جرح و تعدیل، اصطلاحی میباشد در دانش رجال که جرح نوعی وصف برای راوی میباشد که علامت دهنده عادل نبودن وی میباشد و در فیض به راوی نمیاقتدار فعالیت کرد. در مقابل تعدیل به معنای توثیق میباشد؛ بهاین معنی که عدل و داد و ضبط راوی تأیید گردیده است. درک معانی کتاب و سنّت، که به امداد اثرها و روایات درست نتایج میگردد، به جرح و تعدیل متعلق میباشد، چون آشنایی اثرها و خبر ها درست و سقیم مشروط به آشنایی معیار وثاقت راویان روایات آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.
مضمونشناسی
معنای لغوی
جَرح، از باب فَعَلَ یفعَلُ، معانی لغوی زیادی دارااست که از آن گزاره آسیب بدنی، جراحت لهجه (طعنه) و استخراج و اکتساب میباشد [۱]. در قرآن جُرْح (تودهِ آن جُروح) به معنای جراحت با سلاح [۲] و جَرْحَ و اِجْتراح به معنای اکتساب به عمل رفته رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۳]
تعدیل، مصدر باب تفعیل، از ریشه عَدْل (ضد ظلم و جور) میباشد. عَدَّلَ، به معنای اقامه به عمل میرود؛ یعنی، راست کردن چیزی که گم راه و کج شماره مسجد توفیق مشهد شدهاست [۴].
معنای اصطلاحی
در اصطلاح علم ها حدیث، مصدوم (نام مفعول) نوعی وصف برای شاهد و راوی میباشد که زمانی به آن موصوف خواهد شد، علامت دهنده عادل نبودن وی میباشد و در فیض به عهد و پیمان او نمیقدرت شغل کرد[۵]؛ ولی، خواسته از جرح در دانش رجال، خدشه وارد کردن به عدل و داد یا این که ضبط راوی یا این که هر دو خصوصیت حافظه شدهاست به گونه ای که در سود این جرح، حدیث وی ناپذیرفتنی تلقی مسجد طالقانی مشهد گردد.[۶]
تعدیل در اصطلاح دانش حدیث، صحه گذاشتن بر عدل و داد راوی و شاهد میباشد که موجب پذیرفته شدن حدیث یا این که شهید شدن او میگردد؛[۷] البته، در دانش رجال مفهومی ظریف داراست، بهاین شکل که تعدیل به معنای توثیق میباشد و خواسته از توثیقِ راوی به معنای صحه گذاشتن بر عدل و داد و ضبط او، به طور توأمان، میباشد، چون این دو خصوصیت میباشد که موجب تایید خبر راوی می شود.[۸]
دانش جرح و تعدیل نقطه کانونی علم ها حدیث با رویه نقادانه به حدیث به شمار میرود[۹] و در ارتباط نامونشان آن یکسری حیث وجود دارااست
حکم کننده نیشابوری [۱۰] دانش جرح و تعدیل را دو دانش جدا دانسته میباشد.
جرح و تعدیل علمی جدا و همشأن علل الحدیث( آشنایی عیوب متنی وسندی حدیث) میباشد.[۱۱]
حاجی خلیفه [۱۲](تالیف کننده کتاب کشف الظنون) این دانش را از فروع دانش رجال دانسته میباشد.
مبنای مشروعیت این دانش قرآن [۱۳] و احادیث نبوی [۱۴] و احادیث امامان شیعه میباشد.[۱۵]
مورد دانش جرح و تعدیل
در سوژه جرح و تعدیل راویان، درباره دو خصوصیت عدل و داد و ضبط راوی حرف گفته میشود. لذا در تک تک اثراتی که در مورد جرح و تعدیل تألیف گردیده، مشاجره از عدل و داد و ضبط راویان به طور مجمل یا این که مفصّل آمده میباشد.[۱۶]
عدل و داد
عدل و داد راوی از موضوعاتی میباشد که در جرح و تعدیل گزینه دقت قرار گرفته میباشد.
منظور از عدل و داد
گردآوریای از محدّثان درباره عدل و داد راوی بر این نظریهاند که عدل و داد نوعی ملکه روحی میباشد که صالح همراهی دارااست، به گونه ای که صاحب و مالک آن از ارتکاب گناهان کبیره، سماجت بر گناهان صغیره و جاری ساختنِ کارهاِ بر خلافِ مروت امتناع میورزد.[۱۷]
به نظریه روحانی طوسی [۱۸]، عدل و داد دارای اعتبار در مرحله قصه، راستگویی راوی میباشد حتی درحالتی که گناه علنی از او رمز زند. درین برداشت از عدل و داد، دروغگویی راوی مهمترین منجر جرح میباشد، چنانکه بعضی تصریح کردهاند که دروغگویی توانمندترین و بدیهیترین منجر جرح میباشد.[۱۹]
روش ثابت عدل و داد
سازه بر لحاظ تودهای احراز عدل و داد برای راوی، با شهیدشدن یک نفر نیز نتیجه ها میشود.[۲۰]
عامل ها مخل عدل و داد
این عامل ها بر دو نوع میباشد:
دست اندرکاران مربوط به فرد راوی برای مثال نامشخص بودن راوی، ناشناخته بودن راوی و مجهول الحال بودن وی.
دست اندرکاران مربوط به خصوصیتهای شخصی و اخلاقی و اعتقادی راوی به عنوان مثال کافر بودن راوی، بالغ نبودن او و اموری زیرا جنون، بدعتگذاری، دروغگویی، فسق و خوی بر خلاف.[۲۱]
ضبط
خواسته از ضبط در نزد محدّثان آن میباشد که راوی شنیدههای خویش را به سیرتکاملای محافظت نماید که درباره آن شکی به خویش خط مش ندهد و نیز محتوای آنان را به سیرتکاملای شعور نماید که با چیز دیگری غلط نکند و در مسافت دریافت حدیث تا ادای آن برای بقیه افراد این موقعیت را محافظت کند؛[۲۲] همینطور لازمه آن، نگهداری و هشیاری راوی در پروسه تحمل و ادای حدیث میباشد، به گونه ای که از سهو و شک و غفلت در پناه باشد.[۲۳] ولی غرض این وجود ندارد که راوی در نقل روایات خویش هیچ وقت غلط نکند، چون احراز اینگونه امری، به طور معمولی، محال میباشد، بلکه هدف آن میباشد که خطای راوی نادر باشد و مبتلا غفلت نشود.[۲۴]
خط مش تشخیص ضبط
یکی راههای شناسایی راوی ضابط از غیر ضابط، مقایسه احادیث وی با احادیث موثَّقانی میباشد که به ضبط و اتقان دارای شهرتاند.[۲۵]
دست اندرکاران مخل ضبط
آنچه ضبط راوی را مختل میسازد مختلف میباشد که از آن پاراگراف میقدرت بهاین مفاد اشاره نمود: فراوانی غلط راوی؛ کثرت مخالفت منقولات راوی با دیگر راویان؛ محافظت نا مطلوب؛ غفلت شدید؛ خطا فاحش، بدین مضمون که خطای او بر مفاد صواب وی فزونی یابد؛ جهل راوی به دلالتهای لفظ ها، در شکل نقل در معنای؛ سهل و آسان انگاری در رویارویی و تصحیح متنها حدیثی؛ نقل روایات غریب (شاذّ)؛ و تلقین پذیری راوی.[۲۶]
در صورتیکه که راوی از جهت ضبط بهتدریج مبتلا ایراد شود، حدیث وی حسن[۲۷] و در شکل غیر ضابط بودن، حدیث وی ضعیف تلقی گردد.[۲۸]. اصطلاحات مُنکر، متروک، مُعَلَّل، مُدَرَّج (مُدَرَّجُ الاِسناد و مدَرَّجُ المَتْن) و مقلوب و نظایر آنان از اقسام حدیث ضعیفی میباشند که انگیزه ضعف آنها فقدان شرط ضبط دانسته گردیده است [۲۹]
مذهب
مبنی بر لحاظ محدّثان و فقیهان شیعه، داشتن مذهب تشیع اثناعشری از اسباب راوی حدیث درست محسوب میشود،[۳۰] ولی در عین اکنون، داشتن مذهبی غیر از مذهب تشیع، بازدارنده قبول حدیث راوی وجود ندارد بلکه در حالتی که که با وثاقت راوی گردآوری گردد، حدیث وی تحت عنوان حدیث موثق پذیرفته می شود؛[۳۱] به همین باعث، در گواهی احادیث شیعه شماری از راویان سنّی، زیدی، واقفی و فَطَحی مذهب قرار دارا هستند که به جهت توثیق از سوی عالمان دانش رجال، حدیثشان پذیرفته گردیده است.
آنچه در همگی مذهب ها گزینه واقعه میباشد این میباشد که در صورتی راوی بدعتگذار و در شمار داعیان به بدعت و نظریه انحرافی باشد، حدیث وی پذیرفته نخواهد شد؛[۳۲]؛ به همین منجر، رجالیان شیعه، غالیان و سران دیگر مذهبها انحرافی (برای مثال واقفه و فطحیه) را، که در تبلیغ عقاید انحرافی خویش مصرّ بودهاند، به کلی آیتم جرح و تضعیف قرار داده و به حدیث آنها پشت گرمی نکردهاند.
جرح و تعدیل، اصطلاحی میباشد در دانش رجال که جرح نوعی وصف برای راوی میباشد که علامت دهنده عادل نبودن وی میباشد و در فیض به راوی نمیاقتدار فعالیت کرد. در مقابل تعدیل به معنای توثیق میباشد؛ بهاین معنی که عدل و داد و ضبط راوی تأیید گردیده است. درک معانی کتاب و سنّت، که به امداد اثرها و روایات درست نتایج میگردد، به جرح و تعدیل متعلق میباشد، چون آشنایی اثرها و خبر ها درست و سقیم مشروط به آشنایی معیار وثاقت راویان روایات آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.
مضمونشناسی
معنای لغوی
جَرح، از باب فَعَلَ یفعَلُ، معانی لغوی زیادی دارااست که از آن گزاره آسیب بدنی، جراحت لهجه (طعنه) و استخراج و اکتساب میباشد [۱]. در قرآن جُرْح (تودهِ آن جُروح) به معنای جراحت با سلاح [۲] و جَرْحَ و اِجْتراح به معنای اکتساب به عمل رفته رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.[۳]
تعدیل، مصدر باب تفعیل، از ریشه عَدْل (ضد ظلم و جور) میباشد. عَدَّلَ، به معنای اقامه به عمل میرود؛ یعنی، راست کردن چیزی که گم راه و کج شماره مسجد توفیق مشهد شدهاست [۴].
معنای اصطلاحی
در اصطلاح علم ها حدیث، مصدوم (نام مفعول) نوعی وصف برای شاهد و راوی میباشد که زمانی به آن موصوف خواهد شد، علامت دهنده عادل نبودن وی میباشد و در فیض به عهد و پیمان او نمیقدرت شغل کرد[۵]؛ ولی، خواسته از جرح در دانش رجال، خدشه وارد کردن به عدل و داد یا این که ضبط راوی یا این که هر دو خصوصیت حافظه شدهاست به گونه ای که در سود این جرح، حدیث وی ناپذیرفتنی تلقی مسجد طالقانی مشهد گردد.[۶]
تعدیل در اصطلاح دانش حدیث، صحه گذاشتن بر عدل و داد راوی و شاهد میباشد که موجب پذیرفته شدن حدیث یا این که شهید شدن او میگردد؛[۷] البته، در دانش رجال مفهومی ظریف داراست، بهاین شکل که تعدیل به معنای توثیق میباشد و خواسته از توثیقِ راوی به معنای صحه گذاشتن بر عدل و داد و ضبط او، به طور توأمان، میباشد، چون این دو خصوصیت میباشد که موجب تایید خبر راوی می شود.[۸]
دانش جرح و تعدیل نقطه کانونی علم ها حدیث با رویه نقادانه به حدیث به شمار میرود[۹] و در ارتباط نامونشان آن یکسری حیث وجود دارااست
حکم کننده نیشابوری [۱۰] دانش جرح و تعدیل را دو دانش جدا دانسته میباشد.
جرح و تعدیل علمی جدا و همشأن علل الحدیث( آشنایی عیوب متنی وسندی حدیث) میباشد.[۱۱]
حاجی خلیفه [۱۲](تالیف کننده کتاب کشف الظنون) این دانش را از فروع دانش رجال دانسته میباشد.
مبنای مشروعیت این دانش قرآن [۱۳] و احادیث نبوی [۱۴] و احادیث امامان شیعه میباشد.[۱۵]
مورد دانش جرح و تعدیل
در سوژه جرح و تعدیل راویان، درباره دو خصوصیت عدل و داد و ضبط راوی حرف گفته میشود. لذا در تک تک اثراتی که در مورد جرح و تعدیل تألیف گردیده، مشاجره از عدل و داد و ضبط راویان به طور مجمل یا این که مفصّل آمده میباشد.[۱۶]
عدل و داد
عدل و داد راوی از موضوعاتی میباشد که در جرح و تعدیل گزینه دقت قرار گرفته میباشد.
منظور از عدل و داد
گردآوریای از محدّثان درباره عدل و داد راوی بر این نظریهاند که عدل و داد نوعی ملکه روحی میباشد که صالح همراهی دارااست، به گونه ای که صاحب و مالک آن از ارتکاب گناهان کبیره، سماجت بر گناهان صغیره و جاری ساختنِ کارهاِ بر خلافِ مروت امتناع میورزد.[۱۷]
به نظریه روحانی طوسی [۱۸]، عدل و داد دارای اعتبار در مرحله قصه، راستگویی راوی میباشد حتی درحالتی که گناه علنی از او رمز زند. درین برداشت از عدل و داد، دروغگویی راوی مهمترین منجر جرح میباشد، چنانکه بعضی تصریح کردهاند که دروغگویی توانمندترین و بدیهیترین منجر جرح میباشد.[۱۹]
روش ثابت عدل و داد
سازه بر لحاظ تودهای احراز عدل و داد برای راوی، با شهیدشدن یک نفر نیز نتیجه ها میشود.[۲۰]
عامل ها مخل عدل و داد
این عامل ها بر دو نوع میباشد:
دست اندرکاران مربوط به فرد راوی برای مثال نامشخص بودن راوی، ناشناخته بودن راوی و مجهول الحال بودن وی.
دست اندرکاران مربوط به خصوصیتهای شخصی و اخلاقی و اعتقادی راوی به عنوان مثال کافر بودن راوی، بالغ نبودن او و اموری زیرا جنون، بدعتگذاری، دروغگویی، فسق و خوی بر خلاف.[۲۱]
ضبط
خواسته از ضبط در نزد محدّثان آن میباشد که راوی شنیدههای خویش را به سیرتکاملای محافظت نماید که درباره آن شکی به خویش خط مش ندهد و نیز محتوای آنان را به سیرتکاملای شعور نماید که با چیز دیگری غلط نکند و در مسافت دریافت حدیث تا ادای آن برای بقیه افراد این موقعیت را محافظت کند؛[۲۲] همینطور لازمه آن، نگهداری و هشیاری راوی در پروسه تحمل و ادای حدیث میباشد، به گونه ای که از سهو و شک و غفلت در پناه باشد.[۲۳] ولی غرض این وجود ندارد که راوی در نقل روایات خویش هیچ وقت غلط نکند، چون احراز اینگونه امری، به طور معمولی، محال میباشد، بلکه هدف آن میباشد که خطای راوی نادر باشد و مبتلا غفلت نشود.[۲۴]
خط مش تشخیص ضبط
یکی راههای شناسایی راوی ضابط از غیر ضابط، مقایسه احادیث وی با احادیث موثَّقانی میباشد که به ضبط و اتقان دارای شهرتاند.[۲۵]
دست اندرکاران مخل ضبط
آنچه ضبط راوی را مختل میسازد مختلف میباشد که از آن پاراگراف میقدرت بهاین مفاد اشاره نمود: فراوانی غلط راوی؛ کثرت مخالفت منقولات راوی با دیگر راویان؛ محافظت نا مطلوب؛ غفلت شدید؛ خطا فاحش، بدین مضمون که خطای او بر مفاد صواب وی فزونی یابد؛ جهل راوی به دلالتهای لفظ ها، در شکل نقل در معنای؛ سهل و آسان انگاری در رویارویی و تصحیح متنها حدیثی؛ نقل روایات غریب (شاذّ)؛ و تلقین پذیری راوی.[۲۶]
در صورتیکه که راوی از جهت ضبط بهتدریج مبتلا ایراد شود، حدیث وی حسن[۲۷] و در شکل غیر ضابط بودن، حدیث وی ضعیف تلقی گردد.[۲۸]. اصطلاحات مُنکر، متروک، مُعَلَّل، مُدَرَّج (مُدَرَّجُ الاِسناد و مدَرَّجُ المَتْن) و مقلوب و نظایر آنان از اقسام حدیث ضعیفی میباشند که انگیزه ضعف آنها فقدان شرط ضبط دانسته گردیده است [۲۹]
مذهب
مبنی بر لحاظ محدّثان و فقیهان شیعه، داشتن مذهب تشیع اثناعشری از اسباب راوی حدیث درست محسوب میشود،[۳۰] ولی در عین اکنون، داشتن مذهبی غیر از مذهب تشیع، بازدارنده قبول حدیث راوی وجود ندارد بلکه در حالتی که که با وثاقت راوی گردآوری گردد، حدیث وی تحت عنوان حدیث موثق پذیرفته می شود؛[۳۱] به همین باعث، در گواهی احادیث شیعه شماری از راویان سنّی، زیدی، واقفی و فَطَحی مذهب قرار دارا هستند که به جهت توثیق از سوی عالمان دانش رجال، حدیثشان پذیرفته گردیده است.
آنچه در همگی مذهب ها گزینه واقعه میباشد این میباشد که در صورتی راوی بدعتگذار و در شمار داعیان به بدعت و نظریه انحرافی باشد، حدیث وی پذیرفته نخواهد شد؛[۳۲]؛ به همین منجر، رجالیان شیعه، غالیان و سران دیگر مذهبها انحرافی (برای مثال واقفه و فطحیه) را، که در تبلیغ عقاید انحرافی خویش مصرّ بودهاند، به کلی آیتم جرح و تضعیف قرار داده و به حدیث آنها پشت گرمی نکردهاند.

مسجد توفیق مشهد؛ راهنمای کامل برای انتخاب این مسجد جهت برگزاری مراسم