loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 19
چهارشنبه 6 فروردين 1404 زمان : 16:10


قیام توابین

قیامِ تَوّابین از اول قیام‌های شیعه‌ها بعد از رخداد کربلا با مقصود انتقام از قاتلان امام حسین(ع)، جبران کوتاهی در امداد امام حسین(ع) و اختیار حکومت به اهل بیت(ع). این قیام به وسیله بعضی از سران شیعه و به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی در کوفه صورت آدرس مسجد توفیق مشهد گرفت.

‌توابین بعداز حادثه عاشورا در سال ۶۱ قمری، مخفیانه به توده‌آوری نیرو و اسلحه پرداختند. نقل شده به جهت عدم ‌ملازمت مختار ثقفی، اکثری از شیعه ها، هم پا توابین نشدند. این قیام در سال ۶۵ قمری در رویارویی با لشکر شام به فرماندهی عبیدالله بن زیاد در حوزه‌ عین الورده فیس اعطا کرد و بعداز جنگی چهار روزه و کشته شدن بخش اعظمی از توابین خاتمه یافت و باقی‌مانده سپاه به رهبری رفاعة بن شداد عقب‌نشینی رزرو مسجد توفیق مشهد کردند.

تولید یک تشکل دارای انسجام از شیعه ها بر اساس اندیشه شیعی و زیر تأثیر شهیدشدن امام حسین(ع) از نتیجه ها این قیام برشمرده شماره مسجد توفیق مشهد گردیده‌است.

علت قیام
بعداز رخداد عاشورا و شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش در سال ۶۱ هجری، بعضی شیعه‌ها که با وعده بیعت، از حسین بن علی(ع) دعوت کرده بودند به کوفه بیاید و بعداز عهد و پیمان‌شکنی و کمک نرساندن به امام(ع)، مشقت بار منصرف گردیده بودند، تصمیم بر آن گرفتند که گناه و خطا خود را جبران نمایند. آنها در جلسات متفاوت بدین سود رسیدند که‌این ننگ جز با کشته‌شدن در منش امام حسین(ع) و دریافت کردن انتقام از قاتلان او منزه نمی شود.[۱] [۲]بعضا از پژوهشگران احتمال توانا داده‌اند که یکی عامل ها اصلیّ تکان توّابین که آنگاه در کوفه رمز بلند کردند و قیام کردند... خطبه حضرت زینب در کوفه و فرازهایی از آن میباشد که فرموده الا فَلا رَقَأَتِ العَبرَةُ وَ لا هَدَأَتِ الزَّفرَة؛ شیون‌ی شما هیچ زمان سد نیاید؛ این چه شیون‌ای میباشد که شما می‌کنید؟ می‌دانید چه کردید؟ اِنَّما مَثَلُکُم کَمَثَلِ الَّتی نَقَضَت غَزلَها مِن بَعدِ قُوَّةٍ اَنکاثا؛ شماها کاری کردید که همگی‌ی زحمات قبل‌ی خودتان را نابود مسجد طالقانی مشهد کردید.[یادداشت ۱][۳]

صورت‌گیری قیام
یکسری ماه بعد از رخداد کربلا، حدود صد بدن از شیعه ها در منزل یکی رخ‌های سرشناس کوفه به اسم [[سلیمان بن صرد خزاعی]، عده شدند. سلیمان در‌این گردهمایی با اشاره به آیه ۵۴ سوره بقره و توبه قبیله موسی خطاب به حاضران اظهار‌کرد: ما وعده امداد به اهل بیت نبی(ص) دادیم، البته کمک‌شان نکردیم. منتظر فرجام شغل ماندیم تا آن که فرزند پیامبرمان کشته شد. اکنون معبود از ما راضی نمی شود؛ مگر آن که با قاتلان وی بجنگیم. شمشیرها را تیز فرمایید و اسب و نیرو مهیا سازید تا فراخوانده گردید.[۴]

بعد از سخنان سلیمان، دیگر بزرگان شیعه و یاران امام علی(ع) نظیر مسیب بن نجبة فزاری، رفاعة بن شداد بجلی، عبدالله بن وال تمیمی و عبدالله بن سعد ازدی به سخنرانی پرداختند و سرنوشت سلیمان بن صرد خزاعی به رهبری قیام برگزیده شد.[۵]

بنابر سخنان و جلسات توابین، هدف ها آن‌ها در دو جهت بود:

خونخواهی از قاتلان امام حسین(ع).
اختیار حکومت به قوم نبی اکرم(ص).[۶]
بعضی مورخان، قیام توابین را در ستون اول قیام شیعه‌ها بعداز اتفاق عاشورا بیان کرده‌اند.[۷]

جمع نیرو
تشکیل جلسات هفتگی توابین در سال ۶۱ قمری به طور پنهانی درباره تکوین تکان، از تنظیم نیرو گرفته تا موعد قیام در حضور سلیمان بن صرد برگزار میشد. آن‌ها مخفیانه داخل کوفه و قبایل دور و بر به تنظیم نیرو و اسلحه پرداخته و مقدمات پیکار را فراهم می‌کردند.[۸]

در ادامه تشکیل سپاه، سلیمان بن صرد خزاعی در سال ۶۴ قمری طومار‌هایی را به سعد بن حذیفه، رهبر شیعه‌ها مدائن و مثنی بن مخرمه عبدی از بزرگان شیعه در بصره می‌نویسد و آن‌ها را به قیام فرا می خواند. شیعه‌ها بصره و مدائن نیز در جواب به طومار سلیمان، استعداد خود را اعلام داشته و پذیرفتند که در قیام آنها کمپانی نمایند.[۹] [۱۰]

استارت قیام
سلیمان بن صرد در ربیع الاول سال ۶۵ قمری قیام خویش را استارت کرد. هرچند اشخاص متعددی وعده داده بودند که هم پا او می گردند ولی آخر و عاقبت چهار هزار نفر در نخیله، محل تجمع سپاه توابین، حضور یافتند.[۱۱]

نقل شده که مختار ثقفی، سلیمان را فاقد علم سیاسی و نظامی می‌دانست و نصیب عظیمی از شیعه ها به‌این ادله از سپاه سلیمان غیروابسته شدند.[۱۲]

لشکر توابین در ۵ ربیع‌الاول از نخیله راهی دمشق شدند. زمانی که سپاه به کربلا رسید، از اسب‌ها پیاده شدند و گریان خویش را به قبر امام حسین(ع) رسانده و اجتماع پرشوری را تشکیل دادند.[۱۳] سلیمان فی مابین آن ها ذکر کرد: خدایا تو شاهد باش که ما بر آئین و شیوه حسین(ع) و معاند قاتلان وی هستیم.[۱۴] توابین نیز به دعا پرداختند تا هم اکنون که موفقیت شهیدشدن در رکاب حسین(ع) نصیبشان نشده میباشد، پروردگار آنها را از شهادت بعداز وی محروم نسازد.[۱۵]

بازدید : 18
سه شنبه 5 فروردين 1404 زمان : 10:23


حسینعلی منتظری
حسینعلی منتظری (۱۳۰۱-۱۳۸۸ش) از مراجع تاسی شیعه، عضو شورای انقلاب اسلامی کشور‌ایران، مدیریت مجلس خبرگان قانون اساسی کشور، استاد حوزه علمیه قم و قائم‌رده رهبری کشور ایران از ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ش بود. وی در فروددین ماه سال ۱۳۶۸ش از قائم‌منزلت رهبری آدرس مسجد توفیق مشهد برکنار شد.

منتظری نزد آیت‌الله بروجردی و امام خمینی درس خوانده میباشد. وی قبل از انقلاب در مبارزات علیه حکومت پهلوی، بارها زندانی و تبعید شد. توصیه نامگذاری هفته وحدت، تأسیس شورای مدیر حوزه علمیه قم، تأسیس کالج امام درست گو(ع)، انتخاب قضات شرع و ائمه آدینه، از کار‌های وی رزرو مسجد توفیق مشهد بوده میباشد.

منتظری تألیفاتی دارااست ازجمله آنان کتاب دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة میباشد که نتایج درس‌های وی در تبیین عقیده ولایت دانا شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.

معاش‌طومار و تحصیلات
حسینعلی منتظری در سال ۱۳۰۱ش (۱۳۴۰ق/۱۹۲۲م) در نجف‌آباد اصفهان چشم به جهان گشود.[۱] پدرش حاج‌علی، کشاورز بود که در کنار شغل روزمره‌اش امام جماعت می شد و سخنرانی میکرد.[۲] منتظری از هفت‌سالگی یادگیری ادبیات فارسی و صرف و نحو را استارت کرد.[۳] وی بخشی از تفصیل لمعه و بخشی از رسائل و مکاسب را نزد محمدحسن دانا خواند.[۴] همینطور قسمتی از رسائل را از سید مهدی حجازی یادگرفت. با رحیم ارباب قسمتی از منظومه منطق را خواند[۵] و در درس نهج‌البلاغه میرزا علی‌آقا شیرازی کمپانی میکرد.[۶] هیأت، فارسی و تشریح الافلاک روضه خوان بهایی در دانش هیأت را از مجدالعلماء مسجد طالقانی مشهد فراگرفت.[۷]

مسافرت به قم

منتظری به یاور مرتضی مطهری
منتظری در سال ۱۳۲۰ش در ۱۹ سالگی به قم مسافرت کرد،[۸] وی در درس سید محمد پژوهشگر داماد با مرتضی مطهری آشنا شد و با یکدیگر هم‌حجره و هم‌مشاجره و هم‌درس شدند.[۹] نصیب‌هایی از کتاب مکاسب را در درس عبدالرزاق قایینی کمپانی کرد و نزد آیت‌الله بهاءالدینی قسمتی از رسائل را خواند.[۱۰] کفایه و قسمتی از مکاسب را در کلاس درس سید محمد پژوهشگر داماد کمپانی کرد. منظومه حکمت،[۱۱] کتاب اسفار[۱۲] و بخشی از کفایه را نزد امام خمینی خواند.[۱۳] همینطور در دروس خوی وی کمپانی کرد.[۱۴]

به بازه ده سال در درس علامه طباطبایی کمپانی کرد.[۱۵] قسمتی از منظومه حکمت را با جواد فریدنی[۱۶] و کتاب شوارق را با سید احمد خوانساری خواند.[۱۷] ده ماه در درس اصول سید محمد حجت کوه‌کمری[۱۸] و تعدادی سال هم در درس بیرون فقه و اصول آیت‌الله بروجردی کمپانی کرد.[۱۹]

او همینطور در سال ۱۳۲۳ش از اشخاص استقبال‌کننده از آیت‌الله بروجردی هنگام ورود به قم بود.[۲۰]

درگذشت
منتظری در ۲۹ آذر سال ۱۳۸۸ش در قم درگذشت و بعداز تشییع، در بقعه حضرت معصومه(س) دفن شد.[۲۱]


تصویر کتاب دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیه تاثیر حسینعلی منتظری
درس دادن و تألیف
منتظری در فقه، اصول و معارف اسلامی تألیفاتی دارااست. بعضا از آن‌ها نتایج درس دادن وی و بعضی نیز به وسیله وی کتابت گردیده است. دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، تفصیل خطبه حضرت فاطمه زهرا(س)، اسلام آیین فطرت، موعود ادیان، مجازات‌های اسلامی و دستمزد انسان، حکومت فقاهتی و دستمزد بشر و مبانی نظری نبوت، نهایة الاصول تقریر درس اصول آیت‌الله بروجردی، البدرالزاهر فی صلاة الجمعة و المسافر تقریر درس فقه آیت‌الله بروجردی، کتاب الزکاه، کتاب الخمس و الانفال، محاضرات فی الاصول، کتاب الصلاه، کتاب الصوم و رساله توضیح‌المسائل.[مستلزم منبع]

دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة
منتظری از سال ۱۳۶۴ش مشاجره حکومت اسلامی را شروع کرد که بیشتر از چهار سال ادامه داشت. نتیجه ها این درس دادن، کتاب چهار جلدی «دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة» میباشد که در میان سال‌های ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۰ش منتشر شد.[مستلزم منبع]منتظری درین کتاب از عقیده انتخابی بودن ولایت دانا نگهبانی نموده است.[۲۲] از این‌رو معتقد بود عموم میتوانند با دقت به موقعیت وقتی، اختیارات کمتر یا این که بیشتری را به دانا واگذار نمایند.[۲۳] ولی میگویند وی هنگامی که سر کردگی مجلس خبرگان را بر ذمه داشت به تقلید از استادان خویش ولایت دانا را انتصابی می‌دانست.[۲۴]

بازدید : 20
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 15:45


فامیل اشعری
پسرش ابو بُجایگاه حکم کننده حجاج بن یوسف در کوفه بوده و بلال پسر ابوبُمنزلت نیز در بصره رده قضا داشته میباشد.[۴۳] مهمترین شخص از فامیل وی ابوالحسن اشعری متکلم معروف میباشد که بیان کننده نسب وی با ۸ واسطه به ابوموسی آدرس مسجد توفیق مشهد می رسد.[۴۴]

مختصات
درباره شخصیت ابوموسی در مآخذ تاریخی و حدیثی اهل سنت و امامیه آراء متفاوتی آمده میباشد.

سازه به پاره‌ای از احادیث در حق وی و قومش آیه‌ای حمد آمیز نازل گردیده‌است.[۴۵] همینطور اورا یکی ۶ نفری برشمرده‌اند که از دانا‌ترین یاران نبی معبود(ص) بودند.[۴۶] و هم از این رو در روزگار خلافت قدمت بن خطاب از عده ای شمرده می‌گردیده که از آن‌ها فقه دریافت رزرو مسجد توفیق مشهد می‌کرده‌اند.[۴۷]
ولی در مقابل علمای امامیه تعابیر تندی از رسول(ص) و معصومان درباره وی به شغل برده و به عنوان مثال اشخاصی شمرده‌اند که علی بعداز حکمیت اورا در قنوت نماز خود لعن شماره مسجد توفیق مشهد نموده است.[۴۸]
گفته‌اند که ابوموسی آوازی خوش داشته و قرآن را با لحنی دلکش می‌خوانده میباشد.[۴۹]
از راویان حدیث
ابوموسی همینطور در موضوعات اکثری از رسول(ص) حدیث قصه نموده است.[۵۰] ذهبی[۵۱] نیز ابوموسی را از محدثان خوانده و اورا از کم افرادی دانسته که قرآن را بر نبی(ص) خواندن نموده است.[۵۲] از ابوموسی کسان اکثری ماجرا کرده‌اند که از آن فی مابین می‌اقتدار به انس بن صاحب، ابوسعید خدری، ابوامامه باهلی، بریده اسلمی، عبدالرحمان بن نافع، سعید بن مسیب، زید بن وهب و دیگرافراد مسجد طالقانی مشهد اشاره نمود.[۵۳]

پانویس
ر.ک: ابن سعد،طبقات الکبری، دارصادر، ج۴، ص۱۰۵؛ خلیفه بن خیاط، الطبقات، ۱۹۶۶م، ج۱، ص۴۲۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۳۸۰ق، ج۴، ص۱۷۶
ابن سعد،طبقات الکبری، دارصادر، ج۴، ص۱۰۵
ابن سعد، طبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۵؛ ابن هشام،السیرة النبویه، ج۱، ص۳۴۷؛ بلاذری، انساب الاشراف،۱۴۱۷ق، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۲۰۱
ابن سعد، طبقات الکبری، الناشر :دار صادر - بيروت، ج۴، ص۱۰۵
ر.ک: بلاذری، انساب، ج۱، ص۲۰۱؛ ابن ابی الحدید، نشر دهنده مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، ج۱۳، ص۳۱۴
احمد بن حنبل، ج۴، ص۴۰۶ـ۴۰۵
ابن عماد، ج۵۴ـ۵۳
ابن سعد، طبقات الکبری، دارصادر، ج۴، ص۱۰۶؛ ابن عبدالبر،الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۶
واقدی، ج۳، ص۹۱۶ـ۹۱۵؛ ابن حبیب، ص۱۲۴؛ ابن سعد، ج۲، ص۱۵۲ـ۱۵۱؛ طبری، ج۳، ص۸۰ـ۷۹
ر.ک: واقدی، ج۳، ص۹۵۹
ابن حبیب، ص۱۲۶؛ احمد بن حنبل، ج۴، ص۳۹۷؛ طبری، ج۳، ص۲۲۸

بازدید : 12
جمعه 1 فروردين 1404 زمان : 17:45


خانواده امام رضا
همسران
در منابع تاریخی، برای علی بن موسی الرّضا همسری در مدینه بوده که نامش پر‌نور وجود ندارد. دُرّه، کنیزی که مامان محمد تقی بوده و اسم‌های دیگری هم داشته‌میباشد ازجمله خَیْزُران. متن‌ها تاریخی، او را از فامیل ماریهٔ قِبطیّه، همسرِ نبیِ اسلام، دانسته‌اند. روحانی طوسی از یک همسر دیگر به‌اسمِ «رُحْم» حافظه کرده‌میباشد. امّ‌حبیبه نیز دخترِ مأمون عباسی بود که بعداز ماجرای ولایتعهدی علی بن موسی به عقد او درآمد.[۱۸۰] مسعودی در اینکه ام‌حبیبه، خواهر مأمون میباشد یا این که دختر او، شک وتردید داراست البته خواهر بودنِ او با مأمون را کار کشته‌خیس آدرس مسجد توفیق مشهد میداند.[۱۸۱][۱۸۲]

فرزندان
در تعداد و اسمِ فرزندان علی بن موسی اختلاف میباشد؛ گروهی آنها را شش بدن (پنج پسر و یک دختر) به اسم‌های محمّد، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و فاطمه (یا این که عایشه) گزارش کرده‌اند. ابن حَزْم شمارِ پسران را سه بدن به‌اسم‌های علی، محمد و حسین میداند. در روایتی دو پسر به‌اسم محمد و موسی و روایتی دیگر دو پسر به‌اسم محمد و جعفر گزارش رزرو مسجد توفیق مشهد کرده‌اند.

[۱۸۳] غروی نایینی در مُحَدِّثاتِ شیعه میگوید دختری به‌اسم فاطمه برای علی بن موسی گزارش گردیده که همسر محمد بن جعفر بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب شماره مسجد توفیق مشهد بوده‌میباشد.[۱۸۴]

انتساب محمد تقی
از مسائلی که در زندگانی علی بن موسی الرّضا در منابع خاطر گردیده، انکار نسبتِ پدری–فرزندیِ علی بن موسی الرّضا و محمد تقی میباشد. خاستگاه این قضیه، مسافتٔ وقتیِ ۳۰ ساله در میان وصلت علی بن موسی و میلاد محمد تقی میباشد. همین قضیه باعث شد تا جمعی به امامت علی بن موسی الرّضا شک وتردید نمایند؛ چراکه معتقد بودند امام می بایست مالکِ فرزند مسجد طالقانی مشهد باشد.

استدلال دیگرِ این انکار، تفاوتِ رنگ پوست در بین این بابا و فرزند بود؛ آن‌طور که منابع منعکس کرده‌اند، رنگ پوست محمد تقی به‌مقدار متعددی تیره بوده‌میباشد. بنابر گزارشی که کُلَیْنی، محدث شیعه در کافی نقل می‌نماید: «علی بن جعفر با اعتراف بر ظلمی که خویش به‌یاروهمدم عموها و برادران علی بن موسی الرّضا بر او جایز داشته‌اند، قصه را این‌سیرتکامل تفصیل میدهد که زمانی رنگ دگرگونِ محمد تقی را دیدیم، به علی بن موسی الرّضا گلایه بردیم که در بین فامیل ما، امامی که رنگش دگرگون باشد، نبوده‌میباشد و علی بن موسی جواب بخشید این فرزند، زادهٔ اینجانب میباشد. البته قبیلهِ علی بن موسی الرّضا به‌این سخن، قانع نشدند و تقاضای داوریِ قیافه‌شناس را مطرح کردند. علی بن موسی مباشرت در اینگونه کاری را رد کرد، البته آن‌ها‌را مختار قرار بخشید که هرچه میخواهند اجرا دهند. در غایت در روزی معین، همگان توده شدند و برای اعتقاد و باور بیشتر، بر علی بن موسی الرّضا جامهِ مبدل بدن کرده و با صحنه‌سازی، او‌را باغبانِ منزل معرفی کردند و به او گفتند در گلشن سرگرم فعالیت گردد، آن‌گاه تمامی در اتاق توده شدند. در غایت قیافه‌شناس، نظارت‌های خویش را اعمال بخشید و گفت که باباِ این فرزند در اتاق وجود ندارد، البته عموهای این فرزند و عموهای پدرش در اینجا حاضر میباشند؛ آن گاه اعلام‌کرد که درصورتی که کسی بابا این فرزند باشد، آن باغبانی میباشد که ردِّ پایش را در باغچه چشم‌ام. با این صحبتِ قیافه‌شناس، همه به غلط خویش پی‌بردند و به امامت محمد بن علی اقرار کردند و از علی بن موسی الرّضا عذر و بهانه خواستند.»

بازدید : 14
سه شنبه 28 اسفند 1403 زمان : 9:21


سید ابوالقاسم کاشانی

سید ابوالقاسم کاشانی (۱۲۶۴ش- ۱۳۴۰ش)، فقید و سیاست‌مدار شیعه. وی در عراق علیه انگلیس نبرد می کرد و در سال ۱۲۹۹ش به طهران آمد. کاشانی از فعالان سیاسی دهه ۲۰ بوده و به هم پا محمد مصدق، نفت کشور‌ایران را ملی کردند. رسمیت یافتن تعطیلی شهید شدن امام درست گو(ع) در جمهوری اسلامی ایران با درخواست او و فرمان مصدق آدرس مسجد توفیق مشهد ایفا شد.

معاش‌طومار و تحصیلات
سید ابوالقاسم کاشانی به ۱۲۶۴ش در طهران چشم به جهان گشود. بابا وی سید مصطفی حسینی کاشانی، دانا فقهی بود که در کاظمین درگذشت و در بقعه کاظمین به خاک رزرو مسجد توفیق مشهد ودیعت شد.[۱]

سیدابوالقاسم کاشانی در ۱۵ سالگی به عراق رفت و در حوزه علمیه نجف به علم آموزی پرداخت. وی از اساتیدی مانند ملا محمدکاظم خراسانی، حسین خلیلی تهرانی بهره برد. وی از مراجع تاسی گران قدر از قبیل: میرزا محمدتقی شیرازی، شریعت اصفهانی، آقاضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید اسماعیل صدر، اذن اجتهاد اخذ کرد.[۲] او با تشکیل مکتب «نوین علوی» در نجف، خویش اداره کارها آن را برعهده گرفت. در‌این مکتب خلال معارف اسلامی، دروس دیگری مانند ریاضی ها و حتی فوت و فن نظامی نیز درس دادن شماره مسجد توفیق مشهد میشد.[۳]

رده علمی و اجتماعی
بعضا مراجع تبعیت و اساتید حوزه از منزلت علمی کاشانی تجلیل کرده و از وی تحت عنوان یک مجتهد مسلم خاطر کرده‌اند. آقا ضیاءالدین عراقی به وی اذن نقل ماجرا داده میباشد. شریعت اصفهانی نیز در طومار‌ای به مقام علمی کاشانی اشاره کرده و از مؤمنین منظور وجود کاشانی را غنیمت بدانند. سید ابوالحسن اصفهانی در بخشی از نوشته خویش درباره کاشانی تأکید مسجد طالقانی مشهد می‌نماید:

«موردنیاز شد تصدیع گردد آن وجود مسعود شریف از هر جهت سزاوار و به صفات حمیده تر و تمیز و در دیانت و درستکاری قلیل النظیر می‌باشند. احکام شرعیه وی نافذ و مطاع و تسلیم حقوق و دستمزد شرعیه و سهم امام علیه‌السلام خدمتشان محتاج به استیذان وجود ندارد و تأیید آئین مبین و تقویت شریعت حضرت سیدالمرسلین صلی‌الله علیه و آله‌الطاهرین می باشد.»[۴]

رسمیت یافتن تعطیلی روز شهیدشدن امام راست گو(ع) در جمهوری اسلامی ایران با درخواست او و فرمان مصدق جاری ساختن شد.[۵]

شغل‌های سیاسی
مبارزات ضد استعماری در عراق
نوشته‌ی علمیٔ مهم: انقلاب ۱۹۲۰ عراق
در جریان پیکار جهانی اولیه که بعضا از شهرهای عراق بوسیله نیروهای انگلیس اشغال شد، کاشانی به رویا رویی با نیروهای مهاجم پرداخت[۶] محمدتقی شیرازی و روحانی الشریعه اصفهانی از علمای مستقر عراق با تایپ کردن طومار‌هایی به امداد او برخاستند و پیرو آن، تعداد متعددی از سران عشایر نیز به تأیید تکان وی پرداختند. بعد از آن که طرق مسالمت‌آمیز برای استقلال عراق به سود نرسید با استارت پیکار میان انقلابیون و نیروهای انگلیسی، کاشانی از آیت‌الله محمدتقی شیرازی فتوای جهاد گرفت و بدین ترتیب قیام در سرتاسر بخش ها اشغالی محصل شد و برخی از شهرها و بخشها به دست مسلمان‌ها آزاد شوید.[۷] روحانی الشریعه اصفهانی به سیدابوالقاسم کاشانی مأموریت اعطا کرد تا به کاظمین رفته و «جمعیت اسلامی» را برای جهاد تشکیل دهد.[۸]

بازدید : 21
دوشنبه 27 اسفند 1403 زمان : 9:46


فخرالدین طریحی

فَخْرُالدّین بن محمدعلی طُریحی (۹۷۹-۱۰۸۵ یا این که ۱۰۸۷ق)، از مفسران قرآن کریم ومهربان و عالمان شرعی امامیه در قرن یازدهم و مؤلف کتاب مجمع البحرین. وی اولیه فقیه شیعی میباشد که واژگان اختلال قرآن و حدیث را هم زمان در یک کتاب تفصیل آدرس مسجد توفیق مشهد نموده است.

معاش‌طومار
طریحی در سال ۹۷۹ق در نجف دیده به جهان گشود و ازاین‌رو به نجفی آوازه یافت.[۱] وی هرچند بابا خویش را محمدعلی معرفی کرده،[۲] ولی در بعضی منابع اسم بابا وی محمد نام برده میباشد.[۳] آقابزرگ تهرانی، گزارش اسم «محمد» برای بابا طریحی را -که مُبْدِع آن حر عاملی بوده میباشد و دیگرافراد از وی پیروی کرده‌اند- نادرست دانسته و اسم محمدعلی را تأیید رزرو مسجد توفیق مشهد نموده است.[۴]

ظاهراً سبب ساز این اختلاف، افزوده شدن واژۀ بن میباشد که موجب گردیده است بعضی اسم پدرش را محمد بن علی گزارش نمایند. به گفته عبدالله سماهیجی بحرانی، مامان او از همسایه مشهد بوده میباشد.[۵]

نسب
خانوادۀ طریحی از قوم‌های دارای اسم و رسم نجف بودند که سازه بر اسم جدّ اعلایشان، طُریح، به طُریحی آوازه یافتند.[۶] نسب این بستگان به حَبیب بن مُظواهر اسدی، صحابی معروف امام علی(ع) و امام حسین(ع) می رسد.[۷] ظاهراً این بستگان بعد از تخریب کوفه، و در قرن ششم قمری به نجف اشرف شماره مسجد توفیق مشهد رفته‌اند.[۸]

وفات
به گفتۀ بعضی، طریحی در ۱۰۸۵ق در شهر رَمّاحیه درگذشت و بعد از جابجایی جسدش به نجف، مجاورت مسجدش در محلۀ بُراق -که امروزه به «الجامع الطریحی» شناخته می‌گردد، دفن شد.[۹] ولی بعضی تاریخ وفات طریحی را ۱۰۸۷ق گزارش کرده‌اند و برآنند که تاریخ در آغاز را حر عاملی، به غلط به‌شغل برده و دیگر افراد از مسجد طالقانی مشهد وی تبعیت کرده‌اند.[۱۰]

سفر‌ها
طریحی زمانه جوانی را در نجف نزد پدرش و عمویش، محمدحسین طریحی، طی کرد.[۱۱] در ۱۰۶۲ق از عراق به مکه رفت و شماری از اثرها خویش را در اثنای این هجرت نگاشت. بعد از آن به کشور‌ایران مهاجرت کرد.[۱۲]

فخرالدین، بنابر فرصت تألیف آثارش، در ۱۰۷۹ق به مشهد رفته میباشد.[۱۳] او تألیف ایضاح الحساب را در ۱۰۸۳ق در اصفهان به نقطه نهایی رسانده که نماد میدهد مدتی نیز در اصفهان اقامت داشته میباشد. [۱۴] وی بعداز مسافرت به تعدادی شهر دیگر، به نجف برگشت.[۱۵]

اساتید و شاگردان
محمد بن جابر نجفی، امیر شرف‌الدین علی شولستانی و روضه خوان محمود بن حسام‌الدین بن درویش از استادان طریحی بوده‌اند.[۱۶]

صفی‌الدین بن فخرالدین طریحی، محمدباقر مجلسی، سید هاشم بحرانی و سید هاشم بن سلیمان کتکانی، برای مثال شاگردان طریحی بوده‌اند.[۱۷]

آقا گران قدر طهرانی طریحی را -با فرض اینکه کتکانی مستقیماً از او داستان نموده باشد، جزو معمرین دانسته میباشد؛ یعنی عده ای که عمری دراز داشته‌اند.[۱۸]

بازدید : 21
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 12:39


تشیع مأمون
مذهب اعتقادی مأمون یک کدام از مسائل اختلافی و چالشی مورخان شیعه، سنی و مستشرقان میباشد. تقلید وی از تشیع به معنای آنچه امامان شیعه بدان معتقد بودند، از سوی بعضا از مورخان شیعه رد می گردد.[۵۳] از سوی دیگر در بعضی از منابع دارای اعتبار اهل‌سنت بر تشیع مأمون تأکید گردیده است؛ به‌تیتر مثال ذهبی، ابن‌کثیر و ابن‌خلدون بر شیعه‌بودن وی تصریح کرده، و در بعضا مورد ها دولت عباسی را دولت شیعی معرفی کرده‌اند.[۵۴] سیوطی نیز آوازه تشیع مأمون را نقل نموده آدرس مسجد توفیق مشهد است.[۵۵]

در برخی مورد ها سیاست‌ها و اقدامات مأمون در دوستی با آل علی، اتهام رافضی بودن او را از سوی معارضان داخلی خویش یعنی خویشان عباسی مستقر در بغداد در پی رزرو مسجد توفیق مشهد داشت.[۵۶]

دلایل موافقان تشیع مأمون
در منابع تاریخی گزارش‌هایی از سیاست‌ها و همت مأمون در دوران خلافتش آمده میباشد که حکایت از تمایلات شیعی وی میباشد. این نوع اقدامات مأمون را می‌اقتدار در چندین مسأله شماره مسجد توفیق مشهد تبیین کرد:

سفارش خلافت و ولایتعهدی به آل‌علی: مدعیان تشیع مأمون معتقدند توصیه واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون ریشه در تربیت او در فضای قرابت فکری معتزله و شیعه به‌ویژه در زمینه برتری امام علی(ع) در خلافت برمی‌خواهد شد. افزون بر آن خراسانی بودن مامان مأمون که به حقانیت امام علی(ع) و فرزندانش ایمان داشت و رویش یافتن وی نزد همسایه خراسان نقش مهمی در میل وی به مذهب تشیع داشت. طبق این داعیه مأمون باایمان پیمان بست چنانچه بر برادرش چیره شود، خلافت را به برگزیدگان شخص از بستگان علی(ع) واگذار می‌نماید؛ از این‌رو بعد از ناکامی امین به وعده خویش وفا کرد و امام رضا(ع) را به‌تیتر ولیعهد خویش تعیین کرد.[۵۷] این مبادرت مأمون موجب شد برخی مورخین نظیر سیوطی او‌را شیعه افراطی بدانند.[۵۸]
بازگرداندن فدک به سادات علوی: مأمون بعداز برگشت به بغداد و استقرار بدون نقص حکومتش تصمیم گرفت فدک را به اولاد فاطمه(س) برگرداند ولی مخالفت‌ها زیاد بود. از این رو ۲۰۰ نفر از علما را به گرد هم آیی‌ای دعوت کرد و از آن‌ها خواست حیث خویش را در زمینه‌ی فدک ذکر نمایند. بعداز ارائه ایده ها متعدد فیض گرد هم آیی این شد که فدک وابسته به حضرت زهرا(س) میباشد و بایستی به وارثان اساسی آن برگردد. سماجت مخالفین موجب شد مأمون گردهمایی‌ای دیگر با دعوت از علمای بیشتری از سراسر قلمرو اسلامی برگزار نماید فیض این گردهمایی نیز مانند گرد‌همایی در آغاز بود. از این‌رو در سال ۲۱۰ق به قثم بن جعفر والی مدینه نوشت فدک را به اولاد فاطمه برگرداند.[۵۹] به باور برخی محققان از‌آنجا که غصب فدک همواره به‌تیتر یک ابزار سیاسی در نزد خلفا برای فشار بر اهل بیت و شیعه ها بوده، واگذاری آن به وسیله مأمون نیز نشانه از میل وی به بستگان اهل بیت و حقانیت آنها بوده میباشد.[۶۰] خبر واگذاری فدک به صاحبان مهم آن در سروده‌های شاعران نمایان شد. به‌تیتر مثال دعبل خزاعی بعد از برگرداندن فدک به اولاد فاطمه(س) شعری سرود که مصرع اولیه آن مسجد طالقانی مشهد این میباشد:
اَصْبَحَ وَجْهُ الزَّمانِ قَدْ ضَحِکاً
بِرَدَّ مَأْگیسوُنُ هاشِمَ فَدَکاً
ترجمه: برچهره مجال لبخند شور گرد‌همایی، آن گاه که مأمون فدک را به بنی هاشم برگردانید.[۶۱]

حلیت وصلت موقت: مأمون علی‌رغم مخالفت‌های مو جود در جامعه اهل‌سنت، حرام بودن آن را برداشت و آن را مجاز اظهار‌کرد. ولی بعد از آنکه یحیی بن اکثم، حاکم القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به وی اعلام‌کرد امام علی(ع) نیز تزویج موقت را حرام می‌دانست وی نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم منصرف شد.[۶۲]

بازدید : 18
شنبه 25 اسفند 1403 زمان : 15:01


رحیم ارباب
رحیم ارباب (۱۲۵۹ - ۱۳۵۵ش)، معروف به حاج آقا رحیم ارباب، از فقیهان مقیم اصفهان. وی طلبه ملا محمد کاشی، سید محمدباقر درچه‌ای و جهانگیرخان قشقایی بود و مانند معلم خویش، عمامه بر راز نمی‌گذاشت. رحیم ارباب در فقه و اصول، هیئت و ریاضی، فلسفه و صحبت، و عرفان علم آموزی کرده بود و از واپسین دانشوران مدرسه فلسفی اصفهان به‌شمار می رفت. او در حدود یک قرن قدمت کرد و در تخت فولاد اصفهان آدرس مسجد توفیق مشهد دفن شد.

معاش
رحیم ارباب در سال ۱۲۹۷ قمری در روستای چرمهین در حومه اصفهان دیده به جهان گشود.[۱] اجداد وی از اعیان و بزرگان حوزه‌ خویش بودند و از این رو به ارباب آوازه داشتند.[۲] بابا رحیم، حاج علی هواخواهی، مشهور به حاجی آقا، خویش اهل فضل و ادب و شعر و متانت بود و در شعر تخلص لنگر داشت و با عمان سامانی معاشر رزرو مسجد توفیق مشهد بود.[۳]

حاج آقا رحیم ارباب تا انتها قدمت در اصفهان زیست و دو توشه تزویج کرد. بعد از فوت همسر اولش، با خواهر میرزا عباس خان شیفته (شعر سرا دارای شهرت اصفهان) تزویج کرد و تا انتها قدمت با وی به رمز موفقیت. حاج آقا رحیم ارباب از هیچ‌کدام از همسرانش مالک فرزند شماره مسجد توفیق مشهد نشد.[۴]

رحیم ارباب روز عید غدیر، ۱۸ ذی‌الحجه ۱۳۹۶ق (۱۹ آذر ۱۳۵۵ش) درگذشت و پیکرش در تخت فولاد اصفهان مجاورت توکل ملک به خاک امانت شد.[۵][یادداشت ۱]

حیات علمی
رحیم ارباب، ادبیات فارسی و صرف و نحو را در کودکی، نزد ملا محمدهادی همامی در روستای چرمهین خواند.[۶] بعداز کوچ خانوادگی به اصفهان، سایر مقدمات و سطح های را نزد میرزا بدیع درب‌امامی (درگذشته ۱۳۱۸ق)، اصول فقه را نزد آیت‌الله سید محمدباقر درچه‌ای (درگذشته ۱۳۴۲ق) و بیرون فقه و اصول را نزد سید ابوالقاسم دهکردی و حاج آقا منیر احمدآبادی فراگرفت. فلسفه، هیئت و ریاضی ها قدیم را نزد جهانگیرخان قشقایی و آخوند ملا محمد کاشی مسجد طالقانی مشهد آموخت.[۷]

اساتید
حاج آقا رحیم ارباب، جز یک سری مسافرت زیارتی، آحاد قدمت خویش را در اصفهان و در درحال حاضر علم آموزی و درس دادن علم ها اسلامی طی کرد.[۸] مهم ترین اساتید وی در اصفهان عبارتند از:

میرزا بدیع درب‌امامی
سید محمدباقر درچه‌ای
سید ابوالقاسم دهکردی
ملا محمد کاشانی دارای شهرت به آخوند کاشی
میرزا جهانگیرخان قشقایی
حاج آقا منیر احمدآبادی بروجردی
آقا سید محمود کلیشادی.[۹]
شاگردان
رحیم ارباب، شاگردان فراوانی داشت و اکثری از رخ‌های دارای اسم و رسم در انقلاب اسلامی کشور‌ایران در ۱۳۵۷ش، از شاگردان وی بوده‌اند. بعضی از شاگردان وی عبارتند از:

نعمت الله صالحی نجف‌آبادی
محمدعلی مدرس حبیب‌آبادی
سید حسین معلم هاشمی
سید مصطفی بهشتی‌نژاد
سید محمد حسینی بهشتی
محمد مفتح
مرتضی مطهری
حاج سید محمدرضا خراسانی
ملاهاشم جنتی (بابا احمد جنتی)
حاج آقا مهدی امام
ناصری اصفهانی (بابا محمدعلی ناصری)
حسینعلی راشد
مرتضی شمس اردکانی
جلال الدین همایی
سید محمد مبارکه‌ای.[۱۰]
نظرها فقاهتی

حاج آقا رحیم ارباب به تبعیت از معلم خویش جهانگیرخان قشقایی، خرقه معمولی می پوشید و تنها برای نماز عمامه بر رمز می‌گذاشت.
برخی نظرها فقاهتی حاج آقا رحیم ارباب، مخالف با فتوای اکثری از فقیهان بوده میباشد.[۱۱] بعضا از این مفاد عبارتند از:

وی معتقد به وجوب عینی نماز آدینه حتی‌د‌ر بعد از ظهر غایب بودن بود و تا اواخر قدمت هم آن را ادا میکرد.[۱۲]
ارث بردن زن از مجموع میزان دارایی شوهر، حتی از زمین.
عصمت اهل کتاب
عدم تخصیص زکات به مفاد خیر‌گانه
بایستگی پرداخت سهم امام به سادات
کفایت غسل از وضو[۱۳]

بازدید : 26
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 11:55


مصعب بن عمیر
مُصعَب بن عُمَیر بن هاشم (درگذشت ۳ق) از صحابه نبی(ص) و از سابقون در اسلام میباشد که پیش از ورود فرستاده(ص) به منزل ارقم بن ابی ارقم به اسلام گروید. مصعب از عده ای بود که به حبشه سفر کرد و بعداز عهدوپیمان عقبه هنگامی که عموم یثرب از نبی آفریدگار درخواست مدرس قرآن کردند، رسول، مصعب را به مدینه ارسال کرد. او پیش از ورود فرستاده(ص) به مدینه، نماز آدینه را در منزل سعد بن خثیمه پرپا کرد. پیامبر معبود بعد از ورود به مدینه فی مابین مصعب و ابوایوب انصاری، عقد اخوت آدرس مسجد توفیق مشهد سرازیر کرد.

مصعب بن عمیر در نزاع بدر درفش‌دار جناج راست لشکر اسلام بود. او در نزاع احد و در سن ۴۰ سالگی به شهیدشدن رزرو مسجد توفیق مشهد رسید.

احاطه‌زاده قهرمان نوشته محمود حکیمی و هنگامی دلی نوشته محمدحسن شهسواری، کتاب داستان‌هایی به گویش فارسی می باشند که به تفصیل زندگانی مصعب شماره مسجد توفیق مشهد بن عمیر پرداخته‌اند.

لقب و کنیه
مصعب از صحابه و لقب‌اش ابوعبدالله میباشد.[۱] وی همینطور مصعب الخیر کنیه داشت.[۲]

مادرش، خناس، دختر صاحب از ثروتمندان قریش بود. مصعب در خانواده‌ای مرّفه پروش یافت؛ والدین مصعب قبل از اسلامش، او‌را بسیار دوست داشتند و شایسته ترین جامه‌ها را به بدن وی می‌کردند.[۳]

زینب بنت مصعب بن عمیر، دختر وی و حمنه بود و نسل مصعب جز از روش وی مسجد طالقانی مشهد ادامه نیافت.[۴]

اسلام
مصعب از اول مسلمان ها میباشد؛ وی وقتی که فرستاده در منزلٔ ارقم به دعوت خصوصی درگیر بود، اسلام آورد. او اسلامش را از اقوام و مادرش نهفته میکرد و بعضی اوقات مخفیانه نزد رسول رفت و آمد می کرد تا اینکه عثمان بن طلحه اورا در هم اکنون نماز مشاهده کرد و خبر مسلمان شدن او‌را به دور و بری ها و مادرش بخشید. آن ها، مصعب را زندانی کردند و وی در زندان بود تا اینکه به حبشه سفر کرد.[۵] او همینطور در کنار فرستاده معبود و بنی هاشم در شعب ابی طالب محدود بود.[۶]

مبلغ اسلام
در سال دوازدهم بعثت، بعداز عهد و پیمان عقبه که گروهی از عموم یثرب با نبی بیعت کردند، اسعد بن زراره به نمایندگی از آنها از فرستاده خواست تا برایشان فردی را بفرستد که به آن ها قرآن یاد دادن نماید و اوامر دیگر اسلام را بیاموزد، فرستاده آفریدگار(ص) مصعب را به هم پا آن‌ها ارسال کرد.[۷] تبلیغ وی در یثرب منجر شد کسانی مانند سعد بن معاذ و اسید بن حضیر و عباد بن انسان بن وقش اسلام را برگزینند.[۸] مصعب اول مهاجری بود که پیش از فرستاده معبود به مدینه آمد.[۹]

نماز آدینه مدینه

مرقد کنونی شهدای نبرد احد
مصعب بن عمیر اولیه کسی میباشد که در مدینه نماز آدینه گذارد؛ وی برای رسول(ص) طومار نوشت و از آن حضرت اذن خواست تا با مسلمانها مدینه نماز آدینه بگزارد، نبی(ص) اذن فرمود. وی اول توشه مسلمانها را در منزل سعد بن خیثمه گردآوری کرد و با دوازده بدن نماز آدینه گزارد.[۱۰]

فرستاده خداوند فی مابین وی و ابو ایوب انصاری، عقد اخوت برقرار کرد.[۱۱] همینطور بیان شده میباشد فرستاده معبود دربین وی و سعد ابی وقاص و ذکوان بن عبدالقیس نیز عقد اخوت روان کرد.[۱۲]

پیکار بدر
در نزاع بدر، درفش جبهه راست مسلمان ها به دست مصعب بن عمیر بود.[۱۳] در‌این مبارزه زرارة بن عمیر اخوی مصعب اسیر مسلمان‌ها شد، گروهی از مصعب خواستند تا برادرش را آزاد نماید او در جواب اعلام‌کرد: امر داده‌ام دست‌های اورا سفت ببندد، تا از مادرش که زن ثروتمندی میباشد، در قبال آزادیش فدیه بگیرند.[۱۴]


زمانی دلی، رمانی در معاش مصعب
درگذشت
مصعب در نزاع احد نیز درفش‌دار سپاه اسلام بود[۱۵] زمانی که گروهی از مسلمان ها به عده غنائم روی آورند، معاند از این زمان به کار گرفت و از پشت راز به مسلمان‌ها حمله نمود، ابن قمیئه لیثی به مصعب حمله کرد، دست راست او‌را جدا نمود، درین هنگام خبرپراکنی شد که پیامبر خداوند به شهیدشدن رسیده میباشد، مصعب آیه ۱۴۴ آل‌عمران را تلاوت کرد. مصعب درفش را به دست چپ گرفت و ابن قمیئه دست چپ او‌را نیز انقطاع کرد، وی آن‌گاه درفش را به سینه چسباند، و با ضربه ابن قمیئه به شهیدشدن رسید.[۱۶] فرستاده قاتلش ابن قمیئه را نفرین کرد.[۱۷] فرستاده پروردگار بعداز نقطه پايان نزاع، کنار لاشه مصعب آمد و آیه ۲۳ سوره احزاب را که درباره شهیدان میباشد تلاوت نمود.[۱۸] زیرا چیزی عدم وجود تا او‌را کفن نمایند، عبایی روی لاشه وی انداختند که تن مصعب را بدون نقص نمی‌پوشاند، رسول فرمود آن را روی سرش بکشید، پاهایش را با برگ گیاهی بپوشانید.[۱۹] وقتی که اصحاب لاشه او‌را می‌بردند فرستاده خاطرات قبل را یادآور شد و فرمود:

«فراموش نمیکنم که تورا در مکه می‌دیدم، در حالی‌که هیچ کس لباس و رمز و لباسی خوب از تو نداشت و امروز با رمز خاک آلود در بردی پوشیده گردیده‌ای.»[۲۰]
سن وی هنگام شهید شدن ۴۰ یا این که بیشتر نام برده میباشد.[۲۱] به دستور پیامبر خداوند(ص) وی به همپا برادرش ابو الروم، عامر بن ربیعه و سویبط بن حرمله در یک قبر به خاک امانت شدند.[۲۲]

حمنه،دختر عمه فرستاده(ص)، همسر وی بود که برای آب دادن به زخمی‌ها به ناحیه احد آمده بود، وی ابعاد با طلحة بن عبیدالله وصلت کرد و محمد بن طلحة بن عبیدالله را به جهان آورد.[۲۳] رسول هنگامی حمنه را روئت کرد به وی فرمود: خوددار باش و اَجْرِ خویش را به اکانتِ معبود گذار، زیرا حمنه سؤال می کرد برای چه کسی؟ نبی برای توشه اولیه و دوم اسم حمزه خالو وی و برادرش را اعلام‌کرد و حمنه آیه استرجاع را به لهجه آوردن و زیرا رسول برای سکو سوم ذکر کرد: خوددار باش و اَجْرِ خویش را به اکانتِ معبود گذار و حمنه پرسید برای چه کسی؟ رسول فرمود برای همسرت مصعب! حمنه تا این را شنید: صدا زد وای بر ناراحتی اینجانب. رسول درین هنگام فرمود شوهر نزد زن جایگاهی دارااست که هیچ کس ندارد.[۲۴]

مصعب بن عمیر در ادبیات داستانی معاصر
در زمان معاصر، محمود حکیمی در اولِ دهه پنجاه خورشیدی، رمانی با تیتر احاطه‌زاده قهرمان نوشته و منتشر کرد. حکیمی درین کتاب داستان تاریخی، به معاش مصعب بن عمیر از آغاز تا شهید شدن میپردازد. این کتاب در سال ۱۳۹۳ بوسیله انتشارات به‌تکثیر در پوسته دسته «گنجینه حکیمی» مجددا به چاپ رسیده میباشد.

نوشته ی علمیٔ مهم: هنگامی دلی
زمانی دلی رمانی به گویش فارسی میباشد که به گستردن زندگانی مصعب بن عمیر می پردازد. محمدحسن شهسواری این کتاب داستان را نوشته و در ۱۳۹۱ش چاپ گردیده‌است.

بازدید : 20
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 15:25


سید هاشم صفی‌الدین
سید هاشم صفی‌الدین (۱۹۶۴-۲۰۲۴م)، از رهبران حزب‌الله لبنان و مدیر شورای اجرایی آن بود. ارتش اسرائیل در ضمن حمله به لبنان، در ۱۲ مهر سال ۱۴۰۳ش اورا ترور آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.

تشییع‌جنازه سید هاشم صفی‌الدین به همدم سید حسن نصرالله، در ۲۳ فوریه سال ۲۰۲۵م/۵ اسفند سال ۱۴۰۳ش در بیروت برگزار شد. لاشه صفی‌الدین ۶ اسفند در زادگاهش در دِیر ضابطه‌النهر در شهر صور در جنوب لبنان رزرو مسجد توفیق مشهد دفن شد.

رده
سید هاشم صفی‌الدین رئيس شورای اجرایی حزب‌الله لبنان بود. از وی به‌تیتر نفر دوم حزب‌الله[۱] و جانشین سید حسن نصرالله خاطر میشد.[۲] صفی‌الدین از مجال تأسیس حزب‌الله لبنان در سال ۱۹۸۲م عضو این حزب بوده و از سال ۱۹۹۴م، سر گروهی شورای اجرایی حزب‌الله را بر ذمه داشت[۳] از‌این‌رو بر شغل‌های اقتصادی و اجتماعی حزب‌الله پژوهش می کرد.[۴] او در سال ۲۰۱۷م/۱۳۹۶ش در فهرست تروریستی آمریکا ایالات متحده و ایالات متحده عربی شماره مسجد توفیق مشهد قرار گرفت.[۵]


سید هاشم صفی‌الدین و سید حسن نصرالله
صفی‌الدین نسبت خانوادگی با سید حسن نصرالله داشت.[۶] وی زمان متعددی در سیاست لبنان ناشناخته بود تا اینکه به جهت تدبیرها امنیتی برای سید حسن نصرالله، به‌تیتر نماینده دبیرکل در مراسم‌های حزب، ازجمله در تدفین شهدای مقاومت ظواهر مسجد طالقانی مشهد می شد.[۷]

پسر سید هاشم، رضا صفی‌الدین داماد قاسم سلیمانی میباشد. اخوی وی عبدالله صفی‌الدین نیز نماینده حزب‌الله در کشور ایران میباشد.[۸]

معاش‌طومار
سید هاشم صفی‌الدین در سال ۱۹۶۴م در ناحیه دیر ضابطه‌النهر در جنوب لبنان[۹] و در خانواده‌ای پرنفوذ و دارای شهرت متولد شد.[۱۰] او در جوانی برای تحصیلات علم ها حوزوی به قم رفت.[۱۱] صفی‌الدین قبل از رفتن به قم برای علم آموزی علم ها شرعی، با دختر سید محمدعلی امین، از اعضای مجلس اعلای اسلامی شیعه‌ها لبنان تزویج کرد.[۱۲]

سید هاشم صفی‌الدین
آنچه ما در نوار غزه دیدیم (هلاکت و کشتار عموم) مداقه سلاح مقاومت در لبنان را اثبات می‌نماید.[۱۳]

ترور
بعد از شهیدشدن سید حسن نصرالله در ۶ مهر سال ۱۴۰۳ش، بعضا خبرگزاری‌ها، سید هاشم را دبیرکل تازه حزب‌الله معرفی می‌کردند؛[۱۴] ولی حزب‌الله این خبر را تکذیب کرده بود.[۱۵]

ارتش اسرائیل، از ترور صفی‌الدین در ۳ اکتبر ۲۰۲۴م/۱۲ مهر سال ۱۴۰۳ش در حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت خبر اعطا کرد.[۱۶] رسانه‌ها از کشف پیکر وی در ۱ آبان ۱۴۰۳ خبر دادند[۱۷] و حزب‌الله در ۲ آبان شهادتش را به طور رسمیً ذکر کرد.[۱۸] انگیزه تأخیر در اعلام خبر شهیدشدن صفی‌الدین، اگاهی نداشتن از حالت وی به جهت غرض قراردادن دسته‌های امدادی اعزامی به محل ترورش به وسیله ارتش اسرائیل نام برده میباشد.[۱۹]

آیت‌الله خامنه‌ای،‌ رهبر کشور‌ایران، در پیام تسلیت خویش،‌ صفی‌الدین را مجاهد، رشید، فداکار و از پر رنگ‌ترین رهبران حزب‌الله خواند.[۲۰]

لاشه سید هاشم به یاور سید حسن نصرالله بعداز حدود ۵ ماه بعد از شهیدشدن، در ۲۳ فوریه سال ۲۰۲۵م/۵ اسفند سال ۱۴۰۳ش در بیروت تشییع میلیونی شد[۲۱] و در روز ۶ اسفند در زادگاهش در دِیر ضابطه‌النهر در شهر صور در جنوب لبنان دفن شد.[۲۲]

برگزاری مراسم بزرگداشت در قم و طهران
مراسم بزرگداشتی برای صفی‌الدین از سوی مجمع جهانی اهل‌بیت و شرکت کردن نهاد های حوزوی در قم برگزار شد. درین مراسم شخصیت‌های پررنگ حوزی حضور یافتند.[۲۳] همینطور مراسم بزرگداشت وی در طهران با حضور بعضا از مسئولان پر رنگ جمهوری اسلامی برگزار شوید.[۲۴]

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه