loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 22
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:08


تفتیش عقاید
مأمون در اواخر حکومت خویش برای آزمودن فقها، محدثان و قضات خویش، محاکم تفتیش عقاید را ایجاد کرد. مبتنی بر امر مأمون در سال ۲۱۸ق معتزله مأمور شدند باور اشخاص را درخصوص عبد بودن قرآن آیتم تفتیش قرار دهند؛ افرادی که اعتقادی به عبد و بنده بودن قرآن نداشتند از منصب خویش عزل گردیده و دستگیر می‌شدند. مطابق بعضا گزارش‌ها اعترافات بعضا از فقها به عبد و بنده بودن قرآن از روی واهمه بود. از این مبادرت مأمون با تیتر محنت حافظه آدرس مسجد توفیق مشهد می شود.[۵۲]

تشیع مأمون
مذهب اعتقادی مأمون یکی‌از مسائل اختلافی و چالشی مورخان شیعه، سنی و مستشرقان میباشد. تاسی وی از تشیع به معنای آنچه امامان شیعه بدان معتقد بودند، از سوی بعضا از مورخان شیعه رد می شود.[۵۳] از سوی دیگر در بعضی از منابع دارای اعتبار اهل‌سنت بر تشیع مأمون تأکید گردیده‌است؛ به‌تیتر مثال ذهبی، ابن‌کثیر و ابن‌خلدون بر شیعه‌بودن وی تصریح کرده، و در بعضی مفاد دولت عباسی را دولت شیعی معرفی کرده‌اند.[۵۴] سیوطی نیز آوازه تشیع مأمون را نقل نموده رزرو مسجد توفیق مشهد است.[۵۵]

در برخی مفاد سیاست‌ها و اقدامات مأمون در دوستی با آل علی، اتهام رافضی بودن او را از سوی معارضان داخلی خویش یعنی خویشان عباسی مستقر در بغداد به دنبال شماره مسجد توفیق مشهد داشت.[۵۶]

دلایل موافقان تشیع مأمون
در منابع تاریخی گزارش‌هایی از سیاست‌ها و تلاش مأمون در زمان خلافتش آمده میباشد که حکایت از تمایلات شیعی وی میباشد. این نوع اقدامات مأمون را می‌اقتدار در یکسری مسأله تبیین مسجد طالقانی مشهد کرد:

توصیه خلافت و ولایتعهدی به آل‌علی: مدعیان تشیع مأمون معتقدند توصیه واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون ریشه در تربیت او در فضای قرابت فکری معتزله و شیعه به‌ویژه در زمینه برتری امام علی(ع) در خلافت برمی‌شود. افزون بر آن خراسانی بودن مامان مأمون که به حقانیت امام علی(ع) و فرزندانش ایمان داشت و رشد یافتن وی نزد اهل یک محل خراسان نقش مهمی در میل وی به مذهب تشیع داشت. طبق این داعیه مأمون باایمان عهدوپیمان بست در صورتیکه بر برادرش پیروز شود، خلافت را به برگزیدگان شخص از قبیله علی(ع) واگذار می‌نماید؛ از این‌رو بعد از ناکامی امین به وعده خویش وفا کرد و امام رضا(ع) را به‌تیتر ولیعهد خویش گزینش کرد.[۵۷] این مبادرت مأمون موجب شد بعضی مورخین نظیر سیوطی او‌را شیعه افراطی بدانند.[۵۸]
بازگرداندن فدک به سادات علوی: مأمون بعداز رجوع و برگشت به بغداد و استقرار بی نقص حکومتش تصمیم گرفت فدک را به اولاد فاطمه(س) برگرداند البته مخالفت‌ها زیاد بود. از این رو ۲۰۰ نفر از علما را به گرد‌همایی‌ای دعوت کرد و از آن‌ها خواست لحاظ خویش را در ارتباط فدک ذکر نمایند. بعداز ارائه نظرها متفاوت فیض گردهمایی این شد که فدک وابسته به حضرت زهرا(س) میباشد و می بایست به وارثان اساسی آن برگردد. پافشاری مخالفین موجب شد مأمون گرد هم آیی‌ای دیگر با دعوت از علمای بیشتری از سراسر قلمرو اسلامی برگزار نماید فیض این گرد‌همایی نیز مانند گرد‌همایی ابتدا بود. از این‌رو در سال ۲۱۰ق به قثم بن جعفر والی مدینه نوشت فدک را به اولاد فاطمه برگرداند.[۵۹] به اطمینان بعضی محققان از آن‌جا که غصب فدک همواره به‌تیتر یک ابزار سیاسی در نزد خلفا برای فشار بر اهل بیت و شیعه‌ها بوده، واگذاری آن بوسیله مأمون نیز نماد از میل وی به قوم و قبیله اهل بیت و حقانیت آن‌ها بوده میباشد.[۶۰] خبر واگذاری فدک به صاحبان مهم آن در سروده‌های شاعران نمایان شد. به‌تیتر مثال دعبل خزاعی بعداز برگرداندن فدک به اولاد فاطمه(س) شعری سرود که مصرع اولیه آن این میباشد:
اَصْبَحَ وَجْهُ الزَّمانِ قَدْ ضَحِکاً
بِرَدَّ مَأْگیسوُنُ هاشِمَ فَدَکاً
ترجمه: برچهره فرصت لبخند شعف گرد‌همایی، بعد که مأمون فدک را به بنی هاشم برگردانید.[۶۱]

حلیت وصلت موقت: مأمون علی‌رغم مخالفت‌های جانور در جامعه اهل‌سنت، حرام بودن آن را برداشت و آن را مجاز اظهار‌کرد. ولی بعد از آنکه یحیی بن اکثم، حاکم القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به وی بیان کرد امام علی(ع) نیز تزویج موقت را حرام می‌دانست وی نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم منصرف شد.[۶۲]
ثابت برتری امام علی(ع) بر خلفا و اعلام قانونی آن: در منابع دارای اعتبار شیعه و اهل سنت آمده میباشد مأمون مجلسی با حضور ۴۰ نفر از علمای پر رنگ اهل‌سنت آن عصر برپا و با آنها درباره برتری امام علی(ع) بر دیگر خلفا مناظره کرد و در آن مناظره بر آن‌ها غلبه کرد و آن ها به برتری امام علی(ع) بعداز فرستاده(ص) اعتراف کردند.[۶۳] افزون بر آن مأمون در سال ۲۱۲ق برتری امام علی(ع) بر ابوبکر و قدمت را بیان کرد.[۶۴]
بیزاری مأمون از مدح معاویه و مجازات سبِّ علی: مامون در سال ۲۱۱ق از افرادی که معاویه را مدح می‌کردند اعلام برائت کرد و مجازات برای اشخاصی که از وی به خیر و خوبی حافظه می‌کردند، در لحاظ گرفت.[۶۵]
تصریح مأمون به تشیع خویش و پدرش هارون: اعلام تشیع مأمون بوسیله بعضی مورخین گزارش شد‌ه‌است.[۶۶] در بعضا از گزارش‌ها آمده میباشد مأمون به دور و بری ها خویش بیان کرد مذهب شیعه را از پدرش هارون فراگرفته میباشد. از وی پرسیدند: در صورتیکه هارون عباسی شیعه بود چرا اهل بیت(ع) را می‌کشت؟ مأمون در پاسخ گفته بود: «المُلکُ عَقیم» (حکومت بابا و فرزند نمی‌شناسد چه برسد به سایر افراد).[۶۷]
معارضان عقیده تشیع مأمون
تمایلات شیعی مأمون در بستر اعتزال: برخی از معارضانِ تشیع مأمون معتقدند تمایلات شیعی مأمون به جهت منش اعتزالی وی بوده میباشد؛ در زمان مأمون گروهی از معتزلیان قرابت متعددی به شیعه و علویان داشتند. آن‌ها مانند شیعه معتقد به برتری امام علی(ع) بر دیگر خلفا بودند و از ولایتعهدی امام رضا(ع) تامین و بر آن سند دادند. بر پایه ی این عقیده سفارش واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون خیر به جهت اطمینان وی به مذهب شیعه دوازده‌امامی بلکه برای وانمود کردن دوستی با آل‌علی، تداوم پشتیبانی ایرانیانِ دوستدار اهل بیت از وی و مهار قیام‌های علویان بوده میباشد.[۶۸]
تشیع مأمون از نوع تشیع عام: گردآوری‌ای نیز تشیع را به دو عهد و پیمان تقسیم کرده‌اند: عهد و پیمان ابتدا، تشیعی که مرادف ایمان خاص میباشد و خواسته از شیعه، شیعه دوازده امامی میباشد. عهد و پیمان دوم تشیع عام میباشد. یعنی هر که فقطً معتقد به خلافت بلا فصل امام علی(ع) باشد. برهمین اصل تشیع مأمون و پدرش هارون و بنی‌عباس از نوع تشیع عام میباشد.[۶۹]
مأمون شیعه امام‌کش:مرتضی مطهری مناظره مأمون با علمای اهل‌سنت در مورد برتری خلافت امام علی(ع) را معدود نظیر خوانده و گفته میباشد: «حتماً معدود‌خیس عالمی از علمای آیین به نیکی مأمون در موضوع خلافت برهان نموده باشد، [وی] در موضوع خلافت امیرالمؤمنین مباحثه کرد و همگی را مغلوب نمود.» مطهری گرایشات شیعی مأمون را غیرقابل انکار میداند ولی این نظر را دارد وی «شیعه امام‌کش» میباشد. او تشیع مأمون را از نوع تشیع عموم کوفه در زمان امامت امام حسین(ع) دانسته که سرنوشت وی را به شهیدشدن رساندند.[۷۰] آیت الله خامنه‌ای متفحص تاریخ اسلام و سیره معصومان نیز بر این اعتقادوباور میباشد که مأمون عباسی با اینکه دخترش را به امام جواد بخشید، و آن حضرت را با آن احترام و تجلیل داماد خودش کرد، البته بسیار خبیث و معاند خونى اهلبیت و فرد امام جواد بود؛ او هم‌اینگونه تشیع مأمون و دشمنی نداشتنش با اهلبیت را که دربرخی کتاب ها مذکور معمولی دلانه دانسته و بر این یقین میباشد که مأمون بعد از شهید شدن امام رضا(ع) قصدش این بود که دیگر ماجراى آل‌على را به‌تمامّى مجموع نماید؛ و خیال و خاطر میکرد زیرا امام جواد(ع) یک بچه هفت ساله‌ میباشد قادر است اورا ذیل بال و پر خودش بگیرد، به وی محبت نماید، با تربیت خودش تبارک نماید، بعد از آن هم دختر خودش را به وی بدهد که هم یک خبرکش در داخله‌ى وی گمارده و بازدارنده از خیلى از کارهاى پنهانى وی گردیده، هم اورا مرهون محبت‌هاى خودش کرده‌باشد؛ اما بدون‌شک در صورتی‌که مأمون زنده می ماند، خودش حضرت را به قتل میرساند.[۷۱]


تفتیش عقاید
مأمون در اواخر حکومت خویش برای آزمودن فقها، محدثان و قضات خویش، محاکم تفتیش عقاید را ایجاد کرد. مبتنی بر امر مأمون در سال ۲۱۸ق معتزله مأمور شدند باور اشخاص را درخصوص عبد بودن قرآن آیتم تفتیش قرار دهند؛ افرادی که اعتقادی به عبد و بنده بودن قرآن نداشتند از منصب خویش عزل گردیده و دستگیر می‌شدند. مطابق بعضا گزارش‌ها اعترافات بعضا از فقها به عبد و بنده بودن قرآن از روی واهمه بود. از این مبادرت مأمون با تیتر محنت حافظه آدرس مسجد توفیق مشهد می شود.[۵۲]

تشیع مأمون
مذهب اعتقادی مأمون یکی‌از مسائل اختلافی و چالشی مورخان شیعه، سنی و مستشرقان میباشد. تاسی وی از تشیع به معنای آنچه امامان شیعه بدان معتقد بودند، از سوی بعضا از مورخان شیعه رد می شود.[۵۳] از سوی دیگر در بعضی از منابع دارای اعتبار اهل‌سنت بر تشیع مأمون تأکید گردیده‌است؛ به‌تیتر مثال ذهبی، ابن‌کثیر و ابن‌خلدون بر شیعه‌بودن وی تصریح کرده، و در بعضی مفاد دولت عباسی را دولت شیعی معرفی کرده‌اند.[۵۴] سیوطی نیز آوازه تشیع مأمون را نقل نموده رزرو مسجد توفیق مشهد است.[۵۵]

در برخی مفاد سیاست‌ها و اقدامات مأمون در دوستی با آل علی، اتهام رافضی بودن او را از سوی معارضان داخلی خویش یعنی خویشان عباسی مستقر در بغداد به دنبال شماره مسجد توفیق مشهد داشت.[۵۶]

دلایل موافقان تشیع مأمون
در منابع تاریخی گزارش‌هایی از سیاست‌ها و تلاش مأمون در زمان خلافتش آمده میباشد که حکایت از تمایلات شیعی وی میباشد. این نوع اقدامات مأمون را می‌اقتدار در یکسری مسأله تبیین مسجد طالقانی مشهد کرد:

توصیه خلافت و ولایتعهدی به آل‌علی: مدعیان تشیع مأمون معتقدند توصیه واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون ریشه در تربیت او در فضای قرابت فکری معتزله و شیعه به‌ویژه در زمینه برتری امام علی(ع) در خلافت برمی‌شود. افزون بر آن خراسانی بودن مامان مأمون که به حقانیت امام علی(ع) و فرزندانش ایمان داشت و رشد یافتن وی نزد اهل یک محل خراسان نقش مهمی در میل وی به مذهب تشیع داشت. طبق این داعیه مأمون باایمان عهدوپیمان بست در صورتیکه بر برادرش پیروز شود، خلافت را به برگزیدگان شخص از قبیله علی(ع) واگذار می‌نماید؛ از این‌رو بعد از ناکامی امین به وعده خویش وفا کرد و امام رضا(ع) را به‌تیتر ولیعهد خویش گزینش کرد.[۵۷] این مبادرت مأمون موجب شد بعضی مورخین نظیر سیوطی او‌را شیعه افراطی بدانند.[۵۸]
بازگرداندن فدک به سادات علوی: مأمون بعداز رجوع و برگشت به بغداد و استقرار بی نقص حکومتش تصمیم گرفت فدک را به اولاد فاطمه(س) برگرداند البته مخالفت‌ها زیاد بود. از این رو ۲۰۰ نفر از علما را به گرد‌همایی‌ای دعوت کرد و از آن‌ها خواست لحاظ خویش را در ارتباط فدک ذکر نمایند. بعداز ارائه نظرها متفاوت فیض گردهمایی این شد که فدک وابسته به حضرت زهرا(س) میباشد و می بایست به وارثان اساسی آن برگردد. پافشاری مخالفین موجب شد مأمون گرد هم آیی‌ای دیگر با دعوت از علمای بیشتری از سراسر قلمرو اسلامی برگزار نماید فیض این گرد‌همایی نیز مانند گرد‌همایی ابتدا بود. از این‌رو در سال ۲۱۰ق به قثم بن جعفر والی مدینه نوشت فدک را به اولاد فاطمه برگرداند.[۵۹] به اطمینان بعضی محققان از آن‌جا که غصب فدک همواره به‌تیتر یک ابزار سیاسی در نزد خلفا برای فشار بر اهل بیت و شیعه‌ها بوده، واگذاری آن بوسیله مأمون نیز نماد از میل وی به قوم و قبیله اهل بیت و حقانیت آن‌ها بوده میباشد.[۶۰] خبر واگذاری فدک به صاحبان مهم آن در سروده‌های شاعران نمایان شد. به‌تیتر مثال دعبل خزاعی بعداز برگرداندن فدک به اولاد فاطمه(س) شعری سرود که مصرع اولیه آن این میباشد:
اَصْبَحَ وَجْهُ الزَّمانِ قَدْ ضَحِکاً
بِرَدَّ مَأْگیسوُنُ هاشِمَ فَدَکاً
ترجمه: برچهره فرصت لبخند شعف گرد‌همایی، بعد که مأمون فدک را به بنی هاشم برگردانید.[۶۱]

حلیت وصلت موقت: مأمون علی‌رغم مخالفت‌های جانور در جامعه اهل‌سنت، حرام بودن آن را برداشت و آن را مجاز اظهار‌کرد. ولی بعد از آنکه یحیی بن اکثم، حاکم القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به وی بیان کرد امام علی(ع) نیز تزویج موقت را حرام می‌دانست وی نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم منصرف شد.[۶۲]
ثابت برتری امام علی(ع) بر خلفا و اعلام قانونی آن: در منابع دارای اعتبار شیعه و اهل سنت آمده میباشد مأمون مجلسی با حضور ۴۰ نفر از علمای پر رنگ اهل‌سنت آن عصر برپا و با آنها درباره برتری امام علی(ع) بر دیگر خلفا مناظره کرد و در آن مناظره بر آن‌ها غلبه کرد و آن ها به برتری امام علی(ع) بعداز فرستاده(ص) اعتراف کردند.[۶۳] افزون بر آن مأمون در سال ۲۱۲ق برتری امام علی(ع) بر ابوبکر و قدمت را بیان کرد.[۶۴]
بیزاری مأمون از مدح معاویه و مجازات سبِّ علی: مامون در سال ۲۱۱ق از افرادی که معاویه را مدح می‌کردند اعلام برائت کرد و مجازات برای اشخاصی که از وی به خیر و خوبی حافظه می‌کردند، در لحاظ گرفت.[۶۵]
تصریح مأمون به تشیع خویش و پدرش هارون: اعلام تشیع مأمون بوسیله بعضی مورخین گزارش شد‌ه‌است.[۶۶] در بعضا از گزارش‌ها آمده میباشد مأمون به دور و بری ها خویش بیان کرد مذهب شیعه را از پدرش هارون فراگرفته میباشد. از وی پرسیدند: در صورتیکه هارون عباسی شیعه بود چرا اهل بیت(ع) را می‌کشت؟ مأمون در پاسخ گفته بود: «المُلکُ عَقیم» (حکومت بابا و فرزند نمی‌شناسد چه برسد به سایر افراد).[۶۷]
معارضان عقیده تشیع مأمون
تمایلات شیعی مأمون در بستر اعتزال: برخی از معارضانِ تشیع مأمون معتقدند تمایلات شیعی مأمون به جهت منش اعتزالی وی بوده میباشد؛ در زمان مأمون گروهی از معتزلیان قرابت متعددی به شیعه و علویان داشتند. آن‌ها مانند شیعه معتقد به برتری امام علی(ع) بر دیگر خلفا بودند و از ولایتعهدی امام رضا(ع) تامین و بر آن سند دادند. بر پایه ی این عقیده سفارش واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون خیر به جهت اطمینان وی به مذهب شیعه دوازده‌امامی بلکه برای وانمود کردن دوستی با آل‌علی، تداوم پشتیبانی ایرانیانِ دوستدار اهل بیت از وی و مهار قیام‌های علویان بوده میباشد.[۶۸]
تشیع مأمون از نوع تشیع عام: گردآوری‌ای نیز تشیع را به دو عهد و پیمان تقسیم کرده‌اند: عهد و پیمان ابتدا، تشیعی که مرادف ایمان خاص میباشد و خواسته از شیعه، شیعه دوازده امامی میباشد. عهد و پیمان دوم تشیع عام میباشد. یعنی هر که فقطً معتقد به خلافت بلا فصل امام علی(ع) باشد. برهمین اصل تشیع مأمون و پدرش هارون و بنی‌عباس از نوع تشیع عام میباشد.[۶۹]
مأمون شیعه امام‌کش:مرتضی مطهری مناظره مأمون با علمای اهل‌سنت در مورد برتری خلافت امام علی(ع) را معدود نظیر خوانده و گفته میباشد: «حتماً معدود‌خیس عالمی از علمای آیین به نیکی مأمون در موضوع خلافت برهان نموده باشد، [وی] در موضوع خلافت امیرالمؤمنین مباحثه کرد و همگی را مغلوب نمود.» مطهری گرایشات شیعی مأمون را غیرقابل انکار میداند ولی این نظر را دارد وی «شیعه امام‌کش» میباشد. او تشیع مأمون را از نوع تشیع عموم کوفه در زمان امامت امام حسین(ع) دانسته که سرنوشت وی را به شهیدشدن رساندند.[۷۰] آیت الله خامنه‌ای متفحص تاریخ اسلام و سیره معصومان نیز بر این اعتقادوباور میباشد که مأمون عباسی با اینکه دخترش را به امام جواد بخشید، و آن حضرت را با آن احترام و تجلیل داماد خودش کرد، البته بسیار خبیث و معاند خونى اهلبیت و فرد امام جواد بود؛ او هم‌اینگونه تشیع مأمون و دشمنی نداشتنش با اهلبیت را که دربرخی کتاب ها مذکور معمولی دلانه دانسته و بر این یقین میباشد که مأمون بعد از شهید شدن امام رضا(ع) قصدش این بود که دیگر ماجراى آل‌على را به‌تمامّى مجموع نماید؛ و خیال و خاطر میکرد زیرا امام جواد(ع) یک بچه هفت ساله‌ میباشد قادر است اورا ذیل بال و پر خودش بگیرد، به وی محبت نماید، با تربیت خودش تبارک نماید، بعد از آن هم دختر خودش را به وی بدهد که هم یک خبرکش در داخله‌ى وی گمارده و بازدارنده از خیلى از کارهاى پنهانى وی گردیده، هم اورا مرهون محبت‌هاى خودش کرده‌باشد؛ اما بدون‌شک در صورتی‌که مأمون زنده می ماند، خودش حضرت را به قتل میرساند.[۷۱]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 466
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه