توکلهای موقت
خلال توکلهای اثبات، تعداد بیشماری توکل فعلا، تمامی ساله در دهه محرم در شهرها و روستاهای کشور ایران برپا می شود. «توکل بستن» در کنار خیابانها و محدود کردن محوطه هاییگاه بسیار خرد، آویختن تصاویر و پارچه نوشتههای دربردارنده عباراتی از دعا ها و زیارتنامهها و روایات و مراثی (که معروفترین آن ها مرثیه محتشم کاشانی میباشد) بدین دیوارهای موقتا و فرش کردنِ زمین اعمال آدرس مسجد توفیق مشهد میپذیرد.
درین توکلهای موقت نیز، بسته به میل و توان اقتصادی همسایه محل و برپا کنندگان توکل، وسایلی از قبیل دانش و کُتَل و ظروفی برای پذیرایی از اشخاص جایدارد. گروههای سوگواری و سینه زنی لحظاتی در قبال این توکلها یا این که در باطن آن ها توقف مینمایند. اهل یک محل محل نیز اکثر وقت ها نذورات خویش را که بیشتر خوراک و شربت و دمنوش میباشد، بین عزاداران تقسیم مینمایند.گاه و بویژه در دهه اخیر اداره این توکلها بر ذمه جوان ها و نوجوان ها بوده میباشد، گرچه سالخوردگان نیز در اداره و نظافت توکل و پذیرایی از مهمانان شرکت کردن رزرو مسجد توفیق مشهد داراهستند.
در قلمرو عثمانی
اولیه توشه در عالم اسلام، توکل به معنای اقامتگاه صوفیان به شغل رفته و با جای های دیگری همانند رباط، زاویه، خانقاه، دُوَیره و لنگر شباهت داشته میباشد.[۵۶] توکلهای صوفیان از حدود سده هشتم و بیشتر در قلمرو عثمانیان رایج شد و همچون سازمانهای شبیه، طرز معاش در آنان عابدانه، همدم با رهبانیت و اعتکاف شماره مسجد توفیق مشهد بود.[۵۷]
در ایالات مرکزی عثمانی، یعنی آناتولی و روم ایلی کاربرد واژه و کلمه زاویه همزمان با تکّه (توکل) رایج بود چنان که برای مثال عطائی در حدائق الحقائق فی تکمله الشقائق (سده دهم) از مسجد و خانقاهی به اسم تاجر توکل سی[۵۸] و زاویه علی پدر در محله روم ایلی حصار، که دُورْمِش دده توکل یا این که بکتاشی توکل سی نیز خوانده گردیده، [۵۹] ذکر شده میباشد. اولیا چلبی هنگام اسم بردنِ شماری از اقامتگاههای درویشان در شهرهای خرد و گرانقدر عثمانی غالباً از واژه توکل به کارگیری نموده است.[۶۰] پیرزاده نائینی، که در سده سیزدهم از استانبول دیدن کرده، با اشاره به تعدد و رونق تکایای این شهر، از دهها توکل وابسته به طریقتهای بکتاشیه، مولویه، قادریه، نقشبندیه، رِفاعیه، خلوتیه، جَلَویه، چَشتیه، شاذلیه، شَعْیائیه، بَدویه، گلشنیه حرف گفته میباشد[۶۱] که برای مثال از این فی مابین، طریقت مولویه شش توکل اختصاصی به خویش داشته که دراین تکایا سماع هفتگی برگزار و درآمد مستغلات و موقوفاتِ اکثری، صرف هزینههای آنان مسجد طالقانی مشهد میگردیدهاست.[۶۲]
آتاتورک در ۱۳۰۳/ ۱۸۸۶ عمل توکلها و دامنه نفوذ آنهارا محصور کرد و اکثری از تکایا، بویژه تکایای بکتاشی، به آلبانی منتقل شد، البته با روی عمل وارد شدن نظام کمونیستی از کار تکایا دراین مرزوبوم نیز کاسته شد. آنگاه از دهه ۱۹۹۰ میلادی با سقوط نظام نام برده، این توکلها توشه دیگر رونق یافتند.
امروزه ضمن آلبانی، در کشورهایی نظیر یونان، که گروههای اخوت کمابیش به عمل خویش ادامه میدهند، اصطلاح تکّه غالباً به آرامگاه اولیا اطلاق می شود.[۶۳] شایان بیان میباشد که در حال حاضر در خویش ترکیه نیز برگزاری مراسم سماع صوفیان مولویه، گرچه گاه با غرض جلب جهانگردان، نوعی تسامح در رعایت ضابطه ۱۳۰۳ به حساب میآید.
بخشهای متفاوت توکلها در عثمانی
توکل در عثمانی معمولاً مشمول این بخشها بوده میباشد:
سماع منزل یا این که توحیدخانه (مقام بیان).
تربت / تربه (مدفن شیوخ).
بقاع (محل سکونت خانواده شیوخ).
سَلاملیق (اتاقهای پذیرایی و اسکان درویشها و مهمانان).
آشپزخانه
گاه مسجد و کنارهای مختصِ خلوت[۶۴] ولی بسته به رغبتهای فکری طریقتها، تفاوتها و خصوصیتهایی نیز وجود داشته میباشد، برای مثال سماع منزل یا این که اتاق بیان در توکلهای بکتاشی با لوحههایی دربردارنده اسم ائمه اطهار تزئین میگردیده و ورود به آنجا برای اشخاص فارغ طریقت ممنوع بوده میباشد.[۶۵]
در مرزوبومهای عربی قلمرو عثمانی
در مرز و بومهای عربی قلمرو عثمانی، توکلهای بخش اعظمی بر پا بوده که افزون بر اقامتگاه صوفیان، به پذیرایی از در رویه ماندگان «ابن سبیل» تخصیص داشته میباشد. به عنوان مثال، در دمشق توکلای را شاه سلیم در علاوه بر اقامتش در آن شهر، در ۹۲۳، سازه بنیان که از لحاظ خصوصیتهای معماری عثمانی در مرزو بومهای عربی دارای اهمیت میباشد.[۶۶]
در فلسطین ، خاصکی شاه، همسر شاه سلیمان رسمی، در ۹۵۹ و فاطمه خاتون در ۹۷۴ تکایایی سازه کردند که اوقاف اکثری در قدس (بیت المقدّس)، صَفَد، غَزّه، حِمْص، حلب و دمشق بدانها تخصیص داده شد.[۶۷] در ۹۹۵ نیز خدا فعالیتْبِک، فرماندار قدس، توکلای برای طریقت مولویه در سعدیه قدس سازه کرد که روحانی آن از قونیه گزینش می شد و صوفی پر اسم و رسم عبدالغنی نابلسی در ۱۱۰۱ از آن دیدار کرد.[۶۸] اولیا چلبی نیز به تکایای طریقتهای صوفیه در نابلس، الخلیل، حُنَین و دیگر شهرهای فلسطین اشاره نموده است.
در عصر عثمانی بخش اعظمی از جای هایی، که تا قبل از این عصر با کارکردی شبیه تکایا ساخته و به عنوانی دیگر دارای شهرت گردیده بودند، توکل خوانده شدند، برای مثال توکل سیدناالخلیل از عصر ممالیک که پیشتر سماط سیدناالخلیل نامیده می شد. توکل بنی موسی که الظاهر بَیبرَس آن را در سده هفتم فی مابین قدس و اریحا ساخته بود و توکل عیون التجار در طبریه که اساسا کاروانسرایی بود که در ۸۴۳ سازه گردیده بود و عثمان سنان پاشا (متوفی ۱۰۰۴) آن را نوسازی کرد.[۶۹]
در توکلهای شامات، عراق و فلسطین بیشتر مهمانپذیری متبوع بود و در توکلهایی نیز اجرای مراسم صوفیانه، سماع و موسیقی اشاعه داشت. برای مثالً در توکل رمزّی سَقَطی در جبل جِرِزّیم، تا دمیدن صبح دف و طبل نواخته می شد.[۷۰]
سلاطین عثمانی در دیگر بخشها شامات نیز تکایایی سازه کردند که باشکوهترین و دارای شهرتترین آن ها توکل فرمان روا سلیم در دمشق و توکل مولویه در طرابلسِ شام (لبنان) پر اسم و رسم به «الدرویشیه» بود.[۷۱] به نوشته سیمز [۷۲] کاربرد توکل دمشق مانند کاروانسرا بوده میباشد.
در عراق نیز تکایا رونق داشتند. پیرزاده نائینی به تنی چند از آنان اشاره نموده است مثلا توکل بکتاشی در نجف، برای پذیرایی از زائرانِ مزار حضرت علی(ع) [۷۳] و توکل بزرگی در کنار مزار امام حسین(ع)، که درویشان بومی در آن، مسئول نور و روشنایی بقاع سیدالشهدا بودند.[۷۴]
قاهره نیز تکایای دیرین با موقوفات بسیار داشته میباشد، برای مثال تکایای مولویه (سازه در ۷۱۵ـ۷۲۱)، بکتاشیه یا این که توکل عبداللّه مغاوری (متوفی ۸۵۷)، الجُلشَنی (گلشنی) وابسته به طریقت قادریه (سازه در ۹۲۶ـ۹۳۱)، سلیمانیه (سازه در ۹۵۰)، دَمَه، قصرالعین، ازبک، بخاراییه، سیده رقیه، سیده نفیسه|سید نفیسه، حسن بن الیاس رومی، [۷۵] تکایای قاهره بیشتر به صوفیان اهل ایران و رخنه تخصیص داشت. در مصر تمایز اساسی بین خانقاه و توکل را که بویژه بعداز عصر عثمانی دراین مملکت رایج شد، وجود آرامگاه دراویش در توکل گفتهاند.[۷۶] همینطور اکثر زمان ها در کنار توکل مسجدی خرد و سبیل (سقاخانه) قرار میگرفت.[۷۷]
توکلهای موقت
خلال توکلهای اثبات، تعداد بیشماری توکل فعلا، تمامی ساله در دهه محرم در شهرها و روستاهای کشور ایران برپا می شود. «توکل بستن» در کنار خیابانها و محدود کردن محوطه هاییگاه بسیار خرد، آویختن تصاویر و پارچه نوشتههای دربردارنده عباراتی از دعا ها و زیارتنامهها و روایات و مراثی (که معروفترین آن ها مرثیه محتشم کاشانی میباشد) بدین دیوارهای موقتا و فرش کردنِ زمین اعمال آدرس مسجد توفیق مشهد میپذیرد.
درین توکلهای موقت نیز، بسته به میل و توان اقتصادی همسایه محل و برپا کنندگان توکل، وسایلی از قبیل دانش و کُتَل و ظروفی برای پذیرایی از اشخاص جایدارد. گروههای سوگواری و سینه زنی لحظاتی در قبال این توکلها یا این که در باطن آن ها توقف مینمایند. اهل یک محل محل نیز اکثر وقت ها نذورات خویش را که بیشتر خوراک و شربت و دمنوش میباشد، بین عزاداران تقسیم مینمایند.گاه و بویژه در دهه اخیر اداره این توکلها بر ذمه جوان ها و نوجوان ها بوده میباشد، گرچه سالخوردگان نیز در اداره و نظافت توکل و پذیرایی از مهمانان شرکت کردن رزرو مسجد توفیق مشهد داراهستند.
در قلمرو عثمانی
اولیه توشه در عالم اسلام، توکل به معنای اقامتگاه صوفیان به شغل رفته و با جای های دیگری همانند رباط، زاویه، خانقاه، دُوَیره و لنگر شباهت داشته میباشد.[۵۶] توکلهای صوفیان از حدود سده هشتم و بیشتر در قلمرو عثمانیان رایج شد و همچون سازمانهای شبیه، طرز معاش در آنان عابدانه، همدم با رهبانیت و اعتکاف شماره مسجد توفیق مشهد بود.[۵۷]
در ایالات مرکزی عثمانی، یعنی آناتولی و روم ایلی کاربرد واژه و کلمه زاویه همزمان با تکّه (توکل) رایج بود چنان که برای مثال عطائی در حدائق الحقائق فی تکمله الشقائق (سده دهم) از مسجد و خانقاهی به اسم تاجر توکل سی[۵۸] و زاویه علی پدر در محله روم ایلی حصار، که دُورْمِش دده توکل یا این که بکتاشی توکل سی نیز خوانده گردیده، [۵۹] ذکر شده میباشد. اولیا چلبی هنگام اسم بردنِ شماری از اقامتگاههای درویشان در شهرهای خرد و گرانقدر عثمانی غالباً از واژه توکل به کارگیری نموده است.[۶۰] پیرزاده نائینی، که در سده سیزدهم از استانبول دیدن کرده، با اشاره به تعدد و رونق تکایای این شهر، از دهها توکل وابسته به طریقتهای بکتاشیه، مولویه، قادریه، نقشبندیه، رِفاعیه، خلوتیه، جَلَویه، چَشتیه، شاذلیه، شَعْیائیه، بَدویه، گلشنیه حرف گفته میباشد[۶۱] که برای مثال از این فی مابین، طریقت مولویه شش توکل اختصاصی به خویش داشته که دراین تکایا سماع هفتگی برگزار و درآمد مستغلات و موقوفاتِ اکثری، صرف هزینههای آنان مسجد طالقانی مشهد میگردیدهاست.[۶۲]
آتاتورک در ۱۳۰۳/ ۱۸۸۶ عمل توکلها و دامنه نفوذ آنهارا محصور کرد و اکثری از تکایا، بویژه تکایای بکتاشی، به آلبانی منتقل شد، البته با روی عمل وارد شدن نظام کمونیستی از کار تکایا دراین مرزوبوم نیز کاسته شد. آنگاه از دهه ۱۹۹۰ میلادی با سقوط نظام نام برده، این توکلها توشه دیگر رونق یافتند.
امروزه ضمن آلبانی، در کشورهایی نظیر یونان، که گروههای اخوت کمابیش به عمل خویش ادامه میدهند، اصطلاح تکّه غالباً به آرامگاه اولیا اطلاق می شود.[۶۳] شایان بیان میباشد که در حال حاضر در خویش ترکیه نیز برگزاری مراسم سماع صوفیان مولویه، گرچه گاه با غرض جلب جهانگردان، نوعی تسامح در رعایت ضابطه ۱۳۰۳ به حساب میآید.
بخشهای متفاوت توکلها در عثمانی
توکل در عثمانی معمولاً مشمول این بخشها بوده میباشد:
سماع منزل یا این که توحیدخانه (مقام بیان).
تربت / تربه (مدفن شیوخ).
بقاع (محل سکونت خانواده شیوخ).
سَلاملیق (اتاقهای پذیرایی و اسکان درویشها و مهمانان).
آشپزخانه
گاه مسجد و کنارهای مختصِ خلوت[۶۴] ولی بسته به رغبتهای فکری طریقتها، تفاوتها و خصوصیتهایی نیز وجود داشته میباشد، برای مثال سماع منزل یا این که اتاق بیان در توکلهای بکتاشی با لوحههایی دربردارنده اسم ائمه اطهار تزئین میگردیده و ورود به آنجا برای اشخاص فارغ طریقت ممنوع بوده میباشد.[۶۵]
در مرزوبومهای عربی قلمرو عثمانی
در مرز و بومهای عربی قلمرو عثمانی، توکلهای بخش اعظمی بر پا بوده که افزون بر اقامتگاه صوفیان، به پذیرایی از در رویه ماندگان «ابن سبیل» تخصیص داشته میباشد. به عنوان مثال، در دمشق توکلای را شاه سلیم در علاوه بر اقامتش در آن شهر، در ۹۲۳، سازه بنیان که از لحاظ خصوصیتهای معماری عثمانی در مرزو بومهای عربی دارای اهمیت میباشد.[۶۶]
در فلسطین ، خاصکی شاه، همسر شاه سلیمان رسمی، در ۹۵۹ و فاطمه خاتون در ۹۷۴ تکایایی سازه کردند که اوقاف اکثری در قدس (بیت المقدّس)، صَفَد، غَزّه، حِمْص، حلب و دمشق بدانها تخصیص داده شد.[۶۷] در ۹۹۵ نیز خدا فعالیتْبِک، فرماندار قدس، توکلای برای طریقت مولویه در سعدیه قدس سازه کرد که روحانی آن از قونیه گزینش می شد و صوفی پر اسم و رسم عبدالغنی نابلسی در ۱۱۰۱ از آن دیدار کرد.[۶۸] اولیا چلبی نیز به تکایای طریقتهای صوفیه در نابلس، الخلیل، حُنَین و دیگر شهرهای فلسطین اشاره نموده است.
در عصر عثمانی بخش اعظمی از جای هایی، که تا قبل از این عصر با کارکردی شبیه تکایا ساخته و به عنوانی دیگر دارای شهرت گردیده بودند، توکل خوانده شدند، برای مثال توکل سیدناالخلیل از عصر ممالیک که پیشتر سماط سیدناالخلیل نامیده می شد. توکل بنی موسی که الظاهر بَیبرَس آن را در سده هفتم فی مابین قدس و اریحا ساخته بود و توکل عیون التجار در طبریه که اساسا کاروانسرایی بود که در ۸۴۳ سازه گردیده بود و عثمان سنان پاشا (متوفی ۱۰۰۴) آن را نوسازی کرد.[۶۹]
در توکلهای شامات، عراق و فلسطین بیشتر مهمانپذیری متبوع بود و در توکلهایی نیز اجرای مراسم صوفیانه، سماع و موسیقی اشاعه داشت. برای مثالً در توکل رمزّی سَقَطی در جبل جِرِزّیم، تا دمیدن صبح دف و طبل نواخته می شد.[۷۰]
سلاطین عثمانی در دیگر بخشها شامات نیز تکایایی سازه کردند که باشکوهترین و دارای شهرتترین آن ها توکل فرمان روا سلیم در دمشق و توکل مولویه در طرابلسِ شام (لبنان) پر اسم و رسم به «الدرویشیه» بود.[۷۱] به نوشته سیمز [۷۲] کاربرد توکل دمشق مانند کاروانسرا بوده میباشد.
در عراق نیز تکایا رونق داشتند. پیرزاده نائینی به تنی چند از آنان اشاره نموده است مثلا توکل بکتاشی در نجف، برای پذیرایی از زائرانِ مزار حضرت علی(ع) [۷۳] و توکل بزرگی در کنار مزار امام حسین(ع)، که درویشان بومی در آن، مسئول نور و روشنایی بقاع سیدالشهدا بودند.[۷۴]
قاهره نیز تکایای دیرین با موقوفات بسیار داشته میباشد، برای مثال تکایای مولویه (سازه در ۷۱۵ـ۷۲۱)، بکتاشیه یا این که توکل عبداللّه مغاوری (متوفی ۸۵۷)، الجُلشَنی (گلشنی) وابسته به طریقت قادریه (سازه در ۹۲۶ـ۹۳۱)، سلیمانیه (سازه در ۹۵۰)، دَمَه، قصرالعین، ازبک، بخاراییه، سیده رقیه، سیده نفیسه|سید نفیسه، حسن بن الیاس رومی، [۷۵] تکایای قاهره بیشتر به صوفیان اهل ایران و رخنه تخصیص داشت. در مصر تمایز اساسی بین خانقاه و توکل را که بویژه بعداز عصر عثمانی دراین مملکت رایج شد، وجود آرامگاه دراویش در توکل گفتهاند.[۷۶] همینطور اکثر زمان ها در کنار توکل مسجدی خرد و سبیل (سقاخانه) قرار میگرفت.[۷۷]

مسجد توفیق مشهد؛ معرفی، امکانات و دلیل انتخاب این مسجد برای مراسم مذهبی