loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 17
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 10:34


موضع‌گیری امام کاظم در قبال قیام
براساس روایتی که کلینی در کتاب کافی نقل نموده است، زمانی که صاحب و مالک فخ قیام کرد، امام کاظم را به بیعت فراخواند؛ ولی امام با ردّ بیعت، از وی خواست او را به بیعت وادار نکند و وی نیز چنان کرد.[۱۴] عبدالله مامقانی این نظر را دارد درخواست بیعت صاحب و مالک فخ از امام کاظم(ع) ، صوری بوده میباشد تا در شکل توفیق، دستور خلافت را به وی واگذار نماید؛ از‌این‌رو امام از روی تَقیّه، حسین را از قیام نهی کردن کرد؛ البته در درون از مبادرت وی راضی بود؛ همچنان‌که بعد از شهادتش برای وی طلب عفووبخشش آدرس مسجد توفیق مشهد کرد.[۱۵]

در گزارش ابوالفرج اصفهانی آمده میباشد حسین برای قیام، با امام کاظم(ع) مشاوره کرد و قیام با امر امام انجام یافته میباشد.[۱۶] همینطور بر اساس آنچه سید ابن طاووس از عالمان شیعه در قرن هفتم هجری نقل کرده، هادی عباسی قیام حسین را مستند به امر امام کاظم(ع) می‌دانست.[۱۷] با این هم اکنون، برپایه روایتی از کتاب کافی، یحیی بن عبدالله در طومار‌ای به امام کاظم(ع)، از جواب منفی امام به مشاوره‌خواهی آن ها در قیام فخ، شکایت رزرو مسجد توفیق مشهد نموده است.[۱۸]

به گفته احمد بن ابراهیم حسنی و احمد بن آسوده‌، دو بدن از تاریخ‌نگاران زیدی‌مذهب در قرن چهارم قمری، امام کاظم(ع) هنگام حادثه فخ، برای جاری ساختن حج در مکه بوده میباشد.[۱۹] به نقل از این دو، موسی بن عیسی، یکی عامل ها دستگاه خلافت عباسی، هنگام پیکار، امام را احضار کرد و امام به آنجا رفت و تا نقطه پایان کارزار همدم او ماند.[۲۰] طبق این گزارش، بعد از کارزار، وقتی که امام‌ به مرز و بوم منا رفت، سرهای بریده گردیده را نزد وی آوردند.[۲۱] به‌نقل ابوالفرج اصفهانی، امام کاظم(ع) با دیدن رمز حسین بن علی، آیه استرجاع را خواند و با بیان خیر‌هایش، اورا شخصی نیکو‌کار شماره مسجد توفیق مشهد معرفی کرد.[۲۲]

علامه مجلسی مؤلف کتاب بحارالانوار، در حالتی‌که چه شخصیت حسین فخی را ستوده، ولی این نظر را دارد ملامت‌هایی هم در شخصیت وی مطرح گردیده است.[۲۳] برخی محققان بر این باورند که اگرچه قصه‌هایی در تأیید شخصیت مالک فخ وجود داراست، البته آن‌ها دلیلی بر تأیید قیام وی از سوی امامان شیعه وجود ندارد.[۲۴] فرستاده جعفریان، تاریخ‌پژوه، نیز اگرچه قیام فخ را در ستون سلامت‌ترین قیام‌های علویان بر ضد عباسیان میداند، می‌نویسد اینگونه یقینی نیست که‌این قیام به فرمان امام کاظم(ع) اعمال گرفته میباشد؛ بلکه می‌اقتدار اذعان کرد شیعه‌ها امامی با این قیام‌ها موافقتی نداشتند؛ چراکه در‌این زمینه، با علوی‌ها سرگرم بودند و در بین آنها اختلافاتی به وجود مسجد طالقانی مشهد آمد.[۲۵]

موضوع‌های قیام
به گفته یعقوبی، مورخ سده سوم قمری، هنگامی هادی عباسی در سال ۱۶۹ق به حکومت رسید، فشار بر علویان را شدت اعطا کرد و در تعقیب طالبیان پافشاری ورزید.[۲۶] وی به ساخت رعب و وحشت علیه علوی‌ها پرداخت و پایگاهّری‌ها و عفو و بخشش‌هایی را که پدرش مهدی عباسی به آن‌ها داده بود، کلیه را انقطاع کرد.[۲۷] او همینطور به مأمورانش در نقاط متفاوت دستورداد که آن‌ها‌را بازداشت کرده، نزدش بفرستند.[۲۸]

هادی همینطور یکی نوادگان قدمت بن خطاب به اسم عبدالعزیز بن عبدالله را به فرمانداری مدینه گماشت[۲۹] که وی نیز با طالبیان بدرفتار بود و هر روز علوی‌ها را به دارالاماره احضار میکرد.[۳۰]

از بعضا گزارش‌ها به کار گیری کرده‌اند که شهید فخ از فرصت حکومت مهدی عباسی در تفکر قیام بوده‌ میباشد؛[۳۱] چراکه براساس گزارش رازی، در حدود سی هزار نفر، از شهر‌های گوناگون، با حسین بیعت و با وی قسم کرده بودند که در موسم حج، در عرفات قیام نمایند.[۳۲] آنها همینطور در طومار‌هایی، اشخاص مورداعتمادشان در خراسان و حیطه‌های دیگر را از تصمیم خویش آگاه کرده بودند.[۳۳] بعد از تهدیدهای فرمان‌دار مدینه و دستگیری تنی چند از یاران حسین، آنان تصمیم گرفتند قیام را زودتر استارت نمایند.[۳۴]

بازدید : 17
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 10:59


زمان سقوط امپراتوری عثمانی
بعداز سقوط امپراتوری عثمانی و تأسیس پادشاهی عراق زیر سیطره انگلیس به جهت فقدان ارتباط ها مطلوب فی مابین کشور ایران و عراق، در بعضا عصر‌ها مسافرت زائران اهل ایران عتبات به عراق ممنوع شد. این مسأله رکود اقتصادی شهرهای عتبات را تجدید کرد به گونه ای‌که بخش اعظمی از بازاریان ورشکسته شدند، طلاب و اهل یک محل نجف با خطاها شدید مالی مواجه گشتند. با این حالا دولت عراق و انگلیسی‌ها از این حالت چندان غمگین نبودند. آن ها حضور زائران اهل ایران را موجب نفوذ دولت کشور‌ایران در عراق آدرس مسجد توفیق مشهد می‌پنداشتند.

افزون بر آن مخالفت مراجع و علمای اهل ایران مقیم در شهرهای عتبات با سیاست‌های استعماری بریتانیا در عراق، بریتانیا و پادشاهی عراق را بر آن داشت تا برای کاهش نفوذ مراجع اهل ایران بر جامعه شیعی عراق و خطر ناشی از رهبری مراجع شیعه در انقلاب علیه بریتانیا در عراق و مخالفت مراجع با معاهده فی مابین بریتانیا و عراق و انتخابات مجلس مؤسسان، دست به اخراج علمای اهل ایران بزنند. بر این شالوده ۴۴ نفر از علما اهل ایران و همراهانشان به عنوان مثال سیدابوالحسن اصفهانی و میرزای نائینی به برهه زمانی یک سری ماه از عراق اخراج شدند. این مسأله تأثیری بر اقتصاد شهرهای رزرو مسجد توفیق مشهد عتبات داشت.

زمان حاکمیت حزب بعث
بعد از تشکیل جمهوری عراق و در ادامه آن به توان وصال حزب بعث، زیارت ایرانیان به عتبات کاهش یافت. دولت عراق در عصر متفاوت چه در عصر پادشاهی عراق و چه بعداز جمهوری آن همواره به عذر و بهانه‌های گوناگون نظیر سرایت وبا، ضابطه ملیت، ارتقا روز افزون هزینه‌های روادید، سرویس ها رفاهی، بهداشتی، کاهش بازه اقامت زائران سیاست کاهش هجرت زائران را در‌پی گرفت. از سوی دیگر دولت کشور‌ایران نیز به جهت مشقت بار‌گیری‌های دولت‌ عراق در عوض زائران و در بعضی مورد ها سیاست‌های ضدمذهبی زمانه پهلوی، گاه ممنوعیت هجرت به عتبات را به طور موقت اعلام شماره مسجد توفیق مشهد می کرد.

مهمترین حادثه ها شهرهای عتبات
از مهمترین رویدادها عتبات عالیات می‌قدرت به تخریب مقبره امام حسین(ع) در زمانه خلفای عباسی مثلا منصور، هارون و متوکل اشاره نمود که هریک در عصر‌های متفاوت به تخریب ضریح مبادرت کرده‌اند. مهمترین و دارای اسم و رسم‌ترین تخریب به‌فرمان متوکل شکل گرفت.[۱۳] از سایر حادثه ها می‌اقتدار این موردها را اسم مسجد طالقانی مشهد موفقیت:

حمله وهابی‌ها به کربلا
نوشته‌ی علمیٔ مهم: حمله وهابی‌ها به کربلا
وهابیان در سال ۱۲۱۶ق نیز به ضریح امام حسین(ع) حمله کرده و به آن زخم بدون شوخی وارد ساختند.[۱۴]

هجوم ها وهابی‌ها به نجف
نوشته ی علمیٔ مهم: تهاجم ها وهابی‌ها به نجف
سعود بن عبدالعزیز در سال ۱۲۱۶ق به عراق حمله کرد و در روز عید غدیر، کربلا را غارت نمود.[۱۵] وهابیان بعد از آن به نجف حمله و آن را محاصره کردند.[۱۶]

انتفاضه شعبانبه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: انتفاضه شعبانیه عراق

تخریب دیوار بقاع امام حسین(ع) در جریان انتفاضه شعبانیه
انتفاضه شعبانیه عراق قیام عموم عراق علیه حکومت صدام حسین در شعبان سال ۱۴۱۱ق بر پایه ی با سال ۱۳۶۹ش بود. قیام از بصره آغاز شد و معترضان در برهه زمانی ۱۵ روز چهارده استان از هجده استان عراق را تصرف کردند. درپی این قیام مردمی، نیروهای صدام با توپ و تانک به کربلا و نجف حمله کردند. درین حمله ها، بقاع امام علی(ع)، مقبره امام حسین(ع) و بقاع حضرت عباس(ع) زخم رویت کرد و بعداز آن نیز به بازه زمانی شش ماه درهای مقبره‌ بسته بود.[۱۷]

تخریب بقاع عسکریین
نوشته‌علمیٔ مهم: تخریب بقعه عسکریین

تخریب حرمین عسکریین(ع) بر تاثیر انفجارهای تروریستی
درپی دو حمله تروریستی در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ش، بقاع امام عسکری(ع) و امام هادی(ع) تخریب شد.[۱۸] ستاد مرمت عتبات عالیات کشور ایران در سال ۱۳۸۹ش، تجدید بنا بقعه عسکریین(ع) را استارت کرد و در سال ۱۳۹۴ش تمام کرد.[۱۹]

ستاد مرمت عتبات
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: ستاد نوسازی عتبات عالیات
ستاد نوسازی عتبات، تیم‌ای میباشد غیردولتی که در سال ۱۳۸۲ش و در‌پی سقوط صدام و قابلیت حضور زائران در مرزوبوم عراق تأسیس شد. عمل مهم این ستاد، تجدید بنا اماکن مذهبی عراق و دیگر کشورها میباشد و منابع مالی آن از روش امداد‌های مالی داوطلبانه افراد و سازمان‌های دولتی و غیردولتی تأمین می‌گردد.[۲۰]

بازدید : 28
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 16:35


مسجد عُمران بن شاهین از سابق‌ترین مساجد نجف، بنا شده در جهت شمالی صحن بقعه امام علی(ع) میباشد. این مسجد که در دالان منتهی به باب الطوسی بقاع امام علی(ع) قرار گرفته، در قرن چهارم قمری به‌دست عمران بن شاهین ساخته شد. درباره اینکه این سازه از آغاز به‌قصد مسجد تشکیل‌شده یااینکه رواق بوده و بعد ها تیتر مسجد به خویش گرفته، آرا و نظرها مختلفی ارائه گردیده است. مزار سید یزدی، تالیف کننده کتاب العروة الوثقی در‌این مسجد آدرس مسجد توفیق مشهد جای دارد.

تاریخچه
تاریخ تشکیل داد این مسجد به قرن چهارم هجری بازمی‌شود[۱] که به‌دست عمران بن شاهین، قاضی جنوب عراق ساخته شد.[۲] عمران یکی شورشیان علیه حکومت عضدالدوله بویهی بود که ناکامی خورد و با خویش قسم کرد که در شرایطی‌که فرمانروا از او درگذرد، دو رواق در نجف و دیگری در کربلا سازه نماید.[۳] ازاین‌رو رواقی که در نجف سازه کرد، در سمت شمالی مقبره قرار داشت و زیرا آن فرصت بقعه خرد بود، خارج از صحن واقع شد. در زمانه پادشاه عباس صفوی، صحن را توسعه و گسترش دادند و کمی از آن به بقعه افزوده شد. در سال ۱۳۶۸ق دولت وقت در عراق، بخش دیگری را تخریب نموده و با خیابان‌کشی، فقط قسمتی از مسجد باقی رزرو مسجد توفیق مشهد ماند.[۴]


شرایط مسجد عمران بن شاهین در بقاع امام علی(ع)
معماری
مساحت کنونی مسجد عمران، در حدود ۲۱۵ متر مربع میباشد. این سازه دارنده چهار قوس مقابل و کنار یکدیگر بوده که امتداد آن ها از کف مسجد تا به سقف میباشد. همینطور گنبدی خرد با دوازده نورگیر بر روی سقف مسجد قراردارد و ذیل هرمورد از قوس‌های چهارگانه مسجد، فضایی حجره‌مانند ساخته شماره مسجد توفیق مشهد شده میباشد.[۵]

پروژه تجدید بنا مسجد عمران بن شاهین در اوایل ذی‌القعده سال ۱۴۲۸ق استارت شد و طی آن عملیات، بنا‌های مهم مسجد با بتون‌ریزی و با قرار دادن تیرآهن برای دیوارها و سقف استحکام مسجد طالقانی مشهد یافت.[۶]

گفته‌ها درباره مسجد
روحانی جعفر آل محبوبه درباره مسجد عمران می گوید که‌این سازه در صدر به‌تیتر مسجد نبوده و به قصد رواق بقاع سازه گذاشته شد. از این رو از رواق‌های مقبره امام علی به‌شمار می‌رود و شکی وجود ندارد که دفن کردن در آن جائز میباشد. به گفته آل محبوبه این عمارت بعداز غیر وابسته شدنش از مقبره امام علی، حکم مسجد بر آن خوانده شد و اثرها مسجد که در آن چشم می‌گردد، به آنگاه بر میگردد. او همینطور این نظر را دارد اینکه این عمارت و کتیبه‌های قرآنیِ آن از اثر ها به‌جا باقیمانده عمران بن شاهین باشد، بسیار بعید میباشد.[۷]

سید عبدالمطلب الخرسان در کتاب مساجد و معالم عقیده‌ای مخالف آل محبوبه دارااست و قائل میباشد که هیچ دلیلی سازه بر نابود شدن اثرها رواق عمران بن شاهین نیست، زیرا در تاریخ هیچ اشاره‌ای به ویران کردن کلی رواق و تشکیل داد دوباره آن نشده میباشد. وی همینطور درباره کتیبه‌های قرآنی اعتقاد دارد می توانند اضافاتی باشند که در هنگام تجدید بنا عمارت به وجود آمده‌اند و فقط دیوارها و سقف عمارت که ادله بر عمر آن دارااست، باقیمانده‌اند.[۸]


نمای داخلی مسجد عمران بن شاهین که در روبرو، صحن مقبره امام علی(ع) و در سمت راست، حرم سید یزدی قراردارد.
سعاد حرفه ای هم در کتاب مشهد الامام علی میگوید: با نظارت عمارت مسجد و همچون بودن آن با طریق تشکیل داد حیاط‌های صحن بقاع و دیوار فرنگی از دید مصالح ساختمانی آن و حتی از دید آجرکاری و دهانه قوس‌ها، این فیض بدست میاید که بنا‌های این مسجد همزمان با ایجاد کرد تراس‌های مقبره درست شده‌اند، پس دستکم در قرن دهم هجری و در زمان صفویه به مسجد تبدیل شد‌ه‌است.[۹]

آرا و عقیده‌های دیگری هم درباره زندگانی عمران بن شاهین، تاریخچه تشکیل داد مسجد و کیفیت تغییرات آن در قرن ها متفاوت وجود داراست.[۱۰]

مدفونان در مسجد
مسجد عمران بن شاهین که امروزه در شمال صحن بقاع امام علی(ع) واقع گردیده و جزئی از بقاع به حساب می آید،[۱۱] محل دفن عالمانی زیرا سید محمدکاظم یزدی، سید عبدالحسین شرف‌الدین، سید محمدکاظم مقدس و روحانی محمدباقر قمی میباشد.[۱۲] [۱۳]

بازدید : 53
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 10:40


ماجرای منزل فاطمه(س)
نوشته ی علمیٔ اساسی: ماجرای هجوم به منزل فاطمه(س)
همینطور مشاهده کنید: منزل حضرت فاطمه(س)
بنابر نقل ابن مخلوق ربه، ادیب و مورخ قرن ۳ و ۴ هجری، قدمت بعد از تعیین ابوبکر تحت عنوان خلیفه مسلمان‌ها، به امر او به منزل فاطمه(س) رفت تا از علی بن ابی‌طالب(ع) بیعت بگیرد. قدمت در حالی که آتشی در چنگ داشت، انذار کرد درصورتی که اهل منزل بیعت نکنند منزل را حریق خواهد زد.[۹۴] منابع دیگری از اهل سنت همانند تاریخ طبری،[۹۵] انساب الاشراف[۹۶] و المصنَّف،[۹۷] و همینطور روحانی موثر در کتاب الجمل نیز این ارعاب قدمت را نقل آدرس مسجد توفیق مشهد کرده‌اند.

در بعضا منابع شیعه همانند کتاب سلیم بن قیس[۹۸] و بحارالانوار[۹۹] آمده میباشد که قدمت این ارعاب خویش را عملی کرد و درب منزل فاطمه(س) را حریق زد. به گفته علامه مجلسی، محدث شیعه قرن ۱۱ و ۱۲ هجری، قدمت بعد از حریق زدن درب منزل، وارد منزل شد و زمانی با مقاومت فاطمه(س) روبه‌رو شوید با غلاف خنجر به پهلوی وی و با تازیانه به بازوی وی ضربه زد.[۱۰۰] در نقل دلائل الامامة آمده میباشد قدمت به قنفذ دستورداد فاطمه(س) را بزند و در تاثیر آن، فاطمه(س) سقط جنین رزرو مسجد توفیق مشهد کرد.[۱۰۱]

پاره کردن مدرک فدک
نوشته‌علمیٔ مهم: ماجرای فدک
ابوبکر بعداز تصدی خلافت، فدک را، که رسول به فاطمه بخشیده بود، از وی گرفت. بنابر نقل کلینی، محدث شیعه قرن ۳ و ۴ هجری، فاطمه نزد ابوبکر رفت و بعداز گفتگویی او‌را راضی کرد تا فدک را بازگرداند. ابوبکر سندی برای بازگرداندن فدک به فاطمه نوشت، اما قدمت آن نوشته را از فاطمه (و بنابر نقل دیگری از خویش ابوبکر[۱۰۲]) گرفت و پاره شماره مسجد توفیق مشهد کرد.[۱۰۳]

ابراز حزن فاطمه(س) از قدمت
بنابر نقل ابن‌قتیبه دینوری، بعداز خشمگین شدن فاطمه در تاثیر حادثه ها بعداز رحلت فرستاده(ص)، قدمت و ابوبکر برای دلجویی نزد فاطمه رفتند، البته وی از پذیرفتن آن ها جلوگیری کرد. آنان امام علی(ع) را واسطه قرار دادند و با فاطمه ملاقات کردند. در‌این ملاقات فاطمه از آنان اقرار گرفت که‌این کلام رسول را شنیده‌اند که فرمود خوشنودی فاطمه خوشنودی اینجانب و خشم وی خشم اینجانب میباشد. بعد فاطمه اعلام کرد: اینجانب معبود و ملائکه را گواه میگیرم که شما دو نفر من را خشمگین کردید و هنگامی نبی را ملاقات کنم از شما نزد وی گلایه مسجد طالقانی مشهد خواهم پیروزی.[۱۰۴]

حضرت فاطمه(س) به دلیل نارضایتی که از ابوبکر و قدمت بن خطاب داشت، وصیت کرد، این دو در تشییع وی کمپانی نکرده و بر پیکر وی نماز نخوانند.[۱۰۵]

همینطور ملاحظه کنید: حدیث بضعة و تشییع و تشییع‌جنازه حضرت فاطمه(س)
طریق حکومت‌داری
قدمت بن خطاب بعد از مرگ خلیفه نخستین و بنابر وصیت وی به خلافت رسید[۱۰۶] و ده سال و شش ماه و چهار روز خلیفه مسلمان‌ها بود.[۱۰۷]

محمد سهیل طقوش مورخ و تالیف کننده لبنانی در کتاب تاریخ الخلفاء الراشدین آورده میباشد: در عصر حکومت قدمت بن خطاب، قلمرو اسلامی توسعه یافت و غنایم فراوانی وارد بیت‌المال مسلمان ها شد و عنصر عرب و فارس با یکدیگر آمیخته شدند. این اوضاع و احوال می‌طلبید که شغل اداری حکومت مرکزی نیز توسعه یابد. برای سامان‌دهی این احوال، شهرهای نو ساخته شد، قلمرو اسلامی به تعدادی حیطه و ایالت تقسیم شد، بیت‌المال و دیوان احداث شوید و دستور قضاوت از شغل های حکومتی غیر وابسته شد.[۱۰۸]

به گفته ابن کثیر، قدمت بن خطاب اولیه کسی بود که امیرالمومنین خوانده شد و اولیه کسی بود که برای تادیب عموم شلاق به دست گرفت. وی سپاهیان را تجهیز و خراج اوضاع کرد و برای اشخاص، پایگاهّری گزینش نمود.[۱۰۹] بنابر نقل طبری، قدمت مقرری اشخاص را مطابق سوابق آن ها گزینش کرد و برای اهل بدر پنج هزار درهم و برای عده ای که پس از بدر تا صلح حدیبیه سوابق داشتند چهار هزار درهم انتخاب کرد.[۱۱۰] به گفته ابن ابی‌الحدید، امام علی(ع) هنگامی به خلافت رسید اعلام‌کرد بیت‌المال را فارغ از پیش گویی سوابق، به صورت معادل بین مسلمانها تقسیم خواهد کرد.[۱۱۱]

قدمت در سال ۲۰ هجری، یهودیان خیبر و نجران را از دیارشان خارج راند.[۱۱۲] در حین وی شهر کوفه ساخته شد و مسجد نبوی در سال ۱۸ هجری توسعه و گسترش یافت.[۱۱۳]

بازدید : 25
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 15:36


توکل‌های موقت
خلال توکل‌های اثبات، تعداد بیشماری توکل فعلا، تمامی ساله در دهه محرم در شهرها و روستاهای کشور ایران برپا می شود. «‌توکل بستن‌» در کنار خیابان‌ها و محدود کردن محوطه هایی‌گاه بسیار خرد، آویختن تصاویر و پارچه نوشته‌های دربردارنده عباراتی از دعا ها و زیارتنامه‌ها و روایات و مراثی (که معروفترین آن ها مرثیه محتشم کاشانی میباشد) بدین دیوارهای موقتا و فرش کردنِ زمین اعمال آدرس مسجد توفیق مشهد می‌پذیرد.

درین توکل‌های موقت نیز، بسته به میل و توان اقتصادی همسایه محل و برپا کنندگان توکل، وسایلی از قبیل دانش و کُتَل و ظروفی برای پذیرایی از اشخاص جای‌دارد. گروه‌های سوگواری و سینه زنی لحظاتی در قبال این توکل‌ها یا این که در باطن آن ها توقف می‌نمایند. اهل یک محل محل نیز اکثر وقت ها نذورات خویش را که بیشتر خوراک و شربت و دمنوش میباشد، بین عزاداران تقسیم می‌نمایند.‌گاه و بویژه در دهه اخیر اداره این توکل‌ها بر ذمه جوان ها و نوجوان ها بوده میباشد، گرچه سالخوردگان نیز در اداره و نظافت توکل و پذیرایی از مهمانان شرکت کردن رزرو مسجد توفیق مشهد دارا‌هستند.

در قلمرو عثمانی
اولیه توشه در عالم اسلام، توکل به معنای اقامتگاه صوفیان به شغل رفته و با جای ‌های دیگری همانند رباط، زاویه، خانقاه، دُوَیره و لنگر شباهت داشته میباشد.[۵۶] توکل‌های صوفیان از حدود سده هشتم و بیشتر در قلمرو عثمانیان رایج شد و همچون سازمانهای شبیه، طرز معاش در آنان عابدانه، همدم با رهبانیت و اعتکاف شماره مسجد توفیق مشهد بود.[۵۷]

در ایالات مرکزی عثمانی، یعنی آناتولی و روم ایلی کاربرد واژه و کلمه زاویه هم‌زمان با تکّه (توکل) رایج بود چنان که برای مثال عطائی در حدائق الحقائق فی تکمله الشقائق (سده دهم) از مسجد و خانقاهی به اسم تاجر توکل سی[۵۸] و زاویه علی پدر در محله روم ایلی حصار، که دُورْمِش دده توکل یا این که بکتاشی توکل سی نیز خوانده گردیده، [۵۹] ذکر شده میباشد. اولیا چلبی هنگام اسم بردنِ شماری از اقامتگاه‌های درویشان در شهرهای خرد و گرانقدر عثمانی غالباً از واژه توکل به کارگیری نموده است.[۶۰] پیرزاده نائینی، که در سده سیزدهم از استانبول دیدن کرده، با اشاره به تعدد و رونق تکایای این شهر، از دهها توکل وابسته به طریقت‌های بکتاشیه، مولویه، قادریه، نقشبندیه، رِفاعیه، خلوتیه، جَلَویه، چَشتیه، شاذلیه، شَعْیائیه، بَدویه، گلشنیه حرف گفته میباشد[۶۱] که برای مثال از این فی مابین، طریقت مولویه شش توکل اختصاصی به خویش داشته که در‌این تکایا سماع هفتگی برگزار و درآمد مستغلات و موقوفاتِ اکثری، صرف هزینه‌های آنان مسجد طالقانی مشهد می‌گردیده‌است.[۶۲]

آتاتورک در ۱۳۰۳/ ۱۸۸۶ عمل توکل‌ها و دامنه نفوذ آنها‌را محصور کرد و اکثری از تکایا، بویژه تکایای بکتاشی، به آلبانی منتقل شد، البته با روی عمل وارد شدن نظام کمونیستی از کار تکایا در‌این مرزوبوم نیز کاسته شد. آنگاه از دهه ۱۹۹۰ میلادی با سقوط نظام نام برده، این توکل‌ها توشه دیگر رونق یافتند.

امروزه ضمن آلبانی، در کشورهایی نظیر یونان، که گروههای اخوت کمابیش به عمل خویش ادامه میدهند، اصطلاح تکّه غالباً به آرامگاه اولیا اطلاق می شود.[۶۳] شایان بیان میباشد که در حال حاضر در خویش ترکیه نیز برگزاری مراسم سماع صوفیان مولویه، گرچه گاه با غرض جلب جهانگردان، نوعی تسامح در رعایت ضابطه ۱۳۰۳ به حساب میآید.

بخشهای متفاوت توکل‌ها در عثمانی
توکل در عثمانی معمولاً مشمول این بخش‌ها بوده میباشد:

سماع منزل یا این که توحیدخانه (مقام بیان).
تربت / تربه (مدفن شیوخ).
بقاع (محل سکونت خانواده شیوخ).
سَلاملیق (اتاق‌های پذیرایی و اسکان درویش‌ها و مهمانان).
آشپزخانه
گاه مسجد و کناره‌ای مختصِ خلوت[۶۴] ولی بسته به رغبت‌های فکری طریقت‌ها، تفاوت‌ها و خصوصیت‌هایی نیز وجود داشته میباشد، برای مثال سماع منزل یا این که اتاق بیان در توکل‌های بکتاشی با لوحه‌هایی دربردارنده اسم ائمه اطهار تزئین می‌گردیده و ورود به آنجا برای اشخاص فارغ طریقت ممنوع بوده میباشد.[۶۵]
در مرزوبوم‌های عربی قلمرو عثمانی
در مرز و بوم‌های عربی قلمرو عثمانی، توکل‌های بخش اعظمی بر پا بوده که افزون بر اقامتگاه صوفیان، به پذیرایی از در رویه ماندگان «‌ابن سبیل‌» تخصیص داشته میباشد. به عنوان مثال، در دمشق توکل‌ای را شاه سلیم در علاوه بر اقامتش در آن شهر، در ۹۲۳، سازه بنیان که از لحاظ خصوصیت‌های معماری عثمانی در مرزو بوم‌های عربی دارای اهمیت میباشد.[۶۶]

در فلسطین ، خاصکی شاه، همسر شاه سلیمان رسمی، در ۹۵۹ و فاطمه خاتون در ۹۷۴ تکایایی سازه کردند که اوقاف اکثری در قدس (بیت المقدّس)، صَفَد، غَزّه، حِمْص، حلب و دمشق بدانها تخصیص داده شد.[۶۷] در ۹۹۵ نیز خدا فعالیتْبِک، فرمان‌دار قدس، توکل‌ای برای طریقت مولویه در سعدیه قدس سازه کرد که روحانی آن از قونیه گزینش می شد و صوفی پر اسم و رسم عبدالغنی نابلسی در ۱۱۰۱ از آن دیدار کرد.[۶۸] اولیا چلبی نیز به تکایای طریقت‌های صوفیه در نابلس، الخلیل، حُنَین و دیگر شهرهای فلسطین اشاره نموده است.

در عصر عثمانی بخش اعظمی از جای هایی، که تا قبل از این عصر با کارکردی شبیه تکایا ساخته و به عنوانی دیگر دارای شهرت گردیده بودند، توکل خوانده شدند، برای مثال توکل سیدناالخلیل از عصر ممالیک که پیشتر سماط سیدناالخلیل نامیده می شد. توکل بنی موسی که الظاهر بَیبرَس آن را در سده هفتم فی مابین قدس و اریحا ساخته بود و توکل عیون التجار در طبریه که اساسا کاروانسرایی بود که در ۸۴۳ سازه گردیده بود و عثمان سنان پاشا (متوفی ۱۰۰۴) آن را نوسازی کرد.[۶۹]

در توکل‌های شامات، عراق و فلسطین بیشتر مهمانپذیری متبوع بود و در توکل‌هایی نیز اجرای مراسم صوفیانه، سماع و موسیقی اشاعه داشت. برای مثالً در توکل رمزّی سَقَطی در جبل جِرِزّیم، تا دمیدن صبح دف و طبل نواخته می شد.[۷۰]

سلاطین عثمانی در دیگر بخشها شامات نیز تکایایی سازه کردند که باشکوه‌ترین و دارای شهرت‌ترین آن ها توکل فرمان روا سلیم در دمشق و توکل مولویه در طرابلسِ شام (لبنان) پر اسم و رسم به «‌الدرویشیه‌» بود.[۷۱] به نوشته سیمز [۷۲] کاربرد توکل دمشق مانند کاروانسرا بوده میباشد.

در عراق نیز تکایا رونق داشتند. پیرزاده نائینی به تنی چند از آنان اشاره نموده است مثلا توکل بکتاشی در نجف، برای پذیرایی از زائرانِ مزار حضرت علی(ع) [۷۳] و توکل بزرگی در کنار مزار امام حسین(ع)، که درویشان بومی در آن، مسئول نور و روشنایی بقاع سیدالشهدا بودند.[۷۴]

قاهره نیز تکایای دیرین با موقوفات بسیار داشته میباشد، برای مثال تکایای مولویه (سازه در ۷۱۵ـ۷۲۱)، بکتاشیه یا این که توکل عبداللّه مغاوری (متوفی ۸۵۷)، الجُلشَنی (گلشنی) وابسته به طریقت قادریه (سازه در ۹۲۶ـ۹۳۱)، سلیمانیه (سازه در ۹۵۰)، دَمَه، قصرالعین، ازبک، بخاراییه، سیده رقیه، سیده نفیسه|سید نفیسه، حسن بن الیاس رومی، [۷۵] تکایای قاهره بیشتر به صوفیان اهل ایران و رخنه‌ تخصیص داشت. در مصر تمایز اساسی بین خانقاه و توکل را که بویژه بعداز عصر عثمانی در‌این مملکت رایج شد، وجود آرامگاه دراویش در توکل گفته‌اند.[۷۶] همینطور اکثر زمان ها در کنار توکل مسجدی خرد و سبیل (سقاخانه) قرار می‌گرفت.[۷۷]

بازدید : 57
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 15:55


میرزا حبیب الله رشتی (۱۲۳۴-۱۳۱۲ق) از فقیهان صاحب و مالک‌اسم قرن سیزده هجری٬ از شاگردان محمد حسن نجفی و روضه خوان انصاری و معلم عالمانی زیرا سید محمدکاظم یزدی، آقا ضیاءالدین عراقی، میرزا محمدحسین نائینی، سید محمدباقر درچه‌ای و سید ابوالحسن اصفهانی بود. مهمترین کتاب وی بدایع الافکار فی الاصول آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

معاش
میرزا حبیب الله رشتی فرزند میرزا محمد علی خان فرزند جهانگیرخان قوچانی گیلانی، از فقهای نام دار عالم تشیع در روزگار خویش بود. میرزا محمد علی از بزرگان گیلان بود.[۱] اجداد رشتی اصالتا اهل قوچان بودند که در سال‌های آغازین قرن یازدهم هجری قمری به گیلان نبی گردیده و از آن پس در گیلان مستقر شدند.[۲] او در سال ۱۲۳۴ق در املش متولد رزرو مسجد توفیق مشهد شد.[۳]

متفحص رشتی شب پنج‌شنبه ۱۴ جمادی‌الثانی ۱۳۱۲ق در نجف در ۷۸ سالگی دنیای فانی را وداع اذعان کرد و در یکی‌از حجره های صحن بقاع امام علی(ع) آهسته گرفت.[۴] در ماتم وی مجالسی برای مثال در طهران برگزار شد و بعضا شعرا در رثایش شعر شماره مسجد توفیق مشهد گفتند.[۵]

فرزندان
روحانی حبیب الله رشتی سه پسر داشت؛ محمد٬ اسماعیل و اسحاق که هر سه آنان جزو عالمان آئین و مُروِّجان مذهب بودند.[۶]

علم آموزی
حبیب الله در منزل، در آغاز به یادگیری قرآن پرداخت. بعد برای یاددادن علم ها فقاهتی در دوازده سالگی به لنگرود و بعد از آن رشت رفت.[۷] بعد از آن برای کامل شدن تحصیلات خویش، به حوزه علمیه قزوین رهسپار شد و در درس فقه و اصول، روضه خوان عبدالکریم ایروانی حضور یافت.[۸] در ۲۵ سالگی به اجتهاد دست یافت.[۹] سپس به زمان چهار سال مرجع کارها فقهی عموم املش شد. آن‌گاه در سال ۱۲۶۳ق در نجف به رینگ درسی محمد حسن نجفی وارد شد و از وی اذن اجتهاد گرفت.[۱۰] پس از درگذشت نجفی، در سال ۱۲۶۶ق، در محفل درس روضه خوان مرتضی انصاری کمپانی مسجد طالقانی مشهد کرد.[۱۱]

جلوگیری از پذیرفتن مرجعیت
او با اینکه سرآمد شاگردان روحانی انصاری بود، بعداز درگذشت روضه خوان، وجوهات دینی را نمی‌عهده دار شد و هیچگاه به‌دنبال مرجعیت خلا[۱۲] و در مقابل پافشاری شاگردان برای قبول مرجعیت، آنها‌را به میرزای شیرازی ارجاع می‌اعطا کرد.[۱۳]

اثرها
اصول فقه فقه دانش حرف دانش تعبیر
رسالة فی الضد و اقتضاء الامر بشیء النهی عنه و عدمه الحاشیه علی المکاسب[۱۴] الامامة حاشیه ها بر تعبیروتفسیر جلالین ( جلال‌الدین محلی و جلال‌الدین سیوطی)
التعادل والتراجیح حاشیة علی النخبة کشف کننده الظلام فی حل خلل ها الکلام
بدایع الافکار فی الاصول تقریرات درس اصول بوسیله میرزا هاشم آملی حاشیة علی نجاة العبادِ مالک جواهر
اجتماع الامر والنهی حاشیة علی منهج الرشادِ روحانی جعفر شوشتری
رسالة فی مقدمة الواجب کتاب الغصب
رسالة فی المشتق کتاب الالتقاط
التقریرات کتاب الاجارة[۱۵]
البدیع کتاب الطهاره
تقریرات درس متفحص رشتی
تعداد متعددی از شاگردان متفحص رشتی، درس‌های اورا تقریر کرده‌اند، که بعضی از آن ها عبارتند از:

تقریرات فی الفقه و تقریرات فی الاصول؛ به وسیله سید جعفر حسینی اشکوری.[۱۶]
تقریرات فی الفقه(۶مجلد) و تقریرات فی الاصول(۵مجلد)؛ به خودکار سید اسدالله رودباری.[۱۷]
رسالة في القضاء و رسالة في الاستصحاب‏؛ نوشته حسین خمامی رشتی.[۱۸]
هدف های الاصول؛ نوشته سید ابوالقاسم حسینی اشکوری.[۱۹]
اصول الفقه؛ به مداد روضه خوان ابراهیم رشتی.[۲۰]
حاشيه بر المكاسب و الرسائل‏؛ سيد محمد باقر درچه‌ای اصفهانی.[۲۱]
شاگردان
از شاگردان میرزا حبیب الله رشتی می‌قدرت به اسامی تحت اشاره نمود:

روحانی محمّدمهدی مازندرانی(بابا محمد کوهستانی)[۲۲]
سید محمدکاظم یزدی
آقا ضیاءالدین عراقی
میرزا محمدحسین نائینی
شعبان دیوشلی (لنگرودی)
عبدالله مازندرانی (لنگرودی)
میر بحرالعلوم رشتی
عباسعلی کیوان قزوینی
علی رشتی
حبیب خراسانی
مهدی خالصی [۲۳]
سید ابوالقاسم دهکردی
عبدالغنی بادکوبه ای
سید ابوالحسن اصفهانی
حسنعلی نخودکی اصفهانی
محمدباقر قائنی بیرجندی
سید ابوالقاسم حسینی اشکوری
میر حبیب الله خویی.[۲۴]
سید حاج میرزا حسن همدانی
سید راست گو قمی
میرزا باقر فرزند میرزا محمدعلی
روضه خوان حسن تویسرکانی
محمدباقر بهاری همدانی
سید محمدباقر درچه‌ای
روحانی ابراهیم رشتی
سید اسدالله رودباری
روحانی ابوطالب عراقی کزازی؛ وی از متفحص رشتی اذن اجتهاد دارااست.[۲۵]
روضه خوان ادب الله نوری؛ او نیز از میرزای رشتی اذن اجتهاد داراست. میرزا او‌را «العالم الاَوّاه» (دانشمند مالامال سوز و گداز) خوانده میباشد.[۲۶]
در لحاظ دیگر افراد
سید حسن صدر:

«مدرس اینجانب در فتوا، ورع شدیدی داشت. دایم‌العباده بود و غالباً خاموش میکرد. مدام در حالا بیان یا این که نماز بود حتی‌د‌ر مسافرت، زهدی وسیع داشت و بسیار سرازیر درس دادن می کرد..».[۲۷]

سید محسن امین او‌را فقیهی اصولی دانسته که موسس در دانش اصول و معلم علمای زمانش بود و زیرا وی کسی فکری عمیق نداشت.[۲۸] آقابزرگ تهرانی در هرجا کتابش او‌را آیت الله العظمی، علامه کلان و معلم تعالی خوانده میباشد. [۲۹]

بازدید : 45
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 13:47


اثر ها علمی
سید محسن حکیم بیش تر از چهل تاثیر از خویش به مکان گذارده که برخی از آنان تألیف و بعضی تفصیل یا این که لبه‌اند. مستمسک العروة الوثقی، اولیه تفصیل استدلالی بر آدرس مسجد توفیق مشهد عروة الوثقی.
حقائق الاصول، تفصیل بر کفایة الاصول.
نهج الفقاهة، تفصیل و کناره بر کتاب المکاسب.
منهاج الناسکین، مناسک و احکام تفصیلی حج.
شرحی استدلالی بر تبصرة المتعلمین علامه حلی.
تفصیل تشریح الافلاک روحانی بهایی در هیئت.
تفصیل المختصر النافعِ پژوهشگر حلّی، اولیه تاثیر دینی حکیم.
المسائل الدینیة.
رسالة فی ارث الزوجة.
منهاج الصالحین، رساله عملیه میباشد و دربرگیرنده فتاوای حکیم در ابواب متفاوت فقه.[۱۲]
روزگار رزرو مسجد توفیق مشهد مرجعیت

سید ابوالقاسم خویی، سید محسن طباطبایی حکیم، سید محمود شاهرودی و سید علی تبریزی.

بعد از درگذشت میرزا محمدحسین نائینی (۱۳۱۵ش)، بعضی مقلدان وی به سید محسن حکیم بازگشت کردند و بعد از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی (۱۳۲۵ش)، مرجعیت وی ثبت شد. سید محسن حکیم بعد از درگذشت بروجردی در سال ۱۳۴۰ش، آوازه بیشتری به‌دست شماره مسجد توفیق مشهد آورد.[۱۳]

اقدامات فرهنگی - اجتماعی
شماری از اقدامات فرهنگی و اجتماعی محسن حکیم عبارتند از:

تاسیس یا این که تجدید بنا و تجدید بنا ده‌ها مسجد، حسینیه و بنای فرهنگی.
تأسیس کتابخانه‌ای همگانی مکتبة آیة الله الحکیم العامة در نجف و تولید شعبه‌هایی از آن در بعضا شهرهای عراق و نیز در کشورهایی زیرا اندونزی، جمهوری اسلامی ایران، بحرین، پاکستان، سوریه، لبنان، مصر و هند.
امان دنیوی و معنوی از نشریاتی مانند الاضواء، رسالة الاسلام، النجف، الایمان، الثقافة الاسلامیة و سلسله کتاب‌ها و جزوه‌هایی با تیتر «مِنْ هُدَی مسجد طالقانی مشهد النجف».
جانبداری از نویسندگان، خطیبان، ادیبان و شاعرانی که تمدن اسلامی را توسعه و گسترش می‌دادند و با درنگ‌های الحادی و کمونیستی یا این که انحرافی تقابل می‌کردند.
ارسال کردن هیئتی به هند برای رفع اختلاف دربین عالمان.
موضع‌گیری در اعتراض به قتل‌عام مسلمان‌ها پاکستان.
نگهبانی از تأسیس المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی در لبنان.
موضع‌گیری درباره اخوان‌المسلمین مصر.[۱۴]
ساماندهی حوزه

تلگراف آیت الله حکیم به جمال عبدالناصر
برخی از اقدامات سید محسن حکیم برای ساماندهی ناحیههای علمیه شیعه عبارتند از:

اپلیکیشن‌ریزی برای ارتقا شمار طلاب؛ چنانکه شمار طلاب در حوزه علمیه نجف، از ۱۲۰۰ بدن به حدود هشت هزار نفر رسید.
تأسیس مکتب علم ها اسلامی و غنابخشیدن به دروس حوزه با برقراری درس‌هایی زیرا فلسفه، سخن، تعبیر و اقتصاد.
نرم‌افزار‌ریزی برای آشنا شدن طلاب با تفکر‌های الحادی مانند مارکسیسم، و اعتنا دادن بزرگان حوزه به خطر آن ها.
تمرکززدایی از حوزه و پیشرفت حیطههای علمیه در شهرها و بخشها دوردست و بقیه کشورها مانند پاکستان، ایالات متحده عربی و کشورهای آفریقایی.
اهتمام به وام ها و لازمات علم آموزی و اسکان طلاب فرنگی؛ برای مثال تخصیص مکتب‌ای در نجف به طلاب هند و مکتب‌ای به طلاب افغانستان و کشمیر.[۱۵]
جنگ با کمونیسم
بعداز کودتای عبدالکریم قاسم در عراق و به توان وصال وی در ۱۳۳۷ش، مورد قابل قبولی برای رواج اذهان کمونیستی و ثبت مقررات ناسازگار با احکام فقاهتی آماده شد. آیت الله حکیم به طور رسمیً به ثبت این ضوابط اعتراض کرد و عالمان و خطیبان را به مطلع سازی عموم از ماهیت ضد فقهی آن فراخواند. وی همینطور با صدور دو فتوای تاریخی در ۱۳۳۸ش، پیوستن به حزب کمونیست را از منظر دینیً غیرمجاز و در حکم بی دینی و الحاد یا این که رواج شرک و الحاد دانست. [یادداشت ۱]در ادامه این فتوا، دیگر عالمان نجف هم فتواهای شبیه دادند و عاقبت عبدالکریم قاسم را به پوزش طلبی واداشتند.[۱۷]


مرقد سید محسن حکیم
شغل‌های سیاسی باطن عراق
بعضا از عمل‌های سیاسی سید محسن حکیم در درون عراق عبارتند از:

تأسیس و ثبت جماعت العلماء فی النجف الاشرف.
مهاجرت به بغداد در ۱۳۴۲ش در اعتراض به رژیم بعثی حکومت عبدالسلام عارف و حبس و شکنجه معارضان.
اعتراض شدید به سیاست طایفه‌گرایی، تبعیض مذهبی و تفرقه‌افکنی.
اعتراض به ثبت ضابطه ملی‌سازی بعضا از کمپانی‌های تجاری در ۱۳۴۳ش که به تضعیف اقتدار مالی شیعه‌ها می‌انجامید.
برخورد شدید به تصمیم حکومت عبدالسلام عارف در سرکوب کردهای شمال عراق. او با فتوا به روا نبودن نزاع با کردها، از کشتار آن‌ها دوری کرد.[۱۸]

مرقد آیت الله حکیم در کتابخانه
عمل‌ها نسبت به مسلمان‌ها عالم
سید محسن حکیم به زمینه فلسطین آلرژی ویژه‌ای نشانه می‌اعطا کرد. وی در قبال تهاجم رژیم صهیونیستی اسرائیل به فلسطین در سال ۱۳۴۶ش، همگی مسلمان‌ها را به ایستادگی و بسیج تجهیزات فراخواند، به رسمیت شناختن اسرائیل از جانب حکومت وقت کشور ایران را محکوم کرد و در رخداد حریق زدن مسجد الاقصی در ۱۳۴۸ش، با صدور بیانیه‌ای، مسئولیت فقهی و تاریخی مسلمان ها را در قبال صهیونیست‌ها یادآور شد.[۱۹]سید احمد شبیری زنجانی یقین داشت که ضمن ملا بودن فهم مصالح همگانی اسلام از وضعیت مرجعیت عامه میباشد وسید محسن حکیم را واجد این شرط می دانست. [۲۰]

نقل شده در جریان محکومیت سید قطب (از رهبران حرکت اسلامی مصر) از سوی نظام جمال عبدالناصر، محسن حکیم در ۶ جمادی‌الاول ۱۳۸۶ق با ارسال تلگرافی خطاب به جمال عبدالناصر، خواهان کنسل حکم اعدام او و دوستانش شد.[۲۱][یادداشت ۲]

بازدید : 19
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:10


جرح و تعدیل، اصطلاحی میباشد در دانش رجال که جرح نوعی وصف برای راوی میباشد که علامت دهنده عادل نبودن وی میباشد و در فیض به راوی نمی‌اقتدار فعالیت کرد. در مقابل تعدیل به معنای توثیق میباشد؛ به‌این معنی که عدل و داد و ضبط راوی تأیید گردیده است. درک معانی کتاب و سنّت، که به امداد اثرها و روایات درست نتایج می‌گردد، به جرح و تعدیل متعلق میباشد، چون آشنایی اثرها و خبر ها درست و سقیم مشروط به آشنایی معیار وثاقت راویان روایات آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

مضمون‌‌شناسی
معنای لغوی
جَرح، از باب فَعَلَ یفعَلُ، معانی لغوی زیادی دارااست که از آن گزاره آسیب بدنی، جراحت لهجه (طعنه) و استخراج و اکتساب میباشد [۱]. در قرآن جُرْح (تودهِ آن جُروح) به معنای جراحت با سلاح [۲] و جَرْحَ و اِجْتراح به معنای اکتساب به عمل رفته رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۳]

تعدیل، مصدر باب تفعیل، از ریشه عَدْل (ضد ظلم و جور) میباشد. عَدَّلَ، به معنای اقامه به عمل می‌رود؛ یعنی، راست کردن چیزی که گم راه و کج شماره مسجد توفیق مشهد شد‌ه‌است [۴].

معنای اصطلاحی
در اصطلاح علم ها حدیث، مصدوم (نام مفعول) نوعی وصف برای شاهد و راوی میباشد که زمانی به آن موصوف خواهد شد، علامت دهنده عادل نبودن وی میباشد و در فیض به عهد و پیمان او نمی‌قدرت شغل کرد[۵]؛ ولی، خواسته از جرح در دانش رجال، خدشه وارد کردن به عدل و داد یا این که ضبط راوی یا این که هر دو خصوصیت حافظه شد‌ه‌است به گونه ای که در سود این جرح، حدیث وی ناپذیرفتنی تلقی مسجد طالقانی مشهد گردد.[۶]

تعدیل در اصطلاح دانش حدیث، صحه گذاشتن بر عدل و داد راوی و شاهد میباشد که موجب پذیرفته شدن حدیث یا این که شهید شدن او میگردد؛[۷] البته، در دانش رجال مفهومی ظریف داراست، به‌این شکل که تعدیل به معنای توثیق میباشد و خواسته از توثیقِ راوی به معنای صحه گذاشتن بر عدل و داد و ضبط او، به طور توأمان، میباشد، چون این دو خصوصیت میباشد که موجب تایید خبر راوی می شود.[۸]

دانش جرح و تعدیل نقطه کانونی علم ها حدیث با رویه نقادانه به حدیث به شمار می‌رود[۹] و در ارتباط نام‌و‌نشان آن یک‌سری حیث وجود دارااست

حکم کننده نیشابوری [۱۰] دانش جرح و تعدیل را دو دانش جدا دانسته میباشد.
جرح و تعدیل‌ علمی جدا و هم‌شأن علل الحدیث( آشنایی عیوب متنی وسندی حدیث) میباشد.[۱۱]
حاجی خلیفه [۱۲](تالیف کننده کتاب کشف الظنون) این دانش را از فروع دانش رجال دانسته میباشد.
مبنای مشروعیت این دانش قرآن [۱۳] و احادیث نبوی [۱۴] و احادیث امامان شیعه میباشد.[۱۵]

مورد دانش جرح و تعدیل
در سوژه جرح و تعدیل راویان، درباره دو خصوصیت عدل و داد و ضبط راوی حرف گفته میشود. لذا در تک تک اثراتی که در مورد جرح و تعدیل تألیف گردیده، مشاجره از عدل و داد و ضبط راویان به طور مجمل یا این که مفصّل آمده میباشد.[۱۶]

عدل و داد
عدل و داد راوی از موضوعاتی میباشد که در جرح و تعدیل گزینه دقت قرار گرفته میباشد.

منظور از عدل و داد

گردآوری‌ای از محدّثان درباره عدل و داد راوی بر این نظریه‌اند که عدل و داد نوعی ملکه روحی میباشد که صالح همراهی دارااست، به گونه ای که صاحب و مالک آن از ارتکاب گناهان کبیره، سماجت بر گناهان صغیره و جاری ساختنِ کارهاِ بر خلافِ مروت امتناع می‌ورزد.[۱۷]

به نظریه روحانی طوسی [۱۸]، عدل و داد دارای اعتبار در مرحله قصه، راستگویی راوی میباشد حتی در‌حالتی که گناه علنی از او رمز زند. درین برداشت از عدل و داد، دروغگویی راوی مهمترین منجر جرح میباشد، چنانکه بعضی تصریح کرده‌اند که دروغگویی توانمند‌ترین و بدیهی‌ترین منجر جرح میباشد.[۱۹]

روش ثابت عدل و داد

سازه بر لحاظ توده‌ای احراز عدل و داد برای راوی، با شهیدشدن یک نفر نیز نتیجه ها میشود.[۲۰]

عامل ها مخل عدل و داد

این عامل ها بر دو نوع میباشد:

دست اندرکاران مربوط به فرد راوی برای مثال نامشخص بودن راوی، ناشناخته بودن راوی و مجهول الحال بودن وی.
دست اندرکاران مربوط به خصوصیت‌های شخصی و اخلاقی و اعتقادی راوی به عنوان مثال کافر بودن راوی، بالغ نبودن او و اموری زیرا جنون، بدعتگذاری، دروغگویی، فسق و خوی بر خلاف.[۲۱]
ضبط
خواسته از ضبط در نزد محدّثان آن میباشد که راوی شنیده‌های خویش را به سیرتکامل‌ای محافظت نماید که درباره آن شکی به خویش خط مش ندهد و نیز محتوای آنان را به سیرتکامل‌ای شعور نماید که با چیز دیگری غلط نکند و در مسافت دریافت حدیث تا ادای آن برای بقیه افراد این موقعیت را محافظت کند؛[۲۲] همینطور لازمه آن، نگهداری و هشیاری راوی در پروسه تحمل و ادای حدیث میباشد، به گونه ای که از سهو و شک و غفلت در پناه باشد.[۲۳] ولی غرض این وجود ندارد که راوی در نقل روایات خویش هیچ وقت غلط نکند، چون احراز اینگونه امری، به طور معمولی، محال میباشد، بلکه هدف آن میباشد که خطای راوی نادر باشد و مبتلا غفلت نشود.[۲۴]

خط مش تشخیص ضبط

یکی راه‌های شناسایی راوی ضابط از غیر ضابط، مقایسه احادیث وی با احادیث موثَّقانی میباشد که به ضبط و اتقان دارای شهرت‌اند.[۲۵]

دست اندرکاران مخل ضبط

آنچه ضبط راوی را مختل می‌سازد مختلف میباشد که از آن پاراگراف می‌قدرت به‌این مفاد اشاره نمود: فراوانی غلط راوی؛ کثرت مخالفت منقولات راوی با دیگر راویان؛ محافظت نا مطلوب؛ غفلت شدید؛ خطا فاحش، بدین مضمون‌ که خطای او بر مفاد صواب وی فزونی یابد؛ جهل راوی به دلالت‌های لفظ ها، در شکل نقل در معنای؛ سهل و آسان انگاری در رویارویی و تصحیح متن‌ها حدیثی؛ نقل روایات غریب (شاذّ)؛ و تلقین پذیری راوی.[۲۶]

در صورتی‌که که راوی از جهت ضبط به‌تدریج مبتلا ایراد شود، حدیث وی حسن[۲۷] و در شکل غیر ضابط بودن، حدیث وی ضعیف تلقی گردد.[۲۸]. اصطلاحات مُنکر، متروک، مُعَلَّل، مُدَرَّج (مُدَرَّجُ الاِسناد و مدَرَّجُ المَتْن) و مقلوب و نظایر آنان از اقسام حدیث ضعیفی میباشند که انگیزه ضعف آن‌ها فقدان شرط ضبط دانسته گردیده است [۲۹]

مذهب
مبنی بر لحاظ محدّثان و فقیهان شیعه، داشتن مذهب تشیع اثناعشری از اسباب راوی حدیث درست محسوب میشود،[۳۰] ولی در عین اکنون، داشتن مذهبی غیر از مذهب تشیع، بازدارنده قبول حدیث راوی وجود ندارد بلکه در حالتی که که با وثاقت راوی گردآوری گردد، حدیث وی تحت عنوان حدیث موثق پذیرفته می شود؛[۳۱] به همین باعث، در گواهی احادیث شیعه شماری از راویان سنّی، زیدی، واقفی و فَطَحی مذهب قرار دارا هستند که به جهت توثیق از سوی عالمان دانش رجال، حدیثشان پذیرفته گردیده است.

آنچه در همگی مذهب ها گزینه واقعه میباشد این میباشد که در صورتی راوی بدعتگذار و در شمار داعیان به بدعت و نظریه انحرافی باشد، حدیث وی پذیرفته نخواهد شد؛[۳۲]؛ به همین منجر، رجالیان شیعه، غالیان و سران دیگر مذهبها انحرافی (برای مثال واقفه و فطحیه) را، که در تبلیغ عقاید انحرافی خویش مصرّ بوده‌اند، به کلی آیتم جرح و تضعیف قرار داده و به حدیث آن‌ها پشت گرمی نکرده‌اند.

بازدید : 20
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:16


امام راست گو(ع)
صاحب بن انس:

«سرویس امام راست گو ‏رسیدم... وی می‌فرمود: اى صاحب و مالک اینجانب تورا دوست دارم. اینجانب از این اظهار وی ذوق زده می‌شدم... وی (امام درستگو(ع)) مردى بود که مدام دست کم یک کدام از این سه وضعیت را داشت؛ روزه ‏داشت یا این که نماز میخواند یا این که بیان می‌‏اظهار‌کرد. وی از بزرگان عابدان و زاهدان بود.»[۳۷]

صاحب برای مدتی طلبه امام درستگو(ع) بود[۳۸] و از وی روایاتی را نیز نقل نموده است.[۳۹] محمدتقی مجلسی در کتاب لوامع صاحبقرانی آورده که صاحب و مالک کتابی نوشته و در آن فقط روایاتی را که از امام راست گو(ع) شنیده بود، آدرس مسجد توفیق مشهد نقل نموده است.[۴۰]

از صاحب و مالک بیان شده که بلندتر از جعفر بن محمد (امام درستگو(ع)) در دانش، زهدو تقوا و ورع، خیر چشمی چشم، خیر تلفن همراه شنیده و خیر به قلب شخصی خطور نموده است.[۴۱] همینطور صاحب نقل کرده که با امام راست گو(ع) به هجرت حج رفته بود. هنگامی که می‌خواست تلبیه بگوید صدا در گلوی وی انقطاع میشد و (از واهمه پروردگار) مجاورت بود که از مَرکب به زمین بیفتد.[۴۲] از صاحب گفتارهای دیگری درباره ی امام راستگو(ع) آورده شده که بر فضیلت و منزلت وی دلالت رزرو مسجد توفیق مشهد داراست.[۴۳]

صاحب و مالک در کتاب‌های حدیثی شیعه
روحانی صدوق روایاتی از صاحب نقل نموده است.[۴۴] وی در کتاب‌های اَمالی[۴۵] خصال[۴۶] و اجر الأعمال و عقاب الأعمال[۴۷] از صاحب حدیث نقل نموده است. حکم دهنده نعمان از پژوهشگران شیعه اسماعیلی در قرن چهارم نیز از صاحب و مالک حدیث نقل نموده است.[۴۸] ابن شهر آشوب[۴۹] فقید قرن ششم و متفحص اِربلی[۵۰] فقیه قرن هفتم نیز از صاحب و مالک حدیث نقل شماره مسجد توفیق مشهد کرده‌اند.

فقه مالکی و حدیث‌گرایی

گستره مذهب مالکی در کشورهای اسلامی
صاحب و مالک پر رنگ‌ترین نماینده فقه حدیث‌گرای در مدینه بود.[۵۱] مدینه در قرن دوم هجری همواره نمادی برای تمایل‌های سنت گرایانه بود.[۵۲] صاحب و مالک پافشاری اکثری بر سنت داشت[۵۳] و معتقد بود سنت، شایسته ترین قسمت آیین میباشد.[۵۴] ابونعیم اصفهانی فقید قرن پنجم از صاحب و مالک نقل کرده که می بایست از اصحاب رأی هجران کرد چراکه آنها معاندان اهل‌سنت می‌باشند.[۵۵] بعضی نیز صاحب و مالک را از اولی کسانی دانسته‌اند که شغل به رأی را بدعت مسجد طالقانی مشهد می‌دانست.[۵۶]

صاحب در اعتقادات نیز در ادامه حدیث و ظاهر آن بود. وقتی که از مسائل اعتقادی گزینه پرسش قرار می‌گرفت جواب‌های کوتاه می‌بخشید تا فقط در آنچه نص وجود دارااست حرف گفته باشد.[۵۷]وی ایمان به اِستوای بر اسمان را واجب می‌دانست.[۵۸] صاحب و مالک براساس ظواهر قرآن معتقد بود که دیدن خداوند در آخرت و خیر در جهان واقع گردد.[۵۹] وی استدلال بر این مقاله را ظواهر قرآن می‌دانست.[۶۰]


صاحب و مالک با وجود میل به حدیث،‌ پای‌بندی اکثری به ظواهر قرآن داشت و روایات مخالف ظواهر قرآن را رد می کرد.[۶۱] همینطور با بعضی احادیث نیز مخالفت میکرد؛ وی سگ و خوک را تمیز می‌دانست و نیم‌خورده این دو حیوان از آب را مکروه و از غیر آب را مباح بر می‌شمرد.[۶۲] وی درخصوص حدیثی که ظرفی که سگ در آن آب خورده را می بایست هفت توشه شست، می گوید حدیثی دراین باره آمده ولی نمی‌داند حقیقتش چیست.[۶۳] صاحب و مالک در باب شغل عمربن خطاب خلیفه دوم در کندن کَخیر از شتر در هم اکنون اِحرام اذعان کرد: اینجانب از این فعالیت اکراه دارم.[۶۴] وی همینطور زمینه رضاع پهناور که از عایشه آورده شده بود را نمی‌به عهده گرفت.[۶۵] پژوهشگران وجود این نوع مخالفت‌های صاحب و مالک بر احادیث را زیاد دانسته‌اند.[۶۶]

فقهای چهارگانه اهل سنت
ابوحنیفه
صاحب و مالک بن انس
محمد بن ادریس شافعی
احمد بن حنبل
اصحاب رأی بودن صاحب و مالک
با وجود این‌که صاحب و مالک را پر رنگ‌ترین نماینده فقه حدیث‌گرای مدینه دانسته‌اند[۵۲] و موضع‌ها وی علیه اصحاب رأی را بیان کرده‌اند[۵۵] ابن‌قتیبه دینوری مورخ قرن سوم سوای هیچ توضیحی صاحب و مالک را در زمره اصحاب رأی برشمرده میباشد.[۶۷] روضه خوان حر عاملی نیز در کتاب وسائل‌الشیعه از برخی نقل کرده که صاحب و مالک از اصحاب رأی بوده میباشد.[۶۸]

برخی پژوهشگران نیز صاحب را با اعتنا به رویکردش به روایات و سنجش آنها با عقل، از اصحاب رأی دانسته‌اند.[۶۹] برای مثال شاهدهایی که بر این مقاله مذکور وجود نظر ها و اجتهادهای فردی صاحب در کتاب موطأ میباشد.[۷۰] وی در کتاب موطا بارها تفسیر «أری(معتقدم)» و «لا أری(معتقد نیستم)» [۷۰] و کلمه ها و تعابیر شبیه را استعمال کرده که از استنباط و رأی صاحب و مالک در مسائل دینی حکایت دارااست.[۷۱]

همینطور مشاهده کنید: اصحاب حدیث و اصحاب رای

بازدید : 21
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 14:44


حسین بن حکم حِبَری، محدّث و مفسر قرن سوم هجری قمری میباشد. حبری دو کتاب با اسم‌های مسند و تعبیر و تفسیر داشته که تعبیر و تفسیر او برجای ما‌نده میباشد. تعبیروتفسیر حبری ــ که‌ گاه با اسم‌هایی زیرا مانزل اینجانب القرآن فی اهل البیت علیهم السلام یا این که مانزل اینجانب القرآن فی علی بن ابی طالب علیه‌السلام از آن خاطر می شود ــ دسته‌ای میباشد از داستان‌های متفرق که در جایگاه امیر مؤمنان علی بن ابی طالب و اهل البیت (ع) نازل آدرس مسجد توفیق مشهد شد‌ه‌است.

زیست طومار
عالمان تراجم و رجال غالباً اسم او را حسین ضبط کرده‌اند،[۱] ولی برخی اسم او را حسن بیان کرده‌اند[۲] که درست به حیث نمیرسد. ذهبی[۳] تاریخ وفات حبری را ۲۸۱ بیان نموده است.[۴] کنیه او حبری و وشاء میباشد. حِبَری منسوب به حبرة،نوعی جامه، میباشد.[۵] وشّاء به معنای فروشنده لباس ابریشمی نیز برای مثال القابی میباشد که خاصه عالمان زیدیه برای او بیان رزرو مسجد توفیق مشهد کرده‌اند.[۶]

مذهب
حبری زیدی مذهب بوده میباشد و شواهدی نیز بر این مقاله وجود داراست برای مثال این که عالمان زیدیه اسم او را در منابع رجالی خویش بیان کرده و از او تحت عنوان یک فقید زیدی حافظه کرده‌اند و بخش اعظمی از مشایخ آن ها نیز از او قصه نقل کرده‌اند. در مُمدرک او نیز این رغبت مشاهده می شود.[۷] اما بعضی عالمان و محدّثان شیعی، حبری را از مشایخ اهل سنّت دانسته،[۸] و امین او را در شمار مشایخ شیع شماره مسجد توفیق مشهد آورده میباشد.[۹]

منزلت حدیثی
امامیه
عالمان رجال امامیه در کتاب‌های رجالی خویش کمتر از حبری خاطر کرده‌اند. روضه خوان طوسی،[۱۰] با وجود نقل قصه حبری از امام جواد(ع) در کتاب رجال خویش، او را در شمار شاگردان یا این که راویان وی بیان نکرده میباشد. محمدتقی مجلسی قصه حبری از امام جواد (ع) را موثّق مسجد طالقانی مشهد شمرده میباشد.[۱۱]

اهل سنت
در وثاقت حبری عالمان رجال و محدّثان اهل سنّت حدوداً رخداد حیث داشته و احادیث او را دارای اعتبار دانسته‌اند، چنان که دارقطنی[۱۲] و قاضی نیشابوری[۱۳] احادیث زیادی از او نقل کرده‌اند. ذهبی با اینکه احادیث حسن بن حسین عُرنی کوفی، یکی مشایخ حدیث حبری، را نامعتبر دانسته، احادیث حبری را تضعیف نکرده میباشد.[۱۴]

مشایخ
امام جواد (ع)[۱۵]
ابواسحاق ابراهیم بن اسحاق صینی کوفی[۱۶]
اسماعیل بن ابان ورّاق ازدی کوفی[۱۷]
حسن بن حسین عُرَنی انصاری[۱۸] که از مشایخ و محدّثان زیدیه بود.[۱۹]
مُخَوَّل بن ابراهیم نهدی[۲۰]
حسین بن نصربن مزاحم منقری.[۲۱]
داستان کنندگان
شماری از راویان نیز از حبری احادیث زیادی نقل کرده‌اند، برای مثال:

ابواسحاق ابراهیم بن سلیمان خزّاز کوفی[۲۲]
احمدبن محمدبن سعید پر اسم و رسم به ابن عقده[۲۳]
فرات بن ابراهیم بن فرات کوفی مؤلف تعبیروتفسیر فراتِ کوفی[۲۴]
ابوالحسن علی بن محمدبن عبید حافظ معروف به ابن کوفی،[۲۵] او کتاب تعبیروتفسیر حبری را داستان نموده است.[۲۶]
اثر ها
مسند
حبری دو کتاب با اسم‌های مسند و تعبیر داشته که تعبیر و تفسیر او برجای ما‌نده میباشد. ابن شهرآشوب[۲۷] مسند را به حسن بن حسن حکم نسبت داده که ظاهراً اشتباه میباشد. جدیداً یکی‌از محققان، بر اساس بعضی منابع حدیث و تاریخ اهل سنّت و شیعه زیدیه و امامیه، مسند حبری را حصول و تدوین نموده است که شمار احادیث آن به ۶۱ حدیث میرسد و غالباً درباره مناقب امیرالمؤمنین (ع) میباشد و مضمون تنی چند از آن‌ها هم احکام یا این که تعبیر پاره‌ای از نشانه‌ها قرآن میباشد[۲۸]


تعبیر و تفسیر الحبری
تعبیر و تفسیر
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: تعبیروتفسیر الحبری
تعبیر حبری ــ که‌گاه با اسم هایی زیرا مانزل اینجانب القرآن فی اهل البیت علیهم السلام[۲۹] یا این که مانزل اینجانب القرآن فی علی بن ابی طالب علیه‌السلام[۳۰] از آن حافظه میگردد ــ تیم‌ای میباشد از داستان‌های دور از هم که شمار آن ها به ۷۱ میرسد و غالباً به عنوان کردن و تفصیل آیاتی پرداخته که در جایگاه امیر مؤمنان علی بن ابی طالب و اهل البیت (ع) نازل گردیده است.

حبری در اولِ تعبیر و تفسیر[۳۱] به روایتی معروف از امام علی (ع) استناد کرده که بر اساس آن قرآن برحسب نزول آیه‌ها آن به چهار قسمت تقسیم گردیده است:

قسمت نخستین در بیان فضائل و مناقب اهل البیت
نصیب دوم در بیان معاندان اهل بیت
نصیب سوم در ذکر کارها حلال و حرام
قسمت چهارم در فرایض و احکام.
رده تعبیروتفسیر او
اگرچه حبری در تعبیر خویش فقط به ذکر و گستردن نشانه‌ها مرتبط با نصیب اولیه و دوم این حدیث پرداخته میباشد، البته تعبیروتفسیر او از به عبارتی شروع آیتم اعتنا و اهتمام بخش اعظمی از محدّثان و مفسران قرار گرفت و عده ای مانند ابوالقاسم حسکانی در شواهدالتنزیل[۳۲] و فرات کوفی در تعبیر و تفسیر خویش [۳۳] از تعبیر و تفسیر وی حرف به در بین آورده و روایاتی از آن نقل کرده‌اند.

راوی این تعبیر و تفسیر ابوعبیداللّه محمدبن عمران مرزبانی (متوفی ۳۸۴) میباشد که آن را از روش ابوالحسن علی بن محمدبن عبیدحافظ از حبری نقل نموده است.[۳۴] مرزبانی خویش کتابی باعنوان مانزل اینجانب القرآن فی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب داراست[۳۵] و گمان رفته که تعبیروتفسیر حبری به عبارتی تعبیروتفسیر مرزبانی میباشد. با این تمامی، براساس برخی شواهد، اینگونه سخنی درست به حیث نمی رسد، برای مثال اینکه تعبیر حبری از روش راویان دیگری غیر از مرزبانی نیز نقل شد‌ه‌است.[۳۶]

ورژن‌ها
از تعبیر حبری دو ورژن خطی در چنگ میباشد که هر دو از روی ورژن اختصاصی محفوظ در بانک مستنصریه بغداد به خط علی بن هلال، معروف به ابن بَوّاب استنساخ شد‌ه‌است.[۳۷] این کتاب تا به امروز دوبار به چاپ رسیده میباشد: در آغاز با تیتر مانزل اینجانب القرآن فی اهل البیت علیهم السلام، قم ۱۳۹۵ و توشه دیگر با تیتر تفسیرالحبری با پژوهش مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث در بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷. چاپ اخیر انتقادی میباشد و در آن سید محمدرضا حسینی جلالی پیشگفتار‌ای مفصّل درباره حبری و کتابش نوشته میباشد.

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 470
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه