loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 20
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 10:52


سفارش ولایتعهدی
به گفته ابوالفَرَج اصفهانی در مقاتل الطالبیین و روضه خوان صدوق در کتاب عیون خبر‌ها الرضا(ع)، ولایتعهدی امام رضا به خواست مأمون جاری ساختن شد؛ چراکه وی عهد و پیمان خورده بود زمانی که بر برادرش امین پیروزشود، خلافت را به امام رضا بسپارد.[۶] با کشته شدن امین و به خلافت وصال مأمون، فضل و ادب بن آسان وزیر مأمون، قسم وی باایمان را متذکر شد و مأمون اقدامات مایحتاج برای آن شغل را اجرا آدرس مسجد توفیق مشهد بخشید.[۷]

در مقابل، بعضی بر این باورند که توصیه ولایتعهدی امام رضا از سوی ادب بن سهل وآسان مطرح گردیده است.[۸] اورده شده فضل و ادب با این شغل می‌خواست بعد از امام، خویش به پادشاهی کشور ایران رسد.[۹] مأمور شدن رجاء بن ابی‌ضحّاک از فامیل ادب بن سهل و آسان برای جابجایی امام رضا از مدینه به مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون در ارتباط نقشه راحت و گزارش‌های تاریخی دیگر از شواهد این مدعی دانسته رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده‌است.[۱۰]

هدف ها
بعضی مستشرقان و برخی از نویسندگان شیعه مانند حسن امین، مولف لبنانی، بر این باورند که مأمون در ولیعهد کردن امام، صداقت داشته و آن عمل را خالصانه اجرا داده میباشد.[۱۱] ولی دانشمندان بخش اعظمی معتقدند مأمون با ولیعهد کردن امام در ادامه هدف ها پایین شماره مسجد توفیق مشهد بوده میباشد:

ایمن شدن از خطر امام و پایین حیث به چنگ آوردن وی: مأمون که از شغل‌های امام در مدینه بیمناک بود، با دعوت امام به مرو و ولیعهد کردن وی می‌خواست از خطر وی برای حکومتش سهل و آسان مسجد طالقانی مشهد خواهد شد.[۱۲]
بی صدا کردن انقلاب علویان: مأمون با ولیعهد کردن امام توانست انقلاب‌های علویان را ساکت نماید؛ به‌سیرتکامل‌ای که بعداز ولیعهد شدن امام، هیچ انقلابی (مگر حرکتی که در یمن صورت گرفت و به زودی سکوت شد) از علوی‌ها فیس نداد.[۱۳]
بدبین کردن شیعه‌ها به امام: بر پایه ی روایتی که از اباصَلْت (از یاران امام رضا) بیان شده، مأمون می‌خواست با ولیعهد کردن امام، اورا شخصی طالب عالم معرفی نماید تا از رده وی نزد شیعه ها بکاهد.[۱۴]
به کار گیری از امام برای مشروعیت دادن به خلافت مأمون: مأمون که می‌دانست امام رضا در مدینه عموم را به سوی خویش دعوت می‌نماید، با ولیعهد کردن امام می‌خواست دعوت‌های امام را وسیله‌ای برای مشروعیت خلافت خویش قرار دهد تا خلال حقانیت امام، خلافت خودش نیز مشروع دانسته خواهد شد.[۱۵]
راضی کردن اهل خراسان: خراسانی‌ها که پس از تأیید خلافت بنی‌عباس، از ستم آنان سرخورده گردیده بودند، به امام رضا روی آورده بودند.[۱۶] مأمون با ولیعهد کردن امام رضا، در صدد راضی کردن آن‌ها بود.[۱۷]
شناسایی عامل ها اساسی شیعه: شیعه‌ها که مدام به طور پنهان معاش می‌کردند، با ولیعهد شدن امام از زندگانی مخفیانه دست می‌کشیدند و در سود از سوی حکومت بنی‌عباس شناسایی می‌شدند.[۱۸]
بیشتر شدن توان مأمون: بنی‌عباس همواره مأمون را به دلیل آن که مادرش کنیز قصر بود و مجموع امور را به شخصی اهل ایران (ادب بن آسان) ودیعه بود، تحقیر می‌کردند. ازاین‌رو تصمیم گرفت با ولیعهد کردن شخصیت بزرگی زیرا علی بن موسی، منزلت خویش را تقویت نماید.[۱۹]
برخی نویسندگان هدف ها دیگری را نیز برای این مبادرت مأمون بیان کرده‌اند.[۲۰] سید جعفر مرتضی عاملی، تاریخ‌پژوه شیعه این نظر را دارد با دقت به مشکلاتی که مأمون در حکومت با آن ها روبه‌رو بود، گزینش امام به ولیعهدی بر نبوغ سیاسی و دور اندیشی او از ایرادات حکومت دلالت دارااست.[۲۱] با این اکنون، میگویند امام رضا(ع) با سیاست‌ها و موضع‌گیری‌هایش، مأمون را از دست‌یابی به اهدافش ناکام گذاشت.[۲۲]

رویه امام رضا
به گفته سید جعفر مرتضی عاملی، گزارش‌هایی که بر رضایت نداشتن امام به ولایتعهدی دلالت داراست، پی درپی میباشد.[۲۳] مبنی بر آنچه در کتاب مناقب مذکور،‌ امام رضا(ع) از بی‌فیض بودن ولایتعهدی خویش خبر داده میباشد.[۲۴] مطابق این گزارش، بعداز تایید ولایتعهدی، امام در حضور مأمون و فضل و ادب بن آسان، سندی را بر ولایتعهدی خویش نوشت و مثلا مسائلی که در آن اظهار کرد، این بود که جَفْر و جامعه برخلاف ولایتعهدی‌اش دلالت دارا‌هستند.[۲۵]

مأمون قبل از ولایتعهدی، خلافت را به امام سفارش بخشید؛ البته امام رضا از تایید آن دوری کرد و اظهار‌کرد: «در حالتی که پروردگار خلافت را به تو داده، جایز وجود ندارد آن را به دیگری بدهی و در شرایطی که خلافت را به تو نداده، به چه شکل چیزی را که برای تو وجود ندارد به دیگری میبخشی؟»[۲۶] پژوهشگران معتقدند این جواب امام(ع) پایه مشروعیت خلافت مأمون را ذیل سؤال موفقیت.[۲۷] سید جعفر مرتضی این نظر را دارد اصولاً مأمون در توصیه خلافت به امام رضا(ع) جدیتی نداشت و این سفارش وی تلاشی برای ثبت خلافت خویش بوده میباشد.[۲۸] ادب بن راحت نیز از اینکه مأمون خلافت را از خویش برمی‌داشت و امام نیز آن را نمی‌عهده دار شد، اظهار تعجب میکرد که خلافت به چه اندازه تباه گردیده است.[۲۹]


سفارش ولایتعهدی
به گفته ابوالفَرَج اصفهانی در مقاتل الطالبیین و روضه خوان صدوق در کتاب عیون خبر‌ها الرضا(ع)، ولایتعهدی امام رضا به خواست مأمون جاری ساختن شد؛ چراکه وی عهد و پیمان خورده بود زمانی که بر برادرش امین پیروزشود، خلافت را به امام رضا بسپارد.[۶] با کشته شدن امین و به خلافت وصال مأمون، فضل و ادب بن آسان وزیر مأمون، قسم وی باایمان را متذکر شد و مأمون اقدامات مایحتاج برای آن شغل را اجرا آدرس مسجد توفیق مشهد بخشید.[۷]

در مقابل، بعضی بر این باورند که توصیه ولایتعهدی امام رضا از سوی ادب بن سهل وآسان مطرح گردیده است.[۸] اورده شده فضل و ادب با این شغل می‌خواست بعد از امام، خویش به پادشاهی کشور ایران رسد.[۹] مأمور شدن رجاء بن ابی‌ضحّاک از فامیل ادب بن سهل و آسان برای جابجایی امام رضا از مدینه به مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون در ارتباط نقشه راحت و گزارش‌های تاریخی دیگر از شواهد این مدعی دانسته رزرو مسجد توفیق مشهد گردیده‌است.[۱۰]

هدف ها
بعضی مستشرقان و برخی از نویسندگان شیعه مانند حسن امین، مولف لبنانی، بر این باورند که مأمون در ولیعهد کردن امام، صداقت داشته و آن عمل را خالصانه اجرا داده میباشد.[۱۱] ولی دانشمندان بخش اعظمی معتقدند مأمون با ولیعهد کردن امام در ادامه هدف ها پایین شماره مسجد توفیق مشهد بوده میباشد:

ایمن شدن از خطر امام و پایین حیث به چنگ آوردن وی: مأمون که از شغل‌های امام در مدینه بیمناک بود، با دعوت امام به مرو و ولیعهد کردن وی می‌خواست از خطر وی برای حکومتش سهل و آسان مسجد طالقانی مشهد خواهد شد.[۱۲]
بی صدا کردن انقلاب علویان: مأمون با ولیعهد کردن امام توانست انقلاب‌های علویان را ساکت نماید؛ به‌سیرتکامل‌ای که بعداز ولیعهد شدن امام، هیچ انقلابی (مگر حرکتی که در یمن صورت گرفت و به زودی سکوت شد) از علوی‌ها فیس نداد.[۱۳]
بدبین کردن شیعه‌ها به امام: بر پایه ی روایتی که از اباصَلْت (از یاران امام رضا) بیان شده، مأمون می‌خواست با ولیعهد کردن امام، اورا شخصی طالب عالم معرفی نماید تا از رده وی نزد شیعه ها بکاهد.[۱۴]
به کار گیری از امام برای مشروعیت دادن به خلافت مأمون: مأمون که می‌دانست امام رضا در مدینه عموم را به سوی خویش دعوت می‌نماید، با ولیعهد کردن امام می‌خواست دعوت‌های امام را وسیله‌ای برای مشروعیت خلافت خویش قرار دهد تا خلال حقانیت امام، خلافت خودش نیز مشروع دانسته خواهد شد.[۱۵]
راضی کردن اهل خراسان: خراسانی‌ها که پس از تأیید خلافت بنی‌عباس، از ستم آنان سرخورده گردیده بودند، به امام رضا روی آورده بودند.[۱۶] مأمون با ولیعهد کردن امام رضا، در صدد راضی کردن آن‌ها بود.[۱۷]
شناسایی عامل ها اساسی شیعه: شیعه‌ها که مدام به طور پنهان معاش می‌کردند، با ولیعهد شدن امام از زندگانی مخفیانه دست می‌کشیدند و در سود از سوی حکومت بنی‌عباس شناسایی می‌شدند.[۱۸]
بیشتر شدن توان مأمون: بنی‌عباس همواره مأمون را به دلیل آن که مادرش کنیز قصر بود و مجموع امور را به شخصی اهل ایران (ادب بن آسان) ودیعه بود، تحقیر می‌کردند. ازاین‌رو تصمیم گرفت با ولیعهد کردن شخصیت بزرگی زیرا علی بن موسی، منزلت خویش را تقویت نماید.[۱۹]
برخی نویسندگان هدف ها دیگری را نیز برای این مبادرت مأمون بیان کرده‌اند.[۲۰] سید جعفر مرتضی عاملی، تاریخ‌پژوه شیعه این نظر را دارد با دقت به مشکلاتی که مأمون در حکومت با آن ها روبه‌رو بود، گزینش امام به ولیعهدی بر نبوغ سیاسی و دور اندیشی او از ایرادات حکومت دلالت دارااست.[۲۱] با این اکنون، میگویند امام رضا(ع) با سیاست‌ها و موضع‌گیری‌هایش، مأمون را از دست‌یابی به اهدافش ناکام گذاشت.[۲۲]

رویه امام رضا
به گفته سید جعفر مرتضی عاملی، گزارش‌هایی که بر رضایت نداشتن امام به ولایتعهدی دلالت داراست، پی درپی میباشد.[۲۳] مبنی بر آنچه در کتاب مناقب مذکور،‌ امام رضا(ع) از بی‌فیض بودن ولایتعهدی خویش خبر داده میباشد.[۲۴] مطابق این گزارش، بعداز تایید ولایتعهدی، امام در حضور مأمون و فضل و ادب بن آسان، سندی را بر ولایتعهدی خویش نوشت و مثلا مسائلی که در آن اظهار کرد، این بود که جَفْر و جامعه برخلاف ولایتعهدی‌اش دلالت دارا‌هستند.[۲۵]

مأمون قبل از ولایتعهدی، خلافت را به امام سفارش بخشید؛ البته امام رضا از تایید آن دوری کرد و اظهار‌کرد: «در حالتی که پروردگار خلافت را به تو داده، جایز وجود ندارد آن را به دیگری بدهی و در شرایطی که خلافت را به تو نداده، به چه شکل چیزی را که برای تو وجود ندارد به دیگری میبخشی؟»[۲۶] پژوهشگران معتقدند این جواب امام(ع) پایه مشروعیت خلافت مأمون را ذیل سؤال موفقیت.[۲۷] سید جعفر مرتضی این نظر را دارد اصولاً مأمون در توصیه خلافت به امام رضا(ع) جدیتی نداشت و این سفارش وی تلاشی برای ثبت خلافت خویش بوده میباشد.[۲۸] ادب بن راحت نیز از اینکه مأمون خلافت را از خویش برمی‌داشت و امام نیز آن را نمی‌عهده دار شد، اظهار تعجب میکرد که خلافت به چه اندازه تباه گردیده است.[۲۹]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه