مجتهد
«مجتهد» برگرفته از «اجتهاد» (به معنای همت)[۱] میباشد. در اصطلاح اسلامی، مجتهد یا این که دانا به شخصی گفته میگردد که در دانش فقه توانگری استنباط احکام دینی فرعی را از منابع دارای اعتبار داشته باشد. یا این که به عبارت دیگر، هر که میکوشد تا احکام فقاهتی را از منابع شرعی اسلام، یعنی قرآن، سنت، عقل و اجماع آدرس مسجد توفیق مشهد بیاموزد.
ولی عده ای از فقهای شیعه اجماع را از این شرکت استثناء کرده و منابع فقه شیعه را فقط مشمول قرآن، سنت میدانند، جریان حدیث گرای اخباریون عقیده تاسی و مرجعیت را رد مینمایند. آنها مدعا اند تاسی و اجتهاد در احادیث امری مذموم میباشد. آن ها به حدیثی از جعفر درست گو استناد مینمایند بر پایه ی اینکه از تبعیت بپرهیزید که هرکس در دینش تاسی کرد از رزرو مسجد توفیق مشهد بین رفت.
وضعیت اجتهاد
مجتهد به کسی گفته می شود که در پرتو تحصیلات عالیه خویش در علم ها فقه، اصول فقه، قواعد فقهیه، دانش رجال، درایه، منطق، ادبیات، حدیثشناسی و تعبیروتفسیر قرآن، بتواند احکام فقاهتی فرعی را از منابع آن که ذکر شد، استحصال و استنباط کند. همینطور سید محمد جواد غروی اعتقاد دارد که مجتهد بایستی در احکام إلهی به دانش یقینی رسد، چون احکامی را که معبود مقرر فرموده همگی تعلیلی میباشد و سازه بر حکمتی آنهارا معلوم کردهمیباشد که متضمن مصالح کردار است.[۲] برای مجتهد شدن، فرد بایستی زمانهای تحصیلی خاصی را در قضیه علم ها یادشده طی نماید. این عصرها به سه نصیب به این تفصیل تقسیم می گردند: الف- عصر مقدمات، ب- عصر سطح بهتر، ج- عصر درس شماره مسجد توفیق مشهد بیرون.
تاریخچه اجتهاد
واژه و کلمه اجتهاد در زمان تاریخ اسلام، دارنده معانی متعدد و احیاناً متناقضی بوده میباشد.
در طی صدر اسلام و در بعدازظهر امامان شیعه و اصحاب آن ها، اجتهاد به معنای «فعالیت به رأی فردی» تلقی میشد؛ به همین استدلال، سخنانی از فقیهان آن روزگار در مذمت اجتهاد رسیده میباشد؛ به عنوان مثالً موثر (متوفای سال ۴۱۳ هجری) کتابی با اسم «النقض علی ابن الجنید فی اجتهاد الرای» نوشته که در آن، «اجتهاد به رأی» را رد نموده میباشد؛ مثال دیگر اینکه سید مرتضی (متوفای سال ۴۳۶ هجری) در کتابی به اسم «الذریعه» نوشته میباشد: «اجتهاد فسخ میباشد و امامیه، شغل به ظن و رأی و اجتهاد را روا مسجد طالقانی مشهد نمیدانند».
ولی از قرن هفتم هجری، واژه اجتهاد و مجتهد، معنای دیگری به خویش گرفته میباشد و به معنای «بذل کوشش برای استنباط احکام دینی از منابع و دلائل فقه اسلامی» به عمل برده شد؛ به همین استدلال، متفحص حلی (متوفای سال ۶۷۶ هجری) در کتاب خویش به اسم «المعارج»، به عنوان «حقیقة الاجتهاد» اینگونه نوشته میباشد: «و هو فی عرف الفقهاء بذل الجهد فی حصول الأحکام الشرعیّة، و بهذا الاعتبار یکون کسب الأحکام اینجانب أدلّة الشرع اجتهاداً»؛ یعنی "اجتهاد در عرف فقیهان، بذل عملکرد درباره ی دستیابی احکام فقهی میباشد و بهاین اعتبار، حصول احکام از دلائل فقهیاش اجتهاد میباشد".
مجتهد
«مجتهد» برگرفته از «اجتهاد» (به معنای همت)[۱] میباشد. در اصطلاح اسلامی، مجتهد یا این که دانا به شخصی گفته میگردد که در دانش فقه توانگری استنباط احکام دینی فرعی را از منابع دارای اعتبار داشته باشد. یا این که به عبارت دیگر، هر که میکوشد تا احکام فقاهتی را از منابع شرعی اسلام، یعنی قرآن، سنت، عقل و اجماع آدرس مسجد توفیق مشهد بیاموزد.
ولی عده ای از فقهای شیعه اجماع را از این شرکت استثناء کرده و منابع فقه شیعه را فقط مشمول قرآن، سنت میدانند، جریان حدیث گرای اخباریون عقیده تاسی و مرجعیت را رد مینمایند. آنها مدعا اند تاسی و اجتهاد در احادیث امری مذموم میباشد. آن ها به حدیثی از جعفر درست گو استناد مینمایند بر پایه ی اینکه از تبعیت بپرهیزید که هرکس در دینش تاسی کرد از رزرو مسجد توفیق مشهد بین رفت.
وضعیت اجتهاد
مجتهد به کسی گفته می شود که در پرتو تحصیلات عالیه خویش در علم ها فقه، اصول فقه، قواعد فقهیه، دانش رجال، درایه، منطق، ادبیات، حدیثشناسی و تعبیروتفسیر قرآن، بتواند احکام فقاهتی فرعی را از منابع آن که ذکر شد، استحصال و استنباط کند. همینطور سید محمد جواد غروی اعتقاد دارد که مجتهد بایستی در احکام إلهی به دانش یقینی رسد، چون احکامی را که معبود مقرر فرموده همگی تعلیلی میباشد و سازه بر حکمتی آنهارا معلوم کردهمیباشد که متضمن مصالح کردار است.[۲] برای مجتهد شدن، فرد بایستی زمانهای تحصیلی خاصی را در قضیه علم ها یادشده طی نماید. این عصرها به سه نصیب به این تفصیل تقسیم می گردند: الف- عصر مقدمات، ب- عصر سطح بهتر، ج- عصر درس شماره مسجد توفیق مشهد بیرون.
تاریخچه اجتهاد
واژه و کلمه اجتهاد در زمان تاریخ اسلام، دارنده معانی متعدد و احیاناً متناقضی بوده میباشد.
در طی صدر اسلام و در بعدازظهر امامان شیعه و اصحاب آن ها، اجتهاد به معنای «فعالیت به رأی فردی» تلقی میشد؛ به همین استدلال، سخنانی از فقیهان آن روزگار در مذمت اجتهاد رسیده میباشد؛ به عنوان مثالً موثر (متوفای سال ۴۱۳ هجری) کتابی با اسم «النقض علی ابن الجنید فی اجتهاد الرای» نوشته که در آن، «اجتهاد به رأی» را رد نموده میباشد؛ مثال دیگر اینکه سید مرتضی (متوفای سال ۴۳۶ هجری) در کتابی به اسم «الذریعه» نوشته میباشد: «اجتهاد فسخ میباشد و امامیه، شغل به ظن و رأی و اجتهاد را روا مسجد طالقانی مشهد نمیدانند».
ولی از قرن هفتم هجری، واژه اجتهاد و مجتهد، معنای دیگری به خویش گرفته میباشد و به معنای «بذل کوشش برای استنباط احکام دینی از منابع و دلائل فقه اسلامی» به عمل برده شد؛ به همین استدلال، متفحص حلی (متوفای سال ۶۷۶ هجری) در کتاب خویش به اسم «المعارج»، به عنوان «حقیقة الاجتهاد» اینگونه نوشته میباشد: «و هو فی عرف الفقهاء بذل الجهد فی حصول الأحکام الشرعیّة، و بهذا الاعتبار یکون کسب الأحکام اینجانب أدلّة الشرع اجتهاداً»؛ یعنی "اجتهاد در عرف فقیهان، بذل عملکرد درباره ی دستیابی احکام فقهی میباشد و بهاین اعتبار، حصول احکام از دلائل فقهیاش اجتهاد میباشد".

مسجد توفیق مشهد؛ معرفی، امکانات و دلیل انتخاب این مسجد برای مراسم مذهبی