loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 49
شنبه 23 فروردين 1404 زمان : 10:48


رَدِّمَظالِم بازگرداندن اموال و اداکردن دَین‌هایی که برعهده آدم میباشد. در احادیث شیعه، ردمظالم از شروط تایید توبه شمرده شد‌ه‌است. طبق فتوای فقیهان شیعه ردمظالم واجب آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

در ردمظالم، اموال مجهول‌المالک را می بایست با اذن مرجع تبعیت به نیازمندان صدقه اعطا کرد. در کتاب‌های دینی از ردمظالم در نصیب‌های، خمس، دستور به پر اسم و رسم، احکام مَیّت، وصیت و غصب مشاجره رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده است.

تعریف و تمجید‌های گوناگون
مراد از ردّمظالم، بازگرداندن و اداکردن اموال و دُیون میباشد؛[۱] ولی در مورد اینکه بازگرداندن چه اموال و دیونی مدنظر میباشد، نگرش‌های مختلفی مطرح شماره مسجد توفیق مشهد گردیده‌است:

اسدالله شوشتری، از علمای قرن سیزدهم قمری، نوشته میباشد:‌ مَظالِم عده مَظلِمَه، به معنای اموال و حقوقی میباشد که از بقیه افراد در اموال آدم یا این که برعهده وی باقی‌مانده میباشد؛ مانند مالی که از رویکرد غصب یا این که سرقت به دست آمده میباشد.[۲] براساس بعضا از آموزه‌های فقهی نیز، مظالم اعم از حقوق و دستمزد مالی و دیگر حقوق و دستمزد معنوی میباشد که بر ذمه آدم میباشد. [۳] ناصر مکارم شیرازی مظالم را اموال حرامی دانسته میباشد که نزد شخص میباشد و مالک آنان را مسجد طالقانی مشهد نمی‌شناسد.[۴]

به‌گفته آقا محمدعلی بهبهانی فرزند وحید بهبهانی، مظالم به آن گروه از اموال و حقوق و دستمزد می گویند که با اموال بشر ترکیب گردیده‌است؛ ولی خیر مقدار آن مشخص میباشد، خیر صاحب و مالک آن.[۵] سید علی سیستانی مظالم را اموالی تعریف‌و‌تمجید نموده است که شخص به‌ظلم از سایر افراد گرفته یا این که از آنان ضایع نموده است؛ خواه مالک آن اموال معین باشد یا این که خیر.[۶]

از نگاه لطف‌الله صافی گلپایگانی، مراد از مظالم، اموالی میباشد که مقدار آن معین میباشد، البته صاحبش مشخص وجود ندارد.[۷]

منزلت در روایات و فقه
در احادیثِ شیعه، ردّ مظالم از وضعیت تایید توبه معرفی[۸] و شکاف آن، از گناهانی شمرده گردیده که موجب نازل‌شدن بلا می‌گردد.[۹] از رد مظالم در منابع حدیثی در قسمت دستور به دارای اسم و رسم[۱۰] و در کتاب‌های فقاهتی در قسمت‌های احکام عصمت (احکام میت)،[۱۱] خمس،[۱۲] غصب، وصیت[۱۳] و فرمان به پر اسم و رسم[۱۴] حرف به دربین آمده میباشد.

حکم فقاهتی
فقیهان شیعه، ردّمظالم را مانند خمس و زکات، واجب میدانند.[۱۵] بعضی همانند محمداسحاق فیاض آن را واجب فوری دانسته‌اند؛[۱۶] ولی برخی دیگر زیرا امام خمینی، گفته‌اند چنانچه که شخص نشان‌های مرگ را در خویش ببیند، واجب میباشد بلافاصلهً ردّمظالم نماید.[۱۷]

طرز ردّمظالم
به فتوای مراجع تبعیت، درصورتی که مالی که از دیگرافراد برعهده ما میباشد، مجهول‌المالک باشد یا این که مالکش در دسترس نباشد، می بایست با اذن قاضی شرع یا این که مرجع تاسی، آن فرآورده یا این که قیمتش (درصورتی که که اصل آن از دربین رفته میباشد) را به نیازمندان صدقه اعطا کرد.[۱۸] فتوای بعضی از مراجع تاسی زیرا صافی گلپایگانی این میباشد که صرفا به غیرسید پرداخت گردد.[۱۹]

فقیهان درباره حکم اینکه چنانچه بعد از آنکه کالا را صدقه دادیم، مالک آن پیدا شد، اختلاف‌لحاظ دارا‌هستند. سازه بر حیث امام خمینی، احتیاط واجب این میباشد که مقدار آن را به صاحبش برگردانیم؛ ولی طبق لحاظ بعضی دیگر زیرا آیت‌الله خویی، مورد نیاز وجود ندارد چیزی به مالک آن بدهیم.[۲۰]

سازه بر فتوای مراجع تاسی، در رد مظالم در صورتیکه مقدار جنس مشخص و معلوم نباشد، می بایست با صاحب و مالک آن مصالحه کنیم؛[۲۱] یعنی یکدیگر را راضی کنیم؛[۲۲] البته در‌صورتی‌که صاحب و مالک کالا راضی نشد، بایستی فقط آن مقدار را که اعتقاد و باور داریم برعهده ما میباشد، به وی بدهیم.[۲۳] اما احتیاط مستحب آن میباشد که یه خرده بیشتر از آن، به وی پرداخت کنیم.[۲۴]

تک‌نگاری
«مصرف رد مظالم» به گویش فارسی از آقا محمدعلی بهبهانی

بازدید : 16
پنجشنبه 21 فروردين 1404 زمان : 10:43


سید عبدالکریم موسوی اردبیلی (۱۳۰۴ –۱۳۹۵ش) از مراجع پیروی شیعه در قم بود. او از مبارزان علیه حکومت پهلوی و از یاران امام خمینی و بنیانگذار موسساتی مانند مدرسه امیرالمؤمنین، مدرسه توحید و مدرسه ها موءثر بود و پس از انقلاب، دانش گاه اثرگذار را در قم تأسیس آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.

عضویت در شورای انقلاب، مجلس خبرگان قانون اساسی کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندگی زمان اولیه مجلس خبرگان رهبری، امام آدینه موقت طهران، دادگستری مجموع میهن، سر گروهی دیوان خوب مملکت، عضویت در شورای بهتر قضایی و شورای بازنگری قانون اساسی ایران و مسئولیت اجرای دستور شش ماده‌ای امام خمینی، به عنوان مثال سمت‌های رزرو مسجد توفیق مشهد وی بود.

کتاب‌های مختلف فقاهتی به لهجه عربی مانند فقه القضاء، فقه الحدود والتعزیرات، فقه الدیات، فقه القصاص، فقه الشرکة والتأمین، فقه المضاربة و فقه الشهادات از اثرها اوست. او در ۳ آذر سال ۱۳۹۵ش درگذشت و در مقبره حضرت معصومه(س)، شماره مسجد توفیق مشهد دفن شد.

معاش طومار
میرکریم موسوی کریمی، پر اسم و رسم به سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، در ۱۳ رجب ۱۳۴۴ق، موازی با ۸ بهمن ۱۳۰۴ش در اردبیل چشم به جهان گشود. پدرش سید عبدالرحیم و مادرش سیده خدیجه اسم داشت. در دو سالگی مادرش را از دست اعطا کرد. پدرش روضه خوان و از معارضان حکومت پهلوی بود. سیاست‌های حکومت وقت در محصور کردن پوشش خرقه روحانیت، او‌را زیر فشار بیشتر قرار اعطا کرد. در‌پیِ فضای امنیتی آن زمان، رفت و آمد عموم نیز با خانواده وی محصور گردیده بود. فیض این پیش‌آمدها، فقر و تهی‌دستی روزافزون خانواده بود. در سال۱۳۲۰ش با خروج رضاخان از کشور ایران شرایط سید عبدالرحیم مقداری عالی شد.[۱] موسوی اردبیلی از شش سالگی علم آموزی را شروع کرد و در اردبیل، قم (۲ سال)، نجف (۳ سال) و بعد از آن قم (۱۲ سال) به علم آموزی و درس دادن سرگرم شد. وی از سال ۱۳۳۹ش مستقر اردبیل شد و در سال ۱۳۴۷ش به طهران رفت. عمده شغل وی درس دادن، امامت جماعت و اداره مسجد و کانون توحید بود. اردبیلی در امسال‌ها با حکومت پهلوی پیکار مسجد طالقانی مشهد می کرد.

از سال ۱۳۵۷ش که انقلاب اسلامی کشور‌ایران موفق شد، وی از اعضای شورای انقلاب بود. بعدتر به نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی کشور تعیین شد و بعد به زمان ده سال عمل وی در قوه قضائیه ایران متمرکز بود. وی آغاز دادستان تک تک مملکت بود و پس از شهیدشدن بهشتی تحت عنوان مدیریت دیوان بهتر مرزوبوم جایگزین وی شد که بالاترین منزلت قضائی در نظام جمهوری اسلامی به اکانت می‌آمد. اردبیلی هم‌اینگونه تحت عنوان نماینده زمان نخستین مجلس خبرگان رهبری گزینش شد. وی درین برهه زمانی عضو حزب جمهوری اسلامی و از مؤسسان و اعضای خوب‌درجه آن بود.

در سال ۱۳۶۸ش بعداز درگذشت امام خمینی از مسئولیت قضائی کنار رفت و بومی قم شد. وی تا نقطه پایان قدمت در قم درگیر درس دادن درس بیرون فقه بود. اردبیلی هم‌اینگونه تا سال ۱۳۷۳ش امام آدینه موقت طهران بود. وی از سال‌های آغازین دهه ۱۳۷۰ش و با درگذشت مراجع تقلیدی مثل گلپایگانی و اراکی توضیح المسائل منتشر کرد و خویش را در معرض مرجعیت قرار اعطا کرد.

درگذشت
آیت‌الله اردبیلی در ۳ آذر سال ۱۳۹۵ش مصادف با ۲۳ صفر سال ۱۴۳۸ق درگذشت.[۲] در‌پی درگذشت او، دو روز عزای همگانی در کشور ایران اعلام شد و در آدینه ۵ آذر ۱۳۹۵ش در قم، تشییع و آیت‌الله شبیری زنجانی بر پیکر وی نماز خواند و در بقعه حضرت معصومه(س) دفن شد.[۳]

زیست‌طومار علمی
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی تحصیلات را از شش سالگی با ورود به مدرسه‌منزل شروع کرد و قرآن کریم ومهربان، گلستان، تنبیه الغافلین، نِصابُ الصِذکر، گلزار فصل بهار، ابواب الجنان، مَجالِس المُتَقین، تاریخ معجم، دُرّه نادری، تاریخ وَصّاف، اکانت فارسی و بعضا کتاب‌های دیگر را نزد معلمان خویش یادگرفت. وی در سال ۱۳۱۸ش یادگرفتن دروس عربی را شروع کرد و در سال ۱۳۱۹ش به قصد ادامه علم آموزی در دروس حوزوی، وارد مکتب علمیه ملاابراهیم در اردبیل شد و دروس جامع المقدمات، سیوطی، جامی، مُطَوَّل، لبه ملاعبدالله، شمسیه، مَعالِم و شرایع را تا سال ۱۳۲۲ش درهمان مکتب به اتمام رساند و درس دادن دروس مقدماتی علم ها حوزوی یعنی صرف، نحو و منطق را شروع کرد.[۴]

بازدید : 49
سه شنبه 19 فروردين 1404 زمان : 10:31


ضَریحْ، بنا مشبّکی از طلا جواهرات، نقره، مس یا این که چوب و جز آن میباشد که بر روی قبر امام، امامزاده یا این که بزرگان مذهبی می‌نهند. از تاریخچه پیدایش بارگاه و تغییر آن به صورت کنونی اگاهی دقیقی در چنگ وجود ندارد؛ ولی بارگاه به معنای اتاقک و صندوق از قرن در آغاز قمری رایج بوده میباشد. ظاهراً پیشینه بارگاه به صورت کنونی (مشبک و از نقره و مس) به عصر صفویه آدرس مسجد توفیق مشهد برمی‌شود.

معنا
بارگاه واژه‌ای عربی میباشد که در تمدن‌های عرب به معنای قبر[۱] و سوراخ وسط قبر[۲] آمده میباشد؛ البته در اصطلاح فارسی اتاقک، صندوق و سازۀ فلزی یا این که چوبی مشبکی میباشد که بر قبر امام یا این که امامزاده‌ای می‌نهند.[۳][۴] بارگاه به معنای رایج فارسی در لبنان با اسم شُبّاک به معنای محصوره فلزی یا این که چوبی مُشَبَّک و در مصر با اسم مَقصوره به معنای سَرا، حجره و منزل خرد متداول رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[مستلزم منبع] [۵]

بارگاه، محیط یا این که اتاقکی مکعب مستطیل صورت میباشد که فضای باطن حرم را از دور و اطراف غیر وابسته نموده است. معمولاً بارگاه‌ها چهار کناره دارا‌هستند. البته بارگاه امام حسین(ع) و عسکریین شش‌کناره دارا‌هستند. در ضلع‌های بارگاه روزنه‌هایی برای پرتاب کردن نذورات در حیث گرفته شماره مسجد توفیق مشهد گردیده‌است.[مستلزم منبع]

تاریخچه
از انگیزه و مجال پیدایش بارگاه در قرن‌های اولیه و کیفیت تغییر تحول آن به صورت کنونی استحضار دقیقی در اختیار وجود ندارد، البته اعتقاد و باور مسلمان ها بر ضرورت رعایت احترام و تکریم بزرگان آیین علت‌ای بوده میباشد تا بعداز درگذشت آن‌ها، با ساخت بنای یادبود و نصب صندوق و آنگاه محجر و سپس بارگاه بر روی بقعه، آرامگاه‌ها را به مزار تبدیل سازند.[مستلزم منبع] واژه و کلمه بارگاه در روایات شیعی نیز به‌عمل رفته میباشد و گاه مراد از آن به عبارتی قبر میباشد تحت عنوان مثال مجلسی در بحارالانوار از مشارق‌الانوار حافظ رجب برسی نقل کرده که امام علی(ع) به حسنین خاطرنشان کرد هنگامی من‌را بعد از مرگ در بارگاه نهادید مسجد طالقانی مشهد دو رکعت نماز بخوانید... [۶]

بارگاه به معنای اتاقک و صندوق از به عبارتی قرن در آغاز قمری رایج بوده میباشد؛ برای مثالً از نصب صندوق و ساخت‌و‌ساز سقف و بنایی خرد بر مدفن امام حسین(ع) تا سال ۶۵ قمری گزارش‌هایی وجود دارااست.[۷] همینطور هارون عباسی نزدیک به ۱۷۰ق بارگاه بقاع امام علی(ع) را با خشت سپید سازه نموده است؛[۸] ولی ظاهراً پیشینه بارگاه به صورت کنونی (مشبک و از نقره و مس) به زمان صفویه برمی‌شود.[مستلزم منبع] ابن بطوطه (۷۷۹-۷۰۳ق) در سفرنامه خویش از ضریحی چوبی بر مزار امام رضا(ع) حافظه می‌نماید که سطح آن را با صفحه ها نقره پوشانده بودند.[۹]

احکام
فقها از احکام مربوط به بارگاه درخصوص‌هایی زیرا پاکی حرف گفته‌اند و بارگاه معصومان و امامزادگان را متشخص و نجس کردن و اهانت به آن را حرام دانسته‌اند.[۱۰][۱۱][یادداشت ۱] [۱۳] وهابیان با بدعت و بی دینی پنداشتن ساختن بارگاه، بارها بارگاه‌های بزرگان آئین را منهدم کرده‌اند؛ به عنوان مثال بارگاه ائمه بقیع در مدینه و بارگاه امام حسین را در ۱۲۱۶ق در کربلا غارت و ویران کردند.[۱۴] حسام السلطنه، در هجرت حج خویش به سال ۱۲۹۷ق از مشاهده بارگاه سبز چوبین بر مزار امامان بقیع حرف گفته میباشد[۱۵] که در حمله دومِ وهابیان به مدینه در ۱۳۴۴ق منهدم گردیده‌اند.[۱۶]

بارگاه‌سازی
بارگاه‌سازی از سیرتکامل‌های هنر و تلفیقی از نقاشی، خطاطی، خودکار‌زنی، منبت‌کاری، طلاکاری، فلزکاری... میباشد.[۱۷] معمولاً برای ایجاد کرد بارگاه، تیمی از فلزکاران (زرگران، خودکار‌زنان، مشبک‌کاران، میناکاران) با هم همیاری می‌نمایند. بارگاه‌سازی از صنعت های دستی رایج در اصفهان بوده میباشد. ضمن خویش بارگاه، برای ایجاد کرد درهای اماکن متبرکه نیز از بارگاه‌سازی به کارگیری میشود.[۱۸]

در تشکیل داد بارگاه اسم بانی، تاریخ ایجاد کرد، اسم صاحب و مالک قبر و... درج می‌گردد. بارگاه از بدنه و اسکلت، پیکره‌های سنگی، ردیف‌ها، اساس ردیف، گوی ماسوره‌ها، لچکی‌ها، ترنج‌ها، کتیبه‌های نقره، حاشیه ها پر رنگ کاری، کتیبه‌های طلامشبک‌های طلایی، زِهْوارها، میخ‌های دکوری، گلدان‌ها، نگارگری‌های باطن بارگاه، پارچه روی سقف مزار و... تشکیل می شود.[۱۹]

بازدید : 18
دوشنبه 18 فروردين 1404 زمان : 10:23


مصادیق عترت و اهل‌بیت
در بیشتر نقل‌های حدیث ثقلین،[۱۱۲] واژه و کلمه اهل‌بیت(ع) به‌هم پا عترت آمده میباشد؛[۱۱۳] ولی در بعضا نقل‌ها، تنها عترت[۱۱۴] و در برخی دیگر، صرفا اهل‌بیت(ع)[۱۱۵] نام برده میباشد. در برخی از نقل‌ها هم به‌مکان کلمه و واژه «عترتی»، علی بن ابی‌طالب و عترت وی مذکور میباشد.[۱۱۶] در پاره‌ای مفاد پیشنهاد به اهل‌بیت(ع) چندبار تکرار آدرس مسجد توفیق مشهد گردیده است.[۱۱۷]

در برخی از نقل‌ها که کلمه و واژه عترت سوای اهل‌بیت نام برده، از مصادیق عترت سؤال گردیده و در جواب، عترت به عبارتی اهل‌بیت نبی معرفی گردیده‌اند.[۱۱۸] در گروه‌ای از نقل‌های شیعه از حدیث ثقلین، در توضیح اهل‌بیت(ع)، به دوازده امام شیعه تصریح گردیده است.[۱۱۹] برای مثال در روایتی، از نبی(ص) سؤال شد اهل‌بیت شما کیان‌اند؟ فرستاده(ص)‌ جواب بخشید: علی(ع)، دو نوه‌ام و نُه بدن از فرزندان حسین(ع) که امامانی امین و معصوم میباشند. باخبر باشید که آن ها اهل‌بیت و عترت اینجانب و از گوشت و خون اینجانب میباشند.[۱۲۰] امام علی(ع) نیز در حدیثی، در جواب از مصادیق عترت در حدیث ثقلین، به صورت صریح بیان کرد که مرادْ اینجانب، حسن، حسین و نُه بدن از ائمه از نسل حسین میباشد که واپسین آن‌ها رزرو مسجد توفیق مشهد مهدی میباشد.[۱۲۱]

علمای شیعه همانند روضه خوان صدوق[۱۲۲] و روضه خوان اثرگذار[۱۲۳] تصریح کرده‌اند که منظور از عترت و اهل‌بیت در حدیث ثقلین، امامان دوازده‌گانه شیعه می باشند.[۱۲۴] آیت‌الله بروجردی در پیشگفتار کتاب جامع روایات الشیعه آورده میباشد که علمای شیعه واقعه‌لحاظ دارا‌هستند که هدف از عترت و اهل‌بیت، اشخاصی میباشند که حاوی همگی علم ها فقهی و اسرار شرعی و در گفتار و کار، معصوم از غلط و گناه می‌باشند. آن ها به عبارتی امامان شیعه شماره مسجد توفیق مشهد می‌باشند.[۱۲۵]

مصادیق عترت در منابع اهل‌سنت
عبدالرؤوف مناوی در کتاب سود‌القدیر، اهل‌بیت را به عبارتی ذکر و توضیح عترت، و خواسته از آن‌ها را اصحاب کساء دانسته میباشد.[۱۲۶] ابن‌ابی‌الحدید معتزلی نیز در گستردن نهج‌البلاغه می‌نویسد نبی(ص) در حدیث ثقلین، منظور از عترت خویش را اهل‌بیتش ذکر کرده و در مکان دیگری، اصحاب کساء را اهل‌بیت خویش معرفی کرده و گفته میباشد: «اللهم هؤلاءِ اهلُ بَیتی.»[۱۲۷] حکم کننده حَسکانی از براء بن عازب انصاری نقل کرده که فرستاده(ص)، عترت خویش را علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) گفت.[۱۲۸] سَمهودی نیز گفته میباشد از در میان اهل‌بیت، علی بن ابی‌طالب امام و دانا آنان و سزاوارترین فرد برای تمسک و تاسی میباشد.[۱۲۹] در بعضی از منابع اهل‌سنت، از زید بن ارقم اورده شده که اهل‌بیت نبی افرادی‌اند که صدقه بر آنان حرام میباشد و آنان آل‌علی، آل‌عقیل، آل‌جعفر و آل‌عباس مسجد طالقانی مشهد میباشند.[۱۳۰]

عترت در کتاب‌های لغت به معنای نسل و قبیله مجاورت،[۱۳۱] فرزند و ذریه[۱۳۲] یا این که فامیل منحصر به فرد[۱۳۳] آمده میباشد.

وجه اسم‌گذاری به ثقلین
حدیث ثقلین به منجر کاربرد کلمه و واژه «ثقلین» در آن، بدین اسم دارای اسم و رسم شد‌ه‌است.[۱۳۴] ثقلین به دو شکل «ثَقَلَیْن» و «ثِقْلَیْن» خوانده میشود؛ اولین به معنای چیز گران بها و ارزشمند و دومین به معنای چیز هنگفت ‌وزن میباشد.[۱۳۵] درباره ی عامل اسم‌گذاری قرآن و اهل‌بیت به ثقلین نظرها مختلفی آورده شده میباشد. در پیشگفتار کتاب جامع روایات الشیعه، نُه وجه نام برده میباشد[۱۳۶] که برخی عبارت‌اند از:

ابوالعباس ثَعْلَب، ادیب و لهجه‌شناس پر رنگ در قرن سوم قمری، در سؤال از وجه نامگذاری ثقلین گفته میباشد به دلیل اینکه تمسک و تبعیت از قرآن و اهل‌بیت ثقیل و مشقت بار میباشد، ثقلین نامیده گردیده‌اند؛[۱۳۷] چون آن‌دو به بندگی و اخلاص و عدل و داد و خیر و خوبی دستور می‌نمایند و از بی عفتی و مُنکَرات و تاسی از هوای نفس و شیطان نهی می‌نمایند.[۱۳۸]
از لحاظ بعضی جهت اسم‌گذاری قرآن و عترت به ثقلین این میباشد که شغل به حقوق و دستمزد قرآن و اهل‌بیت و رعایت حرمت آنان دشوار و هنگفت میباشد.[۱۳۹]
به اطمینان گروهی از عالمان اهل‌سنت، به دلیل بزرگداشت قدر و جایگاه قرآن و اهل‌بیت، به آن دو ثقلین اورده شده میباشد؛[۱۴۰] چون به هر چیز با ارزش و با ارزش ثقیل گفته می شود.[۱۴۱]
از نگاه جمع‌ای همانند سَمهودی، به دلیل اینکه قرآن و اهل‌بیت معدن علم ها فقاهتی و اسرار و احکام فقهی می‌باشند، نبی آن دو را ثقلین نامید. به همین جهت نیز به تاسی و تمسک و یادگیری از اهل‌بیت ترغیب نموده است.[۱۴۲]
ثقل اکبر و ثقل اصغر
نوشته ی علمی‌های اساسی: ثقل اکبر و ثقل اصغر
در برخی از نقل‌های حدیث ثقلین، قرآن، ثقل اکبر و اهل‌بیت(ع)، ثقل اصغر نامیده گردیده‌اند.[۱۴۳]

درباره چرایی تعریف به ثقل اکبر و اصغر، نظرها گوناگونی ارائه گردیده‌است: ابن‌میثم بحرانی گفته میباشد از‌آنجا‌که قرآنْ اساسی میباشد که می بایست از آن تقلید و تقلید کرد، ثقل اکبر نامیده شد‌ه‌است.[۱۴۴] از دید حبیب‌الله خویی، اهل‌بیت نیز همچون قرآن می بایست تاسی شوند. وی اعتقاد دارد احتمال دارااست زیرا قرآن اعجاز رسالت رسول و پایه آیین میباشد، ثقل اکبر و از عترت تعالی‌خیس شمرده گردیده است. همینطور ممکن میباشد به‌این جهت که قرآن حجت بر کل عموم، اعم از نبی و ائمه(ع) میباشد، اما اهل‌بیت صرفا حجت بر امت میباشند، قرآن ثقل اکبر و اهل‌بیت ثقل اصغر خوانده گردیده‌اند.[۱۴۵] از نگاه عبدالله جوادی آملی، مفسر قرآن، اهل‌بیت از حیث عالَم ظواهر و در مدار یاد دادن و تفهیم معارف آیین، ثقل اصغرند؛ ولی به‌حیث رده‌های معنوی و در فقید درون، از قرآن کمتر نیستند.[۱۴۶] امام خمینی در وصیت‌طومار سیاسی‌الهی‌اش، از اهل‌بیت(ع) با تیتر «ثقل کلان» حافظه نموده است که از هر چیز تعالی‌خیس میباشد، جز ثقل اکبر که اکبر مطلق میباشد.[۱۴۷]

بازدید : 11
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 10:43


عالَم لاهوت دنیا مختص به آفریدگار و سکو ذات آفریدگار میباشد. از سایر اسامی آن دنیا معنی، فقیه دستور، دانا غیب، فقید اسما و صفات الهی و... میباشد که یک کدام از عوالم چهارگانه به حساب میآید. مثلا خصوصیت‌های لاهوت در پندار اسلامی، تولید کننده و روح فقید ناسوت و منشا عقل و حکمت بودن میباشد. گروهی از مفسران قائلند بعضا از آیه‌ها قرآنی به عالم جبروت اشاره دارااست. این فقیه یکی‌از هدف های سفرهای عرفانی سالک معرفی گردیده و رفلکس فراوانی در عرفان و آرامش و شعر آدرس مسجد توفیق مشهد داشته میباشد.

معنی شناسی
لاهوت کلمه و واژه‌ای مشتق از «لاه»[۱] به معنای الله بوده میباشد که واو و تاء برای مبالغه و تأکید به آن اضافه گردیده‌است[۲] که اصولا به معنای «لا هو إلّا هو»[۳] یعنی جهانی مختص به آفریدگار می باشد و در لغت به همین مفهوم یعنی خدای گران قدر[۴]و فقیه پروردگار آمده میباشد؛[۵] هرچند برخی این لغت را با ریشه‌ای عبرانی رزرو مسجد توفیق مشهد دانسته‌اند.[۶]

دنیا لاهوت نیز بر همین اصل به معنای فقیه منحصربه‌فرد پروردگار[۷] و رتبه ذات خداوند میباشد[۸] که به معنای عالم معنی و فقید فرمان و غیب هم آمده میباشد[۹] و حتی از آن به فردوس ذات خدا[۱۰] و یا این که نوروروشنایی ذاتی وی[۱۱] نیز تفسیر شد‌ه‌است. از سایر تعابیری که برای معنی شناسی این عالم به شغل رفته میباشد می‌قدرت به فقیه اعیان ثابته[۱۲] و یا این که فقید اسماء و صفات[۱۳] شماره مسجد توفیق مشهد هم اشاره نمود.

اسامی و خصوصیت‌ها
لاهوت با اسم‌ها و استعاره‌های گوناگونی زیرا دانا سرمد،[۱۴] فقید ربوبی،[۱۵] ضریح الَست،[۱۶] حَظیره قُدس،[۱۷] خانِه بَقاء،[۱۸] دُبِّ اصغَر،[۱۹] سَراپرده سر،[۲۰] صَوامِع،[۲۱] مَجْمَعِ لاهوت،[۲۲] مَنْزِل قُرب،[۲۳] جانان،[۲۴] مونس آباد قدس[۲۵] و میخانه[۲۶] آمده میباشد؛ حتی یکی اسم‌های هابیل پسر بشر را نیز لاهوت گفته‌اند؛ به دلیل آن که به فقید الوهیت برگشت مسجد طالقانی مشهد خواهد کرد.[۲۷]

برای عالم ملکوت خصوصیت‌هایی اورده شده میباشد که بعضی از آن‌ها عبارتند از: دانا وحدت،[۲۸] منشاء عقل و حکمت،[۲۹] آفریننده و روح ناسوت[۳۰] و دارنده عفاف‌های خیر‌گانه‌ای زیرا بقاء، فردانیت، سلطنت، عزت، احدیت، سرمدیت، کبریاء، عظمت و بخشش میباشد.[۳۱] عدم شعور بوسیله عقول جزییه [۳۲] فهم و شعور این‌سیرتکامل موردها مستلزم لاهوتی شدن[۳۳] یعنی دانش به لاهوت میباشد که تا حدی به معنای خداشناسی[۳۴] و یا این که چک پدیدارهای طبیعی با اسباب و اثاث غیبی میباشد؛[۳۵] لذا گاهی خداشناسی تنزیهی هم تیتر «لاهوت سلبی» به خویش گرفته میباشد.[۳۶]

منزلت‌شناسی
لاهوت یک کدام از دنیا‌های چهارگانه[۳۷] و یا این که پنج‌گانه[۳۸] میباشد که جزئی از دنیا سبحانی میباشد[۳۹] و بر مجموع دنیا‌های دیگر مثل ملکوت، جبروت و ناسوت که به نوعی جزء فقیه اخلاق و رفتار یعنی مخلوقات خداوند میباشند،[۴۰] تسلط دارااست.[۴۱] این دانا اصل عوالم دیگر[۴۲] و نگه‌دارای آنان[۴۳] و حکم کننده بر دیگر عالم‌ها[۴۴] و در یک صحبت، فراتر از کلیه آن‌هاست.[۴۵] شاید به همین جهت آن را جزئی از «ما فی السماء» یعنی فقید‌های فوقانی دانسته‌اند.[۴۶]

دستور‌های الهی[۴۷] و عفو وی از این فقید صادر می شود[۴۸] و به نوعی مغز و همگی چیز هستی را در خویش فراگرفته میباشد؛[۴۹] به‌این سبب ساز بعضی مجموع آن‌چه مشاهده می شود را پرتویی از روشنایی‌های هفت‌گانه و ازلی میدانند که در عالم ملکوت وجود داراست.[۵۰][یادداشت ۱]

قبل از اسلام
در‌صورتی‌که از تعداد اندکی که دست به انکار لاهوت و مجردات زده‌اند، بگذریم،[۵۱] دقت به لاهوت از قدیم الایام و در ادیان پیش از اسلام و حتی مسیحیت نیز وجود داشته و جوامعی زیرا روم، هند، چین و مصر که بعضی بت‌پرست نیز بوده‌اند به لاهوت و ترکیب آن در ناسوت در برخی از اساطیرشان اعتقاد داشته‌اند؛[۵۲] اما بارزترین صورت این اطمینان یعنی اتحاد ناسوت و لاهوت، مرتبط با باورهای مسیحیان میباشد[۵۳] و حتی این اعتقادوباور در برخی فرقه‌های اسلامی نیز اثرگذار بوده میباشد.[۵۴]

لاهوت در تفکر اسلامی
اعتقاد و باور به لاهوت به‌تیتر سرچشمه‌ و مبدأیی برای ناسوت بخشی از اعتقادات اسلامی میباشد[۵۵] و حتی بیان شده میباشد که منزلت اول قرآن در لاهوت بوده[۵۶] و در بردارنده اسرار آن میباشد[۵۷] که گاه بعضا از آیه ها قرآنی نیز در حرف مفسران به عالم ملکوت اشاره دارااست.[۵۸] برخی معتقدند که فرستاده الهی در هنگام نزول وحی از جایگاهی لاهوتی منتفع بوده[۵۹] و اصولا نَفَس الهی در گفتار اهل‌بیت(ع) ریشه‌ای لاهوتی داراست[۶۰] و لذا در بعضی از روایات برای امیرمؤمنان(ع) منزلتی از عالم ملکوت مذکور میباشد؛[۶۱] چنان‌که بعضی مصداق بارز اما معبود در قرآن را کسی می داند که بتواند با گذر از جامه بشری، به قدس لاهوت رسد.[۶۲][یادداشت ۲][۶۳]

بازدید : 16
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 16:13


ابوجعفر محمد بن حسن بن فَروخ صَفّار قُمّی (درگذشت ۲۹۰ق) محدث و دانا و از هم‌عصران و اصحاب امام حسن عسکری(ع) میباشد. اورده شده میباشد صفار رساله‌های متفاوت حدیثی داشته که به صورت غیروابسته به ما نرسیده میباشد. کتاب بصائرالدرجات که دسته‌ای حدیثی با قضیه فضیلت ها و خصوصیت‌ها و دلائل امامان شیعه میباشد، منسوب آدرس مسجد توفیق مشهد به اوست.

معاش‌طومار
محمد بن حسن صفار قمی دارای شهرت به اعرج (به معنای لنگ)، از موالیان اهل ایران تبار عیسی بن موسی بن طلحه اشعری بود[۱] و از همین رو نسبت «‌اشعری‌» داشت. تاریخ تولد او معین وجود ندارد. سال وفاتش ۲۹۰ قمری مقارن با روزگار غایب بودن صغری رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۲]

به گفته روضه خوان طوسی، او از اصحاب امام حسن عسکری(ع) بود. اساسی‌ترین شاهد بر این مدعی تیم سوال‌هایی میباشد که او از روش طومار از آن حضرت پرسیده بود.[۳] این طومار‌نگاری‌ها میتواند نشان‌ای بر منزلت وکالت و نمایندگی وی از سوی امام نزد شیعه ها شماره مسجد توفیق مشهد باشد.[مستلزم منبع]


بصائرالدرجات
در منابع حدیث‌گاه از وی با کنیه مموله نیز خاطر شد‌ه‌است. این کنیه در بعضی از منابع به صورت حموله آمده میباشد. صفت مموله در بعضی از منابع به تیم سوالاتی که او از امام حسن عسکری(ع) پرسیده بود، اطلاق مسجد طالقانی مشهد گردیده است.[۴]

اثر ها و مقام علمی
محمد بن حسن صفار را از پررنگ‌ترین شیوخ حدیث قم دانسته‌اند و محققان دانش رجال با عباراتی که حاکی از بلندی مقام علمی او و وثاقتش میباشد از وی کلام رانده‌اند.[۵]

بصائر الدرجات
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: بصائر الدرجات
کتاب بصائر الدرجات الکبری فی فضائل آل محمد دارای شهرت به بصائر الدرجات از منابع دارای اعتبار حدیثی شیعه میباشد. این کتاب، اثری روایی با روش کلامی محسوب می شود که روایات آن درباره مسأله امامت، آشنایی امام و فضائل ائمه اطهار میباشد.[مستلزم منبع]

نجاشی عنا وین دیگر اثرها اورا اینگونه برشمرده میباشد[۶]:

کتاب الصلاه
کتاب الوضوء
کتاب الجنائز
کتاب الصیام
کتاب الحج
کتاب النکاح
کتاب الطلاق
کتاب العتق و التدبیر و المکاتبه
کتاب التجارات
کتاب المکاسب
کتاب الصید و الذبائح
کتاب الحدود
کتاب الدیات
کتاب الفرائض
کتاب المواریث
کتاب الدعا
کتاب المزار
کتاب الرد علی الغلاه
کتاب الاشربه
کتاب المروه
کتاب الزهد
کتاب الخمس
کتاب الزکاه
کتاب الشهادات
کتاب الملاحم
کتاب التقیه
کتاب المومن
کتاب الایمان و النذور و الکفارات
کتاب المناقب
کتاب المثالب
کتاب ما روی فی شعبان
کتاب ما روی فی اولاد الائمه(ع)
کتاب الجهاد
کتاب ادب القران
کتاب المثالب
چنان که از عنوان ها کتاب‌های صفار مشخص و معلوم میباشد، بیشتر اثر ها وی موضوعات فقاهتی داشته و بیشتراز همگی راوی روایات فقاهتی بوده میباشد.[۷] باوجوداین بعضا از کتاب‌هایش در موضوعات کلامی و اعتقادی بوده میباشد.

افزون بر این اثرها، او گروه‌ای از سوالهای را از امام حسن عسکری(ع) از روش طومار پرسیده بود که‌این طومار‌ها به صورت مکتوب تا مدتی باقی بوده و روضه خوان صدوق آن را در مشت داشته میباشد.[۸]

محمد بن حسن بن صفار در دانش فقه نیز از علمای سرشناس بود. یکی‌از آرای شرعی او که در منابع اورده شده، حکم به صدق قرائت قنوت به لهجه فارسی میباشد.[۹]

استادان و شاگردان
محمد بن حسن صفار افزون بر امام حسن عسکری(ع) از مشایخ اکثری ماجرا کرده که فهرست تحت[۱۰] بخشی از آنانند:

ابی اسحاق الخفاف
ابراهیم بن هاشم قمی
احمد بن محمد بن خالد برقی
احمد بن اسحاق بن سعد
احمد بن الحسن بن علی بن فضال
احمد بن محمد بن عیسی بن عبدالله اشعری
ایوب بن نوح
حسن بن احمد بن سلمه کوفی
علی بن حسان واسطی
عمران بن موسی
فضل و ادب بن عامر
ادب بن غانم
محمد بن سندی
محمد بن عبدالحمید طائی
محمد بن عیسی بن عبدالله اشعری
محمد بن عیسی بن عبید یقطینی
هیثم بن ابی مسروق نهدی
یعقوب بن زید
راویانی که روایات او را داستان کرده‌اند[۱۱] عبارتند از:

احمد بن داود قمی
محمد بن جعفر المودب
محمد بن حسن بن ولید
محمد بن یحیی العطار
احمد بن ادریس
پانویس
نجاشی، رجال، ۱۴۱۶ق، ص۳۵۴.
جباری، مدرسه حدیثی قم، ۱۳۸۴ش، ص۱۹۵.
طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۲۲۱.

بازدید : 19
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 20:51


برخورد علما
روز بعداز واقعه مراجع تبعیت قم هم‌زیرا گلپایگانی، مرعشی نجفی و شریعتمداری بیانیه‌های تندی صادر کردند که‌این دستور سبب ساز شد تا عموم شهرهای دیگر نیز به اعتصاب و اعتراض بپردازند.[۴۹] روحانیت مشهد با محوریت آیت‌الله سید عبدالله شیرازی و سید حسن قمی با صدور اعلانیه‌هایی، خلال محکوم کردن این اتفاق در سراسر میهن عزای همگانی اعلام کردند و بر ادامه مبارزات تا سرنگونی بی نقص رژیم تأکید نمودند.[۵۰] عالمان شهرهای دیگر همانند محمد صدوقی، بهاءالدین محلاتی و سید مهدی یثربی نیز این رخداد را محکوم و عزای همگانی اعلام کردند. حیطههای علمیه و نماز جماعت‌ها نیز در عکس العمل بدین جنایت، آدرس مسجد توفیق مشهد تعطیل شد.[۵۱]

امام خمینی که در آن زمان در نجف تبعید بود نیز این کشتار را محکوم کرد و خواستار ادامه مبارزات و پیوستن ارتش به صفوف ملت شد.[۵۲] وی در ۲۱ شهریور نیز در پیامی خلال همدردی با خانواده شهدا از عموم خواست تا به تعطیلی و ادامه اعتصابات ادامه دهند؛[۵۳] چنانکه برای هفتمی روز شهیدشدن شهدای ۱۷ شهریور[۵۴] و چهلم آنها پیام صادر کرده و این روز ها را عزای همگانی خاطرنشان کرد.[۵۵] امام خمینی بعداز موفقیت انقلاب اسلامی کشور‌ایران نیز در بزرگداشت سالگرد ۱۷ شهریور پیام‌هایی رزرو مسجد توفیق مشهد صادر کرد.[۵۶]

برخورد جریان‌های سیاسی داخلی و فرنگی
اتفاق ۱۷ شهریور برخورد‌های متعددی را در درون و بیرون مرزو بوم برانگیخت و احزاب و جریان‌های سیاسی داخلی و فرنگی به طور عظیم به محکومیت رخداد پرداختند. نمایندگان مجلس ملی نیز این رخداد را محکوم کرده و شریف‌امامی در آغاز‌وزیر وقت را آیتم بازخواست شماره مسجد توفیق مشهد قرار دادند.[۵۷]

نقل شده این اتفاق بوسیله یکی‌از دانشجو ها فیلمبرداری شد و ارسال آن به آن سوی مرز و پخش آن سبب ساز برخورد جهانی و ترغیب دانشجو ها آن سوی مرز برای هواخواهی از انقلاب شد.[۵۸] منعکس شدن این اتفاق در خبرنامه‌ها، رادیو و تلویزیون‌های کشورهای اروپایی با برخورد‌های شدیدی یاور شد و راهپیمایی‌های بزرگی در فرانسه و آلمان علیه رژیم پهلوی و همینطور اعتصاب غذای یک سری دانشجو در لندن را در ادامه داشت. نشریات اروپایی از این کشتار با تیتر سپتامبر سیاه و ۸ سپتامبر خونین مسجد طالقانی مشهد حافظه کردند.[۵۹]

دولت ایالات متحده بعداز این اتفاق از پاد شاه جانبداری کرد.[۶۰] خبر دفاع ایالات متحده از فرمان روا را دلیلی بر ثبت موضع امام خمینی در عکس العمل با حکومت، نزد عموم قلمداد کرده‌اند.[۶۱] آورده شده اسرائیل، مصر و انگلیس نیز هواخواهی خویش را از فرمان روا اعلام کردند.[۶۲]

اثار
اتفاق ۱۷ شهریور موجی از اثار را پیرو داشت که در غایت خروج محمدرضا پاد شاه از جمهوری اسلامی ایران و موفقیت انقلاب اسلامی را تسهیل کرد.[۶۳] بعضا از این عواقب عبارتند از:

پیشرفت اعتصابات. امام خمینی با تأکید به نبرد قابل انعطاف، عموم را به اعتصاب سراسری دعوت کرد.[۶۴] این فرمان منجر بسط اعتصابات و تضعیف روزافزون دولت[۶۵] و در غایت از پا درآمدن آن شد.[۶۶] اعتصاب دستگاه‌ها و تأسیسات دولتی به عنوان مثال کارگران و نیروی کار صنعت نفت در سراسر مرز و بوم باعث فلج شدن اقتصاد مملکت شد.[۶۷] اعتصاب‌کنندگان خواهان گوشه‌گیری پاد شاه و ساخت و ساز جمهوری اسلامی شدند.[۶۸] [یادداشت ۱]
نقطه پایان سیاست آشتی ملی[۶۹] و ترک بین عموم و حکومت و از دربین رفتن مجال هرگونه سازگاری.[۷۰]
تسریع جریان انقلاب و اتحاد عموم و جریانات متفاوت با هم.[۷۱] زبیگنیو برژینسکی، مشاور وقت امنیت ملی ایالات متحده، درباره این حادثه ذکر کرد: اتفاق میدان ژاله چنان خونین و مرگبار بود که کشمکش‌های قبلی در بین دولت و معارضان را از خاطر پیروزی. این اتفاق، نقطه پايان کودتا‌های متفرق و مقطعی و شروع انقلاب حقیقی وواقعی بود.[۷۲]
ناکامی سیاست تعدیل و اصلاحات لیبرالی[۷۳] و از در میان رفتن شرایط وسط‌روها که در ادامه سازگاری با سلطنت بودند.[۷۴]
تزلزل عزم سیاسی رژیم در مقابله با عموم.[۷۵]
تزلزل رده ارتش و فرسایش آن.[۷۶] و فرار و گریز سربازان از پادگان‌ها.[۷۷]
تأثیر در طریق جنگ و مراد‌های سیاسی معارضان و وصال بدین فیض که صرفا شیوه نجات مرزو بوم سقوط رژیم و استقرار نظام مناسب میباشد.[۷۸]
تشدید سردرگمی ایالات متحده در قبال مسائل کشور‌ایران.[۷۹] اورده شده تا پیش از رخداد هیچ‌یک از سران ایالات متحده چالش کشور ایران را نگران کننده نمی‌دانستند؛ ولی واقعه ۱۷ شهریور باعث دوگانگی در دفاع از رژیم در بین سیاستمدران آمریکایی شد.[۸۰] [یادداشت ۲]
به تعویق درآمدن فروش نزاع‌افزارهای نظامی به وسیله ایالات متحده به کشور‌ایران تا مجال پر‌نور شدن احوال سیاسی.[۸۱]
تحکیم رهبری امام خمینی و تضعیف روزافزون دولت.[۸۲]

بازدید : 20
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 15:34


حقوق و دستمزد حیوان ها در اسلام
پیتر سینگر، فیلسوف رفتار و مدافع حقوق و دستمزد حیوان‌ها:
«در جایی خواندم وقتی که رسول اسلام(ص) با سپاهیان خویش برای فتح مکه می رفت، سگی را روءیت کرد که به طفل‌هایش شیر می‌بخشید و زوزه میکشید. فرستاده(ص) به یکی‌از همراهانش فرمود که کنار آن حیوان بایستد و از وی محافظت نماید تا مبادا سپاهیان که از آنجا می‌گذرند به وی و طفل‌هایش آسیبی برسانند. این ماجرایِ گیرا غایت دقت [اسلام] به حیوان‌ها را نشانه آدرس مسجد توفیق مشهد می دهد».[۱۳]

به‌گفته بعضی دانشمندان در منابع اسلامی شاخصه‌های پیش‌رو در سود‌وری از حیوان ها مطرح شد‌ه‌است:

پناه از معاش و حیات حیوان
هواخواهی از تندرست جسمی و جنسی آن
دوری از تنبیهِ فارغ از استدلال و اذیت کردن حیوان.[۱۴]
مبنا اساسی این شاخصه‌ها رعایت اصل جوانمردی در استعمال از حیوان‌ها دانسته رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده‌است.[۱۵]

در فقه شیعه آنچه در خصوص حقوق و دستمزد حیوان وارداتی میباشد مرتبط با حیواناتی میباشد که زیر تصرف و در جهت بهره برداری‌های آدم میباشد.[۱۶] بنابر روایتی از نبی(ص) حقوقی که برای حیوان پایین تصرف آدم اورده شده میباشد شماره مسجد توفیق مشهد عبارتند از:

رفع گرسنگی حیوان
عرضه کردن آب به آن
ضربه نزدن به طور حیوان
اجبار نکردن توشه بیشتراز اقتدار
تنها در منش معبود سوار شدن
وادار نکردن به پیمودن مسیرهایی که در توانش مسجد طالقانی مشهد وجود ندارد.[۱۷]
حق حیات و حرام بودن کشتن تفریحی حیوان
دانشمندان، حیات حیوان ها را شالوده حقوق و دستمزد حیوان‌ها می دانند؛ به دلیل آنکه در شکل خلا حیات، گفت و گو دستمزد هر موجودی بی‌مفهوم میباشد.[۱۸] طبق آموزه‌های فقهی سلب حیات از حیوان ها بازخواست اخروی را به‌دنبال دارااست.[۱۹] همینطور در قرآن کشتن حیوان نماد تبهکاری[۲۰][یادداشت ۱]و در روایتی از پلیدترین گناهان دانسته گردیده است.[۲۲] عالمان شیعه معتقدند کشتن و شکار حیوان فقط به خیال و خاطر استعمال از گوشت آن ها روا میباشد.[۲۳] به گفته دانشمندان تک تک فقیهان مسلمان به‌جز ابوحنیفه کشتن حیوان ها به دلیل تفریح را حرام دانسته‌اند (ابوحنیفه این کار را مکروه میداند) و سفری که بدین قصد صورت پذیرد را مصداق هجرت معصیت می دانند.[۲۴] همین طور در امر وضوی نماز معتقدند در صورتی‌که آب مقداری وجود داشته باشد و حیوانی تشنه، آب را می بایست به حیوان بخشید و برای نماز بایستی تیمم کرد.[۲۵]

حقوق و دستمزد مرتبط با تغذیه و بهداشت
به اعتقادوباور فقیهان، مسئول تغذیه و نفقه حیوان، صاحب وی میباشد؛[۲۶] حتی در شرایطی که حرام گوشت باشد و برای صاحب و مالک سودی نداشته باشد.[۲۷] محققان بر این باورند که تفذیه حیوان در زمره حق الله میباشد و بر این محور حتی در حالتی‌که صاحب و مالک به آن طعام نداد بر سایرافراد تغذیه وی واجب میباشد.[۲۸] به یقین فقیهان در حالتی‌که صاحب و مالک حیوان از نفقه حیوان امتناع ورزد حکم کننده می بایست اورا در بین فروش حیوان یا این که پرداخت نفقه و یا این که ذبح آن بدون چاره نماید.[۲۹] درصورتی که حیوان فارغ از صاحب و مالک باشد بر حکم دهنده جامعه مسلمان ها مورد نیاز میباشد نفقه او‌را بپردازد و در شکل خلا حکم کننده یا این که عدم اگاهی او، پیداکننده می بایست نفقه حیوان را بپردازد.[۳۰] عنایت حق تغذیه حیوان تا آنجا میباشد که در شکل خلا غذای حلال روا میباشد به طور غصبی برای حیوان طعام تهیه و تنظیم گردد و آن‌گاه فرآورده غصب گردیده جبران گردد.[۳۱] به گفته علی‌اکبر کلانتری نفقه واجب بر آدم مرتبط با هر حیوانی میباشد که در سرویس بشر باشد یا این که یکی‌از نیازهای اورا برطرف سازد و خطری برای آدم ندارد.[۳۲] به اعتقاد فقیهان دادن مسکرات و غذای حرام به حیوان مکروه میباشد.[۳۳] دانشمندان دارو و دیگر چیزهایی که حیوان‌ها به آن نیازمندند را در حکم نفقه می دانند.[۳۴]

بازدید : 15
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 15:15


ابواب کتاب
باب نخستین مشتمل بر: علی(ع) چه کسی است؟، در زمینه‌ی خبر‌ها و فضائل و مناقب و لغت ها حکمت آمیز و معجزات و اثر ها پررنگ علی(ع)، پاره‌ای از سخنان علی(ع)، فرزندان علی(ع) و تعداد آن ها. باب دوم مشتمل بر: امام حسن(ع)، فرزندان آدرس مسجد توفیق مشهد امام حسن(ع).
باب سوم دربرگیرنده: امام حسین(ع)، فضائل وی و زیارت و بیان مقتل و مصائب وی.باب چهارم مشمول: امام سجاد(ع)، تاریخ میلاد و دلائل امامت و بازه زمانی قدمت و خلافت و فرصت وفات و سبب ساز شهیدشدن و محل دفن، بخشی از خبر ها و فضائل آن حضرت، اسامی و عدد فرزندان رزرو مسجد توفیق مشهد حضرت سجاد(ع).
باب پنجم مشمول: امام باقر(ع)، تاریخ میلاد و دلائل امامت و بازه زمانی قدمت و خلافت و هنگام وفات و باعث شهیدشدن و محل قبر، وضع و اوضاع برادران آن حضرت، فرزندان حضرت باقر(ع) و اسامی و عدد آنان.
باب ششم مشمول: امام درستگو(ع)، تاریخ ولادت و دلائل امامت و زمان قدمت و خلافت و هنگام وفات و محل دفن، فرزندان و بخشی از فضائل و خبر ها وی، بخشی از خبرها و گفتار حضرت شماره مسجد توفیق مشهد درست گو(ع).


باب هفتم مشمول: امام کاظم(ع)، فرزندان و تاریخ به دنیا آمدن و برهان امامت و بازه زمانی قدمت و خلافت و مجال وفات، بخشی از فضائل و مناقب و حالاتی که ادله بر برتری وی بر دیگرانست، منجر رحلت حضرت ابوالحسن(ع) و بخشی از خبر‌ها مرتبط با آن و انگیزه دستگیری آن حضرت و محبوس کردن وی، فرزندان و بخشی ا مسجد طالقانی مشهد خبرها مرتبط با آنها.
باب هشتم دربرگیرنده: امام رضا(ع)، تاریخ به دنیا آمدن و دلائل امامت و زمان قدمت و خلافت و مجال وفات و مرقد و عدد فرزندان و مختصری از خبر ها آن ها، بخشی از مختصات و فضائل حضرت رضا(ع)، انگیزه رحلت حضرت رضا(ع) و أخبار وارده در آن.
باب نهم مشتمل بر: امام جواد(ع)، تاریخ به دنیاآمدن و دلائل امامت و دوران خلافت و قدمت و باعث وفات و مرقد مطهر و عدد فرزندان و بخشی از فضائل و خبر ها وی، بخشی از اخباری که ادله بر امامت اوست مخصوصا آن ها که دربرگیرنده تصریح و اشاره بابا بزرگوارش بوده، مناقب و دلائل و معجزات حضرت جواد(ع).
باب دهم مشمول: امام هادی(ع)، تاریخ ولادت و دلائل امامت و بخشی از خبر ها و فضائل و مقطع خلافت و قدمت و انگیزه وفات و محل قبر و عدد فرزندان و بخشی از خبر‌ها مرتبط با آن، تصریح به امامت و اشاره به خلافت آن حضرت، ذکر خبر‌ها و براهین و بینات حضرت هادی(ع)، ورود حضرت امام(ع) از مدینه به سامرا.
باب یازدهم دربرگیرنده: امام عسکری(ع)، تاریخ به دنیا آمدن و دلائل امامت، اخباری که دربرگیرنده تصریح و اشاره بابا اوست به خلافت و امامت حضرت عسکری(ع)، بخشی از خبر‌ها و فضائل و معجزات حضرت عسکری(ع)، رحلت حضرت عسکری و مرقد مطهر و فرزند بزرگوار وی.
باب دوازدهم دربرگیرنده: حضرت مهدی(عج)، تاریخ به دنیا آمدن و دلائل امامت و بخشی از خبر ها و غایب بودن و دین وی در هنگام ظهور و بازه دولت الهیه وی، معجزات و خوارق عادات حضرت البته بعد از ظهر(عج)، علائم و بازه روز ها ظهور و بیانی از سیرت و دیدگاه فرمانروائی و بعضا از اموری که در هنگام دولت وی پیدا می شود.
کتاب بابیان اطلاعاتی درباره زندگانی امیرالمؤمنین (ع) آغاز می‌گردد وبرخی از مطالب مطرح گردیده دراین قسمت این میباشد: امیرالمؤمنین(ع) در روز آدینه ۱۳ رجب ۳۰ سال بعد از عام الفیل در بیت الله (منزل کعبه) دیده به جهان گشود و خیر قبل از وی وپس از وی هیچ کس در کعبه زاده نشده واین نشانگر کرامت وی و والایی منزلت وی در پیشگاه معبود میباشد.[۵][یادداشت ۱] امامت امیرالمؤمنین بعداز فرستاده ۳۰ سال بود البته ۲۴ سال و یک‌سری ماه از هر سیرتکامل تصرف دراحکام ممنوع بود و وی نیز با تقیه و مدارا می زیست و ۵ سال و یک‌سری ماه نیز درگیر جهاد با منافقان (ناکثین، قاسطین ومارقین) در سه نزاع جمل و صفین و نهروان بود. [۶] نصیب آخری کتاب درباره امام مجال(ع) میباشد که برای مثال احادیث مطرح گردیده درین بخش این میباشد که امام (ع) فرمود: دولت ما واپسین دولت میباشد (قبل از ما هر قبیله و بیتی به حکومت میرسد) تا این که پس ازآن کسی داعیه نکند که در صورتی ما هم به دولت می رسیدیم مانند اینان خوی می‌کردیم.[۷][یادداشت ۲]

استیناف‌های پیرامون کتاب
این کتاب بارها ترجمه، گستردن و تلخیص گردیده‌است.

ترجمه‌ها

تصویر تفصیل و ترجمه کتاب بوسیله محمدباقر ساعدی خراسانی
این کتاب اولیه توشه بدستور پاد شاه سلیمان صفوی بوسیله محمد مسیح کاشانی مشهور به ملا مسیحا با تیتر «التحفة السلیمانیة» به فارسی ترجمه شد‌ه‌است.[۸]

الارشاد به وسیله پزشک هوارد به انگلیسی(۱۹۷۸م) ترجمه و در لندن به چاپ رسیده میباشد.

کتاب الارشاد به وسیله محمدباقر بهبودی و محمدباقر ساعدی خراسانی تصحیح و ترجمه شد‌ه‌است. یک کدام از ترجمه‌های این کتاب به وسیله سیدهاشم رسولی محلاتی انجام یافته میباشد.

تفصیل‌ها و تلخیص‌ها
تفصیل الإرشاد، نوشته سید محمدباقر بن زین العابدین دستغیب حسینی شیرازی (درگذشت: آن گاه ۱۰۹۲ ق).
گستردن الإرشاد، (احتمالا با اسم) التحفة السلیمانیة که بوسیله روضه خوان سلیمان کاشانی درج شده میباشد.
المستجاد اینجانب کتاب الارشاد تألیف علامه حلی که ابوالخیر محمود بن عیسی بن رفیع (درگذشت: سپس ۹۸۲ق) آن را تهیه و تنظیم نموده است.[۹] [۱۰]
ورژن‌های خطی و چاپ‌ها
ورژن‌ای در کتابخانه مرعشی نجفی که تاریخ کتابت آن ۵۶۵ق میباشد. این ورژن، با ورژن فضل و ادب الله راوندی در سال ۵۶۶ق رویا رویی شد‌ه‌است.
ورژن‌ای در کتابخانه مجلس شورای اسلامی که تاریخ کتابت آن ۵۷۵ق میباشد. این ورژن با ورژن مولانا امام ضیاءالدین، تقابل شد‌ه‌است.
ورژن‌ای در کتابخانه سید حسین شیرازی که تاریخ کتابت آن به قرن هفتم قمری برمی‌خواهد شد.
این کتاب در دو جلد به لهجه عربی، بوسیله کنگره جهانی هزاره روحانی موءثر قم، در سال ۱۴۱۳ق در جدا وزیری چاپ و منتشر گردیده است. چاپ حاضر بوسیله مؤسسه آل البیت پژوهش گردیده و بر آن پیشگفتار‌ای نوشته‌اند.

بازدید : 14
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 11:59


تارخ
تارُخ، (تارَخ، تارِخ) بابا حضرت ابراهیم(ع) میباشد. درباره وی، در میان کتاب مقدس و قرآن و همینطور بین اهل سنت و شیعه اختلافاتی وجود داراست. اهل سنت تارخ را به عبارتی آزر میدانند. شیعه‌ها آزر را که در قرآن از وی حافظه گردیده به جهت مشرک بودنش، بابا ابراهیم نمی‌دانند؛ چون در قرآن، آمده که ابراهیم برای پدر و مادر خویش طلب مغفرت کرده و طلب مغفرت برای مشرکان، مخالف آموزه‌های آیین توحیدی آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

تارخ در کتاب مقدس
بنابر نقل کتاب مقدس، تارخ یا این که تارح، اسم بابا حضرت ابراهیم بوده میباشد.[۱] این کتاب، تارح را بت‌پرست، معرفی رزرو مسجد توفیق مشهد می‌نماید.[۲]

تارخ در قرآن
اسم تارخ در قرآن کریم و مهربان بیان نشده میباشد. بلکه قرآن آزر را «أب» ابراهیم معرفی می‌نماید: «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لأَبِیهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّی أَرَاک وَقَوْمَک فِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ»[۳] در گویش عربی «أب» به کسی اطلاق میگردد که کارها شخص را بر ذمه داراست در سود به بابا، عمو، جد، بابا زن، و حتی به مدیریت و گرانقدر خویشان نیز «أب» گفته میشود.[۴] در زمینه ی معنای واژه أب در‌این آیه ایده ها مختلفی وجود شماره مسجد توفیق مشهد داراست.

بینش شیعه
بیشتر مفسران شیعه، آزر را عمو و تارخ را بابا حضرت ابراهیم می دانند. همینطور معتقدند تارخ مشرک نبوده میباشد. علامه طباطبایی پس از عنوان کردن فرض ها متعدد با استناد به آیاتی از قرآن[۵] که ابراهیم برای پدر و مادر خویش دعا نموده است، اعتقاد دارد که بابا ابراهیم فرد دیگری غیر از آزر بوده و احادیث اسم او‌را تارخ معرفی کرده و تورات هم آن را تأیید مسجد طالقانی مشهد می‌نماید.[۶]

طریقه اهل سنت
اکثر علمای اهل سنت، برپایه ظواهر قرآن، آزر را بابا ابراهیم و بت‌پرست شمرده‌اند. فخر رازی در پایین آیه ۷۴ سوره انعام گفته میباشد: ظواهر آیه دلالت داراست بر اینکه نام بابا ابراهیم آزر میباشد.[۷]

پانویس
انجیل لوقا، فصل ۳، آیه ۳۴.
یوشع، فصل ۲۴، آیه ۳.
سوره انعام، آیه۷۴.
علامه طباطبایی، ترجمه تعبیروتفسیر المیزان، ۱۳۷۰ش، ج۷، ص۲۳۴.
رجوع‌کنید به: سوره بقره، ۱۳۳؛ سوره یوسف ۳۸؛ سوره ابراهیم ۴۱.
علامه طباطبایی، ترجمه تعبیروتفسیر المیزان، ۱۳۷۰ش، ج۷، ص۲۶۱.
فخر رازی، التفسیر الکبیر، بی‌تا، ج۱۳، ص۳۱.
منابع
قرآن کریم و مهربان.
کتاب مقدس.
طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تعبیر القرآن، ترجمه، طهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، ۱۳۷۰ش.
فخر رازی،‌ التفسیر الکبیر، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه