loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 17
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:21


سلیمان بن صُرَد بن جون خُزاعی(شهیدشدن ۶۵ق) رهبر قیام توابین و از بزرگان کوفه، صحابی حضرت محمد(ص) و از شیعه ها امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. سلیمان بن صرد در برخی پیکار‌ها در رکاب امیرمؤمنان(ع) جنگید. او در زمانه امام حسن(ع) با صلح امام حسن با معاویه مخالف بود. اولیه طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) به رهبری وی نوشته شد، با این حالا خویش وی در نزاع کربلا حضور نداشت. مورخان، دلایل مختلفی برای عدم حضور سلیمان در رخداد کربلا آدرس مسجد توفیق مشهد برشمرده‌اند.

بعداز شهید شدن حسین بن علی(ع)، رهبری قیام توابین را در سال ۶۵ قمری بر ذمه داشت. این قیام به خونخواهی امام حسین(ع) صورت گرفت و سلیمان در آن به شهیدشدن رزرو مسجد توفیق مشهد رسید.

معاش‌طومار
سلیمان بن صرد در مکه متولد شد. در منابع تاریخی هر یک‌سری به تاریخ مجال میلاد او اشاره نشده میباشد، البته زیرا نقل شده که او در هنگام شهیدشدن در سال ۶۵ق، ۹۳ ساله بوده،[۱] می‌قدرت اظهار‌کرد او پنج سال پیش از بعثت به عالم آمده میباشد. اسم پدرش «‌جون‌» بود و در نسبتش به خویشاوندان خزاعه هیچ اختلافی وجود شماره مسجد توفیق مشهد ندارد.[۲]

اسم او در بعد از ظهر نادانی «‌یسار‌» بود که رسول(ص) نامش را بعد از مسلمان شدن به «‌سلیمان‌» تغییر‌و تحول اعطا کرد. لقب او را «‌ابو مُطَرّف‌» گفته‌اند.[۳] شیعه و اهل‌سنت اورا ستوده‌اند. او پیرمردی نیک، عبادت کننده، فاضل و دارنده مکانت و رده ویژه فی مابین بستگان خود بود و خاندان خزاعه از وی اطاعت مسجد طالقانی مشهد میکرد.[۴] [۵]

ملازمت و همراهی با فرستاده(ص)
فضل و ادب بن شاذان او را از تابعین می داند و منابع اهل سنت او را از اصحاب فرستاده(ص) به شمار آورده‌اند. روضه خوان طوسی نیز او را در شمار اصحاب رسول بیان نموده است[۶] آیت الله خوئی گفته میباشد احتمالا روضه خوان طوسی این صحبت را از کتاب ها اهل‌سنت گرفته باشد.[۷]

ملازمت با علی(ع)
بعداز تأسیس شهر کوفه در طول خلیفه دوم، سلیمان بن صرد جزو او‌لین عده ای بود که در‌این شهر سکنی گزید و در محله خُزاعه ساکن شد.[۸] سلیمان، با خلافت امام علی(ع) به یار و همدم بخش اعظمی از بزرگان شیعه با وی بیعت کرد.[۹] سازه بر طومار‌ای که از سوی امیرمؤمنان(ع) برای وی درج شده، او نماینده امام(ع) در حوزه‌ جبل بوده میباشد.[۱۰] وی در مبارزه‌های امام علی(ع) کمپانی کرد و در پیکار صفین در رکاب امام(ع) جنگید و فرماندهی میمنه سپاه را بر ذمه گرفت.[۱۱] در‌این نزاع، «‌حوشَب‌» سرور یمانیان در سپاه معاویه با چاقو وی از پای درآمد.[۱۲]

بعضا گفته‌اند سلیمان در مبارزه جمل کمپانی نکرد و علی(ع) اورا ملامت کرد.[۱۳] هرچند این مقاله در کتاب ها تاریخی مبتلا شک و تردید گردیده، ولی خویی احتمال داده میباشد که عدم کمپانی او یا این که به خیال و خاطر فرمان امیر المومنین بوده و یا این که عذری موجه داشته میباشد.[۱۴]

اعتراض به صلح امام حسن (ع)
گزارش مورّخان، حکایت از دیدار سلیمان با امام حسن(ع) بعداز جریان صلح با معاویه داراست که او با انکار این بیعت، به امام(ع) اعتراض می‌نماید.[۱۵] امام حسن(ع) در پاسخ او می گوید: شما شیعه و دوستدار ما هستید... آفریدگار گواه میباشد آن چه اینجانب ایفا دادم در جهت محافظت خون‌هاست. پس راضی به قضای پروردگار باشید.[۱۶] او در دیداری با امام حسین(ع) نیز، این مسأله را عرضه می دارد و امام(ع) بر پایبندی به صلح تا مرگ معاویه تأکید می‌نماید.[۱۷]

بازدید : 17
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 10:49

مناظره امام رضا با جاثَلیق نصرانی، خاطرنشان کرد‌وگویی کلامی میباشد که در آن، از موضوعاتی زیرا نبوت فرستاده اکرم(ص) و بشربودن حضرت عیسی دعوا گردیده است. این بیان کرد‌وگو در گرد هم آیی‌ای شکل گرفت که در آن، به‌خواست مأمون خلیفه عباسی، عالمان ادیان یهودی، مسیحی، زرتشتی و صابئی با امام رضا(ع) مناظره کردند. حدیث این مناظره، در آغاز، در کتاب‌های توحید و عیون خبر‌ها الرضا، نوشته روحانی صدوق آمده میباشد. به‌قصه حسن بن محمد نوفلی راوی این حدیث، امام رضا(ع) براساس اِنجیل، کتاب فقاهتی مسیحیان، بر نبوت حضرت محمد(ص) دلیل می‌نماید. همینطور با استناد به انجیل، ذکر می‌نماید که عیسی معبود وجود ندارد و انسان میباشد. برپایه این داستان، جاثلیق درین مناظره ناکامی می خورد و پاسخی برای اشکالات امام رضا(ع) پیدا آدرس مسجد توفیق مشهد نمی‌نماید.

قضیه صورت‌گیری
مناظره امام رضا(ع) با جاثَلیق، در حدیثی آمده میباشد که در آن، وی با عالمان مسیحی، یهودی، زرتشتی و صابئی مناظره نموده است.[۱] به‌گزارش حسن بن محمد نوفلی راوی این حدیث، مناظره به‌خواست مأمون خلیفه عباسی صورت گرفته میباشد. زمانی که امام رضا(ع) از مدینه به مرو نزد مأمون می‌رود، مأمون از عالمان و متکلمان ادیان متفاوت میخواهد توده شوند و با امام رضا(ع) خاطرنشان کرد‌وگوی کلامی نمایند.[۲] نوفلی غرض مأمون از برگزاری این گرد هم آیی را آزمودن امام رضا ذکر نموده است.[۳] جاثَلیق تبارک مسیحیان اول کسی میباشد که درین نشست با امام رضا(ع) مناظره می‌نماید. جز وی، رأس‌الجالوت (تبارک یهودیان)، بزرگان صابئان، هِربِذ (گرانقدر زرتشتیان) و عمران صابی هم در گرد هم آیی حضور دارا‌هستند و مناظره رزرو مسجد توفیق مشهد می‌نمایند.[۴]

نحوه امام رضا(ع) و احترام به آزادی ذکر
نخست مناظره، جاثَلیق به مأمون ـ‌که از وی می خواهد مناظره را استارت نماید‌ـ می گوید با اعتنا به اینکه اینجانب کتاب فقاهتی و فرستاده شما‌را قبول ندارم، چه طور با وی مناظره کنم؟ امام رضا(ع) جواب میدهد که در گفت و گو با وی، به اِنجیل، کتاب شرعی مسیحیان استناد خواهد کرد و جاثلیق می‌پذیرد که در این‌حالت، آن را رد نکند.[۵] بنابراین امام رضا(ع) در‌این اعلام‌کرد‌وگو، در موراد بخش اعظمی، از انجیل برای صدق سخنانش شاهد شماره مسجد توفیق مشهد میاورد.

[۶] امام رضا(ع) در مجلس مناظره صریحاً اعلام کردکه هر که مخالف اسلام میباشد وهر پرسشی داراست سوای خوف و ترس و حدس شرایط وی ( که در دربار مأمون و اماّ عهد و پیمان اوست) سؤالش را مطرح نماید[یادداشت ۱] و همین اعتقاد خاطری که امام به معارضان بخشید سبب ساز شد که انها نیز با خاطر سهل سوال هایشان را مطرح کردند وخودشان نیز تصریح کردند که در شرایطی که این ضمانت امام عدم وجود آن‌ها سؤالی طرح نمی‌کردند. [۷] از نکات اصلی دیگر در مناظرات امام رضا(ع) با معارضان و مالک نظران گوناگون ادامه دادن دعوا تا وصال به سود و نصفه کاره و ناقص رها نساختن دعوا میباشد تا بدانجا که حتی در صورتی موقتیً مناظره برای اقامه نماز تعطیل گردیده فورا بعد از نماز ادامه یافته مسجد طالقانی مشهد میباشد. [۸]

قضیه
در اذعان کرد‌وگوی فی مابین امام رضا(ع) و جاثلیق، گفت و گو به‌طور عمده درباره دو زمینه میباشد: یک کدام از ثابت نبوّت حضرت محمد(ص) و دیگری این مورد که حضرت عیسی خداست یا این که آدم. فی مابین این دو دعوا، از مسائلی زیرا تعداد حواریون حضرت عیسی[۹] و گم‌شدن ورژن اساسی انجیل هم صحبت آمده میباشد.[۱۰]

امام رضا(ع) برای ثابت نبوت فرستاده اکرم(ص)، عبارت‌هایی از انجیل و تورات را شاهد می آورد که در آنان به داخل شدن پیامبری با علامت‌های حضرت محمد(ص) بشارت داده شد‌ه‌است. مثلا می گوید در انجیل آمده که یوحنّای دیلمی اعلام‌کرد مسیح منرا به آئین محمّدِ عربى با خبر کرد و مژده اعطا کرد که پس از وی خواهد آمد و اینجانب نیز به حواریون مژده دادم و آنان به وی ایمان آوردند.[۱۱] همینطور عیسى در انجیل گفته میباشد اینجانب به‌سوى خداى شما و خداى خودم خواهم رفت و فارِقلیطا خواهد آمد.[۱۲]

در گونه های بدین یقین مسیحیان که عیسی خداست هم دو دلیل مطرح می‌نماید:

یک کدام از اینکه در‌حالتی که عیسی خداوند بود، نباید نماز میخواند و روزه می‌گرفت؛ زیرا عبادت‌های عیسی با این سؤال مواجه می‌گردد که هر کس خداست، برای چه‌کسی نماز می‌خوانَد و روزه میگیرد.[۱۳]

دلیل دوم ناظر بدین صحبت جاثلیق میباشد که می‌اذعان کرد عیسی به‌این عامل خداست که مرده زنده می کرد و نابینا و در گیر به پیسی را شفا می‌اعطا کرد.[۱۴] امام رضا گونه های می‌نماید که پیامبران دیگری نیز اینگونه کرده‌اند. پس آن ها را هم می بایست آفریدگار دانست؛ اکنون‌آنکه مسیحیان آن ها را پروردگار نمی‌دانند. از جمله یَسَع نیز مرده زنده می کرد و نابینا و در گیر به پیسی را معالجه میکرد. همینطور حِزقیل پیامبر نیز ۳۵هزار نفر را شصت سال بعد از مرگشان زنده کرد.[۱۵]

فیض
به‌گزارش راوی حدیث، جاثَلیق در چندین مکان این اذعان کرد‌وگو، پاسخی برای اشکالات امام رضا(ع) پیدا نمی‌نماید و ساکت می ماند. به عنوان مثال، آنجا که امام رضا(ع) می پرسد در حالتی‌که عیسی معبود بود، برای چه‌کسی نماز می خواند و روزه می‌گرفت، جاثلیق ساکت می ماند و جواب نمی‌دهد.[۱۶]

همینطور هنگامی که امام رضا(ع) از انجیل، بر نبوت نبی اسلام(ص) و بشربودن عیسی شاهد می آورد، جاثلیق از وی اذن می خواهد که بدین سوال جواب ندهد.[۱۷] در نقطه پايان مناظره هم جاثلیق به امام رضا می گوید: اندیشه نمی‌نموده است در بین عالمان مسلمان کسی مثل امام رضا باشد.[۱۸]

منابع حدیث
متن مناظره توشه ابتدا، در کتاب‌های توحید[۱۹] و عیون خبرها الرضا،[۲۰] نوشته روحانی صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) ماجرا گردیده‌است. در احتجاج، نوشته احمد بن علی طَبرسی (زیسته در قرن ششم قمری) خلاصه آن آمده میباشد.[۲۱] علامه مجلسی هم در بحارالانوار حدیث را از دو کتاب توحید صدوق و عیون اخبارالرضا روحانی صدوق قصه نموده است.[۲۲]

اعتبار گواهی حدیث
رجالیان درخصوص سلسلهٔ راویان این حدیث، اختلاف‌حیث دارا هستند. گروهی تمامی آنها را ثقه دانسته‌اند و عده ای دیگر بعضی از آنان‌را غیرثقه شمرده‌اند.[۲۳] افزون بر این، گواهی حدیث، مُرسَل میباشد؛ یعنی برخی از اشخاص سلسلهٔ راویانش بیان نشده میباشد. بدین ترتیب حدیث را به‌نظر گواهی، ضعیف میدانند.[۲۴] با وجود این، بعضا بر این باورند که‌این حدیث، ضعیفِ مورد قبول میباشد؛ یعنی به‌رغم ضعف در گواهی، بر طبق آن فعالیت می گردد؛ چون عالمی دارای اعتبار همانند صدوق، آن را داستان کرده و وی صرفا روایاتی را نقل می‌کرده که به صدورشان از معصوم یقین داشته میباشد.[۲۵]

بازدید : 36
شنبه 7 تير 1404 زمان : 12:48

برتری اهل بیت(ع) یا این که افضلیت اهل بیت(ع)، از آموزه‌های شیعی به‌این مضمون‌ که اهل بیت فرستاده اکرم(ص) به جهت برخورداری از کمالات و خصوصیت‌های مخصوص به شخصی نظیر دانش، عصمت و طهارت و... نسبت به سایر افراد افضلیت و برتری دارا هستند و به این رو میباشد که شایسته تصدی منزلت امامت و سر گروهی عامه‌اند و با وجود آنها، مقدم‌داشتن سایر افراد در‌این کارها، عقلاً قبیح و ناروا آدرس مسجد توفیق مشهد میباشد.

عامل به منزلت امامت
بنابر عامل‌های متکلمان شیعه امامت اهل بیت(ع) دلیلی بر افضلیت آن ها میباشد؛ چون امامت مفضول بر افضل قبیح میباشد.[۱]تقریر استلال به طور مختصر این میباشد که در صورتی امام تحت‌خیس از دیگر افراد باشد، در این حالت به حکم عقل، ترجیح فرد تحت‌خیس بر فرد بلندتر قبیح میباشد. پس امام می بایست افضل از دیگر افراد باشد. [۲]فلسفه امامت اقتضا می‌نماید که امام به جهت رسالت سنگینی که در هدایت و رهبری شرعی و مادی عموم برعهده داراست، از کلیه افضل و سزاوار‌خیس باشد تا عموم اورا در همگی کمالات سر مشق بدانند و از وی پیروی نمایند. لازمه اینگونه امری، عصمت و طهارت و آراستگی فرد امام به بهتر‌ترین آداب و صفات انسانی میباشد. از این حیث هرکدام از امامان دوازده‌گانه شیعه، بی نقص‌ترین فرد مجال خویش بوده‌اند، به سیرتکامل‌ای که عظمت شخصیت آنها گزینه اعتراف همگان بوده و حتی عده ای مانند ابوحنیفه که با آن‌ها به مناظره و محاجّه می‌پرداختند نیز در مقابل عظمت علمی و معنوی آن ها، اظهار خشوع رزرو مسجد توفیق مشهد می‌کردند.[۳]

کلام ابوحنیفه درباره استعمال علمی از امام درستگو(ع):
هذا أبو حنيفة وهو اینجانب أهل السنة يفتخر ويقول بأفصح لسان: لولا السنتان لهلک النعمان، يعني السنتين اللتين جلس فيهما لأخذ العلم عن الإمام جعفر الصادق.» ابوحنیفه که از اهل‌سنت میباشد با افتخار و با رساترین لهجه‌ها گويد: در حالتی‌که آن دو سال خلا مسلما نعمان هلاک میشد؛ يعني آن دو سالی که نزد امام درستگو (ع) دانش شماره مسجد توفیق مشهد می‌یادگرفت.

مختصر تحفة الاثناعشریه، آلوسی، ص ۸، مطبعة سلفیه، قاهره، سنه، ۱۳۷۸ق.

حدیث ثقلین
نوشته ی علمیٔ مهم: حدیث ثقلین
حدیث ثقلین از برهان نقلی متکلمان بر افضلیت اهل بیت فرستاده(ص) میباشد. بنابر این حدیث، فرستاده(ص) آنان‌را در کنار قرآن قرار داده میباشد، قرآن را ثقل اکبر و اهل بیت را ثقل اصغر نامیده میباشد، و شخص دیگری را در ستون قرآن قرار نداده میباشد. به این ترتیب همان طور که قرآن کریم ومهربان بر مسلمانها برتری دارااست، اهل بیت نیز از سایرافراد مسجد طالقانی مشهد برترند.[مستلزم منبع]

سعدالدین تفتازانی دراین باره گفته میباشد: موردها آیه پاکسازی و حدیث ثقلین برتری اهل بیت بر دیگرافراد میباشد، و ملاک برتری آن ها، صرف انتساب آن‌ها به نبی وجود ندارد، چون مبتنی بر قرآن و سنت و اجماع، ملاک برتری دانش و تقواست، این ملاک در اهل بیت وجود داراست، این مقاله از قرار به چنگ آوردن آن‌ها در کنار قرآن و وجوب تمسک به آن‌ها به دست می آید، چون تمسک به قرآن جز کار به دانش و هدایت قرآن وجود ندارد، همین سیرتکامل میباشد تمسک به عترت.[۴]

آیه مباهله
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: آیه مباهله
آیه مباهله نیز بر برتری اهل کساء بر دیگر صحابه نبی دلالت می‌نماید، چون مبتنی بر این آیه، فرستاده(ص) از جانب خدا مأموریت یافته میباشد تا از در میان خردسال ها، مردان و زنان مسلمان اشخاصی را برای مباهله با نصرانی‌های نجران با خویش یار کند. و فرستاده(ص) از مردان، حضرت علی(ع) و از زنان، حضرت زهرا(س) و از کودک ها، حسن و حسین را برگزید.

بی‌شک برای مباهله عده ای برگزیده میگردند که از حیث ایمان و قرب به خدا از مقام بالایی منتفع باشند، و در مباهله‌ای که یک کدام از اشخاص آن فرستاده(ص) میباشد، بایستی اشخاصی با وی یار و همدم شوند که یا این که در جايگاه وی باشند، و یا این که از سایر افراد نسبت به رده وی مجاورت‌خیس باشند، و از طرفی در‌حالتی که غیر از اشخاص حافظه گردیده، شخص دیگری از مسلمانها نیز از چنان منزلت بالای ایمانی و معنوی منتفع بود فرستاده(ص) او‌را نیز برمی‌گزید، چون در زمینه ی اخلاق و رفتار فرستاده(ص) احتمال خرد‌ترین شغل بر خلاف عدل و حکمت نیست.[۵]

ابوریاح، سرویس عمل امّ سلمه از رسول(ص) قصه کرده که در حالتی‌که در روی زمین کسانی گرامی‌خیس از علی، فاطمه، حسن و حسین وجود داشت خدا به اینجانب امر می‌اعطا کرد که به واسطه آنها مباهله کنم، ولی آفریدگار به اینجانب امرکرد که به امداد آنها مباهله کنم، آنها برگزیدگان افرادند.[۶]

دیگر نشانه‌ها و احادیث
برتری اهل بیت از نشانه‌ها و احادیث دیگری مانند آیه مودت (شوری:۲۳) حدیث سفینه، حدیث باب الحطة، حدیث نجوم و مانند آن‌ها نیز به دست میاید.

برتری چهارده معصوم بر پیامبران و فرشتگان
علمای شیعه بر این باورند که بعداز رسول اسلام(ص)، اهل بیت(ع) برگزیدگان مخلوقات و حتی رفیعتر از پیامبران(ع) و فرشتگان میباشند.[۷] روایاتی که بر افضلیت ائمه(ع) بر جمیع مخلوقات دلالت دارا هستند، مستفیض و بلکه متوالی دانسته گردیده است.[۸] علامه مجلسی برآن میباشد در شرایطی که کسی در احادیث کاوش نماید به اعتقاد و فارغ از شک و تردید به افضلیت رسول(ص) و ائمه(ع) اذعان و اعتراف می‌نماید و صرفا جاهل به خبرها و احادیث، افضلیت آنها را انکار می‌نماید.[۹]

براساس آیه ابتلاء امامت رفیعتر از نبوت دانسته گردیده و حضرت ابراهیم(ع) آغاز رسول بود، بعد خدا او‌را بعداز آزمودن با وسائل متفاوت، امام قرار بخشید و مقامی فراتر داد.[۱۰]

در قصه معتبری[۱۱] امام رضا(ع) از روش پدران خویش از امام علی(ع) و وی از رسول(ص) نقل نموده است که فرمود: «... یا این که علی! همانا معبود پیامبران را بر فرشتگان مقربین برتری و فضیلت اعطا کرد و منرا بر مجموع پیامبران برتری و فضیلت اعطا کرد. یاعلی! ادب و برتری پس از اینجانب برای تو و ائمه(ع) بعداز توست...».[۱۲] در ماجرا دیگری امام درست گو(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده است: «یا این که علی اینجانب و تو و امامان از فرزندان تو سرور رفتار‌ایم در عالم و حاکمان‌ایم در آخرت».[۱۳] امام باقر(ع) نیز میفرماید: «معبود چهارده هزار سال پیش از خلقت انسان، چهارده فروغ و روشنایی از روشنایی عظمتش کردار فرمود. پس آن چهارده نور و روشنایی ارواح ما بود».[۱۴] امام حسن(ع) میفرماید: «احدی از پیشینیان یعنی انبیا و اوصیا و اولیا بر امام(ع) در هیچ فضیلتی سبقت نگرفته‌اند، مگر به ادب نبوت».[۱۵]

ولی برخی احادیث نیز وجود دارا‌هستند که بر برتری انبیاء بر اوصیاء دلالت دارا‌هستند.[۱۶] همینطور عبدالجلیل قزوینی از فقیهان و متکلمان قرن پنجم قمری این نظر را دارد رهروان دانش اصول، امام علی(ع) را بلندتر از اوصیاء میدانند البته در عین هم اکنون معتقدند جایگاه امام علی(ع) از انبیاء فراتر وجود ندارد.[۱۷] وی همینطور این نظر را دارد مجموعه اخباری‌ها نیز که در‌این اعتقادوباور تندروی کرده‌اند امام علی(ع) را فقط بر غیر پیامبران اولوالعزم مقدم داشته‌اند.[۱۸]

بازدید : 15
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:03


انقطاع رَحِم به‌معنای جدا رابطه و دیدار با فامیل، یکی‌از گناهان کبیره میباشد که رخنه‌ آن نسبت به قومِ بدخُلق یا این که فاسق نیز مُجاز وجود ندارد. قرآن و روایات از جدا رحم، نهی و بر صله رحم تأکید کرده‌اند. بنابر حدیثی قدسی، صله رحم از عفو و بخشش خداست و کسی که آن را شکاف نماید، از عفو وی محروم آدرس مسجد توفیق مشهد خواهد ماند.

معنی‌شناسی
کلمه رحم، در «جدا یا این که صله رحم» استعاره برای قرابت و خویشاوندی میباشد.[۱] جدا رحم در مقابل صله رحم بوده و عبارت میباشد از: «جدا رابطه با خاندان هرچند به تعدادی واسطه به شخص منسوب رزرو مسجد توفیق مشهد باشند.» [۲]

بعضا از اسم‌ها و صفات پروردگار مانند رحمان و رحیم از دید واژگانی و معنایی با «رَحِم»، هم‌ریشه‌اند. در یک حدیث قدسی آمده میباشد: «اینجانب خدای رحمان هستم؛ رَحِم را خلق و خوی کردم و اسم آن را از اسم خویش گرفتم؛ پس کسی که صله رحم نماید اورا به بخشش خود متصل سازم و کسی که جدا رحم نماید، او‌را از بخشش خود به دور شماره مسجد توفیق مشهد نمایم».[۳]

محدوده قبیله
امام رضا(ع)
ما برای زیاد شدن قدمت، وسیله‌ای جز صله رحم نمی‌شناسیم. صله رحم به اندازه‌ای در زیاد شدن قدمت مؤثر میباشد که فردی که از عمرش سه سال ما‌نده میباشد، معبود به منجر صله رحم سی سال به عمرش میافزاید که جمعاً سی و سه سال می‌گردد و هر کس از عمرش سی و سه سال آحاد باقیمانده میباشد، خدا به سبب ساز انقطاع رحم سی سال از عمرش برمی‌داراست و آن را به سه سال کاهش مسجد طالقانی مشهد میدهد.[۴]

اصول کافی، ج۲، ص۱۵۲، ح ۱۷.

خویشاوندی دو سیرتکامل میباشد:

خویشاوندی نَسَبی که از روش رَحِم پیدا میشود، مانند بابا، مامان، فرزندان، اخوی، خواهر، عمو، عمه، خان دایی، خاله، پدربزرگ و مادربزرگ و فرزندان همۀ عده ای که آنان‌را خاندان نسبی و اَرحام می‌نامند.[۵] جدا رحم با این دسته روا وجود ندارد.
خویشاوندی سببی که از روش وصلت به وجود میاید؛ مانند خویشاوندی بین زن و شوهر و خویشاوندان دو طرف. درباره اینکه آیا حرمت، جدا رحم مشتمل بر این تیم هم می شود یا این که نه،‌ اختلاف حیث وجود داراست.
[۶]

حکم انقطاع رحم
اسلام انقطاع رحم راحرام و شدید نهى کرده و از گناهان کبیره شمرده میباشد.[۷] در حدیثی ستون بی دینی به پروردگار دانسته شد‌ه‌است،[۸]

خدا درقرآن جدا کننده رحم را لعن نموده و ارعاب کرده که دیده و گوش اورا از شعور حقایق ناتوان می‌سازد. امام سجاد(ع) فرمود: «از هم‌نشینی با هر کس از خویشانش بریده میباشد بپرهیز.چنانکه اینجانب یافتم اینگونه شخصی درسه مکان قرآن آیتم لعنت واقع گردیده است:

در سوره بقره آیه ۲۷ میفرماید: «آنهائی که پیمان الهی را بعد از بستن قول می‌شکنند و می برند آن چیزی را که معبود فرمان به پیوستن (جدا رحم می‌نمایند) و در روی زمین خرابی می‌نمایند، وی زیانکارانند»
در سوره رعد آیه ۲۵ می فرماید: «آنها که قول خدای را بعد از سفت شدن می‌شکنند و میبرند و آنچه را که آفریدگار به لینک آن دستور فرموده و در زمین خرابی می‌نمایند برایشان لعنت و محرومیت از بخشش خداوند میباشد و برای وی رده بدی میباشد. یعنی جایشان در دوزخ وجهنم میباشد».
در سوره محمد(ص) نشانه‌ها ۲۲و۲۳ می فرماید:
فَهَلْ عَسَیتُمْ إِن تَوَلَّیتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَمعدودْ﴿۲۲﴾ أُولَـئِک الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّـهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمَی أَبْصَارَهُمْ (پس [ای منافقان،] آیا آرزو بستید که زیرا [از آفریدگار] برگشتید [یا این که سرپرست عموم شدید] در [روی] زمین خرابی فرمائید و خویشاوندی‌های خویش را از هم بگسلید؟ اینان به عبارتی کسانند که خداوند آن ها را لعنت نموده و [گوش دل] وی را ناشنوا و چشمهایشان را نابینا نموده است.)[۹]
در احادیث و سیره معاش اهل بیت(ع) یاری، پناه و محبت به قبیله تماما پر‌نور میباشد و به شدت از جدا ارتباط باخویشان منع شده و جدا رحم تحت عنوان برهان هجران از لطف و بخشش پروردگار معرفی شد‌ه‌است.[۱۰]

صله رحم به قدری در حیث خدا التفات دارااست که حتی در‌حالتی که فاسقان رابطه خیر و خوبی با اقوام و قوم و قبیله خویش داشته باشند، پروردگار روزی آن ها را افزون می‌نماید؛ اما در مقابل، در شرایطی که افرادی که اهل نماز و روزه‌اند، در شکل جدا رحم، خلال عذاب آخرت، از قدمت و روزی آن ها کاسته می شود.[۱۱] تک تک مراجع تبعیت انقطاع رحم را حرام می‌­دانند. تحت عنوان مثال:

آیت‌الله خامنه‌ای می‌­نویسد: «انقطاع رحم با کسانى که از خویشان نَسَبى مى‌باشند، روا وجود ندارد و صلۀ رحم متوقف بر مراوده و رفت و آمد ‏وجود ندارد و با وضع و اوضاع­‌پرسی و پیغام صادر کردن از روش تلفن یا این که طومار هم پژوهشگر مى‌خواهد شد».[۱۲]
آیت‌الله سیستانی هم می‌نویسد: «انقطاع رحم، حرام میباشد حتی در صورتیکه چه وی جلوتر بریده باشد، نمازخوان نباشد، شراب‌خوار هم باشد و یا این که به بعضا احکام فقاهتی بی دقت باشد مثل عفاف و حجاب و جز آن‌طوری که راهنمایی و پند و موعظه هم منفعت نبخشد. ولی به شرط آنکه چنان صله رحم و پیوندی، موجب نشود که وی برکار حرام تأیید و تشویق خواهد شد.[۱۳]
بعضی از فقها معتقدند حتّی در صورتی رابطه با برخی از بستگان و رفت‌وآمد به منزلشان سبب غم آن ها گردد و باعث اهانت به ما گردد، همچنان وظیفه صله رحم از در میان نمی‌رود و بایستی رابطه را به شیوه‌های دیگری نگهداری کرد.[۱۴]

پیامدهای جدا رحم
بعضا از پیامدهای براندن ارتباط از قبیله و فامیل عبارتند از:

بازدید : 17
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:16


اتهام طومار در یک دور و بر بهت و بی سروصدا تلاوت شد. روحانی به توجه به‌مندرجات آن گوش می‌اعطا کرد. بعد از خاتمه خواندن لایحه ذکر شده، یکسری دقیقه صحبتی به در بین نیامد و کلیه معطل بودند که روحانی در مقابل اتهامات مندرجه در لایحه چه عکس العملی از خویش علامت خواهد اعطا کرد و چه طور از خویش حفاظت خواهد کرد البته روضه خوان صحبتی نکرد و گویش به مذاکره نگشود. مستعان (مدیر کمیته جهانگیر) که از استارت مشروطیت در جریان کارها بوده به روضه خوان ذکر کرد: در مقابل اتهامات وارده که تلاوت گردیده چه جوابی آدرس مسجد توفیق مشهد می‌دهید؟[۴۰]

از ظواهر نقل‌های شفاهی از گرد هم آیی دادگاه روحانی اینگونه برمی‌آید که او پاره‌ای از اتهامات مثلا امر قتل بعضا اشخاص را تکذیب نموده است؛ و پاره‌ای از اتهامات را پذیرفته و گفته میباشد: طبق اجتهاد خود کار رزرو مسجد توفیق مشهد نموده ام.[۴۱]

آخر و عاقبت در نقطه نهایی نشست، روضه خوان ابراهیم زنجانی به پا می‌ایستد و میگوید: «جناب حاجی روحانی فضل و ادب الله مبتنی بر فتوا و حکم حجج اسلام نجف اشرف که سواد آن در همگی کشور‌ایران منتشر گردیده، مفسد فی الارض میباشد و بایستی مبنی بر ضوابط اسلام با وی به عبارتی معامله‌ای را که آفریدگار در زمینه ی مفسدین فی الارض فرمان داده، اخلاق و رفتار نمود.» آن‌گاه روحانی را به اطاقی که در آن زندانی بود، میبرند و اعضای دادگاه انقلابی بعد از یک ساعت مشورت کردن به رخداد رأی می دهند که زیرا حاجی روضه خوان ادب الله نوری، قیام بر ضد حکومت ملی نموده و سبب ساز قتل هزارها هزار نفوس و فساد بلاد و غارت و خرابی شده و حجج اسلام نجف اشرف هم او‌را مفسد فی الارض تشخیص داده‌اند، محکوم به اعدام شماره مسجد توفیق مشهد میباشد.[۴۲]

چنانکه سپری شد یک کدام از دستاویزهای دادگاه برای اعدام روحانی ادب الله، فتوای علمای نجف به مُفسد فی الارض بودن اوست و گفته‌اند که‌این فتوا در کلیه کشور ایران منتشر گردیده است (یعنی چیز سری‌ای نبوده میباشد). ولی اینگونه فتوایی از علمای نجف صادر نشده میباشد و در حکمی که در مجله‌های سال ۱۳۲۵ق. (یعنی حدود دو سال پیش از گرد هم آیی دادگاه) به علمای سه گانه نجف منسوب شده فقطً حکم به افساد اوست و خیر مفسد فی الارض. متن حکم منسوب اینگونه میباشد: «زیرا نوری مخل آسایش و مفسد میباشد، تصرفش در کارها حرام مسجد طالقانی مشهد میباشد.»

[۴۳] این فتوا بر فرض صدق اصلا نشانه بر تایید صلاحیت قتل وجود ندارد. به علاوه در حکمی دیگر، آخوند خراسانی تصریح می‌نماید که مخالفینی که مباشر در اتلاف نفوس و اموال نبوده‌اند، بخشش همگانی داده خواهد شد و در شرایطی‌که گشوده هم از افساد آنها اطمینانی نباشد، به محلی که اثری نداشته باشند تبعید شوند.[۴۴] تکثیر این حکم بعداز اعدام روحانی ادب الله بوده میباشد البته تاریخ وصول آن به طهران معلوم وجود ندارد؛ هرچند از به عبارتی نیز دانسته میشود که مفسدان نام برده قابل رحمت می‌باشند و در شرایطی که هم بخواهند به کارشان ادامه دهند، می بایست آنان را تبعید نمود. از این رو، این دستاویز دادگاه، فسخ بوده میباشد.

اجرای حکم

مأمورین جاری ساختن، حکم دادگاه انقلاب را به روحانی ابلاغ کردند و بلادرنگ او‌را دربین گرفته و از پله‌های طبقه فوقانی عمارت توپخانه جاری گردیده وارد میدان شدند. محکوم مسافت در بین زندان و محل اعدام را با خونسردی و آرامش پیمود و با وجود سن بالا، ضعف و ناتوانی از خویش علامت نداد و در دقایق انتها قدمت ثبات و استقامت خویش را به ظهور رسانید. ناظرین در حدود محل اعدام گفته‌اند که جان کندن روضه خوان بیش تر از نیم دقیقه ارتفاع نکشید و بعداز آنکه اورا به‌دار کشیدند تشنجی در اعضایش ظواهر شد و بعد لامپ عمرش بی سروصدا شد.[۴۵] به گفته سید حسین نصر، معلم مطالعات اسلامی و فیض روحانی ادب‌الله، سکینه‌خانم (همسر روضه خوان) او‌را از دار زیر آورده و بعد ها در قم در صحن بقاع حضرت معصومه(س) به خاک سپرد.[۴۶]

پر اسم و رسم میباشد که روحانی مهدی پسر روحانی فضل و ادب الله که از مشروطه خواستار بود در موقع اعدام پدرش حضور داشته و کف می‌زده و اظهار بشاشت می‌کرده. البته ملک زاده می‌نویسد: این آوازه به کلی خالی از واقعیت و حقیقت میباشد. میرزا محمد نجات به اینجانب گفته میباشد که به عبارتی موقع اعدام روحانی، اینجانب به عمارت تخت مرمر رفتم و روحانی مهدی را دیدم ذیل درخت چناری نشسته و شیون می‌نماید.[۴۷][یادداشت ۴]

اثرها
درر التنظیم، (منظومه‌ای حدود ۵۰۰ بیت درباره ۲۵ قاعده فقهیه که استارت سرودن آن ۱۲۷۹ق. و نقطه پايان آن ۱۲۸۰ق. در طهران بوده میباشد.)[۴۹]
رسالة المشتق (تقریر درس استادش سید شیرازی میباشد که در ۱۳۰۵ق. ضمنا رسائل روضه خوان انصاری چاپ شد‌ه‌است).[۵۰]
حرمة الاستطراق الی مکة عن روش جبل. (چاپ گردیده در سال ۱۳۲۰ق.)[۵۰]
الصحیفة المهدویة أو القائمیة، (مشتمل بر دعاهای امام مهدی(عج) که در سال ۱۳۰۲ق در سامراء توده گردیده‌است و خان دایی‌اش محدث نوری تقریظی بر آن نوشته و به مولف اذن قصه داده میباشد).[۵۰]
تذکرة الغافل و پند الجاهل، (در عیب گیری مشروطیت، چاپ گردیده در ۱۳۲۶ق.)[۵۰]
رسالة فی قاعدة ضمان الید، (چاپ گردیده در ۱۴۱۴ق. ضمنا کتاب «اشارة السبق الی معرفة الحق» در قم بوسیله دفتر کار انتشارات اسلامی.)
مسائل متفرقه[ورژن خطی](ورژن خطی از ۱۲۰ مسأله از روی مسائل استادش)[۵۱]
در محضر روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری‌: اوراق حقوقی عهدوپیمان ناصری‌[۵۲]
تیم‌ای از رسائل‌، اعلامیه‌ها، مکتوبات‌،... و مجله روضه خوان شهید ادب‌الله نوری‌[۵۳]

حرم روضه خوان فضل و ادب الله نوری در مقبره حضرت معصومه
گفته‌ها درباره او
امام خمینی:
در روزگار مشروطه... یک توده‌ای که نمی‌خواستند که درین میهن، اسلام قوه داشته باشند... جوسازی کردند، به گونه ای که مثل مرحوم آقا روضه خوان فضل و ادب‌الله که آن‌وقت یک بشر شاخصی در کشور ایران بود و مقبول بود، همچو جوسازی کردند که در میدان علنی وی را به‌دار زدند و پای آن هم کف زدند. و این نقشه‌ای بود برای اینکه اسلام را منعزل نمایند و کردند. و از آن به آنگاه دیگر نتوانست مشروطه، یک مشروطه‌ای باشد که علمای نجف می‌خواستند، حتی مسئله مرحوم آقا روحانی فضل و ادب‌الله را، در نجف هم یک جور بدی منعکس کردند، که آنجا هم صدائی از آن در نیامد. این جوی بار که ساختند در کشور‌ایران و در بقیه جاها، این جو اثاثیه این شد که آقا روحانی ادب‌الله را، با دست برخی از روحانیون خویش کشور‌ایران محکوم کردند و آن‌گاه او‌را آوردند در میانه میدان و به‌دار کشیدند و پای آن هم ایستادند، کف زدند و باخت دادند اسلام را، در آن وقت. و عموم غفلت داشتند از این شغل، حتی علما هم غفلت داشتند.[۵۴]
جلال آل‌احمد در کتاب غرب‌زدگی:
این که پیشوای شیخ طرفدار «مشروطه»، در نهضت مشروطیت بالای‌دار رفت، خویش علامت‌ای از... عقب‌نشینی بود. و اینجانب با پزشک تندرکیا موافقم که نوشت روحانی شهید نوری خیر تحت عنوان مخالف «مشروطه» که خویش در اوایل دستور مدافعش بود، بلکه تحت عنوان مدافع «مشروعه» بایستی بالای‌دار برود. و اینجانب می افزایم، و تحت عنوان مدافع کلیت تشیع اسلامی.... به هر شکل از آن روز بود که نقش غرب‌زدگی را همانند داغی بر پیشانی ما زدند. و اینجانب نعش آن بزرگوار را بر سردار، همانند پرچمی میدانم که به نشان استیلای غرب‌زدگی بعد از دویست سال کشمکش بر بام سرای این سرزمین افراشته شد.
سید مرتضی آوینی:
ضابطه یا این که می بایست خویش را «حافظ شریعت» بداند و یا این که خویش، شریعتی دیگر گردد. پس، رویه تاریخی ما به ضابطه در مشروطیت روی آوردن به شریعتی دیگر بود، بی‌آنکه خویش بدانیم. روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری به همین «نسبت» اعتنا یافته بود، به این دلیل که «شرع» نیز در رده احکام به دسته‌ای از شرط‌ها و حدود –یعنی ضابطه– مبدل میشود.[۵۵]
عبدالله مستوفی:[یادداشت ۵]
اینجانب روضه خوان ادب الله را هیچ ندیده و از اخلاق و رفتار و وضع و اوضاع و جايگاه دیانت و تقوای وی هیچ اطلاعی ندارم.... البته‌دار زدن وی، علی رؤس الاَشْهاد، چه ما یحتاج بود؟ از وی بیم داشتند که فتنه‌ای برپا نماید؟ نه! روضه خوان فضل و ادب الله مرتکب قتل عمدی هم نشده بود که اعدام وی در مقابل آن عادلانه باشد.[۵۷]
واپسین آواز قو
مستند واپسین آواز قو، به کارگردانی احمد جان‌میرزایی به برهه زمانی ٨٥ دقیقه به تحقیق معاش و نقش روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری در رخداد مشروطه و شهیدشدن وی پرداخته میباشد.[۵۸]

تک‌نگاری
برخی از اثراتی که درباره روضه خوان فضل و ادب‌الله نوی درج شده عبارتند از:

کتاب رمزّ دار گزارشی تحلیلی از بر دار رفتن روحانی فضل و ادب‌الله نوری در نهضت مشروطه ارائه می دهد. مولف کتاب عباس شمس‌الدین‌کیا معروف به تندرکیا (۱۳۶۶ش) نوه روضه خوان ادب‌الله نوری میباشد.
کتاب مشروطیت و آیت‌الله حاج روضه خوان ادب‌الله نوری تاثیر علی ابوالحسنی (منذر): در‌این کتاب در هفت جلد به تاریخ مشروطه و جریان‌شناسی آن و نیز درنگ روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری میپردازد.
این موسسه بانام روضه خوان ادب الله نوری و مدرسه تاریخ نگاری مشروطه، نیز منتشر شد‌ه‌است نوشته علی ابوالحسنی(منذر)، تکثیر موسسه مطالعات تاریخ معاصر، ۱۳۸۵ش.

بازدید : 17
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 15:53


سید علی بن موسی بن جعفر بن طاووس دارای شهرت به‌سید ابن طاووس (۵۸۹-۶۶۴ق)، از عالمان شیعه در قرن هفتم هجری، صاحب و مالک کتاب لُهوف (مقتل امام حسین (ع)) و نقیب شیعه ها در حین حکومت مغول بر بغداد. بعضا به وی به منجر زهد و تقوا، مراقبه فراوان و حالات عرفانی «جمال العارفین» آدرس مسجد توفیق مشهد گفته‌اند.

تمایل ابن‌طاووس بیشتراز هر موضوعی به مسائل اخلاقی و معنوی و بخصوص دعا و زیارت بود و گروه اثراتی با تیتر «تتمات مصباح المتهجد» به فن تحریر درآورد که کامل شدن مصباح المتهجد، تاثیر روحانی طوسی در مسئله دعاست. علامه حلی و روحانی یوسف سدیدالدین (بابا علامه حلی) از شاگردان علی بودند. کتابخانه سید بن طاووس که بالغ بر ۱۵۰۰ کتاب داشته میباشد یک تیم فردی شایان توجه رزرو مسجد توفیق مشهد میباشد.

معاش‌طومار
ابوالقاسم علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاووس ملقب به رضی‌الدین، از فامیل طاووس بود؛ از این رو به‌سید ابن طاووس معروف میباشد.[۱] ابن طاووس پنجشنبه ۱۵ محرم سال ۵۸۹ق در شهر حلّه، مرز و بوم عراق به دنیا آمد.[۲] او‌را ذوالحَسَبَین (هر کس دو نسب شریف دارااست) نیز خوانده‌اند؛ چون جد اعلای وی داود بن حسن مثنی، نوه پسری امام حسن (ع) و نوه دختری امام سجاد (ع) میباشد و از سادات حسنی ـ حسینی به حساب شماره مسجد توفیق مشهد می آید.[۳]

پدرش، موسی بن جعفر، از راویان حدیث میباشد که احادیث خویش را در صفحه‌هایی نوشته بود و پس از وی، فرزندش آنان را عده‌آوری نمود و با اسم فرقة الناظر و بهجة الخاطر مما رواه والدی موسی بن جعفر منتشر نمود. مامان وی دختر ورام بن ابی فراس، از علمای امامیه بود.[۴] همینطور مامان پدرش از نسل روضه خوان طوسی بود، سید بن طاووس، هنگام اشاره به ابن ابی‌فراس و روضه خوان طوسی، آن ها را پدربزرگ خویش می‌نامید.[۵] برادرش احمد بن طاووس نیز از علمای روزگار بود و بعداز وفات سید بن طاووس، نقابت شیعه‌ها را بر ذمه مسجد طالقانی مشهد گرفت.[۶]

ابن طاووس تحصیلات خویش را در حله استارت نمود و بعداز چندی از حله به کاظمین سفر کرد.[۷] وی بعد از آن با دختر وزیر ناصر بن مهدی وصلت نمود و آن سیرتکامل که خویش می گوید به منجر این وصلت مدتی وقت گیر در بغداد سکونت گزید.[۸] طبق گزارشی وی ۱۵ سال در بغداد اقامت داشته میباشد.[۹] که برخی آن را از حدود سال ۶۲۵ تا سال ۶۴۰ هجری قمری دانسته‌اند.[۱۰] بعد از آن به حله برگشت[۱۱] و فرزند وی محمدمصطفی در آنجا دیده به جهان گشود[۱۲] یکسری سال آن‌گاه به هم پا خانواده خویش به نجف و بعداز آن به کربلا مهاجرت کرد و در هر یک سه سال اقامت نمود.[۱۳] فرزند وی با اسم علی در سال ۶۴۷ هجری قمری در نجف چشم به جهان گشود[۱۴] و کتاب فرج المهموم را در سال ۶۵۰ در کربلا به اتمام رساند.[۱۵] ابن‌طاووس در سال ۶۵۲ق توشه دیگر به بغداد رجوع و برگشت.[۱۶] و در سال ۶۶۱ق سرپرستی و نقابت علویان را از طرف هولاکو خان مغول عهده دار شد و تا فرصت وفات خویش این منصب را بر ذمه داشت[۱۷] وی در دو‌شنبه ۵ ذی‌القعده، ۶۶۴ق در بغداد درگذشت.[۱۸]

بقاع‌ای در حله منسوب به سید بن طاووس میباشد[۱۹] البته ابن فوطی (م ۷۲۳ق) در کتاب حادثه ها جامعه گفته میباشد که لاشه ابن طاووس بعد از مرگ به نجف منتقل شد و در کنار مرقد امام علی (ع) دفن شد.[۲۰] و سید ابن طاووس نیز در کتاب فلاح السائل نوشته میباشد که برای خودش قبری در کنار مرقد امام علی (ع) در تحت پای قبر بابا و مادرش به دلیل رعایت امر الهی بر طبق احترام به آن‌ها فراهم کرده و بر مهیا‌سازی آن پژوهش نموده است.[۲۱]

بعضی احتمال داده‌اند که ضریح با اسم سید بن طاووس در حله وابسته به فرزند همنام وی یعنی رضی‌الدین علی بن علی بن موسی باشد، که در اسم، لقب و کنیه، با پدرش، اشتراک داشته میباشد.[۲۲]

تحصیلات

کتاب الیقین

کتاب فلاح السائل

کتاب مهج الدعوات


ابن‌طاووس علم آموزی را در شهر حله شروع و از بابا و جد خویش، ورام بن ابی فراس علم ها مقدماتی را یادگرفت. وی در معاش خودنوشت آورده که در علم آموزی فقه در پهنا 1سال آنچه را همدرسان وی در تعدادی سال قبل از آن علم آموزی نموده بودند، آموخت.[۲۳] علی به تفسیر خودش، بعد از دو سال و نیم یاددادن فقه، خویش را از معلم بی‌نیاز رویت کرد.[۲۴] بعد ها وی مدتی در بغداد معاش کرد و در آنجا نیز به علم آموزی و درس دادن پرداخت.[۲۵]

اساتید
ابن‌طاووس در کتاب کشف المحجه از محجوب الدین محمد بن نمای حلی تحت عنوان معلم خویش در فقه ذکر شده میباشد.[۲۶] و محدث نوری در خاتمه مستدرک الوسائل،[۲۷] مستند به منابع، ده نفر را تحت عنوان مشایخ اذن سید بن طاووس یا این که افرادی که از آن‌ها نقل قصه کرده است، مذکور میباشد. این ده نفر عبارتند از:

حسین بن احمد سوراوی
علی بن یحیی بن علی خیاط
أسعد بن عبدالقاهر شفروه
محجوب الدین بن نما
سید فخار بن معد موسوی
محمد بن معد
حسن بن دربی
سلامت بن محفوظ
محمد بن عبداللّه ابن زهرة
یحیی بن محمد سوراوی
شاگردان
بعضا از شاگردان سید بن طاووس عبارتند از:[۲۸]

سدیدالدین حلی (بابا علامه حلی)
علامه حلی
حسن بن داوود حلی
عبدالکریم بن احمد بن طاووس
علی بن عیسی اربلی

بازدید : 15
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:08


پیکار مجاهدان تبریز با روس‌ها
ثقة الاسلام با مشاهده تجاوز روس‌ها خواهان رویارویی مجاهدان شد و حتی کتباً به امیرحشمت نیساری، مدیر شهربانی تبریز، اذن نگهبانی اعطا کرد. این دستور موجب شد که تبریز یکباره بسیج خواهد شد و با روس‌ها دشوار مشغول خواهد شد.[۳۴] طرفین، طی چندین روز، پیکار‌های خونین و رنج کردند. از ۳ محرم ۱۳۳۰، با ضعیف شدن قوای روس، کنسول‌های بقیه کشورها و خویش روس‌ها صحبت از صلح به بین آوردند. از سوی دیگر، وصال پیغام‌های پیاپی دولت بر طبق رخنه‌ پیکار، مسدود شدن مجلس در ۲ محرم به عبارتی سال به دست یپرم خان و تایید اتمام حجت روسیه، سبب ساز شد ثقة الاسلام مجاهدان را برای تایید توصیه صلح روس‌ها راضی نماید و پیرو آن مقرر شوید مجاهدان تفنگ‌های خویش را کنار بگذارند و شهر را شکاف آدرس مسجد توفیق مشهد نمایند.

[۳۵] در‌این فرصت صمدخان شجاع الدوله (سردار محمدعلی فرمان روا و والی مراغه) که روس‌ها از وی مدد می‌کردند، در باسمنج بومی شد. وی با هماهنگی معارضان و علمای ضد مشروطه و مدد روس‌ها قصد ورود به تبریز را داشت.[۳۶] با ورود سه لشکر روسی از ایروان و تفلیس به تبریز و ادامه هجوم روس‌ها، ثقة الاسلام به مجبور نمایندگانی نزد صمدخان ارسال کرد و پیغام بخشید چنانچه که قصد ورود به شهر را دارااست با امر و به اسم دولت کشور ایران بیاید. همینطور با ارسال تلگرامی به طهران، حال و روز شهر را استحضار اعطا کرد و خواهان یاری دولت شد. برای مجاهدان نیز پیغام ارسال کرد که هر چه زودتر شهر را رخنه‌ نمایند و در جواب به افرادی که از وی پرسیدند: «چه خواهی کرد؟»، ذکر کرد : «اینجانب عمل خویش را به پروردگار رزرو مسجد توفیق مشهد می‌سپارم.»[۳۷]

اعدام ثقة الاسلام در روز عاشورا

ثقه الاسلام تبریزی بر بالای دار
او، خلاف همگان و به رغم هشدار برخی افراد، به عنوان مثال نماینده دولت عثمانی که پیغام داده بود روس‌ها قصد کشتن او‌را دارا‌هستند، حاضر به پنهان شدن و پناهنده شدن نشد.[۳۸] در ۹ محرم ۱۳۳۰ به عذروبهانه ضرورت حضور یافتن در گردهمایی‌ای، او‌را به دفتر نمایندگی روسیه بردند و محبوس کردند.[۳۹] در آنجا ثقة الاسلام از قبول خواست میلر، کنسول روس، در تأیید نوشته‌ای مطابق آنکه مجاهدان آغازگر مبارزه بودند و روس‌ها صرفا برای مدد از خویش ناگزیر از پیکار شدند، راز گشوده زد و تأکید کرد که نبرد را خویش روس‌ها استارت کرده‌اند.[۴۰] عاقبت روس‌ها در عاشورای ۱۳۳۰ق موازی با ۱۰ دی ۱۲۹۰ش، ثقة الاسلام و هفت بدن دیگر را به‌دار شماره مسجد توفیق مشهد آویختند.[۴۱]

خبر به دارآویختن ثقة الاسلام را از عموم نهفته کردند و بدینسان جلو کودتا آن‌ها راگرفتند.[۴۲] مجله حبل المتین مقصود روس‌ها را از کشتار تبریز و‌ دار زدن ثقة الاسلام، کارایی برای ساخت‌و‌ساز بلوا و هیجان میان همسایه و عذر و بهانه‌جویی دانست و نوشت مدیریت شیخ یک شهر را در روز عاشورا علنی به‌ دار زده‌اند.[۴۳] در ۱۲۹۶ ش، بعداز برد انقلاب اکتبر روسیه در ۱۹۱۷م، انقلابی‌های روسی به آرم دلجویی از عموم تبریز روزی را برگزیدند و در آن روز تیم‌های روس و اهل ایران، به آرم جبران پیشین، بر راز خاک ثقة الاسلام گُل نهادند.[۴۴] مدفن ثقة الاسلام، مقبرة الشعراء تبریز مسجد طالقانی مشهد میباشد.

تامل‌های ثقة الاسلام
مهم ترین آرمانی که ثقة الاسلام آخر و عاقبت بر رمز آن جان شکست، مشروطه بود. او در شیوه تبیین و توضیح و تامین از مشروطیت از صمیم قلب کوشش میکرد و مشروطه را «بازداشتن عزم شاهانه و ضرورت شورا» در کارها سه قوه مقننه، قضائیه و مجریه[۴۵] و موجب بسط عدل و امنیتِ جان و کالا عموم می‌دانست.[۴۶] او معتقد بود که سلطنت، در شکل مخالفت با مشروطه، محکوم به زوال و هلاکت میباشد، انگیزه انقراض دولت‌ها و سلسله‌های سلطنتی استبداد میباشد و پاد شاه برای محافظت سلطنت بایستی از مشروطه تقلید نماید.[۴۷] وی در جواب به محمدعلی پاد شاه که مشروطه را مباین شرع می‌دانست،[۴۸] با استناد به اینکه احکام دینی را نمی‌قدرت مشروطه کرد و ضوابط روان نیز با وجود هزاران منکَر جانور در آن فقهی وجود ندارد، مشروطه مشروعه را دولتی مقید و منوط به اجرای احکام فقاهتی معرفی کرد که در وضع و اوضاع ضوابط نو یا این که اجرای قواعد عرفی کهن، مبنی بر عدل و اصول «مذهب» و مصالح مرزو بوم فعالیت می‌نماید.[۴۹] از تفکر‌های دیگر وی محصور ساختن سلطنت و تأسیس دارالشورا و رفع استبداد برای تقابل با عملکرد دولت‌های فرنگی برای تضعیف اسلام، بود.[۵۰]

او همچون سیدجمال الدین اسدآبادی، به اتحاد دنیا اسلام و وحدت سیاسی مسلمانها، با وجود اختلاف مذهبی و حکومتی، اعتنا داشت.[۵۱]

بازدید : 19
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:15


عبدالعلی بن جعفر خوانساری معروف به ابوتراب خوانساری (۱۲۷۱-۱۳۴۶ق) فقید و رجالی شیعه قرن سیزدهم و چهاردهم قمری. وی کتاب‌هایی در فقه استدلالی، حدیث، رجال و تعبیر و تفسیر تألیف کرد و با فقه اهل سنت نیز شناخت داشت. ابوتراب، نزد محمدباقر خوانساری و میرزا هاشم خوانساری شاگردی کرد. اشخاصی از احساء، قطیف، بحرین، جبل برهان، هند و کشور ایران نزد وی شاگردی کردند. سید محسن حکیم و سید محمد حجت کوه کمری به عنوان مثال شاگردان وی آدرس مسجد توفیق مشهد بودند.

خوانساری، در ۱۳۴۶ق در نجف درگذشت، سید ابوالحسن اصفهانی بر وی نماز خواند و در وادی السلام به خاک امانت شد.

نسب
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: بستگان خوانساری
عبدالعلی فرزند سید جعفر بن محمدمهدی (درگذشت: ۱۲۸۰) بود، پدرش از نوادگان جعفر بن حسین خوانساری دارای اسم و رسم به میر وسیع (درگذشت: ۱۱۵۷) بود.[۱] جد او سید مهدی موسوی خوانساری از رجالیان بود.[۲] نسب قوم خوانساری به امام کاظم(ع) میرسد. پسران عبدالعلی؛ محمدعلی، محمدحسین و محمدمهدی، هر سه در حین حیات بابا از عالم رزرو مسجد توفیق مشهد رفتند.[۳]

معاش‌طومار
کنیه عبدالعلی، ضیاء‌الدین و لقب‌اش ابوتراب میباشد. وی در ۱۷ رجب ۱۲۷۱ق[۴] در خوانسار زاده شد.[۵] پدرش در سال ۱۲۸۰ق درگذشت. بعد از آن محمدعلی خوانساری، تالیف کننده الصراط المستقیم فی اصول آل ابراهیم، سرپرستی اورا بر ذمه شماره مسجد توفیق مشهد گرفت.[۶]

ابوتراب برای امرار و زندگی در زمین‌های زراعی که از پدرش به ارث رسیده بود کشاورزی می کرد.[۷] وی در سال ۱۳۴۶ق در نجف درگذشت. سید ابوالحسن اصفهانی بر وی نماز گزارد و در وادی السلام به خاک امانت مسجد طالقانی مشهد شد.[۸]

نبو
فامیل خوانساری
امام موسی کاظم (ع)
قاسم
محب الله
قاسم بن حسن
حسین
میر گسترده
علی محمد حسین محمد تقی حسن
میر صغیر حسن
حسین زین‌العابدین علی علینقی عبدالحسین احمد محمدمهدی ابوالقاسم
محمد محمدتقی ابوالقاسم جعفر حسن(میرزا پدر) محمدصادق جمال‌الدین علی
اسدالله محمود ابوتراب یوسف محمد جواد محمد ابوطالب محمد مهدی
محمدتقی ابوالقاسم خوانساری ریاضی محمد حسن احمد محمد درست گو محمد حسین محمد حسن
محمدباقر محمد حسن احمد
محمد باقر علی حسن محمد راستگو محمد محمد هاشم محمد جواد محمدکاظم
محمد مسیح محمد مهدی احمد محمد
جلال الدین حسن چهار سوقی روضاتی محمد مهدی موسوی اصفهانی
محمد باقر محمد هاشم
احمد روضاتی محمد علی روضاتی
تحصیلات
خوانساری قرآن و ادبیات عربی را در خوانسار یادگرفت.[۹] وی در ۱۲۹۱ق به اصفهان رفت و به علم آموزی علم ها فقاهتی افزود.[۱۰] و در ۱۲۹۵ق[۱۱] به نجف رفت و تا نقطه پايان قدمت در آنجا ماند. وی در حوزه علمیه نجف درس دادن میکرد و منصب افتا و امام جماعت را نیز بر ذمه داشت.[۱۲]

استادان و شاگردان
محمدعلی خوانساری[۱۳]
محمدباقر اصفهانی
محمدباقر خوانساری مالک روضات الجنات
میرزا هاشم خوانساری[۱۴]
سید حسین کوه کمره‌ای[۱۵]
خوانساری از محمدعلی خوانساری[۱۶]، لطف الله مازندرانی نجفی و محمد حسین کاظمی[۱۷] اذن قصه داشت. وی شاگردانی از احساء، قطیف، بحرین، جبل ادله، هند و کشور ایران تربیت کرد. برای مثال:

میر محمدحسین خواهر زاده وی
محمدحسن خواهر زاده وی
سید محمد حجت کوه کمری
سید علی حمّاری
سید محسن حکیم
ابوالحسن شعرانی
سید ناصر بن هاشم موسوی احسایی
موسی بن عبدالله هَجَری[۱۸]
ابوالقاسم خوانساری ریاضی
ابراهیم کلباسی[۱۹]
خصوصیت‌ها
شناخت با فقه اهل سنت[۲۰]
تبحر در علم ها جغرافیا، ریاضی ها، هندسه[۲۱]، فقه، اصول و رجال[۲۲]
اثرها
خوانساری از جوانی تایپ کردن را استارت کرد.[۲۳] وی بیشتراز ۴۵ تیتر تاثیر در علم ها متعدد نوشت. وی فهرستی از اثر ها خویش مهیا آورده بود که آقا تبارک تهرانی در الذریعة از آن به کارگیری نموده است.[۲۴] نسخۀ مهم برخی از اثرها خوانساری نزد سید محمد رضا تبریزی نجفی، وصی وی بوده میباشد.[۲۵] ورژن‌هایی از اثر ها وی به خط خودش در حسینیه شوشتری‌ها در نجف مراقبت میشود.[۲۶]

سبیل الرشاد را در گستردن رسالۀ نجاة العباد مالک جواهر نگاشت. که قسمت روزه و ارث آن در ۱۳۳۲ق در طهران چاپ سنگی شد.
کناره‌ای نیز بر رساله نجاة العباد با تیتر فوز المعاد و سلامة المرصاد که در نجف چاپ شد‌ه‌است.
قصد السبیل فی احکام المستنبطة اینجانب الدلیل، در فقه استدلالی
الفقه الاستدلالی، در ابواب بیع و نکاح
التنبیه فی ما أخطا السید فیه، رساله‌ای در عیب گیری شماری از فتوای فقید معاصرش سید محمد کاظم طباطبایی یزدی
رسالۀ عملیه، به فارسی
رساله‌هایی دربارۀ مناسک حج، ربا، مهریه و نماز آدینه[۲۷]
لبه بر فرائد الاصول روضه خوان انصاری
احکام الوضعیة
یک زمان کامل و یک زمان مختصر اصول فقه
رساله‌هایی در موضوعاتی مانند واجب مطلق و منوط، تعارض ادلّه و سوژه اقل و اکثر استقلالی و ارتباطی[۲۸]
الصراح فی الاحادیث الحسان و الصحاح[۲۹]
رساله‌ای در تفصیل درحال حاضر ابوبصیر و اسحاق بن عمار صیرفی
لبه بر منتهی المقال فی وضع و اوضاع الرجال[۳۰]
تعبیر و تفسیر القرآن، تعبیروتفسیر مأثور از برخی سور قرآن با به کارگیری از روایات امامان شیعه
لُبُّ اللُباب فی تعبیر و تفسیر احکام الکتاب، در تعبیر و تفسیر نشانه‌ها الاحکام[۳۱]
الفوائد الرجالیه؛ دربرگیرنده پانصد نکتۀ رجالی.[۳۲]
الدرر الفرید (النضید) فی گستردن التجرید
مصباح الصالحین فی اصول الدین
النجوم الزاهرات فی ثابت فی اثباة ائمة الهداة[۳۳]
المسائل البحرانیة
المسائل الکاظمیة
المسائل الخوانساریة[۳۴]
ابراهیم کلباسی و ابوالقاسم خوانساری ریاضی تقریرات درس رجال اورا به اسم‌های دُرَرُ المقالِ فی دانشَیِ الدرایة و الرجال و الفوائد الرجالیة چاپ کرده‌اند.[۳۵]

خوانساری قصیدۀ عام الخوارق را در ۷۰ بیت دربارۀ معجزات مرقد حضرت علی (ع) سروده میباشد.[۳۶] رضا استادی این قصیده را در پیوست کتاب خویش، یادنامۀ علامه آقا سید ابوتراب خوانساری آورده میباشد.

منابع برای تحقیق بیشتر
محمد مهدی موسوی اصفهانی کتاب مواهب الباری فی ترجمة العلامة الخوانساری را در گستردن هم اکنون او نوشته میباشد.[۳۷]

بازدید : 28
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 13:45


ابراهیم بن عبدالله (۹۷ - ۱۴۵ق) دارای شهرت به قتیل باخَمنرا، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع)، اخوی نفس زکیه و دو‌مین قیام‌کننده علوی علیه خلافت بنی عباس بود. وی بعد از کشته شدن نفس زکیه (۱۴۵ق)، در بصره قیام کرد و توده زیاد از زیدیان، معتزلیان به وی پیوستند و ابوحنیفه از وی نگهبانی کرد، ولی در غایت قیام به فیض نرسید و ابراهیم در حیطه باخمرا، مجاورت کوفه آدرس مسجد توفیق مشهد کشته شد.

میلاد و نسب
ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن حسن در سال ۹۷ قمری متولد شد. بابا او عبدالله محض میباشد. عبدالله فرزند حسن مثنی و نوه امام حسن مجتبی(ع) میباشد.

شخصیت
ابراهیم‌ بن عبداللـه مردی ادیب و محدّث بود[۱] و پدرش عبداللـه اورا برگزید تا به سؤالات مؤسّسان مذهب اعتزال زیرا واصل‌ بن عطا و عمرو بن عبید جواب دهد.[۲] وی شعر نیز می‌سرود و در نزد کامل ضبّی که از دوستداران نهضت بود، گروه‌ای از اشعار ترتیب اعطا کرد که آنگاه‌ها به مفضّل منسوب رزرو مسجد توفیق مشهد شد.[۳]

قیام بر ضد عباسیان
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: قیام ابراهیم بن عبدالله
با روی کارآمدن منصور عباسی مخالفت علویان با عباسیان علنی شد[۴] و بعداز زندانی شدن عبداللـه محض و خانواده‌اش در عراق، ابراهیم و محمد (فرزندان عبدالله) مخالفت خویش را شدت بخشیدند. محمد در سال ۱۴۵ق قیام کرد[۵] و ابراهیم نیز در نخستین رمضان ۱۴۵ق در بصره دست به شماره مسجد توفیق مشهد قیام زد.[۶]

دو ماه بعداز اعلام قیام بر ضد عباسیان، سپاه ابراهیم در ۱ ذی‌القعده ۱۴۵ق از بصره به سمت کوفه رفت[۷] و منصور عباسی نیز عیسی بن موسی را با هیجده هزار نفر روانه نبرد با ابراهیم کرد.[۸] دو سپاه در حوزه‌ باخمرا در ۱۶ فرسخی (حدود ۸۸ کیلومتر) کوفه به‌هم رسیدند. رویا رویی این دو مجموعه حدود دو ماه به‌ارتفاع مسجد طالقانی مشهد انجامید.

در اولِ نبرد صفوف مقدم عباسیان باخت سنگینی خوردند.[۹] اما بخشی از سپاه عباسی از پشت به سپاه ابراهیم حمله کردند[۱۰] که ضربه سنگینی به سپاه ابراهیم وارد ایجاد کرد. با اصابت تیری به گلوی ابراهیم و کشته‌شدن او در ۲۵ ذی‌الحجه ۱۴۵ق سپاه علویان ضعیف شد و توان روحی سپاه عباسیان ارتقا یافت.[۱۱] از این‌رو موفقیت نخستین علویان مکان خویش را به ناکامی بخشید و قیام ابراهیم نافرجام ماند. بعداز کشته شدن ابراهیم رمز او را از بدنش غیر وابسته کرده و نزد خلیفه بردند و پیکر او را در باخمرا دفن کردند.[۱۲]

نبو
تبارنامه حسن مثنی
خوله دختر خواسته امام حسن مجتبی
حسن مثنی
فاطمه ام‌داوود
ابراهیم حسن مثلث ام‌کلثوم عبدالله محض زینب داوود
اسماعیل علی ابراهیم
(قتیل باخَمنرا) ادریس نخستین
(مؤسس ادریسیان) محمد
(نفس زکیه) سلیمان
ابراهیم حسین
(مالک فخ) آل ادریس محمد
محمد
(ابن طباطبا) حسن
اسحاق
محمد
(طاووس)
آل طاووس

بازدید : 13
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 10:17


مهدویت، موعودباوری به معنای اعتقادوباور به یک نجات‌قسمت میباشد که در آخرالزمان برای نجات و رهایی بشر‌ها و برقراری صلح و عدل و داد خواهد آمد. اطمینان به منجی، در ادیان و ملل و اقوام متعدد و با دین‌ها و فرهنگ و تمدن‌های تماماً گوناگون وجود دارااست و در آن‌ها منجی موعود و نجات‌قسمت به اَشکال و صور مختلف و متنوعی مطرح گردیده‌است. میان این مجموعه‌ها، شیعه به ظهور حضرت مهدی(عج) این نظر آدرس مسجد توفیق مشهد را دارد.

معنی‌شناسی
«مَهدَویت» کلمه و واژه‌ای عربی و از ریشه «مهدی» میباشد که از اضافه شدن «ت» به «مَهدَاو» درست شده. مهدوی به معنای مربوط‌ بودن به مهدی میباشد، مانند کلمه و واژه عَلَاو و حَسَنی. «ت» در واژه و کلمه «مهدویت»، تای تأنیث میباشد و به واسطه حذف شدنِ موصوف آمده میباشد؛ یعنی اساسا «طریقة مهدویة» یا این که مانند رزرو مسجد توفیق مشهد آن بوده میباشد.[۱][یادداشت ۱]


در بالا اسلام کلمه «مهدی» هم برای فردِ هدایت‌گردیده، و هم برای تجلیل از بعضی اشخاص به شغل می رفت؛ برای مثال این عبارت درمورد نبی(ص)، خلفای راشدین و امام حسین(ع) به شغل رفته میباشد.[۲] سازه بر گفته راجکوسکی،[یادداشت ۲] اولی هر که مهدی را به معنای منجی به عمل پیروزی ابو اسحاق کعب بن ماته بن حیسوء حمیری (متوفی ۳۴ق) شماره مسجد توفیق مشهد بود.[۳]

این واژه و کلمه در میان شیعه ها دوازده امامی به حجت بن‌الحسن، فرزند امام حسن عسکری(ع)، تخصیص داراست. به باور آنها حجت بن‌الحسن فردی میباشد که فرستاده(ص) وعده آمدنش را داده و در نقطه پايان تاریخ نجات‌نصیب بشریت مسجد طالقانی مشهد خواهد بود.


به کارگیری از واژه و کلمه مهدی به معنای منجی و نجات‌قسمت عمدتاً مبنی بر روایات نبوی میباشد. «الْمَهْدِی مِنْ وُلْدِی، وَجْهُهُ کالْکوْکبِ الدُّرِّی، وَ اللَّوْنُ لَوْنٌ عَرَبِی، وَ الْجِسْمُ جِسْمٌ إِسْرَائِیلِی، یمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا نادرَا مُلِئَتْ جَوْراً، یرْضَی بِخِلَافَتِهِ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ الطَّیرُ فِی الْجَو يملك عشرين سنة : مهدی مردی از اولاد اینجانب میباشد رنگ تن وی رنگ نژاد عرب و اندامش مانند اندام بنی اسرائیل میباشد، [یادداشت ۳]در سیرتکامل راست او خالی میباشد که زیرا ستاره تابناکی بدرخشد زمین را مملو از عدل نماید چنان که آکنده از ظلم گردیده باشد، ساکنان زمین و اسمان و طیوران هوا در خلافت او خشنود خواهند بود وی بیست سال حکومت می‌نماید».[۴]

پیشنیه مهدویت
نوشته‌ی علمیٔ مهم: موعودباوری
سازه بر گزارشات تایخی مهدویت در نصفه دوم قرن نخستین هجری قمری درباره اشخاصی مثل محمد بن حنفیه (درگذشت: ۸۱ق)، مختار ثقفی (شهیدشدن: ۶۷ق)، یزید بن معاویه (درگذشت:۶۴ق) و ابوهاشم (درگذشت: ۹۸ق) اطلاق شد‌ه‌است.[۵]

بعضا نویسندگان گفته‌اند: مختار ثقفی با یقین به اینکه محمد بن حنفیه نجات‌قسمت میباشد، او‌را مهدی نامید. همینطور زیدیه کلمه و واژه مهدی را در همین مضمون‌ برای رهبران خویش به شغل می‌بردند. گروهی از شیعه نیز تیتر مهدی را، بعد از رحلت بعضی امامان، برای آن ها به عمل برده‌اند؛ مانند ناووسیه برای امام راست گو(ع)، واقفه برای امام کاظم(ع) و بعضی برای امام حسن عسکری(ع).[۶]

مهدویت در قرآن
نوشته‌علمیٔ اساسی: نشانه‌ها مهدویت
زمینه مهدویت به صراحت در قرآن نیامده ولی در کتاب معجم روایات امام مهدی(عج) محققین بعضا آیه‌ها قرآن را مرتبط به مورد مهدویت دانسته‌اند.[۷] مفسران شیعه دو تیم از آیه ها قرآن را برای موضوع مهدویت استعمال می‌نمایند.

وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ (ترجمه: و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای میباشد)

سوره رعد، آیه ۷، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

۱. آیاتی که بر لزوم وجود امام تأکید داراست: مثل آیه ۷ سوره رعد، که امام درست گو(ع)، ششمی امام شیعه ها، در تعبیر آیه ذکر کرده‌اند: «در هر هنگامی امامی از بستگان ما وجود داراست که عموم را به آنچه فرستاده معبود(ص) آورده، هدایت می‌نماید».[۸]

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (ترجمه: در «زبور» پس از بیان (تورات) نوشتیم: «بندگان لایق‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!»)

سوره انبیاء، آیه ۱۰۵، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

۲. آیاتی که به حکومت صالحان و مؤمنان بر روی زمین اشاره دارااست: مثل آیه ۱۰۵ سوره انبیاء و آیه ۵ سوره قصص. همینطور در آیه ۵۵ سوره نوروروشنایی معبود حکومت و جانشینی مومنان و صالحان را تحت عنوان وعده الهی بر بندگان خداترس خویش ذکر می‌نماید و امنیت و وقار را مژده می دهد.[۹]

در نگرش مفسران شیعه و با استناد به سخنان اهل بیت قرآن درباره خصوصیت‌های عصرغیبت و همینطور نشان‌های بعد از ظهر ظهور و روزگار بعداز آن صحبت گفته میباشد. در خصوصیت‌های بعد از ظهر غایب بودن قرآن کریم ومهربان درباره رده و جایگاه منتظران در بعدازظهر غایب بودن (بقره،۱-۳)[یادداشت ۴]، شکیبایی و رابطه قلبی(آل عمران، آیه۲۰۰)[یادداشت ۵] ، اطاعت محض(نساء، آیه ۵۹)[یادداشت ۶] و امتحانات بسیار مشقت بار آنان(بقره، آیه ۱۵۵)[یادداشت ۷] و حالت مشقت بار معاش منتظران(یوسف، آیه۱۱۰)[یادداشت ۸] و مشوق بر این دشواری‌ها را ذکر می‌نماید.(نساء، آیه۶۹)[یادداشت ۹] قرآن در آیه ۴۶ سوره ابراهیم به دسیسه‌هایی اشاره می‌نماید که به غرض تضعیف اعتقادات عموم ایفا می‌گردد.امام راست گو(ع) در حدیثی این آیه را به کارایی معاندان در بعدازظهر غایب بودن برای زائل کردن اعتقادوباور عموم به زمینه مهدویت تعبیر و تفسیر نموده است.[۱۰] قضیه اختلاف عموم درباره اعتقاد و باور به مهدویت (شوری،۱۸)[یادداشت ۱۰] و همینطور سرگردانی عموم در تشخیص حق(یونس،۵)[یادداشت ۱۱] و قساوت دل ها(حدید،۱۶)[یادداشت ۱۲] و انکار و تکذیب امام فرصت در بعدازظهر غایب بودن(فرقان،۱۱)[یادداشت ۱۳] اثبات نمی‌ماند مگر هر کس یقینش قدرتمند و معرفتش درست باشد و نسبت به ما اهل بیت تسلیم باشد. برای مثال موضوعاتی میباشد که مفسران از شیعه به آیه ها مختلفی در قرآن کریم و مهربان استناد می‌نمایند.

نماد‌های ظهور هم موضوعی میباشد که مفسران به آن اشاره می‌نمایند؛ کشتار بی‌سوابق عموم(مریم،۳۷)[یادداشت ۱۴] کشته شدن افرادی که در حق نبی و عترت وی مرتکب ظلمی گردیده‌اند(سوره اسرا،۴-۶)[یادداشت ۱۵] و نزول عذاب در بعد از ظهر غایب بودن به دلیل آزمون[یادداشت ۱۶] و عذاب گنه کاران و مؤاخذه آن‌ها(فصلت،۱۶) [یادداشت ۱۷] به عنوان مثال آنهاست.

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه