دیگر برمکیان
در منابع از برمکیان دیگری مانند معاویه،[۴۴] حسن و سلیمان فرزندان برمک،[۴۵] محمد فرزند خالد،[۴۶] ابراهیم، موسی و محمد فرزندان یحیی[۴۷] و دیگر نوادگان برمکیان[۴۸] خاطر شدهاست، البته به انگیزه نقش کمرنگ وی در حادثه ها تاریخی داده ها متعددی راجعبه آنها ارائه آدرس مسجد توفیق مشهد نشده میباشد.
ارتباط برمکیان با علویان
در امر ارتباط برمکیان با علویان و نیز امام موسی کاظم علیه السلام که معاصر آنها بود جملههای متفاوتی وجود دارااست. در بعضی از گزارشها یحیی بن خالد از منصور عباسی خواست باتوجه به نماز قرائت حضرت علی(ع) در حیاط مدائن از تخریب آن پرهیز نماید.[۴۹] مطابق گزارشی دیگر وقتی که هارون، ادببنیحیی را مأمور سرکوب کودتا یحیی بن رزرو مسجد توفیق مشهد عبدالله علوی کرد،
یحیی برمکی به فرزندش هشدار اعطا کرد که از ریختن خون فرزند پیامبر پروردگار اجتناب نماید و با دقت بدین که برمکیان تبهکار به تشیع می باشند مسئله را با مصالحه فیصله دهد،[۵۰] وی همینطور به فرزند دیگرش، جعفر توصیه کرد تا یحیی علوی را از زندان آزاد نماید[۵۱] و خویش نیز به علوی ذکر شده یاری مالی شماره مسجد توفیق مشهد کرد.[۵۲]
روحانی موثر یحیی را به دست داشتن در دغدغه امام موسی بن جعفر(ع) جنایتکار مینماید. وی نوشته میباشد یحیی به دلیل رقابت با محمد بن اشعث و با اگاهی از امامی بودن او، از تنگدستی علی بن اسماعیل، نوه امام درست گو(ع) سوء استفاده نمود و با دادن هدایایی به وی، او را به بدگویی از امام نزد هارون ترغیب کرد و همین فرمان باعث به دستگیری و شهیدشدن امام شد.[۵۳] در مکان دیگر، موثر گزارش داده میباشد زمانی که موسی بن جعفر(ع) در زندان هارون بود، هارون فرمان قتل اورا به فضل و ادب ابلاغ کرد. ادببنیحیی از اعمال آن امتناع ورزید و آیتم خشم هارون قرار گرفته و شلاق خورد.[۵۴] مسمومیت و مرگ ادریس بن عبدالله (مؤسس سلسله ادریسیان) نیز به یحیی منسوب مسجد طالقانی مشهد شده میباشد.[۵۵]
سقوط
هارون بعد از رجوع از حج (سال ۱۸۶ق) در شب نخستین محرم سال ۱۸۷ق. فرمان قتل جعفر و زندانی شدن یحیی و ادب و مصادره اموال آنهارا صادر کرد. رازِ جعفر در شهر انبار به دست مسرور خادم مستقل گردیده و بدنش قطعه قطعه شد و هر کدام در جایی از بغداد آویخته شد.[۵۶] یحیی و ادب نیز زندانی شدند تا این که یحیی در سال ۱۹۰ق در زندان درگذشت و جسدش در رقه در کنار فرات دفن شد.[۵۷] ادب نیز در زندان و به سال ۱۹۳ق. درگذشت.[۵۸] به امر هارون، محمد بنخالد و فرزندان و وابستگان او که در کارها دولت و وزارت دخالت چندانی نداشتند، به هم پا فرزندان خردسال ادب و جعفر جانبداری داده شدند.[۵۹]
سقوط برمکیان به انگیزه عدم بازگویی انگیزه آن به وسیله هارون از نقاط نامفهوم تاریخ میباشد که ارائه آنالیزهای مختلف و گاه متناقضی را منجر گردیده است. برخی از مورخان ماجرای وصلت جعفر با عباسه خواهر هارون به شرط آن که لینک صوری باشد و عهدشکنی جعفر و میلاد دو فرزند و معاش مخفیانه آنها را انگیزه سقوط برمکیان دانستهاند[۶۰] برخی نیز این انگیزه را درست ندانستهاند.[۶۱] گروهی دیگر پرهیز فضل و ادب را از دادن قسمتی از درآمد عجم به هارون، انگیزه خشم وی دانستهاند.[۶۲] عشق و علاقه و رابطه برمکیان با علویان و آزادی بعضا از زندانیان وی بوسیله برمکیان نیز انگیزه رویگردانی هارون و عقوبت وی مذکور میباشد.[۶۳] بعضی از منابع از نفرین امام رضا(ع) در حق برمکیان در عرفه و سقوط وی در به عبارتی سال حافظه کردهاند.[۶۴] بدگویی معارضان ورقیبانی از کارگزاران هارون زیرا علی بن عیسی یزدانیرود، منصور بن زیاد، جعفر بن محمد بن اشعث و فضل و ادب بن ربیع،[۶۵] نفوذ برمکیان به ویژه فضل و ادب در سپاه خراسان[۶۶] نیز از انگیزههایی میباشد که برای این رخداد نقل شده میباشد.
پانویس
دیگر برمکیان
در منابع از برمکیان دیگری مانند معاویه،[۴۴] حسن و سلیمان فرزندان برمک،[۴۵] محمد فرزند خالد،[۴۶] ابراهیم، موسی و محمد فرزندان یحیی[۴۷] و دیگر نوادگان برمکیان[۴۸] خاطر شدهاست، البته به انگیزه نقش کمرنگ وی در حادثه ها تاریخی داده ها متعددی راجعبه آنها ارائه آدرس مسجد توفیق مشهد نشده میباشد.
ارتباط برمکیان با علویان
در امر ارتباط برمکیان با علویان و نیز امام موسی کاظم علیه السلام که معاصر آنها بود جملههای متفاوتی وجود دارااست. در بعضی از گزارشها یحیی بن خالد از منصور عباسی خواست باتوجه به نماز قرائت حضرت علی(ع) در حیاط مدائن از تخریب آن پرهیز نماید.[۴۹] مطابق گزارشی دیگر وقتی که هارون، ادببنیحیی را مأمور سرکوب کودتا یحیی بن رزرو مسجد توفیق مشهد عبدالله علوی کرد،
یحیی برمکی به فرزندش هشدار اعطا کرد که از ریختن خون فرزند پیامبر پروردگار اجتناب نماید و با دقت بدین که برمکیان تبهکار به تشیع می باشند مسئله را با مصالحه فیصله دهد،[۵۰] وی همینطور به فرزند دیگرش، جعفر توصیه کرد تا یحیی علوی را از زندان آزاد نماید[۵۱] و خویش نیز به علوی ذکر شده یاری مالی شماره مسجد توفیق مشهد کرد.[۵۲]
روحانی موثر یحیی را به دست داشتن در دغدغه امام موسی بن جعفر(ع) جنایتکار مینماید. وی نوشته میباشد یحیی به دلیل رقابت با محمد بن اشعث و با اگاهی از امامی بودن او، از تنگدستی علی بن اسماعیل، نوه امام درست گو(ع) سوء استفاده نمود و با دادن هدایایی به وی، او را به بدگویی از امام نزد هارون ترغیب کرد و همین فرمان باعث به دستگیری و شهیدشدن امام شد.[۵۳] در مکان دیگر، موثر گزارش داده میباشد زمانی که موسی بن جعفر(ع) در زندان هارون بود، هارون فرمان قتل اورا به فضل و ادب ابلاغ کرد. ادببنیحیی از اعمال آن امتناع ورزید و آیتم خشم هارون قرار گرفته و شلاق خورد.[۵۴] مسمومیت و مرگ ادریس بن عبدالله (مؤسس سلسله ادریسیان) نیز به یحیی منسوب مسجد طالقانی مشهد شده میباشد.[۵۵]
سقوط
هارون بعد از رجوع از حج (سال ۱۸۶ق) در شب نخستین محرم سال ۱۸۷ق. فرمان قتل جعفر و زندانی شدن یحیی و ادب و مصادره اموال آنهارا صادر کرد. رازِ جعفر در شهر انبار به دست مسرور خادم مستقل گردیده و بدنش قطعه قطعه شد و هر کدام در جایی از بغداد آویخته شد.[۵۶] یحیی و ادب نیز زندانی شدند تا این که یحیی در سال ۱۹۰ق در زندان درگذشت و جسدش در رقه در کنار فرات دفن شد.[۵۷] ادب نیز در زندان و به سال ۱۹۳ق. درگذشت.[۵۸] به امر هارون، محمد بنخالد و فرزندان و وابستگان او که در کارها دولت و وزارت دخالت چندانی نداشتند، به هم پا فرزندان خردسال ادب و جعفر جانبداری داده شدند.[۵۹]
سقوط برمکیان به انگیزه عدم بازگویی انگیزه آن به وسیله هارون از نقاط نامفهوم تاریخ میباشد که ارائه آنالیزهای مختلف و گاه متناقضی را منجر گردیده است. برخی از مورخان ماجرای وصلت جعفر با عباسه خواهر هارون به شرط آن که لینک صوری باشد و عهدشکنی جعفر و میلاد دو فرزند و معاش مخفیانه آنها را انگیزه سقوط برمکیان دانستهاند[۶۰] برخی نیز این انگیزه را درست ندانستهاند.[۶۱] گروهی دیگر پرهیز فضل و ادب را از دادن قسمتی از درآمد عجم به هارون، انگیزه خشم وی دانستهاند.[۶۲] عشق و علاقه و رابطه برمکیان با علویان و آزادی بعضا از زندانیان وی بوسیله برمکیان نیز انگیزه رویگردانی هارون و عقوبت وی مذکور میباشد.[۶۳] بعضی از منابع از نفرین امام رضا(ع) در حق برمکیان در عرفه و سقوط وی در به عبارتی سال حافظه کردهاند.[۶۴] بدگویی معارضان ورقیبانی از کارگزاران هارون زیرا علی بن عیسی یزدانیرود، منصور بن زیاد، جعفر بن محمد بن اشعث و فضل و ادب بن ربیع،[۶۵] نفوذ برمکیان به ویژه فضل و ادب در سپاه خراسان[۶۶] نیز از انگیزههایی میباشد که برای این رخداد نقل شده میباشد.
پانویس

مسجد توفیق مشهد؛ معرفی، امکانات و دلیل انتخاب این مسجد برای مراسم مذهبی