موضعگیری امام کاظم در قبال قیام
براساس روایتی که کلینی در کتاب کافی نقل نموده است، زمانی که صاحب و مالک فخ قیام کرد، امام کاظم را به بیعت فراخواند؛ ولی امام با ردّ بیعت، از وی خواست او را به بیعت وادار نکند و وی نیز چنان کرد.[۱۴] عبدالله مامقانی این نظر را دارد درخواست بیعت صاحب و مالک فخ از امام کاظم(ع) ، صوری بوده میباشد تا در شکل توفیق، دستور خلافت را به وی واگذار نماید؛ ازاینرو امام از روی تَقیّه، حسین را از قیام نهی کردن کرد؛ البته در درون از مبادرت وی راضی بود؛ همچنانکه بعد از شهادتش برای وی طلب عفووبخشش آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.[۱۵]
در گزارش ابوالفرج اصفهانی آمده میباشد حسین برای قیام، با امام کاظم(ع) مشاوره کرد و قیام با امر امام انجام یافته میباشد.[۱۶] همینطور بر اساس آنچه سید ابن طاووس از عالمان شیعه در قرن هفتم هجری نقل کرده، هادی عباسی قیام حسین را مستند به امر امام کاظم(ع) میدانست.[۱۷] با این هم اکنون، برپایه روایتی از کتاب کافی، یحیی بن عبدالله در طومارای به امام کاظم(ع)، از جواب منفی امام به مشاورهخواهی آن ها در قیام فخ، شکایت رزرو مسجد توفیق مشهد نموده است.[۱۸]
به گفته احمد بن ابراهیم حسنی و احمد بن آسوده، دو بدن از تاریخنگاران زیدیمذهب در قرن چهارم قمری، امام کاظم(ع) هنگام حادثه فخ، برای جاری ساختن حج در مکه بوده میباشد.[۱۹] به نقل از این دو، موسی بن عیسی، یکی عامل ها دستگاه خلافت عباسی، هنگام پیکار، امام را احضار کرد و امام به آنجا رفت و تا نقطه پایان کارزار همدم او ماند.[۲۰] طبق این گزارش، بعد از کارزار، وقتی که امام به مرز و بوم منا رفت، سرهای بریده گردیده را نزد وی آوردند.[۲۱] بهنقل ابوالفرج اصفهانی، امام کاظم(ع) با دیدن رمز حسین بن علی، آیه استرجاع را خواند و با بیان خیرهایش، اورا شخصی نیکوکار شماره مسجد توفیق مشهد معرفی کرد.[۲۲]
علامه مجلسی مؤلف کتاب بحارالانوار، در حالتیکه چه شخصیت حسین فخی را ستوده، ولی این نظر را دارد ملامتهایی هم در شخصیت وی مطرح گردیده است.[۲۳] برخی محققان بر این باورند که اگرچه قصههایی در تأیید شخصیت مالک فخ وجود داراست، البته آنها دلیلی بر تأیید قیام وی از سوی امامان شیعه وجود ندارد.[۲۴] فرستاده جعفریان، تاریخپژوه، نیز اگرچه قیام فخ را در ستون سلامتترین قیامهای علویان بر ضد عباسیان میداند، مینویسد اینگونه یقینی نیست کهاین قیام به فرمان امام کاظم(ع) اعمال گرفته میباشد؛ بلکه میاقتدار اذعان کرد شیعهها امامی با این قیامها موافقتی نداشتند؛ چراکه دراین زمینه، با علویها سرگرم بودند و در بین آنها اختلافاتی به وجود مسجد طالقانی مشهد آمد.[۲۵]
موضوعهای قیام
به گفته یعقوبی، مورخ سده سوم قمری، هنگامی هادی عباسی در سال ۱۶۹ق به حکومت رسید، فشار بر علویان را شدت اعطا کرد و در تعقیب طالبیان پافشاری ورزید.[۲۶] وی به ساخت رعب و وحشت علیه علویها پرداخت و پایگاهّریها و عفو و بخششهایی را که پدرش مهدی عباسی به آنها داده بود، کلیه را انقطاع کرد.[۲۷] او همینطور به مأمورانش در نقاط متفاوت دستورداد که آنهارا بازداشت کرده، نزدش بفرستند.[۲۸]
هادی همینطور یکی نوادگان قدمت بن خطاب به اسم عبدالعزیز بن عبدالله را به فرمانداری مدینه گماشت[۲۹] که وی نیز با طالبیان بدرفتار بود و هر روز علویها را به دارالاماره احضار میکرد.[۳۰]
از بعضا گزارشها به کار گیری کردهاند که شهید فخ از فرصت حکومت مهدی عباسی در تفکر قیام بوده میباشد؛[۳۱] چراکه براساس گزارش رازی، در حدود سی هزار نفر، از شهرهای گوناگون، با حسین بیعت و با وی قسم کرده بودند که در موسم حج، در عرفات قیام نمایند.[۳۲] آنها همینطور در طومارهایی، اشخاص مورداعتمادشان در خراسان و حیطههای دیگر را از تصمیم خویش آگاه کرده بودند.[۳۳] بعد از تهدیدهای فرماندار مدینه و دستگیری تنی چند از یاران حسین، آنان تصمیم گرفتند قیام را زودتر استارت نمایند.[۳۴]

مسجد توفیق مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب این مسجد جهت برگزاری مراسم