loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 19
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:06


عبدالله بن عامِر بن کُرَیز (۴-۵۹ق) از معارضان امام علی(ع) بود که در پیکار جمل با هدایت طلحه و زبیر علیه امام علی(ع) جنگید. او همینطور در پیکار صفین نیز در سپاه معاویه حضور آدرس مسجد توفیق مشهد داشت.

ابن‌عامر از خویشان قریش و پسردایی عثمان بن عفان(خلیفه سوم) بود. عثمان در سال ۲۹ قمری او‌را حکم کننده بصره نمود. ابن‌عامر در‌این شهر اقداماتی عمرانی جاری ساختن اعطا کرد و به‌فرمان عثمان به کشور‌ایران لشکرکشی کرد. همینطور در جریان تقابل امام حسن(ع) با معاویه، از فرماندهان لشکر معاویه بود. معاویه بعداز وصال به خلافت، مجدد حکومت بصره را به وی اعطا کرد. عبدالله در سال ۵۹ق در مکه درگذشت و رزرو مسجد توفیق مشهد در عرفات دفن شد.

نسب و تولد
عبدالله بن عامر بن کُرَیز از قوم قریش و پسردایی عثمان بن عفّان بود.[۱] مادرش دجاجة دختر اسماء سَلَمی و پدرش عامر، پسرعمه فرستاده اکرم(ص) بود که در فتح مکه مسلمان شد.[۲] ابن‌عامر در سال چهارم هجری در مکه دیده به جهان گشود. هنگامی فرستاده(ص) برای عمرة القضاء به مکه رفت، او را که سه سال داشت به حضور نبی بردند و نبی(ص) دستی بر لبان وی کشید[۳] و برایش دعا کرد: «إنّی لَأرجو أن یَکون مَسقِیّاً»؛ امیدوارم سیراب گردیده باشد.[۴] ابن‌قُتَیبه، دعای رسول را چنین نقل نموده است: «إنّی لَأرجو أن یَکون مُتَّقِیا این که»؛ امیدوارم پرهیزگار شماره مسجد توفیق مشهد باشد.[۵]

ابن‌عامر دوازده پسر و شش دختر داشت.[۶] وی فرزندی به اسم عبدالرحمن داشت. از این رو لقب‌اش ابوعبدالرحمن بود.[۷]

حکومت بصره
عثمان بن عفان، خلیفه سوم، در سال ۲۹ قمری ابوموسی اشعری را از حکومت بصره عزل کرد و عبدالله بن عامر را در ۲۵ سالگی حکم دهنده بصره نمود.[۸] عثمان به ابوموسی نوشت: «اینجانب تورا به‌منجر ناتوانی یا این که توطئه عزل نساختم و بر ادب تو آگاهم، البته خواستم رعایت لینک و پیوند خویشاوندی‌ام با عبدالله بن عامر را داشته باشم و به وی فرمان داده‌ام که به تو سی هزار درهم مسجد طالقانی مشهد بپردازد».[۹]

اقدامات عمرانی
عبدالله بن عامر در بخشی از بصره منزل‌هایی را خرید، آن‌ها‌را حاد کرد و در مکان آن بازار تشکیل داد.[۱۰] همینطور نهری در شرق بصره به‌اسم مادرش (ام‌عبدالله)[۱۱] و دو نهر نیز به‌اسم‌های «نهر الابله» و «نهر الاساوره» در بصره حفر و سرازیر ایجاد کرد.[۱۲] وی اول کسی میباشد که در عرفات، آبگینه و استخر تشکیل داد و آب چشمه را در آنجا سرازیر نمود.[۱۳]

فتوحات ابن‌عامر
عبدالله بن عامر بعداز وصال به توان به دنبال فتوحات و کشورگشایی‌هایی که از فرصت خلیفه دوم استارت گردیده بود، از طرف عثمان مأمور لشکرکشی به کشور‌ایران شد.[۱۴] او در مدتی که در حین عثمان و معاویه در مسند اقتدار بود، نصیب‌هایی از کشور‌ایران را فتح نمود که بعضا با نزاع و بعضا با صلح جاری ساختن شد.[۱۵] به عنوان مثال آن بخش ها، شهرهای شاپور، فسا، دارابگرد، رفسنجان، اصطخر در بخشها مرکزی کشور‌ایران و شهرهای سجستان، سیستان، زرنج، نیشابور، طوس، کابل، هرات، مرو، بلخ، طالقان، جوین، فاریاب، طخارستان و سرخس در شرق کشور ایران بود.[۱۶]

حضور در مبارزه جمل
امام علی(ع) در اولِ حکومت خویش در سال ۳۵ق ابن‌عامر را از حکومت بصره عزل نمود و عثمان بن حنیف را جانشین وی کرد.[۱۷] ابن‌عامر در‌این هم اکنون اموال بیت‌المال را برداشت و به مکه رفت. زمانی که طلحه و زبیر با عایشه برای قیام علیه علی(ع) در مکه عده شدند، آن‌ها می‌خواستند به شام بروند، البته ابن‌عامر آن‌ها‌را از این تصمیم پشیمان کرد و به توصیه وی که در بصره گنج فراوانی میباشد، با هم به بصره رفتند.[۱۸] ابن‌عامر جهت تدارک مبارزه، اموال بخش اعظمی در دست آن‌ها گذاشت.[۱۹] او در پیکار جمل علیه امام علی(ع) جنگید.[۲۰] فرزندش عبدالرحمن نیز در‌این مبارزه کشته شد.[۲۱] بعد از ناکامی لشکر جمل و کشته‌شدن طلحه و زبیر، ابن‌عامر به دمشق رفت و در آنجا سکونت کرد.[۲۲]

ملازمت با معاویه
ابن‌عامر در نزاع صفین، در سپاه معاویه بود.[۲۳] هر تعدادی بعضا برای او نقشی در نزاع صفین بیان نکرده‌اند.[۲۴] معاویه، بعداز شهیدشدن امام علی(ع) و بیعت عموم با امام حسن(ع)، عبدالله بن عامر را یار و همدم با سپاهی برای تقابل با امام حسن(ع) روانه مدائن کرد، اما شغل به امضای صلح‌طومار کشید.[۲۵]

هنگامی معاویه به خلافت رسید، ابن‌عامر را به درخواست خودش مجدداً برای دوران سه سال قاضی بصره نمود[۲۶] و دخترش هند را نیز به وصلت او درآورد.[۲۷] ابن‌عامر 1سال پیش از معاویه در سال ۵۹ق در مکه درگذشت و در عرفات دفن شد.[۲۸] وی پیش از مرگش عبدالله بن زبیر را وصیّ خویش قرار داده بود.[۲۹]

پانویس
ابن‌سعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۲؛ ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۳، ص۹۳۲.
ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۳۲۰-۳۲۱.
ابن‌سعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۳.
بلاذری، انساب الاشراف‏، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۳۵۶؛ ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۳، ص۹۳۲.
ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۳۲۱.
ابن‌سعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۲.
ابن‌سعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج‏۹، ص۳۵۸.


عبدالله بن عامِر بن کُرَیز (۴-۵۹ق) از معارضان امام علی(ع) بود که در پیکار جمل با هدایت طلحه و زبیر علیه امام علی(ع) جنگید. او همینطور در پیکار صفین نیز در سپاه معاویه حضور آدرس مسجد توفیق مشهد داشت.

ابن‌عامر از خویشان قریش و پسردایی عثمان بن عفان(خلیفه سوم) بود. عثمان در سال ۲۹ قمری او‌را حکم کننده بصره نمود. ابن‌عامر در‌این شهر اقداماتی عمرانی جاری ساختن اعطا کرد و به‌فرمان عثمان به کشور‌ایران لشکرکشی کرد. همینطور در جریان تقابل امام حسن(ع) با معاویه، از فرماندهان لشکر معاویه بود. معاویه بعداز وصال به خلافت، مجدد حکومت بصره را به وی اعطا کرد. عبدالله در سال ۵۹ق در مکه درگذشت و رزرو مسجد توفیق مشهد در عرفات دفن شد.

نسب و تولد
عبدالله بن عامر بن کُرَیز از قوم قریش و پسردایی عثمان بن عفّان بود.[۱] مادرش دجاجة دختر اسماء سَلَمی و پدرش عامر، پسرعمه فرستاده اکرم(ص) بود که در فتح مکه مسلمان شد.[۲] ابن‌عامر در سال چهارم هجری در مکه دیده به جهان گشود. هنگامی فرستاده(ص) برای عمرة القضاء به مکه رفت، او را که سه سال داشت به حضور نبی بردند و نبی(ص) دستی بر لبان وی کشید[۳] و برایش دعا کرد: «إنّی لَأرجو أن یَکون مَسقِیّاً»؛ امیدوارم سیراب گردیده باشد.[۴] ابن‌قُتَیبه، دعای رسول را چنین نقل نموده است: «إنّی لَأرجو أن یَکون مُتَّقِیا این که»؛ امیدوارم پرهیزگار شماره مسجد توفیق مشهد باشد.[۵]

ابن‌عامر دوازده پسر و شش دختر داشت.[۶] وی فرزندی به اسم عبدالرحمن داشت. از این رو لقب‌اش ابوعبدالرحمن بود.[۷]

حکومت بصره
عثمان بن عفان، خلیفه سوم، در سال ۲۹ قمری ابوموسی اشعری را از حکومت بصره عزل کرد و عبدالله بن عامر را در ۲۵ سالگی حکم دهنده بصره نمود.[۸] عثمان به ابوموسی نوشت: «اینجانب تورا به‌منجر ناتوانی یا این که توطئه عزل نساختم و بر ادب تو آگاهم، البته خواستم رعایت لینک و پیوند خویشاوندی‌ام با عبدالله بن عامر را داشته باشم و به وی فرمان داده‌ام که به تو سی هزار درهم مسجد طالقانی مشهد بپردازد».[۹]

اقدامات عمرانی
عبدالله بن عامر در بخشی از بصره منزل‌هایی را خرید، آن‌ها‌را حاد کرد و در مکان آن بازار تشکیل داد.[۱۰] همینطور نهری در شرق بصره به‌اسم مادرش (ام‌عبدالله)[۱۱] و دو نهر نیز به‌اسم‌های «نهر الابله» و «نهر الاساوره» در بصره حفر و سرازیر ایجاد کرد.[۱۲] وی اول کسی میباشد که در عرفات، آبگینه و استخر تشکیل داد و آب چشمه را در آنجا سرازیر نمود.[۱۳]

فتوحات ابن‌عامر
عبدالله بن عامر بعداز وصال به توان به دنبال فتوحات و کشورگشایی‌هایی که از فرصت خلیفه دوم استارت گردیده بود، از طرف عثمان مأمور لشکرکشی به کشور‌ایران شد.[۱۴] او در مدتی که در حین عثمان و معاویه در مسند اقتدار بود، نصیب‌هایی از کشور‌ایران را فتح نمود که بعضا با نزاع و بعضا با صلح جاری ساختن شد.[۱۵] به عنوان مثال آن بخش ها، شهرهای شاپور، فسا، دارابگرد، رفسنجان، اصطخر در بخشها مرکزی کشور‌ایران و شهرهای سجستان، سیستان، زرنج، نیشابور، طوس، کابل، هرات، مرو، بلخ، طالقان، جوین، فاریاب، طخارستان و سرخس در شرق کشور ایران بود.[۱۶]

حضور در مبارزه جمل
امام علی(ع) در اولِ حکومت خویش در سال ۳۵ق ابن‌عامر را از حکومت بصره عزل نمود و عثمان بن حنیف را جانشین وی کرد.[۱۷] ابن‌عامر در‌این هم اکنون اموال بیت‌المال را برداشت و به مکه رفت. زمانی که طلحه و زبیر با عایشه برای قیام علیه علی(ع) در مکه عده شدند، آن‌ها می‌خواستند به شام بروند، البته ابن‌عامر آن‌ها‌را از این تصمیم پشیمان کرد و به توصیه وی که در بصره گنج فراوانی میباشد، با هم به بصره رفتند.[۱۸] ابن‌عامر جهت تدارک مبارزه، اموال بخش اعظمی در دست آن‌ها گذاشت.[۱۹] او در پیکار جمل علیه امام علی(ع) جنگید.[۲۰] فرزندش عبدالرحمن نیز در‌این مبارزه کشته شد.[۲۱] بعد از ناکامی لشکر جمل و کشته‌شدن طلحه و زبیر، ابن‌عامر به دمشق رفت و در آنجا سکونت کرد.[۲۲]

ملازمت با معاویه
ابن‌عامر در نزاع صفین، در سپاه معاویه بود.[۲۳] هر تعدادی بعضا برای او نقشی در نزاع صفین بیان نکرده‌اند.[۲۴] معاویه، بعداز شهیدشدن امام علی(ع) و بیعت عموم با امام حسن(ع)، عبدالله بن عامر را یار و همدم با سپاهی برای تقابل با امام حسن(ع) روانه مدائن کرد، اما شغل به امضای صلح‌طومار کشید.[۲۵]

هنگامی معاویه به خلافت رسید، ابن‌عامر را به درخواست خودش مجدداً برای دوران سه سال قاضی بصره نمود[۲۶] و دخترش هند را نیز به وصلت او درآورد.[۲۷] ابن‌عامر 1سال پیش از معاویه در سال ۵۹ق در مکه درگذشت و در عرفات دفن شد.[۲۸] وی پیش از مرگش عبدالله بن زبیر را وصیّ خویش قرار داده بود.[۲۹]

پانویس
ابن‌سعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۲؛ ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۳، ص۹۳۲.
ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۳۲۰-۳۲۱.
ابن‌سعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۳.
بلاذری، انساب الاشراف‏، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۳۵۶؛ ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۳، ص۹۳۲.
ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۳۲۱.
ابن‌سعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۲.
ابن‌سعد، طبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج‏۹، ص۳۵۸.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه