاجران پر اسم و شماره مسجد توفیق مشهد رسم کاظمین بود.

[۱] وی دوست داشت محمدحسین خط مش اورا در کسب و کار ادامه دهد؛ البته محمدحسین با توسل به امام کاظم(ع) رضایت بابا را به دست آورد و نزدیک به بیست سالگی برای علم آموزی دانش راهی حوزه علمیه مسجد طالقانی مشهد نجف شد.[۲]

او به باعث عمل پدرش به «شرکت» پر اسم و رسم بود. اورده شده میباشد او از این اسم ناخشنود بود. با این درحال حاضر، کتاب اشعار وی بارها به اسم دیوان شرکت بوسیله ناشران متعدد منتشر گردیده است.[مستلزم منبع][یادداشت ۱]

وفات
محمدحسین غروی اصفهانی در ۵ ذی‌الحجه سال ۱۳۶۱ق درگذشت. پیکر وی در حجره ذیل گلدسته شمالی حیاط طلای مقبره امام علی(ع)، مجاورت بقاع علامه حلی به خاک ودیعه شد.[۳] درگذشت وی یک هفته بعد از وفات آقاضیاء عراقی بود.[مستلزم منبع]

مختصات اخلاقی
غروی، سریع‌الذهن و حاضرجواب و سخنانش همدم لطیفه و جوک بود و حتی‌د‌ر تقریر درس نیز بذله‌گویی داشت. گفته‌اند که وی بسیار اهل عبادت بود. حدود دوازده سال از درس و گفت و گو گوشه گرفت و به سیر و سلوک پرداخت و تا انتها قدمت این سیر عرفانی در وی مشهود بود.[۴]در باره زهدوتقوا و بی اعتنایی وی به مظاهر عالم اورده شده که خودش در اواخر قدمت پیازهایش که روی زمین ریخته عده کرده و در کناره قبایش می جاری شد و از این تحمل و شایستگی‌اش بشاش و مسرور بوده.

بازدید : 53
دوشنبه 24 شهريور 1404 زمان : 10:57


ویران کردن مزار امام حسین (ع)
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: تخریب مقبره امام حسین(ع)
متوکل عباسی در سال ۲۳۶ق دستورداد قبر حسین بن علی(ع) را ویران نمایند.[۲۰] از‌این‌رو کلیه اثراتی که در حوالی آن بود ویران شد؛ البته کسی برای ویران کردن قبر امام حسین مبادرت نکرد تا آن‌که گروهی از یهودیان به ویران کردن قبر مأموریت آدرس مسجد توفیق مشهد یافتند.

[۲۱] بعداز ویران ساختن قبرها به آنجا آب بستند، زمین‌ها را شخم زدند، در آن ها زراعت کردند[۲۲] و زائران زیر تعقیب قرار گرفتند.[۲۳] بیان شده متوکل دو توشه به تخریب قبر امام حسین مبادرت کرد: یک توشه در ۲۳۳ق و توشه دیگر در ۲۳۶ق. در‌این مسافت، مقبره تعمیر گردیده بود. ویرانی دوم اساسی‌خیس بوده‌ رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۲۴]

تخریب مزار امام حسین(ع)، مسلمانها را خشمگین کرد؛ تا آنجا که عموم بغداد بر در و دیوار مساجد شعارهایی علیه متوکل نوشتند و شاعران با سرودن اشعاری به هجو وی شماره مسجد توفیق مشهد پرداختند.[۲۵]

احضار امام هادی به سامرا
متوکل عباسی در سال ۲۳۳ق، امام هادی(ع) را وادار کرد از مدینه به سامرا برود.[۲۶] روحانی موثر از فقیهان و متکلمان امامیه، این مبادرت متوکل را مرتبط با سال ۲۴۳ق شمرده میباشد؛[۲۷] ولی نبی جعفریان، متفحص تاریخ اسلام، این تاریخ را ناصحیح می داند.[۲۸] اورده شده استدلال این شغلِ متوکل بدگویی والی مدینه، عبدالله بن محمد[۲۹] و بُرَیحَه عباسی امام جماعت منصوب خلیفه در حرمین، علیه امام هادی[۳۰] و همینطور گزارش‌هایی از رغبت عموم به امام دهم شیعه‌ها مسجد طالقانی مشهد بوده میباشد.[۳۱]

امام هادی(ع) در طومار‌ای به متوکل، بدگویی‌ها علیه خود را رد کرد؛[۳۲] البته متوکل در جواب، با احترام از وی خواست به‌سوی سامرا جنبش نماید.[۳۳] متن طومار متوکل، در کتاب‌های کافی و الارشاد مذکور میباشد.[۳۴] برهمین اصل، یحیی بن هَرثَمه از سوی متوکل عباسی، مأمور جابجایی امام هادی به سامرا شد.[۳۵]

از یحیی بن هرثمه نقل گردیده‌است که عموم مدینه با شنیدن امر متوکل، بسیار برآشفته، زاری و فغان به شیوه‌ انداختند در حالی که تا آن مجال، مدینه اینگونه وضعی به خویش ندیده بود.[۳۶]

حضرت هادی در سامرا به ظواهر گزینه احترام متوکل بود، اما متوکل علیه وی مکر می کرد[۳۷] تا از عظمت آن حضرت در دیده عموم بکاهد.[۳۸] متوکل، پیوسته امام را تحقیر میکرد.[۳۹] براساس روایتی که سید بن طاووس در مُهَجُ‌الدعوات بیان کرده، در جریان یکی این تحقیر‌ها، امام هادی(ع) دعای مظلوم بر ظالم را خواند و فقط سه روز بعد متوکل کشته شد.[۴۰][یادداشت ۲]

بازدید : 19
شنبه 22 شهريور 1404 زمان : 19:43


جَنّات عَدْن به معنای گلشن‌ها و فردوس‌های جاودان، اسم یک کدام از پردیس‌ها یا این که شهری در پردیس میباشد. مفسران معتقدند «جنات عدن» بر بقیه گلشن‌های فردوس برتری داراست. رسول اکرم(ص) در روایتی، جنات عدن را این‌سیرتکامل تعریف آدرس مسجد توفیق مشهد می‌نماید

که خیر هیچ چشمی مانند آن را چشم و خیر به قلب کسی تصور آن خطور نموده است. با این درحال حاضر بعضی نشانه‌ها، توصیفاتی محسوس از این فردوس داشته‌اند. از دسته‌های مختلفی همانند پیامبران، صدیقان، شهیدان،‌ مومنان و مجاهدان تحت عنوان ساکنان جنات عدن خاطر رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده‌است.

معرفی
واژه و کلمه «جنات» گردآوری واژه و کلمه «جَنّة» به معنای گلشن‌ها و پردیس‌ها میباشد[۱] و کلمه و واژه «عَدْن» به‌معنای اقامت[۲] و استقرار داشتن[۳] آمده میباشد. مفسران، «عدن» در قرآن را به‌معنای ابدیت[۴] و جاویدان بودن[۵] شماره مسجد توفیق مشهد دانسته

و تعبیروتفسیر «جنات عدن» را به پردیس‌های جاودانگی مفهوم کرده‌اند.[۶] تفسیر «جنات عدن» ۱۱ توشه در قرآن کریم ومهربان آمده و در همگی مفاد به طور توده مصرف شده میباشد.[۷] این تعبیر و تفسیر هم در سور‌ه‌های مکی و هم سوره‌های مدنی وجود داراست.[۸] بعضا مفسران معتقدند «جنات عدن» بر بقیه گلشن‌های فردوس برتری مسجد طالقانی مشهد دارااست.[۹]

راجع‌به «جنات عدن» دو قسم وجود دارااست:

تنی چند از مفسران معتقدند تفسیر «جنات عدن» نام عَلَم گردیده[۱۰] و اسم یک کدام از فردوس‌ها میباشد.[۱۱] بعضی مفسران هم جنات عدن را نام شهری[۱۲] در اواسط پردیس[۱۳] دانسته‌اند.
گردآوری‌ای نیز معتقدند واژه و کلمه «عدن» صفتی برای فردوس میباشد و پردیس‌ها تمامی مصداق جنات عدن می‌باشند.[۱۴]
محمد دروزه مفسر اهل‌سنت اعتقاد دارد آفریدگار در تعریف مقام‌های اخروی از جای ‌های دارای اسم و رسم دنیایی به کارگیری نموده است. قبل از بعثت نبی اکرم(ص) حوزه‌‌ای به اسم «أدنت» در یمن وجود داشته که گلشن‌های مشهوری داشت. واژه «أدنت» تبدیل به «عدن» گردیده و معبود از آن در ذکر فردوس یا این که یک کدام از فردوس‌های اخروی بهره برد.[۱۵]

اوصاف
رسول اکرم(ص) در روایتی جنات عدن را اینگونه تعریف می‌نماید که هیچ چشمی به مانند آن ندیده و به قلب کسی اینگونه تصوری خطور نکرده میباشد.[۱۶] با این اکنون، بعضا آیه ها تعریف‌هایی محسوس از این پردیس داشته‌اند. در سوره توبه این فردوس را دارنده گلشن‌هایی میداند که رودهایی در آن سرازیر میباشد و منزل‌های تمیز (طیب) در آن جای دارد.[۱۷] در سوره کهف آمده که آنجا با دست‌بندهایی از طلا جواهرات مرتب گردیده و جامه‌هایی (فاخر) به رنگ سبز، از حریر نازک و ستبر، بر بدن ساکنان آن میباشد.[۱۸]

در سوره ص آمده که ساکنان فردوس عدن در حالی‌که بر تخت‌ها توکل کرده‌اند؛ میوه‌های بسیار و آبمیوه‌ها در دست آن ها میباشد و نزد آن ها همسرانی میباشد که فقط دیده به شوهرانشان دوخته‌اند.[۱۹]

براساس احادیث، رود بهشتیِ تسنیم از این فردوس سرچشمه می گیرد.[۲۰]

ساکنان
از رسول اکرم(ص) اورده شده که سه دسته پیامبران، صدیقان و شهیدان مستقر پردیس عدن میگردند.[۱۶]

برخی نشانه‌ها و احادیث ساکنان دیگری برای این پردیس بیان کرده‌اند:

در سوره توبه، پردیس عدن را به مردها و زنان مؤمن وعده داده میباشد.[۱۷]
کسانی که به عهد و پیمان خویش با آفریدگار پای‌سد باقیمانده و آن‌را نقض نکنند، آنهایی که به خیال پروردگارشان صبر نمایند، نماز برپا دارا هستند، و مخفی و آشکار انفاق نمایند.[۲۱]
هر کس به معبود و رسولش ایمان داشته و با جان و مالش در روش خداوند جهاد نماید.[۲۲]
هر که توبه کرده، ایمان بیاورد و کار باتقوا اجرا دهد.[۲۳]
در برخی احادیث از شیعه‌ها امام علی(ع) تحت عنوان پادشاهان جنات عدن مذکور میباشد.[۲۴]

بازدید : 26
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:06


غزوه بنی‌قُرَیظه، اسم واپسین غزوه از غزوه‌های رسول اکرم(ص) با یهودیان مدینه میباشد که در سال پنجم هجری و به جهت عهدوپیمان‌شکنی یهودیان بنی قریظه و هم‌عهدوپیمان‌شدن آن ها با مشرکان در غزوه خندق رویداد. درین غزوه مسلمان‌ها قلعه‌های بنی قُرَیظه را محاصره آدرس مسجد توفیق مشهد کردند.

بعداز حدود یک ماه، یهودیان تسلیم شدند و حکمیت سعد بن معاذ را به فرستاده(ص) توصیه کردند. طبق بعضا نقل‌ها، سَعد با استناد به قول یهودیان با رسول و نیز حکم تورات، به قتل مردان جنگجوی قوم، اسارت زنان و خردسالان و مصادره اموال حکم کرد و پیامبر معبود این حکم را عهده دار شد. بعضا دیگر در اینکه سعد به قتل همگی مردان حکم کرده‌با‌شد، شک و تردید رزرو مسجد توفیق مشهد کرده‌اند.

تاریخچه خویشان بنی‌قریظه
دربارۀ فامیل بنی قُرَیظه و مهاجرتشان به یثرب گزارش‌های متفاوتی وجود دارااست. بر طبق برخی گزارش‌های تاریخی، بنی‌قریظه از نسل هارون اخوی حضرت موسی(ع) به شمار میروند که قبل از روی داد سیل عَرِم که به مسافرت قبایل عربِ اَوْس و خَزْرَجْ به یثرب انجامید، در آنجا سکونت گزیده شماره مسجد توفیق مشهد بودند.[۱]

سازه بر برخی دیگر از گزارش‌ها، پیرو نزاع رومیان با یهود(۷۰ میلادی)، بنی‌قریظه به حجاز گریخته و در مَهزور از نواحی یثرب مستقر شدند.[۲] بعضی منابع، بنی‌قریظه را از طایفه جُذام مستقر فلسطین دانسته‌اند که در پیمان عادیا بن سموئل (شموئل؛ حکومت حدود ۱۰۷۵-۱۰۴۵ ق.م) به آئین یهود مسجد طالقانی مشهد گرویدند.[۳]

بنی‌قریظه در کنار دیگر قبایل یهود توانستند اداره و حکومت شهر را به دست گیرند. فرمانروای آنها القیطوان یا این که فطیون خراجگزار مدافع مرز اهل ایران الزاره (در بحرین) بود.[۴] باخت دولت یهودی یمن از پاد شاه مسیحی حبشه که زیر مدد روم بود (سال ۵۲۵ میلادی)، اقتدار یهودیان را در مدینه کاهش اعطا کرد. سرنوشت، در پیکار خاندان خزرج با یهودیان، فرمانروای یهود به قتل رسید و اعراب اداره شهر را به دست گرفتند.[۵]

سلطه قبایل عرب بر مدینه موجب شد که بخش اعظمی از یهودیان، مدینه را رخنه‌ نمایند. در زمان در حدود ظهور اسلام، قبایل یهود در خارج شهر در دژها و قلعه‌های خویش معاش می‌کردند. بنی‌قریظه، که درین مجال به نظر جمعیت و نفوذ از دو خاندان دیگر یعنی بنی نَضیر و بنی قَینُقاع مقتدرتر بودند، در جنوب شرقی مدینه سکونت داشتند و عمدتاً کشاورزی می‌کردند. صرفا گزارش غیروابسته درباره بنی‌قریظه در خصوص نبرد مسلمان ها با آنها در سال پنجم هجری قمری میباشد. بقیه گزارش‌های اوضاع آن ها مرتبط با تاریخ اوس و خزرج، دو خویشان عرب مدینه و غالبا مرتبط با زمان در حدود ظهور اسلام میباشد.

بازدید : 169
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:04


حکومت ناصر اطروش
نوشته‌علمیٔ اساسی: حسن اطروش
بعداز حدود سیزده سال از سیطره سامانیان بر این بخش ها حسن بن علی بن حسن ملقب به ناصر اطروش و ناصر کلان توانست بعد از چنددفعه نزاع و گریزو فرار طبرستان را از تصرف سامانیان بیرون ساخته و در ۳۰۱ق وارد آمل آدرس مسجد توفیق مشهد گردد.[۷۶]

ناصر اطروش تحت عنوان یکی‌از امامان زیدی میباشد که در عصر معاش خویش کتاب‎های متعددی را تألیف نموده است. وی برخلاف دیگر امامان زیدی بیشتر از آنکه متأثر از تامل‎های معتزلی باشد به امامیه تمایل بخشید. وی در اواخر معاش خویش مکتب‎ای علمی را سازه بنیان و به یاد دادن و تربیت شاگردان پرداخت. پیدایش مدرسه ناصریه تحت عنوان یکی شاخه‎های زیدیه، نتیجه ها درنگ و تفکرات وی رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۷۷]

بعد از ناصر اطروش و حکومت ۱۲ ساله حسن بن قاسم پسر عموی ناصر حکومت علویان در جمهوری اسلامی ایران منحل گردیده و سلسله شیعی آل بویه صورت گرفت. در عصر حکومت آل‎بویه امامان زیدی به طور مقطعی حکومت‎های محلی تشکیل دادند. از اصلی‎ترین ائمه زیدیه درین عصر می‎اقتدار به احمد بن حسین بن هارون ملقب به ابوالحسین هارونی(م۴۱۱ق) و برادرش ابوطالب یحیی ین حسین هارونی(م۴۲۴) شماره مسجد توفیق مشهد اشاره نمود.

[۷۸]آن‌ها برخلاف ناصر اطروش رغبت اعتزالی داشتند و نقش مهمی در اشاعه فقه هادویه (منسوب هادی الی الحق رهبر زیدیه یمن) در قبال فقه ناصریه(منسوب به ناصر اطروش) داشتند به نحوی که ابوطالب هارونی ۱۶ کتاب در تفصیل و تعبیروتفسیر فقه هادی الی الحق مسجد طالقانی مشهد نگاشت.[۷۹]

دولت زیدیه از قرن چهارم تا ظهور صفویه
زیدیه از قرن چهارم به آن گاه در بیشتر مفاد از پشتیبانی آل بویه بهره مند بوده و آیتم احترام و تکریم آن ها قرار ‎گرفتند. به ادعای برخی مورخان امامان زیدی در سایه حضور دولت آل بویه به نقطع ی عطف قدرت خویش رسیدند به گونه ای که طبرستان، دیلم، گیلان و گرگان را در مشت گرفتند.[۸۰] یکی‌از اساسی‎ترین شغل‎های زیدیه درین عصر منازعات علمی درونی بوده میباشد.

بعداز قرن ششم هجری تا قرن هشتم گزارشی از قیام زیدیان در شمال جمهوری اسلامی ایران نیست تا اینکه در سال ۷۷۶ق، هم زمان با حکومت تیمور گورکانی، سلسله آل کیا که مطابق برخی گزارش‎های تاریخی از زیدیه به شمار می‎رفتند، در گیلان به وسیله سیدعلی بن سیدامیر کیا نهاد گذاشته شد.[۸۱]

اضمحلال زیدیه و جایگزینی امامیه در کشور‌ایران
با ظهور صفویه جنگی دربین سلطان طهماسب با خان احمد گیلانی واپسین شخص از قبیله کیا درگرفت که به باخت این سلسله سبب شد. برخی مورخین داعیه می‎نمایند خان احمد گیلانی در ۹۶۰ق آئین زیدی را کنار گذاشت و دنبال آن جمع‎های عموم از مذهب زیدی به امامیه درآمدند.[۸۲]

زیدیه در قرن پانزدهم هجری
یمن از قرن سوم به آن‌گاه راس مهم حکومت امامان زیدی و سکونت‎گاه زیدیان به شمار می‎رود. اگرچه از نصفه دوم قرن بیستم میلادی حکومت بیشتراز هزار ساله امامان زیدیان فروپاشید و زیدیان نردیک به ۴ دهه ارعاب، قتل، انزوا و محرومیت‎های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را از حوزه‌ حکومت جمهوری‎خواستار تحمل کرد البته اراده رهبران فقهی، علما و اندیشمندان زیدیه بر احیای ارثیه سیاسی و فرهنگی زیدیه از روش تأسیس احزاب، تشکل‎ها، مرکز ها علمی و فقهی موجب شد زیدیه از اقتدار و نفوذ بالایی میان قبایل و گردآوری‎های عموم یمن منتفع گردد. بر همین پایه انقلاب ۲۰۱۴م حوثی‌ها با امان اکثری از دسته‎ها و قبایل یمن شکل گرفت که به‌دنبال آن حرکت دانش آموز انصارالله یمن رقم خورد.[۸۳]

بازدید : 19
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 10:52


سفارش ولایتعهدی
به گفته ابوالفَرَج اصفهانی در مقاتل الطالبیین و روضه خوان صدوق در کتاب عیون خبر‌ها الرضا(ع)، ولایتعهدی امام رضا به خواست مأمون جاری ساختن شد؛ چراکه وی عهد و پیمان خورده بود زمانی که بر برادرش امین پیروزشود، خلافت را به امام رضا بسپارد.[۶] با کشته شدن امین و به خلافت وصال مأمون، فضل و ادب بن آسان وزیر مأمون، قسم وی باایمان را متذکر شد و مأمون اقدامات مایحتاج برای آن شغل را اجرا آدرس مسجد توفیق مشهد بخشید.[۷]

در مقابل، بعضی بر این باورند که توصیه ولایتعهدی امام رضا از سوی ادب بن سهل وآسان مطرح گردیده است.[۸] اورده شده فضل و ادب با این شغل می‌خواست بعد از امام، خویش به پادشاهی کشور ایران رسد.[۹] مأمور شدن رجاء بن ابی‌ضحّاک از فامیل ادب بن سهل و آسان برای جابجایی امام رضا از مدینه به مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون در ارتباط نقشه راحت و گزارش‌های تاریخی دیگر از شواهد این مدعی دانسته رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده‌است.[۱۰]

هدف ها
بعضی مستشرقان و برخی از نویسندگان شیعه مانند حسن امین، مولف لبنانی، بر این باورند که مأمون در ولیعهد کردن امام، صداقت داشته و آن عمل را خالصانه اجرا داده میباشد.[۱۱] ولی دانشمندان بخش اعظمی معتقدند مأمون با ولیعهد کردن امام در ادامه هدف ها پایین شماره مسجد توفیق مشهد بوده میباشد:

ایمن شدن از خطر امام و پایین حیث به چنگ آوردن وی: مأمون که از شغل‌های امام در مدینه بیمناک بود، با دعوت امام به مرو و ولیعهد کردن وی می‌خواست از خطر وی برای حکومتش سهل و آسان مسجد طالقانی مشهد خواهد شد.[۱۲]
بی صدا کردن انقلاب علویان: مأمون با ولیعهد کردن امام توانست انقلاب‌های علویان را ساکت نماید؛ به‌سیرتکامل‌ای که بعداز ولیعهد شدن امام، هیچ انقلابی (مگر حرکتی که در یمن صورت گرفت و به زودی سکوت شد) از علوی‌ها فیس نداد.[۱۳]
بدبین کردن شیعه‌ها به امام: بر پایه ی روایتی که از اباصَلْت (از یاران امام رضا) بیان شده، مأمون می‌خواست با ولیعهد کردن امام، اورا شخصی طالب عالم معرفی نماید تا از رده وی نزد شیعه ها بکاهد.[۱۴]
به کار گیری از امام برای مشروعیت دادن به خلافت مأمون: مأمون که می‌دانست امام رضا در مدینه عموم را به سوی خویش دعوت می‌نماید، با ولیعهد کردن امام می‌خواست دعوت‌های امام را وسیله‌ای برای مشروعیت خلافت خویش قرار دهد تا خلال حقانیت امام، خلافت خودش نیز مشروع دانسته خواهد شد.[۱۵]
راضی کردن اهل خراسان: خراسانی‌ها که پس از تأیید خلافت بنی‌عباس، از ستم آنان سرخورده گردیده بودند، به امام رضا روی آورده بودند.[۱۶] مأمون با ولیعهد کردن امام رضا، در صدد راضی کردن آن‌ها بود.[۱۷]
شناسایی عامل ها اساسی شیعه: شیعه‌ها که مدام به طور پنهان معاش می‌کردند، با ولیعهد شدن امام از زندگانی مخفیانه دست می‌کشیدند و در سود از سوی حکومت بنی‌عباس شناسایی می‌شدند.[۱۸]
بیشتر شدن توان مأمون: بنی‌عباس همواره مأمون را به دلیل آن که مادرش کنیز قصر بود و مجموع امور را به شخصی اهل ایران (ادب بن آسان) ودیعه بود، تحقیر می‌کردند. ازاین‌رو تصمیم گرفت با ولیعهد کردن شخصیت بزرگی زیرا علی بن موسی، منزلت خویش را تقویت نماید.[۱۹]
برخی نویسندگان هدف ها دیگری را نیز برای این مبادرت مأمون بیان کرده‌اند.[۲۰] سید جعفر مرتضی عاملی، تاریخ‌پژوه شیعه این نظر را دارد با دقت به مشکلاتی که مأمون در حکومت با آن ها روبه‌رو بود، گزینش امام به ولیعهدی بر نبوغ سیاسی و دور اندیشی او از ایرادات حکومت دلالت دارااست.[۲۱] با این اکنون، میگویند امام رضا(ع) با سیاست‌ها و موضع‌گیری‌هایش، مأمون را از دست‌یابی به اهدافش ناکام گذاشت.[۲۲]

رویه امام رضا
به گفته سید جعفر مرتضی عاملی، گزارش‌هایی که بر رضایت نداشتن امام به ولایتعهدی دلالت داراست، پی درپی میباشد.[۲۳] مبنی بر آنچه در کتاب مناقب مذکور،‌ امام رضا(ع) از بی‌فیض بودن ولایتعهدی خویش خبر داده میباشد.[۲۴] مطابق این گزارش، بعداز تایید ولایتعهدی، امام در حضور مأمون و فضل و ادب بن آسان، سندی را بر ولایتعهدی خویش نوشت و مثلا مسائلی که در آن اظهار کرد، این بود که جَفْر و جامعه برخلاف ولایتعهدی‌اش دلالت دارا‌هستند.[۲۵]

مأمون قبل از ولایتعهدی، خلافت را به امام سفارش بخشید؛ البته امام رضا از تایید آن دوری کرد و اظهار‌کرد: «در حالتی که پروردگار خلافت را به تو داده، جایز وجود ندارد آن را به دیگری بدهی و در شرایطی که خلافت را به تو نداده، به چه شکل چیزی را که برای تو وجود ندارد به دیگری میبخشی؟»[۲۶] پژوهشگران معتقدند این جواب امام(ع) پایه مشروعیت خلافت مأمون را ذیل سؤال موفقیت.[۲۷] سید جعفر مرتضی این نظر را دارد اصولاً مأمون در توصیه خلافت به امام رضا(ع) جدیتی نداشت و این سفارش وی تلاشی برای ثبت خلافت خویش بوده میباشد.[۲۸] ادب بن راحت نیز از اینکه مأمون خلافت را از خویش برمی‌داشت و امام نیز آن را نمی‌عهده دار شد، اظهار تعجب میکرد که خلافت به چه اندازه تباه گردیده است.[۲۹]

بازدید : 15
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 15:11


علت و قضیه‌های قیام
روضه خوان اثرگذار، علت مهم زید بن علی را از قیام بر ضد حکومت بنی‌امیه، خون‌خواهی امام حسین(ع) دانسته میباشد.[۵۸] وی دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر را نیز از علت‌های زید خوانده و تصریح کرده که اخلاق و رفتار نامناسب هشام بن عبدالملک، خلیفه اموی، با او در حضور درباریان نیز به وی علت قیام داده آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.[۵۹][یادداشت ۱]

همینطور بعضی دانشمندان، سب امام علی بر بالای منبرها در زمان هشام بن عبدالملک،[۶۰] ظلم و ستم امویان به قوم و قبیله فرستاده، و آخر و عاقبت بی دینی و الحاد بنی‌امیه از لحاظ زید بن علی را از کارداران قیام زید رزرو مسجد توفیق مشهد دانسته‌اند.

[۶۱] محمد بن جریر طبری از اختلاف در باعث قیام وی کلام گفته میباشد؛[۶۲] وی مواقعی همانند اتهام‌های مالی، اختلاف وی با عبدالله محض بر رمز اوقاف امام علی(ع) در مدینه که باعث به حکمیت خالد بن عبدالملک شد و نیز اتهام‌های مالی که در حکومت یوسف بن قدمت به زید زده میشد و نیز دعوت عموم کوفه از او‌را از دست اندرکاران قیام زید دانسته شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.

[۶۳] بنابر منابع، در بیعتی که زید از عموم می­‌گرفت، بر جنگ با ستمگران، تامین از ضعیفان، تقسیم غنایم به مساوات، رد مظالم و کمک اهل بیت در مقابل مخالفانشان، تأکید می‌گردیده‌است.[۶۴] مامقانی غرض زید از قیام را به دست آوردن خلافت از دست بنی‌امیه و تفویض آن به امام راست گو(ع) دانسته و این نظر را دارد زید به‌این برهان مقصود خویش را آشکار نمیکرد تا به امام راست گو(ع) آسیبی مسجد طالقانی مشهد نرسد.[۶۵]

نتیجه ها قیام
نتیجه ها و پیامدهایی برای قیام زید بن علی گفته شده میباشد؛ از آن گزاره اینکه قیام زید و بعد از آن، قیام یحیی، مقدمات سقوط حکومت بنی امیه را آماده آورد[۶۶] و دامنه قیام‌های شیعی را به خراسان کشاند.[۶۷] چنانکه در تاریخ یعقوبی آمده، کشته شدن زید بن علی، شیعه‌ها خراسان را به تکان درآورد و منجر شد آنان ستم­‌های بنی امیه بر خویشاوندان فرستاده(ص) را بازگو نمایند و بر این پایه، جایی عدم وجود که از جنایات بنی‌امیه بی­‌خبر باشند.

[۶۸] از امام راست گو(ع) نیز نقل گردیده‌است که هشام بن عبدالملک، زید بن علی را کشت، خداوند هم در قبال حکومت او‌را زایل کرد.[۶۹] در نقلی دیگر از امام ششم شیعه ها آمده میباشد که هفت روز بعد از آنکه بنی‌امیه جسد زید را سوزاندند، معبود عزم کرد آنان‌را نابود نماید.[۷۰] یکی از دیگر از حاصل قیام زید بن علی، پایین آمدن آلرژی حکومت درباره اهل بیت و در سود، فرصت یافتن امام درستگو(ع) برای اشاعه مذهب شیعه دانسته گردیده‌است.[۷۱]

خلال آنالیز نتیجه ها و پیامدهای قیام زید بن علی، بعضا پژوهشگران، دلایلی برای نافرجام‌ماندن قیام زید نیز ذکر کرده‌اند؛ توان نظامی حکومت اموی،[۷۲] وجود جاسوسان و دست اندرکاران نفوذی که فرصت قیام را فاش کردند، هواخواهی نکردن آشکار امام راست گو(ع) از قیام و سرنوشت، عدم ملازمت کوفیان، بعضی از این دلایل میباشد.[۷۳]

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه