در صورتی جواب مثبت ندادند؟
در صورتیکه جواب مثبت دادند می گردند برادران و خواهران ما شماره مسجد توفیق مشهد در ایمان. درحالتی که جواب مثبت ندادند در صورتیکه که اهل کتاب باشند و به مکان نزاع، همزیستی در درون میهن های اسلامی را بپذیرند اهل عهده خواهند شد و ذیل دفاع و محبت حکومت اسلامی قرار میگیرند و درحالتی که که مشرک و غیرکتابی باشند دستکم رزرو مسجد توفیق مشهد این میباشد که بایستی مصالحه و همزیستی مسالمت آمیز با امت اسلامی داشته باشند. بر آیین خودشان باقی بمانند البته معاش مسالمت آمیز داشته باشند و تهاجمی علیه مسلمانها نداشته باشند. درصورتیکه گزند نداشته باشند مسلمان ها با آنها تفاهم نامه صلح می بندند. در حالتیکه آن سوی مرز اسلامی میباشند معاهده صلح و عهد و پیمان دوستی می بندند و آدرس مسجد توفیق مشهد میشوند کافر معاهد. کافر معاهد متشخص میباشد.
قرآن کریم ومهربان نسبت به مشرکانی که قول مسالمت آمیز می بندند میفرماید فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَی مُدَّتِهِمْ. اما اهل کتاب درون مملکت اسلامی نیز تفاهم نامه جزیه می بندند إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنقُصُوکُمْ شَیْئًا وَلَمْ یُظَاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَی مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ و به مکان زکاتی که مسلمان ها پرداخت می نمایند، جزیه میدهند و حکومت اسلامی نیز ملزم میباشد جان و جنس و آبرو و ناموس آنان را محافظت نماید. وظیفه داراست مراقبت نماید تا حدی که پلیس سرزمین اسلامی بایستی سپر بلای مراقبت اموال و آبروی آنها باشد. چنانکه الان پلیس و پاسدار کشورایران جانش را نثار می نماید تا جان و فرآورده و آبروی شهروندان مسیحی، یهودی و...که جزء کفار می باشند نجات دهد. ما جنگجو و خشونت بدون واسطه نیستیم البته اهل پشتیبانی هستیم. درحالتی که متجاوزی حمله نماید وظیفه ما پناه میباشد. فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ. نسبت به متعدی و متجاوز ما بایستی حمایت کنیم. این نگهبانی یک دستور واجب میباشد. افتخار میکنیم که جامعه اسلامی یک جامعه ظلم پذیر و ذلت پذیر وجود ندارد. تامین یک اصل عقلانی میباشد. انسان و هیچ آدم عاقلی پیدا نمیشود بگوید اینجانب معتقد به تسلیم در قبال ظلم و تجاوز هستم. وجوب جانبداری در اسلام با اصل مذاکره و سلم و مراقبت عهدوپیمان های دوستی با کفار کتابی و غیرکتابی تعارضی ندارد.
چرا قرآن فرمان به قتل کلیه مشرکان نموده و فرموده میباشد وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً؟
شما بخشی از آیه شریفه را خواندید و اما غرضتان نقل انواع غربیان میباشد. اشخاصی که نشانهها قرآن را تجزیه کردند و بخشی از آیه را میگیرند و داعیه می نمایند قرآن امر به قتل همگی کفار داده میباشد دقت به قسمت های دیگر آیه و آیه ها دیگر ندارند. این پاراگراف ای که خواندن کردید بخشی از آیه ۳۴ توبه میباشد که کاملش این میباشد وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَافَّةً. مراعات می نمائید این امر مرتبط با مشرکانی میباشد که با تک تک وجود به مقاتله و کشتار مسلمانها پرداخته اند. مستشرقان از این گزاره های بریده از نشانهها قرآن متفاوت پیدا کرده و تبلیغ کرده اند مانند وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم...یعنی هر کجا مشرکی پیدا کردید بکشید. آنان شاید عمدا یا این که سهوا اعتنا به ادامه آیه نکردند که مرتبط با مشرکانی میباشد که با مسلمان ها مقاتله می نمایند و مسلمانها را از مرز و بوم و منزل و کاشانه شان اخراج کرده اند. متن بدون نقص آیه شریفه ۱۹۱ سوره بقره اینگونه میباشد: وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّی یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِن قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذَلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ شأن نزولش هنگامی میباشد که مشرکان به مسلمانها حمله کردند و ول کن داستان هم نبودند. آفریدگار امرکرد با این متجاوزین بجنگید و بکشید آنها را زیرا دارا هستند شمارا میکشند. ولی نسبت به کفاری که مارا نمی کشند چه؟ همگی آیهها قرآن را می بایست با هم مشاهده کرد. برای توده بندی موضع قرآن کریم و مهربان در قبال کافران دو آیه بیان میکنم که دو نوع تعامل را آرم میدهد و می بایست با هم باشند. لایَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ.
این آیه میفرماید نسبت به کفاری که شمارا نمی کشند و از سرزمینتان اخراجتان نکرده اند و تجاوزی به مرزوبوم شما نکرده اند، آفریدگار شمارا نهی نمی نماید از اینکه با آنان بِرّ و خیر و خوبی فرمائید و قسط و عدل و داد بورزید. آیه آجل نسبت به محاربین میفرماید: إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَی إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ. مثل یهودی های مملکت اسرائیل که فلسطینی ها را خارج کردند. پروردگار میفرماید با اینها حق دوستی و ارتباط مسالمت آمیز ندارید. بایستی از خودتان نگهبانی فرمایید و آنانرا از میهن اسلامی خارج فرمایید. پس نسبت به کفار و مشرکان عالم درصورتیکه به ما حمله نکنند ما به خیر و عدل و داد با آن ها ارتباط خواهیم داشت. بِرّ و خیر یعنی درصورتی که فقیری داشتند ما از مال عموم خودمان به بینوا کافر امداد کنیم.
برمی گردیم به مورد گفتگوی ادیان. ظاهرا مرکزها گفتگوی ادیان صرفا تعارفات از صمیم قلب داراهستند و احیانا پیرامون مشترکات سخن می نمایند ولی دعوت رهروان ادیان به اسلام مورد دیگری میباشد. در حال حاضر این دعوا ها این پرسش را به وجود میآورد که فرق دربین گفتگوی ادیان با تبلیغ و دعوت چیست؟
واژه و کلمه دعوت و گفتوگو به ظواهر گوناگون میباشند. معنی متبادر ابتدایی از دعوت این میباشد که ما به غیرمسلمانان بگوییم بیایید مسلمان گردید. معارف اسلام را عرضه کنیم و بخواهیم که بیندیشند و در صورتیکه درست یافتند مسلمان بشوند. معنا اول مذاکره این میباشد که ما با یک دانا از فقاهتی دیگر بنشینیم، تعارفاتی داشته باشیم، دشمنی و کینه دوزی را کنار بگذاریم، یه خرده ما معارف اسلام را ارائه دهیم، وی نیز یه خرده از معارف دینش را ارائه دهد، مشترکات و اختلافات فی مابین یکدیگر را بدانیم، با درنگ های یکدیگر آشنا بشویم. تعارف و شناخت متقابل نتیجه ها خواهد شد. البته نگرش اینجانب این میباشد که معنی حقیقی وواقعی این دو یک کدام از میباشد. در مضمون بسیط و نخستین مصاحبه، دعوت نخوابیده میباشد. برخی ها خیال و خاطر می نمایند مصاحبه یعنی تنها آشنایی متقابل از یکدیگر و هدفی جز علم افزایی ندارد. شاید بعضا مرکز ها گفتگوی ادیان هم به همین مقدار بسنده می نمایند. خب اینجور گفتگویی نافع می باشد اما نادر منفعت میباشد. در معنا بسیط دعوت نیز برخی خیال و خاطر می نمایند دعوت به نه در قرآن مهربان، بایستی یک طرفه کلام زد و تامل خویش را به نحوی به رهروان بقیه ادیان عرضه نماید که بالاخره ذیل اثر قرار بگیرند و بپذیرند و ابدا در مضمون دعوت این را دخیل نمی دانند که بایستی به دیگری اذن صحبت زدن اعطا کرد. به اندازه ای که شما کلام می زنید اذن بدهید وی نیز کلام هایش را بگوید. وی نیز آیین و عقایدش را معرفی نماید. میگویند دعوت تنها یک طرفه میباشد. اینجانب عیب گیری دارم بهاین دو معنی. معتقدم می بایست این دو را ترکیب کرد و مضمون مشترک هر دو را گرفت. هم مصاحبه می بایست هدفمند باشد و به معرفت دوطرفه صرف اکتفا نشود بلکه معرفت متقابل می بایست با یک جهت گیری و خط مش معین باشد. شیوه و غرض معلوم این میباشد که کاربر ما از رهروان بقیه ادیان با درنگ های درست و تابناک اسلام که بالاتر و رفیعتر از تفکر های بقیه ادیان میباشد آشنا بشود و به حقانیت آن ها پی غالب شود و آنها را بپذیرد و به ضعف برخی تامل های خودش واقف خواهد شد و آنان را رها نماید. باور و تمجید عبد و بنده از گفتوگو این میباشد یعنی تصحیح و کامل شدن و بی نیاز سازی بینش طرف مقابل. چنانکه اینجانب معتقدم در صورتیکه مبلغان آئین اسلام بخواهند در تبلیغ اسلام برای دیگر افراد و دعوت آنها غالب شوند نباید بی واسطه و مصرح آنها را به بازرسی قرآن و روایات و کتاب ها اسلامی و معارف اسلام و تایید اسلام دعوت نمایند. زیرا آنها هم به حقانیت آیین و دین خویش اعتقاد دارا هستند و اسلام را فسخ میدانند و هیچ علت ای برای یافتن واقعیت در آیین دیگری ندارند. چنانکه هیچ علت ندارند که ساعتها وقت خودشان را صرف شنیدن سخنرانی های اینجانب مسلمان نمایند. جز برخی اشخاص متفحص و کنجکاو. لذا بایستی نحوه جذابی تعیین کرد. از جمله نخستین سخن های استفاده کننده را بشنویم و مطالب صحیحش را پذیرش کنیم و مشترکات فراوان را ذکر کنیم تا حس خودی بودن را پیدا نماید و آنگاه به گذر زمان وارد مسائل اختلافی شویم.
در صورتی جواب مثبت ندادند؟
در صورتیکه جواب مثبت دادند می گردند برادران و خواهران ما شماره مسجد توفیق مشهد در ایمان. درحالتی که جواب مثبت ندادند در صورتیکه که اهل کتاب باشند و به مکان نزاع، همزیستی در درون میهن های اسلامی را بپذیرند اهل عهده خواهند شد و ذیل دفاع و محبت حکومت اسلامی قرار میگیرند و درحالتی که که مشرک و غیرکتابی باشند دستکم رزرو مسجد توفیق مشهد این میباشد که بایستی مصالحه و همزیستی مسالمت آمیز با امت اسلامی داشته باشند. بر آیین خودشان باقی بمانند البته معاش مسالمت آمیز داشته باشند و تهاجمی علیه مسلمانها نداشته باشند. درصورتیکه گزند نداشته باشند مسلمان ها با آنها تفاهم نامه صلح می بندند. در حالتیکه آن سوی مرز اسلامی میباشند معاهده صلح و عهد و پیمان دوستی می بندند و آدرس مسجد توفیق مشهد میشوند کافر معاهد. کافر معاهد متشخص میباشد.
قرآن کریم ومهربان نسبت به مشرکانی که قول مسالمت آمیز می بندند میفرماید فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَی مُدَّتِهِمْ. اما اهل کتاب درون مملکت اسلامی نیز تفاهم نامه جزیه می بندند إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنقُصُوکُمْ شَیْئًا وَلَمْ یُظَاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَی مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ و به مکان زکاتی که مسلمان ها پرداخت می نمایند، جزیه میدهند و حکومت اسلامی نیز ملزم میباشد جان و جنس و آبرو و ناموس آنان را محافظت نماید. وظیفه داراست مراقبت نماید تا حدی که پلیس سرزمین اسلامی بایستی سپر بلای مراقبت اموال و آبروی آنها باشد. چنانکه الان پلیس و پاسدار کشورایران جانش را نثار می نماید تا جان و فرآورده و آبروی شهروندان مسیحی، یهودی و...که جزء کفار می باشند نجات دهد. ما جنگجو و خشونت بدون واسطه نیستیم البته اهل پشتیبانی هستیم. درحالتی که متجاوزی حمله نماید وظیفه ما پناه میباشد. فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ. نسبت به متعدی و متجاوز ما بایستی حمایت کنیم. این نگهبانی یک دستور واجب میباشد. افتخار میکنیم که جامعه اسلامی یک جامعه ظلم پذیر و ذلت پذیر وجود ندارد. تامین یک اصل عقلانی میباشد. انسان و هیچ آدم عاقلی پیدا نمیشود بگوید اینجانب معتقد به تسلیم در قبال ظلم و تجاوز هستم. وجوب جانبداری در اسلام با اصل مذاکره و سلم و مراقبت عهدوپیمان های دوستی با کفار کتابی و غیرکتابی تعارضی ندارد.
چرا قرآن فرمان به قتل کلیه مشرکان نموده و فرموده میباشد وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً؟
شما بخشی از آیه شریفه را خواندید و اما غرضتان نقل انواع غربیان میباشد. اشخاصی که نشانهها قرآن را تجزیه کردند و بخشی از آیه را میگیرند و داعیه می نمایند قرآن امر به قتل همگی کفار داده میباشد دقت به قسمت های دیگر آیه و آیه ها دیگر ندارند. این پاراگراف ای که خواندن کردید بخشی از آیه ۳۴ توبه میباشد که کاملش این میباشد وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَافَّةً. مراعات می نمائید این امر مرتبط با مشرکانی میباشد که با تک تک وجود به مقاتله و کشتار مسلمانها پرداخته اند. مستشرقان از این گزاره های بریده از نشانهها قرآن متفاوت پیدا کرده و تبلیغ کرده اند مانند وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم...یعنی هر کجا مشرکی پیدا کردید بکشید. آنان شاید عمدا یا این که سهوا اعتنا به ادامه آیه نکردند که مرتبط با مشرکانی میباشد که با مسلمان ها مقاتله می نمایند و مسلمانها را از مرز و بوم و منزل و کاشانه شان اخراج کرده اند. متن بدون نقص آیه شریفه ۱۹۱ سوره بقره اینگونه میباشد: وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّی یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِن قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذَلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ شأن نزولش هنگامی میباشد که مشرکان به مسلمانها حمله کردند و ول کن داستان هم نبودند. آفریدگار امرکرد با این متجاوزین بجنگید و بکشید آنها را زیرا دارا هستند شمارا میکشند. ولی نسبت به کفاری که مارا نمی کشند چه؟ همگی آیهها قرآن را می بایست با هم مشاهده کرد. برای توده بندی موضع قرآن کریم و مهربان در قبال کافران دو آیه بیان میکنم که دو نوع تعامل را آرم میدهد و می بایست با هم باشند. لایَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ.
این آیه میفرماید نسبت به کفاری که شمارا نمی کشند و از سرزمینتان اخراجتان نکرده اند و تجاوزی به مرزوبوم شما نکرده اند، آفریدگار شمارا نهی نمی نماید از اینکه با آنان بِرّ و خیر و خوبی فرمائید و قسط و عدل و داد بورزید. آیه آجل نسبت به محاربین میفرماید: إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَی إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ. مثل یهودی های مملکت اسرائیل که فلسطینی ها را خارج کردند. پروردگار میفرماید با اینها حق دوستی و ارتباط مسالمت آمیز ندارید. بایستی از خودتان نگهبانی فرمایید و آنانرا از میهن اسلامی خارج فرمایید. پس نسبت به کفار و مشرکان عالم درصورتیکه به ما حمله نکنند ما به خیر و عدل و داد با آن ها ارتباط خواهیم داشت. بِرّ و خیر یعنی درصورتی که فقیری داشتند ما از مال عموم خودمان به بینوا کافر امداد کنیم.
برمی گردیم به مورد گفتگوی ادیان. ظاهرا مرکزها گفتگوی ادیان صرفا تعارفات از صمیم قلب داراهستند و احیانا پیرامون مشترکات سخن می نمایند ولی دعوت رهروان ادیان به اسلام مورد دیگری میباشد. در حال حاضر این دعوا ها این پرسش را به وجود میآورد که فرق دربین گفتگوی ادیان با تبلیغ و دعوت چیست؟
واژه و کلمه دعوت و گفتوگو به ظواهر گوناگون میباشند. معنی متبادر ابتدایی از دعوت این میباشد که ما به غیرمسلمانان بگوییم بیایید مسلمان گردید. معارف اسلام را عرضه کنیم و بخواهیم که بیندیشند و در صورتیکه درست یافتند مسلمان بشوند. معنا اول مذاکره این میباشد که ما با یک دانا از فقاهتی دیگر بنشینیم، تعارفاتی داشته باشیم، دشمنی و کینه دوزی را کنار بگذاریم، یه خرده ما معارف اسلام را ارائه دهیم، وی نیز یه خرده از معارف دینش را ارائه دهد، مشترکات و اختلافات فی مابین یکدیگر را بدانیم، با درنگ های یکدیگر آشنا بشویم. تعارف و شناخت متقابل نتیجه ها خواهد شد. البته نگرش اینجانب این میباشد که معنی حقیقی وواقعی این دو یک کدام از میباشد. در مضمون بسیط و نخستین مصاحبه، دعوت نخوابیده میباشد. برخی ها خیال و خاطر می نمایند مصاحبه یعنی تنها آشنایی متقابل از یکدیگر و هدفی جز علم افزایی ندارد. شاید بعضا مرکز ها گفتگوی ادیان هم به همین مقدار بسنده می نمایند. خب اینجور گفتگویی نافع می باشد اما نادر منفعت میباشد. در معنا بسیط دعوت نیز برخی خیال و خاطر می نمایند دعوت به نه در قرآن مهربان، بایستی یک طرفه کلام زد و تامل خویش را به نحوی به رهروان بقیه ادیان عرضه نماید که بالاخره ذیل اثر قرار بگیرند و بپذیرند و ابدا در مضمون دعوت این را دخیل نمی دانند که بایستی به دیگری اذن صحبت زدن اعطا کرد. به اندازه ای که شما کلام می زنید اذن بدهید وی نیز کلام هایش را بگوید. وی نیز آیین و عقایدش را معرفی نماید. میگویند دعوت تنها یک طرفه میباشد. اینجانب عیب گیری دارم بهاین دو معنی. معتقدم می بایست این دو را ترکیب کرد و مضمون مشترک هر دو را گرفت. هم مصاحبه می بایست هدفمند باشد و به معرفت دوطرفه صرف اکتفا نشود بلکه معرفت متقابل می بایست با یک جهت گیری و خط مش معین باشد. شیوه و غرض معلوم این میباشد که کاربر ما از رهروان بقیه ادیان با درنگ های درست و تابناک اسلام که بالاتر و رفیعتر از تفکر های بقیه ادیان میباشد آشنا بشود و به حقانیت آن ها پی غالب شود و آنها را بپذیرد و به ضعف برخی تامل های خودش واقف خواهد شد و آنان را رها نماید. باور و تمجید عبد و بنده از گفتوگو این میباشد یعنی تصحیح و کامل شدن و بی نیاز سازی بینش طرف مقابل. چنانکه اینجانب معتقدم در صورتیکه مبلغان آئین اسلام بخواهند در تبلیغ اسلام برای دیگر افراد و دعوت آنها غالب شوند نباید بی واسطه و مصرح آنها را به بازرسی قرآن و روایات و کتاب ها اسلامی و معارف اسلام و تایید اسلام دعوت نمایند. زیرا آنها هم به حقانیت آیین و دین خویش اعتقاد دارا هستند و اسلام را فسخ میدانند و هیچ علت ای برای یافتن واقعیت در آیین دیگری ندارند. چنانکه هیچ علت ندارند که ساعتها وقت خودشان را صرف شنیدن سخنرانی های اینجانب مسلمان نمایند. جز برخی اشخاص متفحص و کنجکاو. لذا بایستی نحوه جذابی تعیین کرد. از جمله نخستین سخن های استفاده کننده را بشنویم و مطالب صحیحش را پذیرش کنیم و مشترکات فراوان را ذکر کنیم تا حس خودی بودن را پیدا نماید و آنگاه به گذر زمان وارد مسائل اختلافی شویم.

مسجد توفیق مشهد؛ معرفی، امکانات و دلیل انتخاب این مسجد برای مراسم مذهبی